|
تفاوتهای زنان و مردان
|
|
۰:۲۷, ۱۱/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مرداد/۹۱ ۰:۴۵ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
خوب , سخنرانیش خیلی قشنگ بود , هنوز که من به آخرش نرسیدم !
باشه این پست های آخری بنده رو که از روی سخنرانی نوشتم حذف کنید . بنده دیگه ادامه نمی دم اون مطالب رو . ![]() هوش و استعداد به بخشی از ادراکات آدمی که مربوط به فعالیت مغز و قشر آن است، هوش گفته میشود. هوش از مرحله احساس تا مرحله فعل، نمود دارد و قسمتی از شخصیت و عامل مشترک عقل، معلومات و دانستنیهاست که در واکنشهای طبیعی و شرطی در اعمال عادی و ارادی نقش دارد. احساس، حافظه و درک بهتر روابط بین اشیأ و تناسب واکنشها در هیجانات، انفعالات و عواطف و میزان دقت و ظرافت آنها همه به هوش مربوط است. برخی هوش را ترکیبی از استعداد عددی (روابط و مسائل ریاضی)، آمادگی روانی کلامی (حضور ذهن و کاربرد هر سخن در جای خود)، درک معانی (نقلی، عقلی، فلسفی و علمی)، حافظه، استدلال، فهم روابط فضایی و سرعت ادراک، دانستهاند و تعریفهای دیگری نیز ارائه شده است. هوش به دو نوع نظری و عملی قابل تقسیم است. هوش نظری برای شناخت روابط و واقعیتها بهکار میرود و هوش عملی، شناخت محیط زندگی و سازگاری با آن است. در عرصة بیولوژی، از نظر فراوانی هوش، انسانها با توجه به سه عامل از یکدیگر متمایز میگردند: -1 ساختمان مغز بهویژه چین خوردگیهای سطح خارجی آن. -2 رشد و تکامل مغز در دوران کودکی و بلوغ. -3 وقایع و امکاناتی که برای فرد پیش آمده است. انسانها از نظر بهرة هوشی طبقهبندی شدهاند. از آنجا که مغز، سمبل هوش است و رفتارهای متفاوت و غیرقابل پیشبینی ممکن است در هر انسانی بروز کند، و نیز بهخاطر عوامل وراثتی، محیطی و چگونگی رشد مغز، هیچ دو انسانی حتی دوقلوهای همسان، رفتار و اندیشة یکسانی ندارند و آدمیان از نظر فکر و هوش متفاوتند. همچنین از عوامل مهم تمایز انسانها به لحاظ اندیشه و روان و استعدادها عامل جنسیت است. آیا هوش نیز با جنسیت ارتباط دارد؟ بین حجم و اندازه مغز با هوش چه رابطهای میتوان یافت؟ در زمینه هوش و جنسیت، سه نظریه مطرح است: ( ببینید چه نظریه های وحشتناکی راجع به زن ایراد فرمودن این آقایان به اصطلاح روشن فکر ! ![]() ) الف. نظریة «عدم تفاوت» در این دیدگاه ادعا شده که بهرة هوشی زنان و مردان یکسان بوده و از برتری مختصر هوشی پسران بر دختران میتوان چشم پوشید، زیرا از شرایط محیطی و اجتماعی ناشی میشود. ب. نظریة «نفی هوشِ زنان» برخی در زمینة کاستی مغز و توان هوشی زن گفتهاند: «زنان مغز ندارند. اگر سر کوچکشان را پر از مطلب کنیم از کار میافتد.» «شناختهای فکری برای زن به بهای از دست دادن ویژگیهای زنانه پدید میآید. زنان با هوش، سترون (نازا) هستند و همه تأیید میکنند که زنِ باهوش، صفات و حالات مردانه دارد.» «عدم رشد عقلی در برخی اندیشهها از بزرگترین نقطه ضعفهای شخصیت زن به حساب آمده است، امری که ناستواری و غیرقابل اعتماد بودن شخصیت زن به حساب آمده و سبب میشود دیر یا زود نتواند معنویات و کمالاتی را که بهدست میآورد، نگاه دارد. و بر اثر دخالتهای عاطفی عقل از مسیر خودش انحراف یابد.» علیرغم اینکه کسانی معتقد به بهرههای هوشی نزدیک زن و شوهر هستند، دیگرانی میگویند: «فقط زنانی که شوهران خود را با هوش میپندارند احساس نیک بختی دارند.» دکتر پُل ژولیوس موبیوس مینویسد: «ناتوانی ذهنی یا ضعف فکری زن نه فقط واقعیت، بلکه یک ضرورت است. مواهب فکری زن از مرد کمتر است و آنها را بسیار سریعتر نیز از دست میدهد. سر زن کوچکتر از مرد است و سر کوچک بهطور طبیعی مغز کوچک را جای میدهد و ضعف فکری، او را از استدلال دور میکند.» اوگوست کنت، پدر جامعهشناسی جدید غرب و از برجستهترین مدافعان علوم تجربی و مخالفان مذهب نیز میگوید: «مرد برای اندیشیدن ساخته شده است و زن برای دوست داشتن.» پرودون از پدران سوسیالیزم مدرن معتقد است: «زن، حد وسط میان مرد و دنیای حیوانی است و بهخودی خود، علت وجودی ندارد، زمانی که هوش خود را به کار گیرد، زشت، دیوانه و ایکبیری میشود.» شوپنهاور میگوید: «زن حیوانی است با گیسوان بلند و افکار کوتاه.» ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ژان ژاک روسو، از برجستهترین نظریه پردازان دمکراسی و قرارداد اجتماعی در غرب نیز دربارة زن، چنین قضاوت میکند: «تقریباً تمام دختر بچهها خواندن و نوشتن را با اکراه میآموزند، اما کاربرد سوزن را همیشه داوطلبانه یاد میگیرند... هیچ هنری را نه دوست دارند و نه یاد میگیرند و هیچ نبوغی هم ندارند.» و نیچه فیلسوف بزرگ پستمدرن غرب معتقد است: «وقتی زن دانشمند میشود، نشان آن است که در اندامهای تناسلی او اختلالی روی داده است.» پُل بروکا میگوید: «نباید از نظر دور داشت که زن بهطور متوسط، اندکی کم عقل و هوشتر از مرد است. ممکن است دربارة این تفاوت مبالغه شده باشد اما در هر حال، تفاوتی بسیار واقعی است. بنابر این میتوان فرض کرد که کوچکی مغز زن در عین حال، تابع کهتری جسمانی و کهتری فکری او است.» هاولاک الیس اظهار میدارد: «هزاران زن به نقاشی پرداختهاند، اما فقط مردان در این رشته نبوغ داشتهاند.» ( واقعاً خیلی وحشتناکه که راجع به وجود پر رمز و راز زن این گونه فکر می کردن .
و شاید هنوز هم هستند کسانی که چنین فکرهای ... مزخرفی دارن . ) |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |












