|
سلسله مقالات تحقیقی پیرامون حرمت موسیقی
|
|
۱۴:۴۷, ۲۸/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
پیشرفت چشم¬گیر موسیقی بین اعراب
عرب با موسیقی و غنا به صورت بسیط و ساده اش آشنا نبود؛ پس از امتزاج با ایرانیان لهو و غنا به سرعت انتشار یافت. عجب این است که سرزمین حجاز از خود سرزمین های عراق و شام که مرکز اصلی این صنعت بود جلو افتاد. حجاز از نیمه ی دوم قرن اول هجری، هم مرکز فقه و حدیث بود و هم مرکز لهو و موسیقی . امرا و حکام اموی سخت از لهویات ترویج می کردند و به آنها سرگرم بودند. بر عکس ائمه ی اهل بیت علیهم السلام شدیداً مخالفت می کردند که در فقه و حدیث منعکس است. اگر مطلب را در سطح عامه ی مردم بررسی کنیم، می بینیم توده ی مسلمان ایرانی و همچنین علمای ایرانی نژاد با آن همه سوابق ملی در این کار، بیش از توده ی عرب و علمای عربی نژاد عکس العمل و مخالفت نشان دادند. درباره¬ی « مالک بن انس» امام معروف اهل سنت که نژاد عرب دارد، نوشته اند: در آغاز کار می خواست رشته ی موسیقی را تعقیب کند. مادرش او را منع کرد و گفت: چون چهره و قیافه ای زیبا نداری بهتر است رشته ی فقه را دنبال کنی و همین کار را کرد.(6) ورع و پرهیزگاری ایرانیان آن زمان آنچه تأمل بر می انگیزد این است که اولاً ایرانیان، اهل فن غنا و موسیقی بودند و در آن کار سابقه ای زیادی داشتند و عادتاً آنها باید از نظر شرعی دنبال توجیه و تأویل بروند، ثانیاً شیوع لهو و غنا در حجاز به وسیله ی ایرانیان صورت گرفت. مغنیان معروف آن عصر بیشتر ایرانی بوده اند، در عین حال در جالت مذهبی آن روز، ایرانیان بیش از سایر ملت ها تورّع و پرهیزکاری نشان داده اند. و همچنان که اشاره شد، محل بحث حالت و محیط مذهبی است؛ اما محیط های غیر مذهبی؛ مانند « دربار هارون و دستگاه برامکه» شکل دیگر بود.(7) موسیقی در جنگ های صدر اسلام به هیمن جهت بوده است که در جنگ های صدر اسلام که در حدود هشتاد جنگ و دفاع بوده است، نمی بینیم که مسلیمن برای تهییج سربازان خود به موسیقی متوسل شوند، بلکه آنها شعارهای واقعی خود را به طور دسته جمعی گفته تحریک می گشتند، چنان که در یکی از جنگ ها، قریش شعار ذیل را با موسیقی و هیجان رزم می گفتند: اُعلُ هُبَل، اٌعلُ هُبَل بلند باد هبل، بلند باد هبل. و مسلمانان هم در مقابل می گفتند: الله اعلی و اجل؛ خداوند بالا و بلند مرتبه است. و با اینکه کفار به هر گونه وسایل موسیقی آن زمان برای تحریک سربازان خود متوسل می گشتند، مسلمانان کوچک ترین اعتنایی به مسئله ی موسیقی نداشتند.(8) موسیقی یکی از ابزار استعمار است برای بیگانگان و اسعتمارطلبان که در مقام بهره برداری از منابع طبیعی، و ربودن گنج ها و ثروت کشورهای ضعیف هستند، چیزی موثرتر از آشفتگی فرهنگ، و ناتوانی خرد و دانش ملتها نیست. آنها خوب می دانند ، اگر ملتی فرهنگ صحیح داشته و به حقوق مدنی و اجتماعی خود آشنا و دارای عقل سلیم و اعصاب سالم باشد، هیچگاه اجازه تجاوز به دیگران نمی دهد؛ روی همین اصل سخت می کوشند تا با وسایل مختلف، نیروی خرد و دانش و عزم و اراده ملتهای کوچک را ناتوان ساخته، تااز این ضعف و ناتوانی به نفع توانایی خویش، استفاده گیرند. از جمله برنامه هایی که در دفتر سیاسی خود برای رسیدن به این مقصود و برده ساختن مردم، تنظیم کرده اند. آزادی افسار گسیخته ازدیاد مجالس سستی و رقص و کنسرت و کاباره ها ، نمایش فیلمهای مهیج شهوت، انتشار عکس عریان و نیمه عریان زنان هوسباز به وسیله رسانه ها و نشر داستانها و رمانهای محرک ، ستایش رقاصه ها، تشویق جوانان به نوازندگی و خوانندگی، سرگرم ساختن ملتها به هر وسیله ای حتی به حل کردن جدول، پخش تصنیفهای مهیج شهوت و اشعار عاشقانه و نمایش رقص خانمها، اینها همه از عواملی است که در نقشه استعمار ، برای ناتوان ساختن اندیشه ملته ا به کار رفته است. آری آنها می خواهند به وسیله اجرای برنامه های فوق، در دنیای جدید که خود می گویند عصر آزادی و دموکراسی است، بردگی جدیدی به وجود آورده و عده بسیاری از انسانها را در اثر ابتلائات روحی دچار حیرت و سرگردانی، ناتوانیهای فکری، تضییع نیروی تشخیص افسردگی و خمودی، ضعف اعصاب، ضعف جسمانی، انگیزه های قوی اغتشاشات فکری، هیجانات روحی، جنون،بیماریهای قلبی، انتحار، تهییج عشق، شکست عمر و بالاخره تسلیم در برابر استعمار نموده اند، تا از بردگی آنان به سود آقایی خود استفاده تمام و کمال ببرند! بدیهی است وقتی ما در پیرامون عمل و کارکردموسیقی دقت کنیم، می بینیم آنچه را که بیگانگان می خواهند به نفع سیاست استعماری خود به دست آورند؛ همه رام وسیقی در قدرت و نفوذ تحریکات خود به همراه دارد و آنچه خوبان! همه دارند او به تنهایی داراست! و اگر بگوییم در دنیای امروز موسیقی مجهزترین ابزار استعمار است، راه خطا نرفته ایم. بر این اساس آن قدر که در موسیقی و انتشار آن تبلیغ می شود، درباره هیچ یک از مسائل ضروری و امور حیاتی بشر تبلیغ نمی شود. صدا وسیما که دستگاه حساسی برای تعلیم و تربیت، گسترش دانش، بالا بردن سطح افکار عمومی، و بهترین دستگاه برای نشر اخلاق و امور معنوی و آشنا ساختن جامعه به راه و رسم صحیح زندگی است، به وسیله موسیقی اکثرا وقات شبانه روزش اشتغال شده و تمام برنامه های اصلاحی تحت الشعاع زیر و بم های موسیقی قرار گرفته است. چه بسا ملتی که کار و فرهنگ و بهداشت او با مشکلات فراوانی مواجه است. برنامه موسیقی آن از همه چیز کاملتر است. در برنامه استعمار: موسیقی هنر معرفی می شود! موسیقی را غذای روح می دانند! موسیقی در رشد گیاهان مؤثر می گردد! موسیقی سبب فربه شدن گوسفندان می گردد! موسیقی در ازدیاد شیر گاو و انسان تأثیر می کند!(9) و حال آنکه هنر باید خدمتگذار بشر باشد نه زیان زننده به جسم و جان او، و غذای روح باید سطح دانش و فرهنگ بشری را بالا ببرد، نه او را به سوی بیماریهای روحی و ناتوانیهای فکری و دیوانگی رهسپار کند. و برای رشد گیاهان آب و کود طبیعی لازم است، تا در بافتها و یاخته ها و اندام و قسمتهای « سیتوپلاسم» و « پروتوپلاسم» گیاهان مؤثر واقع گردد، نه تار و ضرب نوازندگان! و ازدیاد شیر گار و انسان و فربه شدن حیوانات احتیاج به خوراک خوب و کافی دارد تا آنکه هضم و جذب بدن شده و آنگاه شیر خوب به وجود آورد یا جثه حیوان را قوی سازد؛ نوای موسیقی به طور غیر طبیعی و زیان آور به هضم و جذب غذا و ازدیاد شیر کمک می کند. از همه مهمتر تهمتی است که به عالم علم و جهان پزشکی زده و تبلیغ می کنند که « موسیقی دیوانگی و بیماریهای روحی را معالجه می کند». اگر چنین است چرا روز به روز بر تعداد بیماران روحی و کثرت مراکز درمانی روانی اروپا و آمریکا و کشرهای دیگر افزوده می شود و چرا آمار خودکشی ها و ناکامی ها روز به روز بالا می رود به طوریکه روانشناسان را متوحش ساخته است! اگر موسیقی دیوانگان را معالجه می کند چرا دانشمندان و روانشناسان و استادان روشنفکر طب و بهداشت برای خدمت به جهان بشریت، اجازه نمی دهند ویولنیستها و پیانیستها، تار و ضرب و وسایل موسیقی خود را برداشته و وارد تیمارستانها شوند و مدتی بخوانند و بنوازند و دیوانگان را شفای عاجل بخشند تا هزینه ی سنگینی که صرف تیمارستانها و معالجه دیوانگان می شود را لااقل صرف بهبود وضع عقلای مردم نمایند.(10) آری همه اینها تبلیغات است، زیرا موسیقی یکی از وسایل مجهز بردگی جدید بشر است که به آسانی می تواند در دورترین نقاط به وسیله ماهواره ها زنجیر بردگی خود را به دست و پای بشر ببندد و بر نیروی فکری مرد و زن حکومت نماید. روی هیمن اصل خدمتگزاران جهان بشری و دانشمندان و روانشناسان بزرگ و دلسوز دنیا ، در مقام بیداری جامعه بشریت برآمده تا جهانیان را به این طرز بردگی جدید واقف سازند.(11) « ناپلئون هیل» نویسنده ی آمریکایی می نویسد: « ده چیز است که باعث هیجان و تحریک مغز می شود ، این وسائل ده گانه ای که مغز انسان را به هیجان و فعالیت وادار نموده و نوسانات آن را به اعلاء درجه می رساند به شرح زیر می باشد: 1- اشتیاق وعلاقه ی جنسی 2- عشق 3- اشتیاق سوزان برای کسب شهرت یا تحصیل مال 4- موسیقی 5- دوستی و رفاقت بین دو مرد یا دو زن یا یک زن و یکمرد 6- تبادل افکار با روح اتحاد و سازگاری بین دو نفر یا بیشتر برای نیل به موفقیت 7- تلقین به نفس 8- تحمل زحمت و مشقت زیاد 9- ترس 10- مخدرات و الکل.(12) یکی از نویسندگان معاصر می نویسد: « به آن افراد نادان و بی فکری که به جای تشویق جامعه به صنایع و اختراعات و توجه به اکتشافات به موسیقی و شراب دنبک اهمیت نمی دهند، بگویید یش از این خیانت به کشور روا مدارید. وقتی استعمار گران و بیگانگان بخواهند اعصاب ملها را ضعیف نموده و آنان را ازکارهای سودمند اجتماعی باز دارند ، به برنامه موسیقی و ساز و آواز آنان بیش از کار و صنعت اهمیت می ده ند.(13) و یکی ار راههای مبارزه با تهاجم فرهنگی است چنان چه مقام مظم رهبری در این باره می فرمایند: راجع به موسیقی و روش مقابله با تهاجم فرهنگی می فرماید: این که ما بگوئیم موسیقی بهترین راه مقابله با تهاجم فرهنگی است، نه من به این معتقد نیستم که موسیقی یک چنین کششی داشته باشد؛ بهتر است بگوییم یکی از راه های مبارزه با تهاجم فرهنگی است. البته با شرایطی می تواند باشد اما بهترین راهش را این نمی دانم.(14) |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| تحقیقی پیرامون موسیقی (مقاله ای از گروه بیداری اندیشه) | asier | 113 | 83,454 |
۱۰/خرداد/۰۲ ۱۷:۴۵ آخرین ارسال: علی 110 |
|
| اگر نسبت به موسیقی شبهه داری یا معرفی یک نوع موسیقی حلال... | Femme Moderne | 12 | 10,787 |
۲۴/شهریور/۹۰ ۱۴:۱۹ آخرین ارسال: Reza2035 |
|







