|
ماهیت وجودی و تفاوت های زنان و مردان
|
|
۸:۰۸, ۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بررسی تفاوتهای فیزیولوژیکی درساختمان بدن زن ومرد [/font] دستگاه تولید مثل اساسیترین تفاوت میان زن و مرد، تمایز دستگاه تولید مثلی و اندام های تناسلی آنها از یکدیگر است که خود خاستگاه تفاوتهای بسیار دیگری است و از جنس آدمی، دو نوع متمایز با ویژگیهای جسمی و روانی مختلفپدید میآورد. پيچيده تر بودن دستگاه تناسلي زن نسبت به مرد، تحوّلات هورموني و تغييرات آن در هر ماه در طول عمر زن، مسائلي همچون آبستني، زايمان، شيردهي، يائسگي را پديد مي آورد و بر جسم و روان و كار و رفتار زن تأثير مي گذارد. (آسيموف آيزاك، اسرار مغز آدمي ، ترجمه محمود بهزاد، تهران، علمي و فرهنگي، 1372، ص 118). نقش هورمونها هورمون، یک رابط یا پیام رسان شیمیایی است که از غدد درون ریز ترشح میشود، در سراسر بدن انتشار مییابد و بر سلول خاصی (سلولهای هدف) تأثیر مشخص بر جای میگذارد و اعمال حیاتی بدن را سامان میدهد. به طور کلی هورمون های جنسی اصلی بدن انسان به سه نوع تقسیم میشوند: تستوسترون استروژن پروژسترون هورمون ها، ميزان و نوع ترشّح آن ها در سوخت و ساز مواد مصرف شده توسط انسان، رشد اندام هاي گوناگون انسان، ايجاد حالت هاي هيجاني همانند پرخاشگري و حالت تهاجمي، مقاومت فرد در برابر ميكروب ها، فعاليت جنسي و ديگر ابعاد جسماني و نيز رفتاري و رواني هر يك از جنس زن و مرد تأثيرگذارند و تفاوت هاي بين زن و مرد را نمايان تر مي كنند. میزان ترشح و اثر گذاری این هورمون ها در بدن زن و مرد کاملا متفاوت است.تستوسترون هورمون اصلی مردانه و عامل بروز صفات ثانویه ی جنسی مردانه و استروژن و پروژسترون هورمون های اصلی جنسی در بدن زنان هستند.
بررسی تفاوتهای روانشناختی زن ومرد الف: ویژگیهای روانی زن و مرد چنانچه از نظر ساخت بدنی از هم متمایزند، تفاوتهای روانی آنان نیز از نظر علم روانشناسی در فرهنگهای مختلف به اثبات رسیده است، و این تفاوتها را نمیتوان تنها زاییدة تربیت و محیط دانست. توجه به این تفاوتها و شناخت بهتر از هر یک از دو جنس به زندگی سعادتمندانهتر آنها میانجامد و آدمی را به سوی زیست بایستهتر رهنمون میگردد. تلقین زیست مردانه به زن نابودن انسانیت و هستی او و پایمالی شرف و امتیازات انحصاری زن است. اثری که به سرگردانی و استثمار زن منجر میشود، و روان و جسم او را در وادی هلاکت ساز بیهویتی میفرساید و استعدادها و تواناییهای بینظیر او را به انحراف میکشاند و هستی پایدار و ارجمند زن را متزلزل میسازد. برخی از تمایزات عمده روانی دو جنس چنین است: [b] شکلگیری هویت خانواده، محیط و فرهنگ در شکلگیری هویت نقش دارند، و در آن تفاوتهای جنسی مشاهده میشود. تحقیقات حاکی است که شکلگیری هویت دختران برای استقلال شخصی نیست. بلکه برای صمیمیت و مراقبت از دیگران نیز هست. در حالی که هویت پسران از اساس برای استقلال و رقابت و فردیت شکل میگیرد. شخصیت شخصیت از مجموعهای سرشتها پدید میآید؛ حسادت، کنجکاوی، خیالبافی، اعتماد به نفس عزت نفس، مکانیسمهای دفاعی و شیوة زندگی از عناصر سازنده شخصیت آدمی است، و در آنها میان زن و مرد تفاوتهایی جلب توجه میکند، به عنوان نمونه، زنان از مردان حسودتر و کنجکاوترند. اعتماد به نفس کمتری دارند، خیالبافی و تخیلات در دو جنس فرق میکند. گرایش معنوی گرایش قلبی به دین در میان زنان بیشتر از مردان مشاهده میشود. زن مسائل روحی و معنوی را با روان خودسازگارتر مییابد. گرایش به مادیات براساس تحقیقات مردان بیشتر از زنان به امور مادی و اقتصادی و مسائل دنیوی، گرایش دارند. رشد اخلاقی اندیشه اخلاقی زنان به طور عمده به روابط بین فردی توجه دارد و با احساس مسئولیت نسبت به دیگران همراه است و جنبة از خودگذشتگی دارد. برای مردان خودمختاری و شایستگی مبنای قضاوت اخلاقی است و اخلاق پسران بیشتر بر مبنای عدالت شکل میگیرد. پسران بیشتر از دختران از سخنان رکیک لذت میبرند و بیشتر از آنها از قوانین اخلاقی سر میپیچند. زنان گرچه احساسیترند ولی در مسائل اخلاقی سختگیرترند. عواطف و احساسات زن از مرد عاطفیتر است و با این سرشت به دنیا میآید و زندگی میکند و به ارتباطهای عاطفی علاقه نشان میدهد، احساس محبت در دختران بیش از پسران است. مرد بیشتر بر ارتباطهای فعالیت مدار توجه دارد و دنیای بیرون را هدف قرار میدهد و انرژی خود را صرف تسلط آن میکند. هیجان جنس زن هیجانیتر از جنس مرد است، و کیفیت هیجان او نیز با مرد فرق میکند. استرس (فشار) بر اساس تحقیقات 15 درصد مردان از فشار روانی رنج میبرند، این رقم در مورد زنان به 21 درصد میرسد، از نظر واکنش در برابر عوامل فشارزا نیز بین دو جنس تفاوتهایی مشاهده میشود. پرخاشگری به طور قطع جنس نر از ماده پرخاشجوتر است، در فرهنگهای متفاوت این ویژگی را میتوان دید و تا سالمندی ستیزهجویی در مرد بیشتر از زن مشاهده میشود. وابستگی و استقلال موضوع وابستگی زن به مرد و استقلال خواهی مرد، از نظر وضعیت جسمانی یک امر طبیعی است، روان زن به وابستگی گرایش دارد، از تنهایی میترسد، و در ارتباط با دیگران کارآمدتر میشود. و از آن سوی مرد استقلال طلب است. زمانی که نیازمندی دیگران را به خود در یابد احساس توانمندی میکند. عشق عشق از زیباترین مفاهیم زندگی است و آن را میتوان به انواعی تقسیم کرد. برای زنان عشق یک ارزش است. در روابط جنسی آنان به آغوش گرم و آکنده از محبت نیاز دارند. پوست آنان از پوست مرد 10 بار حساستر است و با نوازش، نشاط روانی به زن دست میدهد. در مرد عشق با ارائه محبت نمود مییابد. درونگرایی و برون گرای بهطورکلی مرد برونگرا و زن درونگراست. و این ویژگی از کودکی در جنس زن وجود دارد. خودکشی بر اساس بیشتر آمارها خودکشی در جنس مرد بیشتر از زن است، و از نظر سن، فصل در خودکشی تفاوتهایی بین دو جنس دیده میشود. در زنان اقدام به خودکشی و تمایل به آن بیشتر است. پسران 3 برابر دختران خود را میکشند، و دختران 3 بار بیشتر از پسران اقدام به خودکشی میکنند. [font=Arial] کل نگری و جزء نگری : مردان بیشتر کل نگر بوده وبه مسائل جزئی توجه چندان نشان نمی دهند ، درحالیکه زنان توجه به مسائل جزئی داشته و این توجه مانع دیدن ابعاد کلی مسائل آنها می شود. علایق سیاسی ، اجتماعی: مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان این مطلب چنین مطرح کرده است که عقل مرد بیش از عقل زن است. منظور ازاین عقیده قوه مدیریت ، در مسائل سیاسی ، اقتصادی ، علمی ، تجربی وریاضی وکارهای اجرایی است نتیجه اینکه علایق سیاسی ، اجتماعی مردان خیلی بیشتر از زنان است. انحصار طلبی زنان : زنان علاقمندند پس از ازدواج کردن همسرشان تنها متوجه ایشان بوده وتمایل به زنان دیگر نداشته باشد. براساس تحقیقات رسیدن زن به اوج لذت هیجان جنسی در روابط زناشویی 5-4 برابر بیشتر از روابط خارج از چارچوب ازدواج ودر روابط تک همسری 3-2 بار بیشتر از روابط چند همسری است واین انحصار طلبی در روابط را می رساند. روابط ارتباطی ( پیوند جویی ) : مردان به سئوال کردن بی علاقه اند درصورتی که زنان علاقمندند ، زنان از اینکه کاری بلد نباشند سئوال می پرسند ویا تقاضای کمک می کنند اما ناراحت نمی شوند درحالیکه یک مرد هیچگاه چنین کاری را نمی کند ، بلکه از کمک کردن به زنان راضی و خشنودند . علت این تفاوت را می توان بر سر میل به پیوند جویی زنان واستقلال طلبی مردان دانست. - در نظر زنان گفتگو وارتباط با همدیگر منشا رضایت و خرسندی است. زنان به جای آنکه هدف گرا باشند ارتباط گرایند وبیشتر تمایل دارند عشق ومحبت خویش را ابراز کنند ولی مردان برقراری ارتباط را وسیله ای برای رسیدن به اهداف خود می دانند. زنان تمایل دارند که ذهن خود را به دیگران مشغول کنند درواقع به فکر دیگران بودن برای آنان نشانه محبت است. - زنان دربین خود ، برای رسیدن به هدف یا گفتن حرفشان به شیوه ای که به کسی برنخورد ، معمولا از روشهای غیر مستقیم استاده می کنند. اما مردان درگفتن آنچه برای گفتن دارند معمولا رودرواسی نمی کنند واز دیگران نیز انتظار دارند که با آنها همین برخورد را داشته باشند. -مردان درتشخیص تفاوت بین هیجانها مشکل دارند همچنین وقتی که آنها موفق می شوند که هیجانی را که درحال حاضر دارند تشخیص می دهند به دشواری می توانند کلمات مناسبی برای بیان آن پیدا کنند. - مردان درسکوت فکر می کنند وبرای اینکار نیاز به زمان دارند ، و زنان با صدای بلند فکر می کنند و برنامه ها ، شادیها و همه شکوه های خود را به طور همزمان وپشت سرهم برزبان می آورند. - مردان از اشتباه کردن می ترسند ونمی خواهند ترسها وتردیدهای خود را نشان دهند آنها به این دلیل که همیشه می خواهند درست پاسخ دهند پیش از پاسخ دادن کمی فکر کنند بنابراین در برخورد با زنان سریع پاسخ نمی دهند یا ازآنها می خواهند که مجال فکر کردن به آنها داده شود. - زنان برای ایجاد ارتباط وبیان حالتهای روحی خود از زبان ارتباطی صمیمانه استفاده می کنند. مردان از زنان برای انتقال اطلاعات و دریافت آن بهره می گیرند. - مردان از واقعیت های عینی وخارجی حرف می زنند ، زنان از ارتباطات عاطفی صحبت می کنند برای یک زن زندگی خصوصی اهمیت دارد نه موقعیت اجتماعی وهنگام حرف زدن زنان معمولا به دنبال تائید شدن هستند درحالیکه مردان قدرت طلبی می کنند. ادامه دارد... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
| پیام در این موضوع |
|
ماهیت وجودی و تفاوت های زنان و مردان - گروه پژوهش - ۳/شهریور/۹۱, ۱۲:۱۳
RE: ماهیت وجودی و تفاوت های زنان و مردان - گروه پژوهش - ۶/شهریور/۹۱ ۸:۰۸
RE: ماهیت وجودی و تفاوت های زنان و مردان - گروه پژوهش - ۱۰/شهریور/۹۱, ۲۱:۱۷
|






