کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حمایت روشنفکران داخلی ازبهاییت به بهانه دفاع از حقوق بشر
۲۱:۴۱, ۱۰/مرداد/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/خرداد/۹۵ ۹:۴۶ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #1
آواتار

[تصویر: bahaii.jpg]
چندی پیش اعلام کردند بهائیان و صوفیان در ایران آزاد نیستند، باید از حقوق آنها دفاع کرد. جالب این است که برخی روشنفکران داخلی هم به بهانه دفاع از حقوق بشر، از جامعه بهائی و گروههای انحرافی ضاله حمایت می کنند.
پیوند و همکاری متقابل بهائیت و صهیونیسم - بخش دوم و پایانی
حمایت روشنفکران داخلی از جامعه بهایی به بهانه دفاع از حقوق بشر


هیأتهای بین المللی بهائی (بیت العدل اعظم)

شوقی افندی، در 9 ژانویه 1951م (1328ش، شش سال قبل از درگذشت خود)، پیامی برای تاسیس هیأتهای بین المللی بهائی (بیت العدل اعظم) به تمام مراکز بهائی جهان ابلاغ کرد و گفت:
... به محافل ملیه در شرق و غرب تصمیم خطیر و تاریخی تأسیس اولین شورای بین المللی بهائی را ابلاغ نمایید... درجه رشد کنونی محافل نه گانه ملی- که با کمال جدیت، در سراسر عالم بهائی به خدمات امریه قائمند- مرا بر آن میدارد که تصمیم تاریخی فوق را که بزرگترین قدم، در سبیل پیشرفت نظم اداری حضرت بهاء الله در سی سال اخیر محسوب است، اتخاذ نمایم. این شورای جدیدالتأسیس عهده دار انجام سه وظیفه می باشد:
اولاً: با اولیای حکومت اسرائیل ایجاد روابط نمایید.
ثانیاً: مرا در ایفای وظایف مربوطه به ساختمان فوقانی مقام اعلی، کمک و مساعدت کنید.
ثالثاً: با اولیای کشوری، در باب مسائل مربوط به اموال شخصیه داخل مذاکره شود و چون این شورای که نخستین مؤسسه بین المللی و اکنون در حال جنین است -توسعه یابد، عهده دار وظایف دیگری خواهد شد و به مرور ایام به عنوان محکمه رسمی بهائی شناخته شده و سپس به هیأتی مبدل میگردد که اعضایش از طریق انتخاب، معین میشوند، و ظهور کامل ثمرات آن، وقتی است که مؤسسات متفرعه عدیده آن، تشکیل گشته، به صورت مرکز اداری بین المللی بهائی، در جوار روضه مبارکه و مقام اعلی- که مقر دائمی آن خواهد بود- انجام وظیفه نماید. شایسته است این ابلاغیه را به وسیله لجنه ارتباط منتشر نمایید.26
موافقت دولت اسرائیل با بسط موقعیت و گسترش اراضی بهائیان در اسرائیل، نتیجه سیاست آمریکا و صهیونیسم بود که برای تقویت بهائیان و مرکز جهانی آنان و گسترش فعالیت بهائیت در دیگر کشورها و حفظ منافع اسرائیل - به ویژه در کشورهای اسلامی-انجام گرفت. همزمان با طرح نقشههای جهانی بهائیان برای گسترش مراکز بهائی در کشورهای مختلف- که محفل بهائیان آمریکا طرح و با برنامههای اطلاعاتی اسرائیل هماهنگ شده بود- چنین مساعدتهایی از جانب اسرائیل، سازمان و رهبران صهیونیسم امری اجتناب ناپذیر به شمار می آمد.
بر این اساس، شوقی افندی تصمیم گرفت به کمک اسرائیل، دو کار اساسی را تحقق بخشد:
1.احداث تأسیسات مرکز جهانی بهائیان در اسرائیل، ضمن سامان بخشیدن به سازمان رهبری بهائیان؛
2.رفع بزرگترین مانع رهبری شوقی افندی، یعنی بازماندگان خانواده اعضان و افنان که حاضر به همکاری با او و قبول زعامتش او نبودند.27
او از طرفی به چاپلوسی نزد دولت اسرائیل پرداخت و از طرفی، در پی جلب کمکهای مادی و گسیل آنها به سوی اسرائیل برآمد. وی در تلگراف 15 دسامبر 1915م برابر با (24 آذر ماه 1330) درباره حمایت دولت اسرائیل از اموال غیر منقول موجود در اسرائیل، برای اطلاع محفل ملی بهائیان ایران مینویسد:
به یاران بشارت دهید که پس از مدتی بیش از پنجاه سال، کلیدهای قصر مزرعه توسط اولیای حکومت اسرائیل تسلیم گردید. این مکان مقدس تاریخی- که حضرت بهاء الله پس از خروج از سجن عکا در آن اقامت فرمودند- اکنون مفروش میگردد، تا هنگام افتتاح باب تشرف، برای زیارت زائرین مهیا باشد. توصیه میشود هفت قالی به قطع تقریبی سه متر در پنج متر به عنوان عباس ادیب در بیروت ارسال گردد.28
او در تلگرافی دیگر (در 24 دسامبر 1951 م) برای محفل ملی بهائیان آمریکا، آشکارا تأیید کرد که با تشکیل دولت اسرائیل و حمایت آنها، کار احداث مرکز جهانی بهائیان و تشکیل سازمان رهبری بهائیان، امکانپذیر شده است و این امر، از برکت وجود دولت جدیدالتأسیس اسرائیل است:
این شروع عظیم- که در عقد اول قرن دوم بهائی، مقارن تأسیس دولتی مستقل و جدید در ارض اقدس، شروع گردید- در نتیجه پیدایش دولت مزبور، تقویتی بسزا یافت و بر اثر تحقق یک رشته وقوعات متوالیه ذیل در ارض اقدس، پیشرفت سریع حاصل نموده است:
1. ساختمان قسمت فوقانی مقام اعلی- که مقدسترین مشروع بین الملل و در تاریخ امرالله بینظیر است- در قلب جبل کرمل آغاز گردید.
2. هیأت بین المللی بهائی، در جوار اعتاب مقدسه تشکیل گردید. این هیأت طلیعه تأسیس بیت العدل عمومی، یعنی اعظم قوه تشریع نظم اداری جهانآرای بهائی است که به بنیانش الهی و حال بدایت ظهور و بروز آن است.
3. اماکن تاریخی مربوط به ایام سجن حضرت بهاءالله و عبدالبهاء، تملک و تعمیر و تزیین گردید و دولت جدیدالتأسیس، آنها را رسماً جزء مقامات متبرکه شناخت و از پرداخت مالیات معاف نمود. این مقامات، اکنون نزهتگاه و مورد نظر و توجه عموم مردم است.
4. مذاکرات رسمی با متصدیان اداری مرکزی بلدیه این حکومت برای دو منظور آغاز گردید:
الف) آنکه اراضی حول روضه مبارکه شارع آیین نازنین در حوالی عکا -که اکنون مورد تهدید است - برای نسلهای آینده محفوظ ماند.
ب) آنکه املاک وسیعه واقعه در جوار مرقد مبارک حضرت اعلی- که بینهایت لازم و ضروری است- خریداری شود، تا به فرموده حضرت عبدالبهاء، مشروعات تابعه حول مؤسسات، دو رکن اعظم، ولایت امر و بیت العدل اعظم در این اراضی بنیان گردد.
5. برای آنکه در مستقبل ایام، مشرق الاذکاری بر فراز جبال کرمل مرتفع گردد، نقشه لازم تهیه گردید.بنای این مشرق الاذکار، نشانه ضروری و بارزی از پیشرفت روزافزون نظم اداری بین المللی امرالله خواهد بود.
6. چهار کنفرانس -که در خارج از مرکز بین المللی امرالله، در قطعات مختلفه عالم در آینده تشکیل خواهد شد، نشانه آغاز اقدامات امریه در بین قارهها بوده و یازده محفل روحانی ملی، در آن شرکت خواهند نمود.
انعقاد این کنفرانسها مبشر شروع مرحله نهایی، برای اجتماع نمایندگان جوامع کلیه کشورهای مستقل و اقالیم مهمّه تابعه و جزایر مختلفه در سراسر جهان خواهد بود. اکنون وقت آن رسیده که توأم با اقدامات ششگانه فوق، موضوعی که اضطراراً مدتی به تعویق افتاده بود، به مرحله عمل درآید و آن، تعیین ایادی امرالله بر طبق نصوص الواح وصایای حضرت عبدالبهاء است که اولین عده آنها، بالغ بر دوازده نفر میباشند و به تعدادی مساوی از ارض اقدس و قطعات آسیا، آمریکا و اروپا انتخاب شده اند.
این اقدامات اولیه، مقدمه تحقق کامل مشروعی است که حضرت عبدالبهاء در کتاب وصایا پیش بینی فرموده اند و با تمهیدات اولیه جهت تشکیل هیأت بین المللی بهائی- که بعداً به بیت العدل عمومی تبدیل خواهد شد- همدوش و هم عنان است که این مشروع جدیدالتأسیس حلقهی اتصال دیگری برای تحکیم روابط مرکز دائم الاتساع بین المللی امرالله با جامعه پیروان در سراسر عالم و راه را برای مبادرت به اقدامات دیگر به منظور تقویت اساس نظم اداری بهائی هموار می سازد....29
"پرفسور نرمان تیویج" که دادستان اسبق حکومت فلسطینی و یکی از شخصیتهای سیاسی و حقوقی اسرائیل میباشد به پاس خدمات بهائیان به اسرائیل نوشت:
امر بهایی که مرکز آن حیفا و عکا است و این مدینه زیارتگاه پیروان آن است به درجه ایی از پیشرفت و تقدم نایل گشته که مقام دیانت جهانی و بین المللی پیدا کرده است.
به نوعی نرمان نیویچ بهایت را در ردیف سه دین "یهودی، مسیحی و اسلام" به رسمیت شناخته و می گوید:
اکنون فلسطین را نباید فی الحقیقه منحصراً سرزمین سه دیانت محسوب داشت؛ بلکه باید آن را مرکز و مقر چهار دیانت به شمار آورد، زیرا امر بهایی که مرکز ان حیفا و عکا ست و این دو مدینه زیارتگاه پیروان آن است به درجه ای از پیشرفت و تقدم نائل گشته که مقام دیانت جهانی و بین المللی را احراز نموده است. و همان طور که نفوذ این آیین در سرزمین مذکور روز به روز رو به توسعه و انتشار است در ایجاد حسن تفاهم و اتحاد بین المللی ادیان مختلفه عالم نیز عامل بسیار موثری به شمار میآید.30
از طرفی شوقی افندی از وظائف شورای بین المللی بهائیان، رابطه با دولت اسرائیل بیان می کند و حمایت از اسرائیل را به همه دولت های جهان ترجیح می دهد و تأسیس شعب محافل روحانی و ملی بهائیان را فقط در ارض اقدس و بر حسب قوانین حکومت جدیدالتأسیس اسرائیل ممکن می داند.31
و نقشه ده ساله که شامل 28 هدف است. این اهداف بنابر خواست شوقی افندی، باید توسط "چارلز میسن ریمی" پیاده میشد.
"بهائیت" و جنگ اعراب و اسرائیل
در جنگ اعراب و اسرائیل، بهائیان همواره از اسرائیل غاصب جانبداری کرده، و علیه مسلمانان به تبلیغ می پرداختند. نیاز صهیونیسم و اسرائیل به اطلاعات و منابع خبری وسایل ارتباطی جمعی در کشورهای اسلامی، سبب شده بود بهائیان به کمک آنها بیایند؛ چون اگر اعراب موفق می شدند، منافع بهائیت در خطر بود.
در سال 1379 ق (1960م) یکی از شرکت کنندگان ایرانی در مجمع عمومی مؤتمر اسلامی بیت المقدس از نقش اطلاعاتی بهائیان برای اسرائیل، سخنی به میان آورد. کشورهای عربی، مسأله را خیلی جدی نگرفتند. در اثر عدم اطلاع مسلمانان از وضعیت عوامل گسترده صهیونیسم در کشورهای عربی اسلامی- که ناشی از ضعف تشکیلات اطلاعاتی آنان بود - نسبت به آن توجه ویژه ای نشد؛ در حالی که برای کارشناسان مسائل سیاسی- مذهبی ایران روشن بود تا زمانی که طرح دوستی و روابط متقابل عباس افندی با صهیونیسم پی ریزی نگردیده بود در ایران یهودی - بهایی وجود نداشت.
پس از پیدایش این سرسپردگی و تداوم آن در زمان شوقی افندی - به ویژه، پس از تشکیل دولت اسرائیل- در محافل بهائی ایران، یهودیان بسیاری، خود را یهودی بهائی لقب میدادند؛ حتی اسرائیل، با عنوان "قلب العالم" -که اصطلاحی مشترک، برای حفظ منافع هر دو گروه بود- زبانزد بهائیان و یهودیان صهیونیست شد. این اصطلاح، پیشنهاد شوقی افندی بود.
تلاش جدی بهائیان در کسب اطلاعات و مدارک سیاسی، برای منافع صهیونیسم و اسرائیل سبب موضعگیری جامعه اتحادیه کشورهای عربی شد. و موضوع "بهائیگری" جزء دستور کار "دفتر تحریم اعراب علیه اسرائیل" وابسته به اتحادیه عرب قرار گرفت. این دفتر، مأموریت یافت تمام شرکتهای و مجتمعهای صنعتی و اقتصادی آمریکایی و اروپایی و... با اسرائیل منافع مشترک داشته و به نفع آن و زیان اعراب می کوشند، شناسایی کند و نام آنها را برای تحریم معامله و همکاری اقتصادی در اختیار دولتهای عرب قرار دهد. خبرگزاری رویتر در 10 ژانویه 1975 م از دمشق گزارش داد:



محمد محجوب (کمیسر عالی در دفاتر تحریم اعراب، علیه اسرائیل) بیان کرد:"کنفرانس ماه آینده دفاتر تحریم مبارزه با گروه بهائی را به طور جدی بررسی خواهد کرد". محمد محجوب، از گروه بهائی به عنوان یک جنبش طرفدار اسرائیل و صهیونیسم یاد کرده است.32
همین مضمون را خبرگزاری خاورمیانه در 10 ژانویه 1975 م، به نقل از محمد محجوب و دیگران مخابره کرد:
روز 23 فوریه سال جاری، افسران دفتر تحریم اسرائیل، در کنفرانس قاهره گرد خواهند آمد، تا موضوع گروه مذهبی بهائیها را که دارای اهداف و فعالیت های صهیونیستی در کشورهای عربی - اسلامی هستند، بررسی کنند.33
23 فوریه 1975 م، در قاهره، کنفرانس تحریم اسرائیل برگزار شد و در 25 فوریه، نتایج و تصمیمات مهم آن، در مطبوعات جهان منتشر شد.
روزنامه "المحرر"، چاپ بیروت در 25 فوریه 1975 م با عنوان "مؤتمر مکاتب مقاطعه اسرائیل"، تصمیم کنفرانس تحریم را به نقل از محمد محجوب و دیگر ناظران آگاه را- درباره رابطه محافل و مراکز بهائیان با صهیونیسم و اسرائیل - چنین اعلام کرد:
و قرّر المکتب ایضاً فرض حظر علی نشاط البهائیین فی الدول العربیه و اغلال محافلهم بعد ان ثبت ان الصهیونیه تستر ورائهم...؛
همچنین دفتر تحریم اعراب علیه اسرائیل مقرر داشت که بایستی دولت های عربی از جنبش بهائی ها و تشکیل محافل آنها شدیداً جلوگیری کنند؛ زیرا برای اعضای کنفرانس مسلم شد، صهیونیسم پشت آنان پنهان شده است- حتی بهائیان ایران گستاخی را به حدی رساندند که مبالغ هنگفتی، برای کمک به اسرائیل غاصب جمع آوری کردند. پول جمع آوری شده، حدود 120 میلیون تومان بود که در ظاهر، برای بیت العدل حیفا فرستاده می شد؛ ولی منظور اصلی، کمک به ارتش اسرائیل بود. مقدار قابل ملاحظه ای از این پول، به وسیله حبیب ثابت پرداخت شده بود.34
درگزارش مأموران ساواک (9/9/46) آمده است:
شنیده شده است چندی قبل، بهائیان ایران مبلغ هنگفتی- که چندین میلیون تومان بوده- به اسرائیل کمک کرده اند. البته تصور میرود کمک بهائیان، از طریق آقای غفوری (نمایندگی سیاسی اسرائیل در ایران) و به وسیله حبیب القانیان، که تماس مستقیم با حبیت ثابت - که قبلا یهودی و اهل کاشان بوده است- انجام گردیده؛ زیرا از قرار معلوم، سرمایه محفل و وجوه جمع آوری شده بهائیان، ماهیانه به نام خیرالله در صندوقی نزد حبیب ثابت میباشد و مشارالیه، این پولها را به ربح میدهد؛ لکن مبلغ جمع آوری شده فعلاً نامعلوم است.35
در ادامه، به نقش نمایندگان ایران در فلسطین اشاره می کنیم. میرزا حبیب الله خان آل رضا یا عبدالملک، از سوی مقامات وزارت امور خارجه ایران، به عنوان نماینده ایران در فلسطین انتخاب شد. البته این انتخاب، بدان معنا نیست که پیش از این تاریخ، ایران در فلسطین نمایندهای نداشت. از اسناد سیاسی موجود، چنین برمیآید که تا پیش از سال 1298ش 1880م"میسو اسکوینچ "، سمت "ویس قنسل" افتخاری ایران در حیفای فلسطین را عهده دار بود.36
اسکوینچ امور این ناحیه را با توجه به دقت نظر ویژه کنسولگری ایران در مصر اداره می نمود.37 صرف نظر از او، انیس حیری و توفیق عفیفی، هر کدام، با عنوان کنسول افتخاری ایران در دو شهر یافا و عکا، عهده دار امور ایران بودند و این منصب را تا سال 1314 ش (1935 م) حفظ کرده بودند. در این سال، بر اساس یادداشت 2503/39569 مورخ 17/9/1314 وزارت امور خارجه ایران، پایان خدمت ایشان رسماًً به کمیته عالی بریتانیا در فلسطین ابلاغ شد.38
میرزا حبیب الله که اهل شیراز39 و فرزند میرزا رضا قناد بود، از بهائیان شناخته شده و مجذوب عباس افندی به شمار میرفت. او به سبب نزدیکی با عباس افندی، از خشم مردم مسلمان؛ هراس داشت و از اقامت در ایران نگران بود. لذا به عکا رفت و مستخدم دستگاه عباس افندی شد. او به دلیل تعصب و علاقه ای که به این فرقه داشت مورد لطف و محبت خاص افندی قرار گرفت.
عباس افندی، حبیب الله خان پسر میرزا رضا قناد را به تحصیل گمارد و با هزینه خود، او را برای ادامه تحصیل دوسال به اروپا فرستاد. او به زبانهای انگلیسی و فرانسه تسلط پیدا کرد و سپس به تهران آمد.40 او پس از مشروطه در سال 1339 ق/1920 م رهسپار حیفا شد او خود در گزارش مینویسد:
چندی قبل، از حیفا، از طرف ایرانیان ساکن آن سرزمین [بهائیان] تهدیدی رسید که چون دولت فخیمه انگلیس در شناسایی " ویس قنسل" حیفا...تعلل میورزد و امور ماها[ایرانیان بهایی] از هر حیث -راجع به مسافرت و غیر از این جهت - لطمه وارد میشود، خواهش میشود که مسافرت چند روزه به این سمت نمایند.41
حبیب الله خان، ظاهراً بدون اجازه وزارت خارجه، رهسپار حیفا و سپس بیت المقدس شده و بدون داشتن اعتبارنامه، با مقامهای انگلیس به گفتوگو پرداخته است. جالب اینکه نه تنها با مخالفت مسئولین انگلیسی مواجه نمیشود، بلکه مورد استقبال هم قرار می گیرد.
متأسفانه وزارت خارجه وقت نیز به دلیل آشفتگی سیاسی حاصل از کودتای سوم اسفند، هیچ واکنش نشان نداد و همین امر بر جسارت عین الملک افزود؛ به طوری که رسماً پیشنهاد سرپرستی امور فلسطین را مطرح ساخت.42
حبیب الله خان در یکی از گزارشهای خود، ضمن متهم کردن وزیر مختار ایران در مصر، اسباب تضییع حقوق و حیثیت دولت ایران را چنین مینگارد:
سابقاً عرض کردم بین بهائیان، پس از وفات عبدالبهاء راجع به مقام بهاءالله و جانشینش اختلافی روی داد..از قرار راپرتی که رسیده است، پی در پی تلگراف و مراسلات از طرف انجمنهای بهائیان در جمیع عالم، به حکومت بریتانیا و وزارت خارجه او و کمیسر عالی در فلسطین میرسد و میگویند که مضمون آنها هم این است که کلید، باید به دست شوقی افندی برسد... حالا ملاحظه می فرمایید که نداشتن مأمور صحیح دلسوزی در فلسطین، چگونه اسباب تضییع حقوق و حیثیت دولت ایران شده است و منتهی به این شده است که بهائیان، در تمام نقاط، متوسل به دولت بریتانیا شده اند، در صورتی که اگر مأموری می داشتیم، همه می بایستی متوسل به دولت ایران شوند.
به هر صورت، این است اوضاع آن صفحات، و نمیدانم وزیر مختار [ایران در] مصر، به چه ملاحظه در جلوگیری از این امور برنیامده... در وقتش، اگر امور آنجا محول به فدوی شده بود، همینطور که در شام، حفظ حقوق و آبروی دولت را کردهام، در آنجا هم، البته کرده بودم....43
بر اساس این سند، از انگیزههای میرزا حبیب الله خان -که بعدها برای خود، از نام خانوادگی هویدا استفاده کرد- رسیدگی به امور بهائیان در فلسطین بوده است. انگیزه وی، بر اساس اسناد موجود به دو بخش تقسیم میشود:
الف) تلاش برای ارتباط پیوسته با مرکز بهائیت در فلسطین و نزدیکی به رهبران این فرقه. این تلاش به وسیله گروهی از ایرانیان شام در همان سالها و با ارسال عریضهای آشکار شده و پرده از این تصمیم هویدا برداشته میشود:
خدمت اجلاء عظام هیئت وزرا، محترمین و وکلای مجلس شورای مللّی[ملی]! جناب آقای حبیب الله خان، وقت ممکن ندارد که به کار رعیت یا به داد رعیت برسد. از برای [آن] که شب و روز مشغول از برای تبلیغ حضرات بهائی گردیده و روابط ایشان در عوض اینکه با پایتخت ایران باشد، روابط ایشان با حیفا است....44
ب) کسب سود مالی، یکی دیگر از دلایل عین الملک هویدا در ارایه چنین پیشنهادی است.
شاید بین اعضای وزارت خارجه ایران ملی، در دوران قاجار، کمتر فردی یافت شود که بدین اندازه متهم به اخاذی و سوء استفاده از اتباع ایرانی مقیم محل مأموریتش باشد. اقدام های سودجویانه هویدا به سرعت، مسائل مهمی را در روابط خارجی ایران با منطقه خاورمیانه پدید آورد، به طوری که مقامات هر کشوری که در آنجا بسر می برد، آشکارا از رفتار وی ابراز ناخشنودی می کردند.45
مقام های وزارت خارجه ایران که امیدوار بودند با واگذاری امور فلسطین به حبیب الله خان هویدا، هم به مشکلات اتباع ایرانی پایان دهند و هم اصول سیاست خارجی خود را برابر بحران فلسطین معلوم کنند نه تنها به هدف نخست نائل نشدند، بلکه در دستیابی به مقصود دوم، با دشواری جدیدی مواجه شدند.
هویدا، اگر چه خطر نفوذ صهیونیسم و رشد آن را در منطقه، بارها به مقام های تهران گوشزد کرد این اقدام او نه از سر خیرخواهی و حقوق منافع ملی ایران، بلکه به دلیل رقابت پنهانی بهائیان و صهیونیستها در تصرف حکومت فلسطین بود.46
وزارت امور خارجه ایران -که تا پیش از عزیمت هویدا به فلسطین، حداقل در سه شهر مهم، دارای نمایندگی سیاسی رسمی بود- در اثر اقدامات او، نه تنها نمایندگی یافا، عکا و حیفا تعطیل شد، بلکه امور فلسطین را نیز ضمیمه شام کرد و ایرانیان فلسطین به سبب حمایتهای صهیونیستها، همکاری خوبی با هم پیدا کرده بودند.
درایت مرحوم امام خمینی (رحمة الله علیه)
حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) با درایت و هوشیاری، خطر بهائیان را برای اسلام و کشور، جدی دانسته و در درجه اول به روحانیت سفارشی اکید کرد که مردم را از این خطر آگاه کنند. آن بزرگوار، در دیداری خطاب به علمای یزد چنین فرمود:
آقایان باید توجه فرمایند که بسیاری از پست های حسابی به دست این فرقه است، که حقیقتاً عمال اسرائیل هستند. خطر اسرائیل، برای اسلام و ایران بسیار نزدیک است. پیمان با اسرائیل در مقابل دول اسلامی، یا بسته شده یا می شود. لازم است علمای اعلام و خطبای محترم، سایر طبقات را آگاه فرمایند که در موقعش بتوانیم جلوگیری کنیم. امروز، روزی نیست که به سیره سلف صالح بتوان رفتار کرد. با سکوت و کناره گیری همه چیز را از دست خواهید داد.47
حضرت امام( از تسهیلات دولت برای مسافرت دو هزار نفر یا بیشتر از فرقه ضاله، به همراه پرداخت ارز و تخفیف بلیت برای سمیناری که در لندن تشکیل میدهند، و در مقابل، مشکلاتی که برای "حجاج بیت الله الحرام"، ایجاد می کنند، انتقاد کرده و آن را شاهدی بر سوء نیت دولت گرفتند.48
البته روزنامه دنیا (سال 19، شماره 741، در 7/2/1342) از عزیمت دو هزار زن و مرد بهائی از فرودگاه مهرآباد به لندن خبر داد که دولت، به هر نفر، پانصد دلار به نرخ دولتی ارز پرداخت نمود. علت عزیمت، اجتماع پانزده هزار نفری بهائیت در 8 اردیبهشت 42 برای معارفه گروه نُه نفری رهبران بهائیان بود.49
حضرت امام (رحمة الله علیه) در ادامه موضع گیریها فرمودند:
دو هزار نفر را با کمال احترام، با دادن پانصد دلار ارز به هر یک (پانصد دلار از مال این ملت مُسلِم به بهائی داده اند)، ...[و] به هر یک، هزار و دوبیست تومان تخفیف هواپیما[داده اند که اینها]، چه بکنند؟ بروند در جلسه ای که بر ضد اسلام در لندن تشکیل شده است، شرکت کنند.50
در جای دیگر- با ذکر همین ماجرا - از تخفیف بیست و پنج میلیون تومانی شرکت نفت به ثابت پاسال، (بهایی معروف) سخن به میان آورده و می فرماید:
این وضع نفت ما، این وضع ارز مملکت ما، این وضع هواپیمایی ما، این وضع وزیر ما، این وضع همه ما، سکوت کنیم باز؟ هیچ حرفی نزنیم؟ حرف هم نزنیم؟ ناله هم نکنیم؟... این سکوت مرگبار، اسباب می شود که زیر چکمه اسرائیل، به دست همین بهائی ها، این مملکت ما، نوامیس ما پایمال شود.
وای بر ما، وای بر این اسلام، وای بر این مسلمین! ای علما ساکت ننشینید! ... استقلال مملکت و اقتصاد آن، در معرض قبضه صهیونیست ها است که در این حزب بهائی ظاهر شدند، و مدتی نخواهد گذشت که با این سکوت مرگبار مسلمین، تمام اقتصاد این مملکت را با تأیید عمال خود، قبضه می کنند و ملت مسلمان را از هستی در تمام شؤون، ساقط می کنند. تلویزیون ایران، پایگاه جاسوسی یهود است و دولت ها ناظر آن هستند و آن را تأیید می کنند....51
بهائیت و اقتصاد
در گزارش ساواک از جلسه ناحیه 2 بهائیان شیراز (در تاریخ19/5/1350) آمده است:
جلسه ای با شرکت 12نفر از بهائیان ناحیه 2 شیراز، در منزل آقای هوشمند و زیر نظر آقای فرهنگی تشکیل گردید. پس از قرائت مناجات، شروع و خاتمه و قرائت صفحاتی از کتاب لوح احمد و ایقان، آقای فرهنگی و محمدعلی هوشمند، پیرامون وضع اقتصادی بهائیان در ایران صحبت کردند. فرهنگی اظهار داشت:
بهائیان در کشورهای اسلام پیروز هستند و میتوانند امتیاز هر چیزی را که میخواهند بگیرند. تمام سرمایههای بانکی و ادارات و رواج پول در اجتماع ایران، مربوط به بهائیان و کلیمیان میباشد تمام آسمان خراشهای تهران، شیراز و اصفهان، مال بهائیان است. چرخ اقتصادی این مملکت، به دست بهائیان و کلیمیان می چرخد. شخص هویدا، بهایی زاده است. او یکی از بهترین خادمان امرالله است و امسال، پانزده هزار تومان به محفل ما کمک نموده است. آقایان بهائیان ! نگذارید کمر مسلمانان راست شود...!52
بهائیان، با تمام وجود، خود را در اختیار اسرائیلی ها قرار دادند، به گونه ای که توانستند اعتماد بیش از حد اسرائیلیها را به دست آوردند و اسرائیلی ها نیز برابر خوش خدمتی آنها، رفتار ویژه ای داشتند. "فریدون رامشفر" که بهایی است، در مسافرتی که به اسرائیل داشته درباره نحوه برخورد اسرائیلی ها با بهائیان می گوید:
دولت اسرائیل، آنقدر نسبت به بهائیان، خوشبین است که در فرودگاه خود، احیا (بهائیان) را بازرسی نمی کند؛ ولی بقیه مسافرین و حتی کلیمی ها را بازرسی می کنند. به طوری که یک کلیمی اعتراض کرده بود که چرا بهائیان را بازرسی نمی کنید و ما را که اینجا موطنمان است، مورد بازرسی قرار می دهید.53
بهائیت پس از شوقی افندی
بهائیت - به ویژه- پس از مرگ شوقی افندی چهره اصلی مورد نظر بانیان خود را نمایان ساخت و در جهت اهداف پدید آورندگان اصلی خود، کارآیی خویش را در معرض دید عموم گذاشت. اگر نگاهی تطبیقی به عملکرد این فرقه در سراسر جهان بیندازیم، روشن می شود این فرقه تا چه اندازه ابزار دست سیاستمداران مستبد جهان شده و در راستای اهداف صهیونیزم بین المللی در کشورهای اسلامی و برای تضعیف دین مبین اسلام به کار رفته است.
حتی اگر کارآیی آن را در مقایسه با مکتب هایی مانند کمونیسم -که ادعای دیانت ندارند- به نظاره بنشینیم، روشن می شود که چگونه در راستای اهداف سیاسی بیگانگان در کشورهای اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است. این عملکرد، مدیون تشکیلاتی است که از زمان شوقی افندی به کار گرفته شد و بیت العدل در اسرائیل تأسیس شد.54
عملکرد امروز بهائیت
آنان از اسرائیل برای زنده نگهداشتن آیین خود کمک میگیرند و مسئولین رژیم غاصب هم با توجه به اهداف مشترکشان، از آنان حمایت میکنند، برای نمونه به خبر زیر توجه کنید:
سه شنبه، اول خرداد 1380ش، مصادف با سالروز رحلت حضرت رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، رژیم صهیونیستی، برای تجمع فرقه ضاله بهائیت به منظور افتتاح یک ساختمان دویست و پنجاه میلیون دلاری در ارتفاع کرمل در حیفا جشن و پایکوبی راه انداخت. ساخت این مجموعه عظیم، با حمایت مستقیم اسحاق رابین (نخست وزیر معدوم رژیم اشغالگر)، از سال 1372ش، زیر نظر دو بهایی فراری به نام های مهندس حسین امانت و دکتر فریبرز صهبا، با شدیدترین تدابیر امنیتی آغاز شد.
این تصمیم، پس از برگزاری اجتماع سراسری سران بهائیت در نیویورک (1992م) زیر نظر سیا و موساد- با هدف ایجاد قوس و زیارتگاه متناسب با شأن پیامبر دیانت بابی درمدفنش -به مسئولان رژیم اشغالگر ابلاغ شد. در این مراسم ارکستر سمفونیک اسرائیل حاضران را -که میان آنها مسؤولان سیاسی و اقتصادی و امنیتی صهیونیستها و برخی بهائیان اروپا و آمریکا بودند- برای دعا و نیایش همراهی میکرد.
نکته مهم و قابل توجه این تجمع، حضور خبرنگاران رادیو و تلویزیونهای مختلف جهان، برای ایجاد پوشش علنی صوتی و تصویری افتتاح کاخ بود. اهدافی که برگزارکنندگان مراسم، خواهان نشر آن، به وسیله این خبرنگاران بودند، میتوان به این موارد اشاره کرد:
1. دولت اسرائیل، با نهایت افتخار میتواند میزبان همه بهائیان جهان - به ویژه بهائیان ساکن کشورهای اسلامی- باشد.
2. آثار این دیانت مدرن و پیشرفته، که متناسب با جهان توسعه یافته قرن 21 است - به صدها زبان و لهجه ترجمه و منتشر شده است و میتواند برابر سایر برداشتها و قرائتهای عقب افتاده و متحجرانه بایستند.
3. بهائیت، رو به گسترش است و تعداد بهائیان جهان که متمایل به دولت اسرائیل هستند، بیش از 6 میلیون نفر است.55
می توان گفت اسرائیل در پی جلب سرمایه های بهائیان و مشغول کردن مسلمانان به آنها و فراهم کردن یک حامی بسیار خوب برای یهودیان است.
اکنون بهائیت نیز با مظلوم نمایی در جوامع بین الملل-به ویژه در ایران اسلامی که سرزمین موعود آنها است- در پی آن هستند که بگویند: "ما بر حق هستیم و حقوق ما پایمال شده است". و طبق معمول، استکبار جهانی هم از آنان حمایت می کند، بعنوان نمونه وقتی جامعه بهائی نامه ای به آقای خاتمی (رئیس جمهوری وقت ایران) می نویسند و تظلم خواهی می کنند، برخی سازمانهای بین المللی، با استناد به همین نامه، ایران را به نقض حقوق بشر محکوم می کنند.
به گفته یکی از صاحب نظران: "این نامه در شرایطی -به صورت گسترده- توزیع شد که در کنار تهدید ایران به وسیله اسرائیل، فشار آمریکا و اروپا بر ضد فعالیت های هسته ای ایران اوج گرفته و آنها هر روز بخشی از جنگ روانی و تبلیغاتی خود را در این باره انجام میدهند، تا جایی که تونی بلر و جک استراو، نخست وزیر و وزیر امور خارجه انگلیس اعلام کردند که پس از پرونده هسته ای، پرونده حقوق بشر در ایران در دستور کار قرار میگیرد و در این بین، جامعه بهائیان هم مورد استفاده ابزاری صهیونیسم ها قرار گرفته است.56
چندی پیش هم اعلام کردند بهائیان و صوفیان در ایران آزاد نیستند، باید از حقوق آنها دفاع کرد. جالب این است که برخی روشنفکران داخلی هم به بهانه دفاع از حقوق بشر، از جامعه بهائی و گروههای انحرافی ضاله حمایت می کنند. امیدواریم اینها- مانند جامعه بهائی- جاسوس یا عامل صهیونیسم ها نباشند. شبکه های خبری وابسته به صهیونیسم نیز در اختیار تبلیغات این فرقه است که با تکیه بر مظلومیت آنان و حق آزادی عقیده، برای آنان تبلیغات کرده، و نظام مقدس جمهوری اسلامی را- که با آنان اختلاف ریشه ای دارد - محکوم می کنند.
در مجموع امروز بهائیت یک تشکیلات بین المللی است و شهر عکا (قبله بهائیان که در اسرائیل قرار دارد) مرکز همبستگی و پیوند آنها با صهیونیسم- به ویژه در امور اقتصادی- است. البته بیشترین پیروان بهائیت، در کشور آمریکا ساکنند. تشکیلات آنان در تمام کشورهای جهان به ویژه کشورهای آفریقایی و آسیایی- شعبه دارد و برای خود تبلیغ می کنند. اهداف آنان با اهداف صهیونیسم گره خورده و به یکدیگر احترام متقابل دارند. آنان برای نابودی مسلمانان به ویژه شیعیان- تلاش مضاعفی از خود نشان می دهند. باید بیش از پیش هوشیار بود چرا که دست صهیونیست ها کاملاً نمایان است.
پی نوشت:
26 . مجله اخبار امری، ارگان محفل ملی بهائیان ایران، آذر و دی 1329ش، ش 8-9 ص 4-5، -اسماعیل رایین، انشعاب در بهائیت، ص169 -.170.
27 . سید محمد باقر نجفی، بهائیان، ص 675.
28 . مجله اخبار امری، ارگان رسمی محفل بهائیان ایران، ش 8-9، آذر و دی 1329 ش.
29 . همان، ش 9، دی 1330ش، ص3.
30 . اسماعیل رایین، انشعاب در بهائیت، ص 169-170؛ - قرن بدیع، قسمت چهارم، ص 162.
31 . دکتر زاهدانی، بهائیت در ایران، ص 257. مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ج سوم، 1384ش.
32 . نجفی، بهائیان، ص 183 (به نقل از بولتن خبری سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران، دفتر مرکزی، خبر شماره 232، 21 دی 1353ش).
33 . همان، ص 714.
34 . روح الله حسینیان، سه سال ستیز مرجعیت شیعه، ص 173.
35 . مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، سازمانهای یهودی و صهیونیستی در ایران، ص 536.
36 . بایگانی اسناد وزارت امور خارجه، (سال 1340 ق)، کارتن 16، دوسیه 13، گزارش مورخ 6 ذی قعده 1339 ق به شماره 844 (به نقل علی اکبر ولایتی، ایران و مسأله فلسطین، ص 91).
37 . ر.ک: گزارش شماره 316 مورخ 17صفر، 1341ق/1922م؛ سرکنسولگری ایران در شام، بایگانی اسناد وزارت امور خارجه سال 1301 ش، کارتن ص 16، دوسیه 44 (به نقل علی اکبر ولایتی، ایران و مسأله فلسطین، ص 91).
38 . گزارش شماره 695- 17/12/1314 کنسولگری شاهنشاهی ایران در فلسطین، بایگانی اسناد وزارت امور خارجه سال5-1314، کارتن 2، دوسیه 26 (به نقل علی اکبر ولایتی، ایران و مسأله فلسطین، ص 92).
39 . بر پایه اسناد سفارت آمریکا، وی قزوینی الاصل بوده و به شغل خیاطی اشتغال داشته است، ر.ک: گزارش سری ارنست آر. اونی، دفتر تحقیقاتی- سیاسی اداره اطلاعات آژانس اطلاعات مرکزی (CIA)، فوریه 1976 م /1354ش، موجود در: مجموعه اسناد لانه جاسوسی امریکا، از ظهور تا سقوط، (مرکز نشر اسناد لانه جاسوسی آمریکا، 1366) ج 1، ص 55 (به نقل از علی اکبر ولایتی، ایران و مسأله فلسطین، ص 92).
40 . عبدا... شهبازی، جستارهایی از تاریخ معاصر ایران، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی1369، ج 2، ص 375 (به نقل از علی اکبر ولایتی، ایران و مسأله فلسطین ص 92).
41 . گزارش شماره 844 مورخ 6 ذی القعده 1339 ق عین الملک، بایگانی اسناد وزارت امور خارجه سال 1340 ق، کارتن 16، دوسیه 13 (به نقل از ایران علی اکبر ولایتی، ایران و مسأله فلسطین، ص 93).
42 . گزارش شماره 844- مورخ 6 ذی قعده 1339ق، بایگانی اسناد وزارت امور خارجه سال 1340 ق، کارتن 16 دوسیه 13 (به نقل از علی اکبر ولایتی، ایران و مسأله فلسطین، ص 93).
43 . گزارش 2524، مورخ 15 میزان 1301 ش/1922م، بایگانی اسناد وزارت امور خارجه، سال 1301 ش، کارتن 16، دوسیه 19 (به نقل از علی اکبر ولایتی، ایران و فلسطین، ص 99-100).
44 . بایگانی اسناد وزارت امور خارجه، سال 1302ش، کارتن 65، دوسیه 4 (به نقل از علی اکبر ولایتی، ایران و مسأله فلسطین، ص 100).
45 . گزاش شماره 2570، مورخ 19/5/1309 سفارت ایران در بغداد، بند 4، بایگانی اسناد وزارت امور خارجه، سال 1309، کارتن 48، دوسیه 2/256/64 و همچنین گزارش محرمانه، نمره 519، مورخ 16/6/1309، سرکنسولگری دولت ایران در بیروت (به نقل از علی اکبر ولایتی، ایران و مسأله فلسطین، ص 104).
46 . علی اکبر ولایتی، ایران و مسأله فلسطین، بر اساس اسناد وزارت امور خارجه، ص 104، دفتر نشر فرهنگی اسلامی، 1376ش.
47 . صحیفه نور، ج1، ص44.
48 . روح الله حسینیان، سه سال ستیز مرجعیت شیعه، ص 168.
49 . محمد حسن رجبی، زندگینامه سیاسی امام خمینی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، 1378ش، ص 256.
50 . صحیفه نور، ج1، ص 12.
51 . همان، ص 34-35.
52 . عبدالله شهبازی، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ج 2، ص 385.
53 . جواد منصوری، تاریخ قیام پانزدهم خرداد به روایت اسناد، ص 330.
54 . دکتر زاهدانی، بهائیت در ایران، ص 262.
55 . پایگاه اطلاع رسانی موعود (WWW://Mouood.com).
56 . سایت بازتاب، 23 آذر 83، مقاله شهریار رضوان طلب، ذیل عنوان "پشت پرده شب نامه بهائیان".
محمدرضا نصوری
ماهنامه انتظار موعود - شماره 18

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، Imam12 ، mahdy30na ، سدرة المنتهی ، عدالت ، sagheb ، MohammadSadra
۱:۴۸, ۱۱/مرداد/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مرداد/۹۴ ۱:۵۸ توسط پارمیس.)
شماره ارسال: #2
آواتار
(۱۰/مرداد/۹۴ ۲۱:۴۱)vahrakan نوشته است:  امیدواریم اینها- مانند جامعه بهائی- جاسوس یا عامل صهیونیسم ها نباشند.


سلام.
وقت بخیر.
ببینید من کاری با مشکل شما با بهاییان ندارم.
اعتقادتون هم برای خودتون محترم و به جا.
من دینشون رو هم قبول ندارم.
ولی خداییش بی تعصب بگم وقتی این خطو خوندم یکم خندم گرفت.
البته میدونم باز نویسنده متن شما نیستید....
ولی جامعه بهایی جاسوس یا عامل صهیونیزم یعنی چی؟؟
حالا شاید بعضیاشون بد یا خائن باشن ولی نویسنده داره از یه جامعه حرف میزنه.هیچ وقت نمیشه یه صفت رو به کل یه جامعه تعمیم داد.
خب یه بچه ای هم که 2 ساعته از یه مادر بهایی متولد شده جز جامعه بهایی محسوب میشه.
و با این استدلال اون بچه هم جاسوس محسوب میشهDodgyBig GrinBig GrinConfusedAngel
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۰۰, ۱۱/مرداد/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مرداد/۹۴ ۹:۱۴ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #3
آواتار
(۱۱/مرداد/۹۴ ۱:۴۸)پارمیس نوشته است:  سلام.
وقت بخیر.
ببینید من کاری با مشکل شما با بهاییان ندارم.
اعتقادتون هم برای خودتون محترم و به جا.
من دینشون رو هم قبول ندارم.
ولی خداییش بی تعصب بگم وقتی این خطو خوندم یکم خندم گرفت.
البته میدونم باز نویسنده متن شما نیستید....
ولی جامعه بهایی جاسوس یا عامل صهیونیزم یعنی چی؟؟
حالا شاید بعضیاشون بد یا خائن باشن ولی نویسنده داره از یه جامعه حرف میزنه.هیچ وقت نمیشه یه صفت رو به کل یه جامعه تعمیم داد.
خب یه بچه ای هم که 2 ساعته از یه مادر بهایی متولد شده جز جامعه بهایی محسوب میشه.
و با این استدلال اون بچه هم جاسوس محسوب میشهDodgyBig GrinBig GrinConfusedAngel

سلام علیکم
ممنونم از اظهار نظر شما ،البته که نویسنده متن بنده نیستم ،اما منابع و شواهد تاریخی و سیاسی وجود داره که از ارتباط مستحکم بین جامعه صهیونیسم و جامعه بهائیت خبیث پرده بر میداره که در ذیل این مطلب به هر کدومشون ان شاء الله اشاره می کنم .خواه بخواهید ان را باور کنید ،خواه باور نکنید.Blush
اسناد ارتباط سران بهائی و اسرائیل
[/url]





امروز بهائیت یک تشکیلات بین المللی است و شهر عکا (قبله بهائیان که در اسرائیل قرار دارد) مرکز همبستگی و پیوند آنها با صهیونیسم- به ویژه در امور اقتصادی- است.



پیوند و همکاری متقابل بهائیت و صهیونیسم - بخش اول
اسناد ارتباط سران بهائی و اسرائیل





اشاره
بهائیان، فرقه ای از آئین بابی هستند که خود، برخاسته از مکتب شیخی تفکر رکن رابع است. مؤسس اصلی آئین بهائیت، میرزا حسینعلی نوری است که ابتدا پیرو باب بوده و در تبلیغ و ترویج بابیت تلاش می کرده است. و با استقرار در عکای فلسطین اشغالی و حمایت دولتمردان انگلیسی و آمریکا فرقه ضاله بهائیت شکل گرفت و با توجه به اهداف مشترک با صهیونیسم ها پیوندی بین آنها بوجود آمده است.
[تصویر: 671054_vlLmThyl.jpg]
مقدمه
در سال 1265 ق، شورش بابیها در ایران پیش آمد و در پی آن، میرزا تقی خان امیرکبیر، به دستور ناصرالدین شاه تصمیم به سرکوبی آنان گرفت. دوشنبه، 27 شعبان 1266 ق، علی محمد باب در تبریز اعدام شد و طبق وصیت میرزا یحیی، رهبری بابیان را بر عهده گرفت. از طرفی امیرکبیر به سبب نقش مهم حسینعلی در شورشهای بابیان، از وی خواست ایران را به قصد کربلا ترک کند. وی در شعبان 1267ق به کربلا رفت و با قتل امیرکبیر در ربیعالاول 1268ق و روی کار آمدن میرزا آقاخان نوری به ایران بازگشت.

[تصویر: 54b0bbf2e3119.jpg]
[b][تصویر: 3f44623dd868.jpg]
[تصویر: %D8%B5%D8%A8%D8%AD_%D8%A7%D8%B2%D9%84.jpg]
[تصویر: AliBab.jpg]
[b][تصویر: 100951180303.jpg]
مدتی بعد (شوال 1268ق)، ترور نافرجام ناصرالدین شاه پیش آمد و بار دیگر دستگیری و اعدام بابیها آغاز شد. میرزا حسینعلی برای مصون ماندن از دستگیری و اعدام، به مقر تابستانی سفارت روس در زرگنده شمیران پناه برد. او مورد حمایت سفیر روس قرار گرفت، تا اینکه از سوی حکومت ایران، به بغداد تبعید شد و این شهر و شهرهای کربلا و نجف، مرکز فعالیت بابیها گشت.
میرزا یحیی -که عموم بابیان او را جانشین باب می دانستند- هنگام ترور ناصرالدین شاه، به نور رفته بود. او، چهار ماه زودتر از برادرش (حسینعلی) مخفیانه وارد بغداد شده بود و حتی پس از ورود حسینعلی، بیشتر اوقات در خفا بود. این مسأله سبب شد حسینعلی گهگاه نزد خواص، ادعاهایی مطرح کند. وقتی این موضوع به گوش میرزا یحیی رسید، حسینعلی نوری، دو سال- با نام مستعار درویش محمد- بغداد را ترک کرد و به جبال سلیمانیه عراق رفت. و بعد از بازگشت به سوی برادرش (سال 1278ق)، کتاب ایقان را در اثبات ادعاهای باب نوشت و بر جانشینی میرزا یحیی تأکید کرد.
اختلاف دو برادر و انشعاب در بابیت
از طرفی به سبب بروز برخی مشکلات و اختلافات میان بابیها و مسلمانان و اعتراض مردم به دولت عثمانی و به تبع آن به دولت ایران، دولت عثمانی- با هماهنگی دولت ایران- در اوایل سال 1280ق آنان را از بغداد به استانبول و پس از چهار ماه، به ادرنه کوچ داد. همزمان با خروج بابیها از بغداد، میرزا حسینعلی، ابتدا در باغ نجیب پاشا در بیرون بغداد و سپس در ادرنه، زمزمه "من یظهره الله"1 سرداد.



این ادعا سبب، دیگری برای بروز اختلاف شد؛ عده ای از بابیها، طرفدار میرزا یحیی (صبح ازل) ماندند که به "ازلی" معروف شدند و عده ای به طرفداری از میرزا حسینعلی (بهاءالله) پرداختند که "بهایی" خوانده شدند. میرزا حسینعلی بهاء، رسماً بابیان را به آیین جدید خود دعوت کرد. او حتی نامه ای به ناصرالدین شاه نوشت و درباره وضعیت پیروان باب در مدت دوازده سال اقامت در بغداد و سه سال در ادرنه مطالبی نگاشت. از محتوای نامه این طور برداشت میشود که می خواسته به گونهای تبعیت از شاه را ابراز کند.2
در هر صورت، منازعات ازلی و بهائی در ادرنه شدت گرفت و اهانت و تهمت و حتی کشتار، رواج یافت. هر یک از دو طرف، اسرار یکدیگر را آشکار میکردند؛ میرزا حسینعلی کتابی به نام بدیع نوشت و جانشینی میرزا یحیی را انکار کرد و حتی او را به مباهله دعوت کرد. سرانجام، حکومت عثمانی برای پایان دادن به این درگیریها، میرزا حسینعلی و پیروانش را به "عکا" در فلسطین و میرزا یحیی و یارانش را به "ماغوسه" در قبرس فرستاد.
شکل گیری "بهائیت"
با ورود بهاءالله به عکا، حرکت اصلی بهائیت و شکل گیری آن آغاز شد. این شهر که بعدها با مرگ بهاءالله یک قداست کاذب یافت. میعادگاه بهائیت شد. تا جنگ جهانی اول، فلسطین جزء امپراطوری عثمانی بود و بهائیان در آن، آزادی عمل نداشتند ولی پس از آن جنگ، با توجه به علاقه و پیوند بهائیان با صهیونیسم ها، فعالیت آنان بیشتر شد. و با تشکیل دولت غاصب اسرائیل و نزدیکی مصالح و منافع دو طرف آرام آرام، بین بهائیت و اسرائیل غاصب پیوندی شکل گرفت.



بهائیان، ایران را سرزمین موعود خود می دانستند و با نفوذ خود در ایران -به ویژه در عصر پهلوی دوم که دوران طلایی بهائیت بوده- زمینه گسترش روابط ایران و اسرائیل پدید می آید. به طوری که وقتی بهائیان، سمتهای دولتی ایران را به دست می آوردند- با حمایت های آمریکا و لندن -رابطه بسیار نزدیکی با اسرائیل برقرار کردند که بر محور منافع مشترک، با داشتن دشمن مشترکی به نام مسلمانان بود.3
عباس افندی هنگام رفتن به انگلستان می گوید:

آمدن من به اینجا، سبب الفت بین ایران و انگلستان است... در نتیجه به درجه ای می رسد که به زودی، [عده ای] از افراد ایران، جان خود را برای انگلیس فدا می کنند.4
و بعدها می بینیم چگونه انگلستان بین بهائیان و صهیونیسم پیوند ایجاد میکند.
شروع رابطه علنی بهائیان و اسرائیل غاصب
رابطه علنی و رسمی بهائیان و اسرائیل غاصب به بعد از جنگ جهانی اول بر می گردد و افرادی مانند که عباس افندی، در جنگ جهانی اول، در عکا به جاسوسی برای انگلیس پرداختند مأموران دولت انگلستان در خاک عثمانی به افرادی جاسوس و هماهنگ با نقشه های آنان- مبنی بر تحقق زمینه نفوذ و و احیاناً ایجاد- آشوب بسیار نیاز داشتند. شوقی افندی میگوید:
کلنل سرآرنولد باروز کمبل (Kemble colonel sir Arnold barrows) که در آن اوان، سمت جنرال قونسولی دولت انگلستان را در بغداد حائز بود- چون علوّ مقامات حضرت بهاء الله را احساس نمود، شرحی دوستانه به ساحت انور، تقدیم و به طوری که هیکل اطهر، بنفسه الاقدس شهادت داده، قبول حمایت و تبعیت دولت متبوعه خویش را به محضر مبارک پیشنهاد نمود، و در تشرّف حضوری نیز متعهد گردید که هرگاه وجود اقدس، مایل به ارسال پیامی به "ملکه ویکتوریا" باشند، در مخابره آن، به دربار انگلستان اقدام نماید.






[تصویر: 983075381e2ab34863a1fd0d45d07b47.jpg]
حتی معروض داشت حاضر است ترتیباتی فراهم سازد که محل استقرار وجه اقدم، به هندوستان یا هر نقطه دیگر- که مورد نظر مبارک باشد- تبدیل یابد....5
اواخر جنگ جهانی اول -در شرایطی که عثمانیها درگیر جنگ با انگلیس بودند- "آرتور جیمز بالفور" در صفر 1336ق (نوامبر 1917م)، اعلامیه مشهور خود، درباره تشکیل "وطن ملی یهود" در فلسطین را صادر کرد. جمال پاشا (فرمانده کل قوای عثمانی)، برای اعدام عبدالبهاء و نابودی مراکز بهایی در عکا و حیفا، تصمیم قطعی گرفته بود. منشأ این تصمیم، روابط پنهانی عبدالبهاء با انگلستان بود که این مطلب را شوقی افندی با صراحت بیان میکند:

[تصویر: 13920811000217_PhotoA.jpg]




[تصویر: 13920204105043358427203.jpg]

جمال پاشا (فرمانده کل قوای عثمانی)، تصمیم گرفت عباس افندی را به جرم جاسوسی اعدام کند."6 ولی دولت انگلستان به حمایت جدی عباس افندی برخاست و وزارت امور خارجه وقت، جناب لرد بالفور دستور تلگرافی به جنرال آلنبّی در فلسطین صادر و تأکید نمود که جمیع قوا در حفظ و صیانت عبدالبهاء و عائله و دوستان آن حضرت بکوشند.7
پس از آن خدمات و جاسوسیها، عبدالبهاء از سوی ژنرال آلّنبی (فاتح انگلیسی قدس، در جنگ اول جهانی) به لقب "سِر" (Sir) مفتخر شد و مدال قهرمانی "نایت هود" (Knighthood) را دریافت کرد.8 عباس افندی هم به شکرانه این حمایت در تاریخ 17 دسامبر 1918م دست به دعا برداشته و با چاپلوسی تمام، گفت:
اللهم ان سرادق العدل قد ضربت اطنابها علی هذه الارض المقدسه... و نشکرک و نحمدک... اللهم ایّد الامبراطور الاعظم جورج الخامس عامل انکلیزا بتوفیقاتک الرحمانیه و ادم ظلها الظلیل علی هذا الاقلیم الجلیل ...؛
بار الها! سراپرده عدالت، در این سرزمین برپا شده است... و تو را شکر و سپاس می گوییم... پروردگارا! امپراطور بزرگ، ژرژ پنجم، پادشاه انگلستان را به توفیقات رحمانیات مؤید بدار و سایه بلندپایه او را بر این اقلیم جلیل [فلسطین]، پایدار ساز.9
عبدالبهاء در برنامه ها و لوحهای دیگر، از تسلط انگلستان بر خاک فلسطین ستایش کرده بود. لرد بالفور به ژنرال آلنبی تأکید کرد با تمام قوا در حفظ و صیانت عبدالبهاء و عائله و دوستان او بکوشد.10 تمام این حمایتها به این سبب بود که بهائیان مهره خوبی برای کمک به یهودیان در استقرار آنها در فلسطین بودند و می توانستند با هم همکاری نزدیکی داشته باشند.
با مرگ عباس افندی و دفن وی در حیفای اسرائیل (1340 ق)، این شهر نزد بهائیان مقدس شده و مرکز تجمع آنان گشت. تشکیلات مرکزی بهائیت در حیفا هیأت نه نفره در مقری بنام بیت العدل اعظم، رهبری تمام مؤسسات و تشکیلات بهائیان را با توجه به عهده گرفته و پشتیبانی و هدایت کردند.
سفارتخانه ها و کنسولگری های انگلیس در کشورهای خاورمیانه، از مرگ رهبر بهائیان اظهار تأسف و همدردی کردند: وزیر مستعمرات حکومت پادشاه انگلستان "مستر ونیستون چرچیل" (Winston leonard spencer chuchill) به مجرد انتشار خبر مرگ عبدالبهاء، پیامی به صورت تلگراف برای "سر هربرت ساموئل" (Samuel Herbert)11 صادر کرد و از وی تقاضا نموده مراتب همدردی و تسلیت حکومت انگلستان را به جامعه بهایی ابلاغ نماید.12

[تصویر: churchill-and-cigarette-leaf-19.jpg]

در مراسم تشیع جنازه عبدالبهاء، مقدم بر همه "سر هربرت ساموئل" حرکت می کرد. مأمور سیاسی انگلستان "سر رونالد استورز" درباره تشییع جنازه عبدالبهاء می گوید:


[تصویر: 1c8bff4c-45d7-477e-90de-f07998ad5ce4.jpg]

سر هربرت ساموئل

ما در رأس مشایعین- که جمعیتی مرکب از کلیه مذاهب و ادیان بود- سراشیبی کوه کرمل را با قدم آهسته بالا رفتیم، و این درجه اظهار تأسف و احترام مشترک نفوس، با رعایت سادگی فوق العاده، در خاطر من کاملاً ماند.13


بهائیان و تشکیل نامشروع کشور اسرائیل


تشکیل کشور غاصب اسرائیل، در زمان حیات شوقی افندی، با جریانات جالبی شروع شده بود. ژوئن 1922 م چرچیل نوشته ای منتشر کرد به این مضمون که دولت انگلستان در صدد است یک کانون ملی یهود در فلسطین بنا کند. در پی این اعلام، مسلمانان، سخت معترض شدند و موج جدیدی از اعتراض به راه افتاد؛ به ویژه رفتار صهیونیستها با مسلمانان که سبب شد عواطف آنان جریحه دار گردد و حتی کار به سازمان ملل هم کشیده شد.



2 آوریل 1947 م این مطلب در جلسه عمومی سازمان ملل مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت و کمیته ای مخصوص رسیدگی به مسأله فلسطین تشکیل شد. هنگام بررسی گزارش کمیته، ماهیت گروه ها و دولتهای مختلف و موضع گیری ها و چهره واقعی آنان - از جمله بهائیان- مشخص شد. 14 جولای 1947م، شوقی افندی در نامهای به رئیس کمیسیون مخصوص سازمان ملل متحد نوشت:
... موقعیت بهائیان در این کشور، تا حدی منحصر به فرد است؛ زیرا در حالی که اورشلیم، مرکز روحانی عالم مسیحی است، این مرکز اداری کلیسای روم، با هیچ یک از مذاهب دیگر دیانت عیسوی نمی باشد و نیز، هر چند اورشلیم در نظر مسلمانان نقطه ای است که یکی از مقدس ترین مقامات اسلامی در آن قرار دارد، معذالک اعتاب متبرکه دیانت محمدی و مرکزی که برای ادای فریضه حج بدانجا می روند، در سرزمین عربستان است، نه در فلسطین. تنها یهودیان هستند که علاقه آنها نسبت به فلسطین تا اندازه ای قابل قیاس با علاقه بهائیان به این کشور است؛ زیرا که در اورشلیم، بقایای معبد مقدسشان قرار داشته و در تاریخ قدیم، آن شهر مرکز مؤسسات مذهبی و سیاسی آنان بوده است.....14
تأمل در محتویات نامه به خوبی بیانگر علاقه بهائیان به رویکارآمدن حکومت صهیونیستی است. اینکه شوقی افندی تصریح میکند: "عده زیادی از پیروان ما، از اعقاب یهودیان و مسلمین بوده" یکی از بزرگترین حیله های او در جلب توجه بیش از پیش یهودیان به شمار میرود؛ در حالی که حداقل ده قرن، اجداد و آبای سران بابیت و بهائیت، همگی مسلمان بوده اند و تمام بهائیان - به استثنای تعدادی انگشت شمار- در آن ایام، از خانواده مسلمانان محسوب می شدند.15
پس از اینکه در14 می 1948 م، انگلستان به قیمومیت در فلسطین پایان داد و همان روز، شورای ملی یهود در تل آویو شکل گرفت و تشکیل دولت غاصب اسرائیل اعلام شد.
چند ساعت بعد، ترومن (رئیس جمهور وقت آمریکا) هم این دولت غاصب را به رسمیت شناخت.16
شوقی افندی (چهارمین رهبر بهائیان)، در دیدار با دولت اسرائیل، مراتب دوستی بهائیان را نسبت به اسرائیل بیان کرده و آمال و ادعیه آنان را برای ترقی و سعادت اسرائیل اظهار کرد. وی در لوح نوروز 108 بدیع، نظر جامعه بهائیت را درباره تاسیس کشور اسرائیل به صراحت ابراز میدارد:

[تصویر: us12.jpg]


... مصداق وعده الهی به ابناء خلیل و وارث کلیم، ظاهر و باهر، و دولت اسرائیل در ارض اقدس مستقر، و به استقلال و اصالت آیین متینه به مرکز بین المللی جامعه بهائی مرتبط به استقلال و اصالت آئین الهی مقر، و به ثبت عقدنامه بهائی و معافیت کافه موقوفات امریه در برج عکا و جبل کرمل و لوازم ضروریه بنای بنیان مقام اعلی از رسوم دولت و اقرار به رسمیت ایام تسعه متبرکه محرمه موفق و مؤید....17
تشکیل دولت اسرائیل، از نظر بهائیت و بنا به قول شوقی افندی، یک وعده الهی بوده است که حسینعلی و عباس افندی به آن بشارت داده بودند! این روابط دیرینه، به خوبی از زبان رئیس جمهوری اسرائیل غاصب، هویدا میشود وی هنگامی که از رهبران صهیونیسم بوده و یهودی کردن فلسطین را دنبال می نمود، با عباس عبدالبهاء ملاقات و مذاکره ای داشته که از چنین ملاقاتی با خشنودی و رضایت یاد میکند؛ در حالی که میدانیم، آن روزها میان صهیونیسم و انگلستان از یک سو، و مردم مسلمان عرب از سوی دیگر، منازعات شدیدی بروز کرده بود.



این، تنها بهائیان بودند که از یک سو با انگلستان و از سوی دیگر با کارگزاران یهودی در فلسطین روابط نزدیکی داشتند؛ از این رو، بیان شوقی افندی در نامه به رئیس کمیسیون قضیه فلسطین، از روی سیاست و محافظه کاری بوده که اظهار بیطرفی نسبت به کمیسرهای انگلیسی در فلسطین کرده است. او به خوبی میدانست که اگر مسلمانان عرب روی کار آیند و حکومت فلسطین را از دست انگلیس خارج کنند، بی تردید، شبکه بهائیت را -که دارای همه نوع همکاری با آنها بودند-نابود خواهند کرد و وجود آنان را- به دلیل نسخ اسلام و ادعای پیغمبری و کتاب جدید و خدایی از سوی رهبران بابیت و بهائیت - به هیچ وجه تحمل نخواهند کرد و حاضر به هم زیستی با آنها نخواهد بود؛



به ویژه آنکه مهر سرسپردگی به بیگانه بر پیشانی همه رهبران آنان نقش بسته بود؛ زیرا مسلم است تنها مسلمانان عرب بودند که حاضر به هیچگونه مصالحه- و حتی زندگی مشترک سیاسی- با یهودیان مهاجر نبودند.



در برابر، برای موفقیت بهائیان زمینه مساعد فراهم بود و آنان از لقب "سر" و حمایت بیچون و چرای انگلیسیها برخوردار بودند. از الواح و نامه هایی که عباس افندی- در عظمت امپراطوری انگلستان و تجلیل از موقعیت حاصل از استعمار فلسطین و استقرار نیروهای انگلیسی نوشته- نمی توان بی اعتنا گذشت.
بهائیان به همه این مسائل توجه داشته اند که ظواهر اسلامی را در سرزمین فلسطین رعایت می کردند؛ در نماز جماعت و جمعه شرکت می کرند و به هیچوجه به یاران خود اجازه تبلیغ در سرزمین فلسطین نمی دادند. منافع بهائیت تنها در صورتی میتوانست محفوظ بماند که یا انگلستان به استعمار خود در فلسطین ادامه دهد یا صهیونیسم به عنوان حافظ منافع انگلستان و میراث خوار استعمار روی کار آید.




در غیر این صورت، مرکز -به اصطلاح- جهانی بهائیت، دیر یا زود، به دست مسلمانان عرب و به عنوان مرکز جاسوسی و دشمنی صریح با منافع ملی مسلمانان، برچیده می شد؛ از این رو، بهائیان در فلسطین و کشور اسرائیل برخلاف مصالح صهیونیسم سخنی نگفتند و در مسیر تحکیم روابط خود با صهیونیسم حاضر به همه گونه همکاری شدند.18
فلسطین، مرکز بهائیت
بهائیان هم سرزمین فلسطین را به عنوان مرکز اصلی جامعه بهائیت پذیرفتند. دولت اسرائیل نیز اولین دولتی بود که بهائیت را به عنوان یک دین رسمی به رسمیت شناخت و برای اولین بار نام "ارض اقدس و "مشرق الاذکار" -که منظور، اسرائیل است -از زبان شوقی شنیده شد. او در کلامی به دوستان خود میگوید:"دوستان من! شما نیز مانند من به این اراضی (اسرائیل) مسافرت کنید و در این ارض مقدس (اسرائیل) از روائح طیبه بهرهور گردید".




البته این امر میتواند به نوعی انتقام جویی و کینه توزی توجیه شود که رهبر بهائیان درصدد برآمد با استفاده از اختلاف دیرین مسلمانان و یهودیان، سرزمین اسرائیل را به عنوان مرکز اصلی و کعبه آمال بهائیان بپذیرد و دولت یهود را پناه گاه و تکیه گاه جهانی این فرقه قرار دهد. دشمنی دیرین یهودیان نیز به این امر شدت داد. آنان، هر نیروی ضد اسلامی را حمایت می کردند به ویژه که اسرائیل، در محاصره کشورهای اسلامی قرار داشت.



یکی از علتهایی که سبب شد دولت اسرائیل سلک بهائی را به رسمیت بشناسد، همین امر است؛ آنها را از مذاهب رسمی مملکت قرار داد و از طرفی، با به رسمیت شناخته آنها سرمایه های بهائیان را به سوی اسرائیل سرازیر کرد.19
جالب است که "لروی آیواس"، منشی کل شورای بین الملل بهائیان در نامه ای (13 اردیبهشت ماه 1332 ش) برای محفل بهائیان ایران، با شرحی مفصل از ملاقات شوقی افندی و رئیس جمهور اسرائیل در (پانزدهم فروردین 1333 ش)، می نویسد:
در این روز تاریخی، رئیس جمهور و خانمشان، کل هیأت بین المللی بهائی را در هتل ماگیدو، در تالار مخصوص به حضور پذیرفتند. پس از لحظه ای، رئیس جمهور و همراهان، با اتومبیل روانه بیت مبارک شدند. حضرت ولی امرالله و حرم مبارک، از رئیس جمهوری و خانم، با لطف و محبت خاصی پذیرایی نمودند.



ضمن مذاکرات دوستانه و غیر رسمی، حضرت ولی الله، مقصد و مرام بهائیت را توضیح و نظر مساعد و تمایل بهائیان را نسبت به اسرائیل بازگو کردند و آرزوی بهائیان را برای ترقی و سعادت اسرائیل برشمردند. رئیس جمهور هم متقابلاً یادآور شد که در چندین سال قبل، هنگامی که به همراه خانم خود به اطراف کشور سیاحت می کردم، در بهجی به حضور سِر عبدالبهاء مشرف شدم.
وقت خداحافظی از مهمان نوازی ولی امرالله از طرف رئیس جمهور اسرائیل سپاسگزاری فراوان شد و ضمن تقدیر از اقدامات و مجاهدات بهائیان در کشور اسرائیل، آرزوی قلبی خویش را برای موفقیت جامعه بهائیان در اسرائیل و سراسر گیتی اظهار داشتند.20
اهمیت این ملاقات از آنجا مشهود است که بهائیان به آن، بیش از حد تصور، ارزش دادند و به راحتی جامعه بهائی را با اسرائیل پیوند دادند. این، به خوبی می فهماند که بهائیان، پیش از تشکیل دولت اسرائیل، هواخواه صهیونیسم و رویکارآمدن آنان در فلسطین بودند.
اسناد ارتباط سران بهائی و اسرائیل



یکی از اسناد این است که هیأت بین الملل بهائی حیفا، در نامه ای به محفل روحانی ملی بهائیان ایران (اول ژوئیه 1952 م) رابطه شوقی افندی را با حکومت اسرائیل کاملاً سربسته و محرمانه چنین به اطلاع آنان رساند: "روابط حکومت (اسرائیل) با حضرت ولی امرالله و هیأت بین المللی بهائی دوستانه و صمیمانه است و -فی الحقیقه -جای بس خوشوقتی است که راجع به شناسایی امر در ارض اقدس، موفقیت هایی حاصل گردیده است...".21 در اواخر ژوئن 1952 دکتر لطف الله حکیم - منشی شوقی افندی در شورای بین المللی بهائی- طی نامهای خطاب به منشی محفل ملی بهاییان در ایران نوشت:
در جوار روضه مقدسه مخروبهای است که کسی راضی نمی شد آنها را تبدیل به گلستان کند و این منظره کریه المنظرازجلوی روضه مبارکه برداشته شود...خلاصه الکلام، دولت اسرائیل، امر صریح بر حقانیت اهل بها صادر، و ناقضین پرکین را محکوم مینماید و لهذا بدون درنگ، آن مخروبه به امر هیکل مبارک منهدم میشود... هیچکس نمیتواند باور کند که چگونه ظرف چند روز، بنای بدنمای مخروبی، به این سرعت به باغ زیبایی تبدیل یافته است.22
سند دیگر اینکه مقاله ای با عنوان "بهائیت" در شماره 22 مجلهای فرانسوی و وابسته به صهیونیسم و اسرائیل، به نام "زمین بازیافته" (اسرائیل) (2 سپتامبر 1952 م) به قلم یکی از نویسندگان یهود، چاپ و منتشر شده است در این مقاله، انطباق اهداف یهودیان با عقاید بهائیان، در برپایی کشوری مقتدر به نام "اسرائیل" اعلام شده است....23 بهائیان در پی به رسمیت رسیدن و تثبیت خود بودند. اسرائیل نیز این کار را برای بهائیان میکرد، تا حامی وفاداری داشته باشد و از فشار مسلمانان بکاهد. از طرفی، بهائیان هم حاضر بودند برای این منظور سرمایه گذاری کنند.
در ادامه، شوقی افندی برای توسعه بهائیت، در پی جلب حمایت یهودیان آمریکا برآمد، از این رو، از حافظان منافع بهائیت در آمریکا خواست به هر نحو، این امر انجام شود. همچنین برای جلب موافقت همه جانبه "بن گوریون"، نخست وزیر اسرائیل غاصب بسیار کوشید. این عمل، زمینه اقدامات بعدی شوقی را برای پیوند بیشتر با اسرائیل فراهم می کرد.


[تصویر: 84946-253721-1406370289.jpg]

این مطلب، در تلگراف محرمانه شوقی افندی برای محفل بهائیان آمریکا (19اوریل 1952)، درباره سفر نخست وزیر اسرائیل، آمده است:
... برای تأسیس و استقرار مرکز جهانی امرالله، اقدامات وسیعه به کمال سرعت به عمل آمده است. هیأت های ایادی امرالله، از هر یک از قطعات عالم، متوالیاً تعیین گشته و پنج نفر از آنها اکنون به ایفای وظایف در ارض اقدس مشغولند، هنگام مسافرت رئیس الوزرای دولت اسرائیل به آمریکا محفل ملی آمریکا با او ملاقات و مصاحبه نموده و آثار امری را به او تقدیم داشته اند و هیجده قطعه اراضی به مساحت بیست و دو هزار متر مربع، بر وسعت اوقاف بین الملل بهائی در دامنه جبل کرمل اضافه گردیده است.... نقشه مشرق الاذکار کرمل -که ابتکار رئیس هیئت بین الملل بهائی است - تکمیل و اتمام پذیرفته است.



معافیت اعتاب مقدسه از رسول دولتی و سایر مزایایی که از طرف وزارت دارایی دولت اسرائیل اعطا شده بود، اکنون شامل بیت حضرت عبدالبهاء و مسافرخانه شرقی و غربی نیز گردیده است....24
بن گوریون هم در جواب گفت: "از ابتدای تأسیس حکومت اسرائیل، بهائیان همواره روابط صمیمانه ای با اسرائیل داشته اند".25
پی نوشت:
1 . من یظهره اللهی یعنی کسی که خدا او را ظاهر و آشکار میکند. میرزا علی محمد باب. در اوایل ادعای بابیت و ذکریت و رسالت میکرد و می گفت:"من از جانب امام زمان( مأموریت دارم"؛ در ادامه، ادعای قائمیت کرد و گفت:"من، همان امام زمان هستم" و بعد، ادعای نبوت کرد و کتاب "بیان" را تألیف نمود این ادعاهای متفاوت، با هم سازگار نبود، لذا در صدد توجیه و تأویل ادعا، نوشته ها سابقش برآمد. او، عنوان قائم و مهدی را در نوشته خود به یک کلمه کلی و مبهم تبدیل کرد و گفت: "منظور من از قائم، " من یظهره الله" است". حسنعلی بهاء هم از این عنوان استفاده کرد و ادعای من یظهره اللهی کرد و گفت: "من همانم که علی محمد باب از ظهور او خبر داده است و کتاب بیان منوط به امضای من است و من مرام علی محمد را نسخ کردم (محمد محمدی اشتهاردی، بابیگری و بهاییگری، ص66-67).
2 . برای دیدن متن کامل نامه، ر.ک: عبدالبهاء، مقاله شخصی سیاح، ص 114-165.
3 . روح الله حسینیان، سه سال ستیز مرجعیت شیعه (1341-43)؛ مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، 1382 ش، ص 169.
4 . عبدالبهاء، خطابات، ج1، ص 23.
5 . شوقی افندی، قرن بدیع، ج 2، ص 125، تهران، مؤسسه ملی مطبوعاتی امری.
6 . همان، ج 3، ص 291.
7 . همان، ص 297.
8 . اسماعیل رایین، انشعاب در بهائیت پس از مرگ شوقی ربانی، مؤسسه تحقیقی رایین، تهران، بی تا، ص118؛ قرن بدیع، ج 2، ص 214.
9 . دکتر یوسف فضایی، تحقیق در تاریخ و عقاید شیخی گری، بابگری، بهائیگری، ... و کسروی گرایی، ص 195، آشیانه کتاب، تهران، 1382ش-، مکاتیب، ج3، ص 347.
10 . شوقی افندی، قرن بدیع، ج3، ص347.
11 . سر هربرت ساموئل (Samuel Herbert): وی تحصیلات سنتی و مذهبی را در انگلستان گذراند و به علت خوی صهیونیستی و استعماری بسیار قویاش از طرف دولت انگلستان به عنوان اولین کمیسر عالی در فلسطین انتخاب شد. وی یهودی بود و در سال 1914 م طرحی را برپایه تأسیس یک دولت یهودی ارائه داده بود و خواستار اولویت هایی برای مهاجرت یهودیان به فلسطین بود. (بهرام افراسیابی- تاریخ جامع بهائیت، ص2-421)
12 . شوقی افندی، قرن بدیع، ج3، ص 321.
13 . مجله اخبار امری، ارگان محفل ملی بهائیان ایران، شماره 7و 8 (آبان و آذر 1324)، ص 7.
14 . افراسیابی، تاریخ جامع بهائیت، ص560، نشر مهرفام، چاپ دهم، 1382ش.
15 . سید محمد باقر نجفی، بهائیان، ص 664، نشر مشعر، پاییز 1383، چاپ اول.
16 . ژرژ پنجافسکی، تاریخ خاورمیانه، ص 342 (به نقل از تاریخ جامع بهائیت، ص 561)
17 . شوقی افندی، توقیعات مبارکه، ص290، تهران مؤسسه ملی مطبوعات امری بدیع 125.
18 . سیدمحمد باقر نجفی، بهائیان، ص 670.
19 . مجله اخبار امری، ارگان محفل ملی بهائیان ایران، شماره 8-9 (آذر - دی 1331ق)؛ -اسماعیل رایین، انشعاب در بهائیت، ص167.
20 . همان، ش3، تیرماه 1333 ش.
21 . همان، ش5، ص 16، شهریور 1331ش.
22 . همان، ش4 مرداد 1331ش.
23 . همان، ش8-9 (آذر - دی 1331ش).
24 . همان، ش یک، اردیبهشت 1331 ش.
25 . جواد منصوری، تاریخ قیام پانزدهم خرداد به روایت اسناد، ج1، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377ش، ص332.



محمدرضا نصوری


ماهنامه انتظار موعود - شماره 18

ادامه دارد..........
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، سدرة المنتهی ، sagheb ، saman151
۸:۴۸, ۲۶/اردیبهشت/۹۵
شماره ارسال: #4
آواتار
استفتاء از رهبری درباره نشست و برخاست با پیروان بهائیت
استفئاء از رهبر معظم انقلاب درباره نشست و برخاست و ارتباط با پیروان فرقه ضاله بهائیت به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری منتشر می شود.
[تصویر: 1628063_161.jpg]به گزارش مشرق، پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری در قسمت استفتائات بخش احکام کافر نظر رهبر انقلاب درباره نشست و برخاست و رابطه با پیروان فرقه ضاله بهائیت را به شرح ذیل منتشر کرده است:
سئوال328:
1. معاشرت و همنشینی و دست دادن دانش ‏آموزان مسلمان با دانش آموزان پیرو فرقه گمراه بهائیت، اعم از این که دختر باشند یا پسر، مکلّف باشند یا غیر مکلّف، در داخل مدرسه یا خارج از آن، در دوران ابتدایی، متوسطه و پیش دانشگاهی، چه حکمی دارد؟
2. رفتار استادان و مربیان با دانش‏ آموزانی که بهایی بودن خود را آشکار می‏کنند و یا یقین داریم که بهایی هستند، چگونه باید باشد؟
3. استفاده از وسایلی که همه دانش‏آموزان از آنها استفاده می‏کنند مانند شیر آب آشامیدنی، شیر توالت و آفتابه آن، صابون و مانند آن، با این که علم به مرطوب بودن دست و بدن داریم، چه حکمی دارد؟
جواب: همه پیروان فرقه گمراه بهائیت محکوم به نجاست هستند و در صورت تماس آنها با چیزى، مراعات مسائل طهارت در رابطه با آنها، نسبت به امورى که مشروط به طهارت است، واجب است. ولى رفتار مدیران و معلمان و مربیان با دانش ‏آموزان بهایى باید بر اساس مقررات قانونى و اخلاق اسلامى باشد.
سئوال 329:
خواهشمندیم تکلیف مؤمنین را در برخورد با فرقه گمراه بهائیت و آثار حضور پیروان آن در میان جامعه اسلامی، بیان فرمایید.
جواب: همه مؤمنین باید با حیله ‏ها و مفاسد فرقه گمراه بهائیت مقابله نموده و از انحراف و پیوستن دیگران به آن جلوگیرى کنند.
سئوال 330:
گاهی بعضی از پیروان فرقه گمراه بهائیت برای ما غذا یا چیز دیگری می ‏آورند، آیا استفاده از آنها برای ما جایز است؟
جواب: از هرگونه معاشرت با این فرقه ضالّه مضلّه، اجتناب نمایید.
سئوال 331:
بهائیان بسیاری در اینجا کنار ما زندگی می‏کنند که رفت و آمد زیادی در خانه‏های ما دارند. عده‏ای می‏گویند که بهایی‏ها نجس هستند و عده‏ای هم آنها را پاک می‏دانند. این گروه از بهایی‏ها اخلاق خوبی از خود آشکار می‏کنند، آیا آنها نجس هستند یا پاک؟
جواب:آنها نجس و دشمن دین و ایمانِ شما هستند، پس فرزندان عزیزم جدا از آنها بپرهیزید.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، سدرة المنتهی ، بیداری اندیشه ، sagheb ، Islam ، مهدی2012
۱۱:۴۵, ۲۶/اردیبهشت/۹۵
شماره ارسال: #5
آواتار
فائزه هاشمی در جمع بهائیان


با افتخار و کاملاً علنی هم در این جمع شرکت کرده!!!



[تصویر: photo_2016-05-24_18-17-10.jpg?itok=Z4OxMR-f]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan ، Mohammad Trust ، سدرة المنتهی ، بیداری اندیشه ، sagheb ، مهدی2012
۱۱:۵۹, ۲۶/اردیبهشت/۹۵
شماره ارسال: #6
آواتار
(۲۶/اردیبهشت/۹۵ ۱۱:۴۵)قلب نوشته است:  فائزه هاشمی در جمع بهائیان


با افتخار و کاملاً علنی هم در این جمع شرکت کرده!!!



[تصویر: photo_2016-05-24_18-17-10.jpg?itok=Z4OxMR-f]
فائزه مخلص انقلابه!!!!!!

اینا همش برای اینکه انقلاب از ریل خارج نشه!!!!!!!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan
۱۲:۱۱, ۲۶/اردیبهشت/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/اردیبهشت/۹۵ ۱۲:۱۲ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #7
آواتار
طبق نظر اکثر فقها و مراجع، تمامی پیروان فرقه ضاله بهائیت، محکوم به نجاست بوده و در صورت تماس آنها با چيزى، مراعات مسائل طهارت در رابطه با آنها، نسبت به امورى که مشروط به طهارت است، واجب است.
بهائیت از جمله فرقه‌های انحرافی دست‌ساز انگلیسی‌‌ها در ایران است که به منظور انحراف در تشیع سازماندهی شد. یکی از مقرهای اصلی این فرقه در حال حاضر در فلسطین اشغالی است و این فرقه به شدت از سوی رژیم صهیونیستی حمایت می‌شود.
در ادامه به بررسی رابطه با پیروان فرقه ضاله بهائیه از منظر علمای دین و مراجع عظام خواهیم پرداخت:


[b]
[تصویر: 1628175_617.jpg]

امام خمینی(رحمة الله علیه) در پاسخ به سئوالی درباره ازدواج زن مسلمان با مرد بهايى فرمودند: ازدواج با فرقه ضاله بهائيه باطل است. (منبع)

ایشان همچنین در یکی از سخنرانی‌های خود با اشاره به دخالت رئیس جمهور آمریکا در امور داخلی ایران تاکید کردند:

از آن طرف هم آقای ریگان می‏گوید که این بهایی‏ ها، بیچاره ‏ها مردم آرامی، ساکتی مشغول عبادت خودشان هستند، جهات مذهبی خودشان را بجا می‏آورند و ایران برای خاطر همین که اینها اعتقادشان مخالف با اعتقاد آنهاست گرفتند. اگر اینها جاسوس نیستند شما صدایتان در نمی‏آمد. شما برای خاطر اینکه، اینها یک دسته‏ای هستند که به نفع شما هستند، والاّ ما شما را می‏شناسیم، امریکا را هم می‏شناسیم که انساندوستی اش گل نکرده است که حالا برای خاطر 22 نفر بهایی که در ایران به قول ایشان گرفتار شدند، برای انساندوستی یک وقت همچو صدا کرده و فریاد کرده و به همۀ عالم متشبّث شده است که به فریاد اینها برسید. مردم شما را می‏شناسند ... اگر دلیلی ما نداشتیم به اینکه اینها جاسوس امریکا هستند جز طرفداری ریگان از آنها و دلیلی نداشتیم که حزب توده جاسوس هستند جز طرفداری شوروی از آنها، کافی بود. لکن ما به شما بگوییم نه حزب توده را به واسطۀ حزب توده بودنش و نه بهایی را به واسطۀ بهایی بودنش این محاکم ما محاکمه کردند و حکم به حبس دادند. اینها مسائل دارند، حزب توده را خودشان آمدند همۀ حرفهایشان را زدند و سابقه دارند اینها. بهایی‏ها یک مذهب نیستند، یک حزب هستند، یک حزبی که در سابق، انگلستان پشتیبانی آنها را می‏کرد و حالا هم امریکا دارد پشتیبانی می‏کند،اینها هم جاسوس‏اند مثل آنها. اگر جاسوس نباشند، خوب بسیاری از مردم دیگر هم هستند که اینها انحرافات عقیدتی دارند، کمونیست هستند، چیزهای دیگر هستند، لکن محاکم ما به واسطۀ کمونیست بودن آنها یا انحراف عقیده داشتن آنها، آنها را نگرفتند و حبس بکنند.(منبع)


[تصویر: 1628176_917.jpg]


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم‌ انقلاب
نیز در پاسخ به استفتائی درمورد بهائیان می‌فرمایند:

همه پيروان فرقه گمراه بهائيت محکوم به نجاست هستند و در صورت تماس آنها با چيزى، مراعات مسائل طهارت در رابطه با آنها، نسبت به امورى که مشروط به طهارت است، واجب است. ولى رفتار مديران و معلمان و مربيان با دانش ‏آموزان بهايى بايد بر اساس مقررات قانونى و اخلاق اسلامى باشد.
رهبرمعظم انقلاب همچنین در پاسخ به سوالی درباره تکلیف مؤمنین در برخورد با فرقه گمراه بهائیت و آثار حضور پیروان آن در میان جامعه اسلامی، بیان فرمودند: همه مؤمنين بايد با حيله ‏ها و مفاسد فرقه گمراه بهائيت مقابله نموده و از انحراف و پيوستن ديگران به آن جلوگيرى کنند.
ایشان همچنین می‌فرمایند:آنها نجس و دشمن دين و ايمانِ شما هستند، پس فرزندان عزيزم جدا از آنها بپرهيزيد.(منبع)

[تصویر: 1628037_362.jpg]
[تصویر: 1628177_386.jpg]


آیت‌الله نوری همدانی نیز این فرقه را نجس توصیف و معاشرت با آنان و ازدواج با آنان را جایز نمی‌داند.(منبع)


[b]
[تصویر: 1628178_322.jpg]


آیت‌الله فاضل‌لنکرانی :نیز در پاسخ به سئوالی در رابطه با بهائیان فرمودند: بهائی‌ها مسلمان نمی‌باشند، بلکه کافر و نجس‌اند ایشان همچنین توصیه مینمایند در دست دادن و لمس آنها، باید مراقب احکام نجس و پاکی باشید.(منبع)


[تصویر: 1628038_431.jpg]


[تصویر: 1628188_398.jpg]



آیت‌الله مکارم شیرازی در پاسخ به استفتائی درباره وضعیت ارتباط با بهائیان می‌فرمایند: اعضای فره ضاله از زمره مسلمین خارجند و هر گونه رابطه ای با آنها حرام است مگر در مواردی که امید ارشاد و هدایت آنها باشد.(منبع)
[تصویر: 1628039_225.jpg]

[b][تصویر: 1628179_403.jpg]

مرحوم آیت‌الله بهجت(رحمة الله علیه)[/b] نیز در پسخ به سئوالاتی در زمینه ارتباط با پیروان بهائیت می‌فرمایند: نجسند و از معاشرت با آنها پرهیز شود و الله العالم.(منبع)
[تصویر: 1628040_364.jpg]

[تصویر: 1628180_724.jpg]
همچنین آیت‌الله صافی گلپایگانی در پاسخ به استفتائاتی پیرامون بهائیت فرمودند: فرقه بهائیت دینی ندارند و ضال و مضل هستند و کافر می باشند و نجس هستند و ازدواج با آنها حرام است و همچنین تبلیغ و ترویج آنها حرام و جائز نیست . مومنین باید باشناخت کامل از عقائد حقه شیعه اثناعشری دفاع نموده و خودشان را از شر مکائد شیطانی و دشمنان محافظت نماید و مانع فعالیت و ترویج آنان شوند . والله العالم(منبع)


[تصویر: 1628041_620.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثم2 ، قلب ، Mohammad Trust ، بیداری اندیشه ، مهدی2012
۱۵:۳۳, ۲۶/اردیبهشت/۹۵
شماره ارسال: #8
آواتار
به منظور تمرکز فعالیت سالیانه‌ی تبلیغی هر بیت خانوادگی، صفحات مخصوصی ضمیمه شده است که با درج و انعکاس نتیجه‌ی اقدامات در آن، بهترین برگ ارزنده از مجهودات هر عائله‌ی بهائی در قیام به نشر نفحات‌الله و ابلاغ کلمة‌الله به دست خواهد داد ... نام و مشخصات مصدقین بیوت خانوادگی توسط میزبان به نزدیک‌ترین واحد تشکیلاتی نشر نفحات‌الله راپرت شود تا سایر اقدامات را طبق موازین امری و نظامات بهائی انجام دهند/
لجنه‌ی ملّی نشر نفحات الله، رساله‌ی بیوت تبلیغی، بی‌جا: مؤسسه‌ی ملّی مطبوعات امری، 133 بدیع، ص 10.
یکی بگه این کار جاسوسی و رصد فعالیتها هست یا نه . اگه نیست پس این کار چیه؟
تربیت اطفال، محافظت و سرپرستی ایتام، کمک و رعایت عجزه و ضعفا، نشر نفحات الله (دستورات حسینعلی‌بهاء و دیگر رهبران بهائیت و مصوبات بیت‌العدل اعظم) و شور در اموری امری . گنجینه‌ی حدود و احکام، بی‌جا، مؤسسه‌ ملّی مطبوعات امری، سوم، 128بدیع، ص45.

(۱۱/مرداد/۹۴ ۱:۴۸)پارمیس نوشته است:  سلام.
وقت بخیر.
ببینید من کاری با مشکل شما با بهاییان ندارم.
اعتقادتون هم برای خودتون محترم و به جا.
من دینشون رو هم قبول ندارم.
ولی خداییش بی تعصب بگم وقتی این خطو خوندم یکم خندم گرفت.
البته میدونم باز نویسنده متن شما نیستید....
ولی جامعه بهایی جاسوس یا عامل صهیونیزم یعنی چی؟؟
حالا شاید بعضیاشون بد یا خائن باشن ولی نویسنده داره از یه جامعه حرف میزنه.هیچ وقت نمیشه یه صفت رو به کل یه جامعه تعمیم داد.
خب یه بچه ای هم که 2 ساعته از یه مادر بهایی متولد شده جز جامعه بهایی محسوب میشه.
و با این استدلال اون بچه هم جاسوس محسوب میشهDodgyBig GrinBig GrinConfusedAngel
سلام و عرض ادب خدمت خانم پارمیس
این بحث که دوباره تکرار کردید رو فکر کنم پارسال بود یا عقب تر ، همین موضوع رو برسی و نتایج این بحث هم موجوده .
پس یا شما کلا از موضوع بی اطلاع هستین و یا اینکه دارید رندانه با موضوع کنار میایین.
چند نکته درباره همون جامعه ای که دارین دربارش صحبت و یجورایی دفاع میکنین

شما میگید کل جامعه بهایی بد نیستن ، خائن نیست و ..
اما بازم فکر کنم تکرار مطالبی از بزرگان و موسس این فرقه ضاله شاید و شاید و شاید برخی چیزها رو براتون هویدا کنه.
شما از نوع فعالیت تشکیلاتی و کارهای اونها اطلاع دارید؟ یا دارید و یا ندارید که اینطوری صحبتمیکنین . ولی با توجه به دفاعیات شما نسبت به این فرقه ضاله احتمال دانستن بیشتر هستمگر انکه ببخشین میگم خیلی ساده لو باشین که دفاع از تفکری که ذاتش منحرف و توهمی هست دارین دفاع میکنین.
اشاره ای کوتاه میکنم تا شاید مفید باشه
نظام اداری بهایی بگونه ای هست که از تقسیمات محافلی چون محفل محلی و ملی و ... تشکیل شده که هر هایی باید در اون شرکت کنه چطور؟ اگه شرکت نکنه مگه چی میشه؟ هیچی از بهاییت طرد اداری و همچنین طرد روحانی میشه .
چرا مگه چیکار کرده؟ هیچی طبق دستورات چون عمل نکرد بیرون میشه .
((اخراج و طرد افراد از شریعت الهیه که جزء اختیارات خاصه ولی امر یعنی رئیس عالیه روحانی جامعه می باشد.))(نظامات بهائی ص85)
خوب کسی که اخراج میشه باید برای عدم اخراجش از این دین کاذب باید اهایی رو انجام بده که از بچکی بهش تو کلاسهایی که رن انجام بده ، حالا شما گفتی که بچه مگه جاسوس میشه؟
الان باتون از نظام اداری و اموزشی این فرقه براتون بگم ؟
شما اصلا عنوان طرح روحی به گوش ناقابلتون خورده؟ طرحی که در اون مطالبی رو یاد میدن به کودک تا نوجوان و جوان و ... ؟ من نباید این مطالب رو به شما بگم چون اساسا این بحث هم این نیست بلکه فقط تذکری میدم به شما که برید از دوستان بهایی خودتون بپرسید .
اینهم تذکر میدم که پدر بزگ جناب شوقی افندی که خدای بهاییت هست درباره ارتباطات و ... مطالب دارن که پدر مکرم ایشون که بابای رهبر سوم بهایی باشن جالب هست که خلاف پدر صحت میکنن در مبانی و همینطور جناب شوقی که اخرین نسل این خاندان هستن هم مبانی رو اضافه کردن که مخالف با پدر و پدر بزرگ هست . نمونش همین بحث طرد که پیشتر براتون نمونه ای گفتم.


حالا یکی از تناقضات رو ببینین که درباره جدال و کشتار هست
«در قرآن و بیان حكم تعرض به سایر ادیان است! ولی كتاب اقدس ناسخ این احكام، زیرا سیف به كلی نسخ شده و تعرض به كلی ممنوع گشته حتی مجادله با سایر ملل جائز نیست»: اشراق خاوری، گنجینه حدود و احکام، باب 36، ص 272.
«جهانگشائی و کشورستانی ممدوح و بلکه در بعضی اوقات جنگ بنیان اعظم صلح است ... فی الحقیقه این قهر عین لطف و این ظلم جوهر عدل و این جنگ بنیان آشتی است»: اسلمنت، بهاءالله و عصر جدید، ص 194.
خوب یکی بفرماد که این مطالب رو که بیت العدل تایید میکنه و خلاف شرع دیانت کاذبه هم نیست چطور جور درمیاد؟
«اگر کسی بر نفس من تعدّی کند و ظلم و جفا روا دارد و زخم بر جگرگاه زند ابداً تعرّض ننمایم بلکه عفو نمایم»: عبدالبهاء، مفاوضات، ص 189.
جناب پارمیس گرامی ، کسی که میگه به من تعرض نشه چرا دستور به قتل و ... هم میدن؟
و حالا اینکه اینم ببینین که
«در زمانی که شرق را ظلمت اختلاف احاطه نموده بود و ملل مشرق زمین در نهایت عداوت و بغضا بودند و مذاهب با یکدیگر در نهایت اجتناب و یکدیگر را نجس میدانستند و همیشه مشغول جنگ و جدال در چنان وقتی حضرت بهاءالله چون شمس از افق شرق طالع شد و جمیع را بمحبّت و معاشرت دعوت فرمود و به نصیحت و تربیت آنها پرداخت از هر ملّت و مذهبی هدایت کرد ملل و مذاهب مختلفه را التیام داد و بنهایت اتّحاد و اتّفاق رسانید»: عبدالبهاء، خطابات، ج 2، ص 54.
و ....

خوب برای خط اخر شما یک کلمه میگم که :
(۱۱/مرداد/۹۴ ۱:۴۸)پارمیس نوشته است:  حالا شاید بعضیاشون بد یا خائن باشن ولی نویسنده داره از یه جامعه حرف میزنه.هیچ وقت نمیشه یه صفت رو به کل یه جامعه تعمیم داد.
خب یه بچه ای هم که 2 ساعته از یه مادر بهایی متولد شده جز جامعه بهایی محسوب میشه.
و با این استدلال اون بچه هم جاسوس محسوب میشهDodgyBig GrinBig GrinConfusedAngel
وقتی بچه ای تو یه خونواده بزرگ میشه و در سنی معلوم ( برید تحقیق کنید که سنش چنده ) میره تو کلاس های ... ، حالا شما بفرما که تو این کلاسها چی به این بچه یاد میدن؟ _ مراجعه کنین به کتابهای روحی _

برای اطلاع بیشتر سری بزنین به تشکیلات اداری و سازمانی این فرقه ضاله.
مطالب بالا فقط گزیده ای از خیلی از مطالب هست که بقیه اون لازم نبود و نگفتم.متن اول رو دوباره الان بخونین تا بعد بگین جاسوس پروری یعنی چی.
سر فرصتی مناسب براتون بیشتر میگم
فقط این اصول قانون اساسی رو مطالعه کنید

1- اصل سیزدهم قانون اساسی: ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیت‌های دینی شناخته می‌شوند که در حدود قانون، در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آئین خود عمل می‌کنند.
2- اصل چهاردهم قانون اساسی: به حکم آیه‌ی شریفه‌‌ی «لا ینهیکم الله عن الذین لم یقاتلونکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا الیهم، ان الله یحب المقسطین [ممتحنه/8] خداوند شما را از نیکی کردن و عدالت ورزیدن با آنان که با شما در دین نجنگیده‌اند و از سرزمین‌تان بیرون نرانده‌اند، باز نمی‌دارد، خداوند کسانی را که با عدالت رفتار می‌کنند، دوست دارد.» دولت جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غیر مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند. این اصل در حق کسانی اعتبار دارد که بر ضد اسلام، جمهوری اسلامی ایران توطئه و اقدامی نکنند.
3- اصل بیست و ششم قانون اساسی: احزاب، جمعیت‌ها، انجمن‌های سیاسی و صنفی، انجمن‌های اسلامی یا اقلیت‌های دینی شناخته شده، آزادند، مشروط به اینکه اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند.
طبق اصل سیزدهم، بهائیان جزو اقلیت‌های دینی در ایران شمرده نمی‌شوند و در انجام مراسمات خود آزاد نیستند و طبق اصل چهاردهم، به دلیل اینکه بهائیان بر ضد اسلام و انقلاب اسلامی در ایران فعالیت دارند و جاسوس استعمارگران هستند، نباید بر طبق عدل و قسط اسلامی با آن‌ها رفتار کرد و حتی بر طبق دستور عبدالبهاء، چون بهائیان بر خلاف قانون اساسی کشور ایران عمل می‌کنند، هیچ عذری از آن‌ها مقبول نیست.

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثم2 ، قلب ، vahrakan
۱۹:۵۳, ۲۶/اردیبهشت/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/اردیبهشت/۹۵ ۱۹:۵۸ توسط -Ali-.)
شماره ارسال: #9
آواتار
این مطلب به نقل از صفحه تلگرام جناب عبدالله شهبازی است که به نکته جالبی اشاره کرده اند.
نقل قول:برای من،‌ که به وجود سازمان مخفی بهائیت در ایران،‌ بجز تشکیلات علنی آن،‌ باور دارم، و کارکردهای پنهان و تخریبی این فرقه را،‌ از نفوذ و ترور تا عملیات گسترده و مافیایی مالی، در دوران قاجاریه و پهلوی شناخته و شناسانیده‌ام،‌ «ضوضاء» اخیر نمی‌تواند عادی جلوه کند.

هم‌بند کردن خانم فائزه هاشمی با سران بلندپایه تشکیلات بهائیت، نه بهائیانی معمولی، در دوره گذرانیدن محکومیت وی، ‌با توجه به روحیات ایشان و تجربه طولانی مبلغین بهائی در تأثیرگذاری بر افراد ساده و ناآگاه از طریق تحریک عواطف انسانی، به تأمل جدی نیاز دارد. دیدار خانم هاشمی با یکی از این هم‌بندان سابق که اخیراً به مرخصی آمده (فریبا کمال‌آبادی عضو «جمعیت یاران»‌ که در غیاب «محفل ملی روحانی» هدایت سازمان بهائیت را در ایران به دست داشت) و پخش وسیع تصویر این دیدار و موج گسترده ناشی از آن نیز قطعاً تصادفی نیست.

تأمل در بحث‌های جاری مرا به این یقین رسانیده که این ماجرا تماماً مهندسی شده است و به شکلی سازمان‌یافته همچنان به این «ضوضاء» دامن می‌زنند بدون توجه به استدلال‌هایی که در پیرامون تفاوت بنیادین میان حق شهروندی فرد و به رسمیت شناختن سازمانی غیرقانونی (بیت‌العدل حیفا) و تفاوت دو پدیده «دین» و «کالت» ارائه می‌شود، و بدون توجه به محدودیت‌هایی که در جوامع غربی برای «کالت‌ها» قائل‌اند به دلیل خطر تشکیل مافیاهای قدرتمند مالی- سیاسی و تهدیدهای جدی اینگونه سازمان‌های متمرکز و بسته برای شهروندان و برای دمکراسی.

بحث‌های جاری تکراری و شعاری است و تنها عواطف و احساسات انسانی را نشانه گرفته. بحث درباره حقوق شهروندی است ولی تعمداً به بحث تخصصی در این زمینه توجه نمی‌کنند و به این پرسش پاسخ نمی‌دهند که آیا بهائی به عنوان فرد،‌ یعنی بدون عضویت و تبعیت سیاسی از سازمانی بیگانه و مستقر در خارج از قلمرو ایران،‌ می‌تواند از حقوق شهروندی برخوردار باشد یا خیر؟ و آیا چنین فرد بهائی، ناوابسته به تشکیلات حیفا،‌ وجود دارد یا خیر؟

طفره رفتن از این پرسش و تکرار مکرر شعارهای عاطفی انسان‌دوستانه را تنها می‌توان خلط مبحث و سفسطه و ضوضاء نامید لاغیر.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثم2 ، قلب ، مهدی2012
۲۰:۳۲, ۲۶/اردیبهشت/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/اردیبهشت/۹۵ ۲۰:۳۳ توسط Mohammad Trust.)
شماره ارسال: #10
آواتار
درپی انتشارخبردیدار فائزه هاشمی با چند نفر ازعناصرفرقه بهاییت، روزنامه جمهوری اسلامی در گفت‌ و گویی با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نظر ایشان را در این زمینه پرسید.

آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت: فائزه اشتباه بدی کرده و باید آن را تصحیح و جبران کند.

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: فرقه ضاله بهاییت یک فرقه استعمار ساخته و منحرف است که همیشه باهمین انحراف شناخته شده وما همیشه از این فرقه تبری جسته ومی جوییم.
این مصاحبه در شماره دوشنبه 27 اردیبهشت روزنامه جمهوری اسلامی منتشر می شود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثم2 ، مهدی2012
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا