|
قساوت قلب....
|
|
۲:۰۶, ۱۲/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۹۱ ۲:۰۹ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
قساوت قلب آدمی با دلی نرم و رقیق به دنیا می آید و خود اوست که باعث قساوت قلب خود می شود. انجام هر گناه پله ای می شود برای قساوت قلبش. وقتی قلب انسان را قساوت بگیرد، دیگر نسبت به امور لطیف و ظریف و نورانی تأثیرپذیر نخواهد بود؛ در نتیجه بسیاری از امور که باعث تنبه و رشد دیگران است، در رشد و ترقی او تأثیر نخواهد داشت: « کَلاّ بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ»؛ «چنین نیست که آنها می پندارند؛ بلکه اعمالشان چون زنگاری بر دلهایشان نشسته است».(5) انسانی که دچار قساوت قلب می شود، نه تنها با خالق خود مشکل پیدا می کند؛ بلکه در ارتباطات خانوادگی و اجتماعی اش هم دچار مشکل می شود. وقتی دل آدمی سخت می شود، نمی تواند از احساسات لطیف و پاک برخوردار باشد و در نتیجه زندگی سرد و خشنی خواهد داشت؛ هم چنانکه خداوند درباره برخی از گنهکاران لجوج می فرماید: « خَتَمَ اللّهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ عَلی سَمْعِهِمْ وَ عَلی أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ»؛ « خدا بر دل ها و گوش های آنان مهر نهاده و بر چشم هایشان پرده ای افکنده شده و عذاب بزرگی در انتظار آن هاست».(6) گناه از اعضاء و جوارح، سرازیر قلب مى شود و اندک اندک قلب را به یک باتلاق متعفن و گندیده مبدل مى کند. در چنین شرایطی است که انسان راه و چاه را تشخیص نمى دهد و مرتکب اشتباهات عجیبى مى شود که همه را حیران مى کند و با دست خود تیشه به ریشه سعادت خویش مى زند و سرمایه خوشبختى خویش را به باد فنا مى دهد. تکرار و استمرار گناه، اندک اندک آدمی را در تاریکى روحى بیشترى فرو مى برد و به جایى مى رساند که گناهانش در نظرش حسنات جلوه و گاه حتی به گناهش هم افتخار مى کند. در این مرحله است که راه هاى بازگشت به رویش بسته مى شود و تمام پل ها پشت سرش ویران مى گردد و این، خطرناک ترین حالتى است که ممکن است براى یک انسان پیش آید.(7) رسول خدا صلی الله علیه و آله : « از مستی گناه بپرهیز؛ چرا که برای گناه هم جنونی مانند جنون شراب وجود دارد؛ بلکه جنونش شدیدتر است» ===================== 5. مطففین: 14. 6. بقره: 7. 7. تفسیر نمونه، ج 26، ص 266. ادامه دارد...............
|
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۱:۴۴, ۱۲/دی/۹۱
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
از از امير مؤمنان روايت شده است: «ما جَفَّتِ الدُّموُعِ اِلاَّ لِقَسْوةِ الْقُلُوبِ، وَ ما قَسّتَ الْقُلُوبُ اِلاّ لِكَثْرةِ الذُّنوُبِ; اشكها خشك نمى شوند مگر به سبب سختى دلها; و دلها سخت و سنگين نمى شوند مگر به سبب فزونى گناه».(11)
در كافى آمده است كه از جمله پيامهاى پروردگار به موسى(عليه السلام) اين بود: «يا مُوسى لا تَطُولُ فِى الدُّنْيا أَمَلَكَ، فَيَقْسُو قَلْبَكَ، وَالْقاسِى الْقَلْبِ مِنّى بَعيدٌ; اى موسى آرزوهايت را در دنيا دراز مكن كه قلبت سخت و انعطاف ناپذير مى شود و سنگدلان از من دورند».(12) باز از امير مؤمنان على (عليه السلام) روايت شده است: «لُمَّتانِ: لُمَّةٌ مِنَ الشَّيْطانِ وَ لُمَّةٌ مِنَ الْمُلْكِ، فَلُمَّةُ الْمُلْكِ اَلرِّقَةِ وَ الْفَهْم ، وَلُمَّةُ الشَّيْطانِ السَّهْوُ وَالْقَسْوَةِ; دوگونه القا وجود دارد: القاى شيطانى و القاى فرشته. القاى فرشته باعث نرمى قلب و فزونى فهم مى شود و القاى شيطانى موجب سهو و قساوت قلب».(13) به هر حال، براى بدست آوردن شرح صدر و رهايى از قساوت قلب بايد به درگاه خدا روى آورد تا آن نور الهى كه پيامبر وعده داده در قلب بتابد، بايد آينه قلب را از زنگار گناه صيقل داد و سراى دل را از زباله هاى هوا و هوس پاك كرد تا آماده پذيرايى شود; اشك ريختن از خوف خدا و از عشق آن محبوب بى مثال، تأثير عجيبى در رقّت قلب و نرمش و گسترش روح دارد و جمود چشم از نشانه هاى سنگدلى است.(14) 11. در بحارالانوار، همان جلد و صفحه 12. ج 2، باب «القسوة» ح 1. 13. كافى ج 2، باب «القسوة» ح 3 14. تفسير نمونه |
|||
|
|
۴:۱۷, ۱۴/دی/۹۱
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
امام سجاد عليهالسلام در مناجات شاكين، از قلب معيوبِ دچار قساوت به درگاه الهى شكايت مىكند. مراد از قلب، روح و نفس انسانى است. قلب زمانى كه بر محور فطرت الهى باشد، «قلب سليم» و آنگاه كه دچار زنگار گردد، «قلب بيمار» مىگردد.
مناجات شكوه كنندگان
بسم الله الرّحمن الرّحیم به نام خداى بخشنده مهربان اِلهى اِلَيْكَ اَشْكُو نَفْساً بِالسُّوَّءِ اَمّارَةً وَاِلىَ الْخَطيئَةِ مُبادِرَةً خدايا به سوى تو شكايت آورم از نفسى كه مرا همواره به بدى وادارد و به سوى گناه شتاب دارد وَبِمَعاصيكَ مُولَعَةً وَلِسَخَطِكَ مُتَعَرِّضَةً تَسْلُكُ بى مَسالِكَ و به نافرمانيهايت حريص است و به موجبات خشمت دست درازى كند مرا به راههايى كه الْمَهالِكِ وَتَجْعَلُنى عِنْدَكَ اَهْوَنَ هالِكٍ كَثيرَةَ الْعِلَلِ طَويلَةَ الاْمَلِ اِنْ منجر به هلاكت مى شود مى كشاند و بصورت پست ترين نابودشدگان درم آورد بيماريهايش بسيار و آرزويش دراز مَسَّهَا الشَّرُّ تَجْزَعُ وَاِنْ مَسَّهَا الْخَيْرُ تَمْنَعُ مَيّالَةً اِلَى اللَّعِبِ وَاللَّهْوِ است اگر شرى به او رسد بى تاب شود و اگر خيرى نصيبش گردد سركشى كند به اسباب بازى و سرگرميهاى بيهوده مَمْلُوَّةً بِالْغَفْلَةِ وَالسَّهْوِ تُسْرِعُ بى اِلىَ الْحَوْبَةِ وَتُسَوِّفُنى بِالتَّوْبَةِ بسيار متمايل و از بى خبرى و فراموشى انباشته است مرا به سوى گناه شتاب دهد و به نوبت توبه به امروز و فردايم كند اِلهى اَشْكُو اِلَيْكَ عَدُوّاً يُضِلُّنى وَشَيْطاناً يُغْوينى قَدْ مَلاَ خدايا به تو شكايت آورم از دشمنى كه گمراهم كند و شيطانى كه مرا از راه بدر برد سينه ام را پر از بِالْوَسْواسِ صَدْرى وَاَحاطَتْ هَواجِسُهُ بِقَلْبى يُعاضِدُ لِىَ الْهَوى وسوسه كرده و تحريكات زهرآگينش قلبم را احاطه كرده به هوا و هواسم كمك كند وَيُزَيِّنُ لى حُبَّ الدُّنْيا وَيَحُولُ بَيْنى وَبَيْنَ الطّاعَةِ وَالزُّلْفى اِلهى و دوستى دنيا را پيش چشمم آرايش دهد ميان من و فرمانبردارى و تقرب به درگاهت حائل گردد خدايا اِلَيْكَ اَشْكُو قَلْباً قاسِياً مَعَ الْوَسْواسِ مُتَقَلِّباً وَبِالرَّيْنِ وَالطَّبْعِ مُتَلَبِّساً پيش تو شكوه آرم از دلى كه سخت شده و بدست وسوسه ها بگردد و به زنگ (خودبينى ) و خوى زشت پوشيده شده ، وَعَيْناً عَنِ الْبُكاَّءِ مِنْ خَوْفِكَ جامِدَةً وِ اِلى ما تَسُرُّها طامِحَةً اِلهى و از ديده اى كه به هنگام گريه كردن از خوف تو خشك است ولى براى نگريستن به مناظر خوش آيندش خيره و حريص است خدايا لا حَوْلَ لى وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِقُدْرَتِكَ وَلا نَجاةَ لى مِنْ مَكارِهِ الدُّنْيا اِلاّ جنبش و نيرويى براى من نيست جز به نيروى تو و راه نجاتى از گرفتاريهاى دنيا ندارم جز بِعِصْمَتِكَ فَاَسْئَلُكَ بِبَلاغَةِ حِكْمَتِكَ وَنَفاذِ مَشِيَّتِكَ اَنْ لا تَجْعَلَنى نگهدارى تو پس از تو مى خواهم به حكمت رسايت و به مشيت جارى و گذرايت كه مرا تنها در معرض لِغَيْرِ جُوْدِكَ مُتَعَرِّضاً وَلا تُصَيِّرَنى لِلْفِتَنِ غَرَضاً وَكُنْ لى عَلَى جود و بخشش خود درآورى و هدف تيرهاى بلا و آزمايش قرارم ندهى و مرا در پيروزى الاْعْداَّءِ ناصِراً وَعَلَى الْمَخازى وَالْعُيُوبِ ساتِراً وَمِنَ الْبَلاَّءِ و اقِياً بر دشمنان يارى كنى و رسوائيها و عيوبم را بپوشانى و از بلا محافظتم كنى وَعَنِ الْمَعاصى عاصِماً بِرَاءْفَتِكَ وَرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ و از گناهان نگاهم دارى به مهر و رحمتت اى مهربانترين مهربانان |
|||
|
|
۲۱:۳۱, ۱۶/دی/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/دی/۹۱ ۲۳:۲۸ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
عواملی که باعث قساوت قلب میشود :
1- دوستی شهوات: کسی که دلش با دوستی شهوات دنیایی باشد قلب او از یاد خدا محجوب می گردد. 2 2- کثرت کلام و زیاد سخن گفتن به غیر ذکر خدا قساوت قلب می آورد. 3- آرزوهای بلند دنیایی: خداوند به حضرت موسی فرمود: ای موسی! آرزویت را در دنیا دراز مکن که قلبت سخت و انعطاف ناپذیر می شود.3 4- رفت و آمد با دوستانی که اهل بی بند و باری و حرام باشند. 5- پیامبر فرمود: چهار چیز قلب را می میراند: 1- گناه بر روی گناه افزودن 2- هم سخن شدن زیاد با زنان 3- بگو مگو کردن با احمق – تو می گویی و او می گوید و هرگز به راه نمی آید – 4- همنشینی با مردگان. عرض شد یا رسول الله منظور از مردگان چیست؟ فرمود: هر توانگر خوش گذران. 4 هم چنین از امیر مؤمنان روایت شده: اشک ها خشک نمی شوند مگر به سبب سختی دلها و دلها سخت و سنگین نمی شوند مگر به سبب فزونی گناه 5 6- خندیدن زیاد 7- شنیدن لهو و لعب، چه در قالب موسیقی مناسب مجالس لهو و لعب و چه در قالب حرف های پراکنده دوستان( البته باید توجه داشته باشیم که مراد از حرف های پراکنده، حرف هایی است که ثمره مفید دنیایی و اخروی نداشته و باعث غفلت انسان نیز می شود. این طور نیست که شاد بودن، موجب قساوت قلب شود. البته شادی باید هدایت شده باشد.) 8- دنبال شکار رفتن برای تفریح و گرفتن جان موجودات زنده و پر از لطافت خداوند آن هم نه سر اجبار که برای تفریح این واقعا سنگ دلی است. 9- امام صادق علیه السلام: خداوند متعال به موسی(علیه السلام) وحی فرستاد که ای موسی از فزونی اموال خوشحال مباش، و یاد مرا در هیچ حال ترک مکن چرا که فزونی مال غالبا موجب فراموش کردن گناهان است و ترک یاد من قلب را سخت می کند.6 2- میزان الحکمة، ح16985 3- میزان الحکمة، ح17000 4- میزان الحکمة، ح17023 5- . بحارالانوار، ج 7، ص 55 6- . بحارالانوار، ج 7، ص 55 دل هایى كه در غلاف است!! وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَقَلِیلاً ما یُۆْمِنُونَ (بقره 88) و آنها (به پیامبران) گفتند: دلهاى ما در