|
شیخ رجبعلی خیاط
|
|
۱۸:۳۷, ۲۲/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
با عرض سلام.
بنده همیشه دوست داشتم بدونم شیخ رجبعلی خیاط کی بوده؟چطور زندگی می کرده؟چه جوری رفتار و عمل میکرده؟چون شنیده بودم ایشون با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) رابطه داشتن. تا اینکه به پیشنهاد دوستی که حق استادی بر گردن بنده دارن کتاب کیمیای محبت رو خوندم. خیلی برام عجیب بود که بعد از سالها گمشده ی خودم رو پیدا کردم.خیلی خوشحال بودم.پس شروع کردم به خوندن دقیق این کتاب ارزشمند و بعضی از نکاتش رو یادداشت کردم.2 بار کتاب رو خوندم.بعد از خوندن کتاب خیلی ناراحت شدم.چون متوجه شدم زندگی کردن من زندگی کردن نیست و تا الان واقعاً اصلاً از این نعمت زندگی استفاده نکردم.لذت واقعی از این دنیا و زندگی رو اشخاصی مانند شیخ بردند. راستش از اینکه تا الان اینطور زندگی کردم از خدای خودم شرمنده شدم.اونم چه شرمنده شدنی.مثلاً من رو اشرف مخلوقات آفرید ولی من چه جور عمل کردم.واقعاً خیلی خجالت کشیدم. یه سری سوال دارم از این کتاب که امیدوارم به جوابشون برسم و راه درست رو پیدا کنم: 1.در جایی از کتاب آمده بود که: شیخ به پشتی تکیه نمی کرد,همیشه کمی دور از پشتی می نشست. حالا سوال اینجاست که چرا شیخ اینکار رو میکرد؟چرا به پشتی تکیه نمی داد؟خود را در محضر خدا میدید؟درست.ولی مگر اشکالی دارد انسان در محضر خدای خود احساس راحتی کند؟؟مگر او خدای ما نیست؟یعنی شیخ برای اینکه خدا در نظرش عظمت داشته باشد اینگونه رفتار میکرد؟یعنی میخواست ادب رعایت کند؟چرا؟مگر این ادب رعایت کردن چقدر مهم است؟مگر چه فایده ای دارد که شیخ اینگونه رفتار میکرد؟ 2.در جایی از کتاب آمده بود که: عشق عارضی است و محبت ذاتی. معنی عارضی بودن عشق قبول ولی معنی ذاتی بودن محبت کمی گنگ است!یعنی انسان ابتدا عاشق میشود و در اثر شناخت محبت پیدا میکند یا خیر از همان ابتدا محبت پیدا میکند؟آیا این محبت درجاتی دارد؟اگر آری,چند درجه؟کیفیت این درجات چگونه است؟ 3.در جایی از کتاب آمده بود: اگر کسی او را به مهمانی دعوت میکرد با توجه,قبول یا رد میکرد,ولی با این حال بیشتر وقت ها دعوت دوستان را رد نمیکرد. حال سوال اینجاست که اهل ورع و تقوای عظیم الهی مگر از هر لقمه ای استفاده میکنند؟آیا "با توجه "که در اینجا آورده دلالت بر این موضوع دارد؟ 4.بعد در مورد حدیثی که در مورد قرب نوافل یا همان نافله هایی که بعد از نماز بجا می آورند,خوب اگر ما همه ی نوافل را به جا بیاوریم ,البته خودم را عرض میکنم,خیلی خسته میشویم و ممکن است کمی از عبادت زده شویم,باید چکار کنیم که این حالت در ما ایجاد نشود؟از طرف دیگر شاید برای خود من این نوافل وقت گیر باشند و توانایی انجامشان را نداشته باشم,باید چه کنم؟حدیثی که آورده بود واقعاً وسوسه کننده بود. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| شعر منتشر نشدهای از «شیخ رجبعلی خیاط» در وصف امام علی(علیه السلام) | فدايي ولايت | 1 | 1,680 |
۲۰/شهریور/۹۱ ۱۹:۳۹ آخرین ارسال: zarati313 |
|








