|
حقایق هسته ای
|
|
۱۸:۲۳, ۹/خرداد/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/خرداد/۹۴ ۱۶:۱۲ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
در این تاپیک بر آنیم تا به موضوع حقایق مذاکرات هسته ای و آگاهی بخشی پیرامون آن بپردازیم؛
آن هم به صورت یک بررسی تحلیلی، علمی و کارشناسی و البته فارق از جناح بندی های سیاسی. در این موضوع به دنبال ارائه ی مطالب با رویکرد جناحی و همچنین محتوای روزنامه ای و پروپاگاندای رسانه ای نیستیم. و تنها به بررسی تحلیلی و کارشناسی کارشناسان برجسته ی حوزه ی هسته ای خواهیم پرداخت. اصل محتوای این تاپیک به صورت صوتی هست به همراه توضیحاتی کوتاه. از نظرات کارشناسی اساتیدی چون ناصر نوبری، کامران غضنفری، مسعود براتی، علیرضا حیدری و سعید زیباکلام که با دغدغه مندی و فارق از جناح بندی های سیاسی در راه اعتلای ایران اسلامی می کوشند و سعی در آگاهی بخشی و بیان حقایق دارند استفاده خواهیم برد. خدا را شاکرم که هنوز افراد دغدغه مندی در این سرزمین داریم که رشد کلان ایران اسلامی را بر منفعت های جزئی مقدم می دارند و فداکارانه و آزادمردانه قدم در راه بیان حقایق و آگاه سازی جامعه می نهند. از همه ی کسانی که مدنظر دارند آگاهی لازم را پیرامون حقایق مذاکرات هسته ای بدست آورند دعوت می کنم این تاپیک رو دنبال بفرمایند. (۱۸/خرداد/۹۴ ۱:۳۵)مجید املشی نوشته است: هرکدام از بزرگوران اگر این مذاکرات ایران و آمریکا رو بردی برای ما می دونن؛ بیان دلایل و مستنداتشون رو بیارن تا باهم به دور از جناح بندی های سیاسی گفتگو کنیم. بنده با توجه دلایلی که اقامه کردم از نظرات اساتید و همچنین بررسی تحلیلی و عقلانی این نظرات، معتقدم این روند مذاکرات نتیجه ی خوبی رو برای ملّت ایران نخواهد داشت. |
|||
|
|
۱۷:۴۲, ۱۰/خرداد/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/خرداد/۹۴ ۱۷:۵۲ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
در ابتدا شما رو دعوت می کنم به مطالعه و شنیدن صحبت های آقای ناصر نوبری:
ناصر نوبری ديپلمات با سابقه ی كشورمان هستند که از سوابقشون به سفیر ايران در شوروي ، مشاور وزیر خارجه و اولین مدیر بخش سخنگوئی وزارت امور خارجه، مشاور استراتژیک وزیر امورخارجه، سفیر برگزیده ج.ا. ایران برای کانادا و رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه آزاد میتوان اشاره كرد. ایشون دارای مدرک لیسانس در رشته ی مهندسی سازه از دانشگاه صنعتی شریف و کارشناسی ارشد روابط بین الملل از دانشگاه تهران هستن. و وقتی در ابتدای انقلاب سفیر ایران در شوری بودن تنها 30 سال داشتن! نکته ی جالب اینجاست که ایشون از ابتدای انقلاب در وزارت خارجه حضور و سمت داشتن و تنها در 8 سال دولت آقای احمدی نژاد به دلیل اختلاف نظر های اساسی با سیاست خارجی اون دولت در هیچ پستی در وزارت خارجه بکار گرفته نشدن و تنها به عنوان یک کارشناس ساده در وزارت خانه حضور داشتن. در دو سخنرانی زیر که فایل صوتی هرکدامش رو بر روی دو سرور برای شما بزرگواران آپلود کردم؛ ایشون با یک نگاه کارشناسانه و تحلیلی به فارق از جناح بندی های سیاسی به بررسی استراتژیک مذاکرات هسته ای دولت آقای روحانی می پردازند. ![]() دانلود از سرور Trainbit دانلود از سرور Mediafire توصیه می کنم این دو سخنرانی ارزشمند رو در صورت امکان دانلود کنید و بشنوید. در مطلب زیر که نامه ی سرگشاده ی ناصر نوبری به رئیس جمهور آقای حسن روحانی هست میتونید آگاهی کافی رو پیرامون دیدگاه ایشون از مذاکرات هسته ای ژنو کسب نمایید: متن كامل اين نامه به شرح زير است: بسمه تعالی « و اجعل لی لسان صدق فی الاخرین » (۸۴س ۲۶) جحت الاسلام و المسلمین جناب اقای دکتر روحانی ریاست محترم جمهوری با سلام و احترام • ديپلمات موفق يعني احمد قوام نه ... «ایرانیان سر استالین را شیره مالیدند » این عنوان مطلبی بود که رادیو مسکو در سال ۱۳۲۶ یکسال و نیم پس از خروج ارتش سرخ از شمال ایران پخش کرد. ماجرا از این قرار بود که ایران با یک سیاست ورزی فوق العاده هوشمندانه در بدترین و وخیمترین و فلاکت آمیزترین اوضاع ایران که مدتها تحت اشغال نیروهای اشغالگر روس و انگلیس از شمال و جنوب بود ابتدا انگلیسیها را با ترفندهای سیاسی وادار به خروج از ایران کرد، اما بعد از آن، روسها مانند خرسی که دستش به عسل رسیده روی نفت شمال نشسته بودند و حاضر به خروج ارتش سرخ از شمال ايران نبودند که كشورمان با یک سیاست ورزی بسیال حرفه ای عسل را از دهان خرس گرفته و گرسنه آن طرف مرز او را رها کرد. توافقنامه ايران و شوروي سه بند داشت، بند اول روسها را موظف میکرد که ظرف یک ماه و نیم ارتش خود را از ایران خارج سازند و در بند دوم دولت ایران متعهد شده بود که قرارداد امتیاز نفت شمال را ظرف هفت ماه به مجلس جدید پیشنهاد دهد و در بند سوم تأکید شده بود که مسائل آذربایجان داخلی است و رسیدگی به آن در اختیار دولت ایران است. توجه فرمائید که در ضعیفترین دوران ایران چگونه سیاستمداران ایرانی (احمد قوام نخست وزیر وقت ایران) توافقنامه را تنظیم میکنند، در زمانبندی ابتدا ظرف یک ماه و نیم باید روسها از ایران خارج شوند که خارج شدند و سپس كشورمان مطابق قرار داد موظف بود ظرف مدت هفت ماه صرفاً قرارداد نفت شمال را به مجلس جدید پیشنهاد دهد؛ حال به جمله بندی بند دوم توجه فرمائید: «قرارداد ایجاد شرکت نفت مختلط شوروی و ایران مزبور که بعداً مطابق این نامه عقد میشود به مجردی که مجلس شورای ملی ایران تازه انتخاب شده و به عملیات قانونگذاری خود شروع نماید نه بیشتر از هفت ماه برای تصویب پیشنهاد خواهد شد.» اما با ترفندهایی تشکیل مجلس جدید تا یکسال و نیم به تعویق افتاد و داد روسها درآمد، بالاخره و در تاریخ ۳۰/۷/۱۳۲۶ مجلس تشکیل و قرارداد را تصویب نکرد و آنرا مردود اعلام کرد روسها شدیداً اعتراض کردند و دولت هم گفت وظیفه ما صرفاً پیشنهاد به مجلس بود، رادیو مسکو فردای آنروز گفت : " ایرانی ها سر استالین را شیره مالیدند! " • توافقي كه براي مجلس و شوراي نگهبان تكليف مشخص كند خلاف قانون اساسي است اکنون همه میدانیم که پروتکل الحاقی حاکمیت ملی را میتواند خدشه دار کند و به همین دلیل مجلس شورای اسلامی نسبت به آن ملاحظات جدی دارد اما به جمله ای که در توافقنامه ژنو در این خصوص آمده است توجه فرمائید که ایران موظف میشود : « پروتکل الحاقی در چاچوب اختیارات رئیس جمهور و مجلس شورای اسلامی تصویب و به اجرا درآید. » این جمله خلاف قانون اساسی و تعیین تکلیف و الزام آور برای تصویب در قوه مقننه است و حتی شورای نگهبان نیز حق بررسی و رد آنرا ندارد و باید تصویب کند وگرنه براساس بند " یا همه با هم و یا هیچ کدام " عملاً تمام موافقتنامه و فشار تحریم ها معطوف به تصویب این پروتکل میگردد و مجلس و شورای نگهبان در یک فشار و مخمصه بزرگ قرار میگیرند و مجبور میشوند تصویب کنند. این مانند آنست که احمد قوام موافقتنامه را طوری تنظیم می کرد که براساس آن اول باید مجلس قرارداد امتیاز نفت شمال را تصویب می کرد و بعد ارتش سرخ از ایران خارج می شد که در چنین شرایطی دیگر مجلس مجبور بود تصویب کند و این امتیاز را به روسها بدهد تا ارتش شوروی خارج شود. الان هم اول باید مجلس، پروتکل را تصویب کند تا آنها تحریمهای اصلی که مربوط به گام نهایی است را بردارند. حال آن جمله، که صرفاً کلمه "پیشنهاد به مجلس" در موافقتنامه قید شده توسط احمد قوام كه در تاريخ مواضع غير قابل تاييد هم دارد و در فلاکت آمیزترین دوران تحت اشغال ایران تنظیم شده است و این جمله که در موافقتنامه ژنو قول داده شده که توسط « مجلس تصویب و به اجرا درآید »، در اوج قدرت هسته ای ایران که موجب هراس اجانب گردیده و در حالي كه ایران ابر قدرتی منطقه ای است و نفوذش از مرزهای چین و افغانستان تا عراق و سوریه و لبنان و فلسطین گسترش یافته، درج گردیده است! • چرا موافقتنامه ژنو به دنبال خشكاندن درخت هستهاي است استراتژی طرف مقابل در موافقتنامه ژنو اینبار بجای قطع درواقع خشکاندن درخت هسته ای ایران است که در سه بخش به اجرا درمیاید، بخش اول محدود سازی تولید محصول (غنی سازی)، بخش دوم محدودسازی تأسیسات و صنایع خط تولید و بخش سوم جمع آوری اطلاعات از کلیه بخشهای عملیاتی است. بخش اول: محدودسازی غنی سازی تا رساندن به مرز صفردرصد بطوریکه در شش ماهه اول غنی سازی به کمتر از ۵% تقلیل داده می شود و در گام بعدی با مقید کردن ایران برای تأمین توافق طرف مقابل در تمام موارد از جمله (تعریف غنی سازی، انطباق غنی سازی با نیازهای عملی ایران، محدودیت در دامنه و سطح فعالیت های غنی سازی، ظرفیت غنی سازی، محل های غنی سازی و ذخائر اورانیم غنی شده) و با همه این محدودیتها آنهم صرفاً برای دوره زمانی مورد توافق، یعنی در دوره دوم، غنی سازی زیر ۵% ایران نیز در تمام موارد فوق به موافقت طرف مقابل مشروط میشود، یعنی ما باید تعریف آنها را در مورد غنی سازی بپذیریم، ما باید با نظر آنها در مورد اینکه اساساً ایران تا چه حد عملاً به غنی سازی نیاز دارد توافق کنیم . که این یعنی نقض حاکمیت ملی و سیاسی و استقلال ایران و اینکه در مورد نیازهای ایران، ملت ایران و دولت و مجلس به تنهایی نمی تواند تصمیم بگیرد و باید نظر آمریکا و دیگر قدرتهای جهانی را نیز تأمین نمائیم. در مورد مکان غنی سازی هم خاک ایران قید نشده و باید با موافقت آنها اقدام نمائیم و همه اینها در یک دوره زمانی محدود است که محدوده زمانی را باید با آنها توافق کنیم. اینکه در توافق نامه در دو جا به غنی سازی و برنامه مربوطه تصریح شده و ما خوشحالیم و فکر میکنیم این یعنی برسمیت شناخته شدن غنی سازی در ایران، برعکس است و هدف از قراردادن آن در موافقتنامه محدودتر کردن ایران حتی در فاز کمتر از ۵% است. آنها سعی خواهند کرد از غنی سازی شیر بی دم و یال و کوپال و اشکم بسازند و نهایتاً هم منت بگذارند که با غنی سازی موافقت کرده اند. اگر در موافقتنامه در آن دو قسمت اصلاً به غنی سازی اشاره نشده بود بنفع ایران بود و ما میگفتیم که کم کردن غنی سازی از۲۰% به ۵% خود بمنزله پذیرش ۵% است اما آنها با مشروط کردن زیر ۵% به این همه قید و بند و با الزام بر موافقتشان عملاً هدف به صفررسانی و در حد آزمایشگاهی کردن غنی سازی را دنبال میکنند. اگر آنها غنی سازی صنعتی زیر ۵% در خاک ایران جهت تأمین نیاز نیروگاههایمان را پذیرفته اند دیگر این همه قید و بند در دوره گام نهائی که دوره اش دراز مدت هم هست برای چیست ؟ • حتي از حق NPT هم تنازل كرديم خودشان هم که مکرراً تأکید میکنند که غنی سازی در ایران را به رسمیت نشناخته اند نشان دهنده همان است که هدفشان در گام نهائی به صفر رسانی غنی سازی و آزمایشگاهی کردن آن است. درواقع ما با پذیرش آن قید و بندها در مورد غنی سازی زیر ۵% عملاً از حقی که NPT به ما داده نیز تنازل کرده ایم و برگ برنده مان یعنی ماده ۴ NPT را از دست داده ایم و دیگر به آن نمی توانیم استناد کنیم و من بعد برای ذره ذره اقداممان توافق و اجازه آمریکا و متحدانش را باید بگیریم درحالیکه برای دیگر اعضاء در استفاده از ماده ۴ NPT ، توافق و اجازه آمریکا و متحدانش وجود ندارد. بخش دوم: محدود سازی تأسیسات و صنایع خط تولید است که محدود کردن سانتریفوژها به نوزده هزار فعلی مؤید استراتژی صفر رسانی آنهاست چرا که این تعداد برای تولید صنعتی وتأمین نیروگاهایمان کافی نیست و برای کارآزمایشگاهی هم زیاد است. بنابراین در درازمدت بلامصرف شده و خودبخود از رده خارج خواهند شد. گرچه آنها حتی برای گام نهائی بدنبال کم کردن از همین تعداد هم هستند. در مورد راکتور آب سنگین هم وقتی که هنوز بطور کامل تکمیل نشده توقف در همین نقطه به منزله بلامصرف شدن دراز مدت آنست و این هم تنازل از NPT است که ممنوعیتی برای داشتن راکتور آب سنگین ندارد. ولی بی سروصدا و در درازمدت، راکتور آب سنگین ما که حاصل ابتکار و نبوغ فوق العاده و معجزه دانشمندان ماست متروکه میشود. در موافقتنامه توقف درحد کنونی برای تأسیسات نطنز و فردو نیز تصریح شده است. بخش سوم: بعنوان مکمل تمام این محدود سازی های تأسیساتی و تولیدی، عملیات اطلاعاتی است که در موافقتنامه این اجازه از ابتدای کار، یعنی از معادن و تخلیص آنها و طرحهای تأسیسات هسته ای و سطحهای عملیاتی کلیه اماکن که در هر نوع فعالیت هسته ای اشتغال دارند و تکمیل با پادمان مربوطه و ... را دربرمیگیرد. عملیات اطلاعاتی آن بخش از موافقتنامه است که برگشت ناپذیر و ترمیم ناپذیر است زیرا وقتی آنها اطلاعات لازم را از هرموردی کسب کنند و بعد اجرای موافقتنامه به هر دلیلی متوقف شود، اطلاعات ارائه شده از دست رفته و برگشت ناپذیر است. (برای همین به عنوان اولین اقدام میخواهند فوراً برای بازرسی از راکتور اراک به ایران بیایند.) درواقع طرف مقابل به رهبری آمریکا براساس این توافقنامه در سه جبهه محدود سازی (سطح و حجم غنی سازی) محدودسازی صنایع و تأسیسات و خط تولید غنی سازی وعملیات جمع آوری اطلاعات در گام کوتاه مدت شش ماهه، مرحله « ایست» برنامه هسته ای ایران و در گام درازمدت مرحله «حذف» برنامه هسته ای را هدف گذاری کرده است. این هدفی است که مقامات آمریکایی صریحاً و علناً برآن تأکید و اعلام میکنند اما ما اصرار داریم بگوئیم که این اظهارات برای آنها جنبه خوراک داخلی دارد. درواقع این بار آمریکاییها به جای قطع درخت هسته ای ایران در کوتاه مدت، به دنبال خشکاندن درخت هسته ای ایران در درازمدت براساس موافقتنامه هستند. چرا تأکید شده که گام دوم درازمدت خواهد بود؟ ایران که تقریباً تمامی کارهای مربوط به خود را در گام اول شش ماهه انجام میدهد، عملاً کار چندانی نمی ماند، می شد بقیه کارها را هم در شش ماهه دوم انجام و کل موضوع فیصله میافت، اما آمریکایی ها بخش اصلی و عمده اقدامات خود را اعم از تحریم های نفتی و بانکی و قطعنامه های شورای امنیت را موکول به گام نهایی و درازمدت کرده اند و حتی حد و اندازه این درازمدت هم معلوم نیست دو یا سه یا پنج سال یا ده سال و یا بیست سال است؟ و این یعنی اینکه آمریکایی ها با اهرم تحریمهای اصلی و کم کردن قطره چکان آنها در یک پروسه درازمدت ایران را قدم به قدم وادار به عقب نشینی از برنامه هسته ای تا مرزهای صفر خواهند کرد. ما هم بدلیل نیاز مالی مان قدم به قدم در طول زمان به دنبال روی از آنها کشیده خواهیم شد، البته اگر آنها به گامها و امتیازات هسته ای ما بسنده کنند و طمع گامها و امتیازات مربوط به موضوعات دیگر ( از جمله حقوق بشر و تروریسم و ...) را طلب نکنند. آنها در آخر موافقتنامه تصریح کرده اند که در نهایت ایران بعنوان یک کشور غیرهسته ای عضو NPT شناخته خواهد شد. آیا منظور از غیرهسته ای، غیرسلاح هسته ای می باشد و یا کشوری که چرخه سوخت و غنی سازی نداشته باشد غیرهسته ای محسوب میشود. آنها که به راحتی با مغلطه حقوق مصرح در NPT را انکار می کنند و تازه میخواهند کلمه غنی سازی را دوباره و جور دیگری باز تعریف کنند، مغلطه و باز تعریف دلخواهانه از کلمه "غیر هسته ای" برایشان سخت نخواهد بود. اساساً یکی از اشتباهات تاریخی ما که در بسیاری از قراردادها مرتکب شده ایم این است که اقدامات مشخص و عینی و روشن را از طرف خود پذیرفته ایم و اجرا کرده ایم ولی طرف مقابل اقدامات خود را با زیرکی مشروط به یکسری کلمات کلی و انتزاعی کرده که میتواند مصادیق متفاوت و نامشخص و مبهم و قابل دبه کردن داشته باشد. • اشتباهات تاريخي كه هرگز از آن عبرت نميگيريم قراردادهای۱۹۲۱ و ترکمانچای با روسها و قرارداد ۱۹۱۹ با انگلیسی ها و قرارداد الجزایر با آمریکایی ها بعد از انقلاب و موافقتنامه هسته ای پاریس و سعدآباد و موافقت نامه هسته ای برنامه مدالیته و بالاخره موافقتنامه فعلی ژنو، که مملو از این اشتباه تاریخی است. در دوره توافق سعدآباد، ما همه اقدامات را طی بیش از دو سال انجام دادیم ولی آنها اقدام خود در به رسمیت شناختن برنامه هسته ای ما را موکول به کلمه کلی "اعتماد" کردند و آخر سر، گفتند هنوز اعتماد ما کامل نشده و برای اعتماد کامل باید کل برنامه هسته ای را بجای تعلیق، تعطیل کنید، در برنامه ی تحت عنوان مدالیته نیز قرار شد ما شش اقدام مورد نظر آژانس را انجام دهیم تا پرونده مان عادی شود، ما شش اقدام مربوطه را انجام دادیم اما آنها در موافقتنامه مربوطه اقدام خود را معطوف به کلمه کلی « رفع ابهام » کردند که آخر کار آمریکایی ها با ارائه یک سی دی، مثلاً ابهام جدید ایجاد کردند و آژانس نیز به این بهانه طفره رفت و حاضر به عادی کردن پرونده ایران نشد و برعکس شورای امنیت یک قطعنامه جدید علیه ایران صادر کرد! در موافقتنامه فعلی ژنو نیز اقدامات ما واضح و روشن و بدون شرط در یک بازه زمانی کوتاه مدت شش ماهه لیست شده که باید فوراً انجام دهیم و تازه داور هم آژانس است که خود بانی همه مشکلات بوده و درواقع طرف مقابل ماست! اما اقدامات اصلی آنها اولاً موکول به یک دوره زمانی دراز مدت شده (نامشخص) و کلیه اقدامات خود را در گام نهائی مشروط به تحقق این کلمات کرده اند: «نگرانی ها باید کاملاً برطرف شود» (نامشخص)، « اقدامات شفاف ساز با نظارت بیشتر بطور کامل اجرا شود» (نامشخص )، حالا بعد از اینکه کلمات مبهم و دبه دار تحقق یافت چه خواهند کرد؟ «در فاصله میان گامهای اولیه و گام آخر» (نامشخص)، «گامهای دیگری از جمله «پرداختن» به قطعنامه های شورای امنیت با هدف پایان رضایت بخش بررسی موضوع توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد وجود خواهد داشت.» دقت فرمائید که در کلمات بکار رفته مانند کلمه "پرداختن" به هیچ وجه از آن کلمه "لغو قطعنامه ها" نتیجه نمی شود، «پایان رضایت بخشی بررسی موضوع» رضایت بخش برای چه کسی خواهد بود چه چیزی موجب رضایت خواهد بود؟ صرفاً "بررسی موضوع!" کدام موضوع؟ "پرداختن" به قطعنامه ها! بااینکه در مقدمه موافقتنامه تصریح شده که راه حل جامع رفع همه جانبه تحریمها را دربردارد اما در پاراگراف اجرایی بعدی تأکید شده که در فاصله میان گام اولیه و گام آخر فقط به "بررسی" آنها "پرداخته" خواهد شد. همه کلمات و عبارات کلی و مبهم و قابل دبه کردن و موکول به محال و شامل مرور زمان کردن میباشد. بنده این اشتباه تاریخی را که بیش از یک قرن است ما مرتکب میشویم و با این حیله طرفهای مقابل سرمان کلاه میگذارند را دو سال پیش طی مقاله ای با عنوان « اشتباه صدساله » که در رسانه ها منتشر شد به دولت قبلی تذکر دادم. براساس واژگان دانشگاهی میگوئیم "مفاهیم انضمامی" و "مفاهیم انتزاعی" هم جنس نیستند و نباید متناسب دربرابر هم قرار گیرند. اینکه گفته می شود همینکه قبول کردند غنی سازی داشته باشیم عملاً پایه قطعنامه های شورای امنیت شکسته شد هم قابل استناد نیست، زیرا اولاً این پنج عضو نظرشان رسماً مساوی با قطعنامه های شورای امنیت نیست و باید جلسه شورای امنیت در محل سازمان ملل با کلیه اعضاء دائم و غیردائم مصوبه را حاصل نماید و رأی این پنج عضو در تأیید مصوبات هم ارز دیگر اعضا است و فقط در اعمال وتو، هرکدام حق ویژه پیدا میکنند و لذا تا کلیه اعضاء با این هدف ننشینند و رأی گیری و تصویب اکثریت اعضاء حاصل نگردد، خدشه ای در قطعنامه های قبلی ایجاد نخواهد شد. ثانیاً آنها هم میتوانند بگویند که ما در ژنو صرفاً با یک برنامه دریک بازه زمانی محدود جهت کاهش تدریجی غنی سازی در ایران موافقت کردیم تا آن را به صفر برسانیم و نهایتاً خواست شورای امنیت را تحقق دهیم. آنها تلاش کرده اند متن ژنو را طوری نگارش کنند که ما نتوانیم حتی یک نقطه ی قرص و محکم پیدا کنیم که قلابمان را به آن بیاندازیم و طنابمان را از آن آویزان کنیم تا کمی بالا برویم. این درحالی است که طرفهای مقابل در تمام اطراف برنامه ی هسته ای ما غل و زنجیر و قلاب انداخته اند و امکان تکان خوردن را به ما نخواهند داد. • مهمترين اهرم قدرتمان را از دست داديم درواقع با این توافقنامه مهمترین اهرم فشار ما را از دست ما میگیرند و آن اینکه آنها هرچه تحریم میکردند اما اثری در روند توسعه و پیشرفت برنامه هسته ای ما نمی گذاشت و از این بابت همیشه رنج می بردند و همین اهرم یعنی نگرانی از رشد روز افزون قدرت هسته ای ما آنها را پای میز مذاکره کشاند. اما در ژنو موفق شدند طی شش ماه در برابر آزاد کردن چهار میلیارد دلار از پول خودمان و حدود سه میلیارد دلار اجازه فروش پتروشیمی، این قفل و بست ها را به دور برنامه هسته ای ما بزنند و خیال خودشان را برای همیشه از برنامه هسته ای مان راحت کنند. بعد از اين دیگر ما اهرم فشار جدی نداریم تا طرف مقابل را تمكين خواستههاي خودراضي كنيم تا تحریم های اصلی نفتی و بانکی را بردارند و حق غنی سازی صنعتی و نه آزمایشگاهی را در خاک ایران برسمیت بشناسند و قطعنامه ها را لغو کنند. در واقع دوره گام اول که شامل رفع نگرانی اصلی آنهاست را کوتاه مدت کرده اند اما دوره گام دوم که دوره رفع نگرانی اصلی ماست را درازمدت کرده اند زیرا دیگر نگرانی اصلی شان در گام اول رفع شده است. درواقع آمریکا، به دنبال آنست که صندوق دار بیت المال ما شود و در یک دوره درازمدت، مرتب ما را چک کند اگر این قفل و بست ها سفت بودند و قفل و بستهای بیشتر را هم که گفتند زدیم تا آنوقت یک کم دیگر از پولهای خودمان را که در بانکها قفل شده به خودمان آنهم قطره چکان پس دهد. آنها سالها بود که آرزو داشتند تا یک ارتباط معنی داری بین تحریم ها و برنامه هسته ای ما ایجاد کنند و موافقتنامه ژنو درواقع برنامه مجموعه ای از مکانیزمها برای برقراری ارتباط بین تحریم های آنان و برنامه هسته ای ایران است. آمریکایی ها حتی با زیرکی در نوع واژه نگاری و پیکربندی متن ژنو، تحریم های غیرقانونی یکجانبه خود را نیز مشروعیت بین المللی بخشیده اند. در این میان مخالفت های صهیونیستها و کنگره و تحریم های جدید و گزینه نظامی و . . . . همه اینگونه موارد را آنها در چارچوب استراتژی "به مرگ بگیر تا به تب راضی شود" استفاده میکنند و آنها از همه این مخالفت ها یک تابلو "مرگ" در برابر ایران قرار میدهند تا برای ایران "تب" پیشنهادی آنها نجات بخش جلوه کرده و مشروعیت و مقبولیتش بالا رود. البته چون این موافقتنامه برای آنها بسیار مهم و استراتژیک است بعضاً اگر ببینند موقعیت توافق ژنو در ایران پایین آمده و تضعیف میشود هراز گاهی سعی خواهند کرد یک انعطافهایی و گذشتهایی برای تثبیت و تقویت آن در ایران انجام دهند. درواقع آنها برای حفظ و تداوم توافق ژنو از سیاست چماق و هویج (نمیدیم ، میدیم) بطور ترکیبی استفاده خواهند کرد. بویژه آنکه اینبار در شرایط مشکلات اقتصادی ایران، اهرم پول رسانی نوبه ای به ایران را نیز بدست گرفته اند. آنها تلاش کرده اند تا موافقتنامه ژنو عملاً از صد تا صفر را در اختیارشان قرار دهد تا ما به امید تکریم آنها چشم به دست آنها بدوزیم که چه می دهند و چه نمی دهند، اما آنها از این امکان بی نظیر و استثنایی (و به قول سولانا بسیار سخاوتمندانه) بی محابا استفاده نخواهند کرد و فرمان وگاز و ترمز را در مسیر با مهارت بکار خواهند گرفت البته علاقه اصلی شان این است که ما را به صفر برسانند اما ظرفیت پذیرش افکار عمومی ایران و برنامه هایشان برای همکاری در استراتژی های منطقه ای را در نظر خواهند گرفت شاید نقطه ای در نزدیکی های صفر و یا به کمی جلوتر بسنده کنند، درونمای آنرا در جمله ای در آخر تعیین کرده اند: همکاری بین المللی خواهند کرد برای « راکتورهای مدرن آب سبک و تجهیزات مرتبط و عرضه سوخت هسته ای مدرن و برنامه های تحقیق و توسعه» یعنی در نهایت اولاً راکتور آب سبک خواهیم داشت، ثانیاً سوخت هسته ای به ما خواهند فروخت. ثالثاً برنامه تحقیقاتی خواهیم داشت. * اجازه ندهيد راي به شما را، راي به سازش تفسير كنند آنها سعی میکنند القاء کنند که رأی ملت ایران و روی کار آمدن جنابعالی محصول تحریم ها و فشارهای آنهاست و مردم خسته شده اند و دیگر تاب مقاومت ندارند و باید رها کرد. در حالي كه یک تقلب بزرگ است، این دو سلیقگی یک جریان طبیعی درون ملت ایران است، در زمان خلق حماسه حضور مردم در دوم خرداد ۷۶ اساساً مسأله هسته ای و تحریم هایش وجود نداشت آن زمان مردم از امروز هم قویتر رأی به "تغییر" دادند. معمولاً هر هشت سال مردم خواهان تغییر میشوند و به کسی که بیش از دیگر کاندیداها سمبل تغییر و متفاوترین نسبت به ۸ سال گذشته باشد رأی میدهند. یک نگاه به رؤسای جمهور در چند دوره گذشته این وضعیت را نشان میدهد. در آمریکا هم بطور عموم اینطور است، محافظه کارها و دمکرات ها جابجا میشوند. جنابعالی بعنوان سمبل جریان تدبیر گرائی، آزادی و اندیشه گرائی ، خردورزی و سیاست ورزی روی کار آمده اید. ما باید نشان دهیم که با تکیه بر تدبیر و سیاست ورزی، قویتر منافع ملی را تأمین میکنیم و این تصور که سیاست ورزی و مذاکره حاصلی جز وادادگی و از دست رفتن منافع ملی ندارد را باید از بین ببریم. احمد قوام در بدترین شرایط و وخیم ترین اوضاع ایران اشغال شده نشان داد که سیاست ورزی هوشمندانه و فداکارانه تا چه حد میتواند کشور را نجات دهد و بطور کامل منافع ملی را تأمین و از آن صیانت نماید. براین اساس از جنابعالی بعنوان رئیس جمهور کشوری قدرتمند با پشتوانه ای از رأی قاطع ملت انتظار است که بدون ملاحظه دولتمدارانه با یک نگاه صرفاً علمی و تخصصی بویژه قبل از شروع مذاکرات اجرائی، موضوع، مورد بررسی و دقت نظر قرار گیرد و در صورت لزوم در مذاکرات بعدی بدان توجه گردد. هدف اینجانب بعنوان یک کارشناس از نگارش این نامه صرفاً تلاش برای رمزگشایی از نیات حریف و مساعدت برای دیدن مشکلات و سنگلاخهای احتمالی راه پیش رو و باز شدن باب یک بررسی کارشناسانه در سطح ملی به منظور صیانت از منافع ملی و رشد و اعتلای روند تدبیر گرائی، خردورزی، آزادنگری، اندیشه ورزی و سیاست ورزی صلح جویانه ی توأم با هوشمندی در کشور بوده است. امیدوارم مانند حریف، ما نیز از انتقادات، نه بعنوان عامل تضعیف کننده بلکه هنرمندانه در مدلی حرفه ای برای تقویت دیپلماسی بهره برداری نمائیم. با تقدیم احترام - ناصر نوبری ۱۶/۹/۱۳۹۲
|
|||
|
|
۲:۰۲, ۱۲/خرداد/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/خرداد/۹۴ ۲۰:۰۹ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
در مطلب دوم شما رو دعوت می کنم به مطالعه و شنیدن صحبت های دکتر سعید زیباکلام: دکتر سعید زیباکلام؛ استاد برجسته فلسفه علم و فلسفه سیاست و عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه تهران که برخی کتاب های وی به عنوان متن درسی در رشته های فلسفه و جامعه شناسی تدریس می شود. وی که سابقه تدریس در دانشگاههای صنعتی شریف، صنعتی امیرکبیر، تهران، امام صادق، و… را دارد، کارشناس ارشد صلحشناسی از دانشگاه برادفورد و دکترای فلسفه از دانشگاه لیدز انگلستان است. دکتر زیباکلام که پیش از انقلاب از فعالین انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا بوده، در سالهای آغازین انقلاب در سمتهای مختلفی در دستگاه دیپلماسی کشور نظیر سفیر جمهوری اسلامی ایران در فیلیپین و ریاست اداره سازمانهای بین المللی وزارت خارجه ایفای مسئولیت کرده و در بیست و هشتمین اجلاس آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEI) عضو ارشد هیئت اعزامی کشورمان بوده است. وبسایت رسمی دکتر صادق زیباکلام www.saeidzibakalam.ir بررسی واو به واو مذاکرات هسته ای ایران توسط دکتر سعید زیباکلام
به گزارش ایسنا به نقل از سایت الف، متن نامه ی سرگشاده ی سعید زیباکلام به آقای حسن روحانی به شرح زیر است: ![]() دانلود از سرور Trainbit دانلود از سرور Mediafire مطلب زیر نامه ی سرگشاده ی سعید زبباکلام به رئیس جمهور آقای حسن روحانی هست؛ «بسمالله و بالله و فی سبیلالله و علی مله رسولالله جناب آقای دکتر حسن روحانی، ریاست محترم جمهوری با سلام و آرزوی عاقبت بخیری، در سخنرانی اخیر خود خطاب به دانشگاهیان اظهار تألم کردهاید که "چرا دانشگاه خاموش است؟" و "چرا دانشگاهیان و اساتید ما سکوت میکنند؟" و "چرا فریاد نمیزنید؟ چرا وارد میدان نمیشوید؟". - جناب آقای رئیسجمهور! آیا اساتید دانشگاهی از جریان مذاکرات که همواره توسط وزیر خارجه دولت جنابعالی بر محرمانه بودن آن اصرار و تأکید ویژهای داشتهاند کمترین اطلاعی دارند که بتوانند پس از ارزیابی آنها به میدان آمده اعلام نظر کنند؟ - آیا با توجه به نامه جنابعالی به مقام معظم رهبری در صبح اول وقت بعد از توافقات گام اول و به راه افتادن کارناوال تبریکگویی و پایکوبی بسیاری از رسانهها از جمله رسانة ملی، بهراستی شما انتظار دارید اساتید دانشگاهی بیهیچ خوف و هراسی به ارزیابی صادقانه توافقنامة ژنو بپردازند؟ - آقای رئیسجمهور! آیا هنگامی که حضرت عالی با تأکید تمام میگویید: "همة اصول و خطوط قرمز نظام" در مذاکرات رعایت شده، "دستاوردهای قطعی این توافق اولیه، به رسمیت شناخته شدن حقوق هستهای ایران است" و نیز "فرزندان انقلابی ... توانستهاند حقانیت ملت ایران در فعالیتهای هستهای را در صحنه بینالمللی اثبات کنند"، بهراستی انتظار دارید اساتید دانشگاهی بی هیچ خوف و نگرانی وارد بحث و بررسی توافقنامة ژنو شوند؟ - آقای رئیسجمهور! هنگامی که بسیاری از تشکلهای دانشجویی به واسطة جو رسانهای - امنیتی خاصی که در این ماههای اخیر سیطره یافته جرأت نمیکنند پا به میدان گذاشته از انگشتشمار اساتید دانشگاهی دل به دریای انقلاب زده دعوت به سخنرانی کنند، جنابعالی بهراستی انتظار دارید اساتید دانشگاهی به بحث و ارزیابی این به زعم حضرتعالی "کار بزرگ بینالمللی" بپردازند؟ - آقای رئیسجمهور! این شعار پسندیده سنجیدهای است که میفرمایید "این دولت محیط امن برای دانشگاه میپسندد" و "محیط امن، یعنی همه احساس امنیت کنند". اما هنگامی که در همان سخنرانی توپ و تشر میزنید که "چرا یک عده بیسواد که از بخشهایی خاص پول میگیرند باید حرف بزنند"، آیا بهراستی انتظار دارید اساتید به آن شعار پسندیده توجه کنند یا از آن سرزنش تند و ناشکیبایی بسیار نگرانکننده خوف و هراس به دل گیرند؟ - آقای رئیسجمهور! این سخن بسیاردرست بسیار تکرارشده را حضرتعالی بیان میفرمایید که "باید اجازه داد فضای باز سیاسی ایجاد شود". لیکن در همان سخنرانی با ترشرویی بسیار میفرمایید "شما چهکاره هستید که خود را متولی همه چیز میدانید؟ با یک شعار و چهره و قیافه، آدم متولی میشود؟ به چه مناسبت خود را دلسوزتر از دیگران میدانید؟". آیا بهراستی بر این باورید که با این تحکمها و توپ و تشرها فضای باز در جامعه و دانشگاه ایجاد میشود؟ آیا برای تحقق همان فضای باز، درستتر نیست به عوض ترشرویی، اجازه بدهیم هر کس از هر صنف و قشر و گروهی میخواهد خود را متولی و دلسوز یا دلسوزتر بداند، بداند اما اگر دلسوزیهایش را قبول نداریم تحلیلهایش را نقد کنیم؟ - جناب آقای رئیسجمهور! فرمودهاید "کسانی که در مذاکرات ژنو، مذاکره کردند نیز از دانشگاهها هستند و از اساتید دانشگاههای ما به حساب میآیند". آیا بهراستی بر این باورید که در مذاکره با مستکبران سیطرهطلب زورگو باید استاد دانشگاه بود؟ چند تن از نمایندگان سیاسی کشورهای حاضر در مذاکرات ژنو سابقه استادی دانشگاه داشتهاند؟ و بالاخره، آیا در مذاکرات با مستکبران قلدر زورگو سابقه استادی دانشگاه لازم است یا ایمان و اعتقاد به روز حساب و کتاب و عقاب، پایبندی راسخ به آرمانهای انقلاب اسلامی و حراست از عزت و استقلال جمهوری اسلامی و خون شهدای آن؟ - جناب آقای رئیسجمهور! فرمودهاید "در دانشگاهها در کنار پرورش بخش علمی و تحقیق، باید به فکر مسائل اجتماعی و سیاسی هم باشیم ... . دانشجویان باید از منافع ملی و بدخواهان داخلی و خارجی نیز باخبر باشند". بفرمایید دولتمردان و نیز مطبوعات هماهنگ و همسو با دولت در این حدودا ششماهه که از دولت جنابعالی میگذرد چه اقداماتی جهت تمهید و ترغیب چنین محیطی در دانشگاهها انجام دادهاند؟ آیا واقعاً برای حضرتعالی آشکار نیست که لحن شدید و غلیظ سرزنشهایتان، بیسواد یا کمسواد خواندن منتقدانی همچون این بندة جهول، به عوض تمهید و ترغیب آن محیط و پرورش دانشجویان متعهد به منافع ملی و مصالح انقلاب و محب وطن، هم دانشجویان و هم اساتیدشان را یکجا و با یک ضربه به محافظهکاری و عزلتطلبی و عافیتطلبیهای فرومایه دنیوی سوق میدهد؟ در این صورت، آیا به نظر حضرتعالی این قبیل سخنان در جهت پرورش و رشد فرهنگ اجتماعی - سیاسی دانشجویان و در نتیجه به نفع آرمانهای انقلاب اسلامی، بهویژه استقلال کشور است؟ - و بالاخره جناب آقای رئیسجمهور، بسیار بهجا و شایسته سؤال کردهاید "چرا در علوم انسانی، حقوق، علومسیاسی، اقتصاد و علوماجتماعی رشد نمیکنیم و صاحبنظر نیستیم ...؟" پاسخ این سؤال را در پژوهشهای متعددی مورد طرح و بررسی مفصلی قرار دادهام. اما در این مقام به همین مقدار باید بسنده کنم که یکی از مهمترین و اصلیترین موانع رشادت و نظریهسازی از جانب عالمان حوزههای پایهای علوم انسانی و علوم اجتماعی دخالت و اِعمال قدرت صاحبان و رجال سیاسی و حکومتی در عرصة دانشگاه است. بایسته و ضروری است که حاکمان یاد بگیرند به دانشگاهیان امر و نهی نکنند و آنها را مورد خطاب عتاب و ترعیب قرار ندهند. - در یک کلام، اگر بهراستی خواهان فضای باز دانشگاهی و شکوفایی اندیشیدن و نظریهسازی هستیم تحت هیچ شرایطی با دانشگاهیان سرلشکرانه رفتار نکنیم. با آرزوی عاقبت بخیری و توفیق خدمت صادقانه والسلام علی من اتبع الهدی سعید زیباکلام |
|||
|
|
۱۱:۵۶, ۱۲/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام،
به نظر من کلا مذاکره کردن درمورد چیزی که حق ماست کاری بی فایدست. در هر حال با شناختی که از آمریکایی ها داریم میدانیم که به قول های خود عمل نخواهند کرد. مسئله ی تحریم ها درسته که روی اقتصاد کشور اثر گذاشته ولی به نظرمن اثر اصلی رو مردم میذارن . |
|||
|
|
۱۵:۱۱, ۱۴/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
در این ارسال نامه ی سرگشاده ی ناصر نوبری در تاریخ ۷/۶/۱۳۹۳ راخدمت شما ارائه می دهیم.
امیدوارم به نکات ذکر شده در نامه توجه ویژه بفرمایید. بسمه تعالی حجتالاسلام والمسلمین جناب آقای دکتر روحانی ریاست محترم جمهوری با سلام و احترام «صَدیقُکَ مَن صَدقَکَ لا مَن صَدَّقََک» «دوست واقعی کسی است که به صداقت و صراحت با شما سخن گوید نه آنکه شما را تایید و تصدیق نماید». امام علی(علیه السلام) «آقای بهشتی فکر میکنید که هستید؟ اگر از این در (شورای انقلاب) بیرون بروید مردم برای شما حتی تره هم خرد نمیکنند!» این جمله رئیس روابط عمومی دبیرخانه شورای انقلاب در جلسه هفتگی با شهید بهشتی، رئیس شورای انقلاب یعنی کسی که بعد از رهبر انقلاب همهکاره کشور و عملاً رئیس ۳ قوه کشور بود، است. نه فقط تاریخ انقلاب اسلامی بلکه در کل تاریخ ایران، بهشتی تنها رئیس کشور ایران بوده که اعضای دفترش را قویترین منتقدانش تشکیل میدادند، حتی میتوان ادعا کرد در کل تاریخ سیاسی جهان، آقای بهشتی تنها رئیس حکومت و رئیس حزب فراگیر بوده که در دفتر ریاست بر حکومت حتی یک عضو از حزب فراگیری که رئیسش بوده حضور نداشت. همواره حزبیها پیگیر بودند یا اعضای دبیرخانه شورای انقلاب عضو حزب شوند یا دبیرخانه تحویل حزب جمهوری اسلامی شود اما آقای بهشتی به این خواستها توجه نکردند. یکوقت به ایشان گفتم در کشور این همه ناسزا به شما میگویند چرا حتی یکبار به آنها جواب نمیدهید، فرمودند: «دو روش وجود دارد؛ یکی پاسخگویی به افتراها و ناسزاها و دیگری سکوت تا در طول زمان خود مردم به حقیقت پی ببرند. من روش دوم را ترجیح میدهم.» به همین دلیل امام فرمودند ایشان شهید مظلومند. نهتنها با رهبران حزب کمونیست بلکه با منتقدان جوان و بینام و نشانی مانند بابک زهرایی در تلویزیون با کرامت والایی برخورد کرده و به طور زنده مناظره و بحث آزاد میکردند. حالا برخورد ایشان را مقایسه فرمایید با برخورد جنابعالی با منتقدان که نهتنها تاکنون خود با آنها گفتوگو نفرمودهاید بلکه هیچ نمایندهای هم برای گفتوگو و توجه و پاسخ به دیدگاه منتقدان تعیین نفرمودید و با سانسور کامل اجازه بحث آزاد در رسانه ملی در این باره نیز داده نشد و حتی نسبت به منتقدان انواع ناسزاهای ناروا مانند بزدل سیاسی، بیسواد، ترسو، دل لرزان، بیکار، معدودی که از جای خاص تغذیه میشوند، ناقصالخلقه و… عنوان شد. البته آنزمان به شهید بهشتی با آن ویژگیها انحصارطلب اطلاق میشد اما امروز جنابعالی از طرفداران آزادی و دگراندیشی و پلورالیسم شناخته میشوید. علت تندگویی علیه منتقدان چیست؟ البته بنده و امثال بنده وقتی پای منافع ملی کشورمان پیش میآید بزدلیم و میترسیم و میلرزیم! اما بالاخره ما شهروندان این کشور به ریاست جنابعالی هستیم؛ به جای حواله به جهنم بفرمایید دوستان شیردلتان ما را توجیه کنند تا از ترس و لرز بیرون بیاییم. بنده بیش از ۸ ماه است پیشنهاد کردهام یک یا دو یا هرچند نفر از دوستان شیردل بیایند و در رسانه ملی و در برابر پیشگاه ملت درباره موافقتنامه ژنو با هم بحث کنیم تا بزدلی و ترس و لرز بیمورد ما و شیردلی دوستان برای ملت آشکار شود اما تاکنون هیچیک از این شیردلان که قویترین دیپلماتهای جهان هستند حاضر نشدهاند با ما به بحث بنشینند و سانسور کامل در رسانه ملی حاکم شده است. ممکن است بفرمایید سطح آنها بالاست و دونشأن آنهاست که با امثال بنده که کارشناس ساده هستم به بحث بنشینند البته درست است که ما دونپایه و کارشناس ساده هستیم اما حالا اظهارات معدودی کمسواد دونپایه که نباید این همه دلواپسی، عصبانیت و دغدغه ایجاد کند که در مهمترین اجلاس سطح عالی دیپلماتیک کشور آنچنان به این معدود ترسوی لرزان بتازید! مشاورتان، جناب آقای آشنا از آن اظهارات تندتان دفاع کرده و فرمودند آنها از عصبانیت نبوده بلکه صریح بوده است. اگر نظر جناب مشاور درست باشد آنگاه این نتیجه حاصل میشود که سناریوی ناسزاگویی و پرخاشگری از قبل توسط مشاوران کارشناسی شده و یک عصبیت فیالبداهه نبوده است. در اینصورت باید دید هدف این موجسازی جدید چیست؟ آن هم در شرایطی که این عده معدود منتقد، ساکت بودند و مدتی بود صحنه کشور در این باره کاملاً آرام شده بود. احتمالاً مشاورانتان این احتمال را دادهاند که ممکن است از مذاکرات هستهای چیز قابل توجهی به دست نیاید و لذا میخواهند پیشاپیش با بزرگنمایی، مخالفان قدرتمند فرضی بتراشند که کارشکنی میکنند و ناکامیها را برگردن آنها بیندازند یا ممکن است هدفشان این باشد که فضای سیاسی کشور را آنقدر پر از گردوغبار کنند که مردم متوجه نشوند چه دادند و چه به دست آوردند و در پرتو غوغاسازیها و حاشیهسازیها، حقیقت اصلی پنهان بماند. اگر قرار باشد ظرف دوـ سه ماه آینده مذاکرهکنندگان با دست پر بیایند دیگر نیازی به اینگونه غوغاسازی و ناسزاگوییها نیست، آن موقع با افتخار دستاوردهای بزرگ خود را به ملت نشان میدهند و جشن پیروزی ملی میگیرند و به طور طبیعی منتقدان منزوی میشوند. لطفا گفتمان را عوض نکنید! بنزسواری چه شد؟ جنابعالی به کسانی که با مذاکره مخالفند، شدیداً تاختید و آنها را بزدل، ترسو و لرزان خواندید که از هرگونه مذاکره میترسند و میلرزند اما باید تصریح کنم بحث بر سر اصل انجام مذاکره یا عدم انجام مذاکره گفتمان یکسال پیش کشور بود که عدهای موافق و عدهای مخالف انجام مذاکره بودند، بنده در آن زمان در ۲ دانشگاه سخنرانی کردم و از اصل انجام مذاکره دفاع و حمایت کردم. جنابعالی در سخنرانی اخیرتان سعی فرمودید گفتمان امروز کشور را به گفتمان یک سال پیش بازگردانید در حالی که گفتمان امروز کشور بررسی و ارزیابی محصول یکسال مذاکره است و نه اصل مذاکره! حالا دیگر جنابعالی و دوستان شیردلتان یک سال است با آمریکاییها هرطور و هرمقدار مذاکره کردهاید، آنطور که میگویند دوستان شیردل و آمریکاییها در طول مذاکرات آنقدر صمیمی شدند که یکدیگر را با اسم کوچک صدا میکنند. بعد از ۳۷ سال از آخرین تماس تلفنی شاه ایران با رئیسجمهور آمریکا، جنابعالی اولین رئیس کشور ایران هستید که با رئیسجمهور آمریکا تلفنی صحبت کردید، پس هرگونه ارتباط، تماس و مذاکره که ممکن بوده، یکسال است که انجام شده و حالا گفتمان را لطفاً عوض نکنید، گفتمان امروز کشور محصول مذاکرات یکساله است و نه اصل مذاکره! و در این باره مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان با سفیران و دیپلماتهای کشور اعلام فرمودند یکسال مذاکره محصولی جز افزایش تحریمها و دشمنیها نداشته است. میزان آزادی عملی که جنابعالی و دوستان مذاکرهکنندهتان در این یکسال داشتهاید در تمام دوران ۳۶ ساله بعد از انقلاب، هیچ دولتی در این حد و اندازه نداشته است، در واقع دولت جنابعالی هزینههای بسیار بزرگ ملی را در این باره مصرف کرده و امروز باید بیلان و ماحصل این مذاکرات با صرف هزینههای ملی را بیان کند، نه اینکه دوباره به سال گذشته برگردید و صحبت از ترس بعضیها از نفس مذاکره فرمایید. وقتی مذاکرات ۱۰ سال پیشتان شکست خورد در کتابتان فرمودید غیرمتعهدها مانند دوچرخهاند و اروپا مانند پیکان است و آمریکا مانند بنز و فرمودید آن موقع فقط امکان پیکانسواری داشتید و فرمودید مذاکرات با اروپا با کارشکنی آمریکا شکست خورد. یعنی اینکه آن موقع بنز با یک ویراژ موجب چپ کردن پیکان شد. اما اکنون یکسال است که هرچقدر خواستید بنزسواری کردید لذا امروز باید نتیجه یکسال بنزسواری را بفرمایید! تبدیل اتاق فکر به اتاق عملیات (کارشکنی!) فرمودید منظورتان از آن ناسزاها، منتقدان و مخالفان نبودهاند، منظورتان کسانی هستند که اتاق فکرشان را به اتاق عملیات تبدیل کردهاند. حالا فرض کنیم عدهای هستند که در یک اتاق در مورد این مسائل فکر میکنند و بعد هم تصمیماتی میگیرند و آنها را عملیاتی میکنند (اتاق عملیات)، فکر کردن که انشاءالله آزاد است اما عملیات آن عده معدود اگر غیرقانونی است که جایی برای ناسزا نیست باید دستور پیگرد قانونی و مجازات آنها را صادر فرمایید و قوه قضائیه باید به اقدامات خلاف قانون آنها رسیدگی کند، بنده که فردی مستقلم و در تمام دولتها پست و منصب داشتهام الا دولت گذشته، اما فرض کنیم عدهای از جناحهای مقابل جنابعالی، سعی میکنند نقاط ضعف سیاستها و اقدامات جنابعالی و تیم مذاکراتی را پیدا کنند و آنها را به روشهای گوناگون مطرح کنند، خب! این طبیعت نظامهای آزاد و مردمسالار است، این که جرم نیست. در آمریکا، اکنون جمهوریخواهان تلاش میکنند نقاط ضعف دموکراتها را بیابند و روی آنها انگشت بگذارند و تبلیغات کنند تا در دور بعدی دموکراتها را شکست دهند. این خاصیت مثبت دموکراسی و نظامهای چندگانه است که جناحها از ترس یکدیگر سعی میکنند کمتر نقطه ضعف داشته باشند، بنابراین در برابر چنین اقداماتی هم جای ناسزاگویی از طرف رئیسجمهور نیست. تاکنون مقام معظم رهبری و تمام ارکان حکومتی و اکثریت مجلس از مذاکرات و تیم مذاکراتی قویاً حمایت کردهاند و معدود منتقدان هم جز حرف زدن امکانی در نظام تصمیمگیری کشور ندارند که بتوانند در مسیر اقدامات جنابعالی و تیم مذاکراتی کارشکنی کنند و لذا این ناسزاگوییها صرفاً یک بزرگنمایی از منتقدان است. قویترین دیپلماتها و مذاکرات؟! فرمودید جنابعالی و تیمتان قویترین دیپلماتها در منطقه و جهان هستید و احاله فرمودید به مذاکرات ۱۰ سال پیش خودتان و فرمودید کتابتان را مطالعه کنیم تا از مذاکرات قدرتمند جنابعالی و قویترین دیپلماتها مطلع شویم. در این باره سوال اصلی این است که مذاکرات تیمی که ۱۰ سال پیش شکست خورده را چگونه بهعنوان یک نمونه عالی و الگوی موفق مطرح میفرمایید، این مانند آن است که یک تیم فوتبال ۱۰ سال پیش در یک بازی از حریف خود ۶ بر صفر باخته باشد و حالا سرمربی آن تیم خود را قویترین تیم بنامد و حتی ماجرای آن بازی شکست خورده را به عنوان یک الگوی موفق بنویسد و با افتخار خواستار مطالعه تاکتیکها و تکنیکهای آن تیم شکستخورده شود! فرمودید معمول نیست متن مذاکرات در کتاب نوشته شود ولی جنابعالی منت گذاشتید و متن مذاکرات قوی ۱۰ سال پیش را برای آگاهی ما نوشتهاید که بخوانیم و از ترس و دل لرزانی بیرون بیاییم. جناب آقای روحانی! در اینجا باید تأکید کنم که یک دیپلماسی وقتی موفق است که به هدفش نائل آید، دیپلماسی، صرف بیانیه و اعلامیه قوی خواندن در اتاق مذاکره نیست که اکنون ما را احاله به متن مذاکرات خودتان میفرمایید، دیپلماسی مجموعهای از مذاکرات و اقدامات است که برای رسیدن به هدفی خاص صورت میگیرد و میزان موفقیتش با میزان رسیدن به هدفش سنجیده میشود نه با متن مذاکرات! استراتژی اعتمادسازی یکطرفه جنابعالی و تیمتان در ۱۰ سال پیش برای حل مناقشه هستهای شکست خورد و اتفاقاً امروز باید برعکس، از شکست آن استراتژی درس میگرفتیم و از آن پرهیز میکردیم که شکستی دوباره حاصل نشود و اتفاقا دلنگرانی بنده به خاطر تکرار آن استراتژی و احتمال شکستی دوباره است. حق غنیسازی صنعتی یا حق فرفرهبازی! سوم آذرماه ۹۲ روز امضای موافقتنامه ژنو در پیامتان فرمودید: «حقوق هستهای و حق غنیسازی ملت ایران مورد اذعان قدرتهای جهانی که سالها سعی بر انکار آن داشتند قرار گرفت… دستاوردهای قطعی این توافق اولیه، به رسمیت شناخته شدن حقوق هستهای و حق غنیسازی ملت ایران است». اگر این حق بزرگ و اساسی را گرفتهایم پس حالا چه مشکلی وجود دارد که اکنون در گزارش یکسالهتان از احتمال شکست مذاکرات سخن میگویید، در حالیکه برعکس بوده و حقی را که NPT در ماده ۴ به همه اعضا بدون هیچ قید و بند و محدودیت در فعالیتهای صلحآمیز هستهای داده است موافقتنامه ژنو در اندازه، درصد، حجم، مکان، ذخائر، تشخیص میزان نیاز کشور و….. همه را مشروط به توافق با آمریکا و طرفهای مقابل کرده، محدودیتی که هیچیک از اعضای NPT بدان ملزم نیستند و این نهتنها اذعان به حق قانونی ما در ماده ۴ NPT نیست بلکه تنازل از آن ماده و تهی کردن آن میباشد. بنده در آن نامهام تصریح کرده بودم وقتی نیاز عملی کشور به میزان غنیسازی را مشروط به موافقت آمریکا و طرفهای مقابل کردیم، این نقض حاکمیت ملی کشور است که بیگانگان مجاز به دخالت در تصمیمگیریهای ملی و داخلی کشور شدهاند و در اینکه ما در کشورمان به چه چیز چه مقدار نیاز داریم دخالت میکنند. درواقع موافقتنامه ژنو، سند قانونی کردن مداخلات آمریکا در امور داخلی ایران است. بنده در نامهام تصریح کردم: «هدف از قرار دادن این بند در موافقتنامه ژنو محدود کردن ایران حتی در فاز ۵درصد است، آنها سعی خواهند کرد از غنیسازی شیر بیدم و یال و کوپال و اشکم بسازند (غنیسازی دکوری) و نهایتاً هم منت بگذارند که با غنیسازی موافقت کردهاند». آیا امروز آنها به دنبال این هدف نیستند؟ آیا به همین دلیل مذاکرات وین به بنبست نرسید که مجبور به تمدید مذاکرات شدیم؟ آیا آنها امروز به خطوط قرمز ما ورود نکردهاند و حد و اندازه نیاز کشور ما به غنیسازی صلحآمیز (۵درصد) را تعیین نمیکنند؟ آیا اختلاف اصلی این نیست که آنها میگویند ما در ۱۵ سال آینده بیش از ۴۰۰۰ سانتریفیوژ برای نیازهای کشورمان لازم نداریم؟ و آیا ما حالا در چانهزنی این مساله نیستیم که ثابت کنیم نیاز کشور ما بیشتر است؟ طوری که مقام معظم رهبری ورود کردند و در یک سخنرانی علنی بر عدد و رقم نیاز عملی کشورمان درباره غنیسازی تأکید و تصریح فرمودند. قرارداد ما با روسها برای نیروگاه بوشهر ۷ سال دیگر تمام میشود و بنابراین ۷ سال دیگر کشورمان سالانه به ۱۹۰ هزار سو غنیسازی نیاز دارد که با سانتریفیوژهای اولی تقریباً همین تعداد سانتریفیوژ لازم داریم لذا بر این عدد و رقم مقام معظم رهبری تأکید و تصریح فرمودند. بنابر اظهار مقام معظم رهبری، آنها به مرگ گرفتهاند تا ما به تب راضی شویم یعنی آنها ممکن است تا ۱۰ هزار سو را رضایت دهند در حالی که نیاز واقعی و عملی ما ۱۹۰ هزار سو است. آنها میگویند وقتی قراردادتان با روسها تمام شد، دوباره قرارداد ببندید و باز از روسها بخرید! یعنی ما حق نداریم وابستگیمان به روسها را در این باره پایان دهیم! در واقع در امور داخلی ما که نیازمان را خودمان تأمین کنیم یا اینکه وابسته بمانیم و از خارج بخریم را، آمریکا و روسیه و قدرتهای بزرگ تعیین میکنند، اگر غنیسازی ما نتواند صنعت برق ما را تأمین کند آیا همان غنیسازی دکوری که بنده پیشبینی کرده بودم، نیست؟ این همه سال با صرف هزینههای گزاف مادی و انسانی و شهدای هستهای پس کارکردش چیست؟ آقای رئیسجمهور! موافقتنامه ژنو حق غنیسازی را برای ملت ایران گرفت یا حق فرفرهبازی را؟ اگر چرخش سانتریفیوژها نیازهای صلحآمیز صنعت برق ما را تأمین نکند، چرخش آنها با چرخش فرفرههای اسباببازی کودکان چه فرقی دارد؟ پرانتز ما و پرانتز آمریکاییها! آقای ظریف فرمودهاند انشای متن نهایی آماده شده و در موارد اختلافی پرانتزهای خالی گذاشته شده که در ۳-۲ ماه آینده این پرانتزهای خالی را با رایزنی پر خواهند کرد. بنده با توجه به شناختی که از عملکرد آمریکاییها و طرفهای مقابل دارم، میتوانم پیشبینی کنم که درباره اختلاف اصلی یعنی مساله «غنیسازی» آنها چه خواهند کرد و لذا برای همکاری و کمک به جنابعالی و تیم مذاکرهکننده نکاتی را مطرح میکنم: آمریکاییها و طرفهای مقابل سعی خواهند کرد با همان ترفندهای حرفهایشان با کلمات کلی این پرانتز را پر کنند و سرمان کلاه بگذارند و دوباره در آینده با بهانهبازیشان همچنان عملاً دستمان خالی بماند اما ما با توجه به تأکید و تصریح مقام معظم رهبری و اعلام نیاز عملی سازمان انرژی اتمی، باید پرانتز مربوط به غنیسازی و نیازهای عملی ایران را با این جمله پر کنیم: (ایران در طول ۷ سال آینده طوری بر ظرفیت و توان غنیسازی خود اضافه خواهد کرد که پس از ۷ سال قادر شود سالانه ۱۹۰هزار سو غنیسازی کند). آمریکاییها و گروه ۱+۵ خواهند گفت ذکر عدد و رقم در توافقنامه بیمورد است و سعی خواهند کرد این پرانتز را چنین پر کنند: (بعد از پایان دوره زمانی «۱۰ یا ۱۲ یا ۱۵ساله» گام نهایی و اجرای موفق و کامل گام نهایی، با ایران مانند کشورهای عضو NPT که سلاح هستهای ندارند رفتار خواهد شد). نکته مهمی که باید جنابعالی و تیم محترم مذاکرهکننده توجه فرمایند این است که این جمله کلی و چندپهلو است به طوری که کشورهای عضو NPT که سلاح هستهای ندارند شامل هر دو دسته است؛ یک دسته، آنهایی که چرخه سوخت و پروسه غنیسازی بومی دارند و دسته دیگر، آنها که چرخه سوخت و غنیسازی بومی ندارند و اورانیوم غنی شده را از خارج میخرند. یعنی بعد از این دوره طولانیمدت دوباره ما میرویم سر خانه اول و دوباره باز دعوای اصلی از اول شروع میشود که ما جزو کدامیک از اینها خواهیم بود و دوباره آمریکا خواهد گفت بهتر است شما جزو دسته دوم باشید و از خارج بخرید. اگر اینکار را نخواهند کرد در متن تصریح کنند ما جزو کدامیک از این دو دسته خواهیم بود. همانطور که در پرانتز مورد نظر خودمان تصریح کردم باید با عدد و رقم مشخص ذکر شود و نه کلی! و از طرف دیگر کدام مرجع بیطرف پیشبینی شده که بعد از ۱۰ سال تایید کند ما گام نهایی را کامل و درست اجرا کردهایم، اگر مرجع تعیینکننده، آژانس انرژی اتمی است که اساساً بانی و باعث تمام مشکلات و بحران هستهای ما ناشی از بهانهجوییها و عدم بیطرفی و غرضورزیهای آژانس است که تحت نفوذ آمریکا و دیگر قدرتهای جهانی است بنابراین در آن زمان(زمان نسل آینده!)، دوباره روز از نو روزی از نو، با یک بهانهجویی آژانس، بازی ادامه یافته و ما هم (فرزندانمان) طبق معمول دادمان به جایی نخواهد رسید! از طرف دیگر اگر حتی ۱۰ سال دیگر ما آزاد شویم و امکان توسعه از آن موقع پیدا کنیم ۱۰ سال بعد از آن طول خواهد کشید تا توان ما به ۱۹۰ هزار سو برسد. مراقب روسها باشید روسها حتی آن موقع که رهبری اردوگاه به اصطلاح ایدئولوژی نجاتبخش جهانی را یدک میکشیدند باز فرصتطلب بودند و به سختی از اشغال شمال کشور ما دست برداشتند اما در دوره جنگ سرد و به خاطر حفظ پرستیژ ابرقدرتی و رهبری یکی از ۲ اردوگاه جهانی تا حدودی در فرصتطلبی، برخی ملاحظات و قید و بندهایی را رعایت میکردند اما روسهای کنونی در فرصتطلبی دیگر هیچ ملاحظهای ندارند و تبدیل به یک دلال صرفاً سودجوی بینالمللی شدهاند، اهرمها و برگهای گوناگون را با توجه به امکانات و قدرتی که دارند، میسازند و در صحنه بینالمللی براساس منافعشان با آنها وارد بازی و معامله میشوند. یکی از برگهای بسیار سودمندشان بازی با برگ ایران است. آنها در تکمیل نیروگاه بوشهر با تعاملی که با غرب و صهیونیستها داشتند به بهانههای فنی و مالی، بازی با زمان کردند و تا آنجا که میتوانستند طولانی کردند. درباره S300 هم قرارداد رسمی با ما را به غرب و صهیونیستها فروختند. غیر از حساسیتهای کلاسیک روسها درباره تبدیل ایران به یک همسایه قدرتمند و اتمی، آنها به عنوان منفعتطلبی تجاری نیز، اینکه ایران همیشه وابسته به روسها بماند و خریدار اورانیوم غنیشده از روسها باشد را ترجیح میدهند و به همین دلیل در عمق با مواضع آمریکاییها که ایران چرخه سوخت ملی و غنیسازی بومی نداشته باشد هماهنگ هستند. حتی اگر ما از روسها نخریم باز برای اینکه دست در بازار سوخت هستهای زیاد نشود، روسها ترجیح میدهند ما خریدار سوخت هستهای باشیم تا تولیدکننده، در هرحال در دهههای آینده پس از پایان ذخایر نفت، در بازار انرژی، سوخت هستهای مهم خواهد بود. در واقع در مناقشه هستهای در بازی به مرگ بگیر تا ایران به تب راضی شود، بازیگری اصلی مرگ نهایتاً با آمریکاییهاست و بازیگری اصلی به تب گرفتن با روسهاست که روسها نقش خود را مانند یک دلال حرفهای هم به ایران میفروشند و هم به آمریکا و غرب! روسها با هنرمندی فوقالعاده با استفاده از برگ ایران، کریمه، استراتژیکترین بخش اوکراین را بلعیدند. آنها رسماً به آمریکاییها هشدار دادند که اگر میخواهند روسها دست آمریکاییها را در مناقشه هستهای علیه ایران باز بگذارند باید آمریکاییها هم دست روسها را در بحران اوکراین باز بگذارند. آمریکاییها این هشدار روسها را جدی گرفتند و اقدام قرن نوزدهمی روسها در قرن بیست و یکم یعنی جداسازی کریمه و الحاق آن به روسیه را فقط نظارت کردند، اکنون دیگر کریمه فراموش شده و صرفاً صحبت از بحران و بیثباتی در شرق اوکراین است. روسها حتی با توان فوقالعاده دیپلماسی خود و ناشیگری و ناتوانی دیپلماسی ایران، به راحتی روی امکانات ایران در خاورمیانه که با هزینههای فراوان به دست آمده سوار میشوند و از آنها برای ارتقای موقعیت از دست رفته خود در خاورمیانه استفاده میکنند. در مناقشه سوریه و ماجرای اجلاس ژنو ۲ دیدیم که آقای ظریف رفت مسکو و همه تخممرغهای ایران را به جیب روسها ریخت و روسها هم آقای ظریف را پشت در اجلاس ژنو ۲ جا گذاشتند، در حالی که اگر میخواستند میتوانستند ایران را وارد اجلاس ژنو۲ کنند البته این کارکرد قدیمی و سنتی دیپلماسی قجری و پهلوی است که برای پوشش گرایش به غرب و آمریکا، تحرکاتی هم با شرقیها و روسها میشود تا یک بالانسی به نمایش گذاشته شود. لازم به یادآوری است رابطه با روسها در زمان رهبری حضرت امام(رحمة الله علیه) و ریاست جمهوری مقام معظم رهبری برپایه برابری و احترام متقابل همسایگی و حسن همجواری پیریزی شد اما متأسفانه بعدها به دلیل ناشیگریها و سیاست خارجی یکسویه نگاه به شرق، تبدیل به یک رابطه یکطرفه و فرصتطلبانه به نفع روسها شد؛ نگاه یکسویه به شرق یا غرب برای سیاست خارجی ایران سمی مهلک است. بنده در سالهای گذشته بر این اشتباه استراتژیک و ناشیگری در قبال روسیه بویژه در قبال مناقشه هستهای هشدار دادم اعتمادسازی قجری به التماس میانجامد برای کشور ما دیپلماسی سنتی در دوران قاجار و پهلوی متداول و عادت شده است. اساس آن این بوده که باید قدرتهای جهانی را شناسایی کنیم و سعی کنیم قویترین و مطمئنترین آنها را انتخاب و با سیاست «اعتمادسازی» یعنی جلب اعتماد آن قدرت از طریق برآورده کردن خواستهای او، به آن کشور و اردوگاهش بپیوندیم تا امنیت و پیشرفت کشورمان حاصل شود. در ابتدا قدرتهای جهانی (کدخداها) در جهان متنوع و متعدد بودند؛ انگلیس، روسیه، آلمان، فرانسه، ایتالیا، پرتغال، اسپانیا و… لذا مشکل اصلی سیاستمداران سنتی، شناسایی کدخدای بهتر و قویتر و مطمئنتر بود و کشمکشها بین سیاستمداران در کشور، چالش بین طرفداران انگلیس و روس و… بود و عملاً سیاستمداران با نوع سمپاتی به یکی از قدرتها (کدخداها) شناسایی میشدند. مثلاً رضاشاه با نزدیکی به انگلیس، توانست روی کار بیاید ولی بعدها با این اشتباه محاسبه که آلمان کدخدای برتر خواهد بود، کدخدا عوض کرد و ساقط شد… بعد از جنگ دوم جهانی کدخداهای بزرگتر در جهان سر برآوردند و به عنوان ۲ ابرقدرت آمریکا و شوروی (غرب و شرق)، انتخاب را محدودتر کردند. ملت ایران که انواع کدخداها را طی بیش از یک سده تجربه و آزمایش کرده بود و جز عقبماندگی و استبداد، نتیجهای ندیده بود، در سال ۱۳۵۷ با شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» و «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» انقلاب کرد و راه پیشرفت و آزادی را در عدم تکیه به هیچ کدخدایی در جهان دید و تکیه بر تواناییهای ملی براساس فرهنگ اسلامی را انتخاب کرد. چالش اصلی ایران در زمینه سیاست خارجی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، چالش بین دو رویکرد یعنی دیپلماسی سنتی قجری ـ پهلوی (متغیر وابسته) و دیپلماسی مستقل اسلامی ـ انقلابی (متغیر مستقل) بوده است. مدل دیپلماسی سنتی قجری چون سالها در ایران اجرا شده، لذا اساساً هرگاه کشور به دیپلماسی رویکرد عمده پیدا کرده عملاً معادل دیپلماسی سنتی قجری تلقی شده و لذا رویکرد به مذاکره و دیپلماسی عمدتاً معادل سازشکاری و وابستگی به یکی از قدرتها تلقی شده است. از طرف دیگر تجربه و الگو و مانیفستی برای یک سیاست مستقل اسلامی ـ انقلابی وجود نداشته و هرگونه تحرکات رادیکالی و ستیزهجویانه و جنگطلبانه و مذاکرهستیزی و تعاملستیزی عمدتاً به عنوان نمادهایی از رویکرد سیاست خارجی مستقل اسلامی ـ انقلابی قلمداد شده است. در واقع گفتمان عمده کشور بین افراط و تفریط دست به دست شده و گفتمان اصلی سیاست مستقل اسلامی ـ انقلابی در کشور که نه این است و نه آن و سازوکار و روشهای علمی و حرفهای خاص خود را دارد، مهجور مانده است. آلترناتیو رادیکالیسم کور و نادیده گرفتن مناسبات بینالمللی، مذاکره و وادادگی و تسلیم مناسبات بینالمللی شدن یا بالعکس شده است. برای همین، امروز در کشورمان همین که میخواهیم صحبت از اشتباهات و نقاط ضعف مذاکرات کنیم بلافاصله از سوی یک جناح متهم به ستیزهجویی و جنگطلبی میشویم یا وقتی صحبت از لزوم مذاکره و تعامل میکنیم از سوی گروه دیگر متهم به سازشکاری و وطنفروشی میشویم. البته ما بعد از انقلاب موارد متعددی از اجرا براساس سیاست مستقل اسلامی ـ انقلابی داشتهایم اما چون مدلی نو و بدیع بوده، مجالی برای تئوریزه کردن و تفکیک و مرزبندی با دو رویکرد عمده و معروف نداشته است. در کشور نگاه عموم به وزارت امور خارجه با نگاه مذاکره با رویکرد سازشکاری و وادادگی همراه است و مثلا دیپلماسی نهضتی از وزارت امور خارجه به دور است. در حالی که مدل دیپلماسی مستقل انقلاب اسلامی اهرمسازی (اهرمهای نهضتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی) و تعامل حرفهای دیپلماسی با بهکارگیری اهرمها و با هدف برقراری توازن و تعادل و امنیت در صحنه بینالمللی و در جهت تأمین منافع ملی و استقلال کشور است. ادامه ی این نامه ی سرگشاده در ارسال بعد... |
|||
|
|
۱۶:۲۶, ۱۵/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
ادامه ی نامه ی سرگشاده ی ناصر نوبری در تاریخ ۷/۶/۱۳۹۳
شکست را به گردن پیکان انداختید فرمودید نوشتههایتان را مطالعه کنیم، بنده تمام آنچه به نام جنابعالی تاکنون منتشر شده را مطالعه کردهام، به نظر بنده عصاره دیدگاه جنابعالی براساس تئوری پیوستگی امنیتی جهانی، خواهناخواه در نهایت معطوف به دیپلماسی سنتی قجری منتها با تعاریف و مختصات امروز جهان میشود. جنابعالی بعد از شکست ۱۰ سال پیشتان، غیرمتعهدها را دوچرخه و اروپا را پیکان و آمریکا را بنز نامیدید و علت شکست را محدودیت در انتخاب مرکب و استفاده از پیکان دانستید. در واقع این همان نگاه دیپلماسی سنتی به جهان و انتخاب کدخداست که میفرمایید چون به کدخدای اصلی نتوانستید بپیوندید (بر مرکبش سوار نشدید) شکست خوردید. یعنی در رویکرد به کدخدا اشتباه کردید و کدخدای اصلی را نادیده گرفتید. چگونه جنابعالی و قویترین دیپلماتها این موضوع ساده را که شاه ایران پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ یعنی ۵۰ سال قبل از آن متوجه شده بود که دیگر فروغ کدخداهای اروپایی و انگلیسی افول کرده و دیگر روی آنها نمیتوان حساب کرد و کدخدای اصلی و تعیینکننده آمریکاست لذا از انگلیس به سوی آمریکا شیفت کرد، در سال ۸۲ متوجه نبودید و خواستید با تکیه بر اروپا و انگلیس، آمریکا را دور بزنید! حتی نوشتهاید که با اروپا مساله را داشتید حل میکردید ولی آمریکا کارشکنی کرد! این واقعاً تساهل نیست که بعد از فروپاشی اردوگاه شوروی و در اوج یکهتازی و ابرقدرتی آمریکا، شما فکر کردید با کمک انگلیس و آلمان و فرانسه میتوانید آمریکا را دور بزنید! و کشور را چند سال معطل این سیاست پرهزینه کردید! سیاست «اعتمادسازی» با اروپا یعنی هرچه کدخدای اروپایی گفت انجام دادیم و غرب را دچار زیادهخواهی کردیم. در واقع شما از مجموعه اردوگاه آمریکا و غرب فریب خوردید و اردوگاه غرب که مهارت در بازی پلیس خوب و پلیس بد دارد، این بار نقش پلیس بد را به آمریکا داد و در نهایت دیپلماسی شما شکست خورد، تنش بالا گرفت و آن سیاست اشتباه باعث شد یک گلوله برف ابتدایی آنقدر بچرخد که امروز به صورت یک بهمن بزرگ بر سر ملت ایران درآمده است. ممکن است بفرمایید ما ناچار از پیکانسواری بودیم و امکان بنزسواری نداشتیم اما این عذری بدتر است، زیرا معنایش این است که با آگاهی از شکست این استراتژی اما در کشور بهعنوان راهحل اتخاذ شد. دوران کدخداگرایی گذشته است امروز دوباره این استراتژی اعتمادسازی (کدخداگرایی) با خود کدخدای اصلی صورت گرفته است و دیگر آمریکا نادیده گرفته نشده که کارشکنی کند اما امروز در روابط بینالملل دیگر مدل دیپلماسی اعتمادسازی قجریـ پهلوی کهنه شده و کارآمد نیست. این را پادشاه مرتجع عربستان نیز فهمیده و مدتهاست از لاک محافظهکاری بیرون آمده و وارد کارزار شده، اهرمسازی میکند و گروههای تکفیری و سلفی طالبانی راه انداخته است. او فهمیده اگر به صرف استراتژی سنتی اعتمادسازی تکیه کند، کلاهش پس معرکه است و وقتی کدخدا لازم بداند مانند حسنی مبارک به قفس میاندازدش! او میبیند هرچه نخستوزیر اوکراین فریاد میکشد که من محصول اعتمادسازی اوکراین با آمریکا و غرب هستم، کسی حق ندارد کریمه را جدا کند چون من دوست کدخدای بزرگ هستم! فایدهای ندارد. وقتی وی توازن و تعادل براساس اهرمها را نادیده میگیرد و فقط تکیهاش بر اعتمادسازی با کدخداست در دنیای امروز فریادش مانند فریاد کسی میشود که به قطار رفته میگوید حق ندارد برود چون بلیتش در دست من است! اگر در این سالها نظام به این نوع دیپلماسی بسنده کرده بود و دور از دستگاه مربوط به دیپلماسی نهضتی و اهرمسازی نپرداخته بود که الان کلاهمان پس معرکه بود. امروز آمریکاییها و دیگر طرفهای مقابل، چشم طمع به این امکانات ما دوختهاند و بهدنبال آن هستند که اگر بتوانند راهی از کریدورهای ژنو و وین و نیویورک به آن سمت باز کنند. بازی بیسابقه در تاریخ جهان: داور فقط برای یکطرف! در هر بازی و رقابتی داوری تعیین میشود تا عملکرد ۲ طرف را براساس مقررات تعیین شده بسنجد، فولها و تخلفات را اعلام کند، آیا هیچ بازی، رقابت یا معاملهای را در تاریخ جهان سراغ دارید که فقط برای یکطرف داور تعیین شود، مثلاً بازی فوتبالی را در نظر بگیرید که داور فقط برای کنترل و اعلام خطاهای یکطرف باشد و طرف مقابل آزاد باشد و هر کاری بکند! موافقتنامه ژنو معامله و قراردادی از این نوع استثنایی است. آژانس انرژی اتمی برای نظارت و راستیآزمایی عملکرد ما تعیین شده اما برای نظارت بر طرف مقابل هیچ مرجعی تعیین نشده است. بدتر آنکه در موافقتنامه ژنو، بدین منظور کمیتهای متشکل از گروه ۱+۵ و ایران بهعنوان ناظر تعیین شده یعنی یک کمیته ۷ نفره که ۶ نفر آنها هستند و یک نفر ما! که این کار را بدتر میکند، یعنی داور ناظر بر عملکرد طرف مقابل درواقع خود طرف مقابل است، اگر این کمیته پیشبینی نمیشد، بهتر بود. نتیجه این نوع معامله و موافقتنامه آن شد که مقام معظم رهبری در سخنانشان در جمع سفرا فرمودند در طول این مدت طرف مقابل به تعهدات خود عمل نکرده و تحریمهای جدید علیه ایران اعمال کرده است. تیم مذاکراتی که تاکنون سعی میکرد تحریمهای جدید را توجیه کند و فقط خلاف روح موافقتنامه بداند اما اینبار قبول کرد که هم خلاف روح و هم خلاف متن موافقتنامه است و در عین حال نیز اظهاراتش روشن کرد که بهرغم نقض واضح موافقتنامه از سوی آمریکاییها اما دست ایران به جایی بند نیست و کاری جز اعتراض در کمیسیون ۷نفره نمیتواند بکند. لطفاً به اظهارات آقای عراقچی در هفته گذشته توجه فرمایید: «اضافه شدن شرکتها به تحریمها را خلاف توافق ژنو و متن و روح توافق میدانیم. کمیسیون مشترک (ایران و ۱+۵) در طول ماه گذشته تشکیل جلسه داد و ما اعتراض خود را نسبت به این موضوع اعلام کرده و گفتهایم آنها را تحریمهای جدید میدانیم»! آقای ظریف به سوال روزنامه «خراسان» مبنی بر اینکه آژانس مسؤول نظارت و راستیآزمایی اقدامات ما است، چه نهادی بر اقدامات بقیه طرفهای مقابل بویژه آمریکا نظارت دارد؟ کتبا پاسخ دادند: «هیچ سازوکاری برای نظارت بر بقیه وجود ندارد.» قرار است موافقتنامه نهایی برای سالها انعقاد شود و این یکطرفگی وضعیت وخیمی را در طول اجرا برای ایران بهوجود خواهد آورد. جناب آقای رئیسجمهور! ملاحظه فرمودید که روز جمعه دوباره دولت آمریکا تحریمهای جدید دیگری را علیه ایران وضع کرد و ۸ شخصیت و ۲۰ شرکت و مؤسسه مالی و ۶ نفتکش را به لیست تحریمها اضافه کرد و باز، کاری از دست ما برنیامد. لطفاً برای اینکه این وضع اسفناک در درازمدت گریبانگیر ایران نشود دستور فرمایید تیم مذاکراتی درباره تعیین داور و مرجعی بیطرف جهت حل و فصل اختلافات ناشی از تفاسیر متفاوت برای موافقتنامه درازمدت، اقدام کنند. این وضعیت فعلی در موافقتنامه ژنو خلاف قانون اساسی بوده و حتماً در موافقتنامه درازمدت باید اصلاح شود. لطفاً به ماده ۵ فصل اول که قانون مربوط به اجرای مواد ۷۷ و ۱۲۵ قانون اساسی مصوب ۲/۳/۱۳۷۱ است توجه فرمایید: «در هر توافق حقوقی باید روش و مرجع حل و فصل اختلافات ناشی از تفسیر یا اجرای آن در متن توافق پیشبینی شود، به صورتیکه در درجه اول، دادگاهها و مراجع جمهوری اسلامی ایران و در صورت عدم رضایت طرف خارجی به ترتیب، یک مرجع حقوقی بینالمللی یا مرجع تخصصی بینالمللی یا مرجع خارجی رسمی عهدهدار این امر شود.» بنده از همه حقوقدانان کشور دعوت میکنم با توجه به اهمیت فوقالعاده این امر، موضوع را مورد توجه ویژه قرار دهند. ضرورت مصوبه مجلس، تخلف از قانون اساسی! فرمودید رئیسجمهور مجری قانون اساسی است، لطفا از وین آغاز کنید! در ماده یک فصل اول همان قانون فوقالذکر تصریح شده که توافق حقوقی، توافقی است که به موجب آن دستگاه دولتی در مقابل دولتی خارجی ملتزم به امری شود. در بند ج ماده ۷ فصل دوم همین قانون تصریح میشود «در مورد توافقهای چندجانبه بینالمللی که تحت نظارت سازمانهای بینالمللی[مانند سازمان انرژی اتمی] منعقد میشود توافق حقوقی تشریفاتی محسوب میشود.» و تبصره ذیل همان ماده تصریح میکند توافق حقوقی تشریفاتی با هر نام و عنوانی باشد باید تشریفات تصویب در مجلس را طی کند. بنابراین براساس قانون اساسی، موافقتنامه ژنو مصوبه مجلس را لازم داشته و تاکنون خلاف قانون اساسی انجام شده است و اکنون موافقتنامهای که بزودی در وین امضا خواهد شد باید قبل از پذیرش توسط دولت و قبل از اجرایی شدن، همه مفاد آن (نه فقط پروتکل الحاقی) در مجلس شورای اسلامی تصویب شود و در غیر این صورت غیرقانونی و خلاف قانون اساسی خواهد بود. اثبات همه انتقادات هستهای
دعوا از آنجا آغاز شد که پرونده ما از شورای حکام به شورای امنیت رفت و شورای امنیت هم تاکنون ۶ قطعنامه صادر و تأکید کرده در صورت عدم تمکین ایران از اجرای قطعنامهها، ایران مورد تحریم قرار میگیرد. تاکنون ایران قطعنامهها را نپذیرفته و آنها را غیرقانونی خوانده و از اجرای آنها امتناع کرده است. در صورتی که ایران قطعنامهها را بپذیرد و حاضر به اجرای آنها شود، تحریمها فوراً لغو میشود. حیلهای که آمریکا و طرفهای مقابل بهکار بردهاند آن است که براساس موافقتنامه ژنو و تنظیم موافقتنامه درازمدت جدید در وین کاری میکنند که عملاً اجرای مفاد قطعنامهها را با توجیهات و طرق گوناگون به خورد ایران بدهند اما اسم آن را «اجرای قطعنامهها» نمیگذارند و تحت عنوان «پرداختن به قطعنامهها» این عملیات را انجام میدهند تا از لغو فوری تحریمها طفره روند. اساس مفاد کلیه قطعنامهها بر تعلیق غنیسازی و کنترل مراکز هستهای ایران معطوف است و در یک مورد هم اعمال محدودیتهایی درباره موشکهای بالستیک ایران مطرح شده است. در حال حاضر با توجه به توقفی که ایران توسط موافقتنامه ژنو در تمام برنامههای هستهای خود ایجاد کرده و بهعلاوه محدودیتهایی که توسط موافقتنامه درازمدت وین میخواهند بر ایران اعمال کنند، عملاً ایران را وادار میکنند محتوای اصلی قطعنامهها را قدم به قدم به اجرا بگذارد، طوری که اکنون به برنامه موشکی ایران که ذیل قطعنامه ۱۹۲۹ است نیز رسیدهاند. همانطور که در این نامه تصریح کردم، تعلیق غنیسازی عملاً با چرخش تعداد محدودی از سانتریفیوژها که نیاز صنعت برق ما را تأمین نکند تفاوت اساسی ندارد، در حالی که آن نوع تعلیق میتوانست حداکثر یکیـدو سال باشد و برای این نوع تعلیق صحبت از ۱۰ الی ۲۰ سال است و آن نوع، لغو فوری تحریمها را همراه داشت و این نوع، آن را زماندار، طولانیمدت و مبهم کرده است. در این میان نکته مهم دیگر آن است که در روش کنونی حتی در بخشهای بسیاری، موارد جدیدتر و بیشتر از مفاد قطعنامهها بر ایران تحمیل و ایران را ملزم به اجرای آنها کردهاند. سؤال اساسی: چرا مذاکرات اصلی حالا؟! آقای ظریف هفته گذشته درباره سوال روزنامه «خراسان» درباره متن مورد توافق در وین کتباً پاسخ دادند: «متن توافق شده شامل هیچ یک از موارد اختلافی نیست و فقط شامل عباراتی است که باید در هر توافقی درج شود. هنوز هیچ موردی را توافق نکردهایم گرچه در برخی موارد اختلاف کمتر و در برخی بیشتر است». سوال اساسی این است که چرا مذاکرات روی مسائل اصلی مورد اختلاف از جمله برنامه غنیسازی، رآکتور آب سنگین اراک، سایت فردو، برنامه تحقیقات و توسعه، اجرای قطعنامهها و چگونگی لغو تحریمها و… همه و همه حالا صورت میگیرد؟ چرا این مذاکرات قبل از ایست دادن به کل برنامه هستهای ایران و قبل از حذف اورانیوم ۲۰ درصد غنی شده و… صورت نگرفت. اکنون که ما را متوقف کردهاند و دستمان خالی شده تازه مذاکرات اصلی برای غنیسازی و لغو تحریمها را انجام میدهید؟ غزه: «ایست به شرط رفع حصر و بدون خلع سلاح» موافقتنامه ژنو: «ایست بدون رفع حصر همراه با خلع سلاح» مقام معظم رهبری در خطبههای نماز عید فطر امسال فرمودند باید از مقاومت غزه درس عبرت بگیریم، کدام درس؟ به مقاومت و مردم غزه میگفتند آتشبس را بپذیرید تا محیطی آرام برای مذاکرات فراهم شود اما آنها زیر فشار شدیدترین و خونینترین حملات و بمبارانها نپذیرفتند چون دیپلماتهای آنها میدانستند بعد از آتشبس و «ایست» دیگر کسی به حرف آنها گوش نخواهد داد لذا دیپلماتهایشان تأکید کردند «ایست به شرط رفع حصر» و مردم را هم توجیه کردند که کشته شدن کودکان، زنان و مردان را تحمل کنند تا محاصره شکسته شود. حتی در ابتدا اسرائیل با وحشتی که از بمبارانها و موشکبارانهای وحشیانه ایجاد کرد شرط ایست و آتشبس را خلع سلاح مقاومت اعلام کرد اما آنها زیر بار نرفتند و بالاخره بعد از ۵۰ روز مقاومت، «ایست به شرط رفع حصر و بدون خلع سلاح» را به دست آوردند. اما ما طبق موافقتنامه ژنو توسعه برنامه هستهای خود را «ایست» دادیم و خلع سلاح (حذف اورانیوم ۲۰ درصدی) را پذیرفتیم، تازه! حالا با دست خالی مذاکرات برای رفع حصر و مسائل اصلی را انجام میدهیم، یعنی ما «ایست با خلع سلاح و بدون رفع حصر» را پذیرفتیم. وقتی میپرسیم چرا چنین کردند؟ دوستان میگویند برای اینکه بتوانیم در محیطی آرام مذاکرات بر سر مسائل اصلی را انجام دهیم! مگر محیط ما چقدر ناآرام بود؟ یعنی وضعیت اضطراری ما بدتر از وضعیت اضطراری غزه بود؟ حالا دیگر با دست خالی وارد مذاکرات بر سر مسائل اصلی شدهایم و هم برای تداوم برنامه هستهایمان و هم برای رفع حصر، کار بسیار سخت و دشوار شده است! چه باید کرد؟ فقط یک راه وجود دارد که هم ما را در میان مردم پیروز و هم در برابر اجانب برای استیفای حقوق مردم قدرتمند میگرداند و آن اینکه «مردم را محرم بدانیم و به مردم با صداقت رجوع کنیم و همه مسائل را با شفافیت کامل با مردم در میان بگذاریم، همیاری مردم و حل مسائل حاصل خواهد شد.» مقام معظم رهبری همیشه تأکید فرمودهاند آگاهی، نظارت و مطالبهگری مردم حلال همه مشکلات کشور است. در پایان با ذکر دعای حضرت ابراهیم(علیه السلام) نامهام را تمام میکنم: «واجعل لی لسان صدق فی الاخرین؛ خدایا برایم گفتاری عطا فرما که همیشه به صداقت شناخته شوم». با تقدیم احترام ناصر نوبری– ۷/۶/۱۳۹۳ منبع: مرجع کامل محصولات و تولیدات حراست از انرژی هسته ای |
|||
|
|
۱۳:۱۲, ۱۶/خرداد/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/خرداد/۹۴ ۱۳:۱۹ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
یکی دیگر از اساتیدی که پیرامون مذاکرات هسته ای و همچنین کاربردها و چرایی انرژی هسته ای به صورت علمی مطالب خوبی را در سخنرانی ها و یا در قالب مقاله ارائه نمونده آقای علیرضا حیدری هستن. ایشون داراری مدرک کارشناسی ارشد مهندسی هسته ای از دانشگاه صنعتی اصفهان هستن.
در مورد کاربردهای انرژی هسته ای و چرایی اون میتونید به تاپیک زیر مراجعه بفرمایید: ضرورت، کاربردها و چرایی فنّاوری هسته ای در زیر تحلیلی از آقای علیرضا حیدری پیرامون بیانیه ی لوزان خدمت شما ارائه می کنیم: ماهیت حقوقی متن منتشر شده؛ بیانیه یا توافق؟ o قانون اساسی می گوید که هر قرارداد و توافقنامه بین المللی را: · یا باید مجلس تصویب کند، و قانون شود. · یا باید شورای عالی امنیت ملی تصویب کند و ببرد آقا تأیید کند. o حال سوال این است که این توافقنامه بین المللی بود یا نه؟ بیانیه ای که صادر شده را بخواهیم ببینیم که توافقنامه محسوب می شود یا نه، باز مبنایش قانون اساسی است. o روز 21 شهریور 62 ما رفتیم توافقی امضا کردیم با طرف خارجی. 8 آذر 62 شورای نگهبان در جواب استفساریه ای که از قانون اساسی شده بود راجع به معنای توافق بین المللی، اعلام کرد که هر یادداشت تفاهمی که «ایجاد تعهد» نماید، قرارداد بین المللی است. o حال سوال این است که بیانیه لوزان برای ما تعهد ایجاد کرده؟ بله. تعهدات زیادی که در ادامه خواهیم گفت. o اسم ش را گذاشته اند بیانیه سیاسی، اما توافق بین المللی است. o این توافقی که دارد می شود، جزئی از توافق جامع است که همان توافق ژنو است. آن 4 گام دارد، که این یکی از آن گام هاست. o آقای ظریف در برنامه نگاه یک در تاریخ 15/1/1394 گفت آنی که قرار است بیرون بیاید، توافق بین المللی است. یعنی جزء، توافق بین المللی است، پس کل ش توافق بین المللی نیست؟ چرا هست. o آقای ظریف در برنامه نگاه یک گفت که ما موارد منتشر شده توسط آمریکایی ها را توافق کردیم. اما توافق نکردیم که الان منتشر کنند. توافق کردیم که در توافق جامع اینها بیایند. o در بیانیه لوزان گفته این متن مبنای توافق نهایی (basis) است. o این دفعه گفته اند که احتمالا بخواهند ببرند در مجلس تصویب کنند. o حال پس برویم ببینیم این بیانیه تعهد برای ما ایجاد می کند یا نه. اگر تعهد ایجاد کند، می شود توافقنامه بین المللی. تعهدات ایران طبق بیانیه لوزان 1. غنی سازی o در متن نوشته سطح و ظرفیت غنی سازی و میزان ذخایر اورانیوم ایران برای دوره های مشخص زمانی محدود خواهد شد. این را قبلا در توافق ژنو پذیرفته بودیم. یک چیز جدید به آن اضافه کرده، گفته «زمان مشخص» هم دارد(specified duration) ؛ o یک چیز جدید دیگر که به آن اضافه شده، گفته ایران فقط یک تأسیسات غنی سازی خواهد داشت و آن نطنز است. 2. تحقیق و توسعه o ما در گام نهایی توافق ژنو، چیزی راجع به تحقیق و توسعه نداشتیم. در گام اول البته پذیرفته بودیم که فقط کارهای تحقیق و توسعه «جاری» مان را ادامه دهیم. اما الان در لوزان راجع به تحقیقات گفته هم برنامه زمان بندی ش و هم دامنه تحقیقات ش باید توافق شود. یعنی ما تا توافق نشود نمی توانیم انجام دهیم. o فکت شیت ایرانی گفته که ما بر روی نسل 4 و 5 و 6 و 8 سانتریفیوژها میتوانیم تحقیق کنیم. یعنی بر روی نسل 1 و 2ام نمیتوانیم. یعنی دستگاههای موجود را نمیتوانیم ارتقا دهیم. گفته شده که 6 و 8 را اجازه دادهاند تحقیقات بر روی یک عدد سانتریفیوژ واحد صورت پذیرد. حالا بر روی سانتریفیوژ نسل 8 که حق نداریم از آن بسازیم، چه قدر تحقیق کنیم؟! o فردو قبلا تأسیسات غنی سازی بود. در گام اول پذیرفته بودیم که آن را تعلیق کنیم (همان جا که گفته بود بیشتر از 5 درصد غنی سازی نکن). قبلاً در توافق ژنو گفته بود که «تأسیسات غنی سازی فردو»، الان گفته غنی سازی فقط در نطنز. و تأکید کرده که فردو از یک سایت غنی سازی به یک سایت تحقیقات فیزیک و هسته ای تبدیل می شود. و هیچ مواد قابل شکافتی نباید در فردو داشته باشی. · ما یک تدبیر کرده بودیم قبلاً و فردو را زیر کوه درست کرده بودیم و 3هزار سانتریفیوژمان را آنجا گذاشته بودیم. و این طوری گزینه های نظامی شان را فرستاده بودیم زیر میز. ما دو استفاده از فردو می کردیم. یکی غنی سازی 20درصد، یکی هم مواد تولید شده مان را آنجا ذخیره می کردیم. · الان گفته که موادت را هم حق نداری آنجا بگذاری. چرا؟ چون من نمی توانم آنجا را بزنم، پس تعطیلش کن! ما هم قبول کرده ایم. · در فکت شیت آمریکا نوشته: ایران موافقت کرده حداقل به مدت 15 سال در تأسیسات فردو تحقیقات مرتبط با غنی سازی اورانیوم انجام ندهد و مواد شکافت پذیر هم در فردو نداشته باشد. علاوه بر آن: زیرساخت های فردو حذف خواهد شد. · فرض کنیم این بویی از واقعیت ندارد. در فکت شیت ایران نوشته: · مرکز فردو به مرکز تحقیقات هسته ای و فیزیک پیشرفته تبدیل خواهد شد. 1000 سانتریفیوژ در آن خواهد بود که دو آبشارش می چرخد. · باقی سانتریفیوژها (یعنی از 19000 دستگاه موجود، به جز 5000+1000 دستگاه) همه زیرساخت هاشان را جمع آوری می کنیم. · یعنی کاری کنیم که برگرداندن ش چند سال طول بکشد اگر خواستیم دوباره برگردانیم. 4. راکتور آب سنگین اراک o راجع به اراک در توافق ژنو قرار بود که به طور کامل نگرانی های طرف مقابل راجع به اراک را برطرف می کنی. الان گفته ایم که اراک را بازطراحی می کنیم به طوری که پولوتونیم نتواند تولید کند. البته قید weapon grade را هم بهش اضافه کرده. اما این اهمیتی ندارد و فقط تبلیغاتی است. · قبلاً آقای صالحی مصاحبه کرده بود و گفته بود: پلوتونیوم رآکتور اراک نمی تواند برای سلاح استفاده شود. چون پلوتونیوم رآکتور اراک یک سال می ماند، اما برای تولید بمب باید 4-3 هفته بماند و خارج شود و بازفرآوری شود. · یکی از اختلافات منتشر شده دو فکت شیت منتشر شده این است که در متن وزارت خارجه ما نوشته ما کاهش می دهیم تولید پلوتونیوم را، اما طرف مقابل این را نمی گوید. این نظر وزارت خارجه بود که رآکتور اراک را طوری طراحی کنند که تولید سالانه 9 کیلوگرم برسد به سالانه 1 کیلوگرم. اما طرف مقابل قبول نکرده این را. چون او به misusedمعتقد است و می گوید تو اگر داشته باشی شاید باهاش کار نظامی کنی. o یک مسئله دیگر، سوخت مصرف شده است که اینجا قبول کرده ایم که بدهیم ش خارج از کشور. آیا این سوخت مصرف شده ارزش دارد؟ بله. سوخت مصرف شده هنوز یک مقدار مواد ارزشمند در خود دارد. آن را بازفراوری می کنند و از داخل آن پلوتونیوم جدا می کنند. · این تعهد ما زمان هم ندارد. اوباما گفت که بعضی تعهدات ما ابدی است و زمان ندارد. یحتمل این هم جزء آن تعهدات است. · جالبی اش این است که حتی نگفته که من این سوخت را ازت می خرم! · آمده که ما باید سوخت نیروگاه اراک را خارج کنیم. فرض کنیم اراک بازطراحی شد و 30 سال بعد به راه افتاد. حالا اگر سوخت را هیچ کشوری از ما تحویل نگیرد، چه میشود؟ ناچاریم تعطیل کنیم. 5. بازرسی ها o یک مجموعه اقدامات ایران پذیرفته در بازرسی ها از جمله اجرای پروتکل الحاقی و کد 3،1 (نوشتهIran agreed ، یعنی توافق! اصلاً به توافقنامه می گویند agreement دیگر!). علاوه بر آن گفته که آژانس تجهیزات بازرسی اش را پیشرفته (modern technology) خواهد کرد. یعنی چی؟ آژانس به ما می گفت که این دوربین ها الان آف لاین است (و بازرس باید می آمد ایران، همین جا می دید و می رفت). اما باید آن لاین شود. علاوه بر آن گفته که دسترسی ها را هم تقویت خواهم کرد. مراکز نظامی ما را می خواهد برود ببیند. شما به چه حقی چنین دسترسی ای را دادید. · در بیانیه لوزان راجع به بازرسی ها نوشته آنها access خواهند داشت (بدون توافق با ما سر مکانش)، اما روندش را توافق خواهیم کرد. نوشته agreed procedure ، نه agreed access . یعنی این که کجا را برود چک کند را خودش تعیین می کند، روندش را فقط توافق می کنیم با هم. · گفتند به جای PMD رفته ایم PPI (past and present issues) را پذیرفته ایم. اینکه بدتر است. چون PMD حداقل یک لیست معلوم بود. اینکه معلوم نیست چی است اصلاً. کلی نوشته. و اختیار را داده به آژانس. چطور مال ما را دقیق می نویسند، اینها را هم باید دقیق می نوشتند. پس معلوم شد که این متن بیانیه قرائت شده توسط آقای ظریف، تعهدات زیادی برای ما ایجاد شده است. تعهدات طرف مقابل1. تحریم های اتحادیه اروپا · در توافق ژنو نوشته بود که: طرف مقابل «تحریم های مرتبط با هسته ای را به طور جامع برمی دارند». هیچ قیدی هم ندارد به جز «مرتبط با هسته ای»؛ · اما در توافق جدید نوشته اند: «اتحادیه اروپا به اجرای همه تحریم های مالی و اقتصادی مرتبط با هسته ای خاتمه می دهد»؛ · دو تا نکته دارد: § نوشته: فقط «اجرا»یش را خاتمه می دهد. § نوشته: تحریم های مالی و اقتصادی. وضع تحریم های دیگر مثل تحریم های انرژی معلوم نیست. · اینکه گفته شود که این قید «مالی و اقتصادی» در مقابل تحریم های موشکی و هسته ای است، اولاً این ادعایی است که تیم مذاکره کننده ما می گوید، در متن که چنین چیزی نیست. فردا هم طرف مقابل تعیین می کند که کدام تحریم ها مالی و اقتصادی است. ثانیاً شما در توافق ژنو نوشته بودی همه تحریم های مرتبط با هسته ای؛ چرا الان کم کردی دامنه اش را؟ همه تعهدات ما در توافق ژنو، دامنه اش در توافق لوزان وسیع تر شد. اما تعهدات طرف مقابل نسبت به توافق ژنو، دامنه اش خیلی کمتر شد. 2. تحریم های آمریکا · برای تحریم های آمریکا از اروپا هم خیلی بدتر است. · ضمن همه اشکالاتی که گفتیم در زمینه تحریم های اروپا در متن وجود دارد، باز حتی مثل تحریم های اروپا ننوشته terminate implementation بلکه نوشتهcease application بروید در تمام دیکشنری ها بنویسید cease، برای شما می نویسد temporary stop یعنی «توقف موقت». یعنی این کلمه از stop هم بار حقوقی اش کمتر است. این کلمه یعنی suspend یعنی تعلیق. پس تحریم های آمریکا در نهایت قرار است فقط تعلیق شود. · میگویند که قبلاً نوشته بودیم Lift. دیدیم کری دارد سوء استفاده میکند و منظورش از Lift، تعلیق است. گفتیم شما به چه میگویید رفع؟ گفت Terminate. گفتیم خب همین را مینویسیم. اما این را فقط برای اروپا نوشتهاند. · یعنی حتی ننوشتند که دستورات اجرایی که مربوط به رئیس جمهور است (و نه کنگره) را لغو کند لااقل. · علاوه بر اینها یک قید «ثانویه» هم گذاشته. § آمریکا تحریم هایش را دو دسته کرده. می گویند تحریم های اولیه یعنی همه آمریکایی ها و شرکت های خارجی که بخشی از سهام دارانش آمریکایی باشند. تحریم های ثانویه یعنی شرکت های خارجی (غیرآمریکایی ای) که هیچ سهامدارش آمریکایی نیست. و این تقریباً یعنی هیچی! · علاوه بر این، نوشته تحریم های اتحادیه اروپا و آمریکا اجراشان خاتمه می یابد یا متوقف می شود «بعد از اینکه آژانس انجام همه تعهدات کلیدی ایران را تأیید کرد و گزارش داد»؛ § یکی از این «تعهدات کلیدی» ما، اجرای پروتکل الحاقی است و دسترسی به PPI. این در محدوده هایی مثل 6ماه حل می شود؟! برای ژاپن که زیر نظر آمریکاست، 30 سال طول کشید تا آژانس این را تأیید کند. آژانس باید گزارش دهد که نه فعالیت و نه مواد اظهارنشده در این کشور پیدا نکردم. · پس تحریم های آمریکا فقط قراره تعلیق بشه، اون هم فقط تحریم های ثانویه مالی و اقتصادی مرتبط به هسته ای، اون هم بعد از اینکه ما تعهدات مان رو انجام دادیم و آژانس تأیید کرد. کل تعهدشان همین است.
می گوید: یک قطعنامه می آید بیرون که برنامه جامع مشترک اقدام را تأیید می کند. در آن قطعنامه می آید برای یک دوره توافق شده زمانی، در یک لحظه چند تا کار می کند. سابقه بحث قبل از توافق § این قطعنامه را می گوید می خواهیم ببریم ذیل بند 41 فصل 7 سازمان ملل. § 16 اسفند ماه 1393 آقای ظریف یک مصاحبه کرد با مجله صدا. آنجا گفت برای اینکه توافق لازم الاجرا بشود برای دولت های بعدی آمریکا، می بریمش ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل. اما الان دارد می گوید که می بریم ش ذیل بند 41 فصل 7. چرا؟ چون شما تحرک نشان دادید و گفتید که فصل 7 خیلی بدتر از بند 41 فصل 7 است. یکی از اعضای شورای عالی امنیت ملی در جلسه رفت این حرف را گفت، و این طوری بهتر شد. الان باید یک تحرک انجام دهید که این هم لغو شود. § چرا ماده 41 فصل 7 بهتر از فصل 7 است؟ چون ماده 41 مربوط به تحریم است، اما فصل 7 ماده 42 را هم دارد که مربوط به اقدام نظامی است. اگر شورای امنیت حمله نظامی تحت ماده 42 تصویب کند، حمله نظامی قانونی می شود، وگرنه غیرقانونی است. § قطعنامه هایی که در فصل هفت می آید، اول شورای امنیت تشکیل جلسه می دهد. می گوید که نقض صلح بین الملل رخ داده (یعنی ما رسماً می پذیریم تهدید صلح جهانی هستیم). اینجا یک قطعنامه فصل 7 صادر می کنیم که الزام آور می شود برای همه کشورها. طبق توافق لوزان، قطعنامه ای صادر می شود که تمام 6 قطعنامه قبلی را لغو می کند. به جایش یک قطعنامه صادر می کند که تجمیع همان 6 قطعنامه است! تمام تحریم های عدم اشاعه و موشک های بالستیک و حتی تحریم های نظامی (یعنی سلاح های متعارف) را می آورد و سر جاشان می ماند. § آمریکا قطعنامه 1929 را می تواند بگوید که مرتبط با هسته ای نیست. چون به هسته ای و موشک های بالستیک ربط دارد. § قطعنامه جدید که صادر شد، ما ملزم به اجرای آن می شویم. و ما این دفعه نه با 1+5 بلکه با همه جهان طرف می شویم. § تحریم های شورای امنیت را که تا حالا می گفتیم غیر قانونی است، الان خودمان امضا می کنیم و می گوییم قانونی است. § و الی الابد هم در دستور کار شورای امنیت می مانیم. چراکه برخی تعهدات ما در برنامه جامع اقدام مشترک الی الابد است. § علاوه بر این، همه مواردی که در توافق گفته بودیم، در این هم می آید. یعنی ما خودمان می پذیریم که تعلیق تحریم ها تدریجی باشد. و منوط می شود به گزارش آژانس. راه حل صحیح ضمانت اجرا از نگاه ما سوال: پس راه حل اینکه آمریکا زیر تعهدش نزند چی است (به جز به شکل قطعنامه شورای امنیت درآوردن توافق)؟ این است که ازشان می پرسیم که شما می خواهی به تعهدات ت عمل نکنی؟ می گوید نه. می گوییم پس در توافقنامه بنویس: در صورتی که طرف غربی تعهداتش را نقض کرد یا پایبند نبود، بلافاصله ما دیگر تعهدات مان را انجام نمی دهیم و ایران مجاز است غنی سازی در هر سطح و هر زمانی انجام دهد. این بهترین ضمانت اجرایی است. همه دولت های آمریکا هم دنبال شما می دوند. این طوری مرجع تشخیصش هم خود ما می شویم. حرف مان هم منطقی است. چون طرف مقابل ادعایش این است که به تعهداتش عمل خواهد کرد، اگر ما عمل کنیم. وضعیت الان ما جوری است که اگر قطعنامه ها را اجرا می کردیم، بهتر بود و این همه مشکل نداشتیم و الی الابد متعهد نمی شدیم. چون قطعنامه ها هیچ وقت نگفتند که شما غنی سازی نداشته باشید، گفتند که تعلیق کنید. شما هم که همه این کارها را پذیرفته اید! مباحث دیگر ؛ مسئله «چیدمان»؛ زنجیره های ما 164 تایی است. اینها یک چیزی آورده بودند که 82 تا دستگاه بیشتر نباید داشته باشید. چیزی که طبق توافق ژنو اصلا در دستور کار نبوده. تیم مذاکره کننده ما بعد از یک مدتی رفتند آمدند و گفتند که به یک پیروزی بزرگ دست پیدا کردیم! آمریکایی ها قبول کردند که چیدمان تغییر نکند. گفتیم چطور؟ گفتند چیدمان می ماند، اما با نابودی زیرساخت ها!! برای اینکه معلوم شود که این متن لازم الاجرا هست یا نه، 3 ماه دیگر متن را بخوانید. ببینید یک جایش را توانسته اند عوض کنند یا نه! به لحاظ حقوقی امکان تغییر این توافق نیست. اما به لحاظ زوری هست! یعنی بهشان بگوییم طبق قدرت ما در منطقه، این کار را کن. حتماً توافق صورت می گیرد. چون دو طرف دنبال توافقند. یکی از اشکالات این توافق این است که ایران باید تعهدات ش را انجام دهد و آژانس تأیید کند. بعد طرف مقابل انجام تعهداتش را شروع کند. علاوه بر همه اینها، اوباما گفته «علاوه بر همه اینها، جزئیات مهمی باقی مانده که در صورتی که حل نشود، توافقی در کار نخواهد بود». جان کری هم اعلام کرده که «آن جزئیات مهم، برنامه موشکی ایران است». اینها موضع گیری های رسمی و رسانه ای شان است. کاری که باید بکنیم این است که همه بفهمند این مسائل را. مطالبه اجتماعی اش کنیم. همه که خواستند این روند جلویش گرفته شود، آقا دستور بدهد که جلویش گرفته شود. در 24 تیر 1393 طرف آمریکایی پیشنهاد داده بود که ذخایر ایرانی از 8،5 تن بشود 2 تن. یعنی آمریکا این پیشنهاد را داده. الان بعد از این همه مذاکره ی سخت، شده 300 کیلو و ما این را قبول کرده ایم! مذاکرات ما خیلی موفق است!
وبلاگ رسمی علیرضا حیدری http://shaghayegh313.blog.ir/ |
|||
|
|
۲۲:۵۱, ۱۶/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥.•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥ ســـ♥ـــلام ![]() (۹/خرداد/۹۴ ۱۸:۲۳)آقـــ♥ـــای مجید املشی نوشته است: تنها به بررسی تحلیلی و کارشناسی کارشناسان برجسته ی حوزه ی هسته ای خواهیم پرداخت.پـرداختـن بیـش از حـد به بـررسی تحلیلی و... در سطح جامعه که حتی باعث شـده تقریبــا تمــام حرف ها تکراری باشد (البته این خیـلی خوبـه)
در عـوض موضـوعی را از دید عموم مغفول نگاه داشتـه و کـمــتــر بـــه آن
پرداختــه می شـود. ســـــؤال مــهـــم و اســاســـی ایـــــن اســـــــــت:
آیا در صورتی که ایران بتواند بر روی کاغذ حق خود را از واشینگتن بگیرد،
آیا در عــــمــــــــــل هــم خـواهــد توانــست ایــن حـق را دریـافــت کند؟
جواب: مــطـــلـــقــــا نـــــــــــــه
به عنوان مثال در نهضت ملی شدن صنعت نفت، ایران توانست حـق خود
را بر روی کاغذ از انگلستان بگیرد اما در عمل تنها کلمه ی "مــلی" بــرای
صنعت نفت باقی ماند و درآمدهای حاصله از آن دوباره به جیــب هـمــــان
انحصارات انگلیسی و آمریکایی سرازیر شد؛ اما هم اکنون و در این زمــان
ایران ناتوان و عاجز از آن است که حتی حق خود را بـر روی کاغذ از طرف
غربی بگیرد تا چه برسد در عمل (شاید بد نباشد این موضوع نیز بررسی شود)✿✿✿✿✿✿✿✿✿☼✿ ♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░ |
|||
|
|
۰:۱۶, ۱۷/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۱۶/خرداد/۹۴ ۲۲:۵۱)MEEAAD نوشته است: ░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░ در مورد پرداختن و بررسی تحلیلی و کارشناسی این موضوع اهمیتش در اینه ما داریم در جامعه حرف های ضد و نقیضی میشنویم که هرکدومشون باهام متفاوت هستن. وقتی بیاییم بررسی تحلیلی و مستدل کنیم باعث میشیم آگاهی حقیقی به خودمون و محیط اطارفمون تزریق بشه و این میتونه بسیار مفید باشه که اصطلاحا بهش میگیم بصیرت. اما ما داریم می بینیم که به دلایلی چون پروپاگاندای رسانه ای برخی از بنگاه های خبری و منافع برخی از افراد و گروه ها اطلاعات رو به درستی و اونطور که واقعیت هست با مردم مطرح نمی کنن و به هر حربه ای دست میزنن تا به اهدافشون برسن. در مورد نکته ای که فرمودید یعنی مسئله ی فرق حرف تا عمل هم موافقم با شما. همینطوره. اما این رو در نظر داشته باشید که الان ما جریانی در کشور داریم که معتقدن این هایی که باهاشون مذاکره می کنیم قابل اعتمادن. فقط ما توهم توطئه داریم و فکر می کنیم اونا شیطانن! عده ای فکر می کنن که مشکل ما با تمدن غرب بر سر هسته ای هست! و اگر این مشکل حل بشه همه چیز حل خواهد شد! درصورتی که ما یک درگیری تمدنی بیش از 2000 ساله با تمدن غرب داریم. |
|||
|
|
۱۳:۵۵, ۱۷/خرداد/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/خرداد/۹۴ ۲۰:۱۶ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
اظهارات مهندس مسعود براتی، کارشناس ارشد دیپلماسی انرژی و مدیرمسؤول سایت "عیار"، در مورد ابعاد اقتصادی توافق ژنو و وضعیت تحریم ها، که در تاریخ 17 آذرماه در مسجد مدرسه علمیه معصومیه(سلام الله علیها) قم بیان شده اند. میزان کاهش تحریمها در توافقنامه ژنو توافقنامه ژنو یکی از مهمترین اتفاقات سیاست خارجی ایران در سالهای اخیر است. بخشی از این توافقنامه به کاهش تحریمهای اعمال شده علیه ایران میپردازد. در این گزارش تلاش میشود تا بندهای مربوط به تعهدات 5+1 در کاهش تحریمهای ایران مورد بررسی قرار گیرد. عیارآنلاین؛ توافقنامه ژنو یکی از مهمترین اتفاقات سیاست خارجی ایران در سالهای اخیر است. بخشی از این توافقنامه به کاهش تحریمهای اعمال شده علیه ایران میپردازد. در این گزارش تلاش میشود تا بندهای مربوط به تعهدات 5+1 در کاهش تحریمهای ایران مورد بررسی قرار گیرد. الف) بند اول این بند میگوید: «توقف تلاش برای کاهش خرید نفت خام ایران به نحوی که مشتریان فعلی بتوانند میانگین میزان کنونی خرید نفت خام خود از ایران را کماکان ادامه دهند. بازگشت مبالغ توافقی از عواید فروش نفت ایران در خارج از کشور به ایران. در مورد معاملات نفتی مذکور، تحریمهای اتحادیه اروپا و آمریکا بر بیمه و خدمات حمل و نقل مرتبط، تعلیق میشوند.»[1] برای درک بهتر از معنای این بند لازم است تا تحریمهای اعمال شده علیه صنعت نفت جمهوری اسلامی ایران بررسی شود. تحریمهای اعمال شده علیه صنعت نفت ایران را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: 1- تحریمهای مربوط به بخش تولید نفت 2- تحریمهای مربوط به فروش نفت. تحریم بخش فروش نفت نیز به چند زیر بخش تقسیم میشود که عبارتند از 1- عرضه نفت، 2- حمل و نقل نفت 3- دریافت پول نفت 1– تحریمهای مربوط به بخش تولید نفت از قدیم بخش تولید نفت ایران با تحریمهای یک جانبه آمریکا روبه روست. مهمترین این تحریمها قانون تحریم ایران و لیبی (ILSA) است که در سال 1996 تصویب شد. در این قانون هیچ شرکت خارجی حق سرمایهگذاری بیش از 20 میلیون دلار در سال را در صنایع نفت ایران نداشت. هرچند اجرای این قانون تا اوایل 2006 تعلیق شد، اما در تحریمهای جدید اجرای آن به طور جدی اجرا شد و گام به گام شدیدتر شد. تا جایی که سقف سرمایهگذاری به زیر ده میلیون دلار در سال رسیده است. از آنجا که این تحریمها در توافقنامه ژنو مورد اشاره قرار نگرفته است، به بررسی دقیق آنها نمیپردازیم. تنها به ذکر این نکته باید اکتفا کرد که این تحریمها به منظور کاهش تولید نفت ایران و جلوگیری از توسعه صنعت نفت ایران اعمال شده است. 2– تحریمهای مربوط به بخش فروش نفت ایران در تبیین تحریمهای اعمال شده در بخش فروش نفت ایران همان گونه که بیان شد به سه زیر بخش تقسیم میشود که عبارتند از 1- عرضه نفت، 2- حمل و نقل نفت 3- دریافت پول نفت؛ که در هر کدام از این زیر بخشها تحریمهایی از سوی آمریکا اعمال شده است. 1-2 تحریمهای مربوط به عرضه نفت بر اساس «قانون اختیارات دفاع ملی»[2] آمریکا برای سال مالی 2012 و دستور اجرایی شماره [3]13599 رئیس جمهور آمریکا، کشورهای وارد کننده نفت ایران باید در بازههای زمانی 6 ماه یکبار، میزان قابل توجهی[4] از واردات نفت خود را به صورت مستمر کاهش دهند. این قانون از بهمن ماه 1390 اجرایی شد و وزارت خزانه داری آمریکا در گزارشهای شش ماهه با بررسی میزان واردات نفت ایران توسط کشورهای هدف[5]، میزان کاهش آنها را بررسی کرده و در صورت رعایت قانون فوق اجازه ادامه واردات در شش ماه بعد را به آن کشور میداد. این قانون علاوه بر کاهش مستمر عرضه نفت ایران که در نهایت به سمت صفر سوق داده میشد، سبب کانالیزه شدن فروش نفت ایران و افزایش توانایی کنترل بر آن را به آمریکا میداد. بر اساس توافقنامه ژنو آمریکا متعهد شده است که مسیر کاهشی فوق را موقتا متوقف کند و کشورهای وارد کننده نفت ایران به میزان متوسط خرید نفتی که در حال حاضر دارند را در شش ماه آینده داشته باشند. باید توجه داشت که این بخش از امتیازات دو وجه دارد. یک وجه آنکه ایران را در بازارهای نفت جهانی نگه میدارد که یک امر مثبتی است، اما وجه دیگر آن به نفع مصرف کنندگان نفت و ثبات بازار جهانی نفت است. با توجه به این نکته که شش ماه آینده فصل سرما را در برمیگیرد و در نتیجه تقاضای نفت در بازار جهانی افزایش مییابد[6] و عدم کاهش میزان عرضه نفت ایران در بازارهای جهانی به معنای افزایش ثبات در این مقطع پرتقاضا خواهد بود و این در راستای دغدغه آمریکا یعنی حفظ ثبات بازار انرژی جهان است. 2-2– تحریمهای مربوط به حمل و نقل نفت در بخشی از تحریمهای یکجانبه آمریکا و چند جانبه اتحادیه اروپا علیه ایران، بخش حمل و نقل نفت ایران هدف قرار داده شده است. در «قانون جامع تحریم ایران»[7] و «قانون کاهش تهدید ایران»[8] موارد مربوط به حمل نقل نفت ایران از جمله بیمه اتکایی مورد تحریم قرار گرفت. کشور های عضو اتحادیه اروپا نیز خدمات مربوط به حمل و نقل نفت خام مانند بیمه نفتکشها را به ایران ارایه نکردند. هدف این تحریمها ایجاد اختلال در رسیدن نفت ایران به مقصد است. هرچند ایران با ایجاد بیمههای جایگزین توانست تا حدی این محدودیتها را برطرف کند. همچنین برخی از کشورها مانند ژاپن خود به ایجاد بیمهای برای جلوگیری از اختلال واردات نفت اقدام کردند. در توافقنامه مقرر شده است که تحریمهای مربوط به خدمات مورد نیاز برای جابهجایی نفت ایران همچون بیمه را تعلیق کنند. این مساله با توجه به حفظ سقف برای فروش نفت ایران، اثری بر افزایش صادرات نفت ایران نخواهد داشت و تنها حمل و نقل نفت ایران را تسهیل خواهد کرد. 3-2- تحریمهای مربوط به دریافت پول نفت به طور حتم مهمترین بخش تحریمها، تحریمهای مربوط به دریافت پول نفت توسط دولت ایران است که در توافقنامه نیز به آن اشاره شده است. رئیس جمهور آمریکا در 31 دسامبر 2011 «قانون اختیارات دفاع ملی» را امضا کرد. بر اساس این قانون بانک مرکزی ایران نمیتواند طرف یک تراکنش مالی باشد. پس از اعمال این قانون، دولت ایران در دریافت مبلغ حاصل از فروش نفت خود به کشورهای دیگر دچار مشکل شد. یکی از راهکارهای اتخاذ شده از سوی ایران، انتقال پولها به کشورهای دیگر از جمله ترکیه و تبدیل آنها به طلا و سپس واردات آن بود. که این امر منجر به افزایش ذخیره طلای ایران شد . اما دولت آمریکا با دستور اجرایی 13622 (جولای 2012- مرداد 1391) تجارت طلا با ایران را تحریم کرد. بر این اساس ایران نمیتوانست از بازارهای کشورهای دیگر طلا خریداری کند و به داخل کشور منتقل کند. یک ماه پس از این دستور اجرایی قانون کاهش تهدید ایران توسط کنگره آمریکا به تصویب رسید که شش ماه بعد از آن لازم الاجرا شد(فوریه 2013- اوایل اسفند 1391). این قانون واردکنندگان نفت ایران را ملزم میکند تا مبلغ نفت خریداری شده از ایران را در حسابی به نام ایران در همان کشور واریز کند. پولهای نفتی در این حساب «قفل شده»[9] و ایران نمیتواند آنها را به داخل کشور منتقل کند و یا آنها را به کشور ثالثی انتقال دهد و در تجارت با کشور ثالثی از آن استفاده کند. ایران تنها میتواند با این پول به تجارت دوجانبه با کشور میزبان در زمینه خریدهای انساندوستان (مانند مواد خوراکی، دارویی و …) بپردازد. بر این اساس میتوان میزان داراییهای بلوکه شده حاصل از فروش نفت ایران را از زمان اجرای قانون فوق (اسفند 1391) تاکنون (آذر 1392)، اینگونه تخمین زد: (9 ماه)*(31 روز متوسط هر ماه)*(1.2 میلیون بشکه در روز صادرات نفت-تقریبی)*(100 دلار متوسط قیمت هر بشکه نفت)= 33 میلیارد و 480 میلیون دلار. البته این امکان وجود دارد که تا قبل از اجرای قانون فوق نیز بخشی از درآمدهای حاصل از فروش نفت در حسابهای خارجی بانک مرکزی باقی مانده باشد و تمام آنها به طلا تبدیل نشده باشد. در حال حاضر برآوردهای مختلفی از میزان داراییهای بلوکه شده ایران ارایه میشود که از 45 میلیارد دلار تا 60 میلیارد را شامل میشود. همچنین میزان فروش نفت ایران در 6 ماه مورد توافق را میتوان اینگونه تخمین زد: (6 ماه)*(31 روز متوسط هر ماه)* (1.2 میلیون بشکه در روز صادرات نفت-تقریبی)*(100 دلار متوسط قیمت هر بشکه نفت)= 22 میلیارد و 320 میلیون دلار. با توجه به متن توافقنامه تحریمهای فوق بدون هیچ تغییری باقی خواهد ماند. آنچه که ایران میتواند از درآمد ناشی از فروش نفت خود به دست آورد، «مقداری توافق شده»[10] خواهد بود که براساس بیانیه منتشر شده توسط کاخ سفید، این مقدار برابر با 4.2 میلیارد دلار است که ایران میتوان آن را به داخل کشور منتقل کند و باقی پولهای بلوکه شده (شامل پولهای قبلی و پولهای ناشی از فروش نفت در این 6 ماه) در همان وضعیت باقی خواهد ماند.[11] جمعبندی بر اساس توضیحات فوق میتوان جمعبندی بند مربوطه را اینگونه بیان کرد: 1- ساختار اصلی تحریم های بخش فروش نفت و تحریمهای بخش تولید نفت ایران دست نخورده باقی خواهد ماند. 2- عرضه نفت ایران به میزان متوسط چند ماه اخیر که چیزی در حدود 1.2 میلیون بشکه در روز برآورد شده است، بدون کاهش ادامه خواهد یافت. که این امر سبب ایجاد ثبات بیشتر در بازار نفت جهانی در فصل سرما خواهد شد. 3- ایران تنها میتواند بخش مشخصی از درآمد نفتی خود را به دست آورد که کاخ سفید میزان آن را 4.2 میلیارد دلار اعلام کرده است. 4- رفع تحریمهای طلا اثری بر دریافت درآمدهای نفتی ایران ندارد. چرا که مشکل اصلی در بلوکه شدن درآمدهای نفتی است و تا زمانی که قانون کاهش تهدید ایران پابرجا باشد ایران نمیتواند غیر از مصارف بشردوستانه، در جای دیگری از آنها استفاده کند. 5- خرید اقلام بشر دوستانه مورد تحریم نبوده است و تنها اقلامی که مبدا آن اروپا بوده است به دلیل مشکلات انتقال پول، با مشکل مواجه شده بودند که در این توافقنامه مسیر دسترسی به آنها تسهیل شده است. ب) بند دوم در بند بعدی به تحریمهای دیگری اشاره شده است که در این مدت تعلیق خواهد شد. این بند میگوید: «تعلیق تحریمهای آمریکا و اتحادیه اروپا بر: *صادرات پتروشیمی ایران و نیز تعلیق تحریم خدمات مرتبط *طلا و فلزات گرانبها، وتعلیق تحریم خدمات مرتبط *تعلیق تحریمهای آمریکا بر صنعت خودرو و تعلیق تحریمهای خدمات مرتبط» برای تحلیل این بند لازم است هرکدام را به طور جداگانه مورد بررسی قرار داد. 1- تعلیق تحریمهای مربوط به صادرات پتروشیمی تحریمهای مربوط به صادرات محصولات پتروشیمی به چند دسته تقسیم میشود. آمریکا از مدت زمان طولانی هرگونه واردات محصولات پتروشیمی را از ایران مورد تحریم قرار داده است. (اولین تحریمهای اعمال شده علیه ایران در دهه اول انقلاب اسلامی) اما در سالهای اخیر دولت آمریکا با استناد به اینکه صادرات محصولات پتروشیمی دومین صادرات ایران پس از نفت است و درآمد آن سبب میشود دولت ایران سیاستهای هستهای خود را ادامه دهد، تحریمهایی علیه خریداران محصولات پتروشیمی ایران که از سوی بخش دولتی عرضه میشود، اعمال کرد. محدودیتهای جدید بر اساس قانون کاهش تهدید ایران که در آگوست 2012 تصویب شد، اعمال میشود. اتحادیه اروپا نیز از ابتدای سال 1391 با تحریم خرید محصولات پتروشیمی از ایران، همداستان آمریکا در این تحریم شد. در توافقنامه آمده است که این تحریمها و خدمات مرتبط با آن به حالت تعلیق درمیآید. برای بررسی میزان اثرگذاری این تعلیق لازم است صادرات محصولات پتروشیمی بررسی شود. بر اساس آمار منتشر شده میزان صادرات پتروشیمی در سال 1390 (قبل از اعمال تحریمهای آمریکا و اروپا) برابر با 14 میلیارد دلار بوده است.[12] در سال 1391 (سال اعمال تحریم) برابر با 11 میلیارد دلار بوده است.[13] در شش ماهه نخست امسال نیز میزان صادرات بیش از 5 میلیارد دلار بوده است[14]. همانطور که مشاهده میشود در سال 1391 در حدود 4 میلیارد دلار کاهش صادرات انجام شده است که میتواند تحت تاثیر تحریم بوده باشد. اما نظر کارشناسان این حوزه چیز دیگریست. در سال 1391 وزارت صنعت، معدن و تجارت مقرر میکند که 40 درصد از محصولات پتروشیمی در بورس کالا عرضه شود. و این تصمیم سبب میشود تا میزان صادرات این محصول در آن سال کاهش یابد. دبیر انجمن کارفرمایی صنعت پتروشیمی، احمد مهدوی نیز بر این اعتقاد است که تحریمها اثر جدی بر صادرات این حوزه نداشته است. وی گفت: «تحریمها شاید حداکثر ۱۰ درصد روی کار ما اثر میگذاشت» وی درباره تحریمهای کشتیرانی و تاثیر آن گفت:« پتروشیمی نیز مشکلی با این مسأله ندارد، شرکتها خودشان کشتی خریدهاند و ابزار لازم برای غلبه بر این تحریمها را در اختیار دارند»[15] با توجه به نکات فوق میتوان اینگونه جمعبندی کرد: 1- بخش مهمی از صادرات محصولات پتروشیمی بدون آنکه تحریم بر آنها تاثیرگذار باشد، دلیل آن نیز حضور فعال بخش خصوصی در این حوزه و بازارهای جنوب شرق آسیا است. 2- با تعلیق تحریمهای این حوزه، بازارهای اروپایی برای صادرات این محصولات باز میشود و بخش دولتی ایران نیز میتواند به صادرات در این حوزه بپردازد. با توجه به صحبت مسئولین این حوزه بیش از یک میلیارد دلار میتواند به درآمد ارزی کشور افزوده شود. 3- این نگرانی وجود دارد که بازار شکل یافته حاصل از صادرات این محصولات به جنوب شرق آسیا، با تعلیق این تحریمها تغییر کند و وابستگی به بازار نامطمئن اروپا افزایش یابد، به گونهای که با بازگشت تحریمها آسیب بیشتری با صادرات پتروشیمی وارد شود. 2– تحریمهای مربوط به تجارت طلا همانطور که در توضیح بند مربوط به تحریمهای نفتی توضیح داده شد، رئیس جمهور آمریکا طی دستور اجرایی 13622 (جولای 2012- مرداد 1391) تجارت طلا با ایران را تحریم کرد. هدف این تحریم بر اساس توضیحی که دیوید کوهن[16] مسئول پیگیری تحریم ایران در کاخ سفید، داده است، جلوگیری از انتقال طلا به داخل ایران به منظور تقویت ارزش ریال است. دلیل اصلی تحریم طلا آن بود که دولت ایران بعد از تحریم بانک مرکزی، بخشی از درآمد نفتی را با انتقال به ترکیه تبدیل به طلا و آن را به داخل کشور منتقل میکرد. با این کار بخشی از درآمدهای نفتی به داخل کشور منتقل میشد و همچنین پشتوانه ریال افزایش مییافت. نکته قابل توجه آن است که در حال حاضر و بعد از اجرای قانون کاهش تهدید ایران، درآمد نفتی ایران در کشور وارد کننده نفت، بلوکه میشود و ایران نمیتواند آن را به کشور ثالثی انتقال داده و یا اینکه کالایی غیر از محصولات انساندوستانه خریداری کند. در نتیجه پولی برای خرید طلا وجود نخواهد داشت. به عبارت دیگر تا زمانی که پولهای حاصل از فروش نفت بلوکه باشد، رفع تحریم طلا ارزشی نخواهد داشت. 3– تحریمهای مربوط به صنعت خودرو رئیس جمهور آمریکا طی دستور اجرایی 3 ژوئن 2013 (13 خرداد 1392) صنعت خودرو ایران را تحریم کرد. بر اساس این تحریمها تمام افرادی که در ارتباط با تأمین قطعه، مواد اولیه خودروسازی و خدمات پس از فروش با صنعت خودروسازی ایران اعم از خودروهای سبک و سنگین همکاری دارند، از ادامه همکاری منع شدند. درباره اثرات این تحریم بر صنعت خودرو ارزیابی دقیقی وجود ندارد. اما میتوان اثرات آن را اینگونه بیان کرد: محدودیت در تامین قطعاتی که در داخل تولید نمیشوند. خودروهایی مانند پژو 206، تیبا و … اما واردات خودروی کامل در این مدت بدون مشکل ادامه داشت. آنچه که به عنوان مشکل اصلی ناشی از اعمال تحریم در صنعت خودرو مطرح میشود، اثرات تحریم بانکی و افزایش شدید نرخ ارز است.
[1] – ترجمه رسمی وزارت خارجه ایران از توافقنامه ژنو؛ خبرگزاری فارس، 3/9/92 [2] – National Defense Authorization Act (NDAA) [3] -E.O 13599, 5 Feb 2012 [4] – significantly [5] – آخرین اخبار از کشورهای معاف شده مربوط به 9 آذر 1392 است. وزیر خارجه آمریکا با انتشار بیانیهای اعلام کرد معافیت چین، هند، کره جنوبی، ترکیه، تایوان، مالزی، آفریقای جنوبی، سنگاپور و سریلانکا از تحریم نفتی ایران تمدید شده است. [6] – بر اساس نظرات کارشناسان بیش از ده میلیون بشکه در روز به میزان تقاضای نفت افزوده میشود. [7] -CISADA, July 2010 [8] – Iran Threat Reduction (ITR), August 2012 [9] -lock up [10] -An agreed amount [11] – جان کری وزیر خارجه آمریکا اینگونه توضیح میدهد: “جامعه بین المللی بخشهایی از تحریمها را برمی دارد و این تحریمها طوری است که دوباره میتوان آنها را اعمال کرد. 4.2 میلیارد دلار از درآمدهایی ایران که طبق تحریمهای بینالمللی در کشورهای خارجی بلوکه شده بود، آزاد میشود و ایران میتواند به آن دسترسی داشته باشد… مهندسی اصلی بر روی تحریم ها همچنان ادامه دارد که شامل نفت و سرویسهای مالی خواهد بود. در این 6 ماه تحریم نفتی جای خودش می ماند که همین تحریمها 25 میلیارد دلار درآمد ایران را تحت تأثیر قرار می دهد. طبق این توافق، ایران به 4.2 میلیارد دسترسی پیدا میکند ولی 16 میلیارد دلار از فروش نفت ایران بلوکه است.” – خبرگزاری فارس، 3/9/1392 [12] – روابط عمومی شرکت ملی صنایع پتروشیمی، 21 فروردین 1391 [13] – احمد مهدوی، دبیر انجمن کارفرمایان صنعت پتروشیمی، 3 آذر 1392 [14] – همان [15] – همان [16] – David Cohen,4 June 2013 کدام تحریمها مرتبط با فعالیتهای هستهای ایران است؟ مشخص است که در سپتامبر 1996 (شهریور 1375) پرونده هستهای ایران وجود خارجی نداشته است. پس به طور منطقی این تحریمها ارتباطی با فعالیتهای هستهای ایران نداشته و دلایل دیگری برای آن وجود دارد عیارآنلاین، ابتدای آذر ماه گام اول در مذاکرات میان ایران و 5+1 برداشته شد و توافقنامه موسوم به ژنو که نشان دهنده مختصات گام اولو گام نهایی بود برداشته شد. در این توافقنامه مقرر شده است که در گام اول 5+1 از اعمال تحریمهای جدید «مرتبط با هستهای»[1] خودداری کنند و همچنین در گام نهایی نیز اعلام شده است که «تحریمهای مرتبط با هستهای» کاملا برداشته خواهد شد. ![]() در این نوشته تلاش می شود تا مفهوم تحریمهای مرتبط با هستهای کمی بیشتر مورد تدقیق قرار گیرد. ابتدا باید گفت که مفهوم ” nuclear-related sanctions” به معنای تحریمهایی است که دلیل آن فعالیتهای هستهای ایران بوده است و به عبارت دیگر این تحریمها از طرف شورای امنیت سازمان ملل، اتحادیه اروپا و یا آمریکا برای متوقف کردن فعالیتهای هستهای ایران وضع شده است. اما سئوال مهم این است که کدام تحریمهای اعمال شده علیه ایران مرتبط با فعالیتهای هستهای بوده و آیا تحریمهایی وجود دارد که دلیل دیگری غیر از فعالیتهای هستهای داشته باشد؟ برای پاسخ به این سوال باید متن قوانین اعمال شده علیه ایران را بررسی کرد تا دلایل قید شده در هر کدام مشخص شوند. برای شروع مهمترین قوانین تصویب شده از سوی دولت آمریکا مطرح و مورد بررسی قرار میگیرد. لازم به توضیح است که قوانین تحریم در ساختار قانونگذاری آمریکا شامل دو بخش دستورهای اجرایی و قوانین کنگره است بر اساس اطلاعیه وزارت خزانهداری آمریکا ده قانون درباره تحریمهای ایران وجود دارد و بیش از 20 دستور اجرایی که توسط رئیس جمهور آمریکا صادر شده است.[2] یکی از مهمترین قوانین تحریم که در آمریکا علیه ایران تصویب و اجرایی شد قانون تحریم ایران و لیبی است که در سالهای اخیر به قانون تحریم ایران (Iran Sanctions Act of 1996) تغییر نام داده است. این قانون از سال 1996 علیه ایران اعمال شده است و مشخصا بخش نفت و سرمایهگذاری و توسعه آن را هدف قرار داده است. این قانون بنا بر ساختار قوانین در آمریکا که هر 5 سال یکبار باید یا تمدید و یا خاتمه پیدا کند، دوبار در سالهای 2001 و 2006 تمدید و در نهایت با قانون جامع تحریم ایران ترکیب شد. مشخص است که در سپتامبر 1996 (شهریور 1375) پرونده هستهای ایران وجود خارجی نداشته است. پس به طور منطقی این تحریمها ارتباطی با فعالیتهای هستهای ایران نداشته و دلایل دیگری برای آن وجود دارد. اما نکته مهم درباره این قانون این است که قانون تحریم ایران به نوعی مرجع اصلی آغاز کننده تحریمهای فراسرزمینی دولت آمریکا علیه ایران است و به وضوح سرخط این تحریمها را در قوانین بعدی مانند قانون جامع تحریم ایران و یا قانون کاهش تهدید ایران میتوان مشاهده کرد. اما دلایل ذکر شده در این قانون چه چیزهایی است؟ در متن قوانین کنگره بخشی با عنوان «یافتهها» (Findings) وجود دارد که بیان کننده دلایل کنگره برای وضع آن قانون است. با مطالعه متن قانون تحریم ایران مصوب 1996، به موارد زیر برخورد میکنیم: 1- تلاش دولتمردان ایران برای دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی و انتقال آنها به تروریسم بینالملل و نیز حمایت از این گروهها، که سبب به خطر افتادن امنیت ملی و منافع ملی آمریکا و دیگر کشورهای همسو با آن میشود. 2- جلوگیری از تکثیر سلاحهای کشتار جمعی و مبارزه با تروریسم بینالمللی نیازمند فعالیتهای تکمیلی برای جلوگیری ایران از تامین مالی برنامههای نظامی، هستهای و … خود است [قانون در سالهای اخیر اصلاح شده است و برای همین به برنامههای هستهای ایران نیز اشاره شده است اما در ادبیات حقوق بینالملل سلاحهای کشتار جمعی WMD با فعالیتهای هستهای معنای متفاوت دارد] 3- دولت ایران از امکانات و نهادهای شبه دولتی خود برای توسعه برنامههای نظامی استفاده میکند. مشاهده میشود اصلیترین دلیل وضع تحریم ایران در سال 1996 اتهام آمریکا به ایران درباره حمایت از تروریسم بینالمللی است. اما همه میدانند که منظور از حمایت ایران از تروریسم بینالملل، حمایت نظام جمهوری اسلامی ایران از گروههای جهادی و مبارز لبنان و فلسطین است. گروههایی که برای گرفتن حقوق خود با رژیم غاصب صهیونیستی مبارزه میکنند. قانون تحریم ایران بخش تولید نفت ایران را هدف قرار داد. در این قانون محدودیتهای بسیاری برای شرکتهای خارجی که تمایل به سرمایهگذاری در صنعت نفت ایران دارند، در نظر گرفته شده است. در قانون ابتدایی سقف سرمایهگذاری 20 میلیون دلار در نظر گرفته شده بود که در قوانین جدید این عدد کاهش یافته است. با توجه به متن توافقنامه بعید است که در گامنهایی مذاکرات این تحریمها برداشته شود چرا که مرتبط با هستهای محسوب نمیشود. لازم است که تیم مذاکره کننده به طور دقیق قوانینی که باید در گام نهایی مذاکره برداشته شود در توافقنامه قید کنند یا در پیوست با ذکر نام مشخص کنند. عبارت کلی تحریمهای مرتبط با هستهای میتواند یکی از نقاط چالشزا باشد. در نوشتههای بعدی دو قانون مهم دیگر دولت آمریکا یعنی قانون جامع تحریم ایران و قانون کاهش تهدید ایران مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
[1] -nuclear-related [2] – http://www.treasury.gov/resource-center/.../iran.aspx «قانون جامع تحریم ایران» جامعترین قانون تحریم علیه ایران است که به نوعی جمع کننده قوانین و دستورات اجرایی پیشین است و در سال 2010 توسط کنگره آمریکا تصویب شده است. عیارآنلاین، در گزارش قبل اشاره شد که مفهوم ” nuclear-related sanctions” به معنای تحریمهایی است که دلیل آن فعالیتهای هستهای ایران بوده است و به عبارت دیگر این تحریمها از طرف شورای امنیت سازمان ملل، اتحادیه اروپا و یا آمریکا برای متوقف کردن فعالیتهای هستهای ایران وضع شده است. اما سئوال مهم این است که کدام تحریمهای اعمال شده علیه ایران مرتبط با فعالیتهای هستهای بوده و آیا تحریمهایی وجود دارد که دلیل دیگری غیر از فعالیتهای هستهای داشته باشد؟ در گزارش قبلی قانون تحریم ایران مصوب 1996 را بررسی کرده و مشاهده شد که آن قانون که بخش تولید نفت، سرمایهگذاری و توسعه آن را هدف قرار داده است، ارتباطی با فعالیتهای هستهای نداشته و دلیل اصلی کنگره آمریکا برای تصویب آن اتهام حمایت از تروریسم بوده است. در این گزارش دومین تحریم مهم کنگره آمریکا یعنی «قانون جامع تحریم ایران، پاسخگویی و سرمایهگذاری»[1] مصوب اول جولای 2010 بررسی میشود. این قانون جامعترین قانون تحریم علیه ایران است که به نوعی جمع کننده قوانین و دستورات اجرایی پیشین است. این تحریم شامل موارد زیر است: • تحریم سرمایهگذاری برای توسعه منابع نفتی ایران • تحریم همکاری برای تولید محصولات پالایش شده بنزین در ایران • تحریم محصولات پالایشگاهی ایران • تحریم انتقال فناوریهای هستهای • تحریم سرمایهگذاری در حوزههای انرژی در ایران و برخی تحریمها که برای سازمانها و نهادهای و افراد ناقض حقوق بشر وضع شده است. همانطور که اشاره شد در متن قوانین و در ابتدای آن بخشی وجود دارد با عنوان «یافتهها»[2] که به نوعی دلایل کنگره برای تصویب قانون را بیان میکند. در قانون جامع تحریم ایران علاوه بر بخش یافتهها بخش دیگری نیز وجود دارد که با عنوان «احساس کنگره»[3] مشخص شده است. در آنجا نیز به بیان دلایل اعمال تحریمها اشاره میشود. تفاوت آن با بخش ابتدایی این است که در قسمت یافتهها نوعی بیان اطلاعات خام صورت میگیرد و در بخش احساس کنگره برداشت کنگره بیان میشود. در بررسی متن این قانون موارد و اتهامات زیر وجود دارد که علیه جمهوری اسلامی ایران مطرح شده است. اتهامات مرتبط با فعالیتهای هستهای 1- فعالیتهای مخالف مقررات هستهای (sec.2.(1)) 2- گزارشهای سازمان بینالمللی انرژی اتمی (sec.2.(3)) 3- قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل (sec.2.(3)) 4- فعالیتهای جدید هستهای مربوط به فردو و غنیسازی 20 درصد(sec.2.(7.B)) 5- فعالیت بازار سیاه فناوری هستهای در خاورمیانه (sec.2.(9)) اتهامات مربوط به فعالیتهای نظامی 1- فعالیتهای موشکی ایران(sec.2.(1)) 2- فعالیتهای نظامی نامتعارف ایران (sec.2.(1)) اتهامات مربوط به حمایت از تروریسم 1- حمایت دولت ایران از تروریسم بینالملل (sec.3.(1)) 2- تسلیح گروههای تروریستی بینالمللی (sec.3.(1)) اتهامات مربوط به مسایل حقوق بشری 1- اسیر گرفتن 3 شهروند آمریکایی [منظور سه نفر کوهنوردی که به جرم جاسوسی دستگیر شده بودند است] 2- نقض آزادی مذهبی شهروندان ایران (sec.2.(6)) 3- دولتمردان ایران به نقض حقوق بشر ادامه میدهند. مواردی از قبیل، شکنجه، اعدام و … به خصوص بعد از انتخابات 1388 (sec.2.(6)) سایر دلایل 1- به خطر افتادن امنیت رژیم صهیونیستی (sec.2.(1)) 2- به خطر افتادن امنیت ملی آمریکا (sec.2.(1)) 3- درخواست کشورهای تحت خطر ایران از آمریکا (sec.2.(1)) 4- تحریمها میتواند تلاشهای دیپلماتیک ناقص برای جلوگیری از فعالیتهای هستهای ایران را تکمیل کند. (sec.3.(1)) نکته مهمی که باید به آن توجه شود آن است که بندهای اجرایی مربوط به تحریمهای ایران که در ادامه قانون آمده است، مشخص نشده است که مرتبط با کدام دلایل است و لذا به راحتی تفکیکپذیر نیست و نمیتوان گفت که کدام تحریمها مربوط به فعالیتهای هستهای ایران است. [1] – COMPREHENSIVE IRAN SANCTIONS, ACCOUNTABILITY, AND DIVESTMENT ACT OF 2010 [2] -Findings [3] – SENSE OF CONGRESS منبع: http://ayaronline.ir http://masoudbarati.blog.ir |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








![[تصویر: Nasser_Nobari.jpg]](http://s3.picofile.com/file/8191321550/Nasser_Nobari.jpg)
![[تصویر: Saeed_Zibakalam.jpg]](http://s6.picofile.com/file/8191582218/Saeed_Zibakalam.jpg)

![[تصویر: Alireza_Heidari.jpg]](http://s3.picofile.com/file/8192271326/Alireza_Heidari.jpg)


![[تصویر: Sheklak_1_.png]](http://s5.picofile.com/file/8171770434/Sheklak_1_.png)
![[تصویر: barati.jpg?defc3d]](http://ayaronline.ir/main/wp-content/uploads/2014/02/barati.jpg?defc3d)
![[تصویر: isa.jpg]](http://s3.picofile.com/file/8192450042/isa.jpg)