غلاف است (و ما از گفتههاى شما چیزى نمىفهمیم.) چنین نیست، بلكه خداوند به سبب كفرشان از رحمت خود دور ساخته (و به همین دلیل چیزى درك نمىكنند)، پس اندكى ایمان مىآورند. باز روى سخن در این آیه به بنى اسرائیل است، هر چند مفاهیم و معیارهاى آن عمومیت دارد و همگان را در بر مىگیرد. ممكن است جمله (بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَقَلِیلًا ما یُۆْمِنُونَ) درباره یهودیانى باشد كه پیامبران را تكذیب كردند یا به قتل رساندند، و نیز احتمال دارد درباره یهودیان معاصر پیامبر باشد كه در برابر سخنان او یك روش سرسختانه لجوجانه و انعطافناپذیر به خود مىگرفتند، ولى در هر حال بیانگر این واقعیت است كه انسان بر اثر پیروى از هوس هاى سركش آن چنان از درگاه خدا رانده مىشود و بر قلب او پردهها مىافتد كه حقیقت كمتر به آن راه مىیابد. البته به نظر می رسد این جواب استهزا آمیز، شعار همهى مشركان و سركشان، در برابر پیامبران بوده است. چنان كه در جواب حضرت شعیب مىگفتند: «یا شُعَیْبُ ما نَفْقَهُ» (هود، 91) ما حرف تو را نمىفهمیم. و یا در برابر آیات قرآن مىگفتند: «قُلُوبُنا فِی أَكِنَّةٍ» (فصّلت، 5) دل هاى ما در پرده و پوشش است. و در این آیه نیز تعبیر «قُلُوبُنا غُلْفٌ» آمده است. |
|||
|
|
۱۴:۴۶, ۲۶/دی/۹۱
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
سلام خدمت دوستان.
بعد از اینکه مطالبی درباره قساوت فلب خوندیم بهتره کارهایی که باعث رقت قلب میشه رو هم بدونیم.من اینجا مطالبی درباره رقت قلب قرار میدم.امیدوارم برای شما مفید باشه رقت قلب اگر میخواهی اهل رقّت قلب شوی سعی کن غفلت را از خودت بزدایی، به ا ین وسیله که زیاد اهل ذکر و توجه باش. برای اینکه بتوانی این حالت توجه را حفظ کنی و عوامل خارجی تو را منصرف نکنند اهل خلوت کردن با خدا ی خو یش باش! راه های رقت قلب چیست؟ اشك چشم و حال و هواى خوش دعا و عبادات وجود يك علت بسيار مهمى را مىطلبد و آن رقت قلب است يعنى دل انسان بايد رقيق گردد و سنگدلى تبديل به نازك دلى شود براى بدست آوردن رقت قلب بايد اسباب و عللى را با دل آميخته و عجين كرد كه پارهاى از اسباب رقت قلب اينها هستند: 1- اجتناب از گناه قال على (علیه السلام) « ما جفت الدموع الا بقسوة القلوب و ما قست القلوب الا لكثرة الذنوب»(1) حضرت على (علیه السلام) مىفرمايند: اشكها خشكيده نشد مگر به خاطر سنگدلىها و قساوت قلبها و قلوب با قساوت نشد مگر به خاطر زيادى گناهان بنابراين ريشه اشك نداشتن، قساوت قلب است و ريشه قساوت قلب ،گناه است پس ريشه اشك داشتن ،رقت قلب است و ريشه رقت قلب ،پرهيز از گناه است. (1) وسائل الشيعه، ج 11 ص 337 روايت 5 به نقل از سرالاسراء استاد على سعادتپرور ج 2 ص 473 روايت 8).
|
|||
|
|
۱:۳۱, ۳/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
2- زهد در دنيا: مولى على (علیه السلام) مىفرمايند: «ان الزاهدين فى الدنيا تبكى قلوبهم و ان ضحكوا»(2) زهد ورزان در دنيا قلبهايشان مىگريد و گر چه بظاهر بخندند گريه قلب همان رقت قلب است و با زهد در دنيا حاصل مىشود و زهد نه يعنى مال نداشتن بلكه يعنى دل را درگرو مال و آمال نگذاشتن. 3- ترك آرزوهاى دراز: يعنى آرزوهاى طولانى از دل رفته گردد در روايتى خداوند تبارك و تعالى به حضرت موسى (علیه السلام) مىفرمايند: «لا تطول فى الدنيا املك فيقسو قلبك و القاسى القلب منى بعيد»(3) آرزويت را در دنيا طولانى مكن تا كه قلبت با قساوت گردد و كسى كه قساوت قلب دارد از من دور است. (2) نهج البلاغه خطبه 113 به نقل از همان ج 1 ص 431 روايت 2) (3) اصول كافى ج 3 ص 329 به نقل از همان ج 2 ص 473 روايت 7) |
|||
|
|
۱:۴۰, ۱۳/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
4- كم خورى: مولى على (علیه السلام) مىفرمايند: من كثر طعامه سقم بدنه و قسى قلبه هر كس طعامش زياد شود بدنش بيمار و قلبش با قساوت مىشود»،(4). مراد از كم خورى آن است كه انسان به حدى بخورد كه از پر خورى مريض نشود ملاك اين است كه از پرخورى بدنش بيمار نگردد پس اگر از افراط در كم خورى هم كسى مريض شود مذموم و نكوهيده مىباشد بهرحال بدن چون مركب پرواز روح است بايد قوى و چالاك باشد غذاهاى مقوى بخورد ولى هنوز اشتها دارد دست بكشد. 5- تأسف طولانى بر غفلات گذشته و هلكات آينده: مولى على (علیه السلام) مىفرمايند: ان للذكر لاهلا اخذوه من الدنيا بدلا جرح طول الاسى قلوبهم و طول البكاء عينهم براى ذكر اهلى است كه ذكر را بجاى دنيا اخذ كردهاند (اين اهل ذكر ويژگىهايى دارند كه دو تا از آنها اين است) درازى حزن و اندوه دلهايشان را و گريه طولانى وهميشگى چشمهايشان را جريحه دار ساخته»،(5). اين تأسف و اندوه طويل و هميشگى نه مثل تأسف اهل دنياست كه نكوهيده و پست باشد بلكه تأسفى است كه قلب را از كثافات دنيا مىكند و دل را رقيق و گريه گهگاهى را به ناله هميشگى مبدل مىسازد. تمامى اين اسباب بايد رفيق دل شود تا قلب رقيق گردد و در نتيجه چشم بگريد و حال خوش اقبال كند. (4) مستدرك الوسائل، ج 12، ص 94) (5) بحارالانوار، ج 66، ص 325)
منبع: توصیه ها،پرسش ها وپاسخ ها ؛در محضر آیت الله جوادی آملی؛نهادنمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه |
|||
|
|
۲۱:۴۴, ۲/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
قلب، گاهی دارای رقّت است و گاهی هم دچار ضعف میشود. ممکن است کسی بگوید، من در تمام مدت عمر خود، حتی یک گوسفند را هم سر نبریدهام یا بریدن سر مرغی را ندیدهام، این رقّت قلب نیست، بلکه ضعف نفس است، زیرا همین شخص وقتی بوی کباب گوشت گوسفندی که میخورد، به مشام فقرا میرسد، در خود هیچ احساسی ندارد.
رقّت قلب و عاطفه از فضایل انسانی است؛ در حالی که ضعف نفس هیچ فضیلتی ندارد. رقّت قلب راهی است که انسان با طیّ آن، بر اساس دستورات الهی، به خلق خدا خدمت میکند |
|||
|
|
۲۱:۰۸, ۲۷/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
قال باقر علیه السلام: تَعَرَّض لِرِقَّةِ القَلبِ بِکَثرَةِ الذِّکرِ فی الخَلَواتِ امام باقر علیه السلام می فرمایند: برای رقت قلب، زیاد در خلوت ها ذکر بگو. بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۶
|
|||
|
|
۱۴:۵۸, ۳۰/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
(۱۴/آذر/۹۱ ۱۳:۵۰)ترنم نوشته است:با تشکر فراوان از این تاپیک ارزشمند....خلاصه پست: _توبه _کم کردن آرزوهای دنیایی _عبادت _صدقه دادن _با فقرا رفت و آمد کردن _معاشرت با انسانهای مومن و با ایمان _ترک مخاصمه و جدل و دعوا _ترک جدی گناهان _شنیدن موعظه ها _یاد مرگ _تلاوت قرآن _رفتن به مجالس علم _اطعام به مساکین _رسیدگی به یتیمان _تفکر _روزه گرفتن _خواندن ادعیه |
|||
|
|
۰:۵۵, ۲۳/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا رَقَّ أَحَدُكُمْ فَلْيَدْعُ فَإِنَّ الْقَلْبَ لَا يَرِقُّ حَتَّى يَخْلُص از امام صادق (علیه السلام) فرمود: چون براى يكى از شما، رقت قلب آمد بايد دعا كند، زيرا دل تا پاك نشود، رقّت نكند الكافي-ج2ص477 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









