|
سیمای یک مدیر نمونه
|
|
۲:۱۹, ۲/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اردیبهشت/۹۲ ۱۴:۴۶ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم این قرآن در حكم یك عهدنامهای است از سوی خداوند به بندگانش . بر مسلمان تكلیف است كه با قرآن ارتباط مستمر داشته باشد، بر او بنگرد، تلاوت كند، تدبر كند، راه هدایت بیاموزد و قرآن چراغی فراروی او در پیمودن صراط مستقیم باشد. (۲۹/مهر/۹۱ ۵:۴۳)مجید املشی نوشته است: اسلام ديدگاه محدود مادي حاكم به تئوريها را در اصول مديريت و رفتار سازماني رد ميكند و با طرح موضوع دوساحتي بودن انسان، بر ديدگاه الهي و نقش عوامل معنوي نيز تأكيد دارد. در تاپیک 300 نکته در مدیریت اسلامی به بیان نکاتی که در اصول مدیریت اسلامی در حد چند خط و به صورت کاربردی مورد استفاده می توانست باشد اشاره کردیم. مراجعه به سخنان امام علی (علیه السلام) و روش و سيره عملي حضرت اصول متعددي براي مديريت كارآمد به دست مي آيد و همچنین سوره ی حضرت یوسف(علیه السلام) در راستای مشخص نمودن سیمای یک مدیر و بیان ویژگیهای انان بسیار هدایت کننده و راهگشاست.در این تاپیک قصد داریم تا به بیان هشدارها و خطرهایی که برای یک مدیر وجود دارد و همینطور اخلاقیاتی که باید مورد توجه باشد بپردازیم. برای عزیزانی كه میخواهند با درسآموزی و پندآموزی از قرآن مدیرانی موفق با سیمایی قرآنی در حكومت اسلامی باشند و همچنین برای خودمان که بتوانیم به قدرت تشخیص مناسبی برای شناخت این مدیران برسیم. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۵:۱۹, ۵/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۵/اسفند/۹۱ ۱:۲۳)dinpajoohan نوشته است: سلام دوست عزیز با تمام صحبت های شما موافق هستم و انصافا دین اسلام و کتاب قرآن بهترین تعالیم را نه تنها در زمینه مورد بحث بلکه در تمام زمینه های اقتصادی اجتماعی و سیاسی و .......داراست .اما متاسفانه امروزه جوونای ما علم را فقط از دهان فلان استاد غربی یا کتاب فلان استاد آمریکایی یا... میبینن و دریغ از اینکه چه منبع پر و ارزشمندی را خود دارند. سلام به شما البته به نظر میرسه یکی از مهترین دلایل این مسئله عدم تبیین درست این علوم بوده. خوشبختانه ی کارهای خوبی در این زمینه در حال انجام هست. وقتی مشخص بشه چقدر با منابع غنی در اختیارمان میتوان در تبیین علوم موفق بود، نگاه بعضی هم طبیعتا تغییر خواهد نمود. (۱۰/آبان/۹۱ ۸:۱۴)مجید املشی نوشته است: امید است که با تبیین مفاهیم عمیق قرآنی به توان در راه برقراری یک حکومت اسلامی با تمامی معیارهای اصیل آن ثمربخش بود.
|
|||
|
|
۱۳:۳۵, ۵/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/اسفند/۹۱ ۱۳:۳۷ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
7. دوري از بدرفتاري اخلاق تند و طلب كارانه ی مدیر ، فضاي هر سیستم را به جهنم رفتاري تبديل مي كند. او بايد بسترسازي كند و سازمان را به سمت فرهنگ متعادل رفتاري سوق دهد، نه اين كه خود پرخاش گر و تندخو باشد. امام علی (علیه السلام) مي فرمايد: بدرفتاري ، آفت زمامدارا ن [مديران جامعه ] است . غررالحكم 307:2 8. مهرباني همان طور كه خشونت براي مدير زيبنده نيست ، قاطعيت ، اصل مسلّم براي بالا بردن كيفيت كار و بهينه سازي رفتارها در سازمان است . در كنار قاطعيت ،عطوفت و مهرباني بجا و مناسب ، بسيار مؤثر و مفيد است . مدير با به كار بردن مهر و عطوفت ، از دريچه قلب ها وارد شده و سازمان را مالامال از تعهد وفداكاري مي كند. اميرمؤمنان (علیه السلام) در اين باره مي فرمايد: مهم ترين ركن سياست ، مهرباني است . امام علي (علیه السلام) در عهدنامه مالك اشتر بر اين نكته تأكيد فراوان دارند كه : مهرباني با مردم را پوشش دل خويش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش . |
|||
|
|
۸:۲۸, ۶/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/اسفند/۹۱ ۱۰:۰۴ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
9. مصمم بودن در اجرا مدارا از ويژگي هاي مهم در ارتباطات مدير و دیگران به شمارمي رود که با قاطعيت منافات ندارد. قاطعيت از ريشه « قَطَع » و به معناي برش داشتن است . مدير شايسته كسي است كه كم تر دچار ترديد و ضعف شود. البته ممكن است بعضي تصميم ها درست نباشد؛ زيرا انسان ها از خطا مصون نيستند؛ اما آن چه با كوشش و صلاح انديشي حاصل مي شود، بايد باقاطعيت انجام گيرد، زيرا تزلزل مدير، موجب سستي و كاهش نيروي زيردست وي خواهد شد. 10 . توانايي انسجام دهي و حفظ سیستم حفظ جامعه و سازمان ، از ويژگي هاي مديريت كارآمد است . امام علي (علیه السلام)مي فرمايد: بايد از تفرقه پرهيز كرد؛ چه اين كه افراد تكرو و جدا شده ، دستخوش اميال شيطاني مي شوند؛ همان طور كه گوسفند تك افتاده ، طعمه گرگ مي شود. |
|||
|
|
۱۱:۵۳, ۷/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/اسفند/۹۱ ۱۰:۰۶ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
11. نظم آراستگي و پيراستگي را كه شامل نظم ، پاكيزگي ، زيبايي ، ايمني ، بهداشت و انضباط است ، در محيط كار اعمال كنيد. زيرا اين كار موجب بالا رفتن روحيه ، و در نتيجه افزايش بهره وري و كيفيت مي شود. سازمان را از اساس ،يك رشته روابط منظم و عقلايي بين افراد دانسته اند و فراگرد منظم آن رامي توان جريان منظم و متوالي فعاليت بشري براي انجام كاري يا شغلي از ابتداتا انتها بيان كرد. امام علي (علیه السلام) درباره اهميت نظم مي فرمايد: شما را به تقواي الاهي و نظم در كارهايتان سفارش مي كنم . دستور ويژه آن حضرت درباره رعايت نظم در مديريت ، فرازي ازعهدنامه مالك اشتر است كه امام فرموده اند: كار هر روز را در همان روز انجام ده زيرا هر روزي كاري مخصوص به خود دارد. 12 . تعهد در برابر هدف براي گردش كار سازمان و امور آن ، بايد هدف گذاري و برنامه ريزي سنجيده و سازمان دهي عاقلانه داشته باشيم و به آن متعهد باشيم . امام علي (علیه السلام) مي فرمايد: كسي كه در طريق يك هدف نباشد، حيله هاي ديگران او را شكست مي دهد. حضرت در جاي ديگر مي فرمايد: جان خويش را در راه اين مسؤوليت كه خداوند بر عهده تو نهاده است ،نثار كن . |
|||
|
|
۱۰:۱۲, ۹/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
13 . رفتار ملايم
مقصود از رفتار ملايم ، مدارا و انعطاف پذيري با افراد در موقعيت هاي مقتضي است . واژه رفيق از ريشه « رفق » به معناي كسي است كه بسيار مدارا مي كند، و اطلاق رفيق به خداوند متعال نيز از اين باب است كه با بندگان خود بسيار مدارامي نمايد. حضرت علي (علیه السلام) رفق را سبب آسان شدن دشواري ها دانسته است ،آن جا كه مي فرمايد: ، رفق و مدارا سختي ها را آسان مي كند. كسي كه بر سازمان يا گروهي مديريت دارد، نيازمند آن است كه ديگران از او پيروي كنند، و اين امر، در پرتو رِفق ميسر است. مديري كه در رفتار خودبا ديگران غضبناك شود، تشخيص درستي نخواهد داشت ؛ تعادل روحي وقواي نفساني را از دست داده ، واقعيت ها را درست نمي فهمد، چرا كه بر اساس ذهنيات خود عمل مي كند و دچار توهم مي شود؛ بدين سبب ، دستورهاي غيرمنطقي صادر مي كند و به جاي حل مشكلات ، بر معضلات مي افزايد. چنين وضعيتي سبب ايجاد بحران در سازمان ، و نفرت اعضا از او و اختلال درارتباطات خواهد شد. امام (علیه السلام) مي فرمايد: مؤمن با مردم الفت مي گيرد و با ايشان مهرباني مي كند. پيامبراكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نيز مي فرمايد: دل ها به اقتضاي فطرت ، كسي را كه به آن ها نيكي كند، دوست دارند، وبه شخصي كه به آن ها بدي كند، كينه مي ورزند. در قرآن كريم آمده است : نفرستاديم تو را مگر اين كه براي عالميان رحمت باشي . نقش حاكميت بر قلب ها كه نتيجه اعتقاد و عمل به ارزش هاي اخلاقي است ، دراعمال مديريت بروز بيش تري دارد؛ البته محبت و مهرباني با كاركنان به اين معنا نيست كه با هر كس طبق خوشايند او عمل شود. محبت آن است كه باحقيقت توأم باشد. محبت خيررساندن است ؛ در غير اين صورت ، نوعي دورويي به شمار مي رود؛ البته مدير ضمن برخورداري از حالت جاذبه ، ازويژگي دافعه نيز در جاي خود نبايد غفلت كند. |
|||
|
|
۱۶:۰۴, ۱۰/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اسفند/۹۱ ۱۶:۰۶ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
14. انتقادپذيري
انتقاد از ماده نقد، و نقد در لغت به معناي وارسي كردن و جدا كردن « سره از ناسره » است . چون گفته مي شود « نَقَّدت الدراهم » يعني درهم ها را ، وارسي كردم تا خوب را از بد جدا سازم . انتقاد، عمل جداسازي است . حضرت علي (علیه السلام) در اهميت انتقادپذيري مدير و زمامدار جامعه مي فرمايد: برخوردت با كارگزاران ، به گونه اي باشد كه جرأت داشته باشند عيوب تو را يادآور شوند. امام يادآور مي شود كه انتقاد بايد از روي خيرخواهي باشد، نه به قصدبرتري جويي ؛ چرا كه انتقاد با عيبجويي فرق دارد، و عيبجويان فقط درصدد تضعيف هستند. حضرت مي فرمايد: از رعيت ، آنان را كه عيبجوترند، از خود دور كن . امام جواد (علیه السلام) درباره تذكّر و انتقاد مثبت مي فرمايد: مؤمن ، نيازمند توفيق از خدا و اندرزگويي از خويشتن خود و پذيرش از كسي است كه او را نصيحت مي كند. |
|||
|
|
۱۰:۲۸, ۱۲/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اسفند/۹۱ ۱۰:۲۹ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
15 . آينده نگري
امروزه در سازمان ها و هر سیستمی درباره برنامه ريزي صحبت مي شود كه جملگي آينده مطلوب و بهينه سازماني ومديريتي را رقم مي زنند. اسلام همان گونه كه مسلمانان را به شناخت گذشته سفارش و تشويق مي كند، به آينده نگري نيز توجه مي دهد؛ زيرا اگر سرگذشت گذشتگان و رويدادهاي اقوام و ملل گوناگون جهان را بخوانيم و اززيبايي هاي آن براي زندگي و آينده خويش بهره نگيريم ، تاريخ را تنها براي سرگرمي و وقت گذراني خوانده و كار بيهوده اي انجام داده ايم . مديري كه بر مسند مديريت نشسته ، نبايد خود را از نگرش به آينده جداسازد؛ همان گونه كه از گذشته نبايد غفلت كند؛ چون تنها زماني مي تواند درمسير حركت ، با شتاب بيش تر، اشتباه و خسارت كم تر، روح آرام تر و اميدفراوان تر، به كام يابي و پيروزي دست يابد كه آينده را شناخته و براي هرلحظه اش برنامه و آهنگي مناسب را آماده كرده باشد. مديران آينده نگر،هميشه از زمان جلوترند و نيازها و مشكلات كار را بررسي مي كنند و امكانات لازم را از پيش تدارك مي بينند؛ در نتيجه ، ميزان كام يابي آنان بيش تر مي شود. امام علي (علیه السلام) مي فرمايد: چشم دل انسان خردمند [آينده نگر]پايان كارش را مي بيند و نشيب وفراز خويش را مي شناسد؛ هر كه از پيش به استقبال رود، بينا مي شود، و هر كه پشت كند،سرگردان مي ماند؛ خردمندترين مردم كسي است كه در عاقبت كارها بيش تر بنگرد. از ويژگي هاي مديران مؤمن ، آينده نگري براي پيشگيري از نگراني هاي آينده است . امام علي (علیه السلام) مي فرمايد: از ويژگي هاي مؤمنان ، آينده نگري است [مؤمنان كساني اند كه آينده خويش را مي شناسند ]. اسلام براي عاقبت نگري در كارها، كه از اصل آينده نگري سرچشمه مي گيرد، اهميت فراواني قائل است ؛ بنابراين ، بخشي از كام يابي هاي مدير به اين موضوع بستگي دارد كه براي آينده تا چه مقدار برنامه ريزي كرده وانديشيده است . يكي از نتايج عاقبت انديشي و آينده نگري مديران در جوامع ،آرامش خاطر و جلوگيري از پشيماني است . |
|||
|
|
۱۵:۱۷, ۱۴/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/اسفند/۹۱ ۱۵:۲۱ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
16 . رعايت اعتدال در امور
ميانه روي ، شرط كام يابي و پيروزي است . اعتدال بايد در همه مسائل وحالات مراعات شود. افراط و تفريط مشكلاتي را در سازمان پديد مي آوردكه برطرف كردن آن ها با سختي همراه خواهد بود. امام علي (علیه السلام) در خطبه معروف به همام ، يكي از ويژگي هاي پرهيزگاران را ميانه روي مي داند. همچنين در نامه اي به يكي از فرمانداران خود به نام عمر بن ابي سلمه ارحبي كه در فارس حكومت مي كرد، مي نويسد: مردم با ما هم پيمانند؛ پس در رفتار با آنان ، نرمي و درشتي را به هم آميزو رفتاري معتدل را در نزديك كردن و دور كردن مراعات كن . حضرت در كلامي ديگر مي فرمايد: نادان ، هميشه تندرو يا كندرو است . امام علي (علیه السلام) حدود 32 بار از ميانه روي سخن گفته است كه این خود جای بسی تامل دارد !!! |
|||
|
|
۱۵:۰۱, ۲۶/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۲/اسفند/۹۱ ۲:۱۹)مجید املشی نوشته است: مراجعه به سخنان امام علی (علیه السلام) و روش و سيره عملي حضرت اصول متعددي براي مديريت كارآمد به دست مي آيد و همچنین سوره ی حضرت یوسف(علیه السلام) در راستای مشخص نمودن سیمای یک مدیر و بیان ویژگیهای انان بسیار هدایت کننده و راهگشاست. تا بدین جا بعضی از ویژگی های شاخص رابرای یک مدیر از کلام امام علی(علیه السلام) بیان کردیم. در ادامه به سوره ی حضرت یوسف(علیه السلام) و مواردی که در این سوره به توصیف سیمای مدیران نمونه اشاره شده است خواهیم پردخت. «و اینگونه پرودگارت تو را برمیگزیند واز تعبیر خوابها (و سرانجام امور) تو را آگاه میسازد و نعمتش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام میكند. همان گونه كه پیش از این بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام كرد. همانا پرودگارت دانای حكیم است.» نظام مبتنی بر شایستگی ارزش انسان به سن و سال نیست، ممكن است كسی از نظر سنّی كوچك باشد ولی از نظر خصلتها و ارزشها والاتر باشد. (همچون یوسف كه كوچكتر از برادرانش بود.) «یجتبیك ربّك» علوم مهم و دانشهای كلیدی و اساسی را نباید به هر كس آموخت؛ اوّل باید افراد لایق را گزینش كرد و سپس علوم را در اختیار آنان قرار داد. (خداوند در این آیه، اول فرمود: «یجتبیك» یعنی تو را گزینش كرد، بعد فرمود: «یعلّمك» یعنی به تو آموزش داد.) «یجتبیك ربّك و یعلّمك» |
|||
|
|
۲۱:۵۴, ۸/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
اُقْتُلُواْ یُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضاً یَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِیكُمْ وَ تَكُونُواْ مِن بَعْدِهِ قَوْماً صَالِحِینَ«9» «برادران به یكدیگر گفتند: یوسف را بكشید یا او را به سرزمینی دور بیافكنید تا توجّه پدرتان مخصوص شما شود و پس از انجام طرح (با توبه) گروهی شایسته باشید.» آثار و نتایج پیش بینیهای غلط فكر خطرناك، انسان را به كار خطرناك میكشاند. «لیوسف... احبّ... اقتلوا» برخورد با رقبا از منظر كوته نظران، حذف فیزیكی و كشتن رقیب، بهترین راه است. «اقتلوا یوسف» علم وآگاهی همراه با ایمان و تقوا علم و آگاهی، همیشه عامل دوری از انحراف نیست، بلكه ایمان و تقوا لازم است. آری، برادران با آنكه قتل یا تبعید یوسف را بد میدانستند؛ «تكونوا من بعده قوماً صالحین» امّا اقدام كردند. پرهیز از تبعیض احساس تبعیض در محبّت از طرف فرزندان، آنها را تا حدّ برادركشی سوق میدهد. (گرچه شدّت علاقه پدر به یوسف بیدلیل نبود، بلكه به خاطر كمالات او بود، ولی برادران احساس تبعیض كردند وخیال كردند علاقهی بیدلیل است وهمین احساس، آنان را به توطئه وادار كرد) «احبّ الی ابینا... اقتلوا» راه پذیرفته شدن انسان، خواهان محبوبیّت است و كمبود محبّت مایه بزرگترین خطرات و انحرافات است. (برادران گفتند: با نابودی یوسف، توجّه پدرتان مخصوص شما میشود.) «یخل لكم وجه ابیكم» با اینكه قرآن راه كسب محبوبیّت را ایمان و عمل صالح معرّفی میكند؛ «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرّحمن ودّا» امّا شیطان، راه محبوب شدن را برادركشی ترسیم میكند. «اقتلوا...یخل لكم وجه ابیكم» انسان در برخورد با نعمت، چهار حالت دارد: حسادت، بُخل، ایثار، غبطه. اگر پیش خود گفت: حال كه ما فلان نعمت را نداریم، دیگران هم نداشته باشند، حسادت است. اگر گفت: فقط ما برخوردار از این نعمت باشیم ولی دیگران نه، این بُخل است. اگر گفت: دیگران از نعمت برخوردار باشند، اگر چه به قیمتی كه ما محروم باشیم، این ایثار است. اگر گفت: حالا كه دیگران از نعمت برخوردارند، ای كاش ما هم بهرهمند میشدیم، این غبطه است. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







