|
شیطان از فرشتگان یا منافقان؟؟
|
|
۱۵:۵۷, ۱/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
مدتی هستش که این سوال واقعا فکرمو مشغول کرده که ذات اصلی شیطان از چیه ! آیا از فرشتها بود ؟ از جنیان بود ؟ از .... . کسی میتونه کمک کنه ، چون یکسری ایات رو وقتی کنار هم میزارم میبینم که نه از جنیا بود ونه از فرشتگان. مثلا در سوره بقره آیه 34 که خدا میفرمید همه سجده کردن بجز ابلیس. در حالی که دستور برای فرشتها بود برای سجده نه برای بقیه موجودات ،« و اذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس »بقرة / 34 درحالی که در ادامه خداوند میفرماید « کان من الکافرين »بقرة / 34 که اینجا مخالف با فرشته بودن میشه چون تا جایی که من یاد دارم فرشته ها تغییر مرتبه ندارن و در رتبه و مقام خودشون میمونن. اگه بگیم از منافقان بود پس دستگاه خدا هم نفاق وجود داره. خداوند از آدم نخست مجسمه اش را ساخت و چهل سال به همان حال باقى گذاشت. چون ابلیس لعین از او مى گذشت به آن مجسمه می گفت: «خدا تو را براى امرى درست کرده است». آن گاه عالم آل محمد (علیه السلام) فرمودند: «ابلیس با خود گفت اگر خدا مرا به سجده بر این موجود امر کند هرگز زیر بار نمى روم». تا آنجا که عالم فرمود: «آن گاه خداوند به ملائکه فرمود: «براى آدم سجده کنید». ملائکه سجده کردند و ابلیس آنچه را در دل پنهان کرده بود بیرون انداخت و حسد درونى خود را اظهار کرد و از سجده براى آدم امتناع ورزید. ترجمه المیزان، ج1، ص: 191 و 192 [b]توضیح : این روایت را تفسیر قمى (ج 1 ص 41 س 10) روایت کرده است. از دوستان هم درخواست دارم که اطلاعی ، مدرکی دارن بیان کنن تا این موضوع روشن بشه. چون اگه بگیم از منافقان بود ، بعد باید بگیم از کی منافق شد. سر فرصت اونم توضیح میدیم اما مهم این هستش که دات شیطان چیبود؟ |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۳۸, ۹/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۱ ۱۵:۳۲ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
شیطان فرشته نیست
شیطان جنی است که کافر و مشرک است همانطور که دوستان هم اشاره کرده اند در مورد جن بودنش صریح آیات قرآن کفایت می کند مانند این آیه: « وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ (کهف/50) « (بیاد آرید) زمانی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید. آنها همگی سجده کردند جز ابلیس – که از جن بود – » و در مورد کافر و مشرک بودنش هم این کلام امام صادق علیه السلام کفایت میکند که: در كافى اصول- 2: 386- باستنادش از مسعده كه شنيدم امام ششم عليه السّلام را پرسيدند از اينكه كفر قديمتر است يا شرك؟ فرمود: كفر، زيرا ابليس نخست كافر است و كفرش شرك نبود زيرا با خدا دعوى پرستش ديگرى نداشت، و پس از آن به پرستش غیر خدا دعوت کرد و مشرك شد. در آیات قرآن خداوند از معبود گرفتن هوای نفس، بتها ، اجنه و شیطان و... نهی کرده که همه ی این ها دعوت ابلیس است به تعبیری که غیر خدا را بپرستند! در باره ی پرستش اجنه: وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلائِكَةِ أَ هؤُلاءِ إِيَّاكُمْ كانُوا يَعْبُدُونَ قالُوا سُبْحانَكَ أَنْتَ وَلِيُّنا مِنْ دُونِهِمْ بَلْ كانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ «سبا- 40 و 41» (روزى كه همه را گرد آوريم سپس به فرشتگان گويد: آيا اينها بودند كه شما را مىپرستيدند. آنها گويند تو منزّهى. چون تو صاحب اختيار ما هستى نه آنان، بلكه آنان جنّيان را مىپرستيدند و بيشتر آنها به آن ايمان داشتند) در باره ی پرستش هوای نفس: «أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ» «جاثیه 23» آيا نديدى كسى كه هواى نفس خود را خداى خود قرار داده است درباره ی پرستش شیطان: أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ (60-یاسین) اى فرزندان آدم، آيا به شما سفارش نكردم كه شيطان را نپرستيد كه او مسلما براى شما دشمنى آشكار است؟ درباره ی پرستش بت ها هم که الی ماشا الله آیات داریم یک مورد را اشاره میکنم أَ فَرَأَيْتُمُ اللاَّتَ وَ الْعُزَّى (19) وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى (20) أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى (21) تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضيزى (22) إِنْ هِيَ إِلاَّ أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى (23-نجم) آيا لات و عُزا را ديدهايد؟ (19) و مَنات آن بت سومى ديگر را؟ (20) آيا شما را پسر باشد و او را دختر؟ (21) اين تقسيمى است خلاف عدالت. (22) اينها چيزى نيستند جز نامهايى كه خود و پدرانتان به آنها دادهايد. و خداوند هيچ دليلى بر آنها نفرستاده است. تنها از پى گمان و هواى نفس خويش مىروند و حال آنكه از جانب خدا راهنماييشان كردهاند. (23) |
|||
|
|
۱۴:۵۷, ۹/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۱ ۱۵:۰۸ توسط شیدا.)
