|
رستگاری از شاوشانک-The Shawshank Redemption
|
|
۲۲:۵۳, ۲۹/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/مهر/۹۱ ۲۲:۵۹ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۲۸/مهر/۹۱ ۲۲:۱۹)شاهین نقوی نوشته است: در این فیلم زندان استعاره از جهان است ( حتی حدیث صحیح داریم که دنیا زندان مومن است )ببینید دوستان، ولی پیام ظاهری بسیاری از فیلمهای هالیوودی مثبت است و در باطن تأثیرات مخرب خود را می گذارد. در مورد فیلم حاضر نمی دانم چه اثراتی دارد، ولی برای نشان دادن اینکه این اثرات چطور می توانند باشند، مثالی می زنم: فیلم بسیار معروف باشگاه مبارزه (Fight Club) ساخت 2004، بی هدفی انسان که در سبک زندگیش بروز یافته را نشان می دهد. نقش اول داستان که تنها زندگی می کند پی می برد که آن خوشبختی که فکر می کند با خرید وسایل رفاهی مختلف برای منزلش بدست می آورد، و همیشه خود را در آستانه آن می بیند، فقط سراب است، و تلاش هر روزه اش برای کسب درآمدی که بدون اینها لازمش ندارد پوچ است، و حتی بدتر از این، چیزهایی که صاحبشان است، صاحبش هستند. همچنین درمی یابد که رؤیاپردازی های بشر باعث شده هیچوقت به دنبال هدف راستینی در زندگی خود نباشد. مثلاً بشر امروز را می بیند، که زمانی که جلوی تلویزیون بزرگ می شود همواره باور دارد که روزی ارباب فیلم یا ستاره موسیقی می شود، ولی آخرش نمی شود، و بسیار احساس سرخوردگی می کند. او می فهمد که نبرد بزرگ ما، پوچ نبودن زندگی ماست. اما بعد از تبیین این تفکرات ارزشمند، فیلم سعی می کند آنها را تخریب کند. نقش اول فیلم، به اسم مبارزه با این پوچی، به مبارزه ای دیوانه وار برای حذف رفاه می پردازد، و رؤیاپردازی را با تندروی عوض می کند. او کشف می کند که کتک خوردن همان چیزی بوده که دنبالش می گشته(!) و با یافتن چند همراه، نوعی باشگاه برای مبارزه تن به تن اختراع می کند، تا این راه حل را به تمام جهان هدیه کند. پس از مدتی، چند عملیات خرابکارانه ی کوچک را به عنوان مشق شب به اعضای باشگاه می دهد، و فعالیتهای باشگاه مبارزه در دنیای بیرون را پروژه ی ضرب و شتم می نامد. در ادامه، این باشگاهها در شهرهای مختلف گسترش پیدا می کنند، و افراد زیادی با شغلهای مختلف در آن عضو می شوند. عملیات نهایی آنها منهدم کردن ساختمانهای ثبت اطلاعات کارتهای اعتباری و تمام ساختمانهای پشتیبانشان در تمام شهرها است، تا تمام اعتبارها صفر شود، و آشوب کامل به پا شود! مسلم است که دیوانه بازی هایی مانند اینها نزد مخاطبین اصلاً محبوب نیست، و ترسیم اینها به عنوان آینده ی آن تفکرات ارزشمند، ترفند فیلمساز برای تخریب "مبارزه با پوچی" است. همچنین، حرف حساب فیلم در رد مقبولیت شهرت ستاره های سینما و موسیقی، وقتی از زبان ادوارد نورتون و برد پیت، که از مشهورترینهای هالیوود هستند زده می شود، همانجا کاملاً نقض می شود. اینها نمونه ای از تخریب نهفته در این فیلمهاست، که ما دوران جاهلیت که فیلم هالیوودی می دیدیم برخورد داشته ایم. البته تفکرات ارزشمند درون این فیلمها برای خودش خوب است، ولی به هیچ وجه نمی توان دیدنشان را توصیه کرد.![]() |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









