کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 10 رای - 3.6 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مردی که متهم است؟؟؟
۲۰:۴۷, ۲/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #85
آواتار
به نام اللهHeart
اینم بخشی از کتاب حج:
کعبه
در آستانة مسجدالحرامي، اينك، كعبه در برابرت! يك صحن وسيع، و در وسط، يك مكعب خالي و دگر هيچ! ناگهان بر خود مي لرزي! حيرت، شگفتي! اينجا... هيچكس نيست، اينجا... هيچ چيز نيست... حتي چيزي براي تماشا!
يك اطاق خالي! همين!
كعبه در زمين، رمزي از خدا در جهان.
مصالح بنايش؟ زينتش؟ زيورش؟ قطعه هاي سنگ سياهي كه از كوه "عجون" - كنار مكه - بريده اند و ساده، بي هيچ هنري، تكنيكي، تزئيني، بر هم نهاده اند و همين! و نامش؟
اوصافش؟ القابش؟"كعبه"!يك "مكعب"! همين! و چرا "مكعب"؟ و چرا اين چنين ساده، بي هيچ تشخصي، تزئيني؟ خدا بي "شكل" است، بي "رنگ" است، بي "شبيه" است و هر طرحي و هر وضعي كه آدمي برگزيند، ببيند و تصور كند، خدا نيست.
خدا "مطلق" است،بي "جهت" است،اين "تو"ئي كه در برابر او، جهت مي گيري، اين است كه تو در جهت كعبه اي و كعبه، خود، جهت ندارد.
و انديشه آدمي، "بي جهتي" را نمي تواند فهميد.
هر چه را رمزي از وجود او - "بي سوئي مطلق" - بگيري. ناچار، جهتي مي گيرد و رمز خدا نيست.
چگونه مي توان "بي جهتي" را در زمين، نشان داد؟ تنها بدين گونه كه: "تمامي جهات متناقض" را با هم جمع كرد،تا هر جهتي، جهت نقيض خود را نفي كند، و آنگاه، ذهن، از آن، به "بي جهتي" پي برد.
تمامي جهات چند تا است؟ شش تا، و تنها شكلي كه اين هر شش جهت را در خود جمع دارد، چيست؟ مكعب! و مكعب، يعني همة جهات، و همة جهات، يعني بي جهتي! و رمز عيني آن:كعبه! "اينما تولوا، فثم وجه لله"!(به هر سو كه رو كني، اينك روي او، سوي او)! و اين است كه در درون كعبه، به هر جهتي نماز بري، رو به او نماز برده اي، و در بيرون كعبه، به هر سمتي رو كني، رو به او داري، كه هر شكلي - جز كعبه - يا رو به شمال است، يا رو به جنوب، يا به سوي شرق كشيده است، يارو به غرب، يا به زمين مايل است، و يا به آسمان.
و كعبه، رو به همه، رو به هيچ، همه جا، و هيچ جا، "همه سوئي" يا "بي سوئي"، خدا! رمز آن: كعبه! اما...
شگفتا! كعبه، در قسمت غرب، ضميمه اي دارد كه شكل آن را تغيير داده است، بدان "جهت" داده است،اين چيست؟ ديوارة كوتاهي، هلالي شكل، رو به كعبه.
نامش؟
"حجر اسماعيل "! "حجر"! يعني چه؟يعني: دامن! و راستي به شكل يك "دامن" است،دامن پيراهن، پيراهن يك زن! آري،يك زن حبشي،يك كنيز! كنيزي سياهپوست،كنيز يك زن! كنيزي آن چنان بي فخر، كه زني او را براي هم بستري شويش، انتخاب كرده است. يعني كه ارزش آن را كه هووي او تلقي شود، نخواهد يافت. و شويش، تنها براي آنكه از او فرزندي بگيرد، با وي هم بستر شده است، زني كه در نظامهاي بشري، از هر فخري عاري بوده است،و اكنون، خدا، رمز دامان پيرهن او را، به رمز وجود خويش پيوسته است، اين دامان پيرهن هاجر است! داماني كه اسماعيل را پرورده است،اينجا "خانة هاجر" است، هاجر، در همين جا، نزديك پاية سوم كعبه، دفن است، شگفتا، هيچ كس را - حتي پيامبران را - نبايد در مسجد دفن كرد.
و اينجا، خانة خدا، ديوار به ديوار خانة يك كنيز؟ و خانة خدا، مدفن يك مادر؟
و چه مي گويم؟ بي جهتي خدا، تنها در دامن او، جهت گرفته است! كعبه، به سوي او، دامن كشيده است! ميان اين هلالي، با خانه، امروز كمي فاصله است.
مي توان، در چرخيدن بر گرد خانه، از اين فاصله گذشت، اما، بي دامن هاجر، چرخيدن بر گرد كعبه - رمز توحيد! - طواف نيست، طواف قبول نيست! حج نيست! فرمان است، فرمان خدا،تمامي بشريت، هميشة روزگار، همة كساني كه به "توحيد" ايمان دارند، همة كساني كه دعوت خداوند را لبيك مي گويند، بايد، در طواف عشق بر گرد خدا، بر گرد كعبه، دامان پيراهن او را نيز طواف كنند! كه خانة او، مدفن او، دامن او نيز مطاف است،جزئي پيوسته از كعبه است،كه كعبه، اين "بي جهتي مطلق"، تنها در جهت اين دامن، جهت گرفته است، درجهت دامان پيراهن يك كنيز افريقائي، يك مادر خوب، دامان كعبه، مطاف ابدي بشريت!
خداي توحيد بر عرش جلال كبريائي خويش، تنها نشسته است، همة كائنات را به "ماسوي"ي خويش رانده است، در ماوراي هر چه هست، تنها است و در ملكوت خدائي اش، يگانه است.
اما... انگار كه از ميان همة آفريده هاي خويش، در اين لايتناهاي آفرينش، يكي را برگزيده است،شريفترين آفريده اش، انسان را، و از آن ميان، زن را: و از آن ميان: زن سياه پوست را، و از آن ميان: زن سياهپوست كنيز را، و از آن ميان: كنيز سياه يك زن را!- ذليلترين آفريده اش! - و او را در كنار خويش نشانده است، او را در خانة خويش جا داده است، و يا،خدا، خود، به خانة او آمده است، همساية او شده است، همخانة او شده است، و اكنون، در زير سقف اين "خانه"، دو تا! يكي: خدا، و ديگري: هاجر! در ملت توحيد، سرباز گمنام را اين چنين انتخاب كرده اند! تمامي حج، به خاطرة هاجر پيوسته است،و هجرت، بزرگترين عمل، بزرگترين حكم، از نام "هاجر" مشتق است، و مهاجر، بزرگترين انسان خدائي، انسان هاجروار است، "المھاجر، من صار کھاجر"!! مهاجر، انساني است هاجروار!
و.. ................
موفق باشید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، Mohammad Trust ، آیلار ، revenger ، ارش کمانگیر ، ندا دهنده ، باور
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پیام در این موضوع
RE: مردی که متهم است؟؟؟ - عدالت - ۱۰/تیر/۹۲, ۱۸:۱۳
RE: مردی که متهم است؟؟؟ - Islam - ۱۱/تیر/۹۲, ۲۳:۱۴
RE: مردی که متهم است؟؟؟ - Islam - ۱۲/تیر/۹۲, ۱۵:۱۶
RE: مردی که متهم است؟؟؟ - Islam - ۱۲/تیر/۹۲, ۱۵:۳۶
RE: مردی که متهم است؟؟؟ - ندا دهنده - ۱۳/شهریور/۹۲, ۱۵:۳۸
RE: مردی که متهم است؟؟؟ - ندا دهنده - ۱۶/شهریور/۹۲, ۱۷:۲۱
RE: مردی که متهم است؟؟؟ - ندا دهنده - ۱۹/شهریور/۹۲, ۱۸:۳۷
RE: مردی که متهم است؟؟؟ - ندا دهنده - ۲۱/شهریور/۹۲, ۲۱:۰۱
RE: مردی که متهم است؟؟؟ - ندا دهنده - ۲۴/شهریور/۹۲, ۱۵:۳۳
پاسخ به: مردی که متهم است؟؟؟ - neyestan23 - ۲/بهمن/۹۲ ۲۰:۴۷
پاسخ به: مردی که متهم است؟؟؟ - Bidel.s - ۳/اردیبهشت/۹۳, ۱۱:۱۱
پاسخ به: مردی که متهم است؟؟؟ - hamtaf - ۲۱/اردیبهشت/۹۳, ۱۷:۵۸
پاسخ به: مردی که متهم است؟؟؟ - Mohammad Trust - ۲۱/اردیبهشت/۹۳, ۲۱:۳۶
پاسخ به: مردی که متهم است؟؟؟ - Bidel.s - ۲۱/اردیبهشت/۹۳, ۲۱:۴۹
پاسخ به: مردی که متهم است؟؟؟ - Mohammad Trust - ۲۱/اردیبهشت/۹۳, ۲۱:۵۲
پاسخ به: مردی که متهم است؟؟؟ - Bidel.s - ۲۱/اردیبهشت/۹۳, ۲۲:۳۷
پاسخ به: مردی که متهم است؟؟؟ - del@ - ۸/اردیبهشت/۹۴, ۲۲:۰۳
پاسخ به: مردی که متهم است؟؟؟ - vahrakan - ۷/اردیبهشت/۹۴, ۸:۲۹
پاسخ به: مردی که متهم است؟؟؟ - Bidel.s - ۹/اردیبهشت/۹۴, ۰:۰۹
پاسخ به: مردی که متهم است؟؟؟ - Islam - ۳۱/خرداد/۹۴, ۲۳:۳۰
پاسخ به: مردی که متهم است؟؟؟ - Bidel.s - ۱۵/شهریور/۹۴, ۱۷:۱۷
پاسخ به: مردی که متهم است؟؟؟ - Mohammad Trust - ۱۲/اردیبهشت/۹۵, ۱۴:۵۲

پرش در بین بخشها:


بالا