کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شيوه عزاداري در ماتم شهادت سيدالشهداء (ع)_قسمت اول تا چهارم
۱۴:۱۰, ۱۰/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/دی/۸۹ ۰:۱۲ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

دوستان میدونم که مطلب کمی طولانی هست ولی خواهش میکنم تا آخرش بخونید(قسمت دوم:عزاداري پيامبر و اهل بيت براي حسين (علیه السلام) و قسمت سوم:مرثيه خداوند و انبياء بر حسين بن علي (ع)_درهمین تایپیک و ادامه ی پاسخها می باشد):

قسمت اول:شیوه های عزاداری در ادعیه و روایات و نظر مراجع

بخش اول: مواردي را از روايات و تاريخ بيان مي کنيم که گوياي سيره اهل بيت در عزاداري امام حسين (علیه السلام) است.

1- هنگامي که چشم زنان به کشتگان افتاد شيون کردند و بر صورتشان زدند.
« فَلَمّا نَظَرَتِ النِّسوَةُ إلى القَتلى صِحنَ وَ ضَرَبنَ وُجَوهَهُنَّ » [بحار الانوار،ج45،ص 58]

2- هنگامي که علي بن الحسين زين العابدين (علیه السلام) خانواده اش بر يزيد که خداوند او را لعنت کند وارد شدند و سر حسين (علیه السلام) آورده شد و در برابر يزيد در داخل تشطي گذاشته شد ، او با چو دستي به دندانهاي پيشين امام زد... وقتي زينب (سلام الله علیها) آن را ديد ، دست به گريبان برد و آن را پاره کرد و با صداي محزون که دلها را مي سوزاند فرمود: واي حسين!
أنّه لَمّا عليُّ بنُ الحسين (علیه السلام) و حَرَمُه علي يزيدَ لَعَنَه وَجيءَ بِرَأسِ الحسين(علیه السلام) وَ وُضِعَ بَينَ يَدَيه في طَشتٍ، فَجَعل يَضرِبُ ثَناياه بِمِخصَرَةٍ كانَت في يَدِه ... فَلَمَّا رَأت زَيْنَبُ ذلک فَأَهْوَتْ إِلَى جَيْبِهَا فَشَقَّتْهُ ثُمَّ نَادَتْ بِصَوْتٍ حَزِينٍ تُقرِعُ الْقُلُوبَ: يَا حُسَيْنَاهْ... [بحارالانوار،ج 45، ص132]

3-امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در زيارت ناحيه مقدسه فرمودند: « وَ أَسْرَعَ فَرَسُكَ شَارِداً وَ إِلَى خِيَامِكَ قَاصِداً مُحَمْحِماً بَاكِياً فَلَمَّا رَأَيْنَ النِّسَاءُ جَوَادَكَ ... بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ لِلشُّعُورِ نَاشِرَاتٍ وَ لِلْخُدُودِ لَاطِمَاتٍ وَ لِلْوُجُوهِ سَافِرَاتٍ وَ بِالْعَوِيلِ دَاعِيَاتٍ » در اين هنگام اسب تو شيون کنان و شيهه کنان باسرعت به سوي حرمت بازگشت ، زنان که اين صحنه را ديدند از خيمه هاي بيرون آمدند در حالي که موهايشان پريشان بود بر سر و صورت خود مي زدند و با صداي بلند گريه و شيون مي کردند.
«شق الجيب»: گريبان چاک کردن، «ناشرات الشعور»: مو پريشان کردن، «لاطمات الوجوه»: به سر و صورت زدن، «صحن»: صيحه زدن، همه از بانويي سر زده است که در ر.ايات او را نائبة الزهراء (سلام الله علیها) ناميده اند و تحت اشراف امام عصر خويش، حضرت علي بن الحسين زين العابدين (علیه السلام) بوده است. ايشان عمه خود و ساير زنان را نهي نکردند. پس عزاداري به اين شکل مورد تأييد معصوم است. عقيله بني هاشم با اين شدت عزاداري نه تنها به درگاه خدا گلايه نکرد بلکه فرمود: « ما رأيتُ الا جميلاً »

4-حضرت امام رضا (علیه السلام) فرمودند: قال الرضا (علیه السلام): « يَوْمَ الْحُسَيْنِ أَقْرَحَ جُفُونَنَا وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا وَ أَذَلَّ عَزِيزَنَا بِأَرْضِ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ أَوْرَثَتْنَا الْكَرْبَ وَ الْبَلَاءَ إِلَى يَوْمِ الِانْقِضَاءِ فَعَلَى مِثْلِ الْحُسَيْنِ فَلْيَبْكِ الْبَاكُونَ» [امالي صدوق،ص 111] براستي که روز حسين [يعني عاشورا] پلک ديدگان ما را به خون نشاند [يعني بايد خون گريست] و اشک ما را سرازير کرد و عزيز ما را در زمين کرب [اندوه] و بلا [سختي] گرفتار ساخت. آن زميني که براي ما اندوه و سختي تا روز قيامت به ارث گذاشت. پس بر مثل حسين (علیه السلام) گريه کنندگان، بگريند.

5- حضرت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در زيارت ناحيه مقدسه فرمودند: « فَلَأَنْدُبَنَّكَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً وَ لَأَبْكِيَنَّ لَكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً حَسْرَةً عَلَيْكَ وَ تَأَسُّفاً عَلَى مَا دَهَاكَ وَ تَلَهُّفاً حَتَّى أَمُوتَ بِلَوْعَةِ الْمُصَابِ وَ غُصَّةِ الِاكْتِيَاب » [بحارالانوار، ج98، ص101] پس همانا صبح و شب برايت ناله و ندبه کنم و از سر حسرت بر تو و تأسف بر آنچه تو را گرفتار ساخت و از روي دريغ و اندوه بجاي اشک برايت خون مي گريم تا آنکه بسبب سوز اين مصيبت و غصه سخت بميرم.

6- امام صادق (علیه السلام) در حديثي فرمودند: « وَ لِمِثْلِ ذلک فَلْتَدُرَفِ الدُّمُوعُ وَ لْيَبْكِ الْبَاكُونَ وَ ليَنْدُبِ النَّادِبُونَ وَ لْيَصْرُخِ الصَّارِخُونَ وَ يَضِجّ الضاجّونَ وَ يَعِجَّ الْعَاجُّونَ » [زادالمعاد، ص491/ بحارالانوار ،ج99،ص106] و براى امثال آن بزرگواران بايد اشکها روان شود و بايد بگريند گريه کننندگان و ندبه و افغان کنند و شيون از دل برکشند و ضجه و زاري کنند و ناله جان سوز سر دهند و صداها را به گريه بلند کننند و خاک بر سر بريزند.


7- حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمودند:« وَ لَقد شَقَقنَ الجُيوب وَ لَطَمنَ الخُدود الفاطِميات عَلَي الحسينُ بنُ علي (علیه السلام) و َعَلي مِثلِهِ تَلطِمُ الخُدود وَ تَشقُ الجُيوب » [تهذيب الاحکام شيخ طوسي، ج8، ص325] هر آينه چاک زدند گريبانها را و لطمه زدند صورت ها را زنان فاطمي بر حسين بن علي (علیه السلام) و بر مانند آن بزرگوار مي شود لطمه بر صورتها زد و گريبانها چاک زده مي شود.

بخش دوم: فتاوي مراجع تقليد در جواز سينه زدن، زنجير زدن و برهنه شدن.

* مرحوم آيت الله العظمي تبريزي
1994- آيا لخت شدن و سينه زدن به گونه اي که سينه عزادار قرمز شود يا گاهي خون ريزي کند جايز است؟
بسمه تعالي. مانعي ندارد. و الله العالم
1995- آيا سينه و زنجير زدن در مراسم عزاداري ائمه (علیه السلام) در صورتيکه بدن سرخ شده و يا زخم شود جايز است؟
بسمه تعالي. مانعي ندارد. و الله العالم
1996- آيا براي عزاداري حضرت اباعبدالله الحسين (علیه السلام) جايز است با بدن عريان و به صورت شديد سينه زني شود و بدن قرمز شود؟
بسمه تعالي. مانعي ندارد. و الله العالم
2012- سينه و زنجير زدن در عزاداريها بصورتي که به کبود شدن و حتي جاري شدن خون از بدن بيانجامد چه حکمي دارد؟
بسمه تعالي. مجرد کبود شدن در صورتيکه ضرر کلي در بين نباشد مانعي ندارد. و الله العالم
[استفتائات مرحوم آيت الله العظمي تبريزي، ص453و 456]
- ما هو رأيکم المبارک في لبس السواد و اللطم علي الصدور اثناء احياء مراسم العزاء لسيد الشهداء في شهر محرم الحرام و باقي الائمة الاطهار؟
بسمه تعالي. لا اشکال و لاريب و لا خلاف بين الشيعة الاماميّة في ان اللطم و لبس السواد من شعائر اهل البيت و من المصاديق الجليّة الآية « ذَ?لِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ» کما انها من مظاهر الجزع الذي دلت النصوص الکثيرة علي رجحانه في مصائب اهل البيت (علیه السلام)و مآتهم . و من يحاول تضعبف هذه الشعائر او التقليل من اهميتها بين الشباب الشيعه فهو من الآثمين في حق اهل البيت (علیه السلام) و من المسئولين يوم القيامة عمّا اقترفه في تضليل الناس من جهة مظالم الائمة ثبّت الله المؤمنين علي الايمان و الولاية . والله الهادي الي سواء السبيل.
- انه ليس من الضروري اللطم علي المعصومين مادام الحزن موجوداً في القلب ما رأي سماحتکم في هذا؟
بسمه تعالي. لا يکفي الحزن في القلب في اقامة الشعائر علي المعصومين بل ينبغي في تحقيق شعار الحزن اظهار البکاء و التباکي و اللطم لتنبيه الناس علي ما جري عليهم من المظلومية. و الله العالم
[نقل از الشعائر الحسينيه، فتاوي سماحة المرجع الديني آية الله العظمي التبريزي]

* آيت الله العظمي صافي گلپايگاني
س: آيا گريه کردن زنها با صداي بلند در مجالس عزاي ائمه اطهار بخصوص حضرت سيد الشهداء (علیه السلام) با توجه به حضور مردان نامحرم در مجلس مذکور جايز است؟
بسمه تعالي. اشکال ندارد.
س: چاک زدن گريبان و بر سر و صورت زدن در مصيبت امام حسين (علیه السلام) حکمش چيست؟
بسمه تعالي. بر سر و صورت زدن و گريبان چاک زدن در مصيبت آن بزرگوار مانعي ندارد.
س: خراشيدن صورت در مراسم عزاداريبراي امام حسين (علیه السلام) در صورتيکه منجر به کنده شدن پوست و گوشت و جاري شدن خون شود چه حکمي دارد؟
بسمه تعالي. در صورتيکه ضرر معتد به نداشته باشد اشکال ندارد.
س: آيا ملاک صحيح در کيفيت عزاداري و سينه زني به همان شيوه اي که در قديم مرسوم بوده مي باشد و سينه زني به صورتي که دور مي چرخند و به هوا مي پرند چه حکمي دارد؟
ج: اشکالي ندارد ولي بايد مواظب باشد وقار عزاداري مخدوش نشود.
س: آيا سينه زني بصورتيکه از کمر به بالا برهنه شوند در عزاداري سيد الشهداء (علیه السلام) جايز است؟
بسمه تعالي. اگر مستلزم به نگاه نامحرم نباشد اشکال ندارد.
س: سينه‌زني، زنجيرزني و يا به سر و صورت كوبيدن در خلال عزاداري بطوريكه موجب صدمه مثلاً مجروح‌ شدن و يا سرخ ‌شدن مي‌شود، چه حكمي دارد؟
بسمه تعالي. اگر صدمه معتد به نباشد اشكال ندارد.
[نقل از مصباح هدايت حضرت سيد الشهداء، اثر آية الله العظمي صافي گلپايگاني، محرم الحرام 1431، ص 51و 52 و 53]

* آيت الله العظمي سيستاني
س: لخت شدن در مراسم سينه زني چه حکمي دارد؟
بسمه تعالي. اشکال ندارد.
س: آيا در عزاداري و سينه زني امام حسين در آوردن پيراهن و لخت شدن در مساجد جايز است؟
بسمه تعالي. جايز است.
س: مي خواستم نظر حضرتعالي و شرعي و نحوه حلال يا حرام را درباره لخت شدن افراد در هيئت هاي مذهبي که جهت سينه زني انجام مي گيرد را بدانم؟
بسمه تعالي. اشکال ندارد.
س: آيا هروله کردن (بالا و پايين پريدن) در عزاداري يا جشن يا حتي عزاداري امام حسين (علیه السلام) جايز است يا خير؟
بسمه تعالي. اشکال ندارد.
[برگرفته از پايگاه اينترنتي آيت الله العظمي سيستاني: http://www.sistani.org ]

* مرحوم آية الله العظمي فاضل لنکراني
س 2160- دليل سينه زدن براي ائمه چيست؟
بسمه تعالي. سينه زني يکي از مظاهر مهم عزاداري و ابراز تنفر از ظلم بني اميه است و نه تنها اشتباه نيست بلکه در تداوم هدف عاشورا نقش مهمي دارد.
س 2161- آيا سينه زني و زنجير زني در عزاداري که منجر به کبود و حتي جاري شدن خون مي شود جايز است؟
بسمه تعالي. جايز بلکه راجح است مشروط بر آنکه وجب ضررهم و اضرار بر نفس نباشد.
س 2162- برهنه شدن مردان در حال سينه زدن و زنجير زدن در منظر زنان چگونه است؟
بسمه تعالي. بر زنان لازم است از نگاه کردن خودداري کنند.
س 2164- در عزاداري ها مشاهده مي شود عده اي به صورت نيمه عريان در مقابل افراد نامحرم اقدام به خودزني هاي افراطي مي کنند، آيا اين عمل جايز است؟
بسمه تعالي. سنت سينه زني که به طرز فوق انجام گرفته شايسته هيچگونه مخالفت با آن نيست، ولي در مورد مذکور بر زنان لازم است از نظر کردن خودداري کنند.
[جامع المسائل استفتائات آيت الله العظمي فاضل لنکراني، ج1، ص619 و 620]

* مرحوم آيت الله العظمي بهجت
سوال 6386- برخي از شيعيان در مجالس عزاداري اهل بيت عليهم السلام و خصوصا مجلس سرور شهيدان اباعبدالله الحسين ع اقدام به سينه زني و کندن صورت مي نمايند- که باعث کبود شدن و خونريزي مي شود- حکم شرعي آن چيست؟
بسمه تعالي. در صورتيکه مناسب عزاداري باشد و مرض آور نباشد اشکال ندارد.
سوال 6387- لخت شدن در عزاداري چگونه است؟ و اگر بر اثر سينه زني بدن سرخ شود چه حکمي دارد؟
بسمه تعالي. اشکالي ندارد و لخت شدني که در معرض نظر حرام نامحرم باشد، جايز نيست.
سوال 6388- سينه زدن زنان با حفظ حجاب چه صورتي دارد؟
بسمه تعالي. اشکال ندارد.
سوال 6389- زنجير زني چه حکمي دارد؟
بسمه تعالي. اشکالي ندارد.
سوال 6390- شرکت در جمعي که گمان مي رود با ريا عزاداري مي کنند چگونه است؟
بسمه تعالي. شما خودتان سعي کنيد که عملتان با اخلاص باشد.

