|
چه خواهد شد؟ (سرنوشت یا همان تقدیر چیست؟)
|
|
۱۱:۴۶, ۳/آبان/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام.
من همیشه جای بحث های علمی رو در این تالار خالی می بینم. نه اینکه بحث علمی در این تالار انجام نمی شه بلکه احساس می کنم. خیلی کمتر از اون چیزی که نیاز هست به مطالب علمی پرداخته می شه. هدف از ایجاد این بحث اینه که: به پاسخ این سوال بر اساس مبنای علمی برسیم یا حداقل نزدیک بشویم. که آیا می شود پاسخ داد چه خواهد شد؟ منظورم از چه خواهد شد. این است واقعاً چه اتفاقی برای جوامع خواهد افتاد و پایان آن چیست؟ از اینکه دوستان اگر روایتی را با این موضوع سراغ دارند. آن را ارائه کنند خوشحال می شوم. سوال اول این است ؟ آیا بشر می تواند آینده را تغییر دهد . یا آینده مشخص است؟ و بشر فقط در مسیر رسیدن به آینده حرکت می کند. سوال دوم که برای پاسخ به آن حداقل نیاز است تا از نظریات علمی در باب پایان زمان اطلاع داشته باشید این است؟ آخرالزمان . قیامت و ظهور امام زمان(علیه السلام) چه ارتباطی با هم دارند؟ شاید در بسیاری از منابع ادیان به موضوع پایان اشاره شده باشد . اما هنوز علم نتوانسته است تصویری روشن از آینده ارائه کند. اگر می توانید به من کمک کنید و بگوئید آیا علم می تواند بگوید چه خواهد شد؟ آیا در 27 حرف علم در زمان امام زمان (علیه السلام) برای ما مشخص خواهد شد که چه خواهد شد؟ اگر علم 27 حرف است . یعنی علم محدودیت دارد؟ |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۱۳, ۳/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۰ ۱۸:۲۵ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
در احادیث قدسی داریم
خود رسول الله هم که شخص اول عالم امکان هستند فرموده اند که خداوند تمام مراتب اسما را به من آموخت مگر یکی را که مرا از آن محجوب دانست بعلاوه خدا در قرآن هم می فرماید و ما اوتيتم من العلم الا قليلا )اسراء/ 85 از علم جز قلیلی به شما نیاموخته ایم از این بالاتر خدا در قرآن میفرماید یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید سوره ی فاطر آیه 25 ای مردم شما همه نیازمند و فقیر به خدایید و تنها او بی نیاز و حمید و ستوده است یعنی چی؟ یعنی همواره بین خالق و مخلوق رابطه ای وجود دارد از جنس جاهل و عالم ، فقیر و غنی ، قوی و ضغیف نیازمند و بی نیاز تحت هر شرایطی در باره ی علم هم حدیث عنوان بصری را با توجه مطالعه کنید عنوان بصری پس از چندین بارمراجعه به خدمت امام صادق(علیه السلام) می رسد و جواب امام صادق(علیه السلام) را در پاسخ به علم آموزی چنین نقل می کند(به مضمون): عرضه داشتم از خداوند می خواهم از علم شما روزیم فرماید. حضرت فرمود:علم به آموختن نیست. علم نور است و در قلب کسی قرار می گیرد که خداوند تبارک و تعالی هدایت او را اراده فرموده باشد بنابراین اگر علم می خواهی ابتدا باید حقیقت عبودیت را در وجودت بخواهی و علم را با عمل کردن طلب کنی و از خداوند طلب فهم کن تا علم را به تو بفهماند. عرض کردم حقیقت عبودیت و بندگی چیست؟ فرمود به سه چیز است: 1)اینکه بنده خدا در مورد آنچه که پروردگار به او سپرده است از خودش مالکیتی نبیند. (مالک حقیقی خداوند تبارک و تعالی است همه اموال را از خداوند می بیند و آن را در جایی مصرف می کند که خداوند امر فرموده است.و با مالک ندانستن خود انفاق کردن در امری که خدا فرموده برایش آسان می شود.) 2)بنده خدا برای خودش مصلحت و تدبیر اندیشی نمی کند.(مصلحت و تدبیر حقیقی در دست خداست؛و وقتی تدبیر امور را به مدبرش بسپارد اهل توکل می شود و تحمل مصیبتهای دنیا برایش آسان میشود.) 3) تمام اشتغال او در کاری است که خداوند به آن امر فرموده است.(وقتی به دنبال اشتغال به اوامر الهی و دوری کردن از نواهی باشد فرصتی برای فخر فروشی و خودنمایی به مردم پیدا نمی کند.) اساساً کافران و منافقان و متکبران و ساحران و... علم را میخواهند برای اغنای امیال شخصی خود می خواهند فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ رُسلُهُم بِالْبَيِّنَتِ فَرِحُوا بِمَا عِندَهُم مِّنَ الْعِلْمِ وَ حَاقَ بِهِم مَّا كانُوا بِهِ يَستهْزِءُونَ(غافر/83) هنگامى كه رسولان آنها با دلائل روشن به سراغ آنان آمدند به معلوماتى كه خود داشتند خوشحال بودند (و غير آن را هيچ مى شمردند) ولى آنچه را (عذاب ) به سخريه مى گرفتند بر آنها فرود آمد! اما اهل بیت تصریح کرده اند که علم حقیقی آن علمی نیست که اکتسابی باشد بلکه خداوند به بندگانی می بخشد که حقیقتاً طالب بندگی خدا باشند و مولا علی که به تصریح شیعه و سنی همان ام الکتاب و امام مبین قرآن است!!!!!! و انه فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم وکل شیئ احصیناه فی امام مبین خود را عبد خاضع و خاشع و ذلیل خدا میداند و خود را نادان میداند در برابر علم خدا ونیاز مند و فقیر خدا میداند مقادیری از این 27 حرف مربوط به مسائلی است که امروز ما آن را غیب میدانیم چرا که بعد از ظهور آن حضرت در عالم دگرگونی های فراوان پدید می آید بگونه ای که از آنجا که دیگر بسیار از مفاهیم غیبی تبدیل به مفاهیم شهودی میشوند توبه هم پذیرفته نمیشود مانند کسانی که در لحظات مرگ چون پرده ی غیب می رود کنار دیگر توبه در آن زمان پذیرفته نیست چنان که در زیارت آل یاسین هم همین معنا تصریح شده است که پس از ظهور و رجعت دیگر ایمان و اقرار به ایمان سودی نخواهد داشت چرا که بسیاری از مراتب غیبی شهودی شده است و ان رجعتكم حق لا ريب فيها يوم لا ينفع نفسا" ايمانها لم تكن آمنت من قبل او كسبت في ايمانها خيرا و گواهی میدهم که رجعت شما حق است و شکی در آن نیست و در آن روز ایمان نفعی برای شخصی ندارد! حالا بر فرض 27 خرف علم هم یاد گرفتیم علم ما شد برابر با علم پیغمبر اصل کلام این است که باید بندگی خدا را کرد آن هم به همان شکلی که خودش در قرآن و توسط 14 معصوم تبیین کرده است بندگی خدا هم میشود اطاعت خدا و عمل بر طبق رضای الهی!!!!!!! و تزکیه نفس و رعایت تقوا و... اگر کسی علم نافع می خواهد باید برود سراغ بندگی خدا اطاعت خدا و حقیقت عبودیت را در خود بیابد که یعنی بفهمد یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید سوره ی فاطر آیه 25 ای مردم شما همه نیازمند و فقیر به خدایید و تنها او بی نیاز و حمید و ستوده است تا نفهمیم ما فقیر محضیم مقدمات ایمانی و نور علم نافع در قلب ما روشن نمیشود! (۳/آبان/۹۰ ۱۷:۲۸)arnh نوشته است: و سوال مهم تر اینکه علم غیب جزئی از 27 حرف علم هست یا نه ؟(لطفاً برای پاسخ به این سوال دلیل کامل ارائه کنید.) مراجعه کنید به مقاله ی آخرالزمان، شرايط ظهور باطنيترين بُعد هستی بنا بر آیات و روایات دودسته به دنبال علم می روند : عده ای به نیت برتری جویی که عاقبت خواری در دنیا و آخرت نصیبشان می شود عده ای هم به نیت بندگی و عبودیت که فلاح و رستگاری نصیبشان میشود و هر یک هم نشانه هایی دارند |
|||
|
|
۱۸:۲۹, ۳/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۰ ۱۸:۳۲ توسط arnh.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
احساس می کنم وقتی که میگید باید بندگی خدا رو کرد . منظورتون اینه که نباید به این مسائل (علمی ) فکر کرد!
آیا درست احساس می کنم . یا نه ؟ آیا کسی که بندگی خدا را می کند باید سر از کار خدا در بیاورد . یا نه ؟ اگر نباید سر از کار خدا در بیاورد . بگوئید چرا ! (و دامنه کاری که مربوط به خداست را مشخص کنید.) و اگر که می شود وارد اموری که به خدا مربوط میشود شد و از آن آگاه شد. تکلیف چیست که انسان گمراه نشود؟ |
|||
|
|
۱۸:۳۴, ۳/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۰ ۱۸:۴۳ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۳/آبان/۹۰ ۱۷:۱۱)ema1392 نوشته است: سلام روی سخنم با ای دوست عزیزمان نیست رفقای خوب من همسنگران عزیز من ما چندتا 90 دقیقه پای خر دجال نشسته ایم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه قدر عمر خود را صرف اموری کرده ایم که اگر صادقانه با خود بیاندیشیم سودی برای دنیا و آخرت مان ندارند؟؟؟؟؟ آن وقت نامه ی امام معصوممان را که همگی بند به بندش را مزین به آیات محکم قرآن فرموده اند در تبیین این مسئله ی مهم اعتقادی را وقت نداریم که بخوانیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آن را طولانی میدانیم؟ حقیقت این است که شاید شاید آنچنان که باید و شاید نمیدانیم پس از مرگ چه خطرات و چه مسائل عظیمی در انتظار ما است خداوند به همه ی ما رحم کند إن شا الله یا علی اول بگویی معنی بندگی خدا چیست؟ از نظر شما! اول بگویید به نظر شما بندگی خدا یعنی چه؟ (۳/آبان/۹۰ ۱۸:۲۹)arnh نوشته است: آیا کسی که بندگی خدا را می کند باید سر از کار خدا در بیاورد . یا نه ؟ دوم بفرماید اگر می خواهید سر از کار خدا در بیاورید به چه علت و نیتی می خواهید سر در بیاورید؟ (۳/آبان/۹۰ ۱۸:۲۹)arnh نوشته است: (و دامنه کاری که مربوط به خداست را مشخص کنید.) سوم اینکه بگویید به چه علت فکر میکنید بنده ی خدا باید مشخص کند که دامنه ی کار مربوط به خدا چه قدر است چهارم اینکه آیا مفهوم حرف شما از اینکه دامنه ی کار خدا را مشخص کنید این است که یک دامنه هم وجود دارد که مربوط به خدا نمیشود؟ پنجم اینکه شما که میپرسید : (۳/آبان/۹۰ ۱۸:۲۹)arnh نوشته است: و اگر که می شود وارد اموری که به خدا مربوط میشود شد و از آن آگاه شد. تکلیف چیست که انسان گمراه نشود؟ آیا پندار شما این است که بی اذن خدا و به طور مجزا و خارج از سیستم ربوبیت خداوند انسان میتواند وارد اموری شد که خدا آن را تدبیر میکند؟ |
|||
|
|
۱۸:۴۴, ۳/آبان/۹۰
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
معنی بندگی در دو سطح مختلف برای من این است !
سطح اول : اطاعت از خدا بواسطه ... سطح آخر : بفهمم خدا چه می خواهد از من بی واسطه و عمل به آن. اما شما می گوئید بندگی . نقل قول:واضح تر همان سوال قبلی را می پرسم . آیا بنده اجازه دارد. که بفهمد خدا دارد چه می کند ؟ |
|||
|
|
۱۸:۵۲, ۳/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۰ ۱۹:۰۳ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
نقل قول: منظورم از چه خواهد شد. این است واقعاً چه اتفاقی برای جوامع خواهد افتاد و پایان آن چیست؟با توجه به اینکه خداوند دانای کل است تا انجا میدانیم که خود ایشان تبیین فرموده اند نقل قول: آیا بشر می تواند آینده را تغییر دهد . یا آینده مشخص است؟ و بشر فقط در مسیر رسیدن به آینده حرکت می کند. چیزی به نام اینده وجود ندارد که بشر بخواهد ان را تغییر دهد . اینده و گذشته یک توهم یا خاطره است و وجود ندارد نقل قول: آخرالزمان . قیامت و ظهور امام زمان(علیه السلام) چه ارتباطی با هم دارند؟تقدم زمانی ظهور نسبت به اخر الزمان نقل قول:شاید در بسیاری از منابع ادیان به موضوع پایان اشاره شده باشد . اما هنوز علم نتوانسته است تصویری روشن از آینده ارائه کند. با توجه به این که علم ناقص است شدیدا . طبیعی است که نتواند . کلا اعتمادی به علم نیست... نقل قول: اگر می توانید به من کمک کنید و بگوئید آیا علم می تواند بگوید چه خواهد شد؟ اگر منظورتان علم تجربیست . با توجه این که برای چیزی که نیست نمیتوان کارایی در نظر گرفت این سوال مشکل دارد . ولی در حال حاضر نمیتواند نقل قول: آیا در 27 حرف علم در زمان امام زمان (علیه السلام) برای ما مشخص خواهد شد که چه خواهد شد؟ با توجه به جواب سوال بالا چون هنوز نمیدانیم ان 27 حرف چیست . نمیتوانیم کارایی ان را هم مشخص کنیم . مثل این است کهبرای بچه ای که به دنیا نیامده کارایی شکل و ... تعریف کنید نقل قول: اگر علم 27 حرف است . یعنی علم محدودیت دارد؟ 2 نوع محدود داریم . اگر محدود یعنی چیزی که پایان دارد . زمانی میتوان به این سوال پاسخ داد که بدانیم . علم با این 27 حرف کامل میشود و این چه علمی است علومی مثل اگاهی از ذات خدا و میزان قدرت و بعضی صفات حضرت حق چون نا محدود است کامل نمیشود در واقع تا به محیط جهل علم نداشته باشیم پاسخی نمیتوان داد . پس تا زمانی که مجهول اول یعنی 27 حرف و مجهول دوم یعنی دایره جهل مشخص نشود به این سوالات نمیتوان پاسخ داد علم به محدود ممکن است و چون قدرت خدا و ... نامحدود است حتی علم به میزان جهل نیز ناممکن است پس وقتی ندانیم . نمیتوانیم بفهمیم محدود دوم فکر ماست و عقل ما و ابزار درک ما . شاید این ظرفیت روزی تکمیل شود ولی این به معنای دانش کل عالم و یا دانشی که خدا دارد نیست چون فقط یک کحدود کامل شده و این محدود کنجایش نامحدود را ندارد یا حق |
|||
|
|
۱۹:۰۹, ۳/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۰ ۱۹:۱۳ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۳/آبان/۹۰ ۱۱:۴۶)arnh نوشته است: سلام. SALAM az in ke fingilish tipe mikonam bebakhshid . ghiamat ke tash malume ;dero kardane amalet to in donyast vali inke elm mahdudiat dare be khode ma bastegi dare ke ensan har kari ro ke bekhad mitoone bokone faghat kafie ye arzan eteghad dashte bashe ino emame aval mige .be nazare man tanha moshkele ma palestine hast va man doost nadaram sabr konam o bebinam ta zions che balaee sareshun miaran .asan chera una bayadad began ke akhare donya 2012e aya kasi hast ke hokme jahad dar felestino bede...?be khoda ghasam doost dashtam unja boodam o andazye khodam komak mikardam ta inja tu iiran akhbare ghamangizo beshnavam .shayd begi hich rabti be bahset nadare ...........in haghiro bebakhsh سلام از این که فینگیلیش تیپ میکنم ببخشید . قیمت که تش معلومه ؛درو کردن عملت تو این دنیاست ولی اینکه علم محدودیت داره به خود ما بستگی داره که انسان هر کاری رو که بخواد میتون بکنه فقط کافی یه آرزان اعتقاد داشته باشه اینو امام اول میگه .به نظر من تنها مشکله ما فلسطین هست و من دوست ندارم صبر کنم و ببینم تا زینس چه بلایی سرشون میارن .آسان چرا اونا بیدد بگن که آخر دنیا ۲۰۱۲ِ آیا کسی هست که حکم جهاد در فلسطینو بده...؟به خدا قسم دوست داشتم اونجا بودم و اندازه خودم کمک میکردم تا اینجا توی آآعین اخبار قمنگیزو بشنوم .شاید بگی هیچ ربطی به بحثت نداره ...........این حقیرو ببکهش http://www.behnevis.com/ |
|||
|
۱۹:۲۹, ۳/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۰ ۱۹:۳۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۳/آبان/۹۰ ۱۹:۰۹)ZaKHaR نوشته است: ولی اینکه علم محدودیت داره به خود ما بستگی داره که انسان هر کاری رو که بخواد میتون بکنه فقط کافی یه آرزان اعتقاد داشته باشه دوست عزیز اگر این گفته ی خود را مقید به عبارت اگر خدا بخواهد و صلاح بداند نکنید کلام شما بر طبق صریح آیات قرآن عین کفر و شرک محض است انسان هر کاری را نمیتواند بکند اذن خدا نیاز است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! هر کاری که بخواهد انجام دهد می شود قادر مطلق صفت قادر مطلق تنها برای خداست پس!!!!!!!! انسان خیلی کارها میتواند انجام دهد به اذن خدا و با توکل و استعانت از خداوند جمله ی درست است یا حق (۳/آبان/۹۰ ۱۸:۴۴)arnh نوشته است: معنی بندگی در دو سطح مختلف برای من این است ! بنابر کدام آیه قرآن یا روایت استنباط کرده اید که معنای بندگی این است؟ در ضمن برای ادامه بحث نیاز هست بسیار دقیق به تک تک این سوالات پاسخ بگویید (۳/آبان/۹۰ ۱۸:۳۴)علی 110 نوشته است:(۳/آبان/۹۰ ۱۸:۲۹)arnh نوشته است: آیا کسی که بندگی خدا را می کند باید سر از کار خدا در بیاورد . یا نه ؟ |
|||
|
|
۲۲:۰۸, ۳/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۰ ۲۲:۱۶ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
(۳/آبان/۹۰ ۱۴:۳۶)arnh نوشته است: مطالبی که شما در باب جبر و اختیار ارائه کردید . تا آنجایی که من توانستم مطالعه و تحلیل کنم صحیح بود.جناب ای ار ان اچ این ایه زمانی نازل میشود که در جنگ بدر تعداد مسلمانان کم بوده و خداوند به حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میفرمایند که مشتی خاک بطرف انها پرتاب کن و بوسیله همین خاک انها را از بین میبرد بعد از پیروزی خداوند میفرماید که این معجره باعث پیروزی شما شد و انکه انها را کشت خداوند بود این ایه مراتبی دارد که در عرفان از ان بسیار استفاده میشود و تفسیر عرفانی بسیار زیبایی دارد . در ضمن اشاره به این دارد که پیامبر به مقام فنا فی الله رسیده بود .... ضمن این بحث خداوند میفرماید خدا میخواست مؤمنان را به این وسیله امتحان خوبی کند؛ این تکه از ایه بر اختیار مومنان حکایت دارد . در واقع به نظر شما ایا خداوند فرد مجبور را امتحان میکند!!! بنظر میرسد ایه به امداد الهی به مومنین و اعجاز پیامبر و ... اشاره دارد و نه به اجبار نکته دیگری که از ان قهمیده میشود تکلیف گرایی است . یعنی اینکه شما تکلیفتان را انجام دهید و امتحانتان را پاس کنید . نتیجه به عهده خداست . یا حق |
|||
|
|
۲۲:۳۴, ۳/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۰ ۲۲:۵۰ توسط arnh.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
نقل قول:گفتم برای من این است ! یعنی من اینطوری فکر می کنم. حالا اگه شما فکر می کنید من اشتباه می کنم. لطف کنید بر اساس آیات قرآن یا روایت معنای بندگی را به من توضیح دهید. (۳/آبان/۹۰ ۱۸:۳۴)علی 110 نوشته است:شناخت خدا !(۳/آبان/۹۰ ۱۸:۲۹)arnh نوشته است: آیا کسی که بندگی خدا را می کند باید سر از کار خدا در بیاورد . یا نه ؟ اگر این جواب برای شما کافی نیست . بگذارید بر اساس حس کنجکاوی . و اگر می گوید بد است آدم حس کنجکاوی داشته باشد . بگوئید چرا بد است! و به چه دلیلی انسان نباید خالق خود را بشناسد. نقل قول:من اینطوری فکر نکردم . که بنده خدا باید دامنه کار خدا را مشخص کند.(۳/آبان/۹۰ ۱۸:۲۹)arnh نوشته است: (و دامنه کاری که مربوط به خداست را مشخص کنید.) گفتم اگر می گوئید انسان نباید در کار خدا دخالت کند . از کجا بداند که کدام کار مربوط به خداست. که شما هم چنین چیزی تا الان نگفتید. من برای یک فرض یک شرط گذاشتم. دقیقا من به موضوعی که شما اشاره کردید. توجه کردم و سوالات رو پرسیدم . چرا که نمی توانیم مرزی را برای کارهای خدا مشخص کنیم. در این صورت آیا مرزی برای کار های ما وجود داره؟ نقل قول:پنجم اینکه شما که میپرسید :خیر . من چنین پنداری ندارم.(۳/آبان/۹۰ ۱۸:۲۹)arnh نوشته است: و اگر که می شود وارد اموری که به خدا مربوط میشود شد و از آن آگاه شد. تکلیف چیست که انسان گمراه نشود؟ ممنون. اگر اجازه بدهید با دو پاسخ اول شما شروع کنم. و پاسخ های دیگر شما را که روی آن خیلی بحث دارم به فرصتی دیگر وا می گذارم. (۳/آبان/۹۰ ۱۸:۵۲)وحید110 نوشته است:نقل قول:منظورم از چه خواهد شد. این است واقعاً چه اتفاقی برای جوامع خواهد افتاد و پایان آن چیست؟ با توجه به اینکه خداوند دانای کل است تا انجا میدانیم که خود ایشان تبیین فرموده اند. خداوند چه چیزی تبیین فرموده اند؟ این تبیین مطلق است یا نسبی؟ (۳/آبان/۹۰ ۱۸:۵۲)وحید110 نوشته است: نقل قول:آیا بشر می تواند آینده را تغییر دهد . یا آینده مشخص است؟ و بشر فقط در مسیر رسیدن به آینده حرکت می کند. چیزی به نام اینده وجود ندارد که بشر بخواهد ان را تغییر دهد . اینده و گذشته یک توهم یا خاطره است و وجود ندارد اگر این گفته شما درست باشد . که من هم به این گفته شما تا حد زیادی اعتقاد دارم. یک سوال اساسی پیش می آید. معنای تقدیر یا اختیار چیست ؟! وقتی که زمان و خط سیر اتفاقات وجود ندارد! در آن صورت: آیا سوال "چه اتفاقی افتاد؟" یا "چه اتفاقی می افتد؟" معنا دارد. یا خیلی سوالات از این دست! |
|||
|
۲۳:۴۹, ۳/آبان/۹۰
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۳/آبان/۹۰ ۲۲:۳۴)arnh نوشته است:نقل قول: بندگی یعنی اطاعت از خدا و رسول خدا و جانشینان بر حق رسول خدا که میشوند اهل بیت اطیعوا الله و اطیعو الرسول و... اما مهم این است که اساساً شما به چه علت و نیتی میخواهید بندگی خدا را انجام دهید؟ (۳/آبان/۹۰ ۲۲:۳۴)arnh نوشته است:(۳/آبان/۹۰ ۱۸:۳۴)علی 110 نوشته است:(۳/آبان/۹۰ ۱۸:۲۹)arnh نوشته است: آیا کسی که بندگی خدا را می کند باید سر از کار خدا در بیاورد . یا نه ؟ کی گفته شناخته خدا در گرو این است که انسان سر از کار خدا در بیاورد؟ کی گفته از این طریق میشه خدا را شناخت بر اساس کدام آیه و رویایت؟ تازه منظور شما از این که میخواهم سر از کار خدا در بیاورم کدام گونه از کارهای خداست؟ و از این مهمتر برای چه می خواهید خدا را بشناسید؟ زانوی شاگردی زدن در برابر 14 معصوم است که تنها مفسران بر حق کلام خدایند بی واسطه هم امکان ندارد کسی به شناخت خدا برسد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! وجه مشترک شیطان و تمام مستکبران مخلد در دوزخ این است که می خواهند بی واسطه با خداوند ارتباط بر قرار کنند!!!!! چنین راهی وجود ندارد!!!!!!!!!!! شناخت در گرو نزدیک شدن به خداست و برای نزدیک شدن باید وسیله بجوییم بر طبق آیات قرآن و وسیله هم می شوند 14 معصوم بر طبق صریح آیات قرآن فقد استمسک بالعروة الوثقی بر طبق صریح روایات عروت الوثقی ولایت علی بن ابیطالب است تخیلات و اوهام خود را حقیقت می پندارند (۳/آبان/۹۰ ۲۲:۳۴)arnh نوشته است:نقل قول:(۳/آبان/۹۰ ۱۸:۲۹)arnh نوشته است: (و دامنه کاری که مربوط به خداست را مشخص کنید.) خدا به اقتضایی خدایی خود کار خود را انجام میدهد و ما هم به مقتضای بندگی خود باید بندگی خود را انجام دهیم حدو مرز کارهای ما را هم شریعت مشخص میکند به طور مثال: شریعت میگوید غلط میکنی بری سراغ سحر وجادویی که من حرام کردم بعد گرفتار هزار جور اوهام بشی که توهم کنی که حقیقت در آن توهم است، هر آنچه که وهم است را عقل می پنداری بعد ما بدون توجه به امر ونهی خدا در شرعش بسیاری از حد و مرز ها را میشکنیم و وقتی هم گرفتار تبعات مرز شکنی خود میشویم در عین گمراهی خود را بر حق میدانیم به طور مثال هیچ یک از اهل بیت به خود اجازه نمیدادند که رسول اکرم را با نام صدا بزنند و همه گی رسول الله خطاب میکردند ایشان را بعد کسی که توهم پیدا کرده و خالی از حقیقت است بر خلاف حکم خدا در قرآن که می فرماید رسول الله را مانند خود صدا نزنید به خود اجازه می دهد بگوید محمد، علی و مهدی خدا رحم کند به انسان توهم انسان گاه به جایی مرسد که خود را هم مرتبه با ولی اعظم خدا میداند ولی اعظمی که به اذن خدا در عالم، ولایت تکوینی و قدرت دخل و تصرف در تکوین عالم را دارد و میگوید چه طور من و مهدی می توانیم با 313 نفر دنیا را نجات دهیم پناه بر خدا از گرفتاری های نفس و وهم بندگی یعنی به جای اینکه بنشینی برای خودت توهم ببافی و نظر دهی و تئوری پردازی کنی بینی خدا از تو چه خواسته به عنوان بنده اش در دینش و کتابش که توسط رسولش و جانشینان بر حقش تبیینش کرده حدیث عنوان بصری را مجدد پیشنهاد میکنم با دقت بخوانید و اینکه بنا بر آیات و روایات دودسته به دنبال علم می روند : عده ای به نیت برتری جویی که عاقبت خواری در دنیا و آخرت نصیبشان می شود عده ای هم به نیت بندگی و عبودیت که فلاح و رستگاری نصیبشان میشود و هر یک هم نشانه هایی دارند اگر دنبال بندگی خدا برای کسب رضای خدا هستید اگر به آنچه میدانید مورد رضای خدا و تأیید خداست عمل کردید خداوند آنچه را نمیدانید و دانستنش برای سعادت شما لازم و مفید است را به شما خواهد آموخت اما اگر به دنبال هر چیزی جز عبودیت و بندگی خدا و عمل تحت رضایت او هستید (ولو به بهانه ی شناخت حقیقت یا رشد یا کمال یا...)... هستید که این جناب نفس و من میرود به سراغ هر چیزی که میل دارد و اجازه میدهد به خودش در باره ی آنچه در ادبیات قرآن غیب خوانده میشود بدون استناد به آیات و تنها با تکیه بر توهمات خود نظر بدهد و این بشری که بر پایه برداشتهای شخصی و بر حق دانستن برداشت های شخصی خود مشغول نظر دهی شده است کارش رسیده به این جا که: ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت أیدی الناس!!!!! خداوند هادی و نگهدار همه ی ما |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










