|
حکایتها و سخنان پندآموز
|
|
۲۱:۴۱, ۲۷/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #434
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
آدم خدایی سنگینی گناه را حس میكند كسی كه نورانی و سبك شده، حتی یك پر كاه هم مثل كوه دماوند برای او سنگین است...وقتی گنهكاری نزد امام صادق(علیه السلام) آمد و گفت كه میخواهم توبه كنم، امام فرمودند: واقعاً میخواهی توبه كنی یا مثل بقیه حرف میزنی؟!
گفت: نه، میخواهم واقعاً توبه كنم. فرمود : توبهای كه ما میگوییم حاضری انجام دهی؟! عرض كرد : بله. فرمود: اگر این توبهای كه من میگویم، انجام دهی، به خدا قسم بهشت خدا را برای ورود تو ضامن میشوم. اگر آن توبهای كه من میگویم انجام بدهی، معاملهای بالاتر از این با تو میكنم، من توبهای كه به تو میگویم اگر عمل كنی، بهشت را ضامن میشوم. عرض كرد: آقا بگویید. امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «اخرُج مِما أنتَ فِیهِ» هر چه كه خدا نمیخواهد و الان هستی بیرون بیا، این توبه است. حسودی! رابطهات را با حسد بِبُر، متكبری! پَرِ تكبرت را قیچی كن، مغروری! پر غرورت را آتش بزن، ریاكاری! ریایت را بیرون بیاور و در آتش جهنم بریز، منافقی! از دو رو بودن دست بردار، در اداره كم كاری میكنی؟! كم كاری نكن، از شهوترانی بیرون بیا، چشمچرانی! از چشمچرانی بیرون بیا، هنوز هم مال حرام دوست داری، علاقهات را از مال حرام قطع كن: «اخرُج مِما أنتَ فِیهِ» بیرون بیا، از جلد گناه بیرون بیا. فكری كرد و گفت: «خَرَجتُ مِما أنا فیِهِ» بیرون آمدم، میلیونر هم بود، گوسفند داشت، شتر داشت، آسیاب داشت، مغازه داشت، ملك اجارهای داشت، بیرون آمد. ابوبصیر میگوید: روزی در كوفه او را دیدم كه فقط یك پیراهن عربی پوشیده بود. به او گفتم كجایی؟! گفت: دنبال یك پیراهن میگردم، این پیراهنی كه تن من است، مال همان روزهایی است كه در گناه بودم، از كوه به تنم سنگینتر است. گفت: یك پیراهن به او دادم، مرا دعا كرد. گفتم: خانهها، آسیاب و غیره را چه كردی؟ گفت: هیچ كدام درست نبود، پرسیدم: گوسفندها را چه كردی؟ گفت: هیچ كدام درست نبود، زن و بچه را چه كردی؟ گفت: ازدواج من با زن طاغوتی بود، از طاغوتیهای بنیامیه. او حاضر نشد راه مرا قبول كند. پرسیدم : الان بچهها چه كاره هستند؟ گفت: بچهها مرا دیوانه خواندند، آنها هم رفتند، ما ماندیم و این پیراهن. گریهام گرفته كه این پیراهن چرا تن من است؟ چطور زمانی كه این همه مال داشتی، سنگین نبود، چون خدایی نبودی، آدم خدایی سنگینی گناه را حس میكند كسی كه نورانی و سبك شده، حتی یك پر كاه هم مثل كوه دماوند برای او سنگین است. چند روز او را ندیدم، سراغش را گرفتم، گفتند یك قطعهای هست خراب شده كسی هم در آن نیست، صاحبانش هم دست برداشتهاند آنجا افتاده، بالای سرش رفتم، گفتم دكتر برایت بیاورم؟ گفت : نه، دكتر مرا مریض كرده است : در دست طبیب است علاج همه دردی دردی كه طبیبم دهد آن را چه علاج است سرش را به دامن گرفتم، از حال رفت، بعد از چند لحظه چشمش را باز كرد و گفت: ابو بصیر، مولایم امام صادق علیه السلام الان به ضمانتش عمل كرد، چون پارسال به من گفته بود كه بیا بیرون، من ضامن میشوم تا به بهشت بروی، الان ملائكه خدا در خرابه هستند، آنها به من گفتند كه امام صادق علیه السلام به ما گفتهاند كه تو اهل بهشت هستی. بیا بیرون. حجت الاسلام شیخ حسین انصاریان در شرح این حدیث و درباره "نفس" میگوید: گناه چه ارزشی دارد؟ گناه تاكنون چه خدمتی به ما كرده است؟ بله، بالاترین خدمت گناه به ما این بوده كه ما را از تو جدا كرد، این بالاترین خدمت گناه است، حال دوست داری ما به تو وصل شویم؟ ما را بیامرز، یعنی از گناهان ما بگذر، ما میشویم مال تو، اما تا پرونده ما سیاه است، تا دل ما پر از آلودگی رذایل اخلاقی است، تا نفس ما زخم خورده شیطان است، ما مال تو نیستیم. زمانی كه دكتر بالای سر منِ مریض میآید، دماغش را میبندد، دهانش را میبندد، دستكش دستش میكند، الكل دنبالش میگذارد، برای این كه من آلوده هستم، میگوید: ولش كن، نه با من دست میدهد، نه نزدیك تخت من میآید، به محض این كه نبض مرا گرفت، با صابون دستش را میشوید، میگوید آلوده است، اما همین كه خوب شدم و میخواهم حسابش را بدهم، مرا در مطب كنار خودش مینشاند، دست میدهد و در هنگام خداحافظی بغل میكند و دیگر دهان و دماغش را نمیبندد. ما نیز دلمان میخواهد از آلودگیها بیرون بیاییم، ولی از بس بار ما سنگین است نمیتوانیم بیرون بیاییم، دست ما را بگیر خودت ما را از این آلودگیها بیرون بكش . این قلب ما بیت تو بود، ولی ما با آن از ابوجهل بدتر معامله كردیم، این جا را بتخانه كردهایم، شماره بتها هم در این خانه معلوم نیست، هر چه بت بوده ما راه دادهایم، بت دنیا، بت مال، بت حب مقام، بت حب ریاست، بت منیت ... نمیتوان شمرد، از بس كه زیاد هستند. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| حکایات و سخنان پندآموز 2 | Ramin_Ghn | 56 | 26,485 |
۲۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۷:۲۱ آخرین ارسال: aboutorab |
|






