|
حکایتها و سخنان پندآموز
|
|
۲۱:۳۱, ۲۷/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
|
روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسيار دردش آمد ...
کشیشی او را ديد و گفت :حتما گناهی انجام داده ای! يک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت! يک روزنامه نگار در مورد دردهايش با او مصاحبه کرد! يک يوگيست به او گفت : اين چاله و همچنين دردت فقط در ذهن تو هستند! در واقعيت وجود ندارند! يک پزشک براي او دو قرص آسپرين پايين انداخت! يک پرستار کنار چاله ايستاد و با او گريه کرد! يک روانشناس او را تحريک کرد تا دلايلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پيدا کند! يک تقويت کننده فکر او را نصيحت کرد که : خواستن توانستن است! يک فرد خوشبين به او گفت : ممکن بود يکی از پاهات رو بشکنی! سپس فرد بی سوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بيرون آورد...!
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| حکایات و سخنان پندآموز 2 | Ramin_Ghn | 56 | 26,477 |
۲۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۷:۲۱ آخرین ارسال: aboutorab |
|