* آيت الله العظمي وحيد خراساني
س: برهنه سينه زني کردن در عزاداري ائمه (علیه السلام) خارج از نظر نامحرم چه حکمي دارد؟
بسمه تعالي. جايز است.
منبع: سایت اطلاع رسانی حجت الاسلام علوی تهرانی fares.ir
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، oO DaViD Oo ، MAHDI59 ، mohamad ، zarati313 ، F.E.A.R ، جوینده حق ، زینت ، خادمة الزهرا ، nafas ، Resistance ، vahid1878 ، saloomeh ، hajiali.m ، m.hossein ، Agha sayyed

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۳:۰۵, ۱۲/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/دی/۸۹ ۲۳:۰۵ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #11
آواتار
(۱۱/دی/۸۹ ۲۲:۱۶)guided نوشته است:  [size=medium]دوستان عزیز این طور که از فتاوی پیداست اکثر مراجع در باره برهنه شدن در سینه زنی فرمودند: مانعی ندارد و یا جایز است. ولی نگفتند که این کار مستحب است یا تاکید بر انجام این کار نکردن
مطلب دیگه اینکه به نظر بنده منظور از چاک زدن پیراهن اینه که آدم از ناراحتی زیاد ممکنه به سر و صورت خودش بزنه یا یقه خودش رو پاره کنه.

و بازم به نظر من این فرق می کنه با این که یه عده 200 ، 300 نفری از اول مجلس خیلی منظم و مرتب ! لباساشونو در بیارن.
من خیلی معذرت می خوام ولی توی بعضی از این حسینیه ها از بوی عرق و دم نمی شه پا گذاشت.
بازم عذر می خوام ، عذر می خوام آدم یاد حموم می افته.

استفتائات از آیت الله سیستانی راجع به سوالات و اظهارنظر های دوستمون مهدی:
1_سؤال :در بعضى از مجالس عزادارى امام حسين (علیه السلام) بعضى از افراد پيراهن هاى خود را درمىآورند آيا اشكال دارد و به طورى كه افراد نزديك آنها از بوى عرق در اذيت هستند آيا اين پيراهن درآوردن اشكال ندارد؟

جواب :مانعى ندارد

2_سؤال :آيا جائز است در مراسم عزادارى امام حسين (علیه السلام) به بدن جراحت وارد كرد؟

جواب :مانعى ندارد

3_سؤال :آيا سينه زن در مراسم عزادارى ائمه اطهار عليهم السلام در شرع مقدس توصيه شده است؟ و آنرا به عنوان يك امر مستحبى ميشناسد؟

جواب :سينه زدن از مصاديق جزع است كه بر ائمه عليهم السلام، مستحب است

استفتائاتی از آیت الله نوری همدانی:
1_سؤال- فلسفه سينه زنى چيست؟ كسى كه لباسش را در مى‏آورد البته به طورى كه نامحرم نبيند و سينه بزند تا اينكه از سينه‏اش خون بيايد حكمش چيست؟

جواب: سينه زنى يك نوع عزادارى و اظهار ارادت نسبت به خاندان عصمت و طهارت است كه از طريق سينه زنى و روضه خوانى و... خاطره فداكارى و جانبازى امام حسين‏عليه‏السلام و ساير ائمه معصومين‏عليهم‏السلام براى هميشه در خاطره‏ها زنده مى‏ماند. و سينه زدن بطور متعارف عملى ارزشمند و پسنديده است.

2_سؤال - دليل سينه زدن براى ائمه ‏عليهم‏ لسلام چه مى‏باشد؟

جواب: سينه زدن براى ائمه‏عليهم‏السلام بعنوان تعظيم شعائر دينى و زنده نگاهداشتن خاطره و مظلوميت آنان در طول تاريخ مورد توجّه متشرعه بوده و سبب تقويت و احياء حق و نشر معارف اهلبيت‏عليهم‏السلام است.

استفتائاتی مرحوم از آیت الله فاضل لنکرانی:
1_سؤال ـ دليل سينه زدن براى معصومين(عليهم السلام) چه مى باشد؟

جواب ـ سينه زنى يكى از مظاهر مهم عزادارى و ابراز تنفر از ظلم ستمگران است و نه تنها اشتباه نيست بلكه در تداوم هدف آن بزرگواران نقش مهمى دارد

2_سؤال ـ آيا سينه زدن و زنجير زدن ريايى جايز است؟

جواب ـ ان شاءالله از ريا خوددارى كنند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، خادمة الزهرا ، nafas
۱:۰۵, ۱۳/دی/۸۹
شماره ارسال: #12
آواتار
سید عزیز سلام
توی این سوالات هم باز خود سینه زنی رو مستحب دونستن نه برهنه سینه زدن رو.
اصلا مگه میشه محرم بیاد و آدم توی مراسم های عزاداری شرکت نکنه. مگه میشه توی سینه زنی شرکت نکرد؟
خود من تا همین چند سال پیش توی دسته جات زنجیر زنی هم بودم. بدنم کبود هم میشد ولی ضرر و زیان جدی که نمیدید.
در مورد برهنه سینه زدن ، این صرفا نظر شخصیه منه. اگه واقعا جایی ببینم که بزرگان دینمون و مملکتمون به این کار تاکید کنن منم حتما انجام می دم. به هر حال ما که هیچ وقت نظر خودمونو خدای نکرده مقدم بر نظر مراجع قرار نمی دیم.
اگه من یه مقدار در مورد این قضایا حساسیت به خرج می دم به دلیل اینه که توی این چند ساله در حق عزاداری های سنتی خیلی ظلم شده. البته از نظر من.
کم کم داره اصول فراموش می شه. به قول یه بنده خدایی بعضی ها دچار شور بی شعور میشن.
نمونش همین امسال ، ظهر عاشورا به جای نماز اول وقت بعضی دستجات و هیات مشغول عزاداری بودن( البته نه همه)
خوب این نشون می ده افراد اون هیات اصلا نمی دونن برای چی عزاداری می کنن. به خدا حیفه.
بگذریم، فکر می کنم در مورد این مسائل به اندازه کافی بحث شد
ان شاالله ادامه مطلبتون رو در مورد عزاداری قرار بدید تا استفاده کنیم.
موفق باشید

امضای MAHDI59
[تصویر: masoud.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohamad ، بیداری اندیشه ، Seyed Mohsen ، خادمة الزهرا ، nafas
۱۱:۵۵, ۱۳/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/دی/۸۹ ۲۳:۴۳ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #13
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
  • ----------------------


دوستان قرار رو بر این گذاشته بودم که قسمت دوم جواز شرعي سياه پوشيدن در عزاي حسين (علیه السلام) باشه ولی با توجه به نظرات اعضای تالار مقداری تغییر در برنامه دادم،پس ادامه بحث به این ترتیب شد:
قسمت دوم:عزاداري پيامبر و اهل بيت براي حسين (علیه السلام)
قسمت سوم:مرثيه خداوند و انبياء بر حسين بن علي (علیه السلام)
قسمت چهارم:جواز شرعي سياه پوشيدن در عزاي حسين (علیه السلام)
  • -------------------------


قسمت دوم:عزاداري پيامبر و اهل بيت براي حسين (علیه السلام)

بخش اول: مرثيه پيامبر اکرم بر حسين بن علي (علیه السلام) در کتب شيعه و سني

* روايات از کتب اهل سنت
1- از ام الفضل دختر حارث نقل مي کنند که روزي بر پيامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وارد شد و گفت: اي رسول خدا! من در شب گذشته خواب ناخوشايندي ديدم. فرمودند: « چه ديده اي؟ » عرض کرد: خيلي سخت است. فرمودند: « چيست؟ » عرض کرد: ديدم قطعه اي از بدن شما جدا شد و در دامانم قرار گرفت. رسول خدا فرمودند: « خواب خوبي ديده اي. فاطمه انشاء الله پسري به دنيا مي آورد و در دامان تو جاي مي گيرد » ام الفضل مي گويد: "پس از آن فاطمه (سلام الله علیها) همانگونه که پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده بود، حسين (علیه السلام) را به دنيا آورد و او در دامان من جاي گرفت. روزي خدمت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسيدم و حسين (علیه السلام) را در دامان آن حضرت نهادم. اندکي بعد توجهش از من منصرف شد. ناگاه ديدم که از ديدگان پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اشک سيل آسا مي بارد. عرض کردم: اي رسول خدا! پدر و مادرم فداي شما! شما را چه مي شود؟ فرمودند: « جبرئيل به ديدارم آمد و به من خبر داد که امتم بزودي اين پسرم را مي کشند » گفتم: او را؟ فرمودند: آري. او. قدري از تربت سرخش را نيز به من داد.
عن أم الفضل بنت الحارث أنها دخلت على رسول الله ص فقالت: يا رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، أني رأيت حلماً منکراً الليلة. قال: «ما هو؟» قالت: إنه شديد، قال: « ما هو؟» قالت: رأيت كأن قطعة من جسدك قطعت فوضعت في حجري. فقال رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): « رأيت خيرا تلد فاطمة ع إن شاء الله غلاماً فيکون في حجرک» فولدت فاطمة الحسين فکان في حجري كما قال رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فدخلت يوماً على رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فوضعته في حجره ثم حانت مني التفاته فإذا عينا رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تهريقان من الدموع. قالت: بأبي أنت و أمي يا رسول الله ما لك؟ قال: « أتاني جبرئيل عليه الصلاة و السلام فأخبرني أن أمتي ستقتل ابني هذا » فقلت: هذا! فقال: «نعم» و أتاني بتربة من تربته حمراء. [ المستدرک علي الصحيحين حاکم نيشابوري/ج3/ص194/ ح 4818 / 416]
2- از ام المؤمنين ام سلمه، همسر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل است که گفت: حسن (علیه السلام) و حسين(علیه السلام) در محضر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در خانه من مشغول بازي بودند که جبرئيل نازل شد و گفت: اي رسول خدا! امت تو اين فرزندت را بعد از تو خواهند کشت. و سپس با دستش اشاره به امام حسين (علیه السلام) داشت. پس رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گريستند و حضرت را به سينه ي خود چسبانيدند.
و عَن ام سَلمة قالَت کانَ الحسن (علیه السلام) و الحسين (علیه السلام) يلعبان بين يَدي رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) في بيتي منزل جبرئيل فقال يا محمد إنّ امّتک تقتل ابنک هذا من بعدِک و أومأً بيده الي الحسين (علیه السلام) فبکي رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ضمّه الي صَدره [ مجمع الزوائد ميثمي/ ج9/ص219/ح15118]
* روايات از کتب شيعه
1- امام صادق (علیه السلام) فرمودند: « فاطمه زهرا (سلام الله علیها) خدمت پيامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسيدند در حاليکه از چشمان پيامبر اشک جاري بود. پرسيدند: چه شده است؟ پيامبر فرمودند: جبرئيل به من خبر داد که امت من، حسين (علیه السلام) را مي کشند. فاطمه آه و ناله سر داد و اين خبر برايش گران آمد »
دَخَلَتْ فَاطِمَةُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وَ عَيْنَاهُ تَدْمَعُ فَسَأَلَتْهُ مَا لَكَ؟ فَقَالَ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):"اِنَّ جَبْرَئِيلَ أَخْبَرَنِي أَنَّ أُمَّتِي تَقْتُلُ حُسَيْناً فَجَزِعَتْ وَ شَقَّ عَلَيْهَا... [ کامل الزيارة ابن قولويه /ص125/ح139]
2- ابن عباس از حضرت علي (علیه السلام) نقل مي کند که حضرت به پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عرض کردند: اي رسول خدا! آيا برادرم عقيل را دوست داريد؟ حضرت فرمودند: آري! به خدا من به دو جهت به او علاقه دارم. يک جهت بخاطر خودش و جهت ديگر بخاطر علاقه ي ابوطالب (پدرت) به او. پسرش "مسلم" در راه محبت پسرت (امام حسين ع) کشته مي شود و چشمان مؤمنان بر او اشک مي ريزد و فرشتگان مقرب بر او درود مي فرستند. آنگاه پيامبر خدا گريستند تا جاييکه اشک بر دامانشان ريخت، سپس فرمودند: به خداوند شکوه مي کنم از آنچه پس از من به نسل من مي رسد.
عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ عَلِيٌّ (علیه السلام) لِرَسُولِ اللَّهِ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنَّكَ لَتُحِبُّ عَقِيلًا قَالَ إِي وَ اللَّهِ إِنِّي لَأُحِبُّهُ حُبَّيْنِ حُبّاً لَهُ وَ حُبّاً لِحُبِّ أَبِي طَالِبٍ لَهُ وَ إِنَّ وَلَدَهُ لَمَقْتُولٌ فِي مَحَبَّةِ وَلَدِكَ فَتَدْمَعُ عَلَيْهِ عُيُونُ الْمُؤْمِنِينَ وَ تُصَلِّي عَلَيْهِ الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ ثُمَّ بَكَى رَسُولُ اللَّهِ ص حَتَّى جَرَتْ دُمُوعُهُ عَلَى صَدْرِهِ ثُمَّ قَالَ إِلَى اللَّهِ أَشْكُو مَا تَلْقَى عِتْرَتِي مِنْ بَعْدِي [امالي شيخ صدوق/ص 191/ح 200]
3- علي (علیه السلام) فرمودند: من و فاطمه (سلام الله علیها) و حسن (علیه السلام) و حسين (علیه السلام) در خدمت پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بوديم که پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رو به ما کردند و سپس گريستند. عرض کردم: « اي رسول خدا! چرا گريه مي کنيد؟ » فرمودند: « براي آنچه که بعد از من به سر شما مي آورند » عرض کردم: « چه بر سر ما مي آورند؟ » فرمودند: « گريه من براي ضربت خوردن بر سر تو ، سيلي خوردن فاطمه (سلام الله علیها) و فرو رفتن نيزه در ران حسن (علیه السلام) و زهري که به او خورانده مي شود و نيز براي کشته شدن حسين (علیه السلام) است » در اين هنگام اهل خانه همگي گريستند.
« عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام) قَالَ : بَيْنَا أَنَا وَ فَاطِمَةُ (سلام الله علیها) وَ الْحَسَنُ(علیه السلام) وَ الْحُسَيْنُ (علیه السلام) عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) إِذِ الْتَفَتَ إِلَيْنَا فَبَكَى. فَقُلْتُ مَا يُبْكِيكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَقَالَ: أَبْكِي مِمَّا يُصْنَعُ بِكُمْ بَعْدِي. فَقُلْتُ وَ مَا ذَاكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)؟ قَالَ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): أَبْكِي مِنْ ضَرْبَتِكَ عَلَى الْقَرْنِ وَ لَطْمِ فَاطِمَةَ(سلام الله علیها) خَدَّهَا وَ طَعْنَةِ الْحَسَنِ (علیه السلام) فِي الْفَخِذِ وَ السَّمِّ الَّذِي يُسْقَى وَ قَتْلِ الْحُسَيْنِ(علیه السلام). قَالَ :فَبَكَى أَهْلُ الْبَيْتِ جَمِيعاً» [بحارالانوار/ج28/ص51]
4- از ام سلمه نقل است که روزي پيامبر نشسته بودند و حسين (علیه السلام) در دامنشان بودند که از چشمانشان اشک جاري شد. به ايشان گفتم: اي پيامبر خدا! فدايت گردم! چه شده است که شما را گريان مي بينم؟ فرمودند: جبرئيل مرا به عزاي پسرم حسين (علیه السلام) دلداري داد و خبر داد که طايفه اي از امتم او را مي کشند. خداوند شفاعت مرا نصيب آنها نکند.
عن ام سلمه: « بَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ ذَاتَ يَوْمٍ جَالِسٌ وَ الْحُسَيْنُ جَالِسٌ فِي حَجْرِهِ إِذْ هَمَلَتْ عَيْنَاهُ بِالدُّمُوعِ فَقُلْتُ لَهُ :يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا لِي أَرَاكَ تَبْكِي جُعِلْتُ فِدَاكَ ؟ قَالَ: جَاءَنِي جَبْرَئِيلُ فَعَزَّانِي بِابْنِيَ الْحُسَيْنِ وَ أَخْبَرَنِي أَنَّ طَائِفَةً مِنْ أُمَّتِي تَقْتُلُهُ لَا أَنَالَهُمُ اللَّهُ شَفَاعَتِي‏» [ارشاد مفيد /ج2/ص130]


بخش دوم: مرثيه اهل بيت عليهم السلام بر حسين بن علي (علیه السلام)

1_مرثيه حضرت علي (علیه السلام)
اميرالمؤمنين (علیه السلام) با جمعي از اصحاب خود از کربلا گذر کردند، وقتي از آنجا گذشتند چشمانشان گريان گشت. آنگاه فرمودند: « اينجا محل خوابيدن شتران آنهاست، اينجا جاي اثاثيه کاروان آنهاست، اينجاست که خونشان ريخته مي شود. خوشا بر تو اي خاک! بر اين خاک خونهاي دوستان ريخته مي شود.
« مَرَّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) فِي أُنَاسٍ مِنْ أَصْحَابِهِ بِكَرْبَلَاءَ فَلَمَّا مَرَّ بِهَا اغْرَوْرَقَتْ عَيْنَاهُ بِالْبُكَاءِ ثُمَّ قَالَ هَذَا مُنَاخُ رِكَابِهِمْ وَ هَذَا مُلْقَى رِحَالِهِمْ وَ ههُنَا تُهَرَاقُ دِمَاؤُهُمْ، طُوبَى لَكِ مِنْ تُرْبَةٍ عَلَيْها تُهرَقُ دِمَاءُ الْأَحِبَّةِ» [کامل الزيارات ابن قولويه/ص453/ح685]
2- سوگواري اميرالمؤمنين (علیه السلام)
وقتي اميرالمؤمنين (علیه السلام) راهي جنگ صفين شدند، در طول راه در سرزمين کربلا فرود آمدند، به ابن عباس فرمودند: « آيا مي داني اين جا کجاست؟ » گفت: خير. حضرت فرمودند: « اگر مي شناختي مانند من مي گريستي » آنگاه شديدا گريه کردند و فرمودند: « مرا با خاندان ابوسفيان چه کار؟ »
إنَّ اميرالمؤمنين (علیه السلام) لَمّا سارَ اِلي صِفّينَ نَزَلَ بِکَربَلاء و قالَ لِاِبن عَبّاسٍ: « أتَدري ما هذِه البُقعَةُ ؟ قالَ: لا. قال: لَو عَرَفتَها لَبکَيتَ بُکائي ثُمَّ بَکي بُکاءً شَديداً . ثََُّمَ قالَ مالي و لِآلِ ابي سفيان ... [مقتل الحسين (علیه السلام) خوارزمي/ج1/ص162]
3- سوگواري حضرت فاطمه ي زهرا (سلام الله علیها)
پيامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به فاطمه (سلام الله علیها) فرمودند: جبرئيل نزد من آمد و مرا به دو پسري که تو خواهي داشت مژده داد، و بعد درباره ي يکي از آن دو مرا دلداري داد که او تشنه و در غربت کشته مي شود. پس فاطمه (سلام الله علیها) گريست و صداي گريه اش بلند شد. آنگاه گفت: اي پدر جان! چرا او را مي کشند در حالي که تو جد او هستي و علي پدرش و من مادرش هستم؟ فرمودند: براي پادشاهي. بدان که بر روي آنها شمشيري آشکار برافراشته خواهد شد به دست مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از فرزندانت، که بر آنان چيره مي شود.
« عن رسول الله لِفاطِمَة : أتاني جَبرَئيلُ فَبَشّرَني بِفَرخَينِ يَكُونانِ لَكِ ثُمّ عُزّيتُ بُأحَدِهِما وَ عَرَفتُ أنّهُ يُقتَلُ غَريباً عَطشاناً فَبَكَت فاطِمَةَ حَتى عَلا بُكاؤُها .ثُمّ قالَت يا أبَة لِمَ يَقتُلونَه و أنتَ جَدُّهُ وَ أبُوه عَليٌ و أنا أُمُّه؟ قالَ: يا بُنَيّةُ لِطَلَبِهمُ المُلكَ أما إنّه سَيَظهَرُ عَلَيهم سَيفٌ لا يُغمَدُ إلّا على يَدِ المَهديِّ مِن وُلدِكِ [دلائل الامامه /ص102/ح30]
4- سوگواري حضرت امام زين العابدين (علیه السلام)
امام صادق (علیه السلام) فرمود: از حضرت زين العابدين (علیه السلام) درباره ي گريستن بسيار ايشان پرسيدند؟ فرمودند:مرا سرزنش نکنيد. يکي از پسران يعقوب پيامبر ناپديد شد، او آنچنان گريست که چشمانش سفيد شد. در حاليکه نمي دانست پسرش مرده يا زنده. من ديدم که 14 تن از خاندانم را در يک نيم روز سر بريدند، آيا گمان مي کنيد که روزي اندوهشان از دلم مي رود؟
« قال الصادقُ (علیه السلام) : سُئِلَ عَليُّ بنُ الحسينِ عن كَثرَةِ بُكائِه ، قال: لا تَلوُمُوني فَإنّ يَعقوبَ فَقَدَ سِبطاً مِن وُلدِه فَبَكى حَتّى ابيَضّت عَيناه وَ لَم يَعلَم أنّه ماتَ و نَظَرتُ أنا إلى أربَعَةَ عَشَرَ رَجُلاً مِن أهلِ بَيتي ذُبِحوا في غَداةٍ واحِدةٍ فَتَرونَ حُزنَهُم يَذهَبُ مِن قَلبي أبداً؟» [حلية الاولياء/ج3/ص138]
5- سوگواري حضرت امام باقر (علیه السلام)
نوفلي مي گويد: وقتي کميت بن زيد اسدي قصيده هاشميات که به "قصيده ميميه" نيز معروف است را سرود، در مدينه خدمت امام باقر (علیه السلام) رسيد. حضرت شبانه اجازه ورود دادند. شروع به خواندن قصيده کرد تا به اين بيت رسيد: "و کشته شدن آن شهيد، نيرنگي از جانب آنان بود / همان فرومايگان و ذليلان امت" حضرت باقر (علیه السلام) گريستند و فرمودند: « اي کميت! اگر نزد ما مالي بود، به تو مي داديم ولي در حق تو همان است که رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به حسان بن ثابت فرمودند که همواره به روح القدس تأييد شده اي تا زماني که از ما اهل بيت (علیه السلام) دفاع کني »
عَن مُحمد بن سليمان النوفلي لَمّا قالَ الکُمَيتُ بنُ زِيدِ الاسدي الهاشميّات فَحينَئِذٍ قَدِمَ المَدينَةَ فَأتي اَباجعفرٍ محمدَبنَ عليّ بن الحسين بن علي فَأذِنَ له لَيلاً و أنشَدَه فَلَمّا بَلَغَمِن الميميّةِ قَولَه: "وَ قَتيلٍ بالطّفِّ غَودِرَ منهم / بَينَ غَوغاءِ اُمّةٍ وَ طَغام" بَکي اَبوجَعفر ثُمّ قَالَ: « يَا كُمَيْتُ لَوْ كَانَ عِنْدَنَا مَالٌ لَأَعْطَيْنَاكَ وَ لَكِنْ لَكَ مَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) لِحَسَّانَ بْنِ ثَابِتٍ لازِلتَ مُؤيّداً بِرُوحُ الْقُدُسِ مَا ذَبَبْتَ عَنَّا اَهلَ البَيتِ » [مروج الذهب/ج3/ص242]
6- سوگواري حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام)
عن هارون بن خارجة عن أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: كُنَّا عِنْدَهُ فَذَكَرْنَا الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ (علیه السلام) فَبَكَى أَبُوعَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) بَكَيْنَا .قَالَ : ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ فَقَالَ:« قَالَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع أَنَا قَتِيلُ الْعَبْرَةِ لَا يَذْكُرُنِي مُؤْمِنٌ إِلَّا بَكَى‏» [کامل الزيارات ابن قولويه ، ص216، ح313]
هارون بن خارجه مي گويد در خدمت امام صادق (علیه السلام) بوديم که از حسين (علیه السلام) ياد کرديم، ايشان گريستند و ما هم گريه کرديم. امام سرشان را بلند کردند و فرمودند: « حسين (علیه السلام) فرمودند: من کشته اشک هستم، هيچ مؤمني مرا ياد نمي کند مگر اينکه مي گريد »

منبع:پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام علوی تهرانی fares.ir
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، amir-mahdi ، وحید الف ، خادمة الزهرا ، nafas ، mojtaba14
۱۵:۲۹, ۱۳/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/دی/۸۹ ۱۵:۳۰ توسط amir-mahdi.)
شماره ارسال: #14
آواتار
به نام خدا
سلام دوستان
1_دوست عزیز که گفتید: (_لطفا به اين تشرف خدمت امام زمان با سندي محكم توجه كنيد:
شخصی خدمت امام عصر عجل الله فرجه در رابطه با اینکه مردم زمان غیبت به چه کسی رجوع کنند، سؤال می کند ،امام هم در جواب می فرمایند((أمّا الحوادثالواقعة فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا فإنّهم حجّتي عليكم وأنا حجّة الله عليهم.))(مستدرک سفینه البحار ج1ص 217 و کمال الدین شیخ صدوق ج2 باب 45 حدیث4 ص483).(در رویدادهایی که برایتان پیش می آید به روايان حدیث ما-فقیه مجتهد- رجوع کنید که همانا آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنها).)
ن این حدیث را شنیده ام و آن را قبول دارم اما شما هم قبول کنید که امکان ندارد مراجع تمام فتواهایی که می دهند کاملا درست باشد زیرا اگر این گونه بود هیچ اختلافی میان فتواهایشان نبود حتی در یک کلمه بنابراین پیروی از مراجع زمانی خوب است که انسان در پاسخ دادن به مشکلی وا ماند و همچنین پس از مطالعه این فتواها آن فتوایی که به نظر درست بود را بپذیرد(و حتی اگر هیچکدام مورد قبول نبود،هیچکدام را نپذیرد)
من خود شخصا مقلد قرآن ام چراکه معقدم خداوند بسیار بهتر از انسان ها پاسخ مشکلات ما را می دهند و تا کنون هم بسیار از این کار راضی هستم چراکه در سختی ها و ابهامات قرآن را کلید مشکلاتم میدانم.
2_و در مورد اینکه فرمودید: (شما نگفتي كه آيا بالاخره اون نقلي كه از زيارت ناحيه درباره نحوه عزاداري اهل حرم شده روقبول داريد يا نه؛چون تمام اين نوع عزاداري ها رو میراث دوره ي صفويه دونستيد؛در حالیکه اصل اون روايات بر حق كه نقل شده همه به دوراني به بسيار قبل تر بر ميگرده زیارت ناحیه هم که کاملا مشخص هست...)
من تا کنون این زیارت را نخوانده ام بنابر این جوابی ندارم که به شما بگویم.
3_درباره ی قسمت دوم مطالبتان بسیار تشکر می کنم(عزاداري پيامبر و اهل بيت براي حسين (علیه السلام) چرا که بسیار زیبا بود.
(دوستان من با عزاداری و مرثیه سرایی و سیاه پوشی برای امام شجاع و عزیزمان نه تنها مشکلی ندارم بلکه آن را لازم میدانم اما هیچگاه نمی توانم ای رسوم جدید را بپذیرم و این شیوه ای عزاداری را اصلا قبول نخواهم کرد و خداوند را همیشه شاکر بودم چراکه تعداد دفعاتی که به این گونه عزاداری ها رفتم انگشت شمار بود.)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Seyed Mohsen
۱۶:۳۸, ۱۳/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/دی/۸۹ ۱۸:۲۰ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #15
آواتار
amir mahdi نوشته : همچنین پس از مطالعه این فتواها آن فتوایی که به نظر درست بود را بپذیرد (و حتی اگر هیچکدام مورد قبول نبود،هیچکدام را نپذیرد)
شما یا باید اجتهاد بلد باشید برای اینکه از هیچکس جز رأی خود تبعیت نکنید و یا واجب است در فروع دین تقلید کنید
روشی که شما پیش گرفته اید رو بهش بندگی خدا نمیگویند
میگن بندگی عقل خودم و این متد شما اصلاً تقلید نام ندارد
محک شما عقل شماست ، حقیر قبلاً چندین بار در مورد عقل سخن گفتم در تالار
عقل ما نمیتواند به تنهایی ملاکی برای درست و غلط دانستن یک حکم شرعی باشه چون عقل ما خالی از هوا هوس نیست آن عقلی که خداوند در قرآن اون رو منتبق بر دین میدونه و با لفظ لُب (یا اولوالالباب) ازش یاد میکنه عقل خالی از هوا و هوس یعنی عقل معصوم است.
یکی از مهمترین دلایلی که انسان در سایه تقوا به فرقان (قدرت تشخیص حق از باطل) دست پیدا میکنه طبق آیات قرآن اینه که تقوا ابتدا هوای نفس رو کنترل میکنه و بعد در سایه این هوای نفس کنترل شده عقل انسان شکوفا میشود
و خداوند به او فرقان مرحمت میفرماید
اینکه من بگم هر آنچه به نظر عقل من درست و منطقی هست رو فقط میپذیرم و اگه حکمی از احکام که در روایات آمده و مراجع هم تصریح دارند بر اون رو من اجرا نمیکنم به این نمیگن بندگیِ خدا
به قول قرآن کریم بندگی یعنی سمعنا و اطعنا (شنیدیم و اطاعت کردیم) بسیاری از کسانی که در برابر مولا علی و امام حسین و سایر معصومین علیهما سلام ایستادند کسانی بودند که عقلشان معیارشان بود
همچنین در جای دیگه گفتند : {من خود شخصا مقلد قرآن ام}
دوست عزیز ما همه مقلد قرآنیم اما خود خداوند در قرآن میفرماید این قرآن لتبین لناس میخواهد یعنی مبین و مفسر میخواهد و مبینش هم پیامبر و ائمه معصومین هستند
بزرگترین بدعت و انحراف در دین اسلام توسط عمر بنا نهاده شد با شعار دادن این جمله باطل (حسبنا کتاب الله)
کتاب خدا مارا بس است ،
پس از فوت رسول اکرم با باب کردن این شعار انحرافیِ بی نیازی از تبیین کننده اسلام ، یعنی امام معصوم را مطرح کرد که تا امروز میبینم که حتی گریبان بچه شیعه های ما رو هم کم و بیش گرفته
هر سخنی که از امام معصوم به ما میرسد حجت است و واجب الاطاعت مگر اینکه خلاف صریح آیات قرآن کریم باشد
بعلاوه مراجعه به عالمان عامل به علم، هم حکم شرع است و هم حکم عقل
ما اگه نه بر قرآن مسلط هستیم و نه بر روایات و نه توان اجتهاد را از راه های تعیین شده در شرع مقدس را داریم راهی نداریم جز تحقیق برای شناخت اصلح ترین مرجع و تقلید از ایشان
تکرار میکنم بزرگترین منحرفین در تاریخ اسلام تکیه کنندگان بر عقل خویش و برداشت ها ی شخصی از قرآن بودند مانند خوارج که بسیاری از آنها قاریان و مفسران قرآن بودند و شب زنده دار
بندگی خدا را بکنیم
بزرگترین بدبختی دینهای ما اینه که بسیاری از ما اصول دینمان تاحدی تقلیدی شده در صورتی که شدیداً باید تحقیقی و عقلانی و اجتهادی باشه و بدبختانه در فروع دین بسیاری از ما میخواهیم اجتهاد کنیم در صورتی که باید تقلید کنیم
خدا همه ما رو به راه راست هدایت فرماید
یا علی

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: amir-mahdi ، Seyed Mohsen ، MAHDI59 ، rastin ، خادمة الزهرا
۲۰:۱۶, ۱۳/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/دی/۸۹ ۲۰:۱۷ توسط amir-mahdi.)
شماره ارسال: #16
آواتار
به نام خدا
سلام
با تشکر از دوست عزیز علی 110
دوست گرامی منظور من این نبود که ما نباید از مراجع پیروی کنیم در هر صورت آنان از ما عالم تر هستند.اما منظورم آن بود که هیچ مرجعی نیست که تمام فتواهایش درست باشد بنابراین پیروی از فتواهای مراجع باید همراه با تفکر وتعقل باشد و همچنین در مورد قرآن چند مورد لازم بر تذکر است:1_قرآن کتابی برای هدایت تمام انسان ها است بنابراین ممکن نیست کسی که به قرآن از روی حقیقت متوسل شود هیچگاه گمراه نمیشود و افرادی مانند عمر و یا خوارج که شعارشان فقط قرآن بود هیچگاه به آن عمل نمی کردند مگر در قرآن نیامده که: (همانا سرپرست شما تنها خداوند و رسول او وکسانی که ایمان آوردند هستند،همان کسانی که نماز را به پا میدارند و در حالی که در رکوع هستند زکات می دهند. سوره مايده_آیه 55)اما آیا خوارج و یا حتی عمر که اینقدر از قرآن می گفتند به آن عمل کردند؟نه،بلکه با ضربت زدن شمشیر زهر آلود به امام علی این آیه قرآن را به وضوح انکار کردند.
پس ببینید اگر از روی حقیقت به قرآن ایمان بیاوریم هیچگاه دچار این مشکلات نمیشویم.
(هر گاه قرآن خواندیم کمی در مورد آیاتش فکر کنیم این گونه است که هیچگاه مانند خوارج نمیشویم و یادمان باشد خداوند بیشتر از آنکه بخواهد ما قرآن را تلاوت کنیم دوست دارد که بیشتر به آن عمل کنیم.)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی 110 ، Seyed Mohsen
۲۲:۳۴, ۱۴/دی/۸۹
شماره ارسال: #17
آواتار
نقل قول: « این حدیث را شنیده ام و آن را قبول دارم اما شما هم قبول کنید که امکان ندارد مراجع تمام فتواهایی که می دهند کاملا درست باشد زیرا اگر این گونه بود هیچ اختلافی میان فتواهایشان نبود حتی در یک کلمه بنابراین پیروی از مراجع زمانی خوب است که انسان در پاسخ دادن به مشکلی وا ماند و همچنین پس از مطالعه این فتواها آن فتوایی که به نظر درست بود را بپذیرد(و حتی اگر هیچکدام مورد قبول نبود،هیچکدام را نپذیرد)
»
دوست من آقای امیر-مهدی،این توقیع مبارک را که به شیخ مفید(رحمه الله) از جانب حضرت بقیه الله رسیده رو بدون توضیح برای استفاده ی شما و همه ی دوستان میذارم(نیاز به توضیح نداره و نقلش گویای همه چیز از جمله سوال شما هست):
پيکي از وادي نور(توقيع حضرت حجة(عجل الله تعالی فرجه الشریف))
از جمله فضائل و امتيازات شيخ مفيد چند فقره توقيع است که از ناحيه مقدسه حضرت ولي عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بدين عنوان صادر شده:
(للاخ السديد و الولي الرشيد الشيخ المفيد ابي عبدالله محمد بن محمد بن نعمان ادام الله اعزازه)
و ديگري(ايها اناصر للحق و الداعي اليه بکلمة الصدق)
علت صدور توقيع را قصص العلماء چنين نوشته:
يکي از روستاييان به حضور شيخ آمده سوال کرد: هرگاه زن آبستني که بچه رحمش زنده باشد و خود آن زن بميرد ميتوان پهلوي آن زن را شکافت و آن بچه را بيرون آورد يا او را بايد با همان بچه دفن کرد؟ شيخ پاسخ داد او را با همان بچه دفن کنند. آن مرد پذيرفته بيرون رفت و در راه سواري با کمال عجله خود را به وي رسانيد که شيخ ميگويد: شکم مادر را شکافته و بچه را بيرون آوريد، آنگاه زن را به خاک بسپاريد. نامبرده به محل خود رفته و به دستور ثانوي عمل کرد پس از چندي شيخ را از اين پيشامد اطلاع دادند، گفت: من کسي را به چنين کاري مامور نداشتم و او حضرت ولي عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بوده، الحال که در فتاواي شرعيه خطا مي کنم ديگر فتوا نمي دهم به همين مناسبت به خانه نشست و در فتوا را به روي خود بست تا آنکه توقيعي به اين مضمون شرف يافت(بر شما لازم است فتوا بدهيد و بر ما لازم است که شما را از خطا کاري نگهداري کنيم) شيخ بار ديگر بر مسند فتوا نشست.

و در جای دیگر گفتید:
نقل قول: « من خود شخصا مقلد قرآن ام چراکه معقدم خداوند بسیار بهتر از انسان ها پاسخ مشکلات ما را می دهند و تا کنون هم بسیار از این کار راضی هستم چراکه در سختی ها و ابهامات قرآن را کلید مشکلاتم میدانم.»


دوست من لطفا به این سوالاتی که مطرح شده اند پاسخ بدهید :
بعضی از مسائل بسیار واضح هستند و بیان و شرح آنان توضیح واضحات است. آیا شما نماز می خوانید یا نه؟ اگر بگویید نه معلوم می شود به قرآن عمل نمی کنید و اگر بگوید بلی بگویید چطور نماز می خوانید، رکوع و سجده و قیام و تشهد و سلام دارد یا شیر بی دم و سر و شکم است؟ نماز را در چند وقت می خوانید؟ و هر نماز چند رکعت است؟ مثلاً نماز ظهر چند رکعت و نماز عصر و صبح هر کدام چند رکعت هستند؟ در هر صورت آیا قرآن گفته است نماز صبح چند رکعت است؟ یا مغرب و عشاء چند رکعت هستند و دیگر شرائط نماز و اجزاء آن؟ آیا سگ نجس است یا پاک؟ بعد بگویید این حکم را از کجای قرآن بدست آورده اید؟ بلی قرآن اصول کلی نیاز بشر را بیان فرموده است و تفسیر و بیان آن در روایت و حدیث پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه آمده است مثلاً قرآن می فرماید:«وَ السّارِقُ وَ السّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما»[1]یعنی زن و مرد دزد را دستهایشان را قطع کنید، ولی نگفته است از کجای دست باید قطع شود و ...

و هزاران دلیل دیگر از قرآن و روایات و تشرفات بر اثبات به نیاز فقیه واجد الشرایط در زمان غیبت کبری...
[1] انفال، آیه 1،منبع:سایت حوزه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohamad ، MAHDI59 ، amir-mahdi ، rastin ، خادمة الزهرا
۲۲:۴۱, ۱۴/دی/۸۹
شماره ارسال: #18
آواتار
(۱۴/دی/۸۹ ۲۲:۳۴)Seyed Mohsen نوشته است:  دوست من لطفا به این سوالاتی که مطرح شده اند پاسخ بدهید :
بعضی از مسائل بسیار واضح هستند و بیان و شرح آنان توضیح واضحات است. آیا شما نماز می خوانید یا نه؟ اگر بگویید نه معلوم می شود به قرآن عمل نمی کنید و اگر بگوید بلی بگویید چطور نماز می خوانید، رکوع و سجده و قیام و تشهد و سلام دارد یا شیر بی دم و سر و شکم است؟ نماز را در چند وقت می خوانید؟ و هر نماز چند رکعت است؟ مثلاً نماز ظهر چند رکعت و نماز عصر و صبح هر کدام چند رکعت هستند؟ در هر صورت آیا قرآن گفته است نماز صبح چند رکعت است؟ یا مغرب و عشاء چند رکعت هستند و دیگر شرائط نماز و اجزاء آن؟ آیا سگ نجس است یا پاک؟ بعد بگویید این حکم را از کجای قرآن بدست آورده اید؟ بلی قرآن اصول کلی نیاز بشر را بیان فرموده است و تفسیر و بیان آن در روایت و حدیث پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه آمده است مثلاً قرآن می فرماید:«وَ السّارِقُ وَ السّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما»[1]یعنی زن و مرد دزد را دستهایشان را قطع کنید، ولی نگفته است از کجای دست باید قطع شود و ...

و هزاران دلیل دیگر از قرآن و روایات و تشرفات بر اثبات به نیاز فقیه واجد الشرایط در زمان غیبت کبری...

سوالِ پاسخی که شما دادید، هر روزه برای خیلی از ما از طرف افراد دیگر مطرح می شود.
پاسخ خوب و روانی بود.
البته به نقل از علی110 : اینکه ما اکثرا در "اصول دین" تقلید و در "فروع دین" از خود نوآوری به خرج می دهیم

امضای mohamad
[تصویر: abbasalef.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، Seyed Mohsen ، amir-mahdi ، خادمة الزهرا
۱۱:۱۳, ۱۵/دی/۸۹
شماره ارسال: #19
آواتار
به نام خدا
سلام دوستان
پاسخ های دوست گرامی seyem mohsen درست و کاملا گویا است.اما ایشان از سخنان من برداشت دیگری داشتند.
من هیچوقت نمی گویم از مراجع پیروی نکنید بلکه میگویم برخی از فتوا هایشان ممکن است نادرست است زیرا اگر همه ی فتوا ها درست بود هیچگاه احکام رساله ها با هم در برخی موارد تفاوت نداشت.به عنوان مثال فتوا های مراجع در رابطه با موسیقی را مطالعه کنید و اختلافات را ببینید.
اما در مورد نماز،روزه و یا احکام اصلی دین هیچ اختلافی در میان مراجع نیست که نشان از صحیح بودن حکمشان دارد و با باید به آن عمل کرد.و یا درباره ی نجس بودن سگ هیچ اختلافی میان مراجع نیست که نشان از صحیح بودن این حکم دارد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Seyed Mohsen
۱۲:۲۹, ۱۵/دی/۸۹
شماره ارسال: #20
آواتار
(۱۵/دی/۸۹ ۱۱:۱۳)amir-mahdi نوشته است:  من هیچوقت نمی گویم از مراجع پیروی نکنید بلکه میگویم برخی از فتوا هایشان ممکن است نادرست است زیرا اگر همه ی فتوا ها درست بود هیچگاه احکام رساله ها با هم در برخی موارد تفاوت نداشت.

مجتهد همان کارشناس خستگی ناپذیر دینی است که از ابزار و روشهای خاص خود بهره می برد.
بدون شک اختلاف در بینش و نگرش و نتیجه گیری در همه موارد کارشناسی امری طبیعی و عادی است مانند اختلاف دیدگاه دو یا چند پزشک یا چند مهندس و یا چند تکنسین فنی در یک موضوع خاص. اختلاف دیدگاه مجتهدان دینی پدیده ای جدا از موارد مشابه خود نیست و لیکن یاد آوری چند نکته لازم و ضروری است :
1ـ اختلاف دیدگاه در ضروریات دین و مسائل اساسی وجود ندارد .
2ـ برخی از اختلاف دیدگاهها و بینشها قابل جمع بوده و تنش زا نیستند.
3ـ اختلاف فقها و کارشناسان بمعنی حقانیت و صحت همه آنها نیست بلکه بدون شک یک راه حق و یک صواب و درست بیشتر وجود ندارد اما آنانکه در تشخیص حق دچار اشتباه گردیده اند در صورتیکه تلاش فراوان جهت بدست آوردن راه حق نموده باشند معذور بوده مؤاخذه نمی شوند بلکه بخاطر تلاش خود نیز مستوجب ثواب الهی هستند.

در دایره ای از احکام و عقاید اسلام که ضروریات و یا به تعبیری قطعیات اسلام نامیده می شود هیچ تردید و اختلافی وجود ندارد. و یک سلسله اموری هم در اسلام داریم که ظنی اند. در دایره ظنیات اسلام، صاحب نظران و مجتهدان می توانند فتاوای مختلف و آرای متعددی داشته باشند کسانی هم که مجتهد نیستند بر اساس دلیل عقلی و نقلی وظیفه آنها مراجعه به مجتهدین و تقلید از آنهاست .

منبع
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، Seyed Mohsen ، amir-mahdi ، علی 110 ، خادمة الزهرا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  ایا من مسلمانم؟(دوره چهارم رشد،بلوغ عاطفی) یاســین 6 3,099 ۱۹/آذر/۹۳ ۱۰:۲۷
آخرین ارسال: یاســین

پرش در بین بخشها:


بالا