|
فضایل محور عالم "
|
|
۲۱:۵۱, ۱۰/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #90
|
|||
|
|||
|
ايثار على (ع
روزى على (عليه السلام) وارد خانه ی خود شد و ديد حسن و حسين عليهم السلام نزد فاطمه زهرا عليهاالسلام گريه مى كنند. حضرت سؤال كرد چرا روشنايى چشمان من مى گريند؟فاطمه زهرا عليهاالسلام گفت: اينها گرسنه اند و يك روز است كه چيزى نخورده اند!على (عليه السلام) پرسيد: پس اين ديگ بر سر آتش چيست؟ گفت: در ديگ تنها آب است كه براى دل خوشى فرزندانم بر سر آتش نهاده ام! على (عليه السلام) دلتنگ شد، عبايى كه داشت به بازار برد و فروخت و با 6 درهم آن خوراكى تهيه كرد. وقتى كه به سوى خانه باز مى گشت فقيرى به حضرت گفت: آيا كسى در راه خدا وام مى دهد كه چند برابر گردد؟ على (عليه السلام) همه ی آن خوراكى را به او داد و چون به خانه رسيد فاطمه عليهاالسلام پرسيد: يا على! توفيق يافتى و چيزى آماده كردى؟ گفت: آرى. ليكن همه آن را به بينوايى دادم. فاطمه عليهاالسلام گفت: چه خوب كردى تو هميشه توفيق كار خير مى يابى!على (عليه السلام) برگشت تا براى نماز به مسجد برود، در راه كسى را ديد كه گفت: يا على (عليه السلام) اين شتر را من مى فروشم. على (عليه السلام) گفت: من فعلا پولى ندارم.آن شخص گفت به تو فروختم هر وقتى كه پولى به تو رسيد به من باز دهى! على (عليه السلام) آن شتر را به 60 درهم خريد و حركت كرد كه ناگهان شخصى ديگر رسيد و عرض كرد يا على (عليه السلام) اين شتر را به من بفروش. على (عليه السلام گفت: فروختم به چه قيمت مى خرى؟ گفت 120 درهم.على (عليه السلام) شتر را داد و پول را گرفت و نيمى از آن را به برگشت وام و نيم ديگر را به كار خود برد.در اين وقت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رسيد و ماجرا را از على (عليه السلام) شنيد و فرمود: فروشنده جبرئيل و خريدار ميكائيل بود و اين آن وامى بود كه به آن فقير بخشيدى.منبع: كشف الاسرار، ج 1 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







