|
سلسله مقالات تحقیقی پیرامون حرمت موسیقی
|
|
۱۷:۴۲, ۵/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/مهر/۹۰ ۱۷:۴۳ توسط علیرضا110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
«کسی که چهل روز در خانه اش بربط نوازند و مردمان بر او وارد شوند شیطانی به نام قفندر اعضای خود را به تمام اعضای بدنش مس می نماید ، پس غیرت از آن مرد برداشته می شود تا به حدی که با زنانش اگر فعل قبیحی کنند بدش نمی آید ». با این روایت شاید بتوان به یکی از علل اصلی رواج بد حجابی و فحشا در جامعه پی برد ...
چکیده در این مقاله که عنوان آن «پژوهشی در موسیقی واثرات آن» می باشد، سعی شده هم به لحاظ فقهی و هم به لحاظ علوم تجربی، تحقیق مختصری راجع به موسیقی و اثرات آن انجام گیرد. بحث موسیقی از جمله مباحثی است که با وجود این که دارای قدمت زیادی است ولی درعین حال، جزو مباحث روز بوده و از جمله مسائلی است که مخصوصاً جوانان زیادی را به خود مشغول داشته و بالتّبع سؤالات زیادی پیرامون آن مطرح شده و می شود. موسیقی را از جنبه های مختلفی ازجمله، فقهی، هنری و...می توان بررسی کرد، ولی آن چه بیشتر در این مقاله مدّنظر بوده، نگاه به موسیقی هم از جنبة علوم تجربی وهم ازمنظردین است که درکل، در مورد اثرات موسیقی برجسم و روان انسان، مطلب مختصری به دست می دهد. در مورد اهمّیّت وضرورت چنین بحثی همین بس که این بحث از قدیم الأیّام مطرح بوده ولی بیشتر جنبة فقهی آن مدّ نظر بوده و از جنبة علم تجربی کمتر مورد توجّه واقع شده لذا در این مقاله سعی شده بیشتر به جنبة علم تجربی پرداخته شود.این مقاله در 5 فصل تنظیم شده که در دو فصل نخست به تعریف موسیقی و انواع آن پرداخته و نیز ارتباط واژة موسیقی با واژة غنا ازنگاه مراجع عظام مطرح شده، سپس دریک فصل مجزّا وطولانی تری به انواع اثرات موسیقی بر جسم و روان که در بخشهای مختلفی ازآن، از روایات وآیات قرآن استفاده شده پرداخته شده است. و امّا فصل چهارم، برای آشنایی با نظرات علما و دانشمندان اسلام وغرب، راجع به موسیقی تنظیم شده ودر فصل آخر نیز بحث مختصری راجع به موسیقی درمانی وصحّت آن انجام شده است و درکل یک بحث نسبتاًجامعی که راجع به موسیقی نیاز بوده عنوان و ارائه گردیده است. کلیدواژه : موسیقی، غنا، تأثیر، جسم، روان. مقدّمه آن چه در این نوشتارآورده شده است پژوهشی است پیرامون موسیقی و انواع آن و اثرات موسیقی بر جسم و روان انسان که البتّه اثرات آن بیشتر مورد توجّه قرار گرفته است.آن چه در این زمینه بیشتر مورد توجّه صاحب نظران بوده است پرداختن به موسیقی ازجنبة فقهی آن بوده است وکمتر به جنبة تأثیرات آن و خصوصاً تأثیرات جسمی آن پرداخته شده است. لذا برآن شدیم تا از جنبة تأثیرات جسمانی و فیزیکی نیز آن را بررسی کرده تا هم از یک زاویة جدید به مسئله پرداخته شود و هم این که به برخی سؤالات جدید مطرح شده پاسخی هر چند مختصر داده شود. همان گونه که بیان شد اگر چه این بحث دارای سابقة طولانی است و از دیر باز مطرح بوده است ولی امروزه نیز جزو مباحث روز، مطرح است وعموم مردم، خصوصا ًجوانان با آن در ارتباط اند وگویا جزءلاینفکّ زندگی ما شده است. از طرفی نیز این هنر به ابزار و وسیله ای برای انتقال فرهنگ و حتّی تغییر فرهنگ جوامع، مبدّل گشته است و این گونه مسائل برضرورت تحقیق بیشترراجع به این هنر وکارایی آن و اثرات آن می افزاید.هم چنین همان گونه که مطرح شد بیشترین اثرات، راجع به هنر موسیقی به جنبة فقهی آن بر می گردد ولی از کتاب ها و مقالاتی نیزکه در این زمینه نگاشته شده است، نباید چشم پوشی کرد و ما نیز در این نوشتار که به روش اسنادی ـ کتابخانه ای تهیّه شده از برخی از آنها بهره برده ایم.برخی از این کتابها عبارتند از: تأثیر موسیقی براعصاب وروان، نوشتة زنده یاد، حسین عبداللّهی خوروش، موسیقی ازدیدگاه فلسفی وروانی، نوشتة علّامه محمدتقی جعفری، تاریخ موسیقی، نوشتة سعدی حسنی، بخشی ازکتاب سلامتی وطول عمر در احکام اسلام، نوشتة مهدی طاهری، بخشی ازکتاب نکته های ناب، نوشتة حسن قدّوسی زاده و نیز برخی از مقالات که در این زمینه نوشته شده اند.ازجملة وجه امتیاز این مقاله این است که مطالب این نوشته ها را به صورت موجز و مختصرجمع کرده و برخیمطالب پراکنده و زاید را ازآنها حذف کرده وآن چه در این باره مورد نیاز بوده است در حدّ این نوشتار ارائه گردیده است.بالأخره بعد از تحقیق دربارة انتخاب موضوع و پس از انتخاب آن به خاطر اهمیّت آن و پس از ارائه به مسؤولین مورد تأیید قرارگرفت و مشغول به تنظیم آن شدیم. البته درتنظیم آن مشکلاتی نیز پیش روی ما قرارداشت؛ ازجمله این که در این زمینه، کتابهای اندکی نوشته شده وکمتر قلم فرسایی شده است لذا منابع قابل دسترسی در این باره محدودتر می باشد. هم چنین بعد از رجوع به منابع ، بعضاً استناد به منابعی شده بود ولی از ذکر آن منابع به صورت کامل ودقیق، صرفنظر شده بود وحتّی گاهی مطلبی مستند به منبعی شده بودکه بعد از مراجعه به آن منبع چنین چیزی یافت نمی شد.یا مشکلات دیگری که نیازی به اطالة کلام در این مورد نیست.این مقاله، پیرامون 5 سؤال کلّی و جواب آنها تنظیم گشته که این سؤالات شاکله و پایة این مقاله را تشکیل می دهد و هرسؤالی یک فصل ازمقاله رابه خود اختصاص داده است که هرفصل، جواب یکی ازآن سؤالات وسؤالات ریزتر دیگر است و مجموعاً اطلاعات کلّی دراین زمینه رابه خواننده می دهد. سؤالات کلّی هرفصل عبارتست از: البته تذکّراین نکته لازم است که در این نوشتار با توجّه به ظرفیّت وگنجایش آن، مطلب آمده و ممکن است مطالب فراوان دیگری نیز باشدکه به جهت اختصار، بیان نشده باشد و این مسئله در نقل قول افراد و دانشمندان و علما نیزصدق می کند یعنی ممکن است در میان دانشمندان، تنها به ذکراقوال برخی از آنان اکتفا شده باشد و این فقط به جهت رعایت اختصار بوده وترجیحی دراین مسئله صورت نگرفته است. ولی پیشاپیش از نواقص موجود، عذرخواهی می نمائیم. 1ـ موسیقی چیست؟ وانواع آن کدام است؟ 2ـ فرق موسیقی وغنا چیست؟ 3ـ موسیقی چه تأثیری برانسان دارد؟ 4ـ نظرعلما و دانشمندان در مورد موسیقی چیست؟ 5 ـ آیا موسیقی درمانی واقعیّت دارد؟ فصل اول : موسیقی و انواع آن در این فصل برآنیم که تعریف مختصری از موسیقی ارائه داده و با اقسام آن آشنا شویم که البتّه محصوردر این اقسام نبوده و ممکن است به اعتبارهای مختلف، اقسام مختلفی پیداکرد، ولی در یک تقسیم بندی کلّی می توان آن را به اقسامی که بعداً خواهد آمدتقسیم نمود. تعریف موسیقی برای موسیقی تعریفهای زیادی ارائه شده و از زوایای مختلفی به آن نگریسته شده است . موسیقی را می توان هم ازلحاظ لغوی و هم از لحاظ اصطلاحی مورد بررسی قرارداد. این واژه، یک واژة یونانی است که به آن «موسیقیا»گفته می شود و ازآن به عنوان غنا ولحن نیز یاد شده است : «بدان که موسیقی در لغت یونان، لحن است و لحن عبارت است از اجتماع در نغم مختلفه که آن را ترتیبی محدود باشد و بعضی این قید را زیاده کنند که کلام مفید بدان مقرون بود....و بعضی این قید را زیاده کنند که آن کلام، دال بر معانی که محرّک نفس باشد به تحریکی که ملایم غرض و لفظ او موزون باشد(1)هم چنین درتعریف موسیقی گفته شده« عبارتست ازاصوات وآهنگهایی که انسان را در عالمی که برای وی قابل توصیف نیست سیر می دهد و چنان بر اعصاب آدمی مسلّط می شودکه گاهی می خنداند ، گاهی می گریاند گاهی اعضاء و جوارح انسان را بدون اختیار به حرکت در می آورد، و زمانی تهییج عشق و شهوت می کند و آدمی را برده و غلام خود ساخته و بر اعصاب ، فکر ، عقل و روانش فرمانروایی می کند».(2)مانند ساز زدن فارابی دربزم سیف الدّوله که با ساز زدن او مدّتی همه خندیدند و باتغییر آهنگ، همه را به گریستن وا داشت و در آخر بانواختن آهنگی دیگر ، همه اهل مجلس را به خواب فروبرد و سپس ازآن مجلس خارج شدکه این جریان در تاریخ ، مشهور است.«ارسطو موسیقی را یکی از شعب ریاضی دانسته و فیلسوفان اسلامی نیزاین قول راپذیرفته اند ولی از آنجاکه همة قواعد موسیقی مانند ریاضی مسلّم و غیرقابل تغییر نیست ، بلکه ذوق و قریحة سازنده و نوازنده هم درآن دخالت تام داردآن را هنر نیز محسوب دارند».(3)زیبایی موسیقی بر حسب اثری است که درذهن و احساسات شنونده می گذارد . این هنر با دقّت و محاسبه و اندازه گیری دقیق انجام می گیرد شاید به همین خاطر است که در تقسیم بندیهای علوم قدیم و همان گونه که ذکرشد از شعب علوم ریاضی به حساب آمده است. انواع موسیقی شاید دریک تقسسیم بندی بتوان موسیقی را به دو دسته تقسیم کرد : 1ـ موسیقی طبیعی. 2ـ موسیقی هنری. موسیقی طبیعی : عبارت است از اصوات و نغمه هایی که ازطببیعت و یا از حنجره حیوانات شنیده می شو د ؛ مانند صدای برگها و درختان هنگام وزیدن باد و یا مثل آواز پرندگان وموسیقی هنری : عبارت است ازآهنگهایی که انسان با وسایل مصنوعی(چون ویولون،گیتارو...) می سازد.تفاوت موسیقی طبیعی و مصنوعی یا هنری را شاید بتوان در این مسئله دانست که آهنگ های طبیعی دارای سیر ملایم و یکنواخت هستند لذا همواره برای انسان جذّاب و مفرّح و مسرت بخش بوده و بر نشاط انسان به صورت واقعی می افزاید و این مسئله کم و بیش شاید برای همه اتفاق افتاده ولی آهنگهای مصنوعی این گونه نیستند بلکه دارای ارتعاشات وزیر وبم های گوناگونی هستند و لذا به نسبت این ارتعاشات و زیروبم ها سلسله اعصاب از آن اثر می پذیرند و چون یکنواخت نیستند اثرات آن زیان بخش خواهد بود. در موسیقی هفت دستگاه اصلی و البته دستگاههای فرعی نیز وجود دارد و هرگونه صدایی که انسان تولید کند در یکی از این دستگاهها می گنجد . بالأخره بعد از آن که موسیقی را به طبیعی و هنری تقسیم کردیم موسیقی هنری نیز خود ازلحاظ فقهی به موسیقی حلال و موسیقی حرام تقسیم می شود.اگر موسیقی غنا باشد و جزء موسیقی حرام شناخته شده باشد، قطعاً در انسان تاثیرات منفی بسیاری خواهد گذاشت . البته در برخی از مراکز انرژی درمانی ثابت شده است که اصوات آثار بسیاری بر احساسات و روح بشر برجا میگذارد که هم ممکن است سودمند وهم زیانبار باشد و در آینده درباره اثرات منفی یا مثبت آن مطالبی خواهدآمد. فصل دوم : فرق موسیقی و غنا چیست ؟ بعد از آشنایی کلّی باتعریف موسیقی وهمچنین انواع موسیقی، بدنیست به جواب سؤالی که در ذهن افراد زیادی هست بپردازیم وآن این که چه تفاوتی میان موسیقی و غنا وجود دارد؟ و مرز این دو کدام است؟ برای پاسخ به این پرسشها از نظرات علما و مراجع بهره می گیریم. حضرت آیت الله خامنه ای(حفظه الله): «غنا یعنی ترجیع صدا به نحوی که مناسب با مجالس لهو باشد که ازگناهان بوده و بر خواننده و شنونده حرام است . ولی موسیقی نواختن آلات آن است که اگر به نحو معمول در مجالس لهو و گناه باشد هم بر نوازنده و هم بر شنونده حرام است . واگر به آن نحو نباشد فی نفسه جایز است و اشکال ندارد».(4) حضرت آيت الله صافي گلپايگاني(حفظه الله): «غنا عبارت از آوازي است که مشتمل بر ترجيع و صوت و طرب انگيز و مناسب با مجالس طرب باشد و موسيقي گاه بر غنا وگاه بر آلات مختلف موسيقي مانند تار، سنتور، دف و غيره اطلاق مي شود. موسيقي را اگر به همان معناي غنا و آوازها و سازها و بکار گرفتن آنها بدانيم ، فراگرفتن موسيقي که از قديم الايّام بين اهل لهو و بزم متداول بود و در کشورها و مناطق مختلف انواعي از آن بکار برده مي شده و مي شود همه حرام است».(5) حضرت آيت الله فاضل لنکراني(رحمة الله علیه): «غنا عبارتست از آوازی که درآن صدا را در گلو می گردانند که به زبان عرفی چهچه می گویند و طرب (تحوّل غیر اختیاری در مستمع) انگیز هم باشد و مناسب مجالس لهو و لعب هم باشد.... غنا صوتی است که باترجیع و طرب همراه باشد ومناسب مجالس لهو و لعب باشد».(6) سؤال : اگر استماع موسيقي هيچ گونه تأثيري در انسان نداشته باشد، آيا باز حرام است؟ جواب همه مراجع : اگر از نوع موسيقي حرام باشد، گوش دادن به آن جايز نيست ؛ هر چند در شخص تأثيري نداشته باشد. (7)تبصره: موسيقي حرام ، غالباً آثار ناپسندي دارد و باعث بيگانگي از خدا و تحريک شهوت و آلودگي به مفاسد ديگر مي شود ولي حکم، تابع اين امور نيست و اگر به فرض، در موردي موسيقي حرام ، هيچ تأثيري در روح و روان انسان برجاي نگذارد باز گوش دادن به آن جايز نيست. اولین غنا : بنابر آنچه در معارف اسلامی آمده است:«اولین کسی که مرتکب غنا شد ، شیطان بود(8)و ازآن به بعد غنا رواج پیدا کرد. همچنین در روایتی از امام جعفرصادق(علیه السلام)آمده است : « وقتی آدم رحلت نمود ابلیس و قابیل بارحلت او خوشحال شدند،آن دو در اجتماع شرکت کردند و به نشانة شادی برای مرگ آدم از تنبورها و وسائل لهو (موسیقی) استفاده کردند پس هرکس در روی زمین از این وسائل لذت می برد از پیروان آن می باشد»(9) باید دانست در متون دینی واژۀ موسیقی به چشم نمی خورد ولی به جای آن واژه های غنا ، لهو ، ملاهی و مصادیق آلات موسیقی مانند : مزمار(نی و فلوت)، معزف (تار) ، عود ، طبل ، تنبور و مانندآن به کار رفته است. فصل سوم : اثرات موسیقی برجسم و روان. حال که تفاوت موسیقی وغنا و احکام آنها دانسته شد به یکی ازمهمترین بخشهای این نوشتاریعنی انواع اثرات موسیقی برجسم و روان انسان می پردازیم. دربارة حوزة تأثیرگذاری موسیقی و این که اصالتاً مخاطب آن کدام یک از این دو (جسم و روان) هست باید گفت : « مخاطب حقیقی این هنر ، مغز و روان انسانها است ، نه حس بینایی و نه حس شنوایی ؛ زیرا این دو حس چیزی جز واسطه انتقال اصوات فیزیکی به مغز و روان انسانها نیست .تیز گوش ترین انسانها که دریافت درونی از معنای موسیقی ندارند ، هیچ درکی درباره آن نمی توانند داشته باشند ، حتی تفسیر و چگونگی برداشت انسانهایی که در یک جامعه و در پوشش یک فرهنگ و یک محیط و سرگذشت زندگی می کنند گوناگون می باشد،اگرچه همه آنان ازحس شنوایی مساوی برخوردار بوده باشند(10)ولی بالاخره اثر موسیقی دوگونه است :1ـ اثرات معنوی 2ـ اثرات جسمی. اثرات معنوی و روحی موسیقی: روح انسان ، مهم ترین جنبة وجودی انسان است، لذا هر آن چه که برآن اثر بگذارد می تواند در کمال و سقوطش، مؤثّر باشد. از این جا اهمّیت اثر موسیقی بر روح و روان انسان مشخّص می شود. ما در این بخش مهمترین آثار موسیقی را بر روح بررسی می کنیم: 1ـ گمراهی و غفلت ازخدا : از بزرگ ترین آثاری که برای موسیقی ذکر شده است دور شدن از یاد و ذکر خداست . قرآن در سورة لقمان يكى از عوامل گمراهى و ضلالت را «لهو الحديث» دانسته است. «ومِن النّاسِ مَن یشتری لَهوالحدیثِ لیُضلَّ عن سبیلِ الله(11)«لهویعنی غفلت ،یعنی دورشدن از ذکرخدا ، دورشدن از معنویت ، دورشدن از واقعیتهای زندگی ، دورشدن ازکار وتلاش و فرو غلتیدن در ابتذال و بی بند وباری».(12) در روايات اسلامى از «لهو الحديث» نیز به «غنا» تفسير شده است.(13) شنيدن غنا و موسيقى آن چنان اراده انسان را سست و غريزه جنسى شخص را تحريك مىكند كه شخص را از ياد خدا و قيامت باز می دارد لذا ازعوامل گمراهی به حساب می آید. 2- گرايش به فساد : غنا و آواز مطرب و لهوى، انسان را به سوى شهوت و فساد اخلاقى مىكشاند و از راه پرهيزكارى باز مىدارد.مجالس غنا و موسيقى، معمولاً جزو مراكز مفاسد گوناگون است و این خود دلیل روشنی است بر این که موسیقی درگرایش به فساد نقش مؤثّری دارد . در حديثى از نبى اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمده است : «الغناءُ رقية الزنا»:«غنا نردبان زنا است».(14) 3ـ سوء عاقبت : برای اثبات سوء عاقبت، به واسطة غنا و موسیقی به یک داستان کوتاهی که در زمان امام صادق (علیه السلام) اتفاق افتاده اکتفا می کنیم ، چرا که آن چه در زمان آن بزرگواران رخ داده، صرفاٌ یک داستان نیست بلکه باید عبرت برای سایرین وآنان که در زمانهای بعد می آیند قرار بگیرد. مردی به امام صادق(علیه السلام) عرض کرد: همسایگان من کنیزانی دارند که آواز می خوانند و با عود (یکی از آلات موسیقی) می نوازند . چه بسا به هنگام قضای حاجت نشستنم را طول می دهم، تا صدای آنها را بیشتر بشنوم.امام فرمودند: « این کار را نکن. در روز قیامت در برابر خداوند هیچ عذری نداری ؛ مگر سخن حق را نخواندی که می فرماید : گوش، چشم، دل، مسئولند و در برابر کارهایی که کرده اند، مورد سؤال واقع می شوند. » مرد عرض کرد : به خدا سوگند گویا این آیه را تاکنون نخوانده و نشنیده بودم. دیگر به خدا این کارها را انجام نمی دهم و از اوآمرزش می طلبم . امام سپس فرمودند: «برخیز و غسل کن و آن چه می توانی نماز بخوان، چون تا کنون به گناه بزرگی مشغول بودی و چه بد حال وتیره بخت بودی اگر بدون توبه و بر این حال از دنیا می رفتی.» (15) همین داستان کوتاه، خود مؤیّد بزرگی بر مطلب ما می باشد و تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل. 4- قساوت قلب : يکي از اثرات شوم موسيقي بر روان انسان ها پديد آوردن بيماري قساوت قلب در انسان مي باشد. و مويّد اينکلام، سفارش رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به حضرت علي (ع ) مي باشد كه به ایشان فرموده اند:« يا على؛ سه كار دل راسخت كند: گوش دادن به آواز و موسيقى و شكار و به دربار سلاطين رفتن(16) افرادي که مداومت بر گوش دادن به موسيقي و مطربي دارند قلبشان مريض مي گردد. و نتيجه اين سختي و قساوت قلب اين مي شود که ديگر موعظه و پند در اين قلوب اثر نمي کند. زيرا طبق آيات قرآنی از آثار گناهکاري ، قساوت قلب است.خداوند متعال درقرآن مي فرمايد : قلوب افراد گناهکار مانند سنگ است يا سخت تر از سنگ . زيرا برخي از سنگ ها از ميانشان آب بيرون مي آيد يا از ترس خدا از بلندي ها فرو مي افتد.(17) ولي قلوب افراد گناهکار به قدري سخت است که ديگر چيزي از پندها و موعظه هاي الهي در آن اثر نمي نمايد.نشانه و علامت اين بيماري آن است که اين گونه افراد وقتي در مجلسي قرار مي گيرند که در آن سخن از خدا و قرآن و ياد مرگ و آخرت است، اهل موسيقي، حالشان بد مي شود و دوست دارند زود از اين گونه مجالس خارج شوند و بر عکس اگر در جايي باشند که سخن از دنيا و سرگرمي هاي گمرا ه کننده باشد . به اشتياق بر آن توجه مي کنند و دوست ندارند که تمام شود و باز تاييد کنندة سخنان فوق،آية 6 و7 سورة لقمان است که در آية 6 در مورد اهل «لهوالحدیث» توضيح و بلافاصله درآية 7 که مورد بحث ما است مي فرمايد: و چون آيات و گفتارما بر اهل لهو و موسيقي خوانده شود دوري گزينند و روي برگردانند و تکذيب آن گفتار نمايند مانند کسي که آن را نشنيده و گويا در گوش هاي ايشان سنگيني است از شنيدن آيات ما پس به ايشان عذابي دردناک را مژده بده. 5- از بین رفتن حيا : امام صادق(علیه السلام) در این رابطه در حدیثی می فرمایند :«مَن ضُربَ في بَيته بَربَطٌ أربعينَ يوماً سلَّطَ اللهُ عليه شَيطاناً يُقال له القَفَندَر فلا يَبقي عضوٌ مِن أعضائه إلّا قَعدَ عليه فإذا كانَ كذلك نزعَ منه الحياءُ ولم يُبال ما قال و لا ما قيل فيه»(18)«كسي كه در خانه اش چهل روز بربط ( نوعي تار ) نواخته شود خداوند متعال شيطاني را به نام قفندر بر او مسلّط مي كند كه عضوي از اعضاي وي باقي نمي ماند مگر اينكه او را در برمي گيرد و هنگامي كه اين گونه شد حيا از او گرفته مي شود به گونه اي كه نسبت به آنچه به او گفته مي شود بي تفاوت مي گردد».در خصوص اهمّيت حيا نيز خوب است بدانيد رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در این باره فرموده اند : «حيا و ايمان با همديگر وابستهاند چون يكى از ميان برود، ديگرى هم از ميان مىرود».(19)و باز در اهمیّت حیا درحدیثی آمده است که:«کسی که حیا نداردایمان ندارد(20)شهید مطهّری در کتاب تعلیم وتربیت در اسلام به نقل ازمسعودی در مروّج الذّهب می نویسد : در زمان عبدالملک یا یکی ازخلفای بنی امیّه که موسیقی رایج بود خبربه خلیفه رسیدکه شخصی باکنیزش خواننده هستند و تمام جوانان مدینه را به فساد می کشند . خلیفه دستور داد آنها را آوردند .آن مردگفت : معلوم نیست آنچه این کنیز می خواند غنا باشد و ازخلیفه خواست خودش امتحان کند. وقتی کنیز شروع به خواندن کرد کم کم دید سرخلیفه دارد تکان می خورد و به جایی رسید که خلیفه چهار دست و پا راه می رفت و می گفت : بیا به امرکوب خودت سوارشو. «واقعاً موسیقی قدرت فوق العاده ای مخصوصاً ازجهت پاره کردن تقوا و عفّت دارد».(21) 6ـ از بین رفتن قوّة تفکّر: موسیقی بوسیله ارتعاشات خود، اعصاب راتحت تأثیر خودقرارداده وکم کم برقوای ادراکی چیره می شود.به عبارت دیگر«موسیقی به حسب انواع هنری که دارد وهریک از آن انواع مختلف یک حالت دراعصاب ادراکی بر می انگیزد، ازشهوت و بی بندوباری ویا شادی ونشاط و اندوه و یا خیالات عرفان گونه و یا دیگرحالات که همۀ آنهاحالاتی است خیالی و اوهام ساز ،دیگر ادراکات را بر کنار کرده و همان خیالات جای آن راگرفته و در مسیر انگیزه های موسیقی به حرکت در می آورد . در این حال پای عقل و ذهن و اندیشه به همان خیالات و اوهام بسته شده و درهمان مسیر خیال بافی های موسیقی درحرکت است و دیگر نمی تواند به خود آید.»(22) 7- از بين رفتن غيرت: «إنّ شَيطاناً يُقال له القَفَندَرُ إذا ضَربَ في مَنزل الرَّجلِ أَربعينَ صباحاً بالبَربَطِ و دَخلَ الرّجالُ وَضع ذلك الشّيطانُكلَّ عضوٍ منه علي مِثله مِن صاحبِ البيَتِ ثمّ نفخَ فيه نفخةً فلا يُغار بعدَها حتّي تؤتي نساؤه فلايُغارُ.» (23)«كسي كه چهل روز در خانه اش بربط نوازند و مردمان بر او وارد شوند شيطاني به نام قفندر اعضاي خود را به تمام اعضاي بدنش مس مي نمايد ، پس غيرت از آن مرد برداشته مي شود تا به حدي كه با زنانش اگر فعل قبيحي كنند بدش نمي آيد ». با اين روايت شاید بتوان به يكي از علل اصلي رواج بد حجابي و فحشا در جامعه پي برد، چراكه براساس اين روايت به هر مقدارموسيقي در جامعه رواج پيدا كند غيرت از مردان زايل شده و نسبت به بد حجابي وتعرّض نامحرمان به ناموسشان ،بي تفاوت تر مي شوند. 8 ـ جنون و دیوانگی: فشار شدید موسیقی بر روی اعصاب ، قدرت اندیشه و تفکّر را از انسان می گیرد لذا منجر به انجام کارهایی که با عقل تضاد دارد می شود.نمونه ای ازاین کارهای جنون آمیز را ذکرمی کنیم : «درملیون پنجاه هزار نفر بعد ازگوش کردن به یک کنسرت موسیقی چنان موسیقی آنها را به هیجان آوردکه ناگهان همه به هم ریختند و بدون جهت، هم دیگر را زخمی و مصدوم کردند و قبل از این که پلیس خود را برساند چند نفر به ضرب چاقو از پای درآمدند و به چندین دختر ، تجاوز شد وتعداد زیادی مجروح شدند»(24) یا« درایالت «لتیل راک» جوانی پیانو یاد می گرفت . نغمات موسیقی چنان درروح اوهیجان ایجادکرد که بدوندلیل ازجای برخاست وبا19ضربه چاقو،معلّم خودرا ازپای درآورد».(25) 9ـ افسردگی: کسی که درموسیقی غوطه ور شد، حالت خمودی وافسردگی،یکی ازحالاتی است که بر او عارض می شود.این مسئله در کسانی که با مطالعه ودرس وبحث سروکار دارند بیشتر نمود دارد . به گونه ای که بعد از موسیقی رغبت آنها نسبت به مطالعه کمترشده و نیروی فکر آنها ضعیف می شود.روانشناس معروف ، دکتر «الکسیس کارل» درکتاب «راه و رسم زندگی» می نویسد : «برخی دانش آموزان می خواهند با توجه به رادیو درس خود را یاد بگیرند و در راه تحصیل پیشرفت کنند ، باید گفت رادیو نیز مانند سینما و موسیقی کاهلی کاملی می بخشد به کسانی که به آن سرگرمند(26) 10- نزول بلاهاي ناگهاني و عدم استجابت دعا : هم اكنون بسياري به دنبال پاسخ اين پرسش مي گردند كه چرا زندگي هايمان با وجود رفاه ظاهري با بلاها و مصيبت ها آميخته شده و يا اينكه چرا هرچه دعا مي كنيم مستجاب نمي شود ؟ یکی ازعوامل این گونه مسائل راشاید بتوان در روايتي که از امام صادق (علیه السلام) نقل شده پیدا کرد.که فرموده اند : «بَيت الغناءِ لاتُؤمن فيه الفجيعةُ و لا تُجاب فيه الدَّعوةُ و لا يَدخلُه المَلَكُ.»(27) «خانه اي كه در آن غناء خوانده مي شود از مصيبت و بلاي ناگهاني ايمن نيست و دعا در آن مستجاب نمي شود و فرشته داخل آن نمي گردد .»اینها بخشهایی از مضرّات موسیقی بر روان و معنویّت انسان ها بود و اینک، اثرات جسمانی و مادی آن را بررسی می کنیم. پينوشتها: 1. شریعت موسوی، مصطفی ،نظری به موسیقی ازطریق کتاب وسنت، به نقل از نفائس الفنون،محمدبن محمودآملی،ج3،ص83. 3. معین ،محمّد، فرهنگ فارسی معین،ج4،ص3031. 4. حسینی خامنه ای،علی،رهبرمعظّم انقلاب،أجوبة الإستفتائات،ص 250،م1138. 5. محمودی،محسن،مسائل جدیدازدیدگاه علماو مراجع تقلید،ص49. 6. فاضل لنکرانی،محمد،جامع المسائل،م 974و978،ص252. 7. استفتائات مراجع. 8. عاملی،محمدبن حسن،وسائل الشیعه، ج12،ص231،ح28. 9.همان،ص233وکلینی،محمدبن یعقوب،کافی،ج6،باب الغناءص1654،ح3. 10. جعفری،محمدتقی،موسیقی از دیدگاه فلسفی وروانی، ص117و118. 11. لقمان(31)،آیه6. 12. قدوسی، حسن، نکته های ناب، ص102. 13. وسائل الشّیعه،ج12،باب99،ص226،ح7. 14. مجلسی،محمدتقی،بحارالأنوار،ج79،باب99،ص247،ح26. 15. طباطبائی،محمدحسین،ترجمة تفسیر المیزان، ج13، ص107وکافی،ج6،،ص1655،ح10. 16. فیض مشکینی،علی اکبر،نصایح، ترجمه آیت الله احمدجنّتی ،ص 134. 17. بقره، (2)، آیة 74. 18. وسائل الشیعه،کتاب تجارت، باب100،ج12،ص232،ح2وکافی،ج6،،ص1655،ح17. 19. بحارالأنوار،ج71،باب81،ص331،ح4،به نقل ازکافی ،ج2،ص106. 20. همان. 21. مطهری،مرتضی،تعلیم وتربیت دراسلام،ص72. 22. نظری به موسیقی ازطریق کتاب وسنت، ص227. 23. وسائل الشیعه،كتاب تجارت،باب 100 ،ج 12،ص 232،ح1وکافی،ج6،ص1655،ح14. 24. محمدی نیا،اسدالله،بهشت جوانان،ص359 وموسيقي از نظر دين ودانش،ص20،كيهان شماره 6265. 25. طاهری،مهدی،سلامتی وطول عمردراحکام اسلام،،ص84. 26. تاثیرموسیقی براعصاب وروان،ص62. 27. کافی،ج6،ص1655،ح15ووسائل الشیعه،ج12،باب99،ص225،ح1. 2. اولیایی،احمد،نگاهی به موسیقی ،ص9. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۲۸, ۱۰/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
مقالات جدید منتشر شده به این نكته اشاره می كند كه موسیقی می تواند به درمان و مقابله با افسردگی و پیشرفت این گونه بیماری ها كمك كند.محققان دریافته اند كه موسیقی می تواند اعتماد به نفس را بالا برده و به درمان روش های سنتی بیماران دچار افسردگی كمك كند. حدود 121 میلیون نفر در دنیا از بیماری افسردگی رنج می برند و به نظر می رسد كه موسیقی می تواند در اختلال های بی اشتهایی، الگوهای خواب و به طور كلی دیگر نشانه های بیماری از قبیل خود بی ارزشی و احساس تحقیر این بیماران مفید باشد.درمان دارویی و روان درمانی از روش های معمول درمان این بیماران است، محققان فواید موسیقی در درمان این بیماران بررسی كردند و پس از بررسی مقالات بین المللی كه شامل 5 تحقیق بود نشان داده شد كه موسیقی می تواند در درمان این بیماران موثر باشد. اثرات موسیقی در دوره بارداری [/font] استرس جزئی از زندگی روزمره امروز ماست و همه باید مدیریت آن را بیاموزیم.بارداری یك دوره منحصر به فرد و پر از استرس برای بسیاری از مادران در انتظار است كه از اضطراب و افسردگی در این دوره رنج می برند.در حقیقت اضطراب و افسردگی در این دوره شبیه مشكل بهداشتی افسردگی پس از زایمان است، مطالعات نشان داده است كه گوش كردن به موسیقی مناسب یك اثر با ارزش و روش غیر تهاجمی را در كاهش اضطراب و افسردگی دوره بارداری مهیا می كند. اثرات موسیقی بر سلامت قلب نتایج یك تحقیق جدید نشان می دهد كه گوش دادن به موسیقی مورد علاقه ممكن است برای قلب شما مفید باشد، محققان در آمریكا دریافتند كه موسیقی هیجانات و احساسات را برمی انگیزد و (موسیقی مورد علاقه فرد) می تواند اثر مثبت بر عملكرد عروقی داشته باشد، آن ها این نتایج را در تعدای از افراد غیر سیگاری نشان دادند. پژوهشگران نشان داده اند كه موسیقی تاثیر عمیقی روی جسم و جان دارد، در حقیقت یك رشته از مراقبت های بهداشتی به عنوان موسیقی درمانی شناخته شده است كه در آن ها موسیقی به عنوان درمان كننده مورد استفاده قرار می گیرد.كسانی كه موسیقی درمانی را تمرین و تجربه كرده اند از اثرات مفید آن در بیماران مبتلا به سرطان، كودكان ADD (اختلال نقص توجه در كودكان) و دیگر بیماری ها بهره برده اند. حتی در بعضی از بیمارستان ها نیز با استفاده از موسیقی برای كمك به تسكین درد بیماران نیز بهره برده اند و موسیقی درمانی را شروع كرده اند. هم چنین در بخش بیماران مبتلا به افسردگی به منظور بهبودی در آرام كردن حركات این بیماران استفاده شده و آنان را بهبود بخشیده است و علاوه بر این موسیقی در آسوده سازی (ریلاكسیشن) و كاهش فشار و كشش عضلات و خیلی از موارد دیگر به كار گرفته شده است. اثرات موسیقی بر امواج مغزی محققان نشان داده اند كه موسیقی خوب می تواند امواج مغزی را به شدت تحریك كند و با ریتم موسیقی تمركز، تفكر و هوشیاری بیشتری در مغز ایجاد می شود و موسیقی با ریتم آرام می تواند احساس آرامش را در فرد ایجاد كند. اثر موسیقی بر تعداد تنفس و ضربان قلب با تغییر در امواج مغزی یك سری تغییرات در اعمال بدن نیز ایجاد می شود، این اثرات موسیقی توسط سیستم عصبی اعمال می شود كه بر تعداد تنفس و ضربان قلب می تواند تاثیر بگذارد، به این صورت كه تنفس آرام تر و ضربان قلب كمتر شده و پاسخ بیشتری در آرام سازی ایجاد می شود كه این پاسخ مفیدی است كه موسیقی درمانی می تواند اثرات صدمه زننده استرس مزمن را بی اثر یا پیشگیری كند كه در نهایت این امر سلامت را تامین می كند. اثرات موسیقی بر فكر و ذهن موسیقی هم چنین می تواند اثرات مثبتی بر سطوح فكر و ذهن ما بگذارد كه به مقابله فرد در مقابل افسردگی و استرس كمك می كند.موسیقی از پاسخ های نامناسبی كه به دنبال استرس در فرد ایجاد می شود می تواند پیشگیری كند و آثار سوء آن را بر بدن از بین ببرد. دیگر اثرات مثبت موسیقی درمانی موسیقی فواید دیگری بر سلامت فرد دارد كه از جمله پایین آوردن فشار خون (كه خطر سكته مغزی را كاهش می دهد)، افزایش سطح سیستم ایمنی بدن و شل كردن عضلات است.نوع موسیقی كه برای گوش دادن انتخاب می شود عامل مهم است كه نشان می دهد، شما چه احساسی را دوست دارید؟ با انتخاب نوع موسیقی و مانوس كردن خودتان با آن احساس خوش و خوبی را در خودتان ایجاد می كنید. البته چندین شیوه دیگر نیز می تواند در سلامتی شما نقش داشته باشد كه از آن جمله رژیم غذایی و ورزش است.بنابراین موسیقی مورد علاقه خود را گوش كنید كه بهترین و راحت ترین منبع دسترسی است و می توانید خودتان را در مسیری قرار دهید كه احساس بهتری در فكر و ذهن شما ایجاد شود، بنابراین یادتان نرود كه موسیقی لذت بخش می تواند به سلامتی قلب كمك كرده و آن را بهبود بخشد، هر چند بعضی معتقدند كه خنده بهترین دواست محققان طی مطالعاتی نشان داده اند كه موسیقی حتی در مواردی از خنده در سلامتی انسان نقش دارد. پژوهشگران دانشگاه پزشكی مریلند در بالتیمور نیز نشان دادند كه گوش كردن به موسیقی دلخواه می تواند برای سیستم قلب مفید باشد. موسیقی كه سبب لذت و احساس خوبی در شما می شود روی عملكرد عروق شما اثرات مثبتی دارد، در این مطالعه نیز محققان پاسخ هایی را در افراد مشاهده كردند، نظیر آن چه كه در مطالعات قبلی در خنده یافت شده بود، موسیقی باعث می شود كه لایه عروق متسع شود و جریان خون افزایش یابد. بر عكس گوش كردن به موسیقی هایی كه استرس زاست باعث تنگ شدن عروق و موجب پاسخ نامناسبی در فرد می شود و باید گفت كه گوش كردن به یك موسیقی خوب به شما حیات می بخشد در حالی كه گوش كردن به یك موسیقی بد مخاطره آمیز سلامتی است.فیزیولوژیست ها تاكید بر این دارند كه موسیقی تاثیراتی بر میزان اندروفین در مغز دارد كه هیجانات و احساسات ممكن است تحت تاثیر اندروفین ها قرار گیرد. دكتر میلر معتقد است كه گوش كردن به موسیقی به طور فعال هیجانات خام مثبت را احتمالا در قسمتی از مغز كه اندروفین ها آزاد می شود را فرا می خواند این قسمتی است كه قلب و ذهن با هم ارتباط پیدا می كنند كه ما تمایل داریم بیشتر در مورد آن اطلاعات داشته باشیم. [font=Tahoma]
|
|||
|
۱۴:۴۶, ۱۰/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/بهمن/۹۰ ۱۴:۵۰ توسط mohebALI.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
تاثیرات شوم موسیقی بر انسان از تحقیقات دانشمندان 1. اختلال در نظام اعصاب بدن و تولید ضعف اعصاب . بر طبق تحقیقات دانشمندان سیستم عصبی بدن انسان به دو بخش اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک تقسیم می گردد.که اعصاب سمپاتیک از ابتدای ستون فقرات شروع و دنباله آن در سایر اعضاء پخش می گردد و وظیفه آن تنگ نمودن رگها و انبساط عضلات و گشاد کردن مردمک چشم بالابردن فشار خون تند کردن ضربان قلب و..میباشد و این اعصاب باعث می شود که انسان در زندگی بیدار و هوشیار و در کارها فعال باشد. اما شاخه ای دیگر از اعصاب اعصاب پاراسمپاتیک هستند. که این اعصاب همراه اعصاب سمپاتیک و دوش به دوش همدیگر در اعضای بدن وارد می شوند و وظیفه این گروه از اعصاب درست بر عکس اعصاب سمپاتیک است یعنی گشاد نمودن رگها انقباض عضلات تنگ کردن مردمک چشم کاهش فشار خون و...میباشد.و ارمغان این اعصاب برای انسان تنبلی فراموشی و خواب و غفلت می باشد. اما بر طبق نظر پزشکان متخصص در این زمینه یکی از بدترین عواملی که باعث اختلال میان اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک می شود نوای موسیقی است.به دلیل اینکه اصوات موسیقی دارای زیر و بم های عجیب و غریب و ارتعاشات متنوع و گوناگون است و همین ارتعاشات و زیر و بم ها باعث می شود که اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک در اجرای وظایقشان دچار اشتباه شوند . و این اختلالات به تدریج در تمامی اعضای بدن از قبیل چشم گوش زبان قلب معده طحال روده مثانه رگهای تناسلی و... تاثیرات سوء و مضری ایجاد می کند و رفته رفته این عدم تعادل میان اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک منجر به پدید آمدن بیماری ضعف اعصاب در انسان می شود که نتیجه این بیماری آن است که اصول زندگی انسانی یعنی هضم جذب دفع و ترشح مواد و..... از هم گسیخته می شود و انسان در پرتگاه نیستی و مرگ قرار می گیرد لذا این بیماری در میان موسیقی دانان بازار گرمی دارد و چنان در وجود این افراد ریشه دوانده است که افرادی مانند "بتهون" و "ریشارد واگنر" که دو موسیقی دان معروف و مشهور هستند به خاطر این بیماری از خدا طلب مرگ کردند.و طبق آمار دانشمندان بیش از 80٪ موسیقی دانان مبتلا به این مرض می باشند. کتاب تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب صفحه 5الی صفحه 7 2.آسیب رساندن به قلب و ایجاد سکته . قلب ماهیچه ای عضله ای و میان تهی است که رشته حیات آدمی را به دست گرفته است.قلب یک انسان به طور معمول در هر 24 ساعت متجاوز از صد هزار مرتبه ضربان دارد و در هر دقیقه متوسط 70الی 75 بار می زند.و این تعداد ضربان بنابر موقعیت و نیاز بدن گاه تند می گردد گاه کند.که کار این تند نمودن و کند کردن ضربان قلب همانطور که در بحث پیش گفتیم بر عهده اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک می باشد.بنابراین مادامی که این دو عصب به وسیله های محرک های خارجی تحریک نشوند تعادل بین ضربان های قلب برقرار است. وهمان گونه که گفتیم اصوات موسیقی به خاطر زیر و بم هایی که دارند یکی از شدیدترین محرکهای اختلال در نظام اعصاب انسان می باشد . در نتیجه به خاطر تاثیر صدای موسیقی بر اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک در کار این دو عصب اختلال وارد می شود و بر اثر همین تاثیرات ضربان قلب از حالت عادی و طبیعی اش خارج می شود و چه بسا ادامه این حالت قلب به مرور زمان منجر به سکته یا بیماریهای خطرناک دیگر در افرادی می شود که با موسیقی سروکار دارند.برای نمونه "شوبرت و مندلسن"دو موسیقی دان معروف هستند که بخاطر سکته فوت نمودند. کتاب ساز و آواز 3. سلب اراده و دیوانگی از مضرات موسیقی و مطربی . همانطور که می دانیم مغز انسان مرکز فرماندهی سلسله اعصاب انسانی است و تمام افعال و اعمال اعضای بدن انسان مطیع و فرمانبر دار دستورهای مغز می باشد و همانطور که اشاره کردیم یکی از ضررهای موسیقی صدمه به سیستم اعصاب بدن است و این صدمه به اعضاء ذره ذره به مغز منتهی می شود و اصوات موسیقی با مسلط شدن بر اعصاب آدمی حمله به مرکز بدن یعنی مغز را شروع می کنند و در نتیجه بعد از مدتی فرمانروائی بدن را به عهده می گیرد. و آن وقت است که خدا باید به فریاد انسان برسد چون موسیقی اراده انسانی را سلب می کند و نتیجه این سلب اختیار این می شود که انسان در موقع گوش دادن به نوای موسیقی و مطربی بی اختیار می رقصد یا شانه تکان می دهد و می خندد و می گرید و تمام این حرکات غیر طبیعی است. و بدون آنکه از مرجع آن یعنی مغز صادر شده باشد انجام می گیرد.رفته رفته این آشفتگیهای روحی و اختلالات در سیستم عصبی پس از مدتی باعث می شود که نیروی خرد و اندیشه انسان به کلی فلج و آثار جنون و دیوانگی یا اغتشاشات روحی مبتلا می شوند. برای نمونه موسیقی دانانی مثل (بتهون_شوبرت_شومان_نیچه_)از جمله افرادی هستند که جنون و دیوانگی گریبانگیر آنها گشت و موسیقی دانانی همچون (شوبرت - مندلس-باخ-......)افرادی هستند که بر اثر اغتشاشات روانی تا سر حد جنون پیش رفتند. لذا جوانان عزیز و جویندگان سعادت و کسانی که خدای نکرده می خواهند وارد رشته موسیقی بشوند بدانند و آگاه باشند این است قیافه اصلی و نازیبای موسیقی که با نغمه های عوام فریبانه اش در زیر نقاب مکر و حیله و نیرنگ چنگ بر روان و اعصاب فریب خوردگانش می اندازد و آنها را به پرتگاه نیستی می برد. آیا به غیر از این چه انتظاری می توان از چیزی که خدای متعال آن را نهی نموده داشت. کتاب ساز و آواز صفحه 26تا 28 گویند روزی (فارابی) عودی با خود داشت و به لباس ترک ها به مجلس ( سیف الدوله ) رفت . وی عود خود را آماده ساخت و تارهایش را تنظیم نمود و آهنگی نواخت و همه را به خنده وادار نمود سپس به شکل دیگری تارها را تنظیم کرد و باز هم آهنگی دیگر نواخت و همه اهل مجلس را گریانید و باز هم تارها را تنظیم نمود و آهنگ سوم را نواخت و همه را به خواب برد و خود مجلس را ترک کرد. الکنی والالقاب محدث قمی جلد 3 صفحه 2 جنون خلیفه بر اثر گوش دادن موسیقی : مسعودی گوید : در زمان عبدالملک یا یکی دیگر از خلفای بنی امیه که لهو و موسیقی خیلی رایج شده بود ، خبر به خلیفه دادند که فلان کس خواننده است و کنیز زیبایی دارد که او هم خواننده است و تمام جوانهای مدینه را فاسد کرده ، و اگر جلوی او را نگیرید ، این زن تمام مدینه را فاسد میکند . خلیفه دستور داد که غل به گردن آن مرد انداختند و آنها را به شام بردند. وقتی به حضور خلیفه نشستند آن مرد گفت : معلوم نیست آنچه او می خواند موسیقی باشد و از خلیف خواست که خودش امتحان کند . خلیفه دستور داد که کنیز بخواند او شروع به خواندن کرد ، کمی که خواند دید سر خلیفه تکان میخورد کم کم کار به جایی رسید که خود خلیفه شروع کرد به چهار دست و پا راه رفتن و میگفت : بیا جانم بر این مرکب خودت سوار شو!!!! . تعلیم و تربیت در اسلام صفحه 71 و 72 در بعضی از زندانهای روسیه که در آنجا به ویژه محکومان (( نهلیست )) را نگاه میدارند ، شکنجه ای مرسوم است که به نام (( هومه اوپاتیک )) موسوم میباشد. با این وضع در یکی از زندان های (( ادسا )) یک محکوم سیاسی را برای مدت شش ماه برای اینکه میهن پرستی مورد نظر خودکامگان را بیاموزد ، در معرض شنیدن موسیقی و نواهایی قرار دادند که سرود ملی روس را مینواخت ، اما آن بیچاره پس از پنج ماه دیوانه شد. مناظره دکتر و پیر صفحه 431 ، اسلام و موسیقی ترجمه از ژینور 4.آسیب رساندن به دستگاه شنوائی . گوش اندام شنوائی و وسیله مشخص نمودن صداها و یک عضو کم مقاومت و حساس و ظریف است. که از سه قسمت گوش بیرونی - میانی - درونی تشکیل شده است .که برای شنیدن یک صدا به طور مختصر باید مراحل زیر طی شود . ابتدا وقتی صداها از سوراخ گوش وارد حفره گوش بیرونی می شوند از آنجا به گوش میانی که مکان پرده صماخ است می رسند و پرده صماخ را مرتعش می کنند و این ارتعاشات توسط سه تکه استخوان به نامهای چکشی سندانی و رکابی به گوش درونی می رسند و در آنجا مایع گوش درونی را می لرزانند و این لرزش توسط میلیونها سلول شنوائی که در آن مایع قرار دارند حس می شود . عصب شنوایی این حس را به مخ می برد و به این طریق ما می توانیم صداها را ادراک نماییم . اما بر طبق تحقیقات دانشمندان اصوات موسیقی چون مصنوعی و غیر طبیعی هستند فشاری چندین برابر صداهای دیگر بر سلولهای شنوایی وارد می سازند. که هر چقدر این موسیقی ها نامطبوع تر باشد ارتعاشات سلولهای شنوایی بیشتر و شدیدتر می گردد . و این لرزشها و ارتعاشات غیر طبیعی که حاصل نوای موسیقی است.هر بار باعث از بین رفتن تعدادی از سلولهای شنوایی می شود ودر مدتی نه چندان زیاد برای کسانی که به موسیقی و آوازه خوانی اشتغال دارند تولید ضعف سامعه و در سطح بالای آن <<کری>> ایجاد می کند. روی همین اصل چند تن از موسیقی دانان مشهور از جمله روبرت شومان آلمانی که از 18 سالگی به تحصیل موسیقی پرداخته بود در اثر پیمودن راه افراط و تفریط در تعلیم و تعلم موسیقی در سن 42 سالگی به کلی از نعمت سامعه و شنوایی محروم گشت . وسرانجام در سال 1856 در سن 46 سالگی دار فانی را وداع گفت. کتاب ساز و آواز 5.