|
مردی که متهم است؟؟؟
|
|
۱۴:۵۴, ۱۸/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آذر/۹۲ ۱۴:۵۶ توسط captaincharisma.)
شماره ارسال: #77
|
|||
|
|||
|
http://www.forum.bidari-andishe.ir/threa...#pid235629
آیت الله طالقانی و دکتر شریعتی آخرين ملاقاتي كه من با مرحوم دكتر شريعتي داشتم، آن وقتي بود كه او تازه از زندان بيرون آمده بود، شبي بود كه تا نيمه شب و بعد از نيمه شب با او بوديم و آن روح خلوص و دريافت احسن را چنان در او ديدم كه اين خاطره هيچ وقت از نظر من محو نميشود. وقتي صحبت ميكردم با تمام حواس گوش و چشم و فكرش متوجه جملههاي من بود و ميگرفت و بعد به من بر ميگرداند. با يك توضيح بهتر و با يك تعبير بالاتر- يادم هست كه آخرين مسئلهاي كه بعد از نيمه شب بود مطرح شد، تفسير سوره قدر بود و مسئله ليله القدر. من يك جملهاي گفتم و ديدم او شروع كرد بسط دادن، كه مرا آن قدر جذب كرد كه ساعتي از شب گذشت. و بعد من از او جدا شدم. او به طرف تقدير «ليله القدر»ش رفت. من هم به طرف تقدير، من به زندان رفتم و سعادت شهادت را با اينكه زمينهاش فراهم بود و از آثارش ميديدم نداشتم- شايد هم خواست خدا نبود. او هم هجرت كرد و در مسير شهادتش، پيش رفت. خداوند اين شخصيت بزرگ را و آثارش را براي ما و براي جوانها هميشه آثار اين شخصيت، كتاباي او، نظريات او را زندهتر بدارد و بر شماست كه در اطراف مطالب او، مسائل او، بحث كنيد، بيانديشيد و همان راهي كه او رفت براي تبيين اسلام، يك اسلام انقلابي و اجتماعي و نه يك اسلام فقط ذهني و سنتي كه هميشه داشتيم، شما موفق باشيد. و اين انقلاب همان طوري كه گفتم بر عهده شماست. من آخر مرز هستم و شما در بين راه هستيد و حركت ميكنيد- خداوند همهي شما را حفظ كند. دکتر شریعتی از نگاه شهید دکتر بهشتی دکتر چنین کسى بود، آرائش، اندیشههایش، برداشتهاى اسلامىاش، برداشتهاى اجتماعى اش در حال دگرگونى و در مسیر شدن بود چون انسان، موجودى است در حال شدن، نه فقط انسان، همه موجودات عالم طبیعت واقعیتهاى شدنى هستند ولى انسان در میان همه موجودات شدنش شگفتانگیزتر است. مصاحبه زیر در تاریخ 59/3/29 در دانشکده نفت آبادان با شهید دکتر بهشتی انجام شده است -- به عنوان آخرین سؤال، بفرمایید که در آن زمان نظر مجاهدین خلق درباره دکتر شریعتى چه بود؟ آن موقعها جوانهایى که با مجاهدین ارتباط داشتند مکرر مىآمدند و از کار حسینیه ارشاد و افکار دکتر شریعتى انتقاد مىکردند و مىگفتند که این جریانى است که مخالفین انقلاب اسلامى بهوجود آوردهاند تا از گرایش جوانها به انقلاب و قیام مسلحانه - که تز مجاهدین و فدائیان خلق بود - جلوگیرى کنند و بکاهند. بنابراین، از نظر اصولشان و برطبق نظراتشان نسبت به کار دکتر و آن برنامهها نظر مخالف داشتند. آنها دکتر را یک نوع حرکت انحرافى تلقى مىکردند. این آن مقدار بود که جوانهایى از آنها که پیش ما مىآمدند، اظهار مىکردند. منبع:کتاب دکتر شریعتی جستجوگری در مسیر شدن از دکتر بهشتی دکتر بهشتی در اواخر سال ۵۶ به امریکا می رود و چند ماه در این کشور به سر می برد . سپس به اروپا رفته و در مرداد ماه سال ۱۳۵۷ به ایران برمی گردد . وی در جلسه ای در انجمن اسلامی پزشکان در منزل آقای دکتر نوفر تشکیل شده بود گزارشی از سفر خود ارائه می دهد و جمع بندی خود را از وضعیت نیروهای عمده و تاثیرگذار به این صورت بیان می کند : آن چه که من در خارج دیدم و آن چه که الان در ایران جریان دارد ( رخدادهای خیزش انقلابی مردم در سالهای ۵۶ و ۵۷ ) این را بر روی سه پایه استوار می بینم ، رهبری امام خمینی ، ایدئولوژی دکتر شریعتی و اقدامات مسلحانه ی مجاهدین . منبع : کتاب طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی (همسر دکتر علی شریعتی)--- رهبر انقلاب در مصاحبهاي با روزنامه كيهان كه در پنجمين سال درگذشت مرحوم شريعتي انجام شده است، ميفرمايد: بهخلاف آنچه گفته ميشود، شريعتي نه فقط ضد روحاني نبود، بلكه عميقاً مؤمن و معتقد به رسالت روحانيت بود، او ميگفت كه روحانيت يك ضرورت است. آيتالله خامنهاي، در پنجمين سال درگذشت دکتر علي شريعتي، در مصاحبه با روزنامه كيهان به بررسي آرا و انديشههاي شريعتي و ابعاد شخصيتي وي پرداختند. اين مصاحبه در 30 خرداد 1360 انجام شده است.-- با توجه به اينكه شما با دكتر شريعتي سابقه صميميت دوستي داشتيد و با او از نزديك آشنا بوديد، آيا تمايل داريد درمورد چهره و شخصيت او با ما مصاحبه كنيد؟ ـ بله من حرفي ندارم كه درباره شخصيت شريعتي و معرفي شخصي از جوانب اين انساني كه براي مدتهاي مديدي مركز و محور گفتوگوها و قالوقيلهاي زيادي بوده، آشناييهاي خودم را تا حدودي كه در اين فرصت ميگنجد، بيان كنم. به نظر من شريعتي بهخلاف آنچه كه همگان تصور ميكنند، چهرهاي همچنان مظلوم است و اين بهدليل طرفداران و مخالفان اوست؛ يعني از شگفتيهاي زمان و شايد از شگفتيهاي شريعتي اين است كه هم طرفداران و هم مخالفانش نوعي همدستي با هم كردهاند تا اين انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگهدارند و اين ظلمي به اوست. نکته در همین کلام آخره: متاسفانه مبلّغ دین ما کسانی شده اند که حتی یک ساعت هم درس حوزوی نخوانده اند دوست نداشتم تو این تاپیک شرکت کنم فقط امیدوارم منظورم رسونده باشم بقول یارو فحوای کلام منو گرفتین ![]()
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







