|
شرح جامع زیارت عاشورا
|
|
۲۳:۱۹, ۳/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
اول - اثبات حقانيت رسول اكرم (ص ) كه اگر ذى حق نبود جراءت مباهله نمى نمود و علماء بزرگ مسيحى از ميدان مباهله فرار نميكردند لذا در آيه فرمود: فمن حاجك فيه من ما جائك من العلم ، يعنى بعد از آنكه شما علم به حقانيت و پيغمبرى خود دارى مباهله را با نصارى شروع كن . دوم - اثبات اينكه حسنين فرزندان رسول خدا (ص ) هستند. اجماع مفسرين بلكه جميع امت بر اينست كه مراد از ابنائنا حسين و حسن عليهماالسلام ميباشند ابوبكر رازى گفته اين آيه دليلست كه حسن و حسين پسران رسول خدا (ص ) هستند و پسر دختر شخص حقيقتا پسر اوست و اخبار عامه و خاصه هم بر اين مدعا گواه است . حافظ ابونعيم و ابن حجر در صواعق و طبرانى در ترجمه حالات حضرت امام حسن (ع ) و جمعى ديگر از علما عامه از خليفه عمر بن خطاب نقل ميكنند كه گفت : انى سمعت رسول الله يقول كل حسب و نسب فمنقطع يوم القيامة ما خلاجسى و نسبى و كل بنى انثى عصبتهم لابيهم ماخلا بنى فاطمة انا ابوهم و انا عصبتهم . يعنى شنيدم از رسول خدا (ص ) كه فرمود هر حسب و نسبى روز قيامت قطع ميشود مگر حسب و نسب من و عصبته هر اولاد دخترى از جانب پدر است مگر اولاد فاطمه من پدر و عصبته آنها مى باشم . خطيب خوارزمى و احمد بن حنبل و سليمان بلخى حنفى در - ينابيع المودة - با مختصركم و زيادى در الفاظ نقل ميكنند كه رسول اكرم (ص ) فرمودند: ((ابناى هذان ريحانتاى من الدنيا ابناى هذان امامان قاما او قعدا . يعنى دو فرزند من حسن و حسين ريحانه دنياى منند و هر دو فرزندان من امامانند خواه قائم به امر امامت و خواه ساكن و قاعد باشند. در خبر است كه محمد بن حنيفه روزى در صفين جنگ نمايانى كرد، اميرالمؤ منين (ع ) فرمود: اشهد انك ابنى حقا. گواهى ميدهم كه به حقيقت پسر منى گفتند يا اميرالمؤ منين حسن و حسين نيز فرزندان تواند فرمود: هما ابنا رسول الله . اشكال : بعضى از علماء اشكال نموده اند كه مقصود از مباهله همراه بردن منسوبين بوده است از اينجهت حسنين را همراه خود برد و اين حسنين فضيلتى نمى شود چه آنها طفل بودند و اطفال موصوف به فضيلت نباشند. جواب - اولا اگر از مقصود مباهله فقط همراه بردن منسوبين باشد و مراد فضيلت باشد و مراد فضيلت نباشد بايستى كه حضرت رسول (ص ) عباس و عقيل را با خود ببرد زير آنها مسن تر از اميرالمؤ منين و حسنين عليهم السلام بودند پس نبردن آنها و بردن على و حسنين عليهم السلام كاشف از اينست كه در مباهله مقصود همراه بودن افضل منسوبين بوده نه كسى كه با آنحضرت نسبت داشته باشد. ثانيا: قضيه مباهله رسول با نصارى نحران در سال دهم هجرت بوده و حضرت حسنين در آن تاريخ مميز و در حد رشد و عرفان بودند هر چند كه بالغ شرعى باشند و در اول اسلام احكام دائر مدار بلوغ نبوده بلكه دائر مدار تميز بوده است چنانچه خود علماء عامه اينرا نقل كرده اند. ثالثا: اينكه گفته اند اطفال داراى فضيلت نيستند بر خلاف قرآن و اخبار است چه در قرآن در باره عيسى بن مريم چند ساعته ميفرمايد: انى عبدالله آتانى الكتاب و جعلنى نبيا . پس وقتى طفل ساعته ممكنست داراى مقام نبوت و فضيلت باشد چگونه طفل مميز داراى مقام و فضيلت نيست . و يا در خبر است كه حضرت يحيى در كودكى به بيت المقدس آمد و عباد و رهبانان را ديد كه پيراهنهايى از مو پوشيده و كلاههايى از پشم بر سر گذاشته و زنجيرهايى در گردن كرده و خود را به ستونهاى مسجد بسته اند چون اين جماعت را مشاهده نمود نزد مادرش رفته گفت : اى مادر براى من پيراهنى از مو و كلاهى از پشم بباف تا به بيت المقدس بروم و عبادت خدا را بكنم و با عباد و رهبانان باشم ، مادر گفت : صبر كن تا پدرت پيغمبر خدا بيايد و با او مصلحت كنيم چون حضرت زكريا آمد سخن يحيى را نقل كرد زكريا گفت : اى فرزند چه چيز باعث شد كه چنين اراده اى كنى ، تو هنوز طفل و خردسالى . حضرت يحيى گفت : اى پدر مگر نديده اى كه از من خردسالتر شربت ناگوار مرگ را چشيده اند؟ آنگاه زكريا بمادر يحيى گفت آنچه ميگويد برايش انجام ده پس مادر كلاه و پشم و پيراهن مويين براى او بافت و يحيى پوشيده به بيت المقدس رفت و با عباد مشغول عبادت شد تا اينكه پيراهن مو بدن شريفش را خورد روزى به بدن خود نظر كرد و گريست ، خطاب الهى باو رسيد كه اى يحيى آيا گريه ميكنى از اينكه بدنت كاهيده شده و بعزت و جلال خودم سوگند اگر يك نظر به جهنم كنى پيراهن آهنى خواهى پوشيد حضرت يحيى آنقدر گريست كه از بسيارى گريه رويش مجروح شد كه دندانهايش پيدا شد چون اينخبر بمادرش رسيد با زكريا نزد او آمدند و عباد بنى اسرائيل اطراف او جمع شده به او گفتند از بسيارى گريه روى تو چنين مجروح و كاهيده گشته است . گفت تا حال باخبر نشده بودم . مادر نمدى تهيه كرد بصورت او نهاد كه دندانهاى او را پوشانيده و اشك چشم را هم جذب مينمود تا آخر روايت كه مفصل است . مقصود از نقل اين روايت اين بود كه طفل و بچه خردسال هم ممكنست داراى فضيلتى باشد، يحيى پدرش زكريا بود، اما حسنين پدرشان اميرالمؤ منين و جدشان پيغمبر و مادرشان فاطمه زهرا بود پس حسنين گذشته از فضيلت شخصى فضيلت خانوادگى هم داشته اند. وحى كودك : از جمله اطفالى كه در دنيا داراى فضيلت شايانى بودند داستان وحى كودك است كه بين ملت يهود شهرت دارد. مرحوم ملا محمدرضاى جديدالاسلام كه از مراجع بزرگ روحانيت يهود بود، پس از تاءمل به آئين مبين اسلام مشرف گشت . او در كتاب رداليهود كه موسوم به منقول رضايى و بزبان عربيست چنين مينويسد: بر حسب آنچه علماى يهود در مقدمه كتاب وحى كودك نگاشته اند يكى از علما بنى اسرائيل بنام ((ربى پنجاس )) كه به زهد و پاكى معروف خاص و عام بود با زنش راهيل كه وى نيز از زنان پاك سيرت دوران خود بود زمانى چند در آرزوى فرزندى صالح و برومند دست نياز بسوى پروردگار دراز داشتند تا اينكه حقتعالى دعاى آنان را به هدف اجابت رسانيده كودكى بنام ((لحمان حطوفاه )) به آنان مرحمت فرمود. اين كودك هفتاد سال قبل از بعثت پيغمبر ما چون چشم به اينجهان گشود سخنانى گفت كه پدرش برآشفت و گفت خاموش باش از آن هنگام مدت دوازده سال كودك ديگر سخنى نگفت ، مادر از اين خاموشى ناگهانى طفل بسى آزرده خاطر شد تا جايى كه به مردن وى راضى شد گاه و بيگاه با شوهر ميگفت ايكاش اين طفل بدنيا نيامده بود، شوهرش باو ميگفت اگر اين كودك زبان گشايد سخنانى خواهد گفت كه موجب بيم و هراس مردم شود. از زن اصرار و تكرار و از شوهر انكار تا بالاخره مرد پذيرفت و پيش از آنكه زبان بدعا گشايد بگوش طفل گفت فرزند عزيز آنچه خواهى بگوى ولى مجمل و مرموز تا كسى بمقاصد تو آگاه نگردد. مرد دعا كرد و دعايش به هدف اجابت رسيد و طفل پس از دوازده سال خاموشى زبان گشود و جملاتى كه بنام كتاب وحى كودك است بيان نمود. آيات اين كتاب به اندازه اى سربسته و نامفهومست كه حتى علما و مفسرين و اهل لغت عبرى را دچار حيرت و مشقت فراوان نموده و حتى آيات هفتگانه كه بحروف ((ج ،ه ، ز، ح ، ط،ى ،ك ،)) آغاز شده بطور كلى در بوته اجمال مانده و معناى روشن و درستى براى آنها نيافته اند و ازينرو نه علماء يهود شرحى بر آنها نگاشته اند و نه علامات و بشارات روشنى كه راجع به پيغمبر اسلام گفته قبول كرده اند بلكه مربوط بشخص نامعلومى دانسته اند و لذا اين كتاب را در دسترس هر كس قرار نميدهند. وحى كودك بشاراتى كامل و در عين حال مرموز از طلوع بعثت پيغمبر و بعضى از علائم ولادت و برخى از معجزات و جنگها و اندكى از كردار و رفتار آنحضرت و بعضى از علائم آخرالزمان و رجعت و اشاراتى بشخصيت حضرت حجة بن الحسن العسكرى عليه السلام و مختصرى از واقعه جانگداز عاشوراى حضرت حسين (ع ) را پيشگويى كرده است . پس اينكه عامه ميگويند طفل خردسال داراى فضيلت و اهميتى نميباشد خلافست بلكه بسيارى از كودكان داراى مقاماتى بوده اند. بعلاوه روايات بسيارى از شيعه و سنى رسيده كه پيغمبر (ص ) فضايل و مناقب اين دو كودك را بيان فرموده اند و بعضى از آنها را بعدا ذكر خواهيم كرد. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| سفارش مؤ كّد امام زمان (عج ) به خواندن زیارت عاشورا+فواید زیارات عاشورا | Ramin_Ghn | 20 | 19,024 |
۳/اردیبهشت/۹۵ ۱۱:۱۵ آخرین ارسال: collage |
|
| تدبری در زیارت عاشورا | مجنون الحسین | 8 | 4,708 |
۱۸/آبان/۹۲ ۲۲:۱۶ آخرین ارسال: یاســین |
|