رابطه موسیقی و خودکشی . همانطوری که می دانیم یکی از گناهان کبیره در شرع مقدس اسلام خودکشی می باشد. که در این زمینه خدای تعالی فرموده اند: سوره بقره آیه 195 :و نیندازید خودتان را به دست خود به هلاکت. سوره نساء آیه 5 :خودتان خود را نکشید که خدا به همه شما مهربان است. حضرت صادق (علیه السلام) : هر کس خودکشی نماید به طور جاوید و الی الابد در آتش دوزخ خواهد ماند. اصول کافی حضرت باقر (علیه السلام) : مومن به هر نوع مردنی می میرد و لی هرگز خودکشی نمی کند. سفینة البحار بر طبق تحقیقات دانشمندان یکی از عوامل اصلی که باعث می شود شخص دست به خودکشی بزند غفلت از یاد خدا و عدم ارتباط معنوی با خدای متعال است. که همانطور که در بحث های پیش گفتیم یکی از اثرات موسیقی غافل نمودن انسان از یاد خداست. اما یکی دیگر از عواملی که باعث می شود شخص دست به خودکشی بزند اختلالات روانی و عصبی است که طبق آماری که اخیرا دانشمندان منتشر نموده اند 75% خودکشی کنندگان مبتلا به بیماریهای عصبی و روحی بوده اند . و در پدید آمدن اختلالات روحی عوامل فراوانی وجود دارند که یکی از مهمترین این عوامل موسیقی است. و این عامل را می توان به یقین گفت که بر سایر عوامل برتری دارد و همانطور که بیان نمودیم با در اختیار گرفتن مغز انسان باعث می شود که انسان در آن لحظه تصمیم به هر جنایتی بگیرد و بعد به عمل در بیاورد. کتاب ساز و آواز صفحه 35 تا 37 6. تولید هیجان و التهاب از اثرات موسیقی. بر طبق تحقیقات دانشمندان موسیقی یکی از مهمترین عواملی است که در انسان تولید التهاب و هیجان می نماید که حاصل این این التهاب ها و هیجان ها ایجاد بیماری هایی مانند زخم معده روماتیسم بیماریهای قلبی و...است.که در این زمینه دکتر مونتاکو <<مولف کتاب اختلالات عصبی معده>>می نویسد : آنچه می خورید باعث زخم معده نمی شود بلکه آنچه شما را می خورد یعنی هیجان و التهاب موجب پیدایش این زخم می شود. اما این هیجان و التهاب ناشی از شنیدن موسیقی نه تنها در انسان ها موثر است بلکه بر روی حیوانات هم آزمایش شده است و نتیجه مثبت بدست آمده است.برای نمونه چند سال پیش در باغ وحش شهر گلاسکو یک گروه ارکستر اسکتلندی برنامه ای برای حیوانات اجرا کردند که در اواخر این برنامه سه شیر فرار کردند و یک از آنها دستش شکست زرافه ها از شدت هیجان غذا نخوردند و طوطی های سخنگو با حالت غضب به نوازندگان و اعضای ارکستر فحش دادند.اما نمونه عملی این موضوع در انسانها نیاز به آزمایش ندارد مثلا اگر به سرعت ماشین افرادی که از درون اتومبیلشان صدای گوش خراش موسیقی پخش می گردد توجه کنیم پی می بریم که چقدر تفاوت دارد با افرادی که در خودروشان از موسیقی استفاده نمی کنند. و این گونه سرعت های با لا با تماما ناشی از هیجان و التهاب است. و اگر ما به آمار تصادفاتی که سالیانه در خیابان ها و یا جاده ها اتفاق می افتد توجه کنیم می بینیم که در 70%این تصادفات رانندگان در حال گوش دادن موسیقی بوده اند. کتاب ساز و آواز صفحه 63تا 65 7.موسیقی عامل اصلی فشار خون. پزشکی در اروپا ضمن تجسس از علل فشار خون که در دنیای جدید بسیار فراوان شده است بازوبند فشار خون را به بازو بسته و دکمه رادیو را باز و با گوش دادن برنامه های مختلف موسیقی به نتایج زیر رسید: 1.هر قدر موسیقی نامطبوع و زننده باشد درجه فشار خون زیاد می شود و این افزایش به قدری بود که پزشک مزبور را متوحش ساخت. 2.برخی از موسیقی ها که به ظاهر اثر آرام کننده داشت تا مدتی که ادامه دارد فشار خون را از حد معمول پائین تر می آورد. بالاخره موسیقی چنان تاثیری در فشار خون پزشک داشت که حقیقتا سلامتی او را تهدید می کرد بنابراین او سریع پیچ رادیو را بست. در آزمایشی دیگر دکتر پاول مقداری از گلبولهای سفید و قرمز خون را در یک لوله بلوری جای داد و در لوله را محکم بست و سپس آن را در میان حوضچه ای پر از آب قرار داد و به وسیله برق امواجی در آب ایجاد کرد که آهنگ های ترس آوری از آن برمی خواست . در طول 10دقیقه که این امواجها با آوای مخوفش ادامه داشت یک نیمه از گلبولها جان سپردند و نیمه دیگر در آستان مرگ افتاده بودند. 3.در تحقیقی دیگر دکتر< اواین > پس از مطالعات فراوان به این نتیجه رسید که ساز و آواز علت اصلی فشار خون به شمار می روند. برای اطمینان سیمی از گیرنده رادیو به خود بست و این نتیجه بدست آمد : که هر قدر انسان از یک قطعه بدش آید همان اندازه فشار خون بالا می رود و بالعکس هر چقدر که از قطعه ای خوشش آید همان اندازه فشار خون پایین می آید. کتاب ساز و آواز صفحه 77 8.موسیقی علت اصلی بیماری << مانی >>. آهنگهای شور انگیز موسیقی می تواند به قدری اعصاب را تحریک کند و نظام آنها را در اثر تهیج فوق العاده مختل نماید که انسان را دچار اغتشاشات و آشفتگی های روانی بنماید و در نتیجه باعث جنب و جوش های ناگهانی - خنده های بیجا - پرحرفی - ادای سخن مسخره و ..... گردد و در نتیجه باعث می شود که شخص دچار مرض <مانی> که نوعی جنون است گردد. دکتر <<هربرت کارول>> استاد دانشگاه نیوهمشایر آمریکا در کتاب بهداشت روانی مرض مانی را به سه درجه تقسیم کرده است و علائم درجه اول را با نام مانی ساده این طور تشریح می کند: در این مرحله که حالت خفیف بیماری است بیمار در خود ناراحتی حس می کند و پیوسته نا آرام است . مردم عادی آنرا با عصبانیت و تند خویی شخص مبتلا به این بیماری اشتباه می گیرند. در این مرحله از بیماری بیمار حس می کند که باید در جنبش و فعالیت باشد. او نمی تواند آرام یک جا بنشیند و به حرف دیگران گوش بدهد غالبا بیمار با انگشتانش بر روی جسم زیر دستش می زند. همواره می خواهد کاری را انجام دهد آن هم با عجله و شتاب . که در ادامه هر چه بیماری شدت پیدا می کند و به مراحل بحرانی خود می رسد نا آرامی مریض بیشتر می شود. کتاب تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب صفحه 5 9.بیماری سیکلوتمی. پخش آهنگهای شور انگیز و غم انگیز پشت سر هم از شاهکارهای برنامه های صدا و سیما است و می توان به یقین ادعا نمود که سالانه هزاران نفر قربانی این شاهکار شوم می شوند. زیرا اگر شنونده ای هم از آهنگهای شور انگیز و هم از آهنگهای غم انگیز استفاده نماید ممکن است به بیماری <<سیکلوتمی>> مبتلا گردد. نویسنده کتاب << تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب >> چنین می نویسد : من شاهد بیماری سیکلوتمی زنی بودم که داستان او از این قرار است : این زن کودک خردسال خود را از دست داده بود و چون دچار ناراحتی شدید شده بود نزدیکان وی برای اینکه او را سرگرم کنند وی را مشغول موسیقی نشاط انگیز به طور شبانه روز نموده بودند که بعد از مدتی این بانو دچار مرض سیکلوتمی شده بود . گاهی می خندید و ناگهان گریه می کرد و باز پس از مدتی به حال نشاط در می آمد . علت آن بسیار روشن است و آن تضاد میان روحیه او در وقت از دست دادن کودکش و روحیه او در زمان شنیدن موسیقی های نشاط انگیز است. بنابراین نتیجه می گیریم که برنامه های غم انگیز و نشاط انگیز که بدون فاصله از صدا و سیما پخش می شود چه سرنوشت های ناراحت کننده ای بر روح و روان و زندگانی انسانها می گذارد . و عامل اصلی این جنایت دست اندر کاران این سازمانها می باشند. کتاب ساز و آواز صفحه 12 10.برخی دیگر از مضرات ناشی از موسیقی. مرض پارانویا:از جمله آثار شوم موسیقی مرض پارانویا می باشد. شخص مبتلا به این بیماری ادعاهای بی مورد و خالی از حقیقت و دروغین می نماید و شخصیت خود را از هر حیث بلند مرتبه از دیگران تصور می کند. کتاب ساز و آواز صفحه 12 آسیب رساندن به نوزاد در رحم مادر: دکتر << روبرت >> متخصص روان شناسی کودک ثابت کرد که اطفال در رحم مادر تحت تاثیر موسیقی قرار می گیرند و اگر مادر حامله به موسیقی گوش کند ضربان قلب در رحم زیاد می شود . او می نویسد:این حالت از شش ماهگی به بعد است. کتاب ساز و آواز صفحه 80 لوتر می گوید : موسیقی در تخدیر اعصاب انسان از مواد مخدر هم قوی تر عمل می کند. بعضی از غلط اندازان معتقدند که موسیقی غذای روح است . ولی هیچ دانایی این سخن را قبول ندارند بلکه دانای کامل < خداوند > عقیده دارد موسیقی عذاب روح است. کتاب ساز و آواز صفحه 81 دکتر اوریزن اسوت مارون : هیجان بزرگترین عامل سکته های قلبی است . و هنرمندان اغلب به سکته قلبی درگذشته اند.از این بیان معلوم میشود هیجان حاصل از موسیقی تا چه حد خطرناک است. بهشت جوانان صفحه 357 سخنی دیگر : خوانندگان محترم و طالبان حقیقت آگاه باشند که این مضرات و آسیب هایی که در اینجا ذکر نموده ایم تنها قطره ای از دریای آسیب های این دشمن روح و روان انسان است که تا به امروز کشف شده است و شاید صدها بیماری دیگر هم باشد که هنوز علم روز نتوانسته آن را کشف نماید. لذا نسل جوان که امید های فردای جامعه هستند باید خیلی مراقب باشند که تحت تاثیرات سوء تبلیغات برخی از کج اندیشان نادان و احمق قرار نگیرند. وبه جای آن رو به سوی خدا و دستوراتش آورند و بسیار قدر دان خدا و اهل بیت (علیه السلام) گردند که هزاران سال پیش که هنوز این مریضیها توسط علم پزشکی اثبات نشده بود آن انوار مقدس (علیه السلام) ما را از عمل به این امور نهی نموده اند. آیا موسیقی روح انسان را تصفیه میکند ؟ اگر موسیقی آن چنان که عاشقان دلباخته اش میگویند حقیقتا روح انسانی را تصفیه میکند چرا با شیوع موسیقی در شرق و غرب بیماری های روانی و فساد اخلاقی به حدی است که گفتگو درباره آن باعث شرمساری است. ما نمیدانیم که اگر انسانها به این موسیقی اشتغال نمی ورزیدند و با خود واقعیات روبه رو میگشتند چه اندازه راه ترقی و اعتلا را می پیمودند !؟ جوان و موسیقی صفحه 58 آیا موسیقی در محل کار سبب کار بیشتر است!؟ میگویند آزمایش کرده اند وقتی که در کارگاه ها موسیقی نواخته میشود راندمان کارگران بیشتر میشود. این پدیده را چگونه میتوان با تحریم موسیقی توجیه کرد؟ میگوییم چون مسلما افزایش راندمان کار انرژی میخواهد خود تموجات صوتی نمیتواند در داخل بدن انرژي تولید کند پس آن کارگر مجبوراست انرژی بیشتری را در زمان کوتاه تری از دست بدهد تا پدیده فوق به وقوع بپیوندد.به این ترتیب ملاحظه میشود که ظاهرا موسیقی در اینجا نقش مثبتی داشته ولی همان طور که گفته شد این نقش مثبت ظاهری است و در واقع موسیقی در اینجا هیچ عمل مثبتی انجام نداده بلکه جنبه منفی هم داشته که باعث شده انرژی کارگران در زمان کوتاه تری صرف شود به علاوه کدامین اصل انسانی میگوید : برای افزایش دادن منافع سود کارگران را در خیالات و تجسمات بی اساس غوطه ور سازیم؟ جوان و موسیقی صفحه 60 الی 61 ضررها و بیماری های موسیقی از دیدگاه علامه جعفری (رحمة الله علیه). 1. ایجاد عدم تعادل و توازن بین اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک که بی نظمی در این دو اعصاب مشکلات زیر را به همراه دارد : 1. اضطرابات گوناگون 2. عصبانیت 3. سستی 4. بی ارادگی 5. سرگیجه 6. صداع 7. مالیخولیا 8. نفخ معده 9. تحریکات قلبی 10 . طپش قلب 11. بی نظمی 12. آنژین صدری 13. انقباضات عروقی 14. اختلالات غدد مترشحه داخلی مخصوصا ( تیروئید و تخمدان ) 15.اسپاسم لوله گوارش 16. آسم ( تنگی نفس ) 17.نزله ی انقباضی و............ . تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب صفحه 38 2. مرض مانی ( نوعی جنون است که درجات گوناگونی دارد ). 3. مرض سیکلموتی ( نوعی بیماری روانی است که شخص بیمار گاهی میخندد و بعضی از اوقات از خود ترشرویی نشان میدهد و گاهی گرفته و غمگین است ) . 4 . کوتاهی عمر 5 . مرض پارانویا ( نوعی مرض روحی است که شخص ادعاهای بی مورد کرده و خود را شریف تر و بالاتر از همه می داند ) 6. ضعف اعصاب 7. اختلالات دماغی ( اغتشاشات مغزی هیجانات روحی و جنون ) 8. تاثیرات قلبی 9. واسطه انتحار و خودکشی 10. بیماری فشار خون 11. عامل فحشا 12. تضعیف و تضییع حس شنوایی ( سامعه ) 13. تضعیف و تضییع حس بینایی ( باصره ) 14. هیجان 15. سلب راده و شکست شخصیت 16. سلب غیرت 17. عامل جنایت 18. جلب توجه غیر طبیعی 19. از دست دادن نیروی فکری 20. تضییع نیروی قضاوت 21. افسردگی و خمودگی 22. تهییج عشق ( یک نوع بیماری روانی است که مورد بحث و توجه روانکاوان است . گاهی شدت این بیماری به جایی میرسد که طرف خودش برای هلاکت خودش قیام کرده خویش را به آب و آتش می اندازد مسموم میکند خود را زیر اتومبیل معشوقه اش رها میکند و ..... و این بیماری گاهی شخص را به تیمارستان میکشاند) تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب صفحه 96 23. شکست عمر و جوان مرگی 24. زنجیر بردگی 25 . روش لغو 26 . اتلاف وقت مبانی فقهی و روانی موسیقی صفحه 33 جوان و موسیقی صفحه 62 الی 63 ، آوای شیطان صفحه 70 الی 73 موسیقی باعث کوتاهی عمر می شود ( عده ای از موسیقی دانان و مشاهیر موسیقی و مدت عمرشان ) از بسیاری از آیات قرآن کریم ( سوره انعام آیه 6 - اعراف آیه 96 - هود آیه 52 - عنکبوت آیه 40 - طلاق 2 و 3 و 4 - نوح 10 و 12 -) و روایات ائمه (علیه السلام) استفاده میشود که اعمال خیر بر وسعت رزق و طول عمر می افزاید ولی گناه لهو و لعب برکت را از بین خواهد برد و از عمر انسان میکاهد و چون موسیقی گناه محسوب میشود معمولا مروجین موسیقی با وضع نامناسب و عمر کوتاه از دنیا رفته اند. بهشت جوانان صفحه 361 ، آوای شیطان صفحه 90 همچنین توجه دقیق به بیوگرافی موسیقی دانان مشهور نشان میدهد که در دوران عمر به تدریج دچار ناراحتی های روحی گردیده اند تا آنجا که رفته رفته اعصاب خود را از دست داده و عده ای مبتلا به بیماریهای روانی شده و گروهی مشاعر خود را از کف داده و به دیار جنون رهسپار شده اند . دسته ای فلج و ناتوان گردیده بعضی هنگام نواختن موسیقی درجه ی فشار خون شان بالا رفته و دچار سکته ی ناگهانی شده اند. کوتاه سخن اینکه آثار زیان بخش غنا و موسیقی بر اعصاب تا سر حد تولید جنون و بر قلب و فشار خون و تحریکات نامطلوب دیگر به حدی است که نیاز به بحث زیادی ندارد. از آمارهایی که از مرگ و میرها در عصر ما تهیه شده چنین استفاده میشود که مرگ های ناگهانی نسبت به گذشته افزایش زیادی یافته است . عوامل این افزایش را امور مختلفی ذکر کرده اند از جمله افزایش غنا و موسیقی در سطح جهان. هم اکنون به اسم های برخی از مشاهیر موسیقی همراه با مدت عمرشان توجه فرمایید : مالیبران استاد معروف موسیقی در حال خواندن آواز در سن 27 سالگی سکته کرد. پرگولوزی - نوازنده ایتالیایی در سن 26 سالگی بلینی -نوازنده ایتالیایی در سن 34 سالگی موریس ژبر - نوازنده فرانسوی در سن 40 سالگی شوسون - نوازنده فرانسوی در سن 30 سالگی نیکلا دوگرینی - نوازنده فرانسوی در سن 27 سالگی ژاربیژه - نوازنده فرانسوی در سن 37 سالگی مندلس - نوازنده آلمانی در سن 38 سالگی هوگو ولف - نوازنده آلمانی در سن 43 سالگی ماکس رگر - نوازنده آلمانی در سن 43 سالگی موزارت - نوازنده اتریشی در سن 35 سالگی شوبرت - نوازنده اتریشی در سن 31 سالگی لانر - نوازنده اتریشی در سن 42 سالگی حبیب سماعی - نوازنده ایرانی در سن 45 سالگی همچنین نباید در این راستا جنون یا سکته برخی از مشاهیر موسیقی را چون بتهوون باخ شومان واگنر شوپن آرمسترانگ و ..... را نادیده گرفت. منابع : تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب ، موسیقی از نظر دین و دانش ، تاریخ موسیقی از سعدی حسنی ، نوای شیطان صفحه 90 الی 92 ، جوان و موسیقی صفحه 88 الی 90 به قهقراء رفتن هوش اگر زندگی منحصر به رقصیدن و دور شهر با اتومبیل چرخیدن و سینما رفتن و رادیو شنیدن باشد چه سودی دارد ؟ بسیاری از کارگران جوان هفته ای سه یا چهار شب را در سینماها و موزیکال ها و دانسینگ ها میگذرانند. مطالعه رمان های کم مایه پرگویی های روزانه بقیه وقت آنان را پر میکند. گوش کردن به دروغ پردازی های رادیو وسیله دیگری برای تلف کرن عمر است. رادیو نیز مانند سینما و موزیکال کاهلی کامل به کسانی میبخشد که با آن سرگرمند. تفریح با زندگی مباین است زیرا زندگی عمل است پس با ورق بازی رقصیدن سینما و رادیو وقت گذراندن هوش را به قهقراء میبرد. جوان و موسیقی صفحه 82 الی 83 کار اعصاب و تاثیر موسیقی بر آن (( موسیقی و غنا )) یکی از سرگرمی های زیان بار است که آدمی را از توجه به خدا و آخرت باز میدارد و استعمارگران با تمام نیرو و توان خود می کوشند در قلمرو نفوذ خود جامعه را به غفلت و بی خبری بکشانند تا دیگر کسی به فکر مسائل حیاتی و واقعیت های زندگی نباشد بدین منظور تلاش میکنند از عواملی که انسان را در هاله ای از غفلت و بی خبری می کشاند استفاده نمایند مانند مشروبات الکلی فحشا قمار آزادی جنسی بی بند و باری رقص موسیقی و ......... شگفت آور این است که برخی موسیقی را غذای روح می پندارند و برای گریز از رنج ها و فراموش کردن ناراحتی های خود به آن پناه میبرند در حالی که موسیقی نه تنها غذای روح نیست بلکه سم کشنده ای است که جان و دل انسان را می میراند. موسیقی اثری همچون الکل و افیون ر روح و روان انسان دارد یعنی با رخوتی که در اعصاب ایجاد میکند موجب میشود که انسان موقتا از واقعیت های زندگی فاصله بگیرد و اگر این خاصیت دلیل آن است که موسیقی را غذای روح بدانیم الکل و هروئین شایستگی بیشتری دارند که غذای روح نامیده شوند. موسیقی لذت و تخدیر آنی و زود گذر دارد ولی نابسامانی های بسیاری را درپی دارد و مهم تر از این است که شنونده را از خدا بی خبر میسازد. تحقیقات جامعه شناسان این نتیجه را به دست آورده است که موسیقی موجب بیماریهای بسیاری مانند : حمله های عصبی ضعف اعصاب بیماری های روانی و قلبی زخم معده و... میشود. تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب صفحه 41 علمای علم فیزیولوژی دستگاه عصبی انسان را به دو قسمت تقسیم کرده اند : سلسه اعصاب ارتباطی و سلسه اعصاب نباتی سلسه اعصاب ارتباطی شامل ستون مرکزی عصبی از نخاع گرفته تا نیم کره های مغز و نیز اعصاب محیطی میباشد و سلسله اعصاب نباتی شامل سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک میباشد. سیستم اعصاب سمپاتیک فقط از ابتدای ستون فقرات آغاز گردیده و دنباله آن به سایر اعضا پخش میگردد اما سلسله اعصاب پاراسمپاتیک از مغز و دماغ شروع شده و بعد از ستون فقرات گذشته به موازی اعصاب سمپاتیک به تمام بدن تقسیم میگردد. عمل سمپاتیک عبارت است از : تنگ کردن رگ ها اتساع عضلات صاف جلوگیری از ترشح فشار خون و کار پارسمپاتیک گشاد کردن رگ ها انقباض عضلات صاف ایجاد ترشح و تقلیل فشار خون میباشد. پاراسمپاتیک پس از اینکه از دماغ و مخ جدا شد همین که با اعصاب سمپاتیک یعنی همان اعصابی که از ستون فقرات شروع میشود مصادف شد از همان جا این دو عصب به موازات یکدیگر در تمام اعضای بدن دوش به دوش و همراه یکدیگر حرکت میکنند و چون اعمال این دو عصب مخالف یکدیگر است تا هنگامی که تحریکاتی از خارج بر آنها وارد نیاید و هر دو به موازات یکدیگر کار کنند تعادل بدن را حفظ نموده و این تعادل در صحت و سلامتی روحی و جسمی انسان دخالت تام دارد ولی هرگاه یکی از این دو اعصاب تعادل و توازن خود را از دست بدهند آنگاه به نسبت عدم تعادل هر یک اختلال روانی و کالبدی ( روحی و جسمی ) برای شخص ایجاد مینماید. کار مهم و حساس اعصاب سمپاتیک ایجاد امور فعال بدن است از قبیل بیداری جدیت و فعالیت در کارها ( که در اصطلاح طب قدیم صاحب آنرا حرارتی مزاج و خون گرم مینامند ) و کار مهم و حساس اعصاب پاراسمپاتیک درست مخالف سمپاتیک است یعنی عمل آن ایجاد سستی بی حالی خواب غفلت سهو نسیان اندوه حزن بیهوشی نزع و بالاخره مرگ است. وقتی که از خارج تحریکاتی در روی اعصاب شروع میشود اعصاب سمپاتیک یا پاراسمپاتیک به میزان تحریکات خارجی تعادل خود را از دست داده پایین یا بالا میروند بدیهی است به هر اندازه که فاصله بین این دو سیستم اعصاب ایجاد شود به همان اندازه نگرانی های روانی اغتشاشات فکری و خلاصه عدم تعادل روحی آغاز میشود. از جمله علل تحریکات خارجی که عدم تعادل بین اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک ایجاد میکند ارتعاشات موسیقی است موسیقی وقتی که با آهنگ های نشاط انگیز یا نواهای حزن آمیز و مخصوصا اگر با ارتعاشات عجیب و غریب موسیقی ( سمفونیک ) همراه گردد به طور مسلم تعادل لازمی را که بایستی بین دو دسته عصب (پاراسمپاتیک و سمپاتیک ) وجود داشته باشد بر هم زده و در نتیجه اصول حساس زندگی را اعم از هضم جذب دفع ترشحات ضربان قلب و وضع فشار مایعات بدن از جمله خون و غیره را مختل ساخته و رفته رفته شخص را به گرفتاریها و امراض نزدیک میسازد که طب جدید با تمام پیشرفتهای حیرت انگیز خود در اغلب موارد از معاجله آن عاجز می ماند. و در صفحه 6 کتاب (( تاثیر موسیقی بر اعصاب )) چنین میخوانیم امراض مختلف روانی اغتشاشات فکری عدم تعادل روحی انواع و اقسام دیوانگی ها وفور سکته های قلبی و مغزی که در تمام دنیا روز به روز به فزونی است و فکر پزشکان بزرگ را به خود جلب نموده است 95% آنها نتیجه آثار همین تمدن شوم جدید است که قسمت حساس آن تعمیم موسیقی به وسیله رادیوها و ازیاد مجالس ساز و آواز و کنسرت میباشد . در اثر ایجاد سر و صداهای کنسرت ها موسیقی های گوناگون فیلم ها کاباره ها و دانسینگ ها است که آمار دیوانگان و بیماران روانی در تمام کشورها رو به ازدیاد رفته و هر روز بر شمار تیمارستان های کشورهای بزرگ جهان مخصوصا اروپا و آمریکا افزوه میشود. ( سپس مقداری آمار تیمارستانهای آمریکا را ذکر میکند ) و همچنین در صفحه 10 مینویسد : ای کاش بشر می فهمید که استعمارگران به منظور تسلط بر اعصاب و نیروی فکر ملت ها چگونه از راه موسیقی و الکل در تخدیر و ضعف اعصاب و ایجاد اغتشاشات فکری و بیماریهای روانی فعالیت میکنند و ای کاش انسان عصر اتم به خود می آمد که برای ساعتی کیف و عیش و نوش چگونه نیروهای فعال خویش را با دست خود در اختیار دشمنان خود گذاشته است. پروفسور دانشگاه کلمبیا دکتر (( ولف آدلر )) ثابت کرده که بهترین و دلکش ترین نواهای موسیقی شوم ترین آثار را روی سلسله اعصاب انسان میبخشد مخصوصا اگر هوا گرم باشد این تاثیر مخرب خیلی بیشتر میشود و در مناطق حاره چون عربستان و بعضی از نقاط ایران منتهای سو اثر را دارد. دکتر آدلر رساله مفصلی در بیان زیان های وسیقی منتشر نموده و در آمریکا هزاران تن از مردم پیرو او شده و موسیقی را بر خود حرام نموده و لایحه مفصلی تهیه کرده به مجلس سنای آمریکا تقدیم داشتند که برای نجات جامعه و جلوگیری از ضعف اعصاب که یکی از بدبختی های دنیای متمدن امروزی است لازم است هرگونه کنسرت عمومی غدقن گردد. جوان و موسیقی صفحه 77 الی 81 نمونه های واقعی از تاثیر بد موسیقی برای اینکه بتوان به روشنی حوادثی را که در زیر آورده شده درک کرد تاثیر زدن یک وسیله ی موسیقی را به سه روش متفاوت در نمونه زیر میخوانیم : گویند روزی (فارابی) عودی با خود داشت و به لباس ترک ها به مجلس ( سیف الدوله ) رفت . وی عود خود را آماده ساخت و تارهایش را تنظیم نمود و آهنگی نواخت و همه را به خنده وادار نمود سپس به شکل دیگری تارها را تنظیم کرد و باز هم آهنگی دیگر نواخت و همه اهل مجلس را گریانید و باز هم تارها را تنظیم نمود و آهنگ سوم را نواخت و همه را به خواب برد و خود مجلس را ترک کرد. الکنی والالقاب محدث قمی جلد 3 صفحه 2 جنون خلیفه بر اثر گوش دادن موسیقی : مسعودی گوید : در زمان عبدالملک یا یکی دیگر از خلفای بنی امیه که لهو و موسیقی خیلی رایج شده بود ، خبر به خلیفه دادند که فلان کس خواننده است و کنیز زیبایی دارد که او هم خواننده است و تمام جوانهای مدینه را فاسد کرده ، و اگر جلوی او را نگیرید ، این زن تمام مدینه را فاسد میکند . خلیفه دستور داد که غل به گردن آن مرد انداختند و آنها را به شام بردند. وقتی به حضور خلیفه نشستند آن مرد گفت : معلوم نیست آنچه او می خواند موسیقی باشد و از خلیف خواست که خودش امتحان کند . خلیفه دستور داد که کنیز بخواند او شروع به خواندن کرد ، کمی که خواند دید سر خلیفه تکان میخورد کم کم کار به جایی رسید که خود خلیفه شروع کرد به چهار دست و پا راه رفتن و میگفت : بیا جانم بر این مرکب خودت سوار شو!!!! . تعلیم و تربیت در اسلام صفحه 71 و 72 حال با این مثال به نمونه های واقعی زیر دقت کنید. 1.مجله روشنفکر درباره یک کنسرت موسیقی می نویسد : ... وقتی آهنگهای تند و رعشه انگیز دخترها و پسرها را مترنم می سازد سالن به لرزه می افتد دخترها جیغ میکشند به سر و گوش هم مشت می کوبند غش میکنند موهای خود را چنگ چنگ میکنند . و پسرها از هوش میروند. همه اینها در مورد تاثیر موسیقی بر آنهاست. مجله روشنفکر شماره 566 صفحه 26 2.در ملبورن پنجاه هزار نفر بعد از گوش دادن به یک کنسرت موسیقی چنان به هیجان آمدند که ناگهان به هم ریختند و بدون جهت یکدیگر را زخمی و مصدم کردند تا پلیس خود را رساند چند نفر به ضرب چاقو از پای درآمدند و به چندین دختر تجاوز شد و تعداد زیادی مجروح شدند. موسیقی از نظر دین و دانش صفحه 20 3.در یک کنسرت موسیقی به دسته ای از جوانان برای اولین بار هیستری که یک نوع بیماری روحی است دست داد . آنها پس از برنامه پیتلها به خیابان ها ریختند اتومبیلها را آتش زدند شیشه های مغازه ها را شکستند و مغازه ها را غارت کردند و تعداد 315 نفر از آنها از فرط هیجان غش کرده به بیمارستان انتقال داده شدند. مجله روشنفکر شماره 790 صفحه 54 4.در جریان کنسرت پرشر و شور گروه موزیک ولینک استونز مردی از شدت هیجان برهنه شد و با حالت جنون آمیزی بر سر و کول انبوه خلایق به راه افتاد که توسط پلیس دستگیر شد. مجله جوانان سال چهارم 5.چندی پیش براون خواننده انگلیسی ضمن اجراء برنامه ای در فستیوال پاپ تمام لباسهایش را از تن بیرون آورد و در برابر جمعیتی بیش از 15 هزار نفر برنامه اجراء کرد . ابتدا پیراهنش را در آورد . و چون تماشاگران به هیجان آمدند وی هنگام خواندن آواز به کلی لخت و عریان شد و به خواندن و رقصیدن پرداخت در این موقع افراد پلیس خود را به صحنه رساندند و خواننده عریان را دستگیر کردند. مجله امید ایران شماره 835 صفحه 25 6.در ایالت لیتل راک خانم 64 ساله ای به نام لیکیام به جوانی پیانو می آموخت . نغمات موسیقی چنان در روح جوان ایجاد هیجان کرد که بدون دلیل از جای برخاست و با نوزده ضربه چاقو معلم موسیقی خود را از پای در آورد. موسیقی از نظر دین و دانش صفحه 20 منبع : جوان و موسیقی صفحه 94 الی 96 نظر بعضی از نوابغ جهان در مورد موسیقی 1. ویکتور هوگو نویسنده مشهور فرانسوی میگوید : علت اینکه ما از موسیقی خوشمان می آید این است که در عالم خیال ها و رویاها فرو میرویم . موسیقی از نظر دین و دانش صفحه 30 2. لئون تولستوی نویسنده مشهور روسی : موسیقی محصول تحریک احساسات و هدف احوال نفسانی و عواطف انسانی است . موسیقی از نظر دین و دانش صفحه 31 3. آرون کوپلند : موسیقی انسان را از عالم اصوات بیرون میبرد و به یک دنیای خیالی و رویایی می راند . موسیقی از نظر دین و دانش صفحه 31 4. هگل فیلسوف مشهور آلمانی : ذکر و عبادت مسلمانان در مساجد بی آلایش خود فکر می آورد و دعای مسیحیان در کلیسا با عربده ناقوس و نقش و نگار در و دیوار تشویش خاطر و انصراف ناظر . تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب صفحه 134 5. کانت فیلسوف مشهور آلمانی : موسیقی اگر از همه ی هنرها مطبوع تر باشد ولی چون به بشر چیزی نمی آموزد از تمام هنرها پست تر است . تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب صفحه 135 [align=CENTER][size=small] 6. ویلیام جیمز : [/si
|
|||
|
|
۱۷:۵۹, ۲۶/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/فروردین/۹۱ ۲۰:۲۷ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم انشاالله به زودی ادامه ی مقالات رو در این تاپیک قرار خواهم داد. پژوهشی در موسیقی واثرات آن (1)
نویسنده : هادی اسپنانی منبع : اختصاصی راسخون چکیده در این مقاله که عنوان آن «پژوهشی در موسیقی واثرات آن» می باشد، سعی شده هم به لحاظ فقهی و هم به لحاظ علوم تجربی، تحقیق مختصری راجع به موسیقی و اثرات آن انجام گیرد. بحث موسیقی از جمله مباحثی است که با وجود این که دارای قدمت زیادی است ولی درعین حال، جزو مباحث روز بوده و از جمله مسائلی است که مخصوصاً جوانان زیادی را به خود مشغول داشته و بالتّبع سؤالات زیادی پیرامون آن مطرح شده و می شود. موسیقی را از جنبه های مختلفی ازجمله، فقهی، هنری و...می توان بررسی کرد، ولی آن چه بیشتر در این مقاله مدّنظر بوده، نگاه به موسیقی هم از جنبة علوم تجربی وهم ازمنظردین است که درکل، در مورد اثرات موسیقی برجسم و روان انسان، مطلب مختصری به دست می دهد. در مورد اهمّیّت وضرورت چنین بحثی همین بس که این بحث از قدیم الأیّام مطرح بوده ولی بیشتر جنبة فقهی آن مدّ نظر بوده و از جنبة علم تجربی کمتر مورد توجّه واقع شده لذا در این مقاله سعی شده بیشتر به جنبة علم تجربی پرداخته شود.این مقاله در 5 فصل تنظیم شده که در دو فصل نخست به تعریف موسیقی و انواع آن پرداخته و نیز ارتباط واژة موسیقی با واژة غنا ازنگاه مراجع عظام مطرح شده، سپس دریک فصل مجزّا وطولانی تری به انواع اثرات موسیقی بر جسم و روان که در بخشهای مختلفی ازآن، از روایات وآیات قرآن استفاده شده پرداخته شده است. و امّا فصل چهارم، برای آشنایی با نظرات علما و دانشمندان اسلام وغرب، راجع به موسیقی تنظیم شده ودر فصل آخر نیز بحث مختصری راجع به موسیقی درمانی وصحّت آن انجام شده است و درکل یک بحث نسبتاًجامعی که راجع به موسیقی نیاز بوده عنوان و ارائه گردیده است. کلیدواژه : موسیقی، غنا، تأثیر، جسم، روان. مقدّمه آن چه در این نوشتارآورده شده است پژوهشی است پیرامون موسیقی و انواع آن و اثرات موسیقی بر جسم و روان انسان که البتّه اثرات آن بیشتر مورد توجّه قرار گرفته است.آن چه در این زمینه بیشتر مورد توجّه صاحب نظران بوده است پرداختن به موسیقی ازجنبة فقهی آن بوده است وکمتر به جنبة تأثیرات آن و خصوصاً تأثیرات جسمی آن پرداخته شده است. لذا برآن شدیم تا از جنبة تأثیرات جسمانی و فیزیکی نیز آن را بررسی کرده تا هم از یک زاویة جدید به مسئله پرداخته شود و هم این که به برخی سؤالات جدید مطرح شده پاسخی هر چند مختصر داده شود. همان گونه که بیان شد اگر چه این بحث دارای سابقة طولانی است و از دیر باز مطرح بوده است ولی امروزه نیز جزو مباحث روز، مطرح است وعموم مردم، خصوصا ًجوانان با آن در ارتباط اند وگویا جزءلاینفکّ زندگی ما شده است. از طرفی نیز این هنر به ابزار و وسیله ای برای انتقال فرهنگ و حتّی تغییر فرهنگ جوامع، مبدّل گشته است و این گونه مسائل برضرورت تحقیق بیشترراجع به این هنر وکارایی آن و اثرات آن می افزاید.هم چنین همان گونه که مطرح شد بیشترین اثرات، راجع به هنر موسیقی به جنبة فقهی آن بر می گردد ولی از کتاب ها و مقالاتی نیزکه در این زمینه نگاشته شده است، نباید چشم پوشی کرد و ما نیز در این نوشتار که به روش اسنادی ـ کتابخانه ای تهیّه شده از برخی از آنها بهره برده ایم.برخی از این کتابها عبارتند از: تأثیر موسیقی براعصاب وروان، نوشتة زنده یاد، حسین عبداللّهی خوروش، موسیقی ازدیدگاه فلسفی وروانی، نوشتة علّامه محمدتقی جعفری، تاریخ موسیقی، نوشتة سعدی حسنی، بخشی ازکتاب سلامتی وطول عمر در احکام اسلام، نوشتة مهدی طاهری، بخشی ازکتاب نکته های ناب، نوشتة حسن قدّوسی زاده و نیز برخی از مقالات که در این زمینه نوشته شده اند.ازجملة وجه امتیاز این مقاله این است که مطالب این نوشته ها را به صورت موجز و مختصرجمع کرده و برخیمطالب پراکنده و زاید را ازآنها حذف کرده وآن چه در این باره مورد نیاز بوده است در حدّ این نوشتار ارائه گردیده است.بالأخره بعد از تحقیق دربارة انتخاب موضوع و پس از انتخاب آن به خاطر اهمیّت آن و پس از ارائه به مسؤولین مورد تأیید قرارگرفت و مشغول به تنظیم آن شدیم. البته درتنظیم آن مشکلاتی نیز پیش روی ما قرارداشت؛ ازجمله این که در این زمینه، کتابهای اندکی نوشته شده وکمتر قلم فرسایی شده است لذا منابع قابل دسترسی در این باره محدودتر می باشد. هم چنین بعد از رجوع به منابع ، بعضاً استناد به منابعی شده بود ولی از ذکر آن منابع به صورت کامل ودقیق، صرفنظر شده بود وحتّی گاهی مطلبی مستند به منبعی شده بودکه بعد از مراجعه به آن منبع چنین چیزی یافت نمی شد.یا مشکلات دیگری که نیازی به اطالة کلام در این مورد نیست.این مقاله، پیرامون 5 سؤال کلّی و جواب آنها تنظیم گشته که این سؤالات شاکله و پایة این مقاله را تشکیل می دهد و هرسؤالی یک فصل ازمقاله رابه خود اختصاص داده است که هرفصل، جواب یکی ازآن سؤالات وسؤالات ریزتر دیگر است و مجموعاً اطلاعات کلّی دراین زمینه رابه خواننده می دهد. سؤالات کلّی هرفصل عبارتست از: 1ـ موسیقی چیست؟ وانواع آن کدام است؟ 2ـ فرق موسیقی وغنا چیست؟ 3ـ موسیقی چه تأثیری برانسان دارد؟ 4ـ نظرعلما و دانشمندان در مورد موسیقی چیست؟ 5 ـ آیا موسیقی درمانی واقعیّت دارد؟ البته تذکّراین نکته لازم است که در این نوشتار با توجّه به ظرفیّت وگنجایش آن، مطلب آمده و ممکن است مطالب فراوان دیگری نیز باشدکه به جهت اختصار، بیان نشده باشد و این مسئله در نقل قول افراد و دانشمندان و علما نیزصدق می کند یعنی ممکن است در میان دانشمندان، تنها به ذکراقوال برخی از آنان اکتفا شده باشد و این فقط به جهت رعایت اختصار بوده وترجیحی دراین مسئله صورت نگرفته است. ولی پیشاپیش از نواقص موجود، عذرخواهی می نمائیم. فصل اول : موسیقی و انواع آن در این فصل برآنیم که تعریف مختصری از موسیقی ارائه داده و با اقسام آن آشنا شویم که البتّه محصوردر این اقسام نبوده و ممکن است به اعتبارهای مختلف، اقسام مختلفی پیداکرد، ولی در یک تقسیم بندی کلّی می توان آن را به اقسامی که بعداً خواهد آمدتقسیم نمود. تعریف موسیقی برای موسیقی تعریفهای زیادی ارائه شده و از زوایای مختلفی به آن نگریسته شده است . موسیقی را می توان هم ازلحاظ لغوی و هم از لحاظ اصطلاحی مورد بررسی قرارداد. این واژه، یک واژة یونانی است که به آن «موسیقیا»گفته می شود و ازآن به عنوان غنا ولحن نیز یاد شده است : «بدان که موسیقی در لغت یونان، لحن است و لحن عبارت است از اجتماع در نغم مختلفه که آن را ترتیبی محدود باشد و بعضی این قید را زیاده کنند که کلام مفید بدان مقرون بود....و بعضی این قید را زیاده کنند که آن کلام، دال بر معانی که محرّک نفس باشد به تحریکی که ملایم غرض و لفظ او موزون باشد(1)هم چنین درتعریف موسیقی گفته شده« عبارتست ازاصوات وآهنگهایی که انسان را در عالمی که برای وی قابل توصیف نیست سیر می دهد و چنان بر اعصاب آدمی مسلّط می شودکه گاهی می خنداند ، گاهی می گریاند گاهی اعضاء و جوارح انسان را بدون اختیار به حرکت در می آورد، و زمانی تهییج عشق و شهوت می کند و آدمی را برده و غلام خود ساخته و بر اعصاب ، فکر ، عقل و روانش فرمانروایی می کند».(2)مانند ساز زدن فارابی دربزم سیف الدّوله که با ساز زدن او مدّتی همه خندیدند و باتغییر آهنگ، همه را به گریستن وا داشت و در آخر بانواختن آهنگی دیگر ، همه اهل مجلس را به خواب فروبرد و سپس ازآن مجلس خارج شدکه این جریان در تاریخ ، مشهور است.«ارسطو موسیقی را یکی از شعب ریاضی دانسته و فیلسوفان اسلامی نیزاین قول راپذیرفته اند ولی از آنجاکه همة قواعد موسیقی مانند ریاضی مسلّم و غیرقابل تغییر نیست ، بلکه ذوق و قریحة سازنده و نوازنده هم درآن دخالت تام داردآن را هنر نیز محسوب دارند».(3)زیبایی موسیقی بر حسب اثری است که درذهن و احساسات شنونده می گذارد . این هنر با دقّت و محاسبه و اندازه گیری دقیق انجام می گیرد شاید به همین خاطر است که در تقسیم بندیهای علوم قدیم و همان گونه که ذکرشد از شعب علوم ریاضی به حساب آمده است. انواع موسیقی شاید دریک تقسسیم بندی بتوان موسیقی را به دو دسته تقسیم کرد : 1ـ موسیقی طبیعی. 2ـ موسیقی هنری. موسیقی طبیعی : عبارت است از اصوات و نغمه هایی که ازطببیعت و یا از حنجره حیوانات شنیده می شو د ؛ مانند صدای برگها و درختان هنگام وزیدن باد و یا مثل آواز پرندگان وموسیقی هنری : عبارت است ازآهنگهایی که انسان با وسایل مصنوعی(چون ویولون،گیتارو...) می سازد.تفاوت موسیقی طبیعی و مصنوعی یا هنری را شاید بتوان در این مسئله دانست که آهنگ های طبیعی دارای سیر ملایم و یکنواخت هستند لذا همواره برای انسان جذّاب و مفرّح و مسرت بخش بوده و بر نشاط انسان به صورت واقعی می افزاید و این مسئله کم و بیش شاید برای همه اتفاق افتاده ولی آهنگهای مصنوعی این گونه نیستند بلکه دارای ارتعاشات وزیر وبم های گوناگونی هستند و لذا به نسبت این ارتعاشات و زیروبم ها سلسله اعصاب از آن اثر می پذیرند و چون یکنواخت نیستند اثرات آن زیان بخش خواهد بود. در موسیقی هفت دستگاه اصلی و البته دستگاههای فرعی نیز وجود دارد و هرگونه صدایی که انسان تولید کند در یکی از این دستگاهها می گنجد . بالأخره بعد از آن که موسیقی را به طبیعی و هنری تقسیم کردیم موسیقی هنری نیز خود ازلحاظ فقهی به موسیقی حلال و موسیقی حرام تقسیم می شود.اگر موسیقی غنا باشد و جزء موسیقی حرام شناخته شده باشد، قطعاً در انسان تاثیرات منفی بسیاری خواهد گذاشت . البته در برخی از مراکز انرژی درمانی ثابت شده است که اصوات آثار بسیاری بر احساسات و روح بشر برجا میگذارد که هم ممکن است سودمند وهم زیانبار باشد و در آینده درباره اثرات منفی یا مثبت آن مطالبی خواهدآمد. فصل دوم : فرق موسیقی و غنا چیست ؟ بعد از آشنایی کلّی باتعریف موسیقی وهمچنین انواع موسیقی، بدنیست به جواب سؤالی که در ذهن افراد زیادی هست بپردازیم وآن این که چه تفاوتی میان موسیقی و غنا وجود دارد؟ و مرز این دو کدام است؟ برای پاسخ به این پرسشها از نظرات علما و مراجع بهره می گیریم. حضرت آیت الله خامنه ای(حفظه الله): «غنا یعنی ترجیع صدا به نحوی که مناسب با مجالس لهو باشد که ازگناهان بوده و بر خواننده و شنونده حرام است . ولی موسیقی نواختن آلات آن است که اگر به نحو معمول در مجالس لهو و گناه باشد هم بر نوازنده و هم بر شنونده حرام است . واگر به آن نحو نباشد فی نفسه جایز است و اشکال ندارد».(4) حضرت آيت الله صافي گلپايگاني(حفظه الله): «غنا عبارت از آوازي است که مشتمل بر ترجيع و صوت و طرب انگيز و مناسب با مجالس طرب باشد و موسيقي گاه بر غنا وگاه بر آلات مختلف موسيقي مانند تار، سنتور، دف و غيره اطلاق مي شود. موسيقي را اگر به همان معناي غنا و آوازها و سازها و بکار گرفتن آنها بدانيم ، فراگرفتن موسيقي که از قديم الايّام بين اهل لهو و بزم متداول بود و در کشورها و مناطق مختلف انواعي از آن بکار برده مي شده و مي شود همه حرام است».(5) حضرت آيت الله فاضل لنکراني(رحمة الله علیه): «غنا عبارتست از آوازی که درآن صدا را در گلو می گردانند که به زبان عرفی چهچه می گویند و طرب (تحوّل غیر اختیاری در مستمع) انگیز هم باشد و مناسب مجالس لهو و لعب هم باشد.... غنا صوتی است که باترجیع و طرب همراه باشد ومناسب مجالس لهو و لعب باشد».(6) سؤال : اگر استماع موسيقي هيچ گونه تأثيري در انسان نداشته باشد، آيا باز حرام است؟ جواب همه مراجع : اگر از نوع موسيقي حرام باشد، گوش دادن به آن جايز نيست ؛ هر چند در شخص تأثيري نداشته باشد. (7)تبصره: موسيقي حرام ، غالباً آثار ناپسندي دارد و باعث بيگانگي از خدا و تحريک شهوت و آلودگي به مفاسد ديگر مي شود ولي حکم، تابع اين امور نيست و اگر به فرض، در موردي موسيقي حرام ، هيچ تأثيري در روح و روان انسان برجاي نگذارد باز گوش دادن به آن جايز نيست. اولین غنا : بنابر آنچه در معارف اسلامی آمده است:«اولین کسی که مرتکب غنا شد ، شیطان بود(8)و ازآن به بعد غنا رواج پیدا کرد. همچنین در روایتی از امام جعفرصادق(علیه السلام)آمده است : « وقتی آدم رحلت نمود ابلیس و قابیل بارحلت او خوشحال شدند،آن دو در اجتماع شرکت کردند و به نشانة شادی برای مرگ آدم از تنبورها و وسائل لهو (موسیقی) استفاده کردند پس هرکس در روی زمین از این وسائل لذت می برد از پیروان آن می باشد»(9) باید دانست در متون دینی واژۀ موسیقی به چشم نمی خورد ولی به جای آن واژه های غنا ، لهو ، ملاهی و مصادیق آلات موسیقی مانند : مزمار(نی و فلوت)، معزف (تار) ، عود ، طبل ، تنبور و مانندآن به کار رفته است. فصل سوم : اثرات موسیقی برجسم و روان. حال که تفاوت موسیقی وغنا و احکام آنها دانسته شد به یکی ازمهمترین بخشهای این نوشتاریعنی انواع اثرات موسیقی برجسم و روان انسان می پردازیم. دربارة حوزة تأثیرگذاری موسیقی و این که اصالتاً مخاطب آن کدام یک از این دو (جسم و روان) هست باید گفت : « مخاطب حقیقی این هنر ، مغز و روان انسانها است ، نه حس بینایی و نه حس شنوایی ؛ زیرا این دو حس چیزی جز واسطه انتقال اصوات فیزیکی به مغز و روان انسانها نیست .تیز گوش ترین انسانها که دریافت درونی از معنای موسیقی ندارند ، هیچ درکی درباره آن نمی توانند داشته باشند ، حتی تفسیر و چگونگی برداشت انسانهایی که در یک جامعه و در پوشش یک فرهنگ و یک محیط و سرگذشت زندگی می کنند گوناگون می باشد،اگرچه همه آنان ازحس شنوایی مساوی برخوردار بوده باشند(10) |
|||
|
|
۲۰:۲۵, ۲۶/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/فروردین/۹۱ ۲۰:۲۸ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
ولی بالاخره اثر موسیقی دوگونه است :1ـ اثرات معنوی 2ـ اثرات جسمی.
اثرات معنوی و روحی موسیقی: روح انسان ، مهم ترین جنبة وجودی انسان است، لذا هر آن چه که برآن اثر بگذارد می تواند در کمال و سقوطش، مؤثّر باشد. از این جا اهمّیت اثر موسیقی بر روح و روان انسان مشخّص می شود. ما در این بخش مهمترین آثار موسیقی را بر روح بررسی می کنیم: 1ـ گمراهی و غفلت ازخدا : از بزرگ ترین آثاری که برای موسیقی ذکر شده است دور شدن از یاد و ذکر خداست . قرآن در سورة لقمان يكى از عوامل گمراهى و ضلالت را «لهو الحديث» دانسته است. «ومِن النّاسِ مَن یشتری لَهوالحدیثِ لیُضلَّ عن سبیلِ الله(11)«لهویعنی غفلت ،یعنی دورشدن از ذکرخدا ، دورشدن از معنویت ، دورشدن از واقعیتهای زندگی ، دورشدن ازکار وتلاش و فرو غلتیدن در ابتذال و بی بند وباری».(12) در روايات اسلامى از «لهو الحديث» نیز به «غنا» تفسير شده است.(13) شنيدن غنا و موسيقى آن چنان اراده انسان را سست و غريزه جنسى شخص را تحريك مىكند كه شخص را از ياد خدا و قيامت باز می دارد لذا ازعوامل گمراهی به حساب می آید. 2- گرايش به فساد : غنا و آواز مطرب و لهوى، انسان را به سوى شهوت و فساد اخلاقى مىكشاند و از راه پرهيزكارى باز مىدارد.مجالس غنا و موسيقى، معمولاً جزو مراكز مفاسد گوناگون است و این خود دلیل روشنی است بر این که موسیقی درگرایش به فساد نقش مؤثّری دارد . در حديثى از نبى اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمده است : «الغناءُ رقية الزنا»:«غنا نردبان زنا است».(14) 3 ـ سوء عاقبت : برای اثبات سوء عاقبت، به واسطة غنا و موسیقی به یک داستان کوتاهی که در زمان امام صادق (علیه السلام) اتفاق افتاده اکتفا می کنیم ، چرا که آن چه در زمان آن بزرگواران رخ داده، صرفاٌ یک داستان نیست بلکه باید عبرت برای سایرین وآنان که در زمانهای بعد می آیند قرار بگیرد. مردی به امام صادق(علیه السلام) عرض کرد: همسایگان من کنیزانی دارند که آواز می خوانند و با عود (یکی از آلات موسیقی) می نوازند . چه بسا به هنگام قضای حاجت نشستنم را طول می دهم، تا صدای آنها را بیشتر بشنوم.امام فرمودند: « این کار را نکن. در روز قیامت در برابر خداوند هیچ عذری نداری ؛ مگر سخن حق را نخواندی که می فرماید : گوش، چشم، دل، مسئولند و در برابر کارهایی که کرده اند، مورد سؤال واقع می شوند. » مرد عرض کرد : به خدا سوگند گویا این آیه را تاکنون نخوانده و نشنیده بودم. دیگر به خدا این کارها را انجام نمی دهم و از اوآمرزش می طلبم . امام سپس فرمودند: «برخیز و غسل کن و آن چه می توانی نماز بخوان، چون تا کنون به گناه بزرگی مشغول بودی و چه بد حال وتیره بخت بودی اگر بدون توبه و بر این حال از دنیا می رفتی.» (15) همین داستان کوتاه، خود مؤیّد بزرگی بر مطلب ما می باشد و تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل. 4- قساوت قلب : يکي از اثرات شوم موسيقي بر روان انسان ها پديد آوردن بيماري قساوت قلب در انسان مي باشد. و مويّد اينکلام، سفارش رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به حضرت علي (ع ) مي باشد كه به ایشان فرموده اند:« يا على؛ سه كار دل راسخت كند: گوش دادن به آواز و موسيقى و شكار و به دربار سلاطين رفتن(16) افرادي که مداومت بر گوش دادن به موسيقي و مطربي دارند قلبشان مريض مي گردد. و نتيجه اين سختي و قساوت قلب اين مي شود که ديگر موعظه و پند در اين قلوب اثر نمي کند. زيرا طبق آيات قرآنی از آثار گناهکاري ، قساوت قلب است.خداوند متعال درقرآن مي فرمايد : قلوب افراد گناهکار مانند سنگ است يا سخت تر از سنگ . زيرا برخي از سنگ ها از ميانشان آب بيرون مي آيد يا از ترس خدا از بلندي ها فرو مي افتد.(17) ولي قلوب افراد گناهکار به قدري سخت است که ديگر چيزي از پندها و موعظه هاي الهي در آن اثر نمي نمايد.نشانه و علامت اين بيماري آن است که اين گونه افراد وقتي در مجلسي قرار مي گيرند که در آن سخن از خدا و قرآن و ياد مرگ و آخرت است، اهل موسيقي، حالشان بد مي شود و دوست دارند زود از اين گونه مجالس خارج شوند و بر عکس اگر در جايي باشند که سخن از دنيا و سرگرمي هاي گمرا ه کننده باشد . به اشتياق بر آن توجه مي کنند و دوست ندارند که تمام شود و باز تاييد کنندة سخنان فوق،آية 6 و7 سورة لقمان است که در آية 6 در مورد اهل «لهوالحدیث» توضيح و بلافاصله درآية 7 که مورد بحث ما است مي فرمايد: و چون آيات و گفتارما بر اهل لهو و موسيقي خوانده شود دوري گزينند و روي برگردانند و تکذيب آن گفتار نمايند مانند کسي که آن را نشنيده و گويا در گوش هاي ايشان سنگيني است از شنيدن آيات ما پس به ايشان عذابي دردناک را مژده بده. 5- از بین رفتن حيا : امام صادق(علیه السلام) در این رابطه در حدیثی می فرمایند :«مَن ضُربَ في بَيته بَربَطٌ أربعينَ يوماً سلَّطَ اللهُ عليه شَيطاناً يُقال له القَفَندَر فلا يَبقي عضوٌ مِن أعضائه إلّا قَعدَ عليه فإذا كانَ كذلك نزعَ منه الحياءُ ولم يُبال ما قال و لا ما قيل فيه»(18)«كسي كه در خانه اش چهل روز بربط ( نوعي تار ) نواخته شود خداوند متعال شيطاني را به نام قفندر بر او مسلّط مي كند كه عضوي از اعضاي وي باقي نمي ماند مگر اينكه او را در برمي گيرد و هنگامي كه اين گونه شد حيا از او گرفته مي شود به گونه اي كه نسبت به آنچه به او گفته مي شود بي تفاوت مي گردد».در خصوص اهمّيت حيا نيز خوب است بدانيد رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در این باره فرموده اند : «حيا و ايمان با همديگر وابستهاند چون يكى از ميان برود، ديگرى هم از ميان مىرود».(19)و باز در اهمیّت حیا درحدیثی آمده است که:«کسی که حیا نداردایمان ندارد(20)شهید مطهّری در کتاب تعلیم وتربیت در اسلام به نقل ازمسعودی در مروّج الذّهب می نویسد : در زمان عبدالملک یا یکی ازخلفای بنی امیّه که موسیقی رایج بود خبربه خلیفه رسیدکه شخصی باکنیزش خواننده هستند و تمام جوانان مدینه را به فساد می کشند . خلیفه دستور داد آنها را آوردند .آن مردگفت : معلوم نیست آنچه این کنیز می خواند غنا باشد و ازخلیفه خواست خودش امتحان کند. وقتی کنیز شروع به خواندن کرد کم کم دید سرخلیفه دارد تکان می خورد و به جایی رسید که خلیفه چهار دست و پا راه می رفت و می گفت : بیا به امرکوب خودت سوارشو. «واقعاً موسیقی قدرت فوق العاده ای مخصوصاً ازجهت پاره کردن تقوا و عفّت دارد».(21) 6ـ از بین رفتن قوّة تفکّر: موسیقی بوسیله ارتعاشات خود، اعصاب راتحت تأثیر خودقرارداده وکم کم برقوای ادراکی چیره می شود.به عبارت دیگر«موسیقی به حسب انواع هنری که دارد وهریک از آن انواع مختلف یک حالت دراعصاب ادراکی بر می انگیزد، ازشهوت و بی بندوباری ویا شادی ونشاط و اندوه و یا خیالات عرفان گونه و یا دیگرحالات که همۀ آنهاحالاتی است خیالی و اوهام ساز ،دیگر ادراکات را بر کنار کرده و همان خیالات جای آن راگرفته و در مسیر انگیزه های موسیقی به حرکت در می آورد . در این حال پای عقل و ذهن و اندیشه به همان خیالات و اوهام بسته شده و درهمان مسیر خیال بافی های موسیقی درحرکت است و دیگر نمی تواند به خود آید.»(22) 7- از بين رفتن غيرت: «إنّ شَيطاناً يُقال له القَفَندَرُ إذا ضَربَ في مَنزل الرَّجلِ أَربعينَ صباحاً بالبَربَطِ و دَخلَ الرّجالُ وَضع ذلك الشّيطانُكلَّ عضوٍ منه علي مِثله مِن صاحبِ البيَتِ ثمّ نفخَ فيه نفخةً فلا يُغار بعدَها حتّي تؤتي نساؤه فلايُغارُ.» (23)«كسي كه چهل روز در خانه اش بربط نوازند و مردمان بر او وارد شوند شيطاني به نام قفندر اعضاي خود را به تمام اعضاي بدنش مس مي نمايد ، پس غيرت از آن مرد برداشته مي شود تا به حدي كه با زنانش اگر فعل قبيحي كنند بدش نمي آيد ». با اين روايت شاید بتوان به يكي از علل اصلي رواج بد حجابي و فحشا در جامعه پي برد، چراكه براساس اين روايت به هر مقدارموسيقي در جامعه رواج پيدا كند غيرت از مردان زايل شده و نسبت به بد حجابي وتعرّض نامحرمان به ناموسشان ،بي تفاوت تر مي شوند. 8 ـ جنون و دیوانگی: فشار شدید موسیقی بر روی اعصاب ، قدرت اندیشه و تفکّر را از انسان می گیرد لذا منجر به انجام کارهایی که با عقل تضاد دارد می شود.نمونه ای ازاین کارهای جنون آمیز را ذکرمی کنیم : «درملیون پنجاه هزار نفر بعد ازگوش کردن به یک کنسرت موسیقی چنان موسیقی آنها را به هیجان آوردکه ناگهان همه به هم ریختند و بدون جهت، هم دیگر را زخمی و مصدوم کردند و قبل از این که پلیس خود را برساند چند نفر به ضرب چاقو از پای درآمدند و به چندین دختر ، تجاوز شد وتعداد زیادی مجروح شدند»(24) یا« درایالت «لتیل راک» جوانی پیانو یاد می گرفت . نغمات موسیقی چنان درروح اوهیجان ایجادکرد که بدوندلیل ازجای برخاست وبا19ضربه چاقو،معلّم خودرا ازپای درآورد».(25) 9ـ افسردگی: کسی که درموسیقی غوطه ور شد، حالت خمودی وافسردگی،یکی ازحالاتی است که بر او عارض می شود.این مسئله در کسانی که با مطالعه ودرس وبحث سروکار دارند بیشتر نمود دارد . به گونه ای که بعد از موسیقی رغبت آنها نسبت به مطالعه کمترشده و نیروی فکر آنها ضعیف می شود.روانشناس معروف ، دکتر «الکسیس کارل» درکتاب «راه و رسم زندگی» می نویسد : «برخی دانش آموزان می خواهند با توجه به رادیو درس خود را یاد بگیرند و در راه تحصیل پیشرفت کنند ، باید گفت رادیو نیز مانند سینما و موسیقی کاهلی کاملی می بخشد به کسانی که به آن سرگرمند(26) 10- نزول بلاهاي ناگهاني و عدم استجابت دعا : هم اكنون بسياري به دنبال پاسخ اين پرسش مي گردند كه چرا زندگي هايمان با وجود رفاه ظاهري با بلاها و مصيبت ها آميخته شده و يا اينكه چرا هرچه دعا مي كنيم مستجاب نمي شود ؟ یکی ازعوامل این گونه مسائل راشاید بتوان در روايتي که از امام صادق (علیه السلام) نقل شده پیدا کرد.که فرموده اند : «بَيت الغناءِ لاتُؤمن فيه الفجيعةُ و لا تُجاب فيه الدَّعوةُ و لا يَدخلُه المَلَكُ.»(27) «خانه اي كه در آن غناء خوانده مي شود از مصيبت و بلاي ناگهاني ايمن نيست و دعا در آن مستجاب نمي شود و فرشته داخل آن نمي گردد .»اینها بخشهایی از مضرّات موسیقی بر روان و معنویّت انسان ها بود و اینک، اثرات جسمانی و مادی آن را بررسی می کنیم. پينوشتها: 1. شریعت موسوی، مصطفی ،نظری به موسیقی ازطریق کتاب وسنت، به نقل از نفائس الفنون،محمدبن محمودآملی،ج3،ص83. 2. اولیایی،احمد،نگاهی به موسیقی ،ص9. 3. معین ،محمّد، فرهنگ فارسی معین،ج4،ص3031. 4. حسینی خامنه ای،علی،رهبرمعظّم انقلاب،أجوبة الإستفتائات،ص 250،م1138. 5. محمودی،محسن،مسائل جدیدازدیدگاه علماو مراجع تقلید،ص49. 6. فاضل لنکرانی،محمد،جامع المسائل،م 974و978،ص252. 7. استفتائات مراجع. 8. عاملی،محمدبن حسن،وسائل الشیعه، ج12،ص231،ح28. 9.همان،ص233وکلینی،محمدبن یعقوب،کافی،ج6،باب الغناءص1654،ح3. 10. جعفری،محمدتقی،موسیقی از دیدگاه فلسفی وروانی، ص117و118. 11. لقمان(31)،آیه6. 12. قدوسی، حسن، نکته های ناب، ص102. 13. وسائل الشّیعه،ج12،باب99،ص226،ح7. 14. مجلسی،محمدتقی،بحارالأنوار،ج79،باب99،ص247،ح26. 15. طباطبائی،محمدحسین،ترجمة تفسیر المیزان، ج13، ص107وکافی،ج6،،ص1655،ح10. 16. فیض مشکینی،علی اکبر،نصایح، ترجمه آیت الله احمدجنّتی ،ص 134. 17. بقره، (2)، آیة 74. 18. وسائل الشیعه،کتاب تجارت، باب100،ج12،ص232،ح2وکافی،ج6،،ص1655،ح17. 19. بحارالأنوار،ج71،باب81،ص331،ح4،به نقل ازکافی ،ج2،ص106. 20. همان. 21. مطهری،مرتضی،تعلیم وتربیت دراسلام،ص72. 22. نظری به موسیقی ازطریق کتاب وسنت، ص227. 23. وسائل الشیعه،كتاب تجارت،باب 100 ،ج 12،ص 232،ح1وکافی،ج6،ص1655،ح14. 24. محمدی نیا،اسدالله،بهشت جوانان،ص359 وموسيقي از نظر دين ودانش،ص20،كيهان شماره 6265. 25. طاهری،مهدی،سلامتی وطول عمردراحکام اسلام،،ص84. 26. تاثیرموسیقی براعصاب وروان،ص62. 27. کافی،ج6،ص1655،ح15ووسائل الشیعه،ج12،باب99،ص225،ح1. ادامه دارد... |
|||
|
|
۲۲:۱۶, ۲۷/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
موسیقی، مطرب یا حلال؟!
نویسنده: ابوالقاسم غلامي ماياني هر كس به طريقي صفت و حمد تو گويد بلبل به غزلخــواني و قمــري به تــرانه نگارنده با اشاره به مطالب موجود در موسيقي و نظر قرآن و حديث و علماي اسلامي و كارآزمودگان اين هنر سعي دارد در حدّ بضاعت، راه معقولي را ارائه دهد تا همگان بتوانند حالات خود را درك كرده و خود صلاح و مصلحت خويش را ـ با در نظر گرفتن حد و مرز مسائل شرعي و عرفي ـ بدانند؛ به اين اميد كه اگر استماع موسيقي براي آنها جايز باشد، خود را از حظّ و حلاوت آن به دليل بعضي از تأويلها، تعبيرها، تعريفها و تشريحها محروم نسازند. و اگر به دلايلي از محرمات باشد، با تقليد از مدرنيسم، روان خود را به تبعيت از غير نسپارند، در واقع بايد خود به حدّي از خودكفايي برسند كه تعيينكننده جايگاه و خواستگاه خويش باشند؛ از زيبايي لذت ببرند و در مقابل آن نعمات خداداد و مواهب آن جميل جمالآفرين شاكر باشند. تا نگردي آشنا زين پرده رمزي نشنوي گوش نامحرم نباشد جاي پيغام سروش(حافظ) به يقين اظهارنظر كردن درباره موضوعي كه مسؤولان ديني، فرهنگي، اجتماعي و از طرفي شاعران و اديبان و عارفان آن را در لفافههاي الوان و ضخيم ابهام و اوهام و اگر و مگر و شايدها و بايدها و نبايدها و ممنوعيتها پيچيدهاند، كار راحتي نخواهد بود. اي كاش آنها كه با نداشتن شناخت و بصيرت لازم از واقعيّتها، در دهكده جهاني و عصر ارتباطات با سياست يك بام و دو هواي پذيرفتن و نپذيرفتن، راندن و جذب كردن و اظهارنظر كردن درباره دانستهها و ندانستهها، اين گره كور را به وجود آوردهاند، خود به پرسشها و نيازهاي نسل جوان و اقشار مختلف جامعه در عصر رايانه كه ميتوان با لمس چند دكمه و ايجاد فركانسهاي تلفيقي، امواج را مخرب يا مفيد ساخت و رهآوردهاي جديدي را خارج از تعاريف ذكر شده به وجود آورد، پاسخ ميدادند. نگارنده نتيجة تحقيق و طرز تلقي خود را با ياد و نام خداوند و به قصد قربت به خدايي كه خالق زيباييها و سرچشمه همة نعمات است، اعلام ميدارم. به اين اميد كه مسؤولان ذيصلاح با تكيه بر تحقيق بيشتر و با استفاده از ابزار چشايي و شنوايي موسيقي، و استماع آواها و نواهاي فرحبخش و شاديآفرين بتوانند امت اسلامي ـ بويژه جوانان لاشرقي و لاغربي محروم مانده از حظّ و حلاوت نهايي دين مبين اسلام را حلاوتي پايدار بچشانند... و باز بدان اميد كه آنها نيز با دريافت حقايق لطيف و به دست آوردن طراوتي ممدوح، در انتظار دريافت صداها، نواها و آواهاي توأم با لهو و لعب و آلودههاي تحريكآميز و خانمان برانداز وارداتي نباشند؛ بويژه در محيط علم و ادب و دانشگاهها، طراوت پيام و كلام آن را در راستاي دلايل عقلي و فطري براي صاحبان معرفت اظهار دارند، تا آنها بتوانند با به كارگيري فهم و ادراك و با الهام از پيامبران دروني و عقل و فطرت، «خودشان» انتخابكننده باشند. باشد كه به جاي حل مسأله صورت مسأله را از ذهن آنان پاك نكنيم؛ آري در آن مواقع، اين ما هستيم كه آنها را به فرهنگ مبتذل غرب دعوت ميكنيم و بايد جوابگوي متعاقب رفتار خود در قيامت باشيم. كه خداوند نيز فرموده است: وَقِفُوهُم اِنَّهُم مَسئوُلون، مالكُم لاتَناصَروُن1 (نگاهشان داريد كه آنها سخت مسؤول هستند و از آنان بايد پرسيد چرا در امر دين يكديگر را ياري نكرديد؟) تعريف موسيقي * موسيقي در اصطلاح پيشينيان، به آوازهخواني و نواختن آلات موسيقي اطلاق ميشود. كه «موسيقي» لفظ يوناني و «غناء» عربي آن است.2 * موسيقات = آلات غناء، و غناء نيز آهنگهاي هماهنگ شده است. آهنگ، نغمههاي پيدرپي را گويند و نغمهها همان آواهاي رديف شده و متناسب است.3 * موسيقي فني، تركيب اصوات است؛ به نحوي كه به گوش خوشايند باشد.4 * موسيقي مساوي است با معرفت الحان و آنچه التيام الحان بدان بود و بدان كامل شود.5 * ارسطو، موسيقي را يكي از شعب رياضي محسوب داشته و فيلسوفان اسلامي نيز اين قول را پذيرفتهاند، ولي از آنجا كه همه قواعد موسيقي مانند رياضي، مسلم و غيرقابل تغيير نيست؛ بلكه ذوق و قريحه سازنده و نوازنده هم در آن دخالت تام دارد، آن را هنر نيز محسوب دارند.6 * ايرانيان در دوره باستان براي موسيقي خط داشتهاند كه 365 حرف «علامت» داشته و با آن ميتوانستند همهگونه اصوات را ثبت كنند.7 * موسيقي بيان خوش آهنگ زندگي است.8 * موسيقي: مأخوذ از يوناني است و آهنگهايي را گويند كه ملايم و موجه نشاط يا حزن و محرك عواطف و احساسات دروني است.9 * موسيقي علمي، نوعي از موسيقي است كه مقيد به اصول و قواعد معين بوده و داراي الفباي مخصوص است كه نت موسيقي خوانده ميشود.10 مفهوم موسيقي در قرآن و حديث قُل مَنْ حَرَّمَ زينَةِ الله الَّتي اَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزقِ؟!11 «يعني اي محمد! به مردم بگو تا بدانند چه كسي زيباييهاي هستي را كه خداوند براي بندگانش ايجاد كرده، حرام ميداند؟» و در ادامه خداوند ميفرمايد: آنچه خوب و لذتبخش است از خوردنيها و آشاميدنيها كه روزي مردم است؛ البته به آنان بگو: تمامي آنچه طيب و زيباست براي مؤمنين آفريده شده تا بهرهمند شوند؛ در اين جهان و به طور خالص در جهان آخرت. پس تمامي پديدههاي طبيعت، چه مناظر زيبا از قبيل دشت و كوه و صحرا و باغ و بوستان و سبزهزارها، چشمهسارها و آبشارها و چه خوردنيها و آشاميدنيها و آنچه طيب و لذتبخش و زيباست براي انسان آفريده شده است. از اين رو هر چه طيب و زيبا باشد، براي انسان حلال است و بايد از آن بهرهمند شود تا شكرگزار نعمتهاي الهي بوده باشد.»12 ان الله جميل و يحب الجمال و يحب ان يري اثر النعمة علي عبده13 يعني كه خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد و نيز دوست دارد تا آثار نعمت را بر بنده خويش ببيند يعني با ظاهري آراسته خودنمايي كند. «لذا به حكم شرع و طبق معني قرآن، آواي خوش كه يكي از پديدههاي لذتبخش جهان طبيعت است و در قالب نظم قرار گرفته. نميتواند حرام باشد.»14 «اصولاً عبارات و جملهبنديهاي قرآن به گونهاي تنظيم شده كه روان، يكنواخت، هماهنگ و همساز است. حروف و كلمات آن متناسب و همآوا، پيوسته به يكديگر پيوند خوردهاند. با اينكه كلام منثور است، به كلام منظوم بيشتر شباهت دارد. بدين وصف قرآن سبك نويني را در لغتنامه عرب به ارمغان آورد و نظم و تأليف جديدي به جهانيان ارائه كرد و اعراب و جهانيان را به حيرت و شگفتي واداشت. ادبا و سخنوران و فصحاي گذشته و عصر حاضر بدين حقيقت اعتراف دارند كه قرآن نه شعر است و نه نثر، ولي ويژگيهاي هر دو را در خود دارد. آزادي نثر را داراست و تأثير جاذبي شعر را نيز به همراه دارد و نيز از زيباييهاي كلام مُسَجَّع، بدون تكلُّف برخوردار است. خلاصه اينكه، قرآن جاذبه دارد، كشش دارد، افسون ميكند، به وجد ميآورد، لذتبخش است، آرامش ميدهد. با فطرت دمساز با طبيعت همساز با وجدان سر و كار داشته و با هستي سر و سرّي دارد. از شعر والاتر و از سحر نافذتر است، تا اعماق درون ميتازد و تا آخرين نقطه هستي را مسخر ميسازد. آري اين تأثير عميق و تسخير ضمير در قيد و بند آواي خوش قرآن است، كه در نغمههاي تلاوت آن نهاده و در آهنگ قرائت تنظيم شده است. در دستور آمده كه قرآن را با آهنگهاي عربي و با صوت خوش عربي تلاوت كنيد و از آهنگهاي مبتذل بپرهيزيد.»15 در دو دنيـــا رهنمـــاي متقين بهترين ديـــوان عشق راستين افضل از هر هديه در روي زمين هست قرآن آشكــــــارا و مبين * و امّا بِنِعمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّث16 خداوند در سوره ضحي به بركت و نعمت برآمدن آفتاب و شبهنگام و بهتر بودن آخرت از دنيا و پشتيبانيهاي خود به بندة خاص خود محمّد او را يادآوري ميكند كه نعمتهاي پروردگارت را بازگو كن، كه من و شما امروز مورد خطاب قرآن هستيم و راستي چه تأثيرات شگرفي كه قرآن در زندگي بشر امروز متمدن نگذاشته؛ بويژه در ادبيات، فن گفتار و نوشتار، مسائل اجتماعي و اخلاقي، سياسي و حكومتي و اقتصادي و... چه الهامهايي كه از زيباييهاي آن نگرفتهايم؟ جاي تعجب است كه بعضي از مفسرين «قولالزّور»17 و «لهوالحديث»18 را به غناء و موسيقي نسبت داده و بلافاصله غناء و آوازخواني را تحريم كرده و آن را به ائمه معصومين عليهمالسّلام نيز نسبت دادهاند19 و بنابر اسناد و رواياتي، خريد و فروش و استفاده از كليه لوازم موسيقي را حرام و نجس ميدانند20 كه بنابر آنچه در اوايل اين بحث ذكر شد، جاي تأمل است. بعضي از مراجع، آلات موسيقي را عبارت از دايره، دف و ني و تنبور و عود و تار و... دانسته و خريد و فروش و نگهداري و استفاده و استماع آن را تحريم كرده و از گناهان كبيره قلمداد كردهاند.21 ناگفته نماند كه در قرآن كريم هيچ آيهاي مستقيماً به موسيقي و غناء نپرداخته است، در حالي كه بنا بر احاديث، پيغمبر اكرم دوست نداشت كه «ازدواج» سرانجام گيرد مگر آنكه در آن دايره نواخته شود كه در اينجا پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) موسيقي را حلال دانستهاند؛ به شرط آنكه توأم با معصيت نباشد.22 شيخ صدوق(رحمه الله علیه) در كتاب «من لايحضره الفقيه» روايت ميكند كه شخصي از امام عليبن الحسين زينالعابدين عليهالسّلام سؤال كرد، چه ميگوييد درباره تهيه و به دست آوردن كنيزكي كه صاحب آواي خوش است؟ حضرت فرمودند: «مَا عَلَيكَ لَوِاشْتَريتَها فَذَكَرَتْكَ الجَنَّة» يعني: چه اشكالي دارد كه با آواي خوش خود، تو را به ياد آخرت اندازد؟ در تفسير جلمه فوق گفتهاند: يعني كنيز با نواي خوش اشعاري كه داراي فضيلت و موعظه است ميخواند و بدينوسيله تأثير فراوان در روح و روان تو ميگذارد و آن در تربيت روحي بسـي مؤر است.23 بدين جهت درمييابيم كه نيّت افراد و چگونگي اجرا و مجلس و دريافتها نيز در حليَّت و حرمت آن مؤثر است؛ چنانكه فرمودهاند: «اَالاَعمالُ بالنيّات» حَسِّنوا القرآنَ بِاَصواتِكُم فَاِنَّ الصَّوتَ الحَسَنَ يَزيدُ القرآنَ حُسناً.24 يعني قرآن را با آوايي نيكو تلاوت كنيد، زيرا آواي نيكو بر زيبايي قرآن ميافزايد. «و رجع بالقران صوتك فان الله عزوجل يحب الصّوتَ الحسن يُرْجعُ فيه ترجيعاً» به هنگام تلاوت قرآن، صداي خود را با آواي ترجيعدار ادا كنيد؛ زيرا خداوند صداي نيكو را دوست دارد كه در آن ترجيع به كار رود.25 «ترجيع» گرداندن صدا در گلوست كه بر وفق آهنگهاي متعارف ادا شود.26 (در صورتي كه در جاي ديگري آن را غناء محسوب كرده و حرام دانستهاند.)27 «زمخشري كه يكي از استادان لغت محسوب ميشود، پس از بازگو كردن كلام ابنالاعرابي ميافزايد، مقصود پيغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از جمله «ليس منا من لم يَتَغَنَّ بالقرآن» آن است كه هركس زمزمه و ترنم با قرآن را به جاي زمزمههاي شعر جاهلي قرار ندهد، از ما نيست»28 پس در پايان با توجه به احاديث وارده، ميشود چنين نتيجه گرفت كه آواها، صداها، نواها، آهنگها و هر چيز جالب و جاذب و منظم كه مجموعاً با تعاريف متعدد، آن را موسيقي ميخوانند اگر در خدمت دين و اسلام باشد و با خلق زيباييها بتواند دست و دل و خلق را به خالق نزديك كند. پاك، منزه و مباح است و انسان ضمن استفاده از مواهب الهي بايد شاكر باشد. و اگر وسايلي (ولو هرچند جاذب و جالب) به طريقي انسان را از خدا دور كند و با ايجاد لهو و لعب، انسان را به هرزگي و بيهودگي بكشانند، جايز نيست. و الّا نميشود كه موسيقي باشد و آلات موسيقي در كار نباشد و هيچكس حق استفاده از آن را نداشته باشد. طبيعي است كه افراد بشر حالات و روحيات يكسان ندارند و در مقابل پديدهها، عكسالعملهاي متفاوتي دارند، پس لازم است از پيامبران دروني (عقل و فطرت) نيز بيشتر بهره گيريم و تكاليف خود را دريابيم. و اما آنچه را كه در تفاسير آمده است يعني «قول الزّور»29: عبارت است از دروغ، شهادت ناحق، سخنان لهو و غناء. و اما لهوالحديث30 نيز، به مردمان فاسد و فتنهانگيز خطاب دارد كه گفتار و سخنان لغو و باطل را همراه با قصههاي دروغ و افسانههاي شهوتانگيز خلاف اخلاق و سرود مطرب به هر وسيله تهيه ميكردند تا خلق را به جهالت برده و از راه خدا و آموختن علوم و معارف قرآن بازدارند، مثل «نضربن حارث» كه در زمان پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چنين ميكرد. پس دو كلمهاي را كه از قرآن به موسيقي و غناء نسبت دادهاند با توجه به تفاسير و شأن نزول، مترادف با كلمه موسيقي و غناء نيست و اهل حديث نيز در مورد آن اتفاق نظر ندارند. در اين دوران كه بنابر فضل و كرم پروردگار و الهام از قرآن و عترت و همت مسلمانان، جمهوري اسلامي ايران تشكيل شده است و رسانههاي جمعي يكي از پايههاي محكم تبليغ آن هستند، براي رساندن پيام و كلام خداوند به مسؤولان و از مسؤولان به عامة مردم و استفادهكنندگان، به اين دستگاهها نيازمنديم و موسيقي در ذات اين رسانهها ـ بويژه در تلويزيون و راديو ـ موج ميزند كه بايد ارزيابي ديگري در مورد آن صورت گيرد. «موسيقي امروز در صدا و سيما و مجالس موجه، يا محمل پيام است يا مفصل پيام است يا مقدمة پيام است يا مؤخره پيام است يا مركب پيام است و يا متن پيام است.»31 توضيح اينكه هيچكس كاربرد بسيار زياد و فراگير فيلم ده فرمان، (شرح حال حضرت موسي عليهالسلام) فيلم باراباس (زندگي حضرت عيسي عليهالسلام) و محمد رسولالله را انكار نميكند و هيچ انسان سليمالنفسي نيست كه از موسيقي متن فيلم و سريال امام علي(علیه السلام) لذت نبرده باشد. يعني اينكه امروزه كه موسيقي را به بركت جمهوري اسلامي از جلسههاي فحشاء و فساد شاهان و درباريان و صاحبان زر و زور و تزوير بيرون كشيدهايم و به عنوان ابزاري قدرتمند به خدمت اسلام درآوردهايم و در رأس تمامي امور حضرت امام خميني(سلام الله علیها) بنيانگذار جمهوري اسلامي خود در آنجا نمايندگاني داشته و خود گاهي از مستمعين و تأييدكنندگان آنها بوده است، جا دارد كه روزي نو را آغاز كنيم و روزي ديگري را بخوريم. خداوند متعال در قرآن كريم نيز حدود 9 مورد در آيات متعدد به «صور اسرافيل» و استفاده از آن براي اطلاعرساني و جمع كردن همگان در محشر و تحقق وعده الهي واقعة عظيم قيامت و رستاخيز و نشانيهاي آن روز اشاره فرموده است.32 |
|||
|
|
۲۲:۵۱, ۲۷/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/فروردین/۹۱ ۵:۳۹ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
الان دست هر جوونی یک گوشی و هدفون تو گوش و .... ، اول صبح تو مترو ، اتوبوس و سرویس دانشگاه و ... طرف داره موسیقی گوش میده اونم از نوع رپ و ...
که باعث تخلیه ی انرژی میشه (سخنرانی آقای رائفی در مورد آثار موسیقی بر بدن انسان از لحاظ پزشکی ) و متاسفانه کسی این بحثو زیاد جدی نمیگیره !! [/size] |
|||
|
۰:۱۴, ۲۸/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/فروردین/۹۱ ۰:۱۶ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
موسيقي در چهارچوب شرع
به طور قطع علماي عظام و مجتهدين كرام هميشه حافظ و پاسدار و مرزدار دين مبين اسلام بوده و هستند. از آنجا كه عموم مردم فرصت تحقيق و تفحص را ندارند، آن بزرگواران كه با جد و جهد و تلاش بسيار، به درجه اجتهاد ميرسند، در راستاي خدمت به خلق سر از پا نميشناسند: و يافته خود را بدون منّت ارائه ميدهند كه ما استفاده كنيم. جا دارد در همينجا براي آنها طلب خير كنيم و تأييد و توفيق روزافزون آنها را از خداوند منّان بخواهيم. بنابر آنچه ارباب رأي و صاحبان فن ميگويند، فقه شيعه هميشه در حال پويايي است و با زمان پيش مي رود، فقيهان از ركود پرهيز ميكنند، لذا ما ميتوانيم در مسائل نوين از مجتهدين والامقام استفتاء كنيم. اما موسيقي از جمله مقولههايي است كه نظرهاي متفاوت و تعدد آراء در برداشته، تأويل در آن به چشم ميخورد كه اكثريت جامعه نيز از حكم صريح آن بياطلاع ماندهاند، مگر يك چيز كه همه علما به آن رأي دادهاند و مورد اتفاقنظر است. «اگر آوازي داراي سه شرط ترجيع، طربانگيزي و مناسب با مجالس لهو و لعب باشد حرام است.»33 «صوتي كه با ترجيع و طرب همراه بوَد. و مناسب با مجالس لهو و لعب باشد، غناء و حرام است.»34 اما در مورد غناء و تفسير آن معني و مفهوم دقيق و جامعي در دست نيست و در مورد موسيقي، نظرهاي مختلفي داده شده است: در بعضي از كتب احاديث به «قول الزّور» و «لهوالحديث» اشاره شده كه شرح آن داده شد، و انتساب آن به موسيقي و غناء ميتواند در حدّ تأويل و يا تعبير و يا... باشد و نظرهاي متضادي در اين ميان اعمال شده است كه بعضي موسيقي و غنا را در دو مقوله جدا از هم دانسته و نظر دادهاند.35 بعضي غناء و موسيقي (هر دو را) حرام دانستهاند.36 و بعضي به غناي محلَّل و محرَّم قائل هستند. بعضي موسيقي را لغت يوناني و مترادف آن را در عربي «غناء» دانستهاند.37 بعضي تشخيص موسيقي را به عهده عرف گذاشتهاند.38 و بعضي تشخيص عرف را نيز شرط ندانسته و آن را حرام دانستهاند39 و بر اساس احاديث و روايات وارده، احكام صادره را بيان داشتهاند.40 بر اساس مطالب بالا، پرسشهايي بيشمار براي محققين و علاقمندان حاصل ميشود و گرهي بر گرهها افزوده ميشود. آيا احاديثي كه به آن اشاره شده، مورد اتّفاق نظرِ اهل حديث است؟ اگر حقيقت روشن بود، آيا اينقدر تعدد آراء بوجود ميآمد؟ بعضي از مقلدين سه شرط اصلي رجع، طربانگيزي و لهو و لعب را براي حرمت لازم ميدانند و عدهاي از تكتك آنها نيز اجتناب ميكنند؟ و عدّهاي غنا را مباح ميدانند. آيا احاديث موجود مربوط به بُعد زمان و مكانهاي خاصّي نبوده است؟ و آيا ميشود آن را به همهجا تسرّي داد؟ در صورتي كه بعضاً صاحبنظران آن را به زمان خاصي (زمان خلفاي بنياميّه و بنيعباس) نسبت دادهاند. آيا تعاريف متمايز و متضاد به جاي ايجاد وحدت و همدلي باعث تفرقه در جامعه نميشود؟ ما ميدانيم كه گاهي اشعار غنايي، حماسي و معنوي هستند. همانطور موسيقي نيز حالاتي دارد كه در روح و روان انسانهاي متفاوت تأثير مختلفي دارد، پس چطور ميشود كه همگان از حكم واحدي تبعيت كنند؟ آيا نظرهاي متفاوت در محافل و مجالس اتّحاد ما را كمرنگ نميكند؟ آيا ايجاد تفرقه جايز است؟ آيا جايي كه مراجع به نظريات كاملاً مشتركي نميرسند، مقلدين آنها ميتوانند به نظرهاي مشتركي برسند؟ به طور قطع بايد چارهاي باشد. كه از آن ميان به نظرها و روش حضرت امام خميني مراجعه ميكنيم: معظمله در جواب سؤالات فرمودند: موسيقي مطرب حرام است و صداهاي مشكوك مانع ندارد.41 ابتدا اينجانب بايد اقرار كنم كه خود در تشخيص صداها مشكوك هستم چون ماهيّت آنها را نميشناسم و هرچه فرمودة صاحبنظران را ميخوانم ـ به دليل تفاوت تأويل، تفسير، تشريح و تعريف ـ مشكلي بر مشكلاتم افزوده ميشود، در نتيجه سؤالاتم هر روز افزوني مييابد و در طول دو سالي كه متناوباً به اين مسأله پرداختهام، جواب قطعي كاملي نيافتهام. نتيجه: چون مشكوك هستم براي من اشكالي ندارد. غنا و موسيقي از نظر امام خميني س: شنيدن و نواختن موسيقي كه امروز به نام سرودهاي انقلابي از صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران شنيده ميشود چه صورتي دارد و در صورت مجوز شرعي، موسيقي فوق، تعليم و تعلّم موسيقي و نيز خريد و فروش ابزار و آلات موسيقي به منظور فوق چه صورت دارد؟ ج: موسيقي مطرب حرام است و صداهاي مشكوك مانع ندارد و خريد و فروش آلات مختصّ به لهو جايز نيست و در آلات مشتركه اشكال ندارد. س: حكم صداهايي كه از صدا و سيما پخش ميشود و بعضي از آنها در زمان طاغوت پخش ميشد و بعض ديگر موزيك متن فيلمهاي خارجي است و بعضي موسيقي بدون صداي خوانندگان زمان طاغوت است، موارد مباح و حرام آنها را بيان فرمائيد؟ ج: موسيقي مطرب حرام است و صداهاي مشكوك مانع ندارد. س: متمنّي است فتواي امام را در مورد سؤالات زير مرقوم فرماييد؟ 1ـ آيا موسيقيهايي كه در حال حاضر در راديو و تلويزيون نواخته و خوانده ميشود مجاز است؟ 2ـ آيا يادگيري آلات موسيقي به عنوان نواختن و همراهي سرودهاي انقلاب و مذهبي ـ عرفاني مجاز است؟ ج ـ 1 و 2: موسيقي مطرب حرام است و صداهاي مشكوك مانع ندارد و يادگيري هم حكم اصل آن را دارد. س: حكم موسيقي چيست و به چه نوع آهنگهايي موسيقي گفته ميشود و با صداي مشكوك چه فرقي ميكند و آيا آهنگهايي كه راديو و تلويزيون پخش ميكند از نظر شرعي اشكال دارد؟ ج: موسيقي مطرب حرام است و صداهاي مشكوك مانع ندارد و تشخيص با عرف است. خواندن آيات قرآن به صورت سرود و آهنگدار جايز است يا نه؟ ج: اگر مطرب باشد جايز نيست. س: ما مسئولان برنامة صبح جمعه هستيم و در برنامه گهگاهي قطعات كوتاه شعر و قطعات ادبي خوانده ميشود براي اينكه اين قسمت از برنامه به صورت خشك اجرا نگردد از يك نوع قطعات موزيك در فواصل و در زير صداي گوينده استفاده ميكنيم كه در اصطلاح واحد موزيك صداي جمهوري اسلامي ايران به آنها «ساز سُلُو» به معناي ساز تنها گفته ميشود. اين قطعات اكثراً از ميان آثار موسيقيدانهاي به نام و خوب ميباشد و محتواي اكثر آنها دور از ابتذال و طرب است. آيا استفاده و پخش اين چنين قطعات موزيك توأم با مطلب و شعر اشكال شرعي دارد يا نه؟ ج: موسيقي مطرب حرام است و صداهاي مشكوك مانع ندارد. س: بعضي از سرودهايي كه از صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش ميشود آهنگهاي تندي دارد كه حتي انسان را از حالت طبيعي خارج مينمايد، شنيدن اين نوع سرودها چه حكمي دارد؟ و آيا شنيدن كليه آهنگهايي كه از راديو پخش ميشود موافق شرع است؟ و ديگر اينكه نواختن آهنگ براي نوازنده چه حكمي دارد؟ مثلاً شخصي كه آهنگهاي شهيد مطهري را مينوازد و اين غمانگيز است او چه حكمي دارد؟ ج: موسيقي مطرب حرام است و صداهاي مشكوك مانع ندارد. س: در حال نگاه كردن فيلمهاي تلويزيوني كه گاهي زنهاي بيحجاب نيز دارد و گوش دادن به صداي تاري كه نواخته ميشود چه صورت دارد؟ ج: نظر به فيلم اجنبيه كه صاحبش را نميشناسد و ريبه و فساد در آن نيست اشكال ندارد و موسيقي مطرب حرام است و صداهاي مشكوك مانع ندارد. س: موزيك نظامي و سرودهايي كه از راديو و تلويزيون پخش ميشود و همچنين سرودهايي كه به وسيله خانمها در حضور مردها اجرا ميشود شرعاً جايز هستند يا خير؟ ج: اشكال ندارد مگر محرز باشد كه موسيقي مطرب است. س: هيئتهاي نوازنده و كساني كه در مراسم تشييع جنازة شهدا موزيك عزا ميزنند از لحاظ شرعي چه حكمي دارند؟ و آيا خريد و فروش آن لوازم حرام است يا خير؟ ج: خريد و فروش آلات لهو حرام است و موسيقي مطرب جايز نيست و صداهاي مشكوك مانع ندارد.42 در خاتمه اينجانب ميخواهم بگويم شايد حضرت امام با تكرار جواب «صداهاي مشكوك مانع ندارد» ـ در مسايل فوق تخصصي موسيقي و غنا كه تشخيص آن براي مدعيّان نيز دشوار است كه هنوز به جواب واحدي نرسيدهاند ـ ميخواهد بگويد تشخیص با خود افرادست. در اين باره با مديركل شعر و موسيقي صدا و سيما نيز صحبتي داشتم و ايشان فرمودند: «حضرت امام از نحوة فعاليت ما آگاه بودند و خوشبختانه كار صدا و سيما مورد تأييد ايشان بود، مگر در مواقعي كه تذكراتي هم ميدادند.» و نظر اهل فن را جويا ميشويم كه ميفرمايند: بعضي از احاديث مربوط به مواقع خاصي بوده است: يعني شرايط كه شاهان و سلاطين و صاحبان زر و زور و تزوير غاصبانه بر مسند اسلام تكيه زده بودند و به عيش و نوش و لهو و لعب ميپرداختند، شيعيان مطلع به خدمت ائمه معصومين(علیه السلام) ميرسيدند و نظر آنان را جويا ميشدند و امام كليه آن مراحل را اعم از سازندگي و نوازندگي و خوانندگي و شركت در آن مجالس و تهيه لوازم را براي جلوگيري از اشاعه فساد ممنوع ميكردند، شايد هم براي اينكه بگويند آنها غاصب هستند و يا راه آنها راه اسلام محمّدي نيست. در خاتمه فرموده آيتالله محمدهادي معرفت بيش از همه نظرم را جلب كرد كه فرمودهاند: «هر چه درباره آن نهي و تحريمي قطعي از جانب شرع نرسيده باشد به حكم اولي مباح و حلال است؛ از جمله استعمال آلات موسيقي» اما يك حقيقت را هيچگاه نميتوان از نظر دور داشت و آن اينكه علماي والامقام كه حافظ مرزهاي اسلامي هستند، مرز شرك و توحيد، مؤمن و منافق، حلال و حرام، حق و باطل، محرم و نامحرم، تولي و تبري، امر و نهي را براي ما روشن كردهاند، تا خوب را از بد بازشناسيم و از افراط مصون باشيم، مبادا كه خداي ناكرده ضمن استفاده از زيباييها و الحان خوش، آنچنان افراط ورزيم و در جلسههاي مختلط به رقص و پايكوبي و دستافشاني و كف زدن بپردازيم كه همه گناهان را يكجا انجام دهيم، با آنكه در آغاز، آن مجلس براي رساندن پيامي مباح ايجاد شده است. «طرب افسرده كند گر چه ز حد درگذرد آب حيوان بكشد چونكه ز سر درگذرد» مسؤولان امر بايد مراقب اين نكته باشند كه استعمار براي به زانو درآوردن ملتي غيرتمند. از راه اشاعه فحشاء و فساد، لهو و لعب، فسق و فجور وارد ميشود و غيرت و همبستگي را با ايجاد تفرقه و خوشگذرانيهاي افراطي از آنها ميگيرد؛ پس زينهار كه خداي ناكرده از چاله در چاه نيفتيم! كه به يقين در آن موقع مراجع عاليقدر ساكت نخواهند بود؛ همچنانكه حضرت امام خميني نيز به موقع، تذكرات لازم را ميدادند. بايد بدانيم هر مقبوليتي مشروعيت ندارد و با به كار بردن واژه اصيل، ناب، سنتي، آرام و امثالهم اگر در حدّ حرام باشد، حلال نميشود. نيّت، كيفيت اجرا و نوع مجلس. حائز اهميت است و مرزها را بايد شناخت. اميد است مراتب و مراحل موضوع با حُجيّت عقل آنچنان سر و سامان بگيرد كه جوانان متدين، احساس گناه نكنند؛ از طرفي براي پُر كردن اوقات خود به نوارهاي مُبتذل و گمراهكننده وارداتي غربي كه همراه افكار شوم استعمارگران به كشورهاي اسلامي و جهان سوم صادر ميشود، فرو نروند؛ بدينلحاظ لازم است هرچه سريعتر آنچه را كه حلال است به آنها تقديم كنيم تا بتوانيم از آنچه حرام است آنان را بازداريم و آنها نيز در اثر محروم ماندن از حلال به روي حرام آغوش نگشايند؛ چنانچه خداوند نيز در قرآن كريم امر به معروف را بر نهي از منكر مقدم داشته است. اما، آواها، نواها و ادوات موسيقي كه در اشعار ميآيد، گاه كنايه از مژده، نويد و تأييدي است از غيب براي آنها، بدين لحاظ است كه آنها را به عنوان هاتف غيبي، سروش و الهام نيز به كار بردهاند. از قمري و كبك و هَزار آيد نواي اَرغنون وز سيره و كوكو و سار، آواز چنگ راستين (امام خمینی) خلاصه، يُسَبِّحُ لِلّهِ ما فيِ السَماواتِ وَ الارض43 تسبيح ميكند از براي خداوند آنچه در آسمان و زمين است. (قرآن کریم) آنجا كه دلي باشد، به يقين موسيقي وجود خواهد داشت، خواه بنوازند و يا ننوازند. كه با اعتقاد به آيه بالا و الهامبخشي از آن آيه، جمادات و نباتات و همة عرصة كائنات دائماً در گوش جان ما ميسرايند. ما سميعيم و بصيريم و هُشيم با شما نامحرمان ما خامُشيم (مولوی) به يقين اين بررسي اجمالي بدون اشكال نخواهد بود. اميد است منتقدان و صاحبنظران با ارشاد خود، نگارنده را رشد دهند و اميدوارم در ادامه تحقيق، توفيق، رفيق راه باشد. همتم بدرقه راه كن اي طاير قدس كه دراز است ره مقصد و من نوسفرم (حافظ) منابع و مآخذ قرآن كريم استفتائات مراجع عاليقدر تفسير صافي روزنامه اطلاعات 25 فروردين 75 رهنمون عيونالاخبار الرضا جلد 2 فرهنگ خرد فرهنگ معين كيهان انديشه شماره 28 گناهان كبيره ميزان الحكمه هفتهنامه فرهيختگان فصلنامه متين (پژوهشكده امام خميني و انقلاب اسلامي) استفتائات حضرت امام خميني حافظ و موسيقي، حسينعلي ملّاح اشعاري كه با علامت * مشخص شده مربوط به نگارنده مقاله است. پي نوشت : 1. قرآن كريم، سوره صافات، آيات 24 و 25. 2. اطلاعات، شنبه 25 فروردين 1375، ص 7. 3. برگرفته از رسائل اخوان الصفادر (همان منبع). 4. فرهنگ معين. 5. فرهنگ معين. 6. اطلاعات، شنبه 25 فروردين 1375، ص 7. 7. رهنمون، غلامحسين ذوالفقاري، فرموده حافظ عارف 8. رهنمون، غلامحسين ذوالفقاري، فرموده: موزار 9. فرهنگ خرد. 10. فرهنگ خرد. 11. قرآن كريم، سوره اعراف، آيه 32. 12. تفسيري از آيتالله معرفت (پرسش و پاسخ در زمينه علوم اسلامي (29) بخش فقه مندرج در اطلاعات 25 فروردين 75، ص 7). 13. تفسير صافي، ج 2، ص 828 (همان منبع). 14. تفسيري از آيتالله معرفت (پرسش و پاسخ در زمينه علوم اسلامي، (29) بخش فقه مندرج در اطلاعات 25 فروردين 75، ص 7). 15. برگرفته از مجله كيهان انديشه، شماره 28. و برگرفته از اطلاعات شماره 20740، ص 7. 16. قرآن كريم، سوره والضحي واليل اذا سجي ما ودعك ربك و ما قلي (كه در اين آيات سجعي به كار رفته كه خداوند بر زيبايي ظاهري آن نيز افزوده است.) 17. قرآن كريم، سوره حج، آيه 30. 18. قرآن كريم، سوره لقمان، آيه 6. 19. بر اساس برداشت از احاديث و آيات وارده در ميزان الحكمة، آقاي محمدي ري شهري. 20. بر اساس برداشت از كتاب گناهان كبيره آيتالله سيد عبدالحسين دستغيب. 21. بر اساس برداشت از كتاب گناهان كبيره آيتالله سيد عبدالحسين دستغيب. 22. كتاب مسالك بابالنكاح، زينالدين شهيد ثاني. و برگرفته از اطلاعات شماره 20740. 23. برگرفته از اطلاعات شماره 20740، همچنين رجوع شود به پژوهشنامة متين، شماره 17 صفحات 16 و... مقالة آيتالله بجنوردي. 24. عيون اخبار الرضا به فرموده رسول گرامي اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم). 25. فرموده امام محمد باقر(علیه السلام). 26. اطلاعات شماره 20740. 27. رجوع شود به گناهان كبيره. (در جاي ديگري «دو نوع غناء داريم، غناي محلِّل و غناي محرَّم» پژوهشنامه متين، شماره 17، ص 27) 28. اطلاعات شماره 20740. 29. قرآن كريم، تفسير و ترجمه مهدي الهي قمشهاي. 30. قرآن كريم، سوره لقمان آيه 6، ترجمه مهدي الهي قمشهاي. 31. با الهام از فرمايش استاد علي معلم دامغاني مديريت محترم شعر و موسيقي سيماي جمهوري اسلامي ايران. 32. به آيات سورههاي انعام / 73، كهف/ 18، طه/ 102، مؤمنون/ 23، ق/ 50، حاقه/ 69، نباء/ 78، زمر/ 39 و نمل/ 27 مراجعه فرماييد. 33. ميتوانيد به استفتائات مراجع عاليقدر مراجعه كنيد و نظر مشترك آنان را خود ببينيد. 34. ميتوانيد به استفتائات مراجعه عاليقدر مراجعه كنيد و نظر مشترك آنان را خود ببينيد. 35. مثل حضرت آيتالله فاضل لنكراني. 36. مثل حضرت آيتالله دستغيب در گناهان كبيره. 37. مثل حضرت آيتالله محمدهادي معرفت. 38. حضرت آيتالله شيخ لطفالله صافي گلپايگاني. 39. رجوع شود به باب غنا، ص 21 ـ 4418 كتاب ميزانالحكمة. 40. همان. 41. به استفتائات حضرت امام خميني، صفحات 11 تا 20، جلد اول، چاپ سال 1366 مراجعه فرماييد. 42. نمونههايي از استفتائات از حضرت امام خميني، صفحات 11 تا 18. 43. قرآن كريم، سورة جمعه، آيه 1. منبع:پایگاه اطلاع رسانی حوزه |
|||
|
|
۳:۳۲, ۲۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
نویسنده : مهدی آقابابایی
مقدمه اخوان الصفا درباره ریشه موسیقی می گویند: « یکی از اسباب وضع قواعد و قوانین موسیقی این است که چون حوادث و وقایعی از ناحیه موجبان نجومی و تاثیرات که کواکب و اجرام مساوی پدید می آید مانند قحط و غلاء و خشک سالی و جز آنها، خواستند راهی پیدا کنند که از این گونه بلیات و حوادث ناگوار نجات یابند ، و به جهت اینکه هنگام اشتغال به عبادت حالت رقت قلبی به آنها دست دهد، ا لحانی به کار می بردند که لحن محزون می نامیدند. کم کم لحن دیگری را استخراج نمودند به نام مشجع، که رؤسای لشکر در جنگها به کار می بردند و لحن دیگری استخراج کردند که در بیمارستانها و اوقات سحر، برای تخفیف مرضها به کار می بردند و بسیاری از امراض را به وسیله آن الحان علاج می کردند. لحن دیگری را استخراج کردند که در هنگام انجام کارهای دشوار مانند حمّالی ، بنایی و ملاحی به کار می بردند تا بدین وسیله دشواری کار را احساس نکنند. لحن دیگری استخراج کردند که در هنگام فرح و لذت و سرور و عروسیها و ولیمه ها به کار می رفت. الحانی خاص برای حیوانات و تشویق آنها درست کردند که شتربانان آن را در سفر به کار بردند و یا در تاریکی شب به کار بردند تا اینکه شتران به نشاط آیند و بار را بر آنها سبک نماید. همین طور گوسفند چرانها وگاو چرانها و اسب چرانها در هنگام آب دادن به حیوانات سوت می زنند و صفیر می کشند که این خود لحنی از موسیقی است. همین طور شکارچیان الحانی در تاریکی شب به کار می بردند تا طیور و حیوانات به آنها نزدیک شوند. زنان برای اطفال خود الحانی درست کردند تا گریه آنها را آرام نموده، خوابشان نمایند. (معارف معاریف) این حالاتی از موسیقی است که در زمان گذشته استفاده می شده، ولی در حال حاضر با موسیقی چگونه برخورد می شود؟ البته این حالات هنوز هم کم و بیش در بین مردم موجود است، ولی بحث ما بر سر آن موسیقی است که متاسفانه جامعه ما را به طرف فساد و تباهی می کشاند، افکار جوانان ما را منحرف و تخریب می نماید و بعضاً ضررهای بسیار مخربی را بر پیکره آنها وارد می کند . یک سری اصوات و الحان نابود کننده ی فکر و اعصاب و روان. آیا موسیقی که اکثر جوانان ما در حال حاضر از آن استفاده می کنند ، اصلاً بهره ای از هنر موسیقی دارد یا صرفاً برای لهو و لعب، مجالس عیش و نوش ، شب نشینیها و عروسی هاست؟ آیا اینگونه موسیقی ها – که بیشتر منافع دشمنان ما را در بر دارد تا خود ما – ابزاری برای روح و تسلی خاطر است؟ یا ابزاری است برای دشمنان و نابود کننده ی اعصاب و روان ما که به شدت باعث نامتعادل شدن اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک می گردد؟! چرا شرع مقدس ما آن را حرام کرده ؟ چه سودی در تحریم اینگونه موسیقی نصیب شرع مقدس می شود که سر مخالفت با آن گذاشته؟ چرا ائمه اطهار علیهم السلام با آن مخالفت نموده اند؟ شما این ضرر را متوجه چه کسی می دانید؟ متوجه شارع، یا متوجه مراجع یا علماء که تبیین کننده نظرات ائمه علیهم السلام هستند، یا صرفاً متوجه خود شخص استفاده کننده؟ اگر از جنبه و دیدگاه علمی به آن نگریسته شود متوجه می شویم همانطوری که تاکنون اثبات شده ، ائمه معصومینعلیهم السلام و علماء و مراجع صرفاً به فکر سلامت بشر هستند و بر همین اساس می فرمایند: « موسیقی مهیج و مطرب باعث مضرات مختلفه برای اعصاب و روح و روان خود استفاده کننده است». و الا چه اشکالی دارد که شارع مقدس می فرمود: برای آرامش روح و روان خود روزی چند دقیقه صرف گوش کردن موسیقی کنید؟ ولی می بینیم خلاف این مطلب را بیان می فرماید! چرا؟ چون ساختار فیزیکی و متافیزیکی ما با موسیقی های مبتذل سنخیتی ندارد. و در پایان این نکته مهم را یاد آور می شویم که از راههایی که می توان جلوگیری کرد از موسیقی و تهاجم فرهنگی یکی موعظه و پند می باشد و دیگری نهی از منکر در اینجا توجه شما را جلب می کنیم به دو داستان واقعی زیر، تا مطلب برای شما بیشتر روشن شود: 1- در کوچه های بغداد حضرت موسی بن جعفر علیه السلام ، در یکی از کوچه های بغداد می گذشت از خانه ای آوای زنان آوازه خوان به گوشش رسید حضرت که با تعجب و تأسف از کنار دیوار می گذشت کنیزکی دید که برای ریختن خاکروبه به کوچه آمد. فرمود: ای کنیزک این خانه مال کیست؟ عرض کرد : مال مردی از مشاهیر این شهر به نام بِشر است ، فرمود او آزاد است یا بنده؟ عرض کرد: آزاد است و بندگان زیادی دارد. حضرت فرمود: راست گفتی او آزاد است که چنین به لهو و لعب آغشته شده و اگر او بنده بود هرگز در برابر مولای خود چنین گستاخ نبود و مرتکب چنین گناه نمی شد. امام از آن محل گذشت و کنیزک به خانه برگشت و سئوال و جواب را با همان بیان به (بشر) در حالی که بر سر بساط شراب نشسته بود گفت، این بیان جالب و موعظه ی سودمند و منطق حکیمانه آن چنان در دل او اثر گذاشت و به طوری او را تکان داد که بی اختیار از جای جست و با پای برهنه شتابان به کوچه آمد و به دنبال حضرتر وان شد تا اینکه به حضرت رسید و خود را به پاهای مبارکش انداخت و بوسه داد و سپس با چهره ای اشک آلود گفت: آقا تا این دقیقه غافل بودم و در مقابل مولای خود گستاخانه رفتار می کردم و مرتکب گناه بیشماری شدم ولی با آن بیانی که به کنیزک فرمودید تکان خوردم و دانستم که در اشتباهم آیا توبه ی من قبول است؟ حضرت فرمود: بلی اما به شرط اینکه از تمامی آلودگی ها پشیمان باشی و دیگر غمزه های گناه دیدگانت را خیره نکند و بهتر است آلات و وسایل لهو و لعب را به دور افکنی، او چنین کرد و از زنان مغنیه و آوازه خوان گذشت و مسیر شیطانی را عوض کرده و به راه رحمانی قدم گذاشت و بالنتیجه به مقامات عالیه نائل آمد.(1) مقصود از نقل این مطلب اشاره به تأثیر موعظه است که مردی ناپاک و آلوده ی به گناه با چند کلمه موعظه سودمند و مؤثر از تمام گناهان دست شست و کار او به جایی رسید که بعضی از بزرگان از نصایح حکمت آمیز او استفاده می کردند. 2- نهی منکر ابوبصیر از مجلس می¬گساری و موسیقی همسایه اش از ابی بصیر است که گفت: من همسایه ای داشتم که از اعوان سلطان جور بود و مالی به دست آورده بود و کنیزان مغنیه ای گرفته بود و پیوسته انجمنی از جماعت اهل لهو و لعب و عیش و طرب آراسته و شراب می خوردند و مغنیات برای او می خواندند و به جهت مجاورت با او پیوسته من در اذیت و صدمه بودم از شنیدن این منکرات، لاجرم چند دفعه به سوی او شکایت کردم، او مُرتَدِع نشد و بالاخره در این باب اصرار و مبالغه ی بی حد کردم. جواب گفت مرا که: ای مرد، من مردی هستم مبتلا و اسیر شیطان و هوا و تو مردی هستی مُعافی (از اسارت شیطان رها)، پس اگر حال مرا عرضه داری خدمتِ صاحبت یعنی حضرت صادق علیه السلام امید می رود که خدا مرا از بند نفس و هوا نجات دهد. ابوبصیر گفت: کلام این مرد در من اثر کرد، پس صبر کردم تا گاهی که از کوفه به مدینه رفتم، چون شرفیاب شدم خدمت امام علیه السلام حال همسایه را برای آن جناب نقل کردم. فرمود: وقتی به کوفه برگشتی، او به دیدن تو می آید، پس به او بگو جعفر بن محمد می گوید ترک کن آنچه را که به جا می آوری از منکرات الهی، تا من ضامن شوم از برای تو بر خدا بهشت را. پس چون به کوفه مراجعه کردم مردم به دیدن من آمدند، آن مرد نیز به دیدن من آمد، چون خواست برود، من او را نگاهداشتم تا آنکه منزلم از واردین خالی شد، پس او را گفتم که: ای مرد، همانا حال تو را به جناب صادق علیه السلام عرض کردم، فرمود: که او را سلام برسان و بگو ترک کند آن حال خود را و من ضامن می شوم بهشت را برای او. آن مرد از شنیدن این کلمات گریست و گفت: تو را به خدا سوگند که جعفر بن محمد علیهما السلام چنین گفت؟ من قسم یاد کردم که چنین فرمود. گفت: همین بس است مرا، این بگفت و برفت. پس از چند روزی که گذشت نزد من فرستاد و مرا نزد خود طلبید، چون در خانه ی او رفتم دیدم برهنه در پشت در است و می گوید: ای ابوبصیر، آنچه در منزل خود از اموال داشتم بیرون کردم و الآن برهنه و عریانم چنانکه مشاهده می کنی. چون حال آن مرد را دیدم نزد برادران دینی خود رفتم و از برای او لباس جمع کردم و او را به آن پوشاندم. چند روزی نگذشت که باز به سوی من فرستاد که من علیل شده ام، نزد من بیا. پس پیوسته به نزد او می رفتم و می آمدم و او را معالجه می کردم، تا وقتی که مرگش در رسید من بر بالین او نشسته بودم و او مشغول جان کندن بود که ناگاه حالت غشی او را عارض شد، چون به هوش آمد گفت: ای ابوبصیر، صاحبت جعفر بن محمد علیهما السلام وفا کرد برای من به آنچه وعده فرموده بود، این بگفت و دنیا را وداع نمود. پس از مردن او چون به سفر حج رفتم، همین که به مدینه رسیدم و خواستم خدمت امام خود شرفیاب شوم، درب خانه استیذان (اذن) خواستم و داخل شدم، چون داخل خانه شدم یک پایَم در دالان بود و یم پایم در صحنِ خانه که حضرت صادق علیه السلام از داخل اطلاق مرا صدا زد: ای ابوبصیر، ما وفا کردیم برای رفیقت آنچه را که ضامن شده بودیم.(2) کتابی که پیش رو دارید پیرامون جوان و موسیقی می باشد که شامل ..... فصل می باشد ، که برگرفته از آیات و روایات و سخنان بزرگان و اندیشمندان و فتاوای مراجع بزرگوار تقلید و بیماری ها و امراض موسیقی می باشد و در پایان هم آلات موسیقی معرفی شده است . و از خداوند تبارک و تعالی خواستار توفیق روز افزون فراگیری احکام و عقائد و اخلاق هستیم. اگر هم نقصی و مشکلی در کار است ما را با انتقادات سازنده و ارزنده ی خود یاری نمائید. ثواب این کتاب را هدیه می کنم به ولی نعمت ما ایرانیها، حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیه السلام. پایان یافت در شام شهادت صدیقه ی کبری، فاطمه زهرا علیهاالسلام. فصل اول : پیشینه ی غنا و موسیقی اختراع موسیقی و غنا گاهی خوبی و بدی چیزی را از طریق شناخت مخترع و بنیان گذار آن می توان به دست آورد؛ یعنی اگر عمل و روشی به وسیله ی شخص محترمی، یا با سفارش او بنیان گذاشته شود یا رواج یابد، معلوم می شود آن عمل پسندیده و موجب تقرب به خداست. همچنین اگر عمل و سنتی به وسیله¬ی شخص خبیثی تأسیس و بنیان گذاشته شود در می یابیم که آن عمل ناپسند و باعث دوری از رحمت خدا می شود. بر اساس دلایل موجود و روایاتی که در دست داریم، موسیقی و غنا بوسیله ی شیطان ملعون اخترع شده و در طول تاریخ به وسیله ی افراد غیر متعهد و بی مبالات به دین، مانند: سلاطین جود و مأموران فاسق آنان رواج یافته است. مخترع موسیقی همان طوری که اشاره شد در برخی روایات، اختراع موسیقی به شیطان نسبت داده شده است: 1- امام صادق علیه السلام می فرماید: وقتی حضرت آدم علیه السلام رحلت نمود، ابلیس و قابیل با رحلت او خوشحال شدند آن دو در اجتماعی شرکت جستند و به نشانه شادی برای مرگ آدم علیه السلام از طنبورها(3) و وسایل لهو (موسیقی) استفاده کردند. پس هر کسی در روی زمین از این وسایل لذت می برد از پیروان ابلیس و قابیل می باشد.(4) از این حدیث استفاده می شود که مخترع اصلی موسیقی و نوازندگی شیطان و قابیل می باشند. مخترع غنا در برخی دیگر از روایات اختراع غنا به شیطان منسوب و از او به عنوان اولین خواننده یاد شده است. در تفسیر عیاشی ا ز جابر بن عبدالله انصاری و از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله روایت کرده است: شیطان نخستین کسی است که آوازه خوانی کرد. و اولین کسی است که نوحه گری نمود و اولین کسی است که حدی خواند، هنگامی که آدم علیه السلام از (میوه ی ) درخت خورد ، شیطان آواز خواند و هنگامی که از بهشت اخراج شد و هبوط کرد ، حدا خواند و زمانی که در زمین مستقر شد نوحه گری را آغاز کرد که به وسیله ی آن نعمت های بهشت را برای آدم علیه السلام یادآوری می کرد و تا اندوه آدم علیه السلام افزون گشته و شیطان خوشحال گردد.(5) از این دو حدیث روشن می شود که غنا (آوازه خوانی) و موسیقی ( نوازندگی) از کارهایی است که به دست شیطان تأسیس شده است. بدیهی است که شیطان همیشه دنبال کارهای خلاف و دستور خدا بوده و هیچ کار مطلوبی انجام نمی دهد و از همین جا می توان به بدی غنا و موسیقی پی برد. سابقه ی موسیقی در ایران غنا و موسیقی در ایران سابقه ای طولانی دارد و مردم این مرز و بوم با آن مأنوس بوده اند. در کتاب تاریخ ایران، مشیرالدوله می نویسد: « بهرام گور از هند دوازده هزار موسیقی دان را جهت نوازندگی آورد». راجع به همین بهرام گور « فخر الاسلام» از تاریخ اصفهانی نقل می کند که: بهرام گور دستور داد مردم نصف روز کار کنند و نیمی دیگر را به عیش و عشرت بگذرانند، باده بنوشند و نوای موسیقی بنوازند، از این رو مقام آوازه خوانان اوج یافت، روزی بر گروهی عبور کردند که می نوشیدند؛ ولی گوش نمی دادند. پرسید: کو آوازه خوان؟ جواب دادند: می خواستیم از وجودشان استفاده کنیم ، اما هزینه شان به واسطه ی کمیابی زیاد است. بهرام نامه ای به پادشاه هند نوشت و رامشگر (نوازنده و خواننده) خواست. دوزاده هزار رامشگر از هند آمدند و بهرام آنها را به شهرهای ایران تقسیم نمود. |
|||
|
|
۱۴:۴۷, ۲۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
پیشرفت چشم¬گیر موسیقی بین اعراب
عرب با موسیقی و غنا به صورت بسیط و ساده اش آشنا نبود؛ پس از امتزاج با ایرانیان لهو و غنا به سرعت انتشار یافت. عجب این است که سرزمین حجاز از خود سرزمین های عراق و شام که مرکز اصلی این صنعت بود جلو افتاد. حجاز از نیمه ی دوم قرن اول هجری، هم مرکز فقه و حدیث بود و هم مرکز لهو و موسیقی . امرا و حکام اموی سخت از لهویات ترویج می کردند و به آنها سرگرم بودند. بر عکس ائمه ی اهل بیت علیهم السلام شدیداً مخالفت می کردند که در فقه و حدیث منعکس است. اگر مطلب را در سطح عامه ی مردم بررسی کنیم، می بینیم توده ی مسلمان ایرانی و همچنین علمای ایرانی نژاد با آن همه سوابق ملی در این کار، بیش از توده ی عرب و علمای عربی نژاد عکس العمل و مخالفت نشان دادند. درباره¬ی « مالک بن انس» امام معروف اهل سنت که نژاد عرب دارد، نوشته اند: در آغاز کار می خواست رشته ی موسیقی را تعقیب کند. مادرش او را منع کرد و گفت: چون چهره و قیافه ای زیبا نداری بهتر است رشته ی فقه را دنبال کنی و همین کار را کرد.(6) ورع و پرهیزگاری ایرانیان آن زمان آنچه تأمل بر می انگیزد این است که اولاً ایرانیان، اهل فن غنا و موسیقی بودند و در آن کار سابقه ای زیادی داشتند و عادتاً آنها باید از نظر شرعی دنبال توجیه و تأویل بروند، ثانیاً شیوع لهو و غنا در حجاز به وسیله ی ایرانیان صورت گرفت. مغنیان معروف آن عصر بیشتر ایرانی بوده اند، در عین حال در جالت مذهبی آن روز، ایرانیان بیش از سایر ملت ها تورّع و پرهیزکاری نشان داده اند. و همچنان که اشاره شد، محل بحث حالت و محیط مذهبی است؛ اما محیط های غیر مذهبی؛ مانند « دربار هارون و دستگاه برامکه» شکل دیگر بود.(7) موسیقی در جنگ های صدر اسلام به هیمن جهت بوده است که در جنگ های صدر اسلام که در حدود هشتاد جنگ و دفاع بوده است، نمی بینیم که مسلیمن برای تهییج سربازان خود به موسیقی متوسل شوند، بلکه آنها شعارهای واقعی خود را به طور دسته جمعی گفته تحریک می گشتند، چنان که در یکی از جنگ ها، قریش شعار ذیل را با موسیقی و هیجان رزم می گفتند: اُعلُ هُبَل، اٌعلُ هُبَل بلند باد هبل، بلند باد هبل. و مسلمانان هم در مقابل می گفتند: الله اعلی و اجل؛ خداوند بالا و بلند مرتبه است. و با اینکه کفار به هر گونه وسایل موسیقی آن زمان برای تحریک سربازان خود متوسل می گشتند، مسلمانان کوچک ترین اعتنایی به مسئله ی موسیقی نداشتند.(8) موسیقی یکی از ابزار استعمار است برای بیگانگان و اسعتمارطلبان که در مقام بهره برداری از منابع طبیعی، و ربودن گنج ها و ثروت کشورهای ضعیف هستند، چیزی موثرتر از آشفتگی فرهنگ، و ناتوانی خرد و دانش ملتها نیست. آنها خوب می دانند ، اگر ملتی فرهنگ صحیح داشته و به حقوق مدنی و اجتماعی خود آشنا و دارای عقل سلیم و اعصاب سالم باشد، هیچگاه اجازه تجاوز به دیگران نمی دهد؛ روی همین اصل سخت می کوشند تا با وسایل مختلف، نیروی خرد و دانش و عزم و اراده ملتهای کوچک را ناتوان ساخته، تااز این ضعف و ناتوانی به نفع توانایی خویش، استفاده گیرند. از جمله برنامه هایی که در دفتر سیاسی خود برای رسیدن به این مقصود و برده ساختن مردم، تنظیم کرده اند. آزادی افسار گسیخته ازدیاد مجالس سستی و رقص و کنسرت و کاباره ها ، نمایش فیلمهای مهیج شهوت، انتشار عکس عریان و نیمه عریان زنان هوسباز به وسیله رسانه ها و نشر داستانها و رمانهای محرک ، ستایش رقاصه ها، تشویق جوانان به نوازندگی و خوانندگی، سرگرم ساختن ملتها به هر وسیله ای حتی به حل کردن جدول، پخش تصنیفهای مهیج شهوت و اشعار عاشقانه و نمایش رقص خانمها، اینها همه از عواملی است که در نقشه استعمار ، برای ناتوان ساختن اندیشه ملته ا به کار رفته است. آری آنها می خواهند به وسیله اجرای برنامه های فوق، در دنیای جدید که خود می گویند عصر آزادی و دموکراسی است، بردگی جدیدی به وجود آورده و عده بسیاری از انسانها را در اثر ابتلائات روحی دچار حیرت و سرگردانی، ناتوانیهای فکری، تضییع نیروی تشخیص افسردگی و خمودی، ضعف اعصاب، ضعف جسمانی، انگیزه های قوی اغتشاشات فکری، هیجانات روحی، جنون،بیماریهای قلبی، انتحار، تهییج عشق، شکست عمر و بالاخره تسلیم در برابر استعمار نموده اند، تا از بردگی آنان به سود آقایی خود استفاده تمام و کمال ببرند! بدیهی است وقتی ما در پیرامون عمل و کارکردموسیقی دقت کنیم، می بینیم آنچه را که بیگانگان می خواهند به نفع سیاست استعماری خود به دست آورند؛ همه رام وسیقی در قدرت و نفوذ تحریکات خود به همراه دارد و آنچه خوبان! همه دارند او به تنهایی داراست! و اگر بگوییم در دنیای امروز موسیقی مجهزترین ابزار استعمار است، راه خطا نرفته ایم. بر این اساس آن قدر که در موسیقی و انتشار آن تبلیغ می شود، درباره هیچ یک از مسائل ضروری و امور حیاتی بشر تبلیغ نمی شود. صدا وسیما که دستگاه حساسی برای تعلیم و تربیت، گسترش دانش، بالا بردن سطح افکار عمومی، و بهترین دستگاه برای نشر اخلاق و امور معنوی و آشنا ساختن جامعه به راه و رسم صحیح زندگی است، به وسیله موسیقی اکثرا وقات شبانه روزش اشتغال شده و تمام برنامه های اصلاحی تحت الشعاع زیر و بم های موسیقی قرار گرفته است. چه بسا ملتی که کار و فرهنگ و بهداشت او با مشکلات فراوانی مواجه است. برنامه موسیقی آن از همه چیز کاملتر است. در برنامه استعمار: موسیقی هنر معرفی می شود! موسیقی را غذای روح می دانند! موسیقی در رشد گیاهان مؤثر می گردد! موسیقی سبب فربه شدن گوسفندان می گردد! موسیقی در ازدیاد شیر گاو و انسان تأثیر می کند!(9) و حال آنکه هنر باید خدمتگذار بشر باشد نه زیان زننده به جسم و جان او، و غذای روح باید سطح دانش و فرهنگ بشری را بالا ببرد، نه او را به سوی بیماریهای روحی و ناتوانیهای فکری و دیوانگی رهسپار کند. و برای رشد گیاهان آب و کود طبیعی لازم است، تا در بافتها و یاخته ها و اندام و قسمتهای « سیتوپلاسم» و « پروتوپلاسم» گیاهان مؤثر واقع گردد، نه تار و ضرب نوازندگان! و ازدیاد شیر گار و انسان و فربه شدن حیوانات احتیاج به خوراک خوب و کافی دارد تا آنکه هضم و جذب بدن شده و آنگاه شیر خوب به وجود آورد یا جثه حیوان را قوی سازد؛ نوای موسیقی به طور غیر طبیعی و زیان آور به هضم و جذب غذا و ازدیاد شیر کمک می کند. از همه مهمتر تهمتی است که به عالم علم و جهان پزشکی زده و تبلیغ می کنند که « موسیقی دیوانگی و بیماریهای روحی را معالجه می کند». اگر چنین است چرا روز به روز بر تعداد بیماران روحی و کثرت مراکز درمانی روانی اروپا و آمریکا و کشرهای دیگر افزوده می شود و چرا آمار خودکشی ها و ناکامی ها روز به روز بالا می رود به طوریکه روانشناسان را متوحش ساخته است! اگر موسیقی دیوانگان را معالجه می کند چرا دانشمندان و روانشناسان و استادان روشنفکر طب و بهداشت برای خدمت به جهان بشریت، اجازه نمی دهند ویولنیستها و پیانیستها، تار و ضرب و وسایل موسیقی خود را برداشته و وارد تیمارستانها شوند و مدتی بخوانند و بنوازند و دیوانگان را شفای عاجل بخشند تا هزینه ی سنگینی که صرف تیمارستانها و معالجه دیوانگان می شود را لااقل صرف بهبود وضع عقلای مردم نمایند.(10) آری همه اینها تبلیغات است، زیرا موسیقی یکی از وسایل مجهز بردگی جدید بشر است که به آسانی می تواند در دورترین نقاط به وسیله ماهواره ها زنجیر بردگی خود را به دست و پای بشر ببندد و بر نیروی فکری مرد و زن حکومت نماید. روی هیمن اصل خدمتگزاران جهان بشری و دانشمندان و روانشناسان بزرگ و دلسوز دنیا ، در مقام بیداری جامعه بشریت برآمده تا جهانیان را به این طرز بردگی جدید واقف سازند.(11) « ناپلئون هیل» نویسنده ی آمریکایی می نویسد: « ده چیز است که باعث هیجان و تحریک مغز می شود ، این وسائل ده گانه ای که مغز انسان را به هیجان و فعالیت وادار نموده و نوسانات آن را به اعلاء درجه می رساند به شرح زیر می باشد: 1- اشتیاق وعلاقه ی جنسی 2- عشق 3- اشتیاق سوزان برای کسب شهرت یا تحصیل مال 4- موسیقی 5- دوستی و رفاقت بین دو مرد یا دو زن یا یک زن و یکمرد 6- تبادل افکار با روح اتحاد و سازگاری بین دو نفر یا بیشتر برای نیل به موفقیت 7- تلقین به نفس 8- تحمل زحمت و مشقت زیاد 9- ترس 10- مخدرات و الکل.(12) یکی از نویسندگان معاصر می نویسد: « به آن افراد نادان و بی فکری که به جای تشویق جامعه به صنایع و اختراعات و توجه به اکتشافات به موسیقی و شراب دنبک اهمیت نمی دهند، بگویید یش از این خیانت به کشور روا مدارید. وقتی استعمار گران و بیگانگان بخواهند اعصاب ملها را ضعیف نموده و آنان را ازکارهای سودمند اجتماعی باز دارند ، به برنامه موسیقی و ساز و آواز آنان بیش از کار و صنعت اهمیت می ده ند.(13) و یکی ار راههای مبارزه با تهاجم فرهنگی است چنان چه مقام مظم رهبری در این باره می فرمایند: راجع به موسیقی و روش مقابله با تهاجم فرهنگی می فرماید: این که ما بگوئیم موسیقی بهترین راه مقابله با تهاجم فرهنگی است، نه من به این معتقد نیستم که موسیقی یک چنین کششی داشته باشد؛ بهتر است بگوییم یکی از راه های مبارزه با تهاجم فرهنگی است. البته با شرایطی می تواند باشد اما بهترین راهش را این نمی دانم.(14) |
|||
|
۱:۱۵, ۲۹/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/فروردین/۹۱ ۲:۴۴ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
فصل دوم : مفهوم غنا و موسیقی
قبل از آنکه به موضوع بحث بپردازیم لازم است با مفهوم لغوی و فقهی غنا و موسیقی و آنچه مربوط به این دو است آشنا شویم، زیرا چنان چه ماهیت غنا و موسیقی برای ما روشن نشود موضوع بحث مجهول خواهد ماند و این موجب ابهام در حکم نیز می گردد. 1- معنای لغوی موسیقی اصل واژه ی موسیقی یونانی است که در زبان عربی و فارسی نیز استعمال می شود. اهل لغت مفهوم آن را با عبارتهای گوناگون بیان کرده اند که به برخی از آنها اشاره می کنیم. الف: در اقرب الموارد آمده است: « الموسیقی فنُّ الغناء و التطریب ، یونانیتها موسیکی و صاحب الفن موسیقی». موسیقیا به معنای فن آوازه خوانی ، سرود خوانی و شادی کردن است؛ لفظ یونانی آن موسیکا می باشد و صاحب این فن [در زبان عربی] موسیقی می گویند.(15) ب: در المعجم الوجیز می خوانیم: « الموسیقی یطلق علی فنون العزف علی آلات الطرب – الموسیقی المنسوب الی الموسیقی، الموسیقار: من حرفته الموسیقی». موسیقا لفظی است که بر فنون و نواختن آلان طرب اطلاق می شود. موسیقی به کسی گفته می شود که با موسیقی ارتباط داشته باشد و به آن منسوب گردد. موسیقار کسی است که حرفه و شغلش موسیقی باشد.(16) عبارت فوق در المعجم الوسیط نیز آمده است.(17) شکی نیست که موسیقی مطرب را همه ی علما حرام می دانند. بسیاری از مردم فکر می کنند که موسیقی باید به نظر هر شخص و طبع هر فردی طرب آور باشد، در حالی که مطرب بودن عرفی و نوعی است و بسیاری از مردم موسیقی اصیل و سنتی را حلال و موسیقی مبتذل را حرام می دانند؛ در حالی که اگر مطرب باشد، فرقی بین اصیل و غیر آن نمی کند. علامه ی جعفری (رحمه الله) پیرامون تعریف موسیقی می فرمایند: انسان ها به جهت داشتن کیفیت های روانی مختلف، برداشت ها و دریافت های گوناگونی از موسیقی دارند. لذا در تعریف موسیقی گفته شده است: « موسیقی هنری است که از تنظیم و ترکیبات اصوات به وجود می آید و زیبایی آن بر حسب اثری است که در ذهن شنونده دارد سنجیده می شود». کسی دیگر درباره موسیقی چنین می گوید: « نوای موسیقی از احساسات و انفعالات درونی انسان ناشی می شود و معرف غم و شادی ، هیجان و آرامش روحی انسان است». و ما چون نمی دانیم که پدیده ی موسیقی در سطوح خود آگاه، نیمه خود آگاه و ناخود آگاه چه اثری ایجاد می کند، لذا نمی توانیم یک تعریف روشنی مانند تعریف یک نمود فیزیکی، در پدیده ی موسیقی داشته باشیم . از مجموع مطالعات درباره ی این پدیده می توان به دو اصطلاح عمده دسترسی پیدا کرد: 1. مفهوم عمومی موسیقی: این مفهوم شامل هر صدا و آهنگی می باشد که تاثیر در روان آدمی از نظر احساسات و تموجات روانی به وجود می آورد. 2. مفهوم خاص موسیقی: این نوع موسیقی به انواع گوناگون تقسیم می گردد؛ مانند موسیقی کلیسا، اپرت ، لید ، سنفونی و ... البته تقسیم دیگری در باره موسیقی گفته شده : موسیقی طبیعی : نغمه ی جویبارها ، صدای آبشارها، صدای وزش بادهای ملایم در درختان، نوای پرندگان ، که این گونه نواهای طبیعی چون غالباً یک رنگ و یک نواخت و بر یک آهنگ و میزان ملایم است مسرت بخش می باشد. موسیقی هنری: عبارت است از همان آهنگ هایی که بشر آنها را ساخته است و وسایل مصنوعی آن در دنیای کنونی عبارت است از : تار، ویلون، سنتور، اکوردئون، گیتار، پیانو و غیره. آهنگ های مصنوعی دارای زیر و بم و ارتعاشات و تحریکات گوناگونی است که گاه می خنداند و زمانی می گریاند و گاهی به حد افراط نیروی نشاط را در آدمی تحریک می کند. زمانی او را سخت به دیار غم و اندوه می فرستد یا او را در حیرت و بهت فرو می برد و گاهی اندیشه های منطقی او را به خیالات و پندهایی تبدیل می کند، در صورتی که آهنگ های طبیعی چنان که متذکر شدیم نمودهای مستقیم واقعیت هایی است که در جریانند.(18) انواع موسیقی به لحاظ کاربرد محتوایی مقام معظم رهبری پیرامون موسیقی اصیل و سنتی می فرمایند: 1- موسیقی اصیل و سنتی و غیر سنتی مقام معظم رهبری راجع به موسیقی اصیل و سنتی می فرماید: من نمی توانم به طور مطلق بگویم که موسیقی اصیل ایرانی، موسیقی حلال است، نه این طور نیست. بعضی خیال می کنند که مرز موسیقی حلال و حرام موسیقی سنتی است، نه این طور نیست. آن موسیقی که منادیان دین و شرع همیشه در دوره های گذشته با آن مقابله می کردند و می گفتند: حرام است، همان موسیقی سنتی خودمان است که به شکل حرامی در دربارهای سلاطین ، در نزد افراد بی بند و بار ، در نزد افرادی که به شهوات تمایل داشتند اجرا می شده، این همان موسیقی حرام است. بنابراین مرز موسیقی حرام و حلال عبارت از ایرانی بودن، سنتی بودن، قدیمی بودن، کلاسیک بودن، غربی بودن یا شرقی بودن نیست. مرز آن چیزی است که من عرض کردم. این ملاک را می شود به دست شما بدهیم ؛ اما این که این نوار جزو کدام گروه است، این را من نمی توانم مشخص کنم. آیا موسیقی سنتی که میراث ملی ایران می باشد حرام است یا خیر؟ مقام معظم رهبری (دامت برکاته): چیزی که از نظر عرف موسیقی لهوی مناسب با مجالس لهو و معصیت محسوب می شود به طور مطلق حرام است. و در این مورد فرقی بین موسیقی ایرانی و غیر ایرانی و موسیقی سنتی و غیر آن نیست.(19) آیت الله العظمی سیستانی (دامت برکاته): معیار حرام و حلال سنتی بودن نیست. آیت الله العظمی بهجت (دامت برکاته): موسیقی مطرب حرام است و موسیقی ملهی نیز مورد احتیاط است. آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (دامت برکاته): حرام است. آیت الله العظمی فاضل لنکرانی رحمه الله علیه: سنت حرام باید ترک شود. آیت الله العظمی تبریزی رحمه الله علیه: موسیقی لهوی حرام است و فرقی بین سنتی و غیر سنتی نیست.(20) 2- موسیقی حرام مقام معظم رهبری پیرامون موسیقی حرام می فرمایند: در مورد موسیقی دو حرف وجود دارد، یکی این که ببینیم اساساً مشخصه های موسیقی حلال و حرام چیست؟ دیگر اینکه بیاییم در مصداق، مرزهایی را مشخص کنیم تا به قول شما جوانان بدانند که این یکی حرام است و این یکی حلال. البته این دومی کار آسانی نیست، کار دشواری است که انسان از این همه اجرای موسیقی های گوناگون، موسیقی خارجی، موسیقی ایرانی هم با انواع و اقسامش، با کلام، بی کلام بخواهد یکی یکی این ها را مشخص کند؛ اما مشخصه های کلی دارد که آن را می شود گفت. البته من هم در جاهایی به بعضی از اشخاص که دست اندرکار بودند، آنچه را که می توانستم گفته ام. حالا هم مختصری برای شما عرض می کنم. ببینید موسیقی اگر انسان را به بیکاری و ابتذال ، بی حالی و واخوردگی از موقعیت های زندگی و احوال اینها بکشاند، این موسیقی، موسیقی حلال نیست موسیقی حرام است. موسیقی اگر چنانچه انسان را از معنویت از خدا و از ذکر غافل کند این موسیقی حرام است. موسیقی اگر انسان را به گناه و شهوترانی تشویق کند این موسیقی حرام است. نظر اسلام این است، موسیقی اگر این خصوصیات مضر و موجب حرمت را نداشته باشد، البته آن وقت حرام نیست. اینهایی را که من گفتن بعضی از آنها در موسیقی بی کلام و سازها است بعضی هم حتی در کلمات است؛ یعنی ممکن است فرضاً یک موسیقی ساده ی بی ضرر را اجرا کنند، لیکن شعری که در این موسیقی خوانده می شود، شعر گمراه کننده ای باشد. شعر تشویش کننده ی به بی بند و باری به ولنگاری ، شهوترانی ، غفلت و این طور چیزها باشد آن وقت حرام می شود. بنابر این آن چیزی که شاخص حرمت و حلیت در موسیقی است و نظر شریف امام در اواخر حیات مبارکشان که آن نظریه را در باب موسیقی دادند همین مطلب بود. لهو یعنی غفلت، یعنی دور شدن از ذکر خدا، دور شدن از مععویت، دور شدن از واقعیتهای زندگی، دور شدن از کار و تلاش و فرو غلطیدن در ابتذال و بی بند و باری پس این موسیقی می شود حرام. 3- موسیقی متعالی یا عرفانی قسمتی از موسیقی که احساسات متعالی شنونده را بر می انگیزاند و او را به یاد خدا و بهشت می اندازد و دلبستگی به زخارف دنیا را در وجود او کاهش می دهد و رغبت به عبادت و اطاعت از خدا و تقوا و دینداری را در دل او تقویت می کند و دوری از گناه را سلب می شود. نفس این موسیقی در تلطیف و ذوق و پرورش فضائل اخلاقی نیز قابل توجه است.(21) 4- موسیقی مفید آن است که کاربرد مفید و مثبت دنیایی داشته باشد. و از عوارض سوء اخلاقی به دور باشد. در موسیقی مفیو فوائد و نتایج مثبت دنیوی مانند رفع خستگی و ... نهفته است.(22) 5- موسیقی مبتذل این نوع موسیقی بر خلاف دو نوع قبلی که باعث تحریک و تحریص شهوات نفسانی می شود و انسان را از یاد خدا باز می دارد و به ارتکاب گناهان سوق می دهد و با اهداف دین در تضاد است.(23) 6- موسیقی بیهوده این نوع موسیقی ، مستقیماً تأثیر سوئی را در برندارد اما سبب سرگرمی اتلاف وقت و گرایش به پوچی می شود.(24) چند استفتاء موسیقی غم انگیز گوش دادن به موسیقی غم انگیز چه حکمی دارد؟ همه مراجع: در موسیقی حرام تفاوتی بین شاد و غم انگیز بودن آن نیست و گوش دادن به هر دو حرام است.(25) موسیقی نیرو بخش اگر گوش دادن به موزیک باعث نیرو گرفتن و علاقه پیدا کردن به کار باشد حکمش چیست؟ همه مراجع: اگر از نوع موسیقی حرام باشد گوش دادن به آن جایز نیست. هر چند باعث علاقه پیدا کردن به کار شود.(26) موسیقی تفریحی آیا استماع موسیقی و یا غنا به قصد تفریح، تفنن و گذراندن اوقات فراغت اشکال دارد؟ همه مراجع: اگر از نوع موسیقی حرام باشد گوش دادن به آن جایز نیست. هر چند به منظور هدف یاد شده باشد.(27) موسیقی کوتاه آیا گوش دادن به موسیقی، (حد و اندازه و زمان) مشخص دارد؟ برای مثال اگر کسی دو دقیقه به قطعه ای از موسیقی لهوی گوش دهد آیا مرتکب گناه شده است؟ همه مراجع: تفاوتی میان موسیقی کوتاه مدت و بلند مدت نیست.(28) 2- مفهوم نوت = نت فرهنگ زبان فارسی « نوت » را این گونه معنا کرده است: نوت (= نت): نشانه هایی که به وسیله ی آنها آوازهای موسیقی را نشان می دهند، دو، ر، می، فا، سل، لا، سی. در فرهنگ معین نیز «نوت» را شبیه عبارت فوق معنا کرده و سپس چگونگی کاربرد هر یک از آن هفت نشانه را توضیح داده است.(29) 3- معنای لغوی غناء اکثر علماء و لغویین «غناء» را تفسیر کرده اند به: ترجیع آوازی که شنونده را به طرب آورد.(30) صوت لهو یعنی؛ آوازی که از روی لهو و التذاذ از قوه ی شهویه بیرون آید اعم از اینکه در عرف آن را سرود و خوانندگی بگویند مانند غنای در اشعار یا نگویند بواسطه ی آن کلمات قرآن یا مرثیه باشد اگر چه مشتمل بر طرب نباشد ، پس در تحقیق غناء فرقی نیست بین اشعار و قرائت قرآن یا مرثیه و غیراینها، چون اذان بلکه حرمت غناء در مراثی و قرآن شدیدتر است و معصیت آن بیشتر و عقاب آن مضاعف است.(31) فقهای عالی قدر در تعریف غناء می فرمایند: « مد الصوت المشتمل علی الترجیع المطرب» غناء عبارت است از: کشیدن و چرخانیدن صدا در حلق به حالتی که مناسب مجالس لهو و باطل(مطرب) باشد.(32) غناء و جمیع خوانندگی را در فارسی « سرود» می گویند و در میان عرب اکنون هم می شنویم کسی را که می خواهند بگویند خوانندگی کن، می گویند: «تَغَنَّ» یعنی: غناء بکن.(33) 4- معنای ترجیع ترجیع را تفسیر کرده اند به: تکریر و حرکت دادن آواز در گلو.(34) صاحب قاموس و صحاح گفته اند: ترجیع، گردانیدن آواز در حلق است و صاحب نهایه ترجیع را تصور نموده به این که بگوید: اآ اآ اآ و سایر اهل لغت هم قریب به همین مضمون گفته اند و خلاصه ترجیع همانست که در اصطلاح خواننده ها تحریرش گویند.(35) بنابراین ترجیع عبارت است از : آوا، آهنگ دادن به صدا ، زیر و بم و چهچه ی صدا. 5- معنای طرب (مطرب) حالتی است که از آن برای آدمی خوشحالی یا اندوه حاصل می شود.(36) طرب را در صحاح این طور معنی کرده: ( الطرب خفه یصیب الانسان شده حزن او سرور) ( صحاح ، قاموس) طرب یک سبکی است که به سبب اندوه زیاد یا خوشحالی فوق العاده به انسان دست می دهند. و قریب به همین معنی را سایر اهل لغت ذکر کرده اند. پس طرب حرکتی است در طبع، از سرور یا اندوهی که ناشی از شنیدن سازها و آوازهای خوش است حاصل می شود.(37) به فیض کاشانی رحمه الله علیه و خراسانی رحمه الله علیه نسبت داده اند که این دو بزرگوار منکر حرمت غناء شده اند . امام خمینی رحمه الله علیه در این مورد می فرماید: این نسبت بر خلاف ظاهر کلام این دو بزرگوار است. بلکه ظاهر کلامشان این است که غناء دو قسم است: غنای حق و غنای باطل. غنای حق در مورد اشعاری است که ذکر بهشت و جهنم و تشویق مردم به آخرت را در بر دارد. غنای باطل همان چیزی است که در مجالس اهل لهو و باطل مثل مجالس بنی امیه و بنی عباس بوده است. و سخن مرحوم فیض و مرحوم خراسانی ثابت نشده است که بر خلاف اجماع یا مذهب باشد.(38) پس طرب عبارت است از: حالتی که در اثر غم یا شادی به انسان دست می دهد به گونه ای که در اثر آن، حرکات سبک وخلاف شأن ، وقار و متانت از او صادر گردد. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| تحقیقی پیرامون موسیقی (مقاله ای از گروه بیداری اندیشه) | asier | 113 | 83,194 |
۱۰/خرداد/۰۲ ۱۷:۴۵ آخرین ارسال: علی 110 |
|
| اگر نسبت به موسیقی شبهه داری یا معرفی یک نوع موسیقی حلال... | Femme Moderne | 12 | 10,756 |
۲۴/شهریور/۹۰ ۱۴:۱۹ آخرین ارسال: Reza2035 |
|








افسردگی و پیشرفت این گونه بیماری ها كمك كند.محققان دریافته اند كه موسیقی می تواند اعتماد به نفس را بالا برده و به درمان روش های سنتی بیماران دچار افسردگی كمك كند. 