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
سلام
نقل قول:از امام صادق ع نقل شده كه يكى از ياران خاصش مىگويد از امام در باره ابليس سؤال كردم كه آيا از فرشتگان بود؟ امام در جواب فرمود: «نه از جن بود، ولى همراه فرشتگان بود، آن چنان كه آنها فكر مىكردند از جنس آنان است (بخاطر عبادت و قربش نسبت به پروردگار) ولى خدا مىدانست از آنها نيست، هنگامى كه فرمان سجود صادر شد آنچه مىدانيم تحقق يافت» (پردهها كنار رفت و ماهيت ابليس آشكار گرديد) نور الثقلين، ج3 ، ص 267. این نمیتونه بیانگر نفاق شیطان باشه؟ مگه منافق به این معنی نیست که در جمعی باشی به ظاهر با آنها موافقی ولی در باطن با آنها و عقیده هاشان مخالف بوده و همدل نباشی؟ مخفی بودن ماهیتش نشان از نفاق او نیست؟ باز این سوالم پیش میاد مگه شیطان و فرشتگان از نظر ظاهری به یک صورت بودند که فرشتگان به ماهیتش پی نبردند؟ البته اونطوری که شنیدم شیطان این قابلیت رو داره که به صور مختلف تجلی کنه |
|||
|
۱۵:۰۹, ۹/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۱ ۱۵:۲۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
نه نفاقی صورت نگرفته
تا قبل از امتحان خداوند و فرمان سجده بر آدم داشته عبادت میکرده مثل باقی فرشته ها و به محض فرمان سجده بر آدم کاملاً صراحتاً و علناً بر طبق آیات قرآن طغیان میکنه و کفر میورزه البته به تعبیری شیطان در گمراه کردن مردم نفاق پیشه هم عمل میکند [سوره الأنفال (8): آيه 48] وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى ما لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ وَ اللَّهُ شَدِيدُ الْعِقابِ (48) شيطان كردارشان را در نظرشان بياراست و گفت: امروز از مردم كسى بر شما پيروز نمىشود و من پناه شمايم. ولى چون دو فوج رو به رو شدند او باز گشت و گفت: من از شما بيزارم، كه چيزهايى مىبينم كه شما نمىبينيد، من از خدا مىترسم كه او به سختى عقوبت مىكند. (48) که البته در همین گفتارش مبنی بر ترسیدن از خدا هم دروغ گو است و ایمانی به همین حرفش هم ندارد و کافر است چرا که اگر راست میگفت همین سخنان گمراه کننده را هم القا نمیکرد |
|||
|
|
۱۸:۱۶, ۹/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۱ ۱۸:۱۹ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
پاسخ به سوال شیدا :
سلام خوشحالم که مباحث رو دنبال میکنید شما فرمودید که نمیتونه نشانه نفاق باشه. من اون احادیث رو برای اثبات نفاق قرار ندادم و برای این بود که ملائک او را هم نوع خود میدانستن گفتم. در باره نفاق هم شما درست میگویید : مگه منافق به این معنی نیست که در جمعی باشی به ظاهر با آنها موافقی ولی در باطن با آنها و عقیده هاشان مخالف بوده و همدل نباشی. ایا شیطان هم عقیذه و هم دل با ملائک بود؟ ایا او از ابتدا برای تقرب به درگاه اللهی عبادت میکرد؟ چرا درخواست کرد که او را به آسمان ببرند؟ خوشحال میشم کمی در این نکات هم تامل کنید چون خیلی از مسایل در این قسمت نهفته هستش. نفاق چیست ؟ نفاق در لغت به معني شكاف و نقب زدن است و در فرهنگ قرآن و نهج البلاغه به معناي يك نوع كانال زدن شرك آميز و در پوشش در آوردن كفر است . به عبارت ديگر شرك به صورت آشكار و صريح كفر و هنگام پيچيدگي نفاق قلمداد مي گردد . |
|||
|
|
۱۸:۲۹, ۹/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۱ ۱۸:۳۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
بله برای عبادت بوده است
اما ما به گفته ی امیرالمومنین سه نوع عبادت داریم دوستان در این تاپیک:تقوا چیست؟ چگونه بدست می آید ؟ چگونه تقویت میشود؟ آثارش چیست؟ (مقاله ی ویژه)#$ ( مفصل در این مورد قبلاً صحبت شده و آن قسمتی رو که مناسب به این بحث هست رو اینجا نقل میکنم اما قبل از اون یک نکته وقتی امام معصوم تصریح بر کفر و شرک ابلیس دارد! دیگر معنی ندارد که ما از خودمان اصرار کنیم بر تکیه بر نفاق! تأکید بر کفر و شرک ابلیس است! نقل قول: در مورد کافر و مشرک بودنش هم این کلام امام صادق علیه السلام کفایت میکند که: در كافى اصول- 2: 386- باستنادش از مسعده كه شنيدم امام ششم عليه السّلام را پرسيدند از اينكه كفر قديمتر است يا شرك؟ فرمود: كفر، زيرا ابليس نخست كافر است و كفرش شرك نبود زيرا با خدا دعوى پرستش ديگرى نداشت، و پس از آن به پرستش غیر خدا دعوت کرد و مشرك شد. و وقتی امام معصوم میگوید کافر شد یعنی قبلاً مومن بوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اما در مورد سبک عبادتی ابلیس و کلّاً سه سبک عبادتی: نقل قول: ' نوشته است:سلام سلام دوست عزیز این چیزی که شما میگید معنای نفاق نیست وگرنه همه ی ما باید بریم جهنم خود امام خمینی میگه ما ترک شهوت برای شهوت بزرگتر میکنیم اینکه کسی به طمع بهشت یا خوف جهنم عبادت کنه یا به طمع مقام بالاتر معنایش نفاق نیست این میشود به گفته ی مولا علی عبادت تجار و عبادت خائفین بی شک با عبادت احرار که خدا را به این علت عبادت میکنند چون شایسته ی پرستش میابند فرسنگها فاصله دارد دو سبک عبادت اول و مراتب خلوص عبادت احرار قابل قیاس با عبادت تجار و خائفین نیست اما خداوند به فضل خود این دو نوع عبادت را هم میپذیرد و نام نفاق بر آن نمینهد! |
|||
|
|
۱۸:۳۶, ۹/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
نکته دیگر هم اینکه وقتی قران به مقام بالای ابلیس قبل از تمرد اشاره میکند . مشخص میشود نفاقی در کار نبوده . چون منافقی که نیت فاسد دارد مقام و منزلتی هم پیش خدا ندارد . و امکان ندارد کسی بتواند خداوند را گول بزند!
بلکه ابلیس در وقت امتحان نتوانست موفق شود و بر عمل اشتباه خود اصرار ورزید و توبه نکرد . مثلا میبینید که در دنیتا کسانی نفاق پیشه میکنند ولی خداوند میفرماید ما از درون و بیرون شما اگاهیم و جهنم و عذاب خوار کننده برای منافقان است . البته این نشان ا رحمت و عدالت خداوند دارد . که با این که میداند ممکن است انسان یا جنی بعدا منحرف شود پاداش عمل ایشان را میدهد . در پناه خدا |
|||
|
|
۱۹:۲۰, ۹/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
سلام خدمت دوستان بزرگوار
سوالهای بنده مبنی بر این نیست که خدای نکرده کلام معصومین بزرگوار رو قبول ندارم برای رفع ابهامه و اینکه حرف از نفاق میزنم چون این تاپیک با محوریت روی نفاق یا فرشته بودن ابلیس شروع شد به نظرتون این مطلبی که جناب mahdy30na در اولین پست گذاشته بودن هم ربطی به نفاق شیطان نداره؟ نقل قول:خداوند از آدم نخست مجسمه اش را ساخت و چهل سال به همان حال باقى گذاشت. چون ابلیس لعین از او مى گذشت به آن مجسمه می گفت: «خدا تو را براى امرى درست کرده است». آن گاه عالم آل محمد (علیه السلام) فرمودند: «ابلیس با خود گفت اگر خدا مرا به سجده بر این موجود امر کند هرگز زیر بار نمى روم». تا آنجا که عالم فرمود: «آن گاه خداوند به ملائکه فرمود: «براى آدم سجده کنید». ملائکه سجده کردند و ابلیس آنچه را در دل پنهان کرده بود بیرون انداخت و حسد درونى خود را اظهار کرد و از سجده براى آدم امتناع ورزید. ترجمه المیزان، ج1، ص: 191 و 192 |
|||
|
۱۹:۴۲, ۹/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۱ ۱۹:۵۸ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
اتفاقاً این مطلب صراحتاً تأکید بر کفر شیطان است چرا که نیت کرده اگر به آن امر شود علنی طغیان کند
این که اگر این کار خاص را خداوند امر کند زیر بار نمیروم میشود کفر و اگر سجده میکرد ولی در دل کینه داشت آن میشد نفاق!!!!!!!!!!!!!!!!!! اتفاقاً در ادامه ای کلام ابلیس به خداست که: از قصص الانبياء، از امام صادق علیه السلام روايت كرده كه فرمود: ابليس مامور شد بسجده بر آدم، در جواب عرضه داشت: پروردگارا بعزتت سوگند مرا از سجده بر آدم معاف بدار، و من در عوض تو را عبادتى بكنم كه تا كنون احدى مثل آن عبادتت نكرده باشد، خداى تعالى فرمود: من اطاعت بر طبق اراده و خواست خودم را دوست ميدارم مهمترین نکته ی این داستان به نظر حقیر این است که: اگر ریشه عبادت حب خدا و محبوبان خدا نباشد در پیچ امتحانات انسان چپ میکند! چون تا حب الذات بیشتر از حب خدا و محبوبان خدا بباشد عبادت خالص نمیشود و عبادتی مایه ی رستگاری هست که خالص باشد عمیقاً به این آیه بیاندیشید دوستان: قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ في سَبيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ (24-توبه) بگو: اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و زنانتان و خويشاوندانتان و اموالى كه اندوختهايد و تجارتى كه از كساد آن بيم داريد، و خانههايى كه بدان دلخوش هستيد براى شما از خدا و پيامبرش و جهادكردن در راه او دوست داشتنىتر است، منتظر باشيد تا خدا فرمان خويش بياورد. و خدا فاسقان را هدايت نخواهد كرد. (24) به هر حال در پایان هم بگم که آنچه مسلم است این است که همینک ابلیس کافر است و مشرک است و منافق دلایلی و آیات و روایاتش هم ذکر شد و باز به نظر من آنچه برای ما باید مهم باشد این که حالا این لعنتی (ابلیس) از چه قماشی هست خیلی مهم نیست مهم این است که ما بدانیم چرا به این فلاکت افتاد و از خدا بخواهیم و با توسل به اهل بیت تلاش کنیم که خودمان گرفتار این عقوبت ها نشویم وگرنه اگر صرفاً بخواهیم هرکول پوارو وار و خانوم مارپل گونه بریم دنبال این سوالات صرفاً برای اینکه ببینیم ابلیس چن بوده یا فرشته یا منافق هست یا کافر به قول استاد ما این سوالات بیشتر سوالات بازیگوشی هست که خیلی به درد بندگی ما و آخرت ما نمیخوره! سوالهای بازیگوشی.... |
|||
|
۲۰:۳۳, ۹/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۱ ۲۱:۱۰ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
من هم قصدم این نیست که اثبات کنم جن بود یا خیر. چون احادیثی و داریم که بیان داشت ولی مراد من این بود که چطور این ها رو با هم در کنار هم و قران قرار بدیم. در باره نتیجه ای که شما گرفید هم ممنون.
[b] [/b] (۹/شهریور/۹۱ ۱۹:۴۲)علی 110 نوشته است: [b] «کان من الجن » که تکلیف رو روشن میکنه.اما اینکه چرا در بین فرشتگان قرار میگیره سوال ایجاد میکنه .چون اگه جن رو به همون معنایی جن بودن در نظر بگیریم میشه داتش اما ایا معنای خود جن رو نمیتونیم در نظر بگیریم با توجه به اینکه معنای مخفی بگیریم ( خودش رو در میان اونها مخفی میکرد.) متاسفانه بعضی از متنهایی که قرار میگیرن تا حدی از سیر اصلی خارج شده و باید روش کار کرد و نمیشه سطحی جواب داد. امید وارم همراه گرامی علی 110 هم با ملایمت همراه ما و کمک حال باشند. یک نکته در باره از کافران بود: اگه کفرش از قبل بود میشه « کان من الکافرین » و کان به معنای ثبوت میشه . اگه تازه کفافر شد باید میفرمود « یکونُ من الکافرین » و اینجا دیگه کان معنا پیدا نمیکنه. تازه اگه بگیم تازه از زمان سجده و اعتراض اون به خدا کفرش روع شده با « کان » نمیخونه. [b] در باره نفاق هم : [/b] [b] تبطن الكفر وأظهرت الإسلام [/b] [b]عزیزان استنباطی که میکنم دلیل بر مطلق بودن کلام من نیست. میگم میشه از این آیه « و اذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس کان من الکافرين »بقرة / 34 استفاده کرد برای نفاق شیطان. [/b] [b]معنى لغوى كفر = راغب در مفردات مى گويد: كفر در لغت پوشيدن چيزى است . شب را كافر گويند كه اعيان اشخاص را مى پوشد و زارع را كافر خوانند كه دانه را در خاك نهان سازد. كفر و كفران نعمت ، نهان كردن آنست در برابر شكر كه اظهار آنست - تا آنكه گويد: كافر يعنى ساتر و نهان كننده حق و از اين رو كافر فاسق باشد و كفر مطلق بزرگترين فسق است و مقصود از آن كسى است كه انكار حق خدا كرده و از فرمان او رو برتافته باشد. و هر كار خوبى از ايمان و هر كار بدى از كفر باشد.... . كفر از شرك پيشتر و پليدتر و بزرگتر است [/b] زراره از امام باقر (عليه السلام) روايت كرده كه آن حضرت فرمود: [b] بخدا سوگند كه كفر از شكر پيشتر و پليدتر و بزرگتر است . [/b] [b] سپس كفر ابليس را كه خداوند امر كرد بر آدم سجده كند و او ابا كرد بيان نمود و فرمود: پس كفر اعظم از شرك است ، و هر كه ديگرى را بر خدا گزيند و از اطاعت او سر باز زند و مرتكب گناهان كبيره شود او كافر است و كسى كه دينى بجز دين مؤمنان علم كند پس او مشرك است مجلسى (ره ) در شرح اين حديث گفته است آنچه از اخبار بدست مى آيد غرض بيان كفر كسى است كه امامت اميرالمؤمنين على (عليه السلام) را انكار نموده و بر او پيشى گرفته و با او جنگيده و چنين كسى از مشرك پليدتر است و شرك آنست كه براى خدا از خلق او شريكى بتراشد در عبادت يا طاعت اعم از اينكه از راه عناد باشد يا از نادانى و گمراهى ، و فرموده ترك طاعت خدا دانسته و فهميده از روى عناد و تكبر از شرك پليدتر است زيرا همان گناه ابليس است كه نخستين گناه و خلاف است كه ظاهر شد. [/b] [b] مفهوم نفاق [/b] راغب اصفهاني در مفردات صفحه 811 در تعريف لغوي نفاق مي نويسد: [b]«نفاق عبارت است از داخل شدن در دين از يك در و خارج شدن از در ديگر و برهمين معنا قرآن اشاره داردكه فرمود: «ان المنافقين هم الفاسقون» اي الخارجون من الشرع (خارج شوندگان از دين)». [/b] [b]بنابراين به كسي كه وارد دين اسلام نشده «منافق» اطلاع نمي شود. منافق شخصي است كه برحسب ظاهر، دين را پذيرفته و با پوشش دين مي خواهد به آن ضربه بزند. [/b] [b]از اين رو منافق هم از يك جهت دين را پذيرفته و از جهتي ديگر از دين خارج شده است. (آسيب رساندن او به دين در واقع خروج اوست). [/b] [b]درباره معناي اصطلاحي نفاق نيز آمده است: «النفاق اظهار الايمان با للسان و كتمان اللكفر بالقلب، اظهار ايمان با زبان و مخفي كردن كفر با قلب را نفاق مي گويند. |
|||
|
۲۱:۱۲, ۹/شهریور/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۱ ۲۱:۱۳ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
نه به جز این آیه از قرآن صریح بسیاری از روایات ذکر کرده که از طایفه ی اجنه هست ابلیس و هیچ ربطی ابداً طایفه فرشتگان ندارد
بعلاوه کان من الجن یعنی از جنیان بود از طائفه ی جنیان بود کلاً آنچه در این تاپیک حقیر باید میگفتم گفتم موفق باشید |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |










