|
سوالي از منكران غدير و ولايت
|
|
۱۶:۱۸, ۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۵/مهر/۹۲ ۱۶:۵۲)فرمیسک نوشته است: می دانم که دوستان به قدر کفایت به زودی مطالب کافی در صحت وچود غدیر خم و مذمتهای مکرر امیرالمومنین از دومین غاصب مقام رسول الله را تقدیم خواهند کرد اما عجالتاً همانطور که قبلاً هم تقدیم شده بود: شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!! تقدیم به شما میکنم شاهکار احتجاج قرآنی مولا علی را در دلایل سکوت ایشان بر غصب خلفا: ابوهاشم از قول ابو علی نقل کرده است که: هنگامی که به امیرالمومنین(علیه السلام) خبر رسید که مردم درباره ایشان گفتگو می کردند و می گفتند چرا با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همانطور که با طلحه وزبیر و عایشه جنگید ؟ حضرت در حالی که ردایی به دوش انداخته بود ، از منزل بیرون آمد و بر منبر تشریف برده حمد و ثنای خدارا نمود و پیامبر(صلوات الله علیه) را یاد کرد و بر او صلوات فرستاد . سپس فرمود : ای گروه مسلمانان ، به من خبر رسیده است که گروهی گفته اند علی را چه می شود که با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همانطور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید . من از جنگ با آنها عاجز نبودم ، ولی از هفت نفر از پیامبران پیروی کردم ... اولشان نوح(علیه السلام) است آنجا که خداوند تعالی از او خبر می دهد که گفت: فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ ﴿قمر-۱۰﴾ «من مغلوب شدم پس مرا یاری کن» و اگر شما بگویید مغلوب نشده بود ، همانا کافر شده اید ، زیرا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید او مغلوب بود ، پس علی دارای عذر بیشتری است. دوم از آنان ابراهیم(علیه السلام) است هنگامی که خداوند از او در قرآن خبر داد که به قومش فرمود: وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلَّا أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا ﴿مریم-۴۸﴾ «از شما و از آنچه غیر از خدا می پرستید دوری می گزینم» پس اگر بگویید او دوری جست بدون ناراحتی ، قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید که او رنج و ناراحتی دید و سپس دوری گزید ، پس علی دارای عذر بیشتری است. سوم لوط (علیه السلام) است که خداوند خبر داد از آنچه او گفت به قومش: قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ ﴿هود-۸۰﴾ «ای کاش مرا در دفع شما قوتی بود یا به جانب صاحب قوتی پناه می گرفتم» پس اگر بگویید که قدرت داشت بر آنان ، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید که بدانها قدرت نداشت پس علی دارای عذر بیشتری است. چهارم یوسف(علیه السلام) است آنجا که گفت: قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ ... ﴿یوسف-۳۳﴾ «پروردگارا زندان برای من بهتر است از آنچه مرا بدان می خوانند» پس اگر بگویید او سختی را همراه با خشم خدا خواست ، همانا کافر شده اید و اگر بگویید او به آنچه خدا را به خشم می آورد فرا خوانده شد ولی زندان را انتخاب کرد ، پس علی دارای عذر بیشتری است. پنجم موسی بن عمران(علیه السلام) است آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد: فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿شعراء-۲۱﴾ «وقتی از شما ترسیدم فرار کردم و خداوند به من حکم داد و مرا از مرسلین قرار داد» پس اگر بگویید او گریخت بدون ترس ، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید او گریخت از ترسی که بر خود داشت ، پس علی دارای عذر بیشتری است. ششم برادرش هارون است از آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد: قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلَا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْدَاءَ وَلَا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿اعراف-150﴾ «ای پسر مادرم ، همانا این قوم مرا ضعیف کردند و نزدیک بود مرا بکشند ، پس دشمنان را بر علیه من سرزنش نیاور» پس اگر بگویید نزدیک نبود او را بکشند، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید نزدیک بود او را بکشند، پس علی عذر بیشتری دارد. هفتم پسر عمم محمّد است آنجا که از ترس کفار به غار گریخت(سوره ی توبه - 40)، پس اگر بگویید او از ترس جانش نگریخت ، همانا دروغ گفته اید و اگر بگویید او به خاطر حفظ جانش گریخت ، پس وصی پیامبر دارای عذر بیشتری است. ای مردم ، از هنگامی که مادر مرا زاده است ، پیوسته مظلوم بوده ام ... مناقب ابن شاذان ، صفحه 173 قضاوت ها و معجزات حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام ص 181 و همچنین مشاهده بفرماید پاسخ امام زمان علیه السلام را در این خصوص: استدلال عقلی و قرآنی امام زمان علیه السلام در مسئله ی امامت! اى مولاى من علّت چيست كه مردم از برگزيدن امام براى خويشتن ممنوع شده اند؟ فرمود: امام مصلح برگزينند و يا امام مفسد؟ گفتم: امام مصلح، فرمود: آيا امكان ندارند كه برگزيده آنها مفسد باشد؟ چون كسى از درون ديگرى كه صلاح است و يا فساد مطّلع نيست. گفتم: آرى امكان دارد، فرمود: علّت همين است و براى تو دليل ديگرى بياورم كه عقلت آن را بپذيرد، فرمود: رسولان الهى كه خداى تعالى آنها را برگزيده و بر آنها كتاب فرو فرستاده و آنها را به وحى و عصمت مؤيّد ساخته تا پيشوايان امّتها باشند چگونه اند؟ آيا مثل موسى و عيسى عليهما السّلام كه پيشوايان امتند و بر برگزيدن شايسته ترند و عقلشان بيشتر و علمشان كاملتر آيا ممكن است منافق را به جاى مؤمن برگزينند؟ گفتم: خير، فرمود: اين موسى كليم اللَّه است كه با وفور عقل و كمال علم و نزول وحى بر او از اعيان قوم و بزرگان لشكر خود براى ميقات پروردگارش هفتاد تن را برگزيد و در ايمان و اخلاص آنها هيچ گونه شك و ترديدى نداشت، امّا منافقين را برگزيده بود، خداى تعالى مىفرمايد: وَ اخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقاتِنا « الأعراف: 155.» و موسى براى وعده گاه ما از ميان قومش هفتاد مرد را برگزيد.(155) تا اين آيه: لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً (55-بقره) و (نيز به ياد آوريد) هنگامى را كه گفتيد: «اى موسى! ما هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد مگر اينكه خدا را آشكارا (با چشم خود) ببينيم!» (55) تا آنجا كه فرمود: فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ (153-نساء) و بخاطر اين ظلم، صاعقه آنها را فرا گرفت (153) و چون مى بينيم كه برگزيده پيامبر افسد بوده و نه اصلح در حالى كه مى پنداشته آنها اصلح هستند، مى فهميم برگزيدن مخصوص كسى است كه ما في الصّدور و ضمائر و سرائر مردم را بداند و برگزيدن مهاجرين و انصار ارزشى ندارد جايى كه برگزيده پيامبران به جاى افراد صالح افراد فاسد باشند. سپس مولايمان فرمود: اى سعد! ... سعد گويد: سپس مولاى ما حسن بن عليّ عليه السّلام با آن پسربچه براى اقامه نماز برخاستند و من نيز برگشتم... كمال الدين / ترجمه پهلوان، ج2، ص: 191 تا 206 چه بگویم و اصلاً چه می توان گفت؟ فقط می توانم بگویم: الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابی طالب خدا را شکر که مولایم علی شد! دوستان در تصریح این معنا که امام و پیشوا و رهبری که بخواهد مردم را به سمت امر خدا هدایت کند باید تنها و فقط و فقط از سوی خود خدا مشخص شود این آیه را نیز تقدیم می کنم: وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا (24-سجده) و از آنان امامان (و پيشوايانى) قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مى كردند امامت و پیشوایی برای هدایت مردم به سمت خدا فقط از سوی خدا مشخص می شود و خدا آن را واگذار نکرده است به احدی! و امیدواریم در روز قیامت که: يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ (71-اسراء) روزى را كه هر گروهى را با امامشان مى خوانيم!(71) ما را با امام زمانمان حضرت حجت ابن الحسن العسگری روحی لتراب مقدمه الفداه بخوانند و مشمول کسانی باشیم که: فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمينِهِ فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتيلاً (71) پس كسانى كه نامه عملشان به دست راستشان داده شود، آن را (با شادى و سرور) مى خوانند و بقدر رشته شكاف هسته خرمايى به آنان ستم نمىشود! (71) |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








