|
*متنهائی که بایدخواند*
|
|
۱:۳۰, ۵/دی/۹۲
شماره ارسال: #516
|
|||
|
|||
|
زمستانی سرد بود و کلاغ غذایی نداشت تا جوجههایش را سیر کند؛ گوشت بدنش را میکند و میداد به جوجهها تا بخورند.
زمستان تمام شد و کلاغ مرد! اما جوجهها نجات پیدا کردند و گفتند: «آخی خوب شد راحت شدیم از غذای تکراری!» |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







