|
زیباترین پیامک انتظار!!!
|
|
۱۳:۰۶, ۲۶/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/بهمن/۸۹ ۱۴:۴۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
ایده ی این رو از یه جایی تقلب کردم البته خیلی به دلم نشست زیباترین پیامک ها رو با مهوریت امام زمان و انتظار ارسال کنید در این پست برنده اون پیامکی هست که از همه بیشتر تشکر میشه از اون به 5 نفر اول هم جایزه میدیم البته میدونم اینجا اینقدر رفقا از ته دلشون میان متن پیامک میگذارند که کسی به این جایزه هم کاری نداره اما برای قدردانی خالی از لطف نیست در مورد جایزه هم سوال نفرماید!!!! برای شروع هم خود من اولین پیامک رو میگذارم لطفاً متن پیامک ها طولانی نشه و اگه شد اون رو با فونت با اندازه بزرگ ارسال کنید یا علی پیامک ارسالی من این هست: خدایا مرا زنده نگهدار تا روزی که این پیامک را دریافت کنم: ای اهل عالم ، یوسف زهرا آمد! |
|||
| آغاز صفحه 47 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۱:۴۲, ۹/آذر/۹۰
شماره ارسال: #461
|
|||
|
|||
|
مگر آب مهریه ی مادرتان نبود؟!
پس چرا اصغر تشنه لب شهید شد...؟! |
|||
|
|
۱۱:۰۳, ۱۰/آذر/۹۰
شماره ارسال: #462
|
|||
|
|||
|
آقا سلام گرچه بلند است جایتان / می خواهم از زمین بنویسم برایتان یک نامه حاوی همه حرفهای راست / یک نامه از کسی که کمی عاشق شماست یک نامه از بلندی انسان که پست شد / یک نامه از کسی که دچار شکست شد این نامه مدح نیست فقط شرح ماتم است / یک ذره از هزار نوشتم اگر کم است بعد از شما غبار به آیینه ها نشست / شیطان دوباره آمد و جای خدا نشست پرپر شدند در دل طوفانی از بدی / گلهای رو سپید همیشه محمدی آمد به شهر فاجعه، اسلام راحتی / انسان منهدم شده، قرآن زینتی بیمارهای عشق خدا« بهتر»ی شدند / جلباب هایمان کم کم روسری شدند خورشید مرد و شام تباهی دراز شد / بر روی دشمنان در این قلعه باز شد در کسوت قدیمی آزادی زنان / دنیای ما اگرچه گرفتار آمدست اما هنوز تشنه نام محمد است / در انتهای نامه خیسم سلام بر نام بزرگوار و نجیب پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
|
|||
|
|
۱۹:۴۱, ۱۰/آذر/۹۰
شماره ارسال: #463
|
|||
|
|||
|
ساعات عمرمن همگی غرق غم گذشت دست مرا بگیرکه آب ازسرم گذشت تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت مولا، شمار درد دلم، بی نهایت است تعداد درد من به خدا از رقم گذشت
|
|||
|
|
۱۷:۳۳, ۱۱/آذر/۹۰
شماره ارسال: #464
|
|||
|
|||
|
…عصر این جمعه ی دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟ به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی ست زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگ شفق یافته، در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت ای ماه بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم توئی ، آجرک الله عزیز دو جهان یوسف در چاه ، دلم سوخته از آه نفس های غریبت دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپرشده، همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی، به همان صحن و سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت ببری تا بشوم کرب و بلایی؟ به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ، نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچاره ی دلداده ی دلسوخته ارباب ندارد تو کجایی؟ تو کجایی؟ شده ام باز هوایی، شده ام باز هوایی
|
|||
|
|
۱۷:۵۳, ۱۱/آذر/۹۰
شماره ارسال: #465
|
|||
|
|||
|
شاید این شعرا خیلی شنیده باشیم و تکراری باشه ولی وقتای ناامیدی خیلی به کار میاد.
خبر آمد خبری در راه است *** سرخوش آن دل که از آن آگاه است شاید این جمعه بیاید شاید *** پرده از چهره گشاید شاید |
|||
|
|
۱۸:۲۹, ۱۱/آذر/۹۰
شماره ارسال: #466
|
|||
|
|||
|
بــهــار بی گل نرگس شبیه پاییز است و بـی تــو کلِ زمانهایمان غم انگیز است بیــا کـه مـنجمدانه قیام ممکن نیست بــیــا کـه سهم زمین از بهار ناچیز است . . .
|
|||
|
|
۲۱:۱۹, ۱۱/آذر/۹۰
شماره ارسال: #467
|
|||
|
|||
|
سلام
یوسف از جرم زلیخا مدتی زندان برفت مهدی از اعمال ما حبس ابد گردیده است...
|
|||
|
|
۲۱:۲۳, ۱۱/آذر/۹۰
شماره ارسال: #468
|
|||
|
|||
|
اذان جمکران شوری به پا کرد / دلم را از غم عالم جدا کرد صبا را گشته بودم محرم راز / مرا با رمز غیبت اشنا کرد . .
|
|||
|
|
۱۴:۲۸, ۱۲/آذر/۹۰
شماره ارسال: #469
|
|||
|
|||
|
انگار رسمیست بین یزیدو معاویه هردو قرآن به سرنیزه میکنند...!
|
|||
|
|
۱۷:۳۵, ۱۲/آذر/۹۰
شماره ارسال: #470
|
|||
|
|||
|
دلتنگی غروب همه جمعه های من کی می رسد به صحن حضورت صدای من یک شب میان سینه زدنها و گریه ها مهری بزن به نامه کرب و بلای من محمد بیابانی
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











