|
بررسى ديدگاههاى اهل سنت در تفسير آيه غار(جالب)
|
|
۰:۴۳, ۱۲/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم فراز سوم آيه: «إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ»؛ آن هنگام كه آن دو در غار بودند. وقتى او به همراه خود مىگفت... . فخر رازى مىنويسد: «اينكه حضرت در اين سفر حساس و خطرناك ابوبكر را برمىگزيند گواه به اين است كه حضرت او را مؤمن قلبى و راستگو مىدانسته است و اگر حضرت او را منافق مىدانست، در اين سفر خطرناك ـ با اين احتمال كه او كافران را از جايگاه حضرت آگاه خواهد ساخت ـ هرگز او را همراه خود نمىبرد. افزون بر آنكه اين هجرت از سوى خداوند مقرّر گرديده بود و حضرت با داشتن افراد نزديكتر به خود، او را براى همراهى انتخاب فرمود كه اين خود حكايت از جايگاه بلند او دارد.»* وى در ادامه چنين مىافزايد: اين فراز از آيه شريفه با توجه به شرايط حاكم، برترى ابوبكر را مىرساند؛ چون وى را به عنوان همراه پيامبر معرفى فرموده است و اين اشكال كه قرآن كافر را نيز همراه مؤمن ياد كرده است ـ مانند آيه «قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ...» (كهف: 37) ـ وارد نيست؛ زيرا اين آيه در ادامه، پستى و كفر را مطرح مىكند. ولى آيه مورد بحث ما پس از تعبير «صاحبه»، جمله «لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا» را دارد كه از عظمت و جلال حكايت مىكند. پس نبايد اين دو را با هم مقايسه كرد.** به تعبير برخى مفسّران حتى آمدن ضمير به جاى نام همراه پيامبر صلىاللهعليهوآله گوياى شرافت ابوبكر است؛ زيرا در مورد خود حضرت هم ضمير آمده است.*** نقد و بررسى: در نقد اين برداشتها توجه به چند نكته بايسته است: نكته اول: كلمه «صاحبه» تنها بر اين دلالت دارد كه در آن غار شخصى با آن حضرت بوده است و هيچگونه بار ارزشى ندارد و از اين لفظ در آيه نمىتوان امتيازى براى ابوبكر اثبات كرد؛ زيرا از ديدگاه قرآن، ملاك ارزش و افتخار، در افقى برتر از افق اجتماع بشرى است و ملاك كرامت، بندگى و درجاتنزديكبودنبهخداوندمتعال است. نكته دوم: آنچه آيه بر آن دلالت دارد اين است كه ابوبكر در غار همراه حضرت بوده است، اما اينكه اين همراه شدن به انتخاب حضرت بوده است از آيه استفاده نمىشود. روايات نيز نه تنها دلالتى بر انتخاب ندارند، بلكه برخى از آنها گوياى اين هستند كه اين همراهى صرفا اتفاقى بوده است. در ذيل، به دو نمونه از اين روايات اشاره مىشود: 1. حضرت رسول شبانگاه به سوى غار ثور حركت فرمود. ابوبكر به دنبال حضرت به راه افتاد. حضرت صداى نفس زدن او را شنيد، او را شناخت و صبر كرد تا با هم به سوى غار حركت كنند.**** اين روايت حكايت از آن دارد كه هيچگونه هماهنگى و انتخابى در كار نبوده است. 2. ابوبكر در شب هجرت (كه حضرت على در بستر پيامبر اكرم خوابيده بود) وقتى به منزل پيامبر رسيد چنين تصور كرد كه حضرت در بستر خود قرار دارد، اما با حضرت على مواجه شد. صدا زد: يا نبىاللّه! كه حضرت على عليهالسلام فرمود: رسول خدا به سوى بئر ميمون رفتهاند. وى نيز عازم آنجا شد تا اينكه با حضرت وارد غار گرديد.***** نكته سوم: از ظاهر آيه و آن داستان استفاده مىشود كه حضرت رسول صلىاللهعليهوآله در موقعيت خطرناكى قرار داشته و كسى، حتى همراه حضرت هم به دفاع از آن حضرت برنخاسته است؛ زيرا آيه شريفه تنها از يارى خداوند با لشكريان ناپيدا سخن مىگويد. پس عبارت «ثانى اثنين» تنها بر همراهى فردى با حضرت محمد صلىاللهعليهوآله دلالت دارد. *ـ ر.ك: فخر رازى، همان، ص 65. **ـ ر.ك: فخر رازى، همان، ص 67. *** ر.ك: خطيب عبدالكريم، التفسيرالقرآنى للقرآن، ج 5، ص 774. ****ر.ك: جلالالدين سيوطى، الدرالمنثور، ج 4، ص 196. *****ر.ك: حافظ حاكم نيشابورى، المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 133. نفسی باقی باشد به ادامه بحث میپردازم.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| بررسى فضایل حضرت على (علیه السلام) و مساله امامت (حدیث غدیر خم) | Anti gods | 2 | 1,579 |
۲۴/آبان/۹۰ ۱۰:۳۹ آخرین ارسال: Anti gods |
|






