|
حکایتها و سخنان پندآموز
|
|
۹:۴۵, ۲۰/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #419
|
|||
|
|||
|
نوشتهاند : در بنىاسرائيل زنى زناكار بود ، كه هركس با ديدن جمال او ، به گناه آلوده مىشد ! درب خانهاش به روى همه باز بود ، در اطاقى نزديك در ، مشرف به بيرون نشسته بود و از اين طريق مردان و جوانان را به دام مىكشيد ، هركس به نزد او مىآمد ، بايد ده دينار براى انجام حاجتش به او مىداد !عابدى از آنجا مىگذشت ، ناگهان چشمش به جمال خيره كننده زن افتاد ، پول نداشت ، پارچهاى نزدش بود فروخت ، پولش را براى زن آورد و در كنار او نشست ، وقتى چشم به او دوخت ، آه از نهادش برآمد كه اى واى بر من كه مولايم ناظر به وضع من است ، من و عمل حرام ، من و مخالفت با حق ! با اين عمل تمام خوبىهايم از بين خواهد رفت !! نگ از صورت عابد پريد ، زن پرسيد اين چه وضعى است . گفت : از خداوند مىترسم ، زن گفت : واى بر تو ! بسيارى از مردم آرزو دارند به اينجايى كه تو آمدى بيايند . گفت : اى زن ! من از خدا مىترسم ، مال را به تو حلال كردم مرا رها كن بروم ، از نزد زن خارج شد در حالى كه بر خويش تأسف و حسرت مىخورد و سخت مىگريست !زن را در دل ترسى شديد عارض شد و گفت : اين مرد اولين گناهى بود كه مىخواست مرتكب شود ، اين گونه به وحشت افتاد ؛ من سالهاست غرق در گناهم ، همان خدايى كه از عذابش او ترسيد ، خداى من هم هست ، بايد ترس من خيلى شديدتر از او باشد ؛ در همان حال توبه كرد و در را بست و جامه كهنهاى پوشيد و روى به عبادت آورد و پيش خود گفت : خدا اگر اين مرد را پيدا كنم ، به او پيشنهاد ازدواج مىدهم ، شايد با من ازدواج كند !و من از اين طريق با معالم دين و معارف حق آشنا شوم و براى عبادتم كمك باشد .بار و بنه خويش را برداشت و به قريه عابد رسيد ، از حال او پرسيد ، محلّش را نشان دادند ؛ نزد عابد آمد و داستان ملاقات آن روز خود را با آن مرد الهى گفت ، عابد فريادى زد و از دنيا رفت ، زن شديداً ناراحت شد . پرسيد از نزديكان او كسى هست كه نياز به ازدواج داشته باشد ؟ گفتند : برادرى دارد كه مرد خداست ولى از شدت تنگدستى قادر به ازدواج نيست ، زن حاضر شد با او ازدواج كند و خداوند بزرگ به آن مرد شايسته و زن بازگشته به حق پنج فرزند عطا كرد كه همه از تبليغ كنندگان دين خدا شدند !! برگرفته از كتاب داستانهاي عبرت آموز استاد حسين انصاريان
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| حکایات و سخنان پندآموز 2 | Ramin_Ghn | 56 | 26,473 |
۲۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۷:۲۱ آخرین ارسال: aboutorab |
|







