|
پرسمان
|
|
۳:۴۳, ۵/آبان/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/آبان/۹۶ ۳:۴۵ توسط ماحی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() سوالات مطرح میشه وبعد از چند روز اگر کاربری پاسخی برایش نداشت.حقیر پاسخ را باتوجه منابع میدم. -پاسخ ها تا حد امکان مختصر ومفید باشد.
-اگر شما بزرگواران تمایل به طرح سوال وهمچنین پاسخگویی نهایی داشتین،منبع پاسخ راهم ذکر بفرمایید. -محدوده موضوعات: پرسش های دینی کودکان و...جوانان،احکام،اخلاقی. (ان شالله اگر شما تمایل داشتین ومدیرت اجازه دادند در آینده پرسمان مشاوره ارائه می شود با پاسخگویی اساتید ومنابع معتبر) ______________________ با یاری حضرت حق وهمراهی شما همسنگران اولین سوالات را مطرح می کنم سوالات دینی کودکان: 1.خداچه شکلی است؟ 2.بهشت وجهنم کجاست؟ سپاس از همراهی شما |
|||
|
|
۶:۰۲, ۵/آبان/۹۶
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
(۵/آبان/۹۶ ۳:۴۳)ماحی نوشته است: سلام ، با توجه به درک فعلی خودم جواب میدم. خدا ، زیباترین وجه عالم در عین مستور بودن. بهشت ، جاییکه سر بالا ببری خدا رو ببینی (خود خدا هم میگن مقام قرب بزرگترین نعمت بهشته) ، وصال ابدی. جهنم ، عالم حسرت. حسرت بی فایده! |
|||
|
|
۱۰:۳۵, ۵/آبان/۹۶
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۵/آبان/۹۶ ۳:۴۳)ماحی نوشته است: با سلام . موضوع و عنوان خوبیه ،فقط برای کودکان یادم هست یه بحث بود توی روانشناسی مه استقرایی و ... که کودکان مثلا هرجی رو که تخم بزارن پرنده میدونن و اگه بگی ماهی هم تخم میزاره براشون سخته مگر اینکه براش با روش خودش توضیح بدی ( البته اینوچون حداقل 10 سال پیش مطلبشو خونده بودم الان دقیق یادم نیس ) برای همین برای کودکان به روشی جدا باید پرسشها رو پاسخ داد خدا را چگونه به بچه معرفی کنیم ؟یسری پاور پوینت بود داشتم که اینا رو توش جواب میداد اگه پیدا کردم حتما میفرستم برای دوستان / راسی این کتابها هم خوبن ، البته بتونین پیدا کنین ، گاهی کمپیدا میشن
1. خداشناسی قرآنی کودکان، غلام رضا حیدری ابهری.
2. خانواده در اسلام، حسین مظاهری. 3. ده درس خدا شناسی برای جوانان، ناصر مکارم شیرازی. |
|||
|
|
۱۱:۱۱, ۵/آبان/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/آبان/۹۶ ۱۱:۲۲ توسط mbanki.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
(۵/آبان/۹۶ ۳:۴۳)ماحی نوشته است: 1.خداچه شکلی است؟ 2.بهشت وجهنم کجاست؟1-خدا ماده نیست که شکل داشته باشه مانند انرژی که شکل نداره مثلا برق شکل ندارد بااین فرق که انرژی محدوده ولی خدا نامحدوده وهمه جا هست. 2-جای خاصی نداره همین جاست منتها باید از این قالب بیرون برویم ویا لباس دیگری بپوشیم تا اونو ببینیم |
|||
|
|
۲۱:۱۶, ۷/آبان/۹۶
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
به نام خدا_سلام وخداقوت
ممنونم از پاسخ های خوب شما همسنگران گرانقدر.پرسمان .پاسخ سوالات دینی کودکان 1.خداچه شکلی است؟ما درباره اندازه و شکل چیزهایی حرف می زنیم که بتوانیم آن ها را ببینیم.چیزهایی که دیده نمی شوندشکل هم ندارند.انسان هرگز نمی تواند خدا را ببیندتا بگوید چه شکلی است .حتما تا حالا شده که یک گل را بو کنید.به نظر شما بوی گل چه شکلی است؟جواب می دهیدکه نمی دانیم،چون بوی گل دیدنی نیست.در دنیا چیزهای زیادی وجود دارد که چشم ما نمی تواندآن ها را ببیند:مانند صدا هایی که می شنویم و بوهایی که استشمام می کنیم.نمی توان گفت که این جور چیزها دایره اند،یا مربع یا بیضی، چون اصلا دیدنی نیستند.1 2.بهشت وجهنم کجاست؟ به نظر بعضی از دانشمندان مسلمان،دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم در دل دنیایی بزرگ تر قرار دارد که بهشت وجهنم در آن دنیای بزرگ تر هستند.بچه ای که در شکم مادرش قرار دارد،تا به دنیا نیامده خیال می کندکه همه ی دنیا شکم مادر اوست.اما وقتی به دنیا آمد، با جهانی به مراتب بزرگتر از دنیایی که در آن زندگی می کرده روبه رو می شود.دنیای ما هم در مقایسه با دنیای بزرگ تراطراف آن،خیلی خیلی کوچک است،همان طور که شکم مادر برای بچه ای که در قرار دارد،در مقایسه با بیرون شکم،بسیار کوچک است.بنابراین طبق نظر این دانشمندان جای بهشت وجهنم در همان جهانی است که بر جهان ما احاطه دارد.2 منبع: 1و2.غلامرضا حیدری ابهری،پرسمان قرآنی کودک،نشر بوستان کتاب.ص89و112. ___________________________________________________________ وسوالات امروز را احکام در نظر گرفته ام.ان شاالله که مورد توجه قرار بگیرد.(آن دسته از احکام را جز سوالات قرارمی دهم که بیشتر نیازداریم به دانستن ویادآوری آن )، هر گونه انتقاد وپیشنهاد شما پذیرفته می شود ودر واقع حقیر از آن استقبال می کنم.سپاس از همراهی شما. سوالات شرعی جوانان:1.فلسفه حرمت استمنا در اسلام چیست؟آیا آیه وحدیثی در این زمینه وجود دارد؟ 2.گاهی با نگاه به عکس وفیلم های مبتذل بدون اینکه قصد استمنا داشته باشم،رطوبتی از من خارج می شود، آیا استمنا محسوب می شود؟ 3.آیا رنگ خودکار مانع از صحت وضو است؟
|
|||
|
|
۱۸:۱۱, ۸/آبان/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/آبان/۹۶ ۱۸:۳۵ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۷/آبان/۹۶ ۲۱:۱۶)ماحی نوشته است:درباره احکام ، پیشنهاد میکنم از ابتدا و قبل از رسیدن به سن تکلیف ( چه پسر و چه دختر در کل احکام ) بیان کنیم که احکام دست ماها نیست ، و چرا این حرام و اون حلال ربطی به علم و ... نداره ، و واقعیتش هم همینه . علم در لحظه در صحیح و خطا هست و اعتباری بهش نیست . درباره 2 - نه ربطی نداره ، اون رفتار قاعده معین داره که فرمولش توی یه سنی به بچه باید بصورت مناسب گفته بشه . 3 بجای این باید بگیم جرمی که با مواد شوینده پاک نمیشه و به نوعی هم سطح با پوست میشه ، مانع نمیشه . البته چون نظر فتوایی هست باید مرجع رو ببینین . |
|||
|
|
۲۰:۳۲, ۱۰/آبان/۹۶
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
به نام خدا-باسلام .ممنونم از پاسخ شما.وممنونم از همه کاربرانی که تایپیک را میخوانند واستفاده می کنند.
سوال اخلاقی :صفات بد (رذایل) را چطور در وجود خوداز بین ببریم؟؟ (راه معالجه امراض نفسانی چیست؟) پاسخ شرعی جوانان: 1.فلسفه حرمت استمنا در اسلام چیست؟آیا آیه وحدیثی در این زمینه وجود دارد؟درباره حرمت استمنا وخود ارضایی از امام صادق(علیه السلام)پرسش شد حضرت فرمود:گناهی بزرگ است،خداوند در کتاب خود از این عمل نهی فرموده است.کسی که به چنین عملی دست می زند،گویی با خودازدواج کرده است!واگر از کار وی آگاه شوم با وی غذا نمی خورم. سوال کننده پرسید:منبع این سخن از کتاب خدا کجاست؟حضرت فرمود:درآیه((فمن ابغی ورا ذلک فاولئک هم العادون))منظور از ((ورا ذلک))استمنا می باشد.(آیه 7/مومنون)1 2.گاهی با نگاه به عکس وفیلم های مبتذل بدون اینکه قصد استمنا داشته باشم،رطوبتی از من خارج می شود، آیا استمنا محسوب می شود؟ همه مراجع:خیر،استمنا نیست ورطوبت مزبور پاک است.ولی نگاه به عکس وفیلم مبتذل وتحریک آمیز جایز نیست. البته اگر رطوبت، نشانه های منی را داشته باشد غسل جنابت واجب می شود.2 3.آیا رنگ خودکار مانع از صحت وضو است؟ همه مراجع:اگر جرم داشته باشد،مانع است و باید برای وضو،برطرف شود. تبصره:آیه الله مکارم می گوید:در مورد جوهر خودکار به این نتیجه رسیده اندکه جرم ضعیفی دارد ومانع از رسیدن آب به پوست نیست.3 منبع:1و2و3پرسشها وپاسخهای دانشجویی30/گردآورنده سید مجتبی حسینی ،نشرمعارف ،ص95و97و56. - دقت بفرماییددرپاسخ سوال دوم ذکر شده (نگاه به عکس وفیلم مبتذل وتحریک آمیزجایز نیست)وجایز نیست یعنیحرام است. |
|||
|
|
۱۳:۱۱, ۱۲/آبان/۹۶
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
به نام خدایک بار دیگه سوالو تکرار میکنم برای شما.
سوال اخلاقی :صفات بد (رذایل) را چطور در وجود خوداز بین ببریم؟؟؟؟ (راه معالجه امراض نفسانی چیست؟) ممنون از همراهی شما
|
|||
|
|
۲۳:۴۵, ۱۷/آبان/۹۶
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
هوالمحبوب
امشب شب اربعين مصباح هداست دل ياد حسين بن علي شير خداست پروانه به گرد شمع حق پر زد و سوخت امشب شب ياد عشقياء و شهداست عرض سلام وتسلیت اربعین حسینی خدمت شما همسنگران گرامی. سوال پرسمان اخیر چی بود؟این که صفات بد و رذایل را چطور از خودمان دور کنیم؟؟ جناب سدره المنتهی فرمودند (با حیا از خدا)به نظرم جواب قابل تامل وخوبی هست.کاش بیشتر توضیح می دادید وپاسخ را اینجا می فرستادید.سپاس از شما. ممنونم از همراهی شما. خواهش می کنم پاسخ سوال را بخوانید،یک پاسخ طلایی از یک عالم "صاحب دم مسیحایی" (از عالم ربانی ملا احمد نراقی رحمه الله ).خلاصله چیزی که از پاسخ استاد دریافتم: اگر جسم ما بیمار شود مرض را چه طور درمان میکنیم؟ اول به غذاهایی که طبع آن ها ضد طبع مرض است رجوع می کنیم. مثلا اگر سردی کرده باشیم میریم یک دم نوش یا غذای گرم و..می خوریم (مصلح غذا).اگر خوب نشدیم چی؟دوا و شربت و...استفاده می کنیم باز هم اگر مدوا نشدیم،سطح معالجه سخت تر میشه .زهر وسموم .. تابالاخره بهبودی حاصل بشه. مثلا عمل های سخت و(قدیم اگر درمان بیماری را پیدا نمی کردند ودیگر کاری نمیشد انجام بدن از روش داغ کردن استفاده میکردند.)وقطع عضو...این آخرین راه علاج است. قائده کلی برای معالجه صفت های بدمانهم همین است. ![]() اول اینکه تشخیص میدیم چه صفت بدی داریم،مثلا صفت بد "بخل وخساست"را داریم! مرحله اول این هست که صفت خوب مقابل خساست وبخل را انجام میدیم !نه یکبار،دوبار، بلکه مداوم .پس شروع می کنیم به بذل و بخشش و انفاق (دست ودلبازبشیم).این معادل غذای ضد مرض هست. خب اگر مداوا نشدیم وباز هم بخیل بودیم چی؟میریم سراغ مرحله دوم:شروع میکنیم مکرر نفس ودرون خودمان را سرزش ونکوهش کردن. آثار بد بخیل بودن را در دل میگذرانیم(خطاب به نفس خودمان مثلا: این چه کاری تو میکنی! آخرش خودت و منو هلاک مکنی! میخوای منو از خدا دور کنی!دوست وخانواده رو از بگیری! شیطونو شادمیکنی! ،مگه چند سال تو دنیاهستی!...خلاصه کلی سرزنشش میکنیم.این معادل دارو هست. اگر باز خوب نشدیم چی؟ ![]() مرحله سوم:بایدآثارصفت بد،ضد این صفت رذیله بخل را انجام بدیم یعنی اعمال مسفرفین را انجام بدیم اگر بخیل هستیم(دیر از جان شما)و مال خودمان را به کسی نمیدیم ،برای از بین بردن این صفت تو این مرحله :شروع کنیم به بذل وبخشش بیش از اندازه ی مال و دست ودلبازی زیادی.(این مرحله معادل زهر و سموم است.)وگاهی هست باید برای مدوا کاری بکنیم که در شان مانیست مثلا 500تومان بدیم یه سیب از میوه فروش بگیریم یا مثلابعضی آقایون کسر شان براشون برن نانوایی ویا مسافرکشی و..(بهش میگن برو4تا نون بگیر! اون قدر زورش میاد و بهش بر میخوره که دیر از جان شما انگار حرف بدی بهش زدن!...) اگر باز هم اثر نکرد ![]() ومتاسفانه هنوز بخیل بودیم مرحله بعد چیه؟دیگه مرحله آخره (که معادل قطع عضو وداغ کردن است):باید خودمون را از غذا خوردن واستراحت وخواب منع کنیم مگر اون مقداری که برای زنده بودن وحیات بهش نیاز داریم(یعنی خیلی کم کنیم آسایش وخوراکمان را اما نه به قدری که بمیریم )ان شاالله بعد این مرحله دیگر بخیل نیستیم یک آدم متعادل وبخشنده ایم.اگر اثر نداشت باید روی همین مرحله آخر آن قدر تاکید کنیم وادامه بدیم تا به فضل خدا رها بشیم از سرکشی شهوت ونفس اماره واین صفات بد. در پست بعدی،عینا پاسخ استاد را می آورم.(از کتاب معراج السعاده)چون یکم قلم استاد سنگین بود ابتدا خلاصله وچیزی که خودم درک کردم از مطالب را اوردم. موید ومنصورباشید. |
|||
|
|
۱۹:۵۵, ۱۳/آذر/۹۶
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
![]() راه معالجه امراض نفسانی
و اما طریق معالجه کلیه در امراض نفسانیه آن است که: بعد از آنکه سبب آن راشناخت، اگر سبب مرض جسمانی باشد سعی در معالجه بدن نماید، و آن مرض را ازبدن دفع کند. و چنانچه سبب خارجی یا نفسی باشد، طریق معالجه کلیه آن مثل معالجات امراض جسمانیه باشد. و طریق معالجات کلیه در امراض جسمانیه آن است که: ابتدا به غذاهایی که طبع آنها ضد طبع مرض است علاج می کنند، چنانچه مرضی را که از حرارت باشد ازغذاهای سرد می دهند، و آنچه از سردی باشد از غذاهای گرم مداوا می فرمایند. پس، اگر ناخوشی جزئی باشد و به این وسیله دفع شود «فهو المطلوب» ، و اگر مرض مستحکم شده باشد و از غذا دفع آن نشود، دوا می دهند و شربتهای ناگوار می چشانند، و اگر دوانیز فایده نبخشد به زهر و سمومات معالجه می نمایند. و بعضی امراض حادث می شود که هیچ یک از آن معالجات مفید نیست، که باید به داغ کردن و سوزانیدن معالجه کرد، و گاه هست که باید عضوی از اعضاء را قطع کرد همچنان که در «شقاقلوس» ، و این آخر علاج است. پس، قاعده کلیه در معالجه امراض نفسانیه و دفع صفات رذیله نیز همین است. و بعد از آنکه آدمی انحراف اخلاق خود را از حد اعتدال یافت، و صفت بدی درخود دید، باید ابتدا افعالی که ضد آن است و از آثار صفت حمیده است، که در مقابل آن است مرتکب شود، و مواظبت آن افعال کند. و این، به منزله غذای ضد مرض است، همچنان که حرارت مزاج به غذاهای «بارده» دفع می شود، همچنین هر صفت فضیلتی که در نفس حادث [حاصل] شد ازاله ملکه رذیله که ضد آن است می کند. پس اگر این عمل فایده نبخشید، در مقام سرزنش و ملامت نفس برآید و در دل وزبان خود را نکوهش کند، و بدیها و ناخوشیهای آن صفت را در دل بگذراند و تصورکند و به زبان آورد و با خود عتاب و خطاب کند، و بگوید: ای نفس «اماره» و «مکاره» مرا و خود را هلاک کردی، و در معرض غضب پروردگار در آوردی، و ازپادشاهی بی زوال، خود را محروم ساختی، و تا چشم بر هم می زنی زمان رفتن و وقت مردن است، و باید در آتش جهنم با مار و کژدم قرین، و با اشرار و شیاطین همنشین بود، و این، بجای دو او معاجین و شربتها است. و چنان که اینها نیز فایده نکرد، مرتکب آثار و اعمال صفت رذیله ای که ضد این رذیله است شود، مثلا اگر در خود صفت بخل را ملاحظه کرد و به هیچ وجه معالجه نشد، خواهی نخواهی مال خود را زیاده از اندازه بذل، و اعمال مسرفین را ظاهر کند. واگر صفت جبن را مشاهده کرد، خود را به مواضع هولناک بیندازد، و از محل خوف وخطر احتراز نکند. و لیکن، هر گاه استنباط کند که بخل یاجبن نزدیک به زوال رسیده اند، خود را نگهدارد، که ملکه اسراف یا صفت تهور در او پیدا نشود. و این، به منزله زهرهاو سمومی است که به مریض می دهند. و گاه هست که: باید مرتکب اعمالی شود که از برای صاحبان اخلاق حسنه پسندیده نیست، بلکه منافی شرف و مردی است. اما همچنان که زهر در معالجه بدن مباح می شود، این اعمال نیز در معالجه نفس جایز می شود. و از این قبیل است: متوجه امور جزئیه شدن که در شان او نیست، مثل آب کشیدن، و طعام از بازار خریدن و به خانه آوردن، به جهت رفع صفت تکبر. یا خود را نادان وانمودن و اعتراف به جهل کردن به جهت رفع رذیله عجب و غرور و امثال اینها. و اگر به این معالجات نیز نفعی حاصل نشد، در آن وقت شروع کند به تهذیب نفس خود به تکلیفات شاقه و ریاضات صعبه مشکله. پس به جهت اصلاح قوه شهویه، منع کند خود را از غذا و آب و استراحت وخواب، مگر به قدری که در بقای حیات احتیاج به آن است. و همچنین در غضبیه. و این عمل به منزله قطع و داغ است، و بعد از توقف دفع صفات رذیله به آن، از ارتکاب آن چاره نیست، و هر گاه استحکام صفات رذیله به حدی شود که دفع آن موقوف به این اعمال باشد، باید صاحب آن از ارتکاب آنها مضایقه نکند، و از سرزنش ملامت کنندگان نیندیشد. و لیکن به شرطی که پا از دایره شریعت مقدسه بیرون ننهد، و عملی که در شرع اقدس از آن نهی صریح شده مرتکب نشود، و کاری که فساد آن زیادتر ازفساد رذیله باشد - که در صدد دفع آن است - از او سر نزند، و از این است که: از برای سالک راه سعادت لابد است از استادی حاذق که علاج هر مرضی را داند، و قدر معالجه را شناسد.(منبع:www.hawzah.netازکتاب معراج السعاده) |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: ?b=dlir-s3&f=1408795666006263.png]](http://cdn.wisgoon.com/?b=dlir-s3&f=1408795666006263.png)






سوال





![[تصویر: jruf_14816881755796561522.gif]](http://uupload.ir/files/jruf_14816881755796561522.gif)