|
ماه رمضان:خودسازی به سبک شهدا
|
|
۱۱:۵۱, ۳۰/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مرداد/۹۲ ۱۱:۵۷ توسط fiftynine.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
شهید ابراهیم هادی : « مشکل کارهای ما این است که برای رضای همه کار می کنیم، به جز رضای خدا»
با ابراهیم از ورزش صحبت می کردیم می گفت: وقتی برای ورزش یا مسابقات کشتی می رفتم، همیشه با وضو بودم. همیشه هم قبل از کشتی دو رکعت نماز می خواندم. پرسیدم : چه نمازی؟ گفت : دو رکعت نماز مستحبی! از خدا می خواستم یک وقت تو مسابقه حال کسی را نگیرم! ابرهیم به هیچ وجه گرد گناه نمی چرخید. برای همین الگویی برای تمام دوستان بود. حتی حرفی جایی که حرفی از گناه زده می شد، سریع موضوع را عوض می کرد. هر وقت می دید بچه ها مشغول غیبت هستند، مرتب می گفت صلوات بفرست! و یا به هر صریقی موضوع بحث را عوض می کرد. بارها خودش را به کارهای سخت مشغول می کرد . زمانی هم که علت آن را می پرسیدیم می گفت : برای نفس آدم این کارها لازمه. شهید جعفر جنگروی تعریف می کرد : پس از اتمام هیئت نشسته بودیم دور هم. داشتیم با بچه ها حرف می زدیم. ابراهیم در گوشه دیگری نشسته بود. توی حال خودش بود. وقتی بچه ها رفتند. آمدم پیش ابراهیم. هنوز متوجه حضور من نشده بود. با تعجب دیدم هر چند لحظه ، سوزنی را به صورتش و پشت پلک چشمش می زند. با تعجب گفتم چی کار می کنی داش ابرام؟! تازه متوجه حضور من شده بود. از جا پرید. از حال خودش خارج شد . بعد مکثی کرد و گفت: هیچی، هیچی، چیزی نیست! گفتم به جون ابرام نمیشه . باید بگی برای چی سوزن زدی تو صورتت. مکثی کرد و خیلی آرام مثل آدم هایی که بغض کرده اند گفت: سزای چشمی که به نامحرم بیفته همینه. تا آن زمان نمی فهمیدم که ابراهیم چه می کند و این حرفش چه معنی دارد . ولی بعد ها وقتی تاریخ زندگی بزرگان را می خواندم . دیدم که آنها برای جلوگیری از آلوده شدن به گناه خودشان را تنبیه می کردند |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







