کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دکتر محمد مصدق از لژ فراماسونری آدمیت تا کودتای 28 مرداد
۱۷:۱۱, ۵/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/مرداد/۹۱ ۹:۳۳ توسط ANTI satan.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم




بازخوانی گوشه‌هایی جنجالی زندگی محمد مصدق‌السلطنه


[تصویر: o39oad28dhwl4sn556lj.jpg]


قسم نامه ی فراماسونی بودن مصدق به هیچ روی قابل كتمان نیست. هم چنان كه سعی در بی ارزش نمودن متن قسم نامه مصدق نیز راه به جایی نمی برد، آن كه بخواهیم مصدق را از اعضای غیر فعال و دیده ناشدنی لژ آدمیت بدانیم، به هیچ روی توجیه كننده امضای او نمی باشد. مصدق به خواسته ی خود پای سوگند نامه این لژ را امضا می كند و سوگند به وفاداری مادام العمر به آن می خورد.


از نقاط مه آلود تاریخ ایران، ماجرای ملی شدن صنعت نفت است كه هنوز هم زخم های این تغییر و جا به جایی گه گدار سر باز می كند و گریبان گیر عام و خاص میشود. در این نوشته سعی بر آن ست كه بر نقش دكتر محمد مصدق در این نقطه از تاریخ ایران، نگاهی نو و حقیقت بینانه داشته باشیم.


خانواده و ثروت مصدق

دكتر محمد مصدق در تاریخ29/2/1361 ه.ق در تهران به دنیا آمد. پدرش میرزا هدایت الله وزیر دفتر و مادرش ملك تاج خانم (نجم السلطنه) از نوادگان فتحعلی شاه قاجار بود.
مصدق قجر زاده ای بود كه از نظر مالی جزو مالكین بزرگ و اشرافی به حساب می آمد و روستای بزرگ او در احمد آباد بخشی از ثروت عظیم او را تشكیل می داده است. قسمت های زیادی از خیابان كاخ (فلسطین) به صورت منزل شهری و املاك و مستغلات استیجاری او بودكه از جمله یكی از این ساختمان ها را در زمان نخست وزیری خود به اداره ی اصل 4 ترومن (كه لانه ی جاسوسی امریكا در ایران بود) اجاره داده بود.


فراماسونر بودن مصدق

قسم نامه ی فراماسونی بودن مصدق به هیچ روی قابل كتمان نیست. هم چنان كه سعی در بی ارزش نمودن متن قسم نامه مصدق نیز راه به جایی نمی برد، آن كه بخواهیم مصدق را از اعضای غیر فعال و دیده ناشدنی لژ آدمیت بدانیم، به هیچ روی توجیه كننده امضای او نمی باشد.
مصدق به خواسته ی خود پای سوگند نامه این لژ را امضا می كند و سوگند به وفاداری مادام العمر به آن می خورد. باید پذیرفت كه مصدق نیز چون فروغی و سپهسالار به آن لژ پیوسته و از سوی پدر همسر (میر سید زین العابدین امام جمعه كه از رؤسای لژ فراماسونری بود)، خواهرزاده (سهام السلطنه بیات)، داماد(متین دفتری) و از سوی دیگر فراماسون ها حمایت بسیار می شده است.
چه كسی می تواند كتمان كند كه فراماسون ها جاده صاف كن استعمار غرب بوده اند و این "قانون" روزنامه سیاسی و ضد استبدادی میرزا ملكم خان بود كه به منظور برقراری ارتباط با انگلیس و ایجاد حاكمیت سیاسی آنان با سلطنت قاجار مخالفت هایی می كرد و نه به منظور نامشروع و نامقبول دانستن نفس سلطنت و دیكتاتوری شاهان قجری.


این روزنامه رسماً در تشكیلات "كمپانی انطباعات شرقی" لندن چاپ می شد كه چاپخانه رسمی وزارت مستعمرات انگلیس بوده است . بی جهت نبود كه سناتور معدوم محسن خواجه نوری كه به جرم اشاعه فساد و وابستگی به شبكه فراماسونری در دادگاه انقلاب محاكمه می شد به همین نكته اشاره كرد كه: «اگر فراماسونر بودن من قابل مجازات است، چرا از مصدق تجلیل میشود؟! » (روزنامه كیهان شماره10810 در تاریخ 28/6/1358)
یحیی دولت آبادی نیز در خاطرات خود اشاره به این موضوع دارد كه مصدق جدای از آنكه روابط نزدیكی با فراماسونرها و اعضای كابینه های آنان داشته، از كمك به رضاخان هم دریغ نداشته چنان كه به گفته او: «به پیشنهاد یكی از تجار به نام حاج میرزاعبدالرحیم قزوینی برای كمك به رضاخان یك هیئت 8 نفری تشكیل دادیم كه در امور اقتصادی، اجتماعی و سیاسی او را كمك و یاری دهیم كه تركیب این 8 نفر قابل توجه است: سید حسن تقی زاده- حسین علاء- محمد علی فروغی- حاج مخبرالسلطنه هدایت-مستوفی الممالك-مشیر الدوله- مصدق السلطنه و حاج میرزایحیی دولت آبادی.» (خاطرات یحیی دولت آبادی ج.4 ص.40)


همراهی با انگلیس در پوشش مخالفت با دربار

[تصویر: x7y1zwvw96c5qtglalem.jpg]


مصدق پس از خاتمه ی ماموریت فرمانفرما (دایی مصدق) در فارس، با حمایت و حیله انگلیسی ها جای در پای فرمانفرما می گذارد و سپس به مركزنشینان قاجاریه اطلاع می دهد كه به قوای ملی و مردم فارس متكی است و نه به مركز نشینان! (زندگی نامه مصدق صفحه108)
گرچه عده ای این كار مصدق را وطن پرستی می دانند ولی شاید بتوان گفت از این طریق بود كه مصدق توانست به انگلیسی ها در راه هدفشان مبنی بر جدا ساختن فارس، خوزستان، كرمان و بلوچستان از سلطه مستقیم حكومت مركزی ایران كمك كند، هم چنان كه آنان بعدها در تلاش برای عملی كردن قرارداد1915 (تقسیم ایران به دو منطقه نفوذی) برآمدند.


در برابر وطن پرستان!

درست در زمانی كه مبارزان شجاع تنگستانی، پلیس جنوب را به دستور علمای نجف و شیراز در مخاطره قرار داده بودند، ماموران انگلیس به مصدق مراجعه می كنند و ناراحتی خود را از این مسئله بیان می دارند مصدق به آنها گوشزد میكند كه:‌ «شما در مقام مقابله با تنگستانی ها برنیایید، برای اینكه نسبت به شما كینه پیدا خواهند كرد ما خود آن ها را مجازات می كنیم تا نظر شما تامین شود.» متن اعترافات مصدق در مذاكرات مجلس دوره چهاردهم شورای ملی حاكی از این تفكر و تصمیم بوده است.


نخست وزیری مصدق؛ ضربه به نهضت

اما گذشته از این پیشینه كه جای بحث مفصل دارد وآن را به مجالی دیگر وا می گذاریم، دوران پر مناقشه دیگر در زندگی مصدق، دوران نخست وزیری اوست. او در اردیبهشت 1330، پس از قتل رزم آرا و استعفای حسین علاء، (كه به دلیل مبارزات نیروهای مذهبی نظیر فدائیان اسلام صورت گرفته بود) مصدق توانست به نخست وزیری برسد.
شاید در آن بحبوحه كه از عمر جبهه ملی چندان نمی گذشت و به رهبری مصدق و كاشانی، فعالیت های خود را بر بنای آزادی نفت از یوغ انگلیس گذارده بود هچكس فكر نمی كرد كه مصدقی كه پس از سوار شدن بر نیروی مذهبی و انقلابی مردم توانسته بود به قدرت برسد با سركار گذاردن فراماسون ها در پست های كابینه خود این چنین به انگلیسی ها روی خوش نشان بدهد. اگر چه عموم مردم مصدق را فردی ضد انگلیسی می دانند ولی ظاهراً خود مقامات انگلیس چنین نظر نداشته اند. مثلاً در یكی از اسنادی كه از خانه یك جاسوس بلندپایه انگلیس به نام سدان كشف شد آمده بود كه «موریس» وزیر امور خارجه دولت انگلستان این گونه گفته است كه: «در این منطقه -خاورمیانه- چیزی كه برخلاف نظر و سیاست انگلستان باشد اتفاق نیفتاده است. » (اسناد خانه ی سدان صفحه196)


دلیل این حرف شاید آن بودكه اگر كارمندان انگلیسی از ایران خارج شدند كارگزاران انگلیسی با شناسنامه ایرانی در كابینه دولت مصدق جای گرفته بودند و كارگردانی پشت صحنه جریانات را به عهده داشته اند؛ مثلاً متین دفتری، داماد مصدق،عضو هیئت مدیره نفت كه بر اساس اسناد كشف شده از خانه سدان نقش فعال در ارتباط با انگلیس ها داشته است؛ شاپور بختیار،كه پس از سال ها جاسوسی و كشف سند جاسوسی او در خانه سدان، از سوی مصدق به معاونت وزارت كار منصوب شد؛ رضا فلاح، خواهرزاده مصدق، رئیس پالایشگاه آبادان كه همه می دانستند كه این فرد كسی جز مأمور غارتگری شركت های نفتی بزرگ خارجی نبود. به طور كلی اگر انتصاباتی را كه به دست مصدق انجام شده است مورد بررسی دقیق قرار گیرد به منظره وحشتناكی از نفوذ سازمان یافته استعمارگران غربی برخورد میكنیم.


اختلاف باآیت الله كاشانی بر سر انتصابات بیگانه پسند

در همان زمان هم یكی از اختلافات اصلی و اساسی آیت الله كاشانی با دكتر مصدق همین انتصابات بود كه به صورت علنی هم بیان می شد و نهایتاً یكی از دلایل جدا شدن مصدق و آیت الله كاشانی همین بود، چون آیت الله كاشانی معتقد بود مصدق با این انتصابات خود خون شهیدان نهضت ملی و زحمات نیروهای مؤمن و ضد استعمار را هدر می دهد.
نتیجه آن شد كه مصدق در پی اعتراض آیت الله كاشانی به انتصاباتی چون سرلشگر وثوق، دكتر اخوی و نصرت الله امینی و ... در دولت وی طی نامه ای خواستار كناره گیری آیت الله كاشانی از صحنه سیاست و آزاد گذاردن وی در امور دولتی شد. كنار گذاردن كاشانی از صحنه سیاست چیزی جز نهایت آمال و آرزوی دولت های انگلستان و آمریكا نبود كه از مبارزات ضد استعماری آیت الله كاشانی از عراق تا لبنان و از آنجا تا ایران زخم ها خورده بودند. گذشته از آن، روشن بود كه كنار رفتن آیت الله كاشانی یعنی كنار رفتن ملت پشتیبان ایشان و این یعنی باز شدن دست انگلستان و آمریكا برای هر كار كه بخواهند.


وارد كردن امپیرالیزم تازه نفس

اما برای آنكه راز این كارهای مصدق روشن شود باید كمی به عقب برگشت. در جریان تغییر و تحول آن زمان و در اعتراض به نفوذ آشكار انگلیس در ایران و در فضای نسبتاً آزاد پس از شهریور 1320 و سقوط رضاشاه (كه مردم همان زمان به درستی او را عامل انگلیس می شناختند) و در اعتراض به غارت نفت ایران با ظاهری قانونی توسط انگلیس و نیز عكس العمل در برابر بازداشت ها، تبعید آیت الله كاشانی و شهادت افرادی چون بهرام خاقانی و سید حسین امامی نهضت مردمی و انقلابی ای شكل گرفته بود كه دیگر استراتژی انگلیس در ایران نمی توانست به صورت قبلی باقی بماند و ناگریز شد در مقابل امریكا تا حدودی عقب نشینی كند و برای شكست نهضت به همكاری با آمریكا روی آورد.
این همكاری چندان هم دور از ذهن نبود چرا كه دنیا جنگ جهانی دوم را پشت سر گذارده و امریكا و انگلیس در جبهه ای مقابل شوروی قرار داشتند. با دقت در نوع رفتارها و مشی سیاسی مصدق می بینیم كه او رسماً درصدد بازكردن پای امریكایی ها در صحنه سیاست و اقتصاد ایران برآمد. گرچه عده ای معتقدند كه مصدق در اصل می خواست با باز كردن دست امریكایی ها در مقابل انگلیس قدرت بیشتری داشته باشد ولی باید گفت او با وارد ساختن امپریالیزم تازه نفس امریكا بر دست و پای مردم میهن ما طنابی تازه گره می زد.


مصدق در طول دو سال نخست وزیری خود تلاش می كرد كه سلطه نظامی مستشاران امریكا را بر ایران تثبیت كند و بانك بین المللی را كه ابزاری در دست شركت های نفتی امریكایی بود بر نفت ملی شده ما مسلط سازد. مصدق پس از بازگشت از امریكا به توافق كامل با آنها رسیده بود چنان كه گزارش لویی هندرسن سفیر كبیر امریكا در ایران كه به وزارت خارجه امریكا ارسال داشته است نشان می دهد كه بعد از سفر مصدق تنها قدرتی كه سد راه او محسوب می شد آیت الله كاشانی و نیروهای اسلامی-انقلابی چون فدائیان اسلام بودند. گزارش هندرسن از این قرار بود:
«... دكتر مصدق چه در مورد قبول شریط بانك برای حل مسئله نفت ایران و چه درباره قرارداد نظامی ایران و امریكا حسن نیت به خرج داده و با نظرات امریكایی ها روی موافق داشته است. ولی در این جریانات فقط یك عامل مزاحم مداخله كرده كه مانع حل قضیه به نفع امریكا شده است. این عامل مزاحم كه مانع تسلیم ایران به نظرات بانك بین الملل و ادامه همكاری بین ایران و امریكا می باشد آیت الله كاشانی است كه به عقیده هندرسن او برای منافع امریكا و دول غربی در ایران عنصر خطرناك به شمار می آید. به عقیده سفیر امریكا در تهران و مقامات وزارت امور خارجه امریكا، مصدق هم از نظر سیاسی و هم از لحاظ نفوذ و وجهه در میان افكار عمومی ایرانیان، مناسب ترین شخصیت برای نخست وزیری ایران است چون در جریان تمام ملاقات های خود با سفیر امریكا و فرستادگان بانك بین الملل حسن نیت و علاقه خود را به حل كلیه مسائل موجود با امریكایی ها ابراز داشته است. اما همیشه هنگامی كه مذاكرات فیمابین به نتیجه گیری نزدیك می شده، مداخله كاشانی نقشه های سفارت امریكا را به هم زده و از حل قضیه نفت یا تجدید قرارداد نظامی امریكا با ایران جلوگیری كرده است .»
این گزارش در همان زمان نخست وزیری مصدق در دو نشریه فرانسوی «فیگارو» و «اكسیرن» منتشر گردیده و مجله خواندنی ها در شماره 798 مورخ 30/1/1331 آن را نقل كرده بود.


زندانی كردن بازوی نهضت!


[تصویر: 3_8810140811_L600.jpg]



گذشته از اختلافات مصدق با آیت الله كاشانی باید به یاد داشته باشیم كه در دولت مصدق فقط و فقط یك زندانی سیاسی داریم و آن نواب صفوی ست، آن هم به مدت 20 ماه! این مسئله ای نیست كه بخواهیم از آن سرسری بگذریم.
همه مورخین حتی طرفداران دو آتشه مصدق اذعان دارند كه همه سرنوشت نهضت به مجلس شورای ملی دوره شانزدهم بسته بود. در آن انتخابات تقلبات گسترده ای روی داد و هیچ كدام از نمایندگان مردم وارد مجلس نشدند. نیروهای ضد استعمار دست به اعتراض زدند و در حالی كه شاه حاضر به تجدید انتخابات نبود فدائیان اسلام هژیر (عامل انگلیس كه به طنز او را اجیر می خواندند و عامل تقلب در انتخابات بود) را ترور كردند و همین موجب تجدید انتخابات تهران و ورود نیروهای هوادار نهضت به مجلس شانزدهم شد.


اما بعد از آن هم این گروه در اقلیت محض بودند و به دلیل تقلب در تمام حوزه های انتخابیه، حتی 10 نفر نماینده حاضر نبودند طرح ملی شدن نفت را امضا یا تصویب كنند. تا آنكه باز گلوله فدائیان به داد رسید و پس از ترور رزم آرا ناگهان همان مجلس شورای ملی و مجلس سنا به ملی شدن نفت رأی دادند. از این رو بود كه ملی شدن نفت یك عامل مهم و قوی داشت كه آن هم فدائیان اسلام بودند و این قابل كتمان نیست.
نواب صفوی، یعنی شخصی كه از اركان نهضت به حساب می آمده، كسی كه اگر نبود شاید به قطعیت بتوان گفت كار نهضت به پیش نمی رفت، زندانی سیاسی مصدق بود! مصدق چرا از خود نپرسید مردمی كه در سی تیر به دستور آیت الله كاشانی فریاد می زدند یا مرگ یا مصدق هنگام عزلش در 28 مرداد كجا بودند؟


او هم مسلم نبود


[تصویر: 7647639.jpg]


باید قبول كنیم كه مردم خواهان اسلام و حكومت اسلامی بودند و مصدق كسی نبود كه بخواهد جریان دین را استوار كند و بر آن تكیه زند، مصدق نتوانست هم پای مردم خود را بالا بكشد و از همین رو بود كه كنار رفت و تبلیغات و تحریفات طرفداران او هم نخواهد توانست او را بزرگ كند، چرا كه ماه همیشه پشت ابر نمی ماند.


در هر حال این اندكی از بسیارها بود كه شرحی مفصل می طلبد و چقدر خوب گفته بود بود امام راحل، آن بزرگ مرد بصیر كه: «من از آن ریشه‏هایش می ‏دانم. یك گروهى [منظور جبهه ملی است] كه با اسلام و روحانیت اسلام سر سخت مخالف بودند. از اولش هم مخالف بودند. اولش هم وقتى كه مرحوم آیت اللَّه كاشانى دید كه اینها خلاف دارند مى‏كنند و صحبت كرد، اینها [این‏] كار كردند [كه‏] یك سگى را نزدیك مجلس عینك به آن زدند و اسمش را "آیت اللَّه" گذاشتند! این در زمان آن بود كه اینها فخر می ‏كنند به وجود او [اشاره به دكتر مصدق]. او هم مُسلِم نبود. من در آن روز در منزل یكى از علماى تهران بودم كه این خبر را شنیدم كه یك سگى را عینك زده‏اند و به اسم "آیت اللَّه" توى خیابانها مى‏گردانند. من به آن آقا عرض كردم كه این دیگر مخالفت با شخص نیست؛ این سیلى خواهد خورد. و طولى نكشید كه سیلى راخورد. و اگر مانده بود سیلى بر اسلام مى‏زد.» (صحیفه امام، جلد 14، صفحات 456 و 457)


منبع : بانگداد به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی



متن قسم‌نامه فراماسونري دكتر محمد مصدق

[تصویر: dcvzusizyi6hnf4xib13.jpg]



[تصویر: kk6x4fmf1tvlyt2ahc.gif]



به تاريخ بيستم جمادي الاول 1325 اين بنده درگاه محمدبن‌هدايت‌الله ساكن طهران از صميم قلب مضمون شرح ذيل عرض مي‌كنم كه اين پروردگار عالم اقرار دارم كه تو به من شرافت آدميت عطا فرموده و در اداي اين حقوق و ايم موهبت عظمي هر قصوري كه كرده باشم الان در حضور تو و به حق تو و قدرتت قسم مي‌خورم كه شأن و حقوق اين دسته شريفه را در هر مقام مادام الحياة با تمام قواي خود محفوظ و محترم نگاه دارم و هر گاه از تعهد خود نكول نمايم از فيض رحمت و پناه آخرت حضرتت بي نصيب بمانم تاريخ فوق مصدق‌السلطنه ضمانت آدم فوق بر عهدة آدميت اين جانب از فرائض ضمه عالم آدميت است به تاريخ فوق است.



[تصویر: 1ypq1eytlwakpj2ld66r.jpg]


در یک وبلاگی که فراماسون بودن مصدق را رد می کرد و نقدی بر مطالب اینچنینی نوشته بود ،مطلب جالبی را دیدم ، گفتم برای دوستان نقل کنم ، گفتنش خالی از لطف نیست ، باید برای شما نیزجالب باشد
آن فردی که مطلب را نقد کرده بود ،در جایی از مقاله اش فراماسونری را توضیح داده بود و آورده بود که (( فراماسون ها افرادی بوده اند که از نظر اعتقادات و عقاید ، افراد خرافاتی بودند !!! ))
خیلی جالب بود برای من که کسی که اطلاعاتش در مورد فراماسونری انقدر صفر و مبتدی است ،چطور آمده و مطالب را رد می کند و می گوید مصدق فراماسون نبوده



ادامه دارد...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: shia12 ، oO DaViD Oo ، یکدوست ، مسافر ، علی اکبر ، K-1 ، علی 110 ، Amir ، masonryfree ، parisan ، rastin ، F.E.A.R ، سیماباروتیان ، 7parsa4 ، 1404 ، anty666 ، nooromahdi ، حسن.س. ، shovaleye ، جویای حقیقت ، عبدالرحیم ، یاســین ، دل خسته ، freewish ، فاطمه خانم ، ELENOR ، السا ، سرباز ولایت

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۶:۰۰, ۹/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #21
آواتار
آقاي
GreeN.boy
حالا چي؟؟؟
[تصویر: 1c9y494olvgbd7yvojy.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ANTI satan
۱۸:۴۸, ۲۱/تیر/۹۰
شماره ارسال: #22
آواتار
به نام خدا
سلام
*******************
(۹/خرداد/۹۰ ۱۶:۰۰)خادم الامام نوشته است:  آقاي
GreeN.boy
حالا چي؟؟؟
[تصویر: 1c9y494olvgbd7yvojy.jpg]
با تشكر از شما دوست عزيز
متاسفانه متن هم ريز بود و هم كم رنگ واسه همين دقيقا خونده نميشه
قسمتي هم كه ميتونستم بخونم چيز خاصي نديدم
اگه ميشه متن تايپ شدش رو بذاريد تا راحت تر بخونيم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۰۹, ۲۱/تیر/۹۰
شماره ارسال: #23
آواتار
سلام دوست خوبم

کافیه شما پست اول رو مطالعه کنید
نقل قول:به تاريخ بيستم جمادي الاول 1325 اين بنده درگاه محمدبن‌هدايت‌الله ساكن طهران از صميم قلب مضمون شرح ذيل عرض مي‌كنم كه اين پروردگار عالم اقرار دارم كه تو به من شرافت آدميت عطا فرموده و در اداي اين حقوق و ايم موهبت عظمي هر قصوري كه كرده باشم الان در حضور تو و به حق تو و قدرتت قسم مي‌خورم كه شأن و حقوق اين دسته شريفه را در هر مقام مادام الحياة با تمام قواي خود محفوظ و محترم نگاه دارم و هر گاه از تعهد خود نكول نمايم از فيض رحمت و پناه آخرت حضرتت بي نصيب بمانم تاريخ فوق مصدق‌السلطنه ضمانت آدم فوق بر عهدة آدميت اين جانب از فرائض ضمه عالم آدميت است به تاريخ فوق است.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: GreeN.boy
۱۳:۴۸, ۲۹/تیر/۹۰
شماره ارسال: #24
آواتار
به نام خدا
سلام
******************
نقل قول:به تاريخ بيستم جمادي الاول 1325 اين بنده درگاه محمدبن‌هدايت‌الله ساكن طهران از صميم قلب مضمون شرح ذيل عرض مي‌كنم كه اين پروردگار عالم اقرار دارم كه تو به من شرافت آدميت عطا فرموده و در اداي اين حقوق و ايم موهبت عظمي هر قصوري كه كرده باشم الان در حضور تو و به حق تو و قدرتت قسم مي‌خورم كه شأن و حقوق اين دسته شريفه را در هر مقام مادام الحياة با تمام قواي خود محفوظ و محترم نگاه دارم و هر گاه از تعهد خود نكول نمايم از فيض رحمت و پناه آخرت حضرتت بي نصيب بمانم تاريخ فوق مصدق‌السلطنه ضمانت آدم فوق بر عهدة آدميت اين جانب از فرائض ضمه عالم آدميت است به تاريخ فوق است.
ما كه چيز خاصي دستگيرمون نشد
لطفا تفسير كنيد تا ماهم بتونيم بقيه مردم رو قانع كنيم
توي جامعه امروزي خيلي از جوونا هستن كه طرفدار پروپا قرص مصدق هستند.قانع كردن اونا كار آسوني نيست
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ANTI satan
۲۲:۰۸, ۲۹/تیر/۹۰
شماره ارسال: #25
آواتار
سلام دوست خوبم

اگر امکانش هست مطالب صفحه اول رو مطالعه بفرمایید ، به نتیجه جالبی می رسید
دوست خوبم این متن رو برای این قرار دادم که شما فرمودید که متن اون نامه خیلی مشخص نیست ، این متن رو برای تطبیق با اون نامه قرار دادم

با تشکر Smile
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۰۵, ۲۹/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #26

سلام

صرفا جهت اطلاع

هنوز به بعضی از سوالات این تاپیک جواب داده نشده/.

منتظریم/.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: جویای حقیقت ، ANTI satan
۱۵:۵۰, ۱۵/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #27

جالبه مصدق فراماسونری بود که پدر فراماسونرها رو در اورد

احتمال میدم نفوذی بوده باشه در لژهای ماسونی از طرف حوزه علمیه

مصدق نفت رو ملی کرد و انگلیس رو بدبخت کرد

تنها کسی بود که مردانه در مقابل قرارداد ننگین گس گلشائیان ایستادگی کرد

و با دخالت مستقیم امریکا ماسونی ترین کشور دنیا علیه ش کودتا شد


دمش گرم عجیب مردی بوده...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، freewish
۱۲:۱۷, ۱۶/شهریور/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۱ ۱۲:۲۰ توسط freewish.)
شماره ارسال: #28

دوستان ممکنه ایشون اشتباهاتی داشتن، که چون انسان بودن حتما داشتن، ولی بزرگترین ضربه ای که استعمار از ایران خورد اول کار ایشون در ملی کردن نفت و بعد نابودی کاملشون در ایران به وسیله انقلاب بود.
تخریب هر کسی به راحتی آب خوردن قابل انجام هست و به همین دلیله که به آبروی مومن در اسلام اینقدر اهمیت داده شده.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: revenger
۱:۵۱, ۱۸/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #29
آواتار
نقل قول:هنوز به بعضی از سوالات این تاپیک جواب داده نشده/.

با سلام

متاسفانه بنده به خاطر ضیق وقت فرصت نکردم این مطلب رو پاسخ بدم چون بحثش واقعاً طولانی و عمیقه اگر فرصت کردم چشم ، حتماً پاسخ خواهم داد ، اما در اولویت کارهای دیگری دارم که باید به آنها برسم ، عذر خواهی می کنم Blush

نقل قول:
دوستان ممکنه ایشون اشتباهاتی داشتن، که چون انسان بودن حتما داشتن، تخریب هر کسی به راحتی آب خوردن قابل انجام هست و به همین دلیله که به آبروی مومن در اسلام اینقدر اهمیت داده شده.

شما مطمئنید ایشون مومن بوده یا حتی مسلمان !




چقدر خوب گفته بود امام راحل، آن بزرگ مرد بصیر كه:

«من از آن ریشه‏ هایش می ‏دانم. یك گروهى [منظور جبهه ملی است] كه با اسلام و روحانیت اسلام سر سخت مخالف بودند. از اولش هم مخالف بودند. اولش هم وقتى كه مرحوم آیت اللَّه كاشانى دید كه اینها خلاف دارند مى‏كنند و صحبت كرد، اینها [این‏] كار كردند [كه‏] یك سگى را نزدیك مجلس عینك به آن زدند و اسمش را "آیت اللَّه" گذاشتند! این در زمان آن بود كه اینها فخر می ‏كنند به وجود او [اشاره به دكتر مصدق]. او هم مُسلِم نبود. من در آن روز در منزل یكى از علماى تهران بودم كه این خبر را شنیدم كه یك سگى را عینك زده‏اند و به اسم "آیت اللَّه" توى خیابانها مى‏گردانند. من به آن آقا عرض كردم كه این دیگر مخالفت با شخص نیست؛ این سیلى خواهد خورد. و طولى نكشید كه سیلى راخورد. و اگر مانده بود سیلى بر اسلام مى‏زد.» (صحیفه امام، جلد 14، صفحات 456 و 457)

ا
ین صحبت های امام خمینی (رحمة الله علیه) در مورد همین فرد یعنی محمد مصدق هست .

اما چرا امام خمینی (رحمة الله علیه) این کار را که به سگی عینک زدند و نامش را آیت ا... گذاشتند و در خیابان ها گرداند به مصدق مرتبط می داند . یکی از دلایلش آن بود که آن زمان در کاری هماهنگ با این عمل ، روزنامه شورش که سردبیرش امیر کریم‌پور شیرازی بود ، در توهینی آشکار تصویر آیت الله کاشانی را به صورت یک سگ نمایش داد ! و در این روزنامه به آیت الله کاشانی بدترین توهین ها را می کرد !

[b][تصویر: ca57a9f85a19.jpg]
اما کریم پور شیرازی کسی بود که مصدق او را بسیار زیاد دوست می داشت ، حسین شاه‌حسینی از اعضای نهضت ملی و عضو هیات امنای قلعه احمدآباد در مورد کریم پور شیرازی می‌نویسد: «مصدق واقعاٌ عارفانه او را دوست داشت. در ۲۶ مرداد ۳۲ به لحاظ مقالات تندی که علیه شاه نوشته بود، دولت دستور توقیف شورش را داده بود ولی ذره‌ای علاقه و ارادتش نسبت به او کاسته نشد.»

محمود شروین که از نزدیکان آیت الله کاشانی بوده و ضمناً با دکتر مصدق نیز روابطی داشته و از فعالان نهضت ملی محسوب می شود، در همین باره خاطره ای خواندنی نقل کرده است:
«در این گیر و دار که دسته های مخالف، به تبلیغات و اتهامات علیه یکدیگر برخاسته بودند، روزنامه های طرفدار دولت [مصدق]، مهار گسیخته نسبت به آیت الله کاشانی چه تهمت ها و نارواگویی ها که انتشار نمی دادند.
روزنامه شورش کار جسارت و اهانت را به جایی رسانید که حتی مورد ملامت طرفداران دکتر مصدق قرار گرفت. در صفحه اول روزنامه شورش، عکس آیت الله کاشانی را ترسیم، پرچم انگلیس را بر عمامه آن زعیم روحانی نقش و ضمن مقاله، عباراتی چنان رکیک نوشته شده بود که زبان از تکرار آن شرم دارد.
آیت الله کاشانی با دیدن آن مطالب سخت متأثر گردید. تلفن را برداشت و [ پس از تماس با دکتر مصدق] آقای دکتر مصدق را مورد گله قرار داد. من خود شاهد و ناظر بودم، آیت الله گفت: «جناب آقای نخست وزیر، گذشته از سوابق دوستی طولانی چگونه اجازه می دهید که در روزنامه شورش این چنین مرا مورد اهانت قرار دهند و پرچم انگلیس را بر عمامه من نقش نموده و در مقاله آن، کلمات شرم آوری نوشته شود؟ آقا، اگر من انگلیسی باشم شما هم قطعاً انگلیسی هستید، زیرا هر دوتای ما پیشگامان نهضت ملی بوده ایم، مگر آنکه نهضت اصالت ملی نداشته باشد.»
دکتر مصدق گفت: «آقا، روزنامه مال ملت است، این ملت است. [یعنی این ملت است که شما را انگلیسی می داند و شما را شایسته آن الفاظ رکیک می شمارد!].»
آیت الله کاشانی جواب داد: «آقا، کریم پور شیرازی در دربند یک ویلای دولتی دارد و ماهانه از بیمه، حقوق یک وزیر را دریافت می کند، به کمر اسلحه بسته و در برابر افراد پلیس روزنامه اش منتشر می شود و شعار داده می شود؛ باز هم می فرمایید ملت است [؟]»
(خاطرات دکتر محمود شروین، چاپ مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صفحات 193 و 193)

«تنها امیدی که در مورد کاشانی دارم آن است که بتوانم او را در افکار عمومی بی‌آبرو و متهم سازیم تا نفوذ خود را از دست بدهد.» (سیدهادی خسروشاهی، نگاهی به اسناد سری انگلیس در مورد آیت‌الله کاشانی، تاریخ و فرهنگ معاصر، شماره 6 و 7، ص 179) چیزی از آرزوی سفیر انگلیس نگذشته بود که رسانه‌های مزدور بنای تخریب آیت‌الله را گذاشتند. روزنامه شورش به مدیریت کریم پورشیرازی عکس آیت‌الله را با پرچم انگلیس روی عمامه‌اش چاپ کرد و نوشت: «کاشانی جاسوس و دزد» (روزنامه شورش 9/4/1332). گرچه مصدق در آن زمان از این اقدام علیه کاشانی حمایت کرد؛ ولی زمانی نگذشت که خود نیز به همین دسیسه مبتلا شد.

روزی کریم پور در جایگاه مطبوعات مجلس نشسته بود ، مصدق پس از نطق شدید اللحنی با مخالفان دچار هیجان می شود و از حال می رود که وکیلان درباری ، از جمله جمال امامی و چند نفر دیگر ، بر سر او می ریزند .کریمپور طاقت از دست می دهد و بی محابا خود را از جایگاه مطبوعات به پایین می اندازد و به سوی دکتر مصدق می رود و او را در آغوش خود می کشد و فریاد بر می آورد " پدر ملت را کشتند ." (محمود ستایش ، کشتار نویسندگان در ایران ، نشر البرز ، 1378)


روزنامه شورش،ارگان تندروهاي جبهه ملي که خط دهنده آن،دکتر حسين فاطمي بود،کاريکاتوري را از کاشاني ، در حال معاشقه با دالس کثيف نشر داده بود و من به قدري خشمگين شدم که اگر مي توانستم فاطمي را که دوران نهضت، عبد خدايي ترور کرد و پس از کودتا، بعد از شکنجه هاي اشرف، شاه اعدام کرد با دست خود خفه مي کردم. (حيدر رحيم پور ازغدي ، نویسنده کتاب « از انجمن پيروان قرآن تا انجمن حجتيه »)



«طوفان تهمت و افترائي كه روزنامه شورش و ديگر روزنامه ها در سال 1332 درباره آيت الله كاشاني به راه انداختند، چنان مهيب بود كه هيچ كس جز ايشان نمي توانست آن را از سر بگذارند و كمر خم نكند، ولي ايشان گاهي از آن ياد و مزاح مي كردند، تو گوئي هيچ اتفاقي روي نداده بود. براي اينكه بدانيد تبليغات عليه آيت الله كاشاني تا چه حد گسترده بوده است، همين بس كه بگويم بسياري از مردمان متدين و حتي روحانيون هم تحت تاثير قرار گرفته بودند. شبهاي جمعه كه آيت الله به زيارت حضرت عبدالعظيم مي رفتند و من و تني چند از دوستان، همراه ايشان بوديم، پس از زيارت، بر سر مزار مرحوم آقا مصطفي مي رفتند و در فاتحه اي مي خواندند، در اين مسير، در بازار و صحن حضرت عبدالعظيم، به هنگام رفت و برگشت، دائما افرادي دست ايشان را مي بوسيدند و مي گفتند، «آقا! ما را حلال كنيد.» آيت الله كاشاني به همه آنان مي گفتند، «من پيش از آنكه شما حلاليت بطلبيد، شما را بخشيده ام، ولي خداوند بزرگ را راضي كنيد كه با ساده دلي و زودباوري خود موجب ناكامي آن نهضت بزرگ شديد.» (دكتر سيد محمود كاشاني، فرزند مرحوم آیت الله کاشانی ، به نقل از آیت الله غروی)


حزب توده هم يک ناآگاهي بزرگي داشت که مردم را نمي شناخت و عکس مرحوم آيت الله کاشاني را با آن فضاحت در روزنامه شورش انداخت که امام (رحمة الله علیه) مي گويد وقتي آن عکس را ديدم فهميدم اينها با اسلام دعوا دارند. البته که همين طور هم بود، چون توده اي ها اعتقادات مذهبي نداشتند. امام مطلب را خوب مي فهميد. اينها مي خواستند روحانيت را به کلي از صحنه خارج و آن را بدنام کنند و روزنامه هاي حزب توده و جبهه ملي عليه آيت الله کاشاني آن موج تبليغاتي را راه انداختند. (خاطرات محمد مهدي عبدخدائي که از نوجواني در فدائيان اسلام مشارکت داشت)


یکی از روش هایی که میشه تشخیص بدید که کدوم مطلب درسته ، اینه که ببینی دشمنت در مورد اون مطلب چی گفته ، شما کافی سری به ویکی پدیا که در دست صهیونیست هاست بزنید و نوشته هایی که در مورد آیت الله کاشانی و دکتر محمد مصدق است رو بخونید اون موقع بهتر مطالب رو متوجه می شوید ، در ویکی پدیا دکتر محمد مصدق رو به عرش اعلی برده اند و آیت الله کاشانی به بدترین روش ها کوبیده اند . مصدق به عرش رفته و آیت الله کاشانی ...

امام خمینی (رحمة الله علیه) : هرگاه دیدید دشمنان از شما تعریف کردند معلوم می‌شود عیبی در کار است .


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، میلاد.م ، فاطمه خانم ، rastin ، ELENOR
۷:۴۳, ۱۸/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #30
آواتار
البته فراماسونی بودن دلیل بد بر بود نیست همونطور که مسلمون بودن دلیل بد خوب بودن نیست!!
مثلن انیشتن،نیوتن،داوینچی آدم های بدی نبودن و به با علم و دانش خودشون به بشریت خدمت کردن...(البته داروین هم میگن بوده ولی خوب مذهبیون به خاطر اون نظریه اش زیاد خوششون نمیاد از داروین ولی در کل داروین هم بد نبوده!)
و مثلن عمر و عثما و ابوبکر...مسلمون بودن!!
پس عضو بودن یا نبودن یه شخص در گروه یا اجتماعی دلیل بر بد بودن اون شخص نیست!

و در ضمن فراماسونرها هنوزم کسی از اصل اعتقادشون خبر نداره...هزاران نظریه هست در این مورد!

خیلیها شاید به خاطر قدرت این اجتماع در اون عضو میشدن یا با اونها همراه میشدن!
مثلن الان ما کمونیست هستیم؟؟!!نه؟! پس چرا با چین،روسیه،کوبا و...رابطه تنگاتنگ داریم و متحد اونها هستیم؟؟! کشوری مثل آمریکا که مردمش مسیحی هستند!فرانسه مسیحی هستند؟!انگلیس مسیحی هستند؟!خداباور هستند؟!مثل خودمون؟!
دلیلش چیه؟!آفرین...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: revenger
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا