کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: آیا اعلامیه حقوق بشر خود متعرض به دیگر حقوق نیست ؟
بلی
خیر
بینابین است
موارد دیگر
 توجه: این نظرسنجی عمومی است و سایر کاربران می توانند گزینه منتخب شما را مشاهده کنند. [نمایش جزئیات آرا]
     


ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
گپ و گفتی در باره حقوق بشر و اعلامیه های مربوطه
۱۷:۵۴, ۲/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ
همان کسانى که سخنان را مى‏شنوند و از نيکوترين آنها پيروى مى‏ کنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدايتشان کرده، و آنها خردمندانند.
زمر 18

با سلام و عرض ادب حدمت همه کاربران و محققین تالار بیداری اندیشه ،
یک موضوع به پیشنهاد بنده و خانم پارمیس ایجاد شده که امیدوارم توش بتونیم حداقل به یکسری نقاط مشترکی که با همکاری و گرداوری داده هایی که توسط همکاران خواهد بود به نتایجی برسیم و نتیجه گیری اصلی به عهده خواننده و وجدان طرفین هست .
اینارو گفتم تا همکاران و خواننده مجترم این رو تصور نکنن که هرچی من و یا خانم پارمیس و یا دیگر دوستانی که تو بحث میگن حتما همون هست ، خیر تو بحث ممکنه مطالبی پرده ازش برداشته بشه و باعث روشنگری و تغییر نگاه بشه .
چند نکته رو پیشنهاد یکنم که بهش دقت بشه و تا جایی که امکانش هست انجام بشه.
نمیگم قوانیناین بحث ، بلکه موارد پیشنهادی و اگه نیاز دیدین و پیشنهادی داشتین بگین تا بحث رو آغار کنیم.
  1. عدم توهین به عقیده و برداشت طرف مقابل .
  2. اگه از شخص یا مکتب یا از برداشت شخص مقابل سخنی نقل میشه حتما بصورت مستند باشه تا خدای نکرده تصور اشتباه از سخن طرف مقابل پیش نیاد.
  3. تو بحث معیار اصلی عدالت و صداقت و عدم لجبازی و همچنین مغالطه هست.
  4. یک نکته هم که بعضی وقتا پیش میاد نقل مطلب بصورت قیچی شده هست که امیدوارم تو این بحث اینطوری نباشه.
  • اگه مواردی رو پیشنهاد دارین بگین تا با یک بنیان اصلی پیش بریم.
سرکار خانم پارمیس و سایر دوستان حتما موارد پالا رو دقت بفرماییند و آغاز بحث.

پ.ن :توهین به مقدسات و تفکر و عقیده ممنوع و در صورت رویت و یا گزارش موردی از توهین و افترا و هرگونه تحقیر طرف بحث برخورد جدی میشه .

ضمیمه :
اعلاميه جهانی حقوق بشر (تاریخ الحاق ایران: 1948) در وب‌گاه مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد در تهران
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: السا ، فاطمه خانم ، mohammadz ، پارمیس ، sagheb ، میم.حسین.الف
۲:۳۲, ۳/اسفند/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/اسفند/۹۴ ۲:۳۶ توسط mohammadz.)
شماره ارسال: #2

خیلی خلاصه نظر شخصی خودم رو بدم
من سه هدف اصلی و کلی توی این اعلامیه ی حقوق بشر به ظاهر شیک و قشنگ میبینم :
1- تعریف آزادی
2- تعریف برده
3- تعریف سیستم اقتصادی صحیح (نظام اقتصادی سرمایه داری)
دنیا دنیای تعریف واژه هاست. هر کی تونست واژه ها رو اونطور که مورد نظر خودش هست تعریف کنه و به خورد مردم بده میتونه بهشون حکومت کنه. این منشور داره مهمترین واژه هایی که در طول تاریخ باعث بوجود اومدن قدرتهای فرعونی شده رو در قالب یک سناریوی شیک و قشنگ تعریف میکنه و به خورد بشر میده.
این سه تا واژه رو اگه میخواید تعریفی ازش داشته باشید به سوره ی حمد مراجعه کنید. خوندن سوره ی حمد رو برای چند دقیقه کنار بزارید و در مورد آیاتش فکر کنید. به این سوره الکی ام القرآن گفته نشده. راز رهایی بشر از چنگال ظلم و ستم توی این سوره هست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۴۳, ۴/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #3
آواتار
سلام
دوستان گرامی ، کسی نبود؟Wink
بحث بدون آغاز به پایان رسید؟Huh
دوستان حقوق بشری کجان؟Cool
کجان کسایی که قوانین اسلام رو محکوم و داعیه جقوق بشری دارن.Dodgy
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: پارمیس
۲۱:۳۶, ۴/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام.
من اعلامیه رو خوندم.
به نظر من که مشکلی نداره.
اگر بعضی از کشورها که مدعی حقوق بشر هستن مواد اعلامیه رو رعایت نمیکنن تقصیر حقوق بشر که نیست.!!
تقصیر اعلامیه حقوق بشر که نیست.!!!
اعلامیه حقوق بشر 30 تا ماده داره.
دوستانی که بهش ایراد دارن 5 تا 5تا بررسی کنن مواد اعلامیه رو و ایرادهایی که به نظرشون میرسه رو بنویسن.
به نظرم این راه خوبیه که بحث به بیراهه نره .
ضمن اینکه یه سوالی هم دارم:
الان فرض رو بر این بگیریم که کلا اعلامیه حقوق بشر ملغی شد و از ایران و کشورهای اسلامی خواستن که شما بیاید حقوق بشر رو تعریف کنید.
آقای مهدی سینا شما به عنوان کسی که قبول ندارین اعلامیه فعلی حقوق بشر رو چه مواردی رو توی اعلامیه جدید که قراره
کشورهای اسلامی بنویسن لازم میدونید؟؟
مگر نه اینکه اگه قرار بشه ما اعلامیه رو بنویسیم بسیاری از مواردش مثل موارد اعلامیه فعلی خواهد بود؟؟؟
چون اعلامیه فعلی حقوق بشر اکثر مواردش بر حق و درست هست(دیگه این نیازی به ثابت کردن هم نداره)
ضمنا آقای مهدی سینا من هیچ جا قوانین اسلام رو محکوم نکردم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۰۶, ۵/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #5
آواتار
(۴/اسفند/۹۴ ۲۱:۳۶)پارمیس نوشته است:  
سلام.
من اعلامیه رو خوندم.
به نظر من که مشکلی نداره.
اگر بعضی از کشورها که مدعی حقوق بشر هستن مواد اعلامیه رو رعایت نمیکنن تقصیر حقوق بشر که نیست.!!
تقصیر اعلامیه حقوق بشر که نیست.!!!
اعلامیه حقوق بشر 30 تا ماده داره.
دوستانی که بهش ایراد دارن 5 تا 5تا بررسی کنن مواد اعلامیه رو و ایرادهایی که به نظرشون میرسه رو بنویسن.
به نظرم این راه خوبیه که بحث به بیراهه نره .
ضمن اینکه یه سوالی هم دارم:
الان فرض رو بر این بگیریم که کلا اعلامیه حقوق بشر ملغی شد و از ایران و کشورهای اسلامی خواستن که شما بیاید حقوق بشر رو تعریف کنید.
آقای مهدی سینا شما به عنوان کسی که قبول ندارین اعلامیه فعلی حقوق بشر رو چه مواردی رو توی اعلامیه جدید که قراره
کشورهای اسلامی بنویسن لازم میدونید؟؟
مگر نه اینکه اگه قرار بشه ما اعلامیه رو بنویسیم بسیاری از مواردش مثل موارد اعلامیه فعلی خواهد بود؟؟؟
چون اعلامیه فعلی حقوق بشر اکثر مواردش بر حق و درست هست(دیگه این نیازی به ثابت کردن هم نداره)
ضمنا آقای مهدی سینا من هیچ جا قوانین اسلام رو محکوم نکردم.

باسلام خدمت خانم پارمیس ، محقق گرامی
از بند های ابتدایی کلا م شما من چنین برداشت میکنم که اگه کسی قانونی گذاشت و رعاتشم نکرد ایرادی بهش نیست چون دلیل نداره کیس قانونی بازره و دیگران رو ملزم کنه به رعایتش و خودش رعایت نکرد نکرد. Blush من بیام برای شما یه قانون بزارم که تو بحث با من مستند حرف بزنی و فحاشی نکنی ولی من بدون هیچ مستند و مدری بیام هرچی خواستم بگم ولی شما هم حق نداری به من بگی بالای چشمم ابرو هست . من هرچی میخوام بگم ولی شما تا دهن باز میکنی بگم ای اهل تالار ببینین پارمیس به من گفت تو Big Grin
خانم محترم حرف شما میشه همین مثال من .
چشم برای شما هر ماده رو با توجه به قوانین داخلی و همچنین شرع برسی میکنیم تا با این کار به قسمت دوم پرسش شما هم پاسخی بدم.

ولی پیش از پاسخ به این موارد شما اول این رو مطالعه بفرما اگه حرفی بود در ادامه با شما و سایر دوستان پیش میریم.
  • ایرادهای حقوق بشر غربی

اگر نگاهی به اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر بیندازیم، همان طور که سابقاً گفته شد، اومانیسم بنیاد این اعلامیه‌ی فعلی است. سؤال این است که آیا اومانیسم مورد توافق عموم است؟ همان‌ گونه که «جک دانلی» با صراحت می‌گوید: «برداشت‌های به اصطلاح غیرغربی از حقوق بشر، برداشت از حقوق بشر نیست.»

هدف اصلی این نوشته عبارت است از اینکه حقوق بشر علی‌رغم استفاده‌های احتمالی یا واقعی ابزاری از آن، دارای ایرادهایی است که عبارت‌اند از یک‌سویه بودن و تمرکز بر بشر به عنوان انسان لیبرال و نه انسان بماهو انسان، عدم توجه به بسترهای فکری‌فرهنگی ملل مختلف و صرفاً غربی بودن، بی‌تفاوتی نسبت به دین و مذهب، فقدان ضمانت اجرا، وجود تناقضات در اصول و...

1.
به عنوان پدیده‌ای برآمده از فرهنگ غرب؛ مهم‌ترین ایراد
مهم‌ترین ایرادی که به حقوق بشر، اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و سایر اسناد بین‌المللی در این خصوص وارد است این است که حقوق بشر بیش از آنکه مبتنی بر مبانی فلسفی عامی باشد، زاییده فرهنگ غربی است که در مسیر تحولات فرهنگی غرب، صیقل خورده و به جزئی از فرهنگ آن تبدیل شده است. داعیه‌ی حامیان حقوق بشر بر این است که باید گرایش تمدن‌ها و فرهنگ‌های بدوی و ماقبل تجدد، به سمت تمدن و فرهنگی باشد که غرب زودتر از آن‌ها بدان دست یافته است. این فرهنگ‌ها بایستی در انطباق با فرهنگ غربی، در نظامی جهانی سهیم باشند و به نظام حقوقی برابر با تمدن غرب دست یابند.[1]
حقوق بشر، آن‌چنان که در اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر بازتاب یافته است، گرچه به لحاظ نظری به عنوان «مجموعه‌ی حقوق متعالی انسانی» تعریف می‌شود و از این‌ رو باید جهان‌شمول باشد و از ارزش‌های جهانی برخوردار باشد، در واقع پیرو جهان‌بینی خاصی است و آن عبارت است از: فرهنگ مدرن لیبرال‌دموکراسی که امکان فهم این حقوق بر اساس فرهنگی متمایز از فرهنگ غربی را سلب می‌کند. همان‌ گونه که «جک دانلی» با صراحت می‌گوید: «برداشت‌های به اصطلاح غیرغربی از حقوق بشر، برداشت از حقوق بشر نیست.»[2]
اگر نگاهی به اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر بیندازیم، همان ‌طور که سابقاً گفته شد، اومانیسم بنیاد این اعلامیه‌ی فعلی است. سؤال این است که آیا اومانیسم مورد توافق عموم است؟

مهم‌ترین ایرادی که به حقوق بشر، اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و سایر اسناد بین‌المللی در این خصوص وارد است این است که حقوق بشر بیش از آنکه مبتنی بر مبانی فلسفی عامی باشد، زاییده‌ی فرهنگ غربی است که در مسیر تحولات فرهنگی غرب، صیقل خورده و به جزئی از فرهنگ آن تبدیل شده است.
از این ‌رو، تدوین اعلامیه‌ی حقوق بشر یک‌سویه و مطابق با فرهنگ خاص وضع‌کنندگان آن است. بنابراین آداب و رسوم دیگران را در نظر نگرفته است. ضمن اینکه مبنای نظری بسیاری از طرفداران اعلامیه با مبانی فکری اندیشمندان دیگر در تضاد است. به عنوان مثال، این اعلامیه بر مبنای اندیشه‌ی اصالت فرد بنا شده و قائل به تساوی حقوق همه‌ی انسان‌هاست، در حالی که بسیاری از متفکران چنین اندیشه‌ای را برنمی‌تابند. پس برای حل این مشکل و برای پیشرفت حقوق بشر، بایستی دیدگاه‌های مختلف بررسی شود، اختلافات کاملاً متمایز گردد و با توجه به تعارضی که هر گروه و نظام حاکم بر کشورها از حقوق بشر دارد، با همان ضوابط، پایبندی آن کشور خاص به حقوق بشر بررسی شود.[3]
برای جست‌وجوی بیشتر این انتقاد، بایستی به رویکرد مارکسیستی نگاه کرد؛ چرا که این انتقاد مهم‌ترین انتقاد مارکسیست‌ها به حقوق بشر است. رویکرد مارکسیستی، اعلامیه‌ی حقوق بشر را اعلامیه‌ای می‌داند که در دنیای سرمایه‌داری و در نظام لیبرال‌دموکراسی صورت‌بندی شده است. این رویکرد، جهان سرمایه‌داری را متهم می‌کند که از ابزار حقوق بشر برای بسط و گسترش فرهنگ و التزامات نظام سرمایه‌داری بهره می‌برد.[4]

2.
ناکارایی نزد تابعان

پیرو همین نگاه یک‌سویه و مطابقت با فرهنگ خاص، بایستی اشاره کرد که بخش وسیعی از تابعان حقوق بشر، آن‌ را مشروع نمی‌دانند. کارایی و مؤثر بودن هر نظام حقوقی، در درجه‌ی اول، بستگی به این دارد که قواعد نظام از سوی تابعان آن مورد پذیرش قرار گیرد. اگر تابعان حقوق، قواعد وضع‌شده را منطقی، عادلانه، ضروری یا لازم بدانند، به راحتی به اجرای آن تن می‌دهند و حتی در موارد تخلف، پذیرای ضمانت اجرای آن خواهند بود. بنابراین فهم توجیهات اخلاقی و عقلانی، که مبنای قواعد را تشکیل می‌دهد، وفاداری به قواعد و تبعیت از آن‌ها را افزایش می‌دهد.[5]

3.
بی‌تفاوتی به اعتقادات دینی

در دوره‌ی رنسانس و اصلاحات، بر فرد و اراده‌ی آزاد و رهایی انسان تأکید می‌شد و اندیشه‌ها، رنگ غیردینی می‌گرفت. تحولی که در نظریه‌ی حقوق طبیعی پدید می‌آید، مستقل دانستن آن از قانون ابدی و الهی است. شخصیت‌های محوری در این دوره عبارت‌اند از: «ویتوریا»، «سوازر» و «گروسیوس». به عقیده‌ی آنان، معرفت انسان به اصول عدالت طبیعی، کاملاً مستقل از معرفت و شناخت وحی است. در این بین، گروسیوس را به عنوان نقطه‌ی شروع غیردینی کردن حقوق طبیعی قلمداد می‌کنند و این گفته‌ی معروف اوست که «حقوق طبیعی، حتی اگر خدایی هم وجود نمی‌داشت، پایدار بود.»

به عقیده‌ی گروسیوس، یکی از خصایص طبیعی انسان این است که گرایش اجتماعی در او وجود دارد و او را به زندگی توأم با صلح و مسالمت و هماهنگی با دیگران سوق می‌دهد. هر آنچه با سرشت و فطرت انسان‌ها به عنوان موجوداتی عاقل و اجتماعی مطابقت داشته باشد، درست و عادلانه است و هر چه این هماهنگی اجتماعی را مختل سازد، باطل و غیرعادلانه است. گروسیوس قانون طبیعی را «فرمان عقل درست» تعریف می‌کند.[6]
لذا دین به این گونه از عرصه‌ی حقوق بشر طرد و حذف شده است و همین مسبب انزوای آن نزد بسیاری از مردم و کشورهای مذهب‌بنیاد می‌شود و کارایی حقوق بشر را زیر سؤال می‌برد.

4.نگاه به انسان به عنوان بشری لیبرال

نگاه تک‌بعدی به بشر به عنوان موجودی لیبرال و تعریف از آزادی و اختیار مطابق با رویکرد لیبرالی، دیگر انتقادی است که به آن وارد است. حقوق بشر، با توجه به مفهوم آن یعنی حقوقی که بشر بماهو بشر دارد و باید فارغ از حیثیت رنگ، مذهب و... باشد. از این جهت، لازمه‌ی مفهومی حقوق بشر آن است که جهان‌شمول باشد. اما حقوق بشر غربی، بر خلاف ادعایی که دارد، نمی‌تواند جهانی باشد؛ زیرا به بشر بماهو بشر توجه نکرده است، بلکه به انسان بر اساس یک برداشت لیبرالیستی و در یک ابعاد خاص ماتریالیستی توجه کرده است. تک‌سویه بودن حقوق بشر غربی ناشی از همین امر است.[7]

از منظر واضعان حقوق بشر، هم‌جنس‌بازی مقدس و قابل دفاع و از حقوق طبیعی بشر محسوب می‌شود؛ ولی برای نمونه، رعایت حجاب جرم به شمار می‌آید. از این‌ رو، آموزه‌های مذهبی در خصوص ممنوعیت سقط جنین، محدودیت روابط جنسی و احکام مربوط به خانواده و اخلاق و عفاف را مصداق ستم به زنان معرفی می‌نمایند و در جهت محو آن فعالیت می‌کنند.
5.تناقضات در اصول

بر مبنای همین لیبرالیسم، اصل اساسی و بنیادین در حقوق، آزادی مطلق انسان‌هاست؛ ولی اگر هر فرد بتواند آنچه را که خود می‌پسندد، انجام دهد و در این جهت آزاد باشد، هرج‌ومرج و سلب آزادی از دیگران و اختلال در نظام اجتماعی پدیدار می‌شود. پس به ناچار و از روی ضرورت و صرفاً به منظور رعایت حال دیگران، باید حدودی برای آزادی هر یک از افراد قائل شد و آزادی هر کس منوط و محدود به عدم زیان به دیگران شود. بنابراین تنها عامل محدودکننده‌ی آزادی، همان‌ گونه که جان استوارت میل می‌گوید، «اصل ضرر» است و اگر احیاناً در اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر، از مقتضیات صحیح اخلاقی سخن رفته است، بدون پشتوانه‌ی منطقی است و بیشتر به مزاح شباهت دارد تا به واقعیت، چون بر مبنای نسبیت ارزش‌ها و اصالت دادن به خواست بشر به جای مصلحت وی، شنیع‌ترین کارهای اخلاقی نه تنها ناپسند نیست، بلکه مقدس و قابل دفاع و از حقوق مسلم و طبیعی بشر قلمداد می‌شود.

شگفت آنکه پس از بررسی عقلانی و فلسفی، به این نتیجه می‌رسیم که از منظر واضعان حقوق بشر، هم‌جنس‌بازی مقدس و قابل دفاع و از حقوق طبیعی بشر محسوب می‌شود؛ ولی برای نمونه، رعایت حجاب جرم به شمار می‌آید. از این رو، به گفته‌ی هابز، هیچ کس حق محدود کردن آزادی انسان را ندارد و بر مبنای این دیدگاه لیبرالیستی، مسیر حرکت انسان را امیال او مشخص می‌کند و وجود شکاف بین انسان و امیال او، پذیرفتنی نیست. بر همین اساس است که اولاً آموزه‌های مذهبی در خصوص ممنوعیت سقط‌جنین، محدودیت روابط جنسی و احکام مربوط به خانواده و اخلاق و عفاف را مصداق ستم به زنان معرفی می‌نمایند و در جهت محو آن فعالیت می‌کنند. برای مثال، در «کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان»، هر گونه قیدی در روابط بین زن و مرد، با عنوان «تبعیض علیه زنان» محکوم شده است. ثانیاً ازدواج با هم‌جنس در برخی کشورهای غربی، همچون نروژ، سوئد و هلند، جنبه‌ی رسمی یافته است؛ به گونه‌ای که از سوی جوامع غربی تلاش می‌شود هم‌جنس‌بازی را علمی جلوه دهند. در کنوانسیون مزبور، به دنبال مشروعیت جهانی بخشیدن به هم‌جنس‌بازی و ابتذال فرهنگی و اخلاقی، خواستار لغو گرایش علیه هم‌جنس‌بازی شده‌اند.[8]

تناقضاتی از این دست در اعلامیه‌ی حقوق بشر و اصول پیرامون آن، فراوان است که در اینجا مجالی برای پرداختن به آن نیست.

6.شعاری بودن برخی اصول جهان‌شمول

اصولی همچون اصالت فرد و برابری، که مورد ادعای حقوق بشر غربی هستند، به واقع شعاری و بی‌ریشه هستند. اصالت فرد با برابری همه‌ی انسان‌ها با هم التزامی ندارد و در اسلام، ضمن قبول و تأکید بر برابری همه‌ی انسان‌ها، اصالت فرد نفی نشده است؛ بلکه ضمن احترام به اراده‌های اشخاص و آزادی عمل آنان، به مصالح جمعی در هنگام تعارض، رجحان داده می‌شود. پس نه اصالت فرد و نه اصالت اجتماع، بلکه هر دو در جایگاه خود باید قرار بگیرند. مهم‌ترین انتقاد بر اصل برابری در حقوق بشر غربی، شعاری بودن و مهم‌تر، بی‌ریشه بودن آن است. در تفکر اسلامی، این برابری ریشه در نسبت یکسان همه‌ی ابناء بشر به خدا و انتساب آنان به یک پدر و مادر و مبنای ارزش نه بر طبیعت، بلکه بر کرامت‌های اکتسابی و اختیاری دارد.[9]

7.حقوق مبتنی بر قرارداد اجتماعی یا جهان‌بینی؟

اعلامیه‌ی مذکور به لحاظ مبانی فلسفی هم دچار ضعف و نقص و تناقضاتی است که دامن‌گیر آن شده است.اگرچه اعلامیه‌ی حقوق بشر با الهام از نیازهای مشترک و ارزش‌های مشترک انسانی چهره‌ی جهانی بشر را مورد خطاب قرار داده است، لکن تلقی‌های متعدد و گوناگون از انسان و نیازهای او، به خصوص نحوه‌ی شناسایی و اجرای اعلامیه، در عمل، تحقق مواد حقوق بشر را با مشکل مواجه ساخته است. کاستی‌ای که تدوین‌کنندگان اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر در مورد حقوق و انسان به آن دچار شده‌اند این است که به این امر توجه ننموده‌اند که تعیین تعریف و مبدأ حقوق دقیقاً به جهان‌بینی افراد و تعریف آن‌ها از انسان مربوط است. از این روی، حقوق بشر را نمی‌توان صرفاً با قرارداد یا مبتنی بر آداب و عرف تدوین کرد که متأسفانه اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر بر این اساس است.[10]

قدرت‌های بزرگ که اختیار سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی حقوق بشر را در دست دارند، برای تنظیم روابط بین دولت‌ها، از حقوق بشر بهره می‌برند و بر مبنای مفاد این اعلامیه‌ها و موازین، برای ملت‌ها و فرهنگ‌های دیگر تصمیم‌گیری می‌کنند؛ در حالی که بین این فرهنگ‌ها، از یک‌ سو و ارزش‌هایی که قدرت‌های بزرگ از آن‌ها جانب‌داری می‌کنند، از سوی دیگر، مغایرت و ناسازگاری وجود دارد.
8حقوق بشر ابزار دست قدرت‌های بزرگ

مسئله‌ی دیگر نقد به این موضوع است که حقوق بشر تبدیل به ابزاری در دست قدرت‌های بزرگ شده است. از این حیث، قدرت‌های بزرگ که اختیار سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی حقوق بشر را در دست دارند، برای تنظیم روابط بین دولت‌ها، از این حقوق بهره می‌برند و بر مبنای مفاد این اعلامیه‌ها و موازین برای ملت‌ها و فرهنگ‌های دیگر تصمیم‌گیری می‌کنند؛ در حالی که بین این فرهنگ‌ها، از یک ‌سو و ارزش‌هایی که قدرت‌های بزرگ از آن‌ها جانب‌داری می‌کنند، از سوی دیگر، مغایرت و ناسازگاری وجود دارد. اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر که باید نوید امید و آزادی برای گروه‌های انسانی باشد، امروزه به ابزاری برای سرکوب و پایمال کردن حقوق انسانی بدل شده است.[11]

با توجه به وجوه مختلفی که در مورد مبنای فلسفی حقوق بشر گفته شد و دانستیم که مبانی این حقوق کاملاً برخاسته از فرهنگ غرب است و نقش فرهنگ‌های دیگر در آن نادیده انگاشته شده است، حتی عمل به این حقوق بشری که منبعث از ساختارهای فلسفی غرب است نیز مورد توجه کشورها و نهادهای به اصطلاح حقوق بشری قرار نگرفته و نمی‌گیرد. به عبارتی، «حقوق بشر بیش از آنکه قصد پاسداری از حقوق انسانی را داشته باشد، ابزار سلطه و کنترل نظام‌های جهانی غرب است. امروزه قدرت‌های بزرگ، حقوق بشر را به ابزاری برای سلطه بر کشورهای مخالف خود قرار داده‌اند و به بهانه‌ی گسترش دموکراسی، بهبود وضعیت حقوق بشر یا اعتلای حقوق زنان و کودکان، به دیگر کشورها لشکرکشی می­کنند و در ورای آن، اهداف اقتصادی و استعماری خود را دنبال می‌کنند.»[12]

به عبارتی دیگر، «هرچند که اعلامیه‌ی حقوق بشر از بنیاد، چنان در نظر گرفته شده بود که به ‌طور همگانی به مرحله‌ی عمل درآورده شود، با وجود این، به عنوان وسیله‌ای برای اعمال سلطه بر کشورهای جهان سوم، آلت دست سیاسی قدرت‌های شمالی قرار گرفت... برای اکثریت مردم این کشورها [کشورهای جنوب] که از غارت‌های امپریالیستی و استعماری منابع خود، بسیار رنج کشیده‌اند و هنوز هم در حال صدمه دیدن هستند، اعلامیه‌ی حقوق بشر به عنوان محصولی غربی استنباط شد که هدف آن صیانت از سعادت و خوشبختی شهروندان غرب به هزینه‌ی سعادت و خوشبختی ملت‌های غیرغربی است...»[13]
  • نتیجه‌گیری

هر یک از انتقاداتی که در فوق به آن اشاره شد، بخش کوچک و اجمالی از ایراداتی است که به حقوق بشر غربی شده است. این انتقادات سوای از ایراداتی است که هر یک از رویکردهای نظری و فلسفی انتقاداتی به حقوق بشر دارند. برای تشریح بهتر انتقادات به حقوق بشر، رویکرد صحیح این است که اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر مورد بررسی و نقد قرار گیرد، ولی به دلیل تکنیکی بودن آن بحث، از پرداختن به آن اجتناب کرده‌ایم.(*)

پی‌نوشت‌ها:
[1]. قائمی‌نیک، محمدرضا، «بررسی منظرهای انتقادی چهارگانه به مبانی اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر»، راهبرد یاس، زمستان 1388، شماره‌ی 20، ص 292.
[2]. وکیلی، هادی، نقد مبانی اومانیستی حقوق بشر غربی، کتاب نقد، پاییز 1384، شماره‌ی 36، ص 134.
[3]. سیدیان، سید مهدیو، «حقوق بشر از دیدگاه اسلام و غرب»، بازتاب اندیشه، دی 1384، شماره‌ی 69،‌ ص 74.
شعبان‌نیا، قاسم
[4]. قائمی‌نیک، محمدرضا، همان، ص 296.
[5]. حبیبی مجنده، محمد، مبانی فلسفی حقوق بشر، نامه‌ی مفید، تابستان 1379، شماره‌ی 22، ص 97.
[6]. همان، ص 105.
[7]. سیدیان، سید مهدیو، همان.شعبان‌نیا، قاسم
[8]. وکیلی، هادی، همان، ص 136.
[9]. سیدیان، سید مهدیو، همان.شعبان‌نیا، قاسم
[10]. روزنامه‌ی رسالت، شماره‌ی 5954، تاریخ 13 شهریور 1385، ص 18 (اندیشه‌ی سیاسی).
[11]. قائمی‌نیک، محمدرضا، همان، ص 297.
[12]. قائمی‌نیک، محمدرضا، همان، ص 292.
[13]. حقوق بشر در جهان امروز، 1382، ص 52.
*احمد صدیقی؛ کارشناس مسائل حقوقی و سیاسی

در قسمت بعد بند بند این اعلامیه رو به نقد و حتی برخی مواد و نگاههایی که باید قبل از ورود به نقد برسی کنیم هم براتون مینویسم .
این رو فعلا به عنوان پیش مقدمه قبول کنید .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عمار94 ، میم.حسین.الف ، فاطمه خانم ، imaneavare_59
۵:۳۳, ۷/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #6
آواتار
جالبه ! چرچیل از یک طرف داشت اتفاقات جنگ جهانی دوم را رهبری میکرد و از طرفی هم مشغول تدوین اعلامیه ی حقوق بشر بود !
اعلامیه ی حقوق بشر بسیار مهم است !
چون برای قانونی شدنش لازم بود خون میلیون ها انسان ریخته شود !
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۰۶, ۸/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #7

شما اعلامیه حقوق بشر رو بخونید متوجه میشید که هدف اصلیشون تعریف واژه های آزادی، برده و نظام اقتصادی هست. یک روش مستتر و مخفی برای تعریف واژه ها
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۴۴, ۸/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #8
آواتار
خانم پارمیس پاسخ دوستان رو نمیدید؟Huh
(۷/اسفند/۹۴ ۵:۳۳)عمار94 نوشته است:  جالبه ! چرچیل از یک طرف داشت اتفاقات جنگ جهانی دوم را رهبری میکرد و از طرفی هم مشغول تدوین اعلامیه ی حقوق بشر بود !
اعلامیه ی حقوق بشر بسیار مهم است !
چون برای قانونی شدنش لازم بود خون میلیون ها انسان ریخته شود !

(۸/اسفند/۹۴ ۰:۰۶)mohammadz نوشته است:  شما اعلامیه حقوق بشر رو بخونید متوجه میشید که هدف اصلیشون تعریف واژه های آزادی، برده و نظام اقتصادی هست. یک روش مستتر و مخفی برای تعریف واژه ها
صرفا جهت هدیه به شما و سایر پژوهشگران
یه توضیح درباره اینکه اعلامیه حقوق بشر و سایر قراردادها و عهود بین المللی نسبت به قوانین داخلی ایران شرایطش چطوری؟
نظر به اين كه طبق ماده 9 قانون مدني ج. ا. ا. ( مقررات عهودی که بر طبق قانون اساسی بین دولت ایران و سایر دول، منعقد شده باشد در حکم قانون است.) قراردادهاي بين المللي در حكم قوانين داخلي است، و از طرفي ديگر مقررات قانون اساسي برتر از قوانين عادي است، بنابراين در حقوق داخلي ايران، قانون اساسي برتر از قراردادهاي بين المللي است كه دولت عضو آنهاست و در موقع تعارض قانون اساسي مقدم است[شريفيان، جمشيد، راهبرد جمهوري اسلامي ايران در زمينه حقوق بشر در سازمان ملل متحد، تهران، وزارت امور خارجه، چ اول، 1380، ص352 ـ 355.] لذا اصل 4 قانون اساسي مي‌گويد: كليه قوانين و مقررات حاكم بر كشور در تمام زمينه‌ها بايد بر اساس موازين اسلام باشد.
  • بنابراين قراردادهاي بين المللي مغاير با اصول و احكام اسلامي يا قانون اساسي بي‌اعتبار خواهد بود.
نتيجه آن كه جمهوري اسلامي در مقابل بعضي مواد منشور بين الملل حقوق بشر به ويژه ميثاق حقوق مدني و سياسي كه با قوانين اساسي و عادي داخلي مغاير است و تعارض دارد، تعهد و مسئوليتي ندارد.[همون منبع ]
چون از يك طرف جمهوري اسلامي بعد از انقلاب از اين ميثاق ها خارج نشده و يا آنها را نسخ و لغو نكرده و از سوي ديگر با ارائه گزارش‌ هاي مستمر با كميتة حقوق بشر همكاري كرده اين بدان معناست كه «جمهوري اسلامي ايران ميثاق را با شرط (Reservation) در خصوص موارد خلاف اسلام قبول ندارد و به رسميت نمي‌شناسد.{ مهرپور، حسين، حقوق بشر در اسناد بين المللي و موضع ج. ا. ا.، تهران، اطلاعات، چاپ اول، 1374، ص 50.}
چنان چه كنوانسيون مربوط به وضع پناهندگان مصوب خرداد 1355 در رژيم قبلي و كنوانسيون حقوق كودك را در سال 1370 شهريور ماه امضا و در اسفندماه 1372 از تصويب مجلس شوراي اسلامي گذرانده و هر كدام را با حق شرط پذيرفته است و گفته كه : هر يك از موارد مقررات آن با مقررات اسلامي و قوانين داخلي مغاير بوده، به آن ملتزم نبوده و عمل نخواهد كرد.[ شريفيان، جمشيد، همان، به نقل از نظام بين المللي حقوق بشر، حسين مهرپور، تهران، اطلاعات، 1369.]
  • لذا از مجموع اظهار نظرها و با استفاده از راه‌كارهاي موجود در حقوق بين الملل چنين به دست مي‌آيد كه الحاق ايران به اعلاميه حقوق بشر يا ميثاق حقوق مدني و سياسي آن به منزله پذيرفتن حقوق بشر غربي نيست و در موقع اختلاف و تعارض حقوق داخلي و قانون اساسي و اسلامي مقدم است.
اما چند بند از این اعلامیه
  • مادّة اول: تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي‌آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند. همه داراي عقل هستند و بايد با يكديگر با روح برادري رفتار كنند.

نويسند‌گان اعلاميه مشخص نكرده‌اند كه اين مادّه از اصول موضوعه است و يا معادل و هم‌ارز ساير مواد آن. همچنين معلوم نيست، قاعدة «تمام افراد بشر بايد با يكديگر با روح برادري رفتار كنند» توصيه‌اي اخلاقي است يا دستوري قانوني و حقوقي. چنان‌که «رفتار برادرانه» نيز تعبير ابهام دارد؛ يعني معلوم نيست كه چه رفتاري ناقض روح برادري است و چه رفتاري با روح برادري سازگار است. به فرض اينكه بدانيم كه دستور به رفتار برادرانه چه چيزي را الزام و تكليف مي‌كند، اين پرسش همچنان مطرح است كه سزاي كسي كه با اين امر مخالفت و از آن سرپيچي كند چيست. حقيقت اين است كه مفاد اين مادّه را چيزي بيش از يك اندرز پدرانه يا برادرانه نمي‌توان تلقي كرد.

از ديدگاه اسلامي، با قاطعيت مي‌توان گفت كه همة افراد بشر بايد با يكديگر با روح برادري رفتار كنند، زيرا در اين رويکرد همة افراد بشر در واقع و حقيقت «برادر»اند؛ يعني از يك پدر و مادر پديد آمده‌اند.(حجرات (49)، 13:«يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَي».) اما كساني كه هر گروه از افراد انساني را از نژاد و نسل حيواني جداگانه مي‌پندارند، چگونه مي‌توانند همة انسان‌ها را برادر بدانند و به آنان توصيه مي‌كنند كه رفتارشان برادرانه باشد؟! همچنين در بينش اسلامي مي‌توان ادعا کرد كه همة افراد بشر آزاد آفريده شده‌اند؛ چرا كه همة آنان فرزندان آدم و حوا ـ سلام اللّه عليهما ـ هستند كه هر دو انسان‌هايي آزاد بوده‌اند. کساني كه داستان خلقت انسان را آن گونه كه در قرآن كريم آمده است نمي‌پذيرند و به فرضيه‌هاي زيست‌شناسي دل بسته‌اند، با چه دليل و برهاني مي‌توانند اثبات كنند كه همة انسان‌ها آزاد به دنيا مي‌آيند؟ در پرتو بينش اسلامي به سهولت و شفافيت هرچه تمام‌تر مي‌توانيم استدلال كنيم كه هيچ انساني، ذاتاً، برده نيست و بردگي امري عارضي است كه بر اثر عوامل خارجي پديد مي‌آيد.
  • مادّه دوم: هر كس مي‌تواند بدون هيچ‌گونه تمايز، مخصوصاً از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دين، عقيدة سياسي يا هر عقيدة ديگر و همچنين مليت، وضع اجتماعي، ثروت، ولادت يا هر موقعيت ديگر، از تمام حقوق و آزادي‌هايي كه در اعلامية حاضر ذكر شده
است بهره‌مند گردد. به‌علاوه، هيچ تبعيضي به عمل نخواهد آمد كه مبتني بر وضع سياسي، اداري و قضايي يا بين المللي كشور يا سرزميني باشد كه شخص به آنان تعلق دارد، خواه اين كشور مستقل، تحت قيومت يا غير خود مختار بوده يا حاكميت آن به شكلي محدود شده باشد.
اين مادّه كه به صورت يك اصل قانوني يا شبه قانوني تبعيض را به طور مطلق نفي مي‌كند، بيش از يك شعار نيست، چون قابل تبيين و توجيه عقلي نيست. در رويکرد توحيدي كه انواع تبعيض نفي شده است، اضافه بر استناد به كلام الاهي كه معتبرترين سند است، دليل خرد پسندي وجود دارد و آن اينكه چون همة انسان‌ها از يك پدر و مادر آفريده شده‌اند با هم برادرند و طبعاً در استفاده از حقوق و آزادي‌ها نيز برابر خواهند بود.
  • مادّه سوم: هر كسي حق زندگي آزادي و امنيت شخصي دارد.

بر اساس مفاد اين مادّه براي هر فردي سه حق اثبات مي‌شود: «حق حيات، حق آزادي و حق امنيّت شخصي». پرسش اصلي اين است: اين حقوق از كجا نشأت پذيرفته است و چرا انسان چنين حقوقي دارد؟ افزون بر آن، آيا حق حيات حقي اوّلي است كه ممكن است در بعضي اوضاع و احوال ساقط شود و از ميان برود يا حقي هميشه ثابت است؟ آنچه از اين مادّه استفاده مي‌شود ـ به احتمال قريب به يقين مراد نويسندگان اعلاميه نيز همين بوده ـ اين است كه حق حياتْ مطلق است؛ يعني هيچ كسي را، هرچند جرمي و جنايتي مرتکب شده باشد، نمي‌توان كشت. از همين رو، بسياري از كشورها با استناد به همين مادّه مجازات اعدام را لغو كرده‌اند. كساني كه دچار چنين پندار بي‌پايه‌اي شده‌اند، به حق خداوند معتقد نيستند، بلکه همة حقوق را ناشي از تبادل منافع در جامعه مي‌دانند و مي‌گويند چون انسان‌ها در زندگي اجتماعي همكاري متقابل دارند حقوق و تكليفي پيدا مي‌كنند. از آنان مي‌پرسيم: چگونه بر اين باوريد كه اگر كسي ديگري را كشت نبايد كشته شود و حتي از كسي كه هزاران انسان بي‌گناه را به خاك و خون كشيده است نبايد سلب حيات كرد؟ مگر نه اين است كه به عقيدة خود شما اگر كسي به ديگري كمكي كند بر او حقي مي‌يابد؟ بر اين اساس، اگر كسي به ديگري خسارتي وارد کند، حقي را ضايع کرده است و شخص متضرر بايد بتواند ادعاي خسارت بکند. و چه زياني بالاتر از اينكه كسي را بكشد؟ چگونه كسي كه فرد يا افرادي را به قتل رسانده است، خود همچنان حق حيات دارد؟! به چه دليل حيات يك انسان در هر اوضاع و احوالي بايد محفوظ بماند؟

اين پرسش دربارة حق آزادي نيز مطرح است. آيا آزادي مطلق است يا محدود؟ اگر حق آزادي مطلق است، مي‌پرسيم: به چه دليل آزادي هيچ كسي را در هيچ اوضاع و احوالي نمي‌توان محدود كرد؟ و اگر اين حق استثناپذير است ـ و يقيناً تدوين‌کنندگان اعلاميه نيز بر همين باورند و به همين دليل مجازات حبس را جايز مي‌دانند ـ به همان دليلي كه آنان زندان را تجويز کرده‌اند و موجبات محدوديت آزادي انسان را فراهم مي‌آورند، ما نيز كساني را به مجازات اعدام محكوم مي‌كنيم و حق حيات را از آنان مي‌گيريم؛ همان‌گونه كه آنان معتقدند كه در مواردي مي‌توان آزادي افرادي را سلب يا محدود كرد. چنان‌که در اعلاميه نيز بر آن تصريح کرده‌اند: اگر كسي حقوق و آزاديهاي ديگران را مراعات نكند يا مقتضيات صحيح اخلاقي و نظم عمومي و رفاه همگاني را رعايت نكند، از بعضي ازحقوق آزاديهاي خود محروم مي‌شود.(.اعلامية جهاني حقوق بشر، بند دوم، مادّة بيست و نهم.) طبعاً آنان براي سلب يا محدود كردن آزادي اين افراد دليلي دارند. ما نيز با استناد به دليلي مشابه، حق حيات را از بعضي اشخاص سلب مي‌كنيم.

خلاصه، در مادّة مزبور، سه حق در يک رديف آمده است. اگر حق آزادي عموميّت ندارد و قابل تخصيص است، به چه دليلي حق حيات و حق امنيّت شخصي مطلق‌ و تخصيص ناپذيرند؟ چه تفاوتي ميان حقوق مزبور وجود دارد؟

اگه سخنی هست منطقی پاسخ بدید نه از روی برخورد های سطحی ( لطفا مستند و بصورت صحیح و منطقی رد کنید و نگید چون من این رو نمیپسندم و چون با فکر من جور نمیاد پس رده _ برای شما بله ولی برای همه خیر _ )
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم
۱۸:۲۴, ۸/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #9
آواتار
(۸/اسفند/۹۴ ۱۲:۴۴)mahdy30na نوشته است:  خانم پارمیس پاسخ دوستان رو نمیدید؟Huh

آقای محترم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
قرار شد داخل هر پست چند تا ابهام نوشته بشه و کاربران بررسی کنن.
نه اینکه شما طومار بنویسی و بعد هم توقع داشته باشید من به همش پاسخ بدم
احساس میکنم شما تعمدا این کارو میکنید که توانایی و تمرکز مخاطب در پاسخ گویی به پست هاتون کمتر بشه....

(۸/اسفند/۹۴ ۱۲:۴۴)mahdy30na نوشته است:  قراردادهاي بين المللي در حكم قوانين داخلي است، و از طرفي ديگر مقررات قانون اساسي برتر از قوانين عادي است، قانون اساسي برتر از قراردادهاي بين المللي است كه دولت عضو آنهاست و در موقع تعارض قانون اساسي مقدم است

!!!!!!

خب با این قانون به راحتی هر حاکم یا رییس دولتی میتونه به مردم ظلم کنه...
و وقتی هم که نهادهای بین المللی بهش اعتراض کردن بگه که قانون من بالاتر از قوانین بین المللی است و من ملزم به پاسخ گویی به نهادهای بین المللی نیستم و هر کاری که دلم بخواد میکنم. مثل صدام حسین.
خب این یه ایراده توی قانون ما.
نظرتون راجع به این ایراد چیه؟؟؟
ضمنا من فقط این بخش از پست تون رو خوندم.
اگر بقیه پست تون رو هم وقت داشتم بخونم حتما ایراداتی از داخلش پیدا میشد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۳۶, ۸/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #10
آواتار
قانون اساسی :
اصل‏ چهارم: ‎‎‎‎‎کلیه‏ قوانین‏ و مقررات‏ مدنی‏، جزایی‏، مالی‏، اقتصادی‏، اداری‏، فرهنگی‏، نظامی‏، سیاسی‏ و غیر اینها باید بر اساس‏ موازین‏ اسلامی‏ باشد.
این‏ اصل‏ بر اطلاق‏ یا عموم‏ همه‏ اصول‏ قانون‏ اساسی‏ و قوانین‏ و مقررات‏ دیگر حاکم‏ است‏ و تشخیص‏ این‏ امر بر عهده‏ فقهای شورای‏ نگهبان‏ است‏.
(۸/اسفند/۹۴ ۱۸:۲۴)پارمیس نوشته است:  آقای محترم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
قرار شد داخل هر پست چند تا ابهام نوشته بشه و کاربران بررسی کنن.
نه اینکه شما طومار بنویسی و بعد هم توقع داشته باشید من به همش پاسخ بدم
احساس میکنم شما تعمدا این کارو میکنید که توانایی و تمرکز مخاطب در پاسخ گویی به پست هاتون کمتر بشه....


!!!!!!

خب با این قانون به راحتی هر حاکم یا رییس دولتی میتونه به مردم ظلم کنه...
و وقتی هم که نهادهای بین المللی بهش اعتراض کردن بگه که قانون من بالاتر از قوانین بین المللی است و من ملزم به پاسخ گویی به نهادهای بین المللی نیستم و هر کاری که دلم بخواد میکنم. مثل صدام حسین.
خب این یه ایراده توی قانون ما.
نظرتون راجع به این ایراد چیه؟؟؟
ضمنا من فقط این بخش از پست تون رو خوندم.
اگر بقیه پست تون رو هم وقت داشتم بخونم حتما ایراداتی از داخلش پیدا میشد.

درباره اون پیش مقدمه اسمش روش بود ، پیش مقدمه و اینکه یه اگاهی کلی به دوستان بدم همین . شما مجبور به پاسخ نیستین و میتونین قسمتهایی که مغایر با نگاه شما هست رو بپید و گپ و گفتی با هم و دوستان داشته باشیم.
اینکه چند ابهام نوشته بشه و یا اینکه متن بلد و کوتاه و ... مهم این هست خواننده با زوایای مختلف اشنا بشه .
اگه من و شما بلدیم دلیل نمیشه کاربر دیگه ای که مثلا تو پیام خصوصی سوال میکنه و یا تو جایی تو بحثی برخورد داشتم و دیدم نمیدونه ، اینجا متوجه بشه و با کلید وازه ها بره دنبال بحث و یکم چیزی یاد بگیره . شما چرا ناراحت میشید.؟
اما برسیم به متن شما
(۸/اسفند/۹۴ ۱۸:۲۴)پارمیس نوشته است:  خب با این قانون به راحتی هر حاکم یا رییس دولتی میتونه به مردم ظلم کنه...
اثباتش با شماس.
بعدشم قانون اساسی هر کشور برای اون کشور از هر قانون دیگه ای ارجحیت داره و بنیان قوانین رو از اون میگیرن .
بعدشم ابزار معیار شما بری سنجش و برتری قوانین در ایران قانون اساسی و در هرکشوری هم همینه .
اگه نمونه مخالف دارین نشون بدین خوشحال میشم .
متن قانون اساسی رو هم براتون لینک میدم تا اگه مقایر پیدا کردین بیان کنین .
شما اصول ابتدایی قانون اساسی رو مطالعه بفرمایی ، احساس میکنم این موضوع براتون جل بشه و اگه نشد بیان کنین و تا زمانی هم که حل نشد رو همین قسمت میمونیم تا براتون رفع بشه.
پارمیس گرامی ارزش و جایگاه قوانین و عهود بین المللی ارزش دارن ولی وقتی اجرای عهدنامه های بین المللی ، بستگب به سیاسیتهای عمومی کشور ، عمل متقابل و عوامل دیگر دارد .
و این رو بدونین که به واقع قواعد بین الملل رو شما نمیتونین بر قوانین اساسی و عادی داخلی ترجیح بدین.البته این رو من دانشجوی حقوق نمیگم ، این ملاک و حرف اساتید حقوق هست و کسایی که تو این راه بودن و هستن .

ایارد گفتین من یاد یه موضوع افتادم ، برفرض بگیریم قوانین بین المللی که با شرایطی لازم الجرا هستن ، شما بفرما هر چند سال اومدیم قوانین اصلاح و یا تغییر و یا قوانینی دلخواه توسط بعضی ها تصویب و به امضای برخی کشورها و یا به اجماع کلی رسید، ایا قوانین داخلی باید هرلحظه منتظر این باشن که قوانین بین المللی چی میگن باشن ؟ مثل این میمونه که شما تو خونه خودت یسری قوانین داری و رعایتش براتون محترم هست و براش کلی دلیل داری ، ولی یکی میاد و بهتون میگه این چیه شما داری ، بیا این رو بپذیر و پس فردا یکی دیگه میگه چرا اینو قبول میکنی و ... ماجرای اون پیرمرد و پسرش که یه خر داشتن و هر ابادای میرسیدن میگتن چرا تو سواری و یکی میگفت چرا پسرت سواره و ... . قوانین همینطروی نیست که هر قانونی بیاد قوانین داخلی با اون سنجیده بشن بلکه قوانین داخلی هر کشور ارزش والایی دارن و قوانین بین المللی و عهود و پیمانها و ... با قوانین داخلی وخصوصا قانون اساسی ( دیگه اسمش روشه ) سنجیده و در سیر قانونگذاری مورد پذیرش و امضا قرار میگیرن.

اما برسیم به قسمت دیگه صحبت شما
درباره ایراد به قوانین حتما ایرادات رو بگین خوشحال میشم که ببینم از نگاه شما ایراد به کدوم قسمت هست و براتون در حد توان توضیح بدم .
البته شرایط یک قانون رو که دیگه نیاز نمیدون براتون بگم ، اگه نیاز بود بگید .
در انتها
(۸/اسفند/۹۴ ۱۸:۲۴)پارمیس نوشته است:  و وقتی هم که نهادهای بین المللی بهش اعتراض کردن بگه که قانون من بالاتر از قوانین بین المللی است و من ملزم به پاسخ گویی به نهادهای بین المللی نیستم و هر کاری که دلم بخواد میکنم. مثل صدام حسین.
نهاد های بین المللی کی به حرف میان و کی سکوت میکنن ! شما نمونه اوردین صدام حسین ، من میگم فرانسه . نمونه عرض میکنم خدمت شما .
متن قانون اساسی فرانسه میگه :
اصل ۲

فرانسه یک جمهوری غیرقابل تجزیه، غیر مذهبی، دمکراتیک و اجتماعی است. دولت، اصل برابری در مقابل قانون را برای همه شهروندان خود بدون در نظر گرفتن نژاد و مذهب تضمین می‌نماید و به تمام اعتقادات احترام می‌گذارد.
متن اعلامیه حقوق بشر :

مادهٔ ۲

همه انسانها بی هیچ تمایزی از هر سان که باشند، اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیدهٔ دیگری، خاستگاه اجتماعی و ملی، [وضعیت] دارایی، [محل] تولد یا در هر جایگاهی که باشند، سزاوار تمامی حقوق و آزادیهای مطرح در این «اعلامیه» اند. به علاوه، میان انسانها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمروقضایی و وضعیت بین‌المللی مملکت یا سرزمینی که فرد به آن متعلق است، فارغ از اینکه سرزمین وی مستقل، تحت قیمومت، غیرخودمختار یا تحت هرگونه محدودیت در حق حاکمیت خود باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد.
این دو ماده رو مشاهده فرمودین؟ حالا این قانون که میگه :
قانون شماره 228-2004، 15 مارس 2004
ماده یک میگه :

در مدارس، كالج ها و دبيرستانهاي دولتي، داشتن نشانه يا پوششي كه از طريق آن دانش آموزان آشكارا وابستگي مذهبي خود را نشان دهند ممنوع ميباشد.

( Loi n° 2004-228 du 15 mars 2004
Article 1

Il est inséré, dans le code de l’éducation, après l’article L.141-5, un article L.141-5-1 ainsi rédigé

Article L.141-5-1- Dans les écoles, les collèges et les lycées publics, le port de signes ou tenues par lesquels les élèves manifestent ostensiblement une apparence religieuse est interdit
Le règlement intérieur rappelle que la mise en œuvre d’une procédure disciplinaire est précédée d’un dialogue avec l’élève

Article 3
Les dispositions de la présente loi entrent en vigueur à compter de la rentrée scolaire qui suit sa publication

Article 4
Les dispositions de la présente loi font l’objet d’une évaluation un an après son entrée en vigueur
La présente loi sera exécutée comme loi de l’Etat

این قانون ایا مخالف با دو مورد داخلی و بین المللی نیست؟ پس چرا اجرا شد.
لطفا چشمتون رو نبندین روی مباحث .
حالا صدام کجا ( زمانی چنان همین قوانین ازش دفاع میکرد که نگو ) و این فرانسه که مهد قانونمداری و .. هست کجا.
مثال زیاده پارمیس گرامی
پس قوانین داخلی همیشه ارجح هستن بر قوانین بین المللی و حتی میتونن نسخ کننده و اینکه تکمیل کننده قوانین داخلی باشن.
فقط امیدوارم حوصله کنین و بخونین تااخر.
قوانین ما با اسلام سنجیده میشه و سنگ محکش هم معلومه ، قوانین بین المللی هم هرجا با مبانی اسلام نخونه کنار گذاشته میشه .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا