کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 4.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سیاست خارجی در حکومت اسلامی
۰:۱۲, ۲۹/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آذر/۹۱ ۱۲:۲۹ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #10

ادامه ی عمل به تکلیف و عدم توجه به نتیجه


با تشکر از آقای میلاد.م مدیر کل مهدویت ، با توجه به راهنمایی های ایشون چند تا مطلب مستند دیگه میارم در باب تکلیف گرایی در اسلام و واگذاری نتیجه ی کار به خدا (که در واقع همون توکل کردن به خداست)


مطلب شماره ی 2:
ما در قرآن یک جایی داریم که خدا خطاب به پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرماید که پیامبر تو مسئول ایمان آوردن یا نیاوردن اینها نیستی ، تو وظیفت اینه که بهشون بگی اما اگه ایمان نیاوردن تو مسئول نیستی.
نقل قول:در قرآن عظیم الشان با زیبای خاصی میفرماید :
« إِنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا
وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ » (زمر 41).

(ای محمد) ما این کتاب را به حق برای هدايت مردم بر تو نازل کرديم پس هر کس که ، هدايت يافت به سود وفایده خودش است ، ، و هر که گمراه شد به زيان وضرر خود ش تمام میشود . و تو اى پيامبر! بر آنان به بحیث وكيل و مراقب گماشته نشده‏اى، و موظّف نيستى كه حق را به قلب ، جان ووجود آنان برسانی ، وبه اصطلاح همیشه مراقب ومو اظب آنان باشی که آنان انحرف ننمایند .زیر که تو نمى‏توانى آنان را به اسلام و ايمان وادار به اجبار سازى. تنها وتنها وظيفه تو رساندن پيام آسمانی است ، نه نگهبانى از دلهاى مردم ویا اجبارشان به پذيرش حق.


مطلب شماره ی 3:
در زندگی حضرت ابراهیم ، می بینیم که وقتی امر خدا بر این قرار میگیره که اسماعیل ذبح شود، ابراهیم (علیه السلام) از نتیجه سوال نمیکند ، عمل به تکلیف می کند.


نقل قول:روزی اسماعیل كه جوانی نیرومند و زیبا بود از شكار برگشت، چشم ابراهیم به قد و جمال هم چون سرو اسماعیل افتاد، مهر پدری، آن هم نسبت به چنین فرزندی، به هیجان آمد و محبت اسماعیل در زوایای دل ابراهیم جای گرفت خداوند خواست ابراهیم را در مورد همین محبت سرشار امتحان كند.
شب شد، همان شب ابراهیم در خواب دید كه خداوند فرمان می‎دهد كه باید اسماعیل را قربان كنی.
ابراهیم در فكر فرو رفت كه آیا خواب، خواب رحمانی است؟ شب بعد هم عین این خواب را دید، این خواب را در شب سوم نیز دید، ‌یقین كرد كه خواب رحمانی است. و وسوسه‎ای در كار نیست.[1]
ابراهیم در یك دو راهی بسیار پرخطر قرار گرفت، اكنون وقت انتخاب است، كدام را انتخاب كند، خدا را یا نفس را، او كه همیشه خدا را بر وجود خود حاكم كرده، در این جا نیز ـ هر چند بسیار سخت بود ـ به سوی خدا رفت، گرچه ابلیس، سر راه او بی‎امان وسوسه می‎كرد. مثلاً به او می‎گفت این خواب شیطانی است و یا از عقل دور است، كه انسان جوانش را بكشد و...
ابراهیم كه بت شكن تاریخ بود، اكنون ابلیس شكن شد، جهاد اكبر كرد، و با تصمیمی قاطع آماده قربان كردن اسماعیل شد، چرا كه كنگره عظیم حج قربان می‎خواست، ایثار و فداكاری می‎خواست، نفس كشی و ابلیس كشی می‎خواست تا مفهوم واقعی و عینی یابد، و امضا شود و مورد قبول واقع گردد.
ابراهیم نخست این موضوع را با مادر اسماعیل «هاجر» در میان گذاشت[2] به او گفت: لباس پاكیزه به فرزندم اسماعیل بپوشان، موی سرش راشانه كن، می‎خواهم او را به سوی دوست ببرم و هاجر اطاعت كرد.
وقت حركت، ابراهیم به هاجر گفت: كارد و طنابی به من بده، هاجر گفت: تو به زیارت دوست می‎روی، كارد و طناب برای چه می‎خواهی؟
ابراهیم گفت: شاید گوسفندی قربان بیاورند، به كارد و طناب احتیاج پیدا كنم.
هاجر كارد و طناب آورد، وابراهیم با اسماعیل به سوی قربانگاه حركت كردند.
ابراهیم و اسماعیل ـ علیه السلام ـ در قربانگاه

ابراهیم فرزند عزیزش، میوه دلش و ثمره یك قرن رنج و سختیهایش، اسماعیل عزیزتر از جانش را به قربانگاه «منی» آورد، به او گفت: فرزندم! در خواب دیدم كه تو را قربان می‎كنم.
اسماعیل این فرزند رشید و با كمال كه به راستی شرایط فرزندی ابراهیم را دارا بود، بی‎درنگ در پاسخ گفت: ای پدر! فرمان خدا را انجام بده، به خواست خدا مرا از مردان صبور و بااستقامت خواهی یافت.[4]
ای پدر وصیت من به تو این است كه: 1. دست و پای مرا محكم ببند تا مبادا وقتی تیزی كارد بر من رسید، حركتی كنم و لباس تو خون آلود گردد 2. وقتی به خانه رفتی به مادرم تسلی خاطر بده و آرام بخش او باش 3. مرا درحالی كه پیشانیم روی زمین است و در حال سجده هستم قربان كن كه بهترین حال برای قربانی است، وانگهی چشمت به صورت من نمی‎افتد و در نتیجه محبت پدری بر تو غالب نمی‎شود و تو را از اجرای فرمان خدا باز نمی‎دارد ابراهیم دست و پای اسماعیل را با طناب بست و آماده قربان كردن اسماعیل عزیزش شد، روحیه عالی اسماعیل، در را در اجرای فرمان كمك می‎كرد، ابراهیم كارد را بر حلقوم اسماعیل می‎گذارد، و برای این كه فرمان خدا سریع اجرا گردد، كارد را فشار می‎دهد، فشاری محكم، اما كارد نمی‎برد، ابراهیم ناراحت می‎شود از این رو كه فرمان خدا به تأخیر می‎افتد، با ناراحتی كارد را به زمین می‎اندازد، كار به اذن خدا به زبان می‎آید و می‎گوید: «خلیل به من می‎گوید ببر، ولی جلیل (خدای بزرگ) مرا از بریدن نهی می‎كند».[5]
ابراهیم از اسماعیل كمك می‎خواهد، به او می‎گوید فرزند چه كنم؟
اسماعیل می‎گوید: سر كارد را (مانند نحر كردن شتر) در گودی حلقم فرو كن، ابراهیم می‎خواست پیشنهاد اسماعیل را عمل كند و در همین لحظه ندای خدا به گوش ابراهیم می‎رسد:
هان ای ابراهیم! «قَد صَدقتَ الرؤیا؛ فرمان خدا را با عمل تصیق كردی»
همراه این ندا گوسفندی كه مدتها در صحرای علفزار بهشت چریده بود نزد ابراهیم آورده شد، ابراهیم ندایی شنید كه از اسماعیل دست بردار و به جای او این گوسفند را قربان كن.[6]


[1] . توضیح این كه: ابراهیم می‎خواست قلبش مالامال از اطمینان شود، و احتیاط می‎كرد كه مبادا وسوسه‎ای در كار باشد. با توجه به این كه پای كشتن و قربانی كردن در میان بود.
[2] . گرچه قبلاً‌گفتیم هاجر از دنیا رفت،‌ولی قول دیگر این است كه هاجر در این وقت، زنده بود، و این مطلب بر همین اساس است ـ ضمناً بعضی معتقدند كه ذبیح، اسحاق بوده نه اسماعیل، بنابراین قول، ساره زنده بوده و در جریان ذبح بوده است، ولی اكثر علمای اسلام معتقدند كه ذبیح، همان اسماعیل بوده است و این موضوع از امام صادق ـ علیه السلام ـ سؤال شد، فرمود: اسماعیل بود (نور الثقلین، ج 4، ص 424) و سخن معروف پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ «انا ابنْ الذبیحین» (من پسر دو قربانی هستم) با توجه به این كه تردیدی نیست آن حضرت از نوادگان اسماعیل است، نیز این مطلب را تأیید می‎كند،‌(منظور از قربانی دوم، عبدالله پدر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ است) اما در تورات، اسحاق به عنوان ذبیح معرفی شده، گویی مطلب تورات وارد روایات اسلامی شده است.
[4] . «یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ» (صافات ـ102).
[5] . مجمع البیان، ج 7،‌ص 452؛ تفسیر ابو الفتوح، ج 9، ص 320؛ معراج السعاده، ص 491.
[6] . معراج السعاده، ص 491؛ مجمع البیان، ج 8، ص 453.


منبع
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، مجید املشی ، میلاد.م ، Admirer ، Reza2035 ، خادمة الزهرا ، revenger ، Justice Bringer ، عبدالرحیم ، عبدالرحمن
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پیام در این موضوع

پرش در بین بخشها:


بالا