|
تفاوتهای زنان و مردان
|
|
۱۸:۳۲, ۱۱/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
7. حافظه حافظه انواعی دارد: حافظه کوتاه مدت دراز مدت حافظه یا خاطرة شفاهی و فضایی حافظه حادثهای (خاطره زمانها و مکانها و زمینههای خاص) حافظه معنایی (دانش فارغ از محتوا دربارة واقعیتها، زبان یا مفاهیم مانند اینکه تهران پایتخت ایران است.) حافظه روشمندانه حافظه نظرمندانه حافظه عادت حافظه اطلاعاتی پویش خاطره (حافظه) بهطور معمول سه مرحله دارد، رمز شدن، انباشتن (یا تحکیم) و فراخوانی. برای اینکه یک خاطره جدید در حافظه دراز مدت بایگانی شود، به ساعتها یا روزها وقت نیازمند است و در مرحله انباشتن به سادگی میتواند پاک شود. در هر صورت بهنظر میرسد در زمینه حافظه، دختران بر پسران برتری دارند، براساس برخی گزارشات زنان دانشجو بهتر از مردان میتوانند اسامی افرادی را که برای لحظهای ملاقات کردهاند، بهخاطر آورند، و دختران در معلومات و حافظه و هوش اجتماعی از پسران جلوترند. اوج حافظه در سنین 13 تا 16 سالگی است، دختران تا 14 سالگی برای حفظ مطالب توان و لیاقت بیشتری نسبت به پسران از خود نشان میدهند. «در مورد گسترش خزانة لغات میتوان گفت که دختران در مقایسه با پسران، خزانة لغات خود را بیشتر گسترش میدهند، و این گسترش در لغات مربوط به رنگها، افزایش بیشتری دارد؛ زیرا معمولاً آنها به لباسها و یا فعالیتهایی که مستلزم استفاده از رنگهاست، علاقة بیشتری دارند؛ درحالی که خزانة لغات پسران در زمینة لغات عامیانه و فحش از دختران افزایش بیشتری دارد.» در عین حال برخی گفتهاند: «گرچه نخستین تحقیقات دربارة حافظه، برتری زنان بر مردان را نشان داده است، ولی این نتیجهگیری بر آمار مبتنی نیست. و در حافظه عددی، جملهای و اشکال هندسی، عدم اختلافات قابل توجه بین دو جنس مورد تأیید قرار گرفته است. از این گذشته، زنان در حافظه فوری بر مردان برترند و مردان در حافظه غیرفوری بر زنان برتری دارند.» «متخصصان افزایش میزان هورمونهای زنانه نظیر پرژسترون و استرادیول (استروژن) در بدن خانمهای باردار را عامل اصلی افزایش یادگیری و عملکرد بهتر مغزی و حافظه میدانند. تأثیر اصلی این دو هورمون زنانه در قسمت هیپوکامپ است که در ایجاد و تداوم قوه حافظه نقش دارد.» 8. تواناییها و مهارتهای کلامی در زمینه تفاوتهای جنسی نسبت به تواناییهای کلامی، بیشتر اندیشمندان بر این باورند که برتری اندک دختران بر پسران در گویش مورد تأیید است. این تفاوت از دوران نوزادی شکل میگیرد، در مرحله کودکی نسبت به تعداد یادگیری نخستین کلمات و ساختن جملهها و اَدای رسأ و روشن آنها، و میزان استفاده از کلمات، حفظ خزانه لغات، خواندن و خلاقیت کلامی، نوشتن و هجی کردن و نکات گرامری، دختران از پسران برتر بهنظر میرسند، آزمونهایی که دربارة استعمال زبان و مهارتهای کلامی است، این مطلب را تأیید میکند، و این امر در بازیها و دیگر رفتارهای آنها مشاهده میشود، دختران با استفاده از توانایی کلامی خود بیشتر به بازیهایی رو میآورند که بتوانند مهارتهای کلامی خود را در آن به کار گیرند، و پسران به حادثهجویی و بازیهای پرتحرک علاقه نشان میدهند. دختران پیش از آنکه بتوانند سخن بگویند به صحبتهای بزرگسالان توجه و واکنش بیشتری دارند، و بهطور کلی دختران در رشد زبان یک تا دو ماه از پسران جلوترند. اختلالات سخن گفتن میان آنان کمتر است و خواندن را زودتر از پسران میآموزند، و در دورة دبیرستان در آزمونهای دستور زبان دیکته و سیالی واژگان پیشرفتهترند. گذشته از این تعداد پسران مبتلا به عقبماندگی از نظر خواندن به 2 برابر دختران میرسد، و لکنت زبان در میان پسران بیش از دختران است. در این میان برخی گفتهاند: «در حدود سن 6 سالگی میزان گویایی و ذخیره لغات پسران و دختران ابتدأ با هم برابر و سپس بر دختران پیشی میگیرند.» گروهی نیز با توجه به تحقیقاتی نظر دادهاند که تفاوت در تواناییهای کلامی بین پسران و دختران در مقایسه با سه دهه ی گذشته کمتر شده است. و از این مطلب نتیجهگیری شده که ممکن است این تفاوت از عوامل محیطی و زمینههای فرهنگی ناشی شود و الگوهای جنسی زن و مرد که در آن خواندن کار زنانه دانسته میشد، به این ضعف انجامیده است. اینگونه اظهار نظرها با توجه به دلایل فراوانی که برای مهارتهای کلامی زنان وجود دارد چندان درست بهنظر نمیآید. و مواردی که در آن برابری دو جنس در این زمینه مشاهده گردد از حد استثنا فراتر نمیرود. «بافتهای پیوندی اضافی مغز زنها که از میلیونها سلول پیوندی عصبی تشکیل شدهاند، بین مرکز احساسات و گفتار در مغز قرار گرفتهاند و باعث میشوند مهارتهای زبانی دخترهای کوچک قبل از پسرها توسعه یابد.» مغز زن طوری سازمان یافته که بتواند بهطور مؤثرتر احساسات خود را ابراز کند، و از اینرو صحبت کردن از زن جدا نشدنی مینماید، مرد باید نخست درباره ی احساساتش فکر کند و آن گاه سخن بگوید، در حالی که یک زن میتواند همزمان حس کند، بیندیشد و حرف بزند. بسیار اتفاق میافتد که زنی با صحبت کردن، کشف میکند که چه میخواهد بگوید مردها غالباً پیش از آنکه دربارة موضوعی حرف بزنند یا جوابی بدهند، یا تجربهای بهدست آورند، در آغاز بررسی میکنند و دربارهاش میاندیشند. و این پدیدهها از آن جاست که مرد یا زن میتواند بهطور همزمان دو نیمکرة مغزش را به کار گیرد. ولی مردان یا میتوانند از مهارتهای زبانی نیمکره چپ مغزشان استفاده کنند، و یا از مهارتهای معنایی و مشکلگشایی نیمکرة راست بهره ببرند. و در هر صورت این نکته مهم شایان توجه است که برتری زنان در تواناییهای کلامی، از حد سیالی کلام فراتر نمیرود.در درک کلامی و استدلال به آن (مانند قیاس کردن) دختران بر پسران برتری ندارند. در آزمونهای غیرکلامی تفاوت چشمگیری میان دختر و پسر بروز مییابد، و این تفاوت همواره (به جز آزمون رمزنویسی) به نفع پسرهاست. همچنین آواگری و توانایی کلامی در دو سال نخست زندگی میتواند عامل پیشگویی مناسبی برای هوشبهر (بهرة هوشی) دختران در سالهای بعد باشد، زیرا هوش دخترها باثباتتر از پسرهاست، گرچه ممکن است با افزایش سن در دختران (و نیز در آغاز بزرگسالی) گاهی کاهش در هوشبهر آنان دیده شود. ولی رشد هوشبهر پسران همراه با افزایش سن بیشتر میشود، و جالب توجه است که با رشد هوشبهر هم پسران و هم دختران به خصوصیات مردانه گرایش بیشتری مییابند. ان شاء الله ادامه خواهد داشت ... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








