براي او كه بو علي او را در ميان مردمان
چون معقولي مي دانست درميان محسوسات
خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران که تو را آفرید
چگونه این چنین که بلند بر زبر ما سوا ایستاده ای
در کنار تنور پیرزنی جای می گیری،
و زیر مهمیز کودکانه بچّگکان یتیم،
و در بازار تنگِ کوفه...؟
پیش از تو، هیچ اقیانوس را نمی شناختم
که عمود بر زمین بایستد.
پیش از تو، هیچ خدایی را ندیده بودم
که پای افزاری وصله دار به پا کند،
و مَشکی کهنه بر دوش کشد
و بردگان را برادر باشد.
آه ای خدای نیمه شبهای کوفه ی تنگ
ای روشن خدا
در شبهای پیوسته ی تاریخ
ای روح لیلة القدر
حتّی اذا مَطلعِ الفجر
شب از چشم تو، آرامش را به وام دارد
و توفان، از خشم تو، خروش را.
چاه، از آن زمان که تو در آن گریستی، جوشان است
هنگام که به همراه آفتاب
به خانه ی یتیمکان بیوه زنی تابیدی
و صولت حیدری را
دستمایه ی شادی کودکانه شان کردی
و بر آن شانه، که پیامبر پای ننهاد
کودکان را نشاندی
و از آن دهان که هَرّای شیر می خروشید
کلمات کودکانه تراوید،
آیا تاریخ، به تحیّر، بر دَرِ سرای، خشک و لرزان نمانده بود؟
در اُحُد
که گلبوسه ی زخم ها، تنت را دشتِ شقایق کرده بود،
مگر از کدام باده ی مهر، مست بودی
که با تازیانه ی هشتاد زخم، برخود حد زدی؟
خجسته باد نام خداوند
که نیکوترین آفریدگاران است
و نام تو
که نیکوترین آفریدگانی
علي موسوي گرمارودي
شعری زیبا و خواندنی
اگه وقت دارید حتما بخونید![[تصویر: wink.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/wink.png)
............................................................
سکوت
سکوت عین سکوت است، بی همانند است
که پیشوند ندارد، بدون پسوند است
زبان رسمی اهل طریقت است سکوت
سکوت حرف کمی نیست، عین سوگند است
زمین یخ زده را گرم می کند آرام
سکوت، معجزه ی آفتاب تابنده است
سکوت پاسخ دندان شکن تری دارد
سکوت مغلطه ها را جواب کوبنده است
سکوت ناله و نفرین، سکوت دشنام است
سکوت پند و نصیحت، سکوت لبخند است
سکوت کرد علی سالهای پی در پی
همان علی که در قلعه را ز جا کنده است
همان علی که به توصیف او قلم در دست
مردّدم بنویسم خداست یا بنده ست
علی به واقعه جنگید با زبان سکوت
که ذوالفقار علی در نیام برّنده است
علی به واقعه کار مهم تری دارد
که آیه آیه کتاب خدا پراکنده است
از آن سکوت چه باید نوشت؟ حیرانم
!
از آن سکوت که لحظه به لحظه اش پند است
از آن سکوت که در عصر خود نمی گنجد
از آن سکوت که ماضی و حال و آینده است
از آن سکوت که نامش عقب نشینی نیست
از آن سکوت که هنگام جنگ ترفند است
از آن سکوت که دستان حیله را بسته
و دور گردن فتنه طناب افکنده است
سکوت کرد علی تا عرب خیال کند
ابو هریره به فن بیان هنرمند است
صحابه ای که فقط یک سوال شرعی داشت
پیاز عکه به ذی الحجه دانه ای چند است؟
!
علی خلیفه شود پیرمرد بیغوله
یکی است در نظرش با حسن که فرزند است
ملاک او به رگ و ریشه نیست، از این رو؛
محمد بن ابوبکر آبرومند است
علی خلیفه شود شیوه ی حکومت او
برای عده ای از قوم ناخوشایند است
ستانده می شود آن رفته های بیت المال
ازین درخت اگر میوه ای کسی کنده است
اگر به پای کنیزانشان شده خلخال
اگر به گردن دوشیزگان گلوبند است
علی خلیفه شد آخر اگر چه دیر ولی
چقدر بر تنش این پیرهن برازنده است
کنون لباس خلافت چنان زنی باشد
که توبه کار شده، از گذشته شرمنده است
برادرم! به تریج قبات برنخورد
که ناگزیر زبان قصیده برّنده است
اگرچه روی زبان زبیر تبریک است
اگرچه بر لب امثال طلحه لبخند است
اگرچه دور و بر او صحابه جمع شدند
ولیکن از دلشان باخبر خداوند است
....
البته این شعر هنوز نقطه پایان ندارد
.
.
.
حمید رضا برقعی
يا علي نامت ثبوت قل هو الله احد................. نام تو نقش نگين مهر الله الصمد
لم يلد از مادر گيتي و لم يولد چو تو .............. لم يكن مثلت له كفوا احد!
• پدری برتر از همه
چقدر دنیا پست و بیارزش میشود، وقتی فرزند بزرگترین و شریفترین انسانها، اسیر و در بند فرزند حرامزادگان شود!.
« وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ
آنها که ستم کردند به زودی میدانند که بازگشتشان به کجاست!»
[sup][1][/sup][/b]
[b] امام زین العابدین علیهالسلام[/b] در مجلس یزید ملعون میفرمایند:
« ... من فرزند آن تأیید شده با جبرئیل علیهالسلام و یاری شده توسط میکائیل علیهالسلام هستم. من فرزند پاسدار حریم مسلمانان، کُشنده پیمانشکنان و ستمکاران و منحرفان، جهادکننده با دشمنانش در جنگ، پر افتخارترینِ همه قریشیان و اوّلین کس که از بین مؤمنان - که به خدا فرا خوانده شد و پاسخ داد - پیشگامِ پیشگامان، شکننده تجاوزکاران، نابودکننده مشرکان، تیری از ترکش خدا علیه منافقان، زبان حکمتِ پرستندگان، یاور دین خدا، ولی امر خدا، بوستان حکمت الهی، و خزانه دانش خدایی ام.»[sup][2][/sup]
----------------------
[1] شعرا 227
[2] مقتل الحسین:70:2.
• شمشیر حق
وقتی کاروان کربلا را به مجلس یزید ملعون بردند، آن پستتر از حیوان خطاب به خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله گفت که انتقام بدر و احد را گرفتیم!
آخر امیرالمومنین علیه السلام شمشیر حق بود در برابر لشکر کفر.
کینه داشتند از حضرت، کینه.
امام زین العابدین علیه السلام - در مجلس یزید ملعون فرمودند: « ....در جنگها، هنگامی که شمشیرها درهم میآمیختند و عنان اسبان به هم نزدیک میشد، چون سنگ آسیا، آنان را خُرد میکرد و چون توفان، آنان را درهم میکوبید؛ شیر حجاز، صاحب اعجاز، پهلوان عِراق، راهبر بر اساس نص و بر پایه شایستگی است؛ مکّی، مدنی، عقبه ای، بدری، اُحدی، شجری (بیعت کننده در صلح حدیبیه در زیر درخت)، مهاجری، از بین عربها، سرور آنان، و در غوغاها شیر آنها بود.
وارث اهل مَشعر، پدر سبطین (حسن و حسین علیهما السلام)، به وجود آورنده شگفتیها، پراکنده کننده دلیران، اخترِ درخشنده، نور مستمر، شیر پیروز خدا، خواهانِ هر خواهنده و پیروز بر هر پیروزی، او جدّ من علی بن ابی طالب علیه السلام است.» [1
--------------------------
[1] مقتل الحسین:70:2.
• صلح با خدا، جنگ با خدا
برخی تمام تلاش خود را میکردند تا حداقل نسبتی با پیامبر اکرم صلیالله علیه وآله پیدا کنند، تا در موقع مناسب بتوانند از آن نسبت سواستفاده کنند.
هر جا که نبی خدا صلیالله علیه وآله میرفت به دنبالش میرفتند تا اسم و رسمی برای خودشان دست و پا کنند.
آن وقت امیرالمومنین علی علیهالسلام که نزدیکترین فرد به رسول الله صلیالله علیه وآله بود را با تازیانه و دست بسته به مسجد بردند برای بیعت و حقش را نادیده گرفتند.
آخر هم او را به شهادت رساندند. [/font]
آنها به جنگ با خدا رفتهاند.
امیرالمومنین امام علی علیه السلام میفرمایند:
« من پیشوای مردم و وصی بهترینِ آفریدگانم و همسر سرورِ زنان امّت و پدر خاندان پاک امامانِ هدایتم.
من، برادر پیامبر خدا ، وصی او، ولی او، وزیر او، یار او، برگزیده او، دوست او و همراه اویم.
من، امیر مؤمنان و رهبر سپیدرویان و سید اوصیایم.
جنگ با من، جنگ با خدا، و صلح با من، صلح با خداست. پیروی از من، پیروی از خداست
و ولایت من، ولایت خداست.
پیروان من، اولیای خدا و یاران من، یاران خدایند.»
(1)
[font=Arial].........
[1] کتاب من لا یحضره الفقیه:5918:419:4، بشارة المصطفی:191.
• جنگ با خدا
آن ها که به جنگ امیرالمومنین علیهالسلام می روند، به جنگ خدا رفتهاند، حسابشان با خداوند است و سزایشان جهنم.
خداوندا!ما را از دشمنان ابوتراب علیهالسلام دور کن.
امام حسن مجتبی علیه السلام میفرمایند:
« هیچ پرچمی افراشته نشد که زیر آن علیه امیر مؤمنان جنگ شود، جز آن که خداوند - تبارک و تعالی - آن را سرنگون کرد و افرادش را مغلوب ساخت و سرافکنده، عقبنشینی کردند و امیر مؤمنان، با شمشیر خود (ذوالفقار) بر کسی نزد که نجات پیدا کند و هرگاه میجنگید، جبرئیل علیه السلام از سمت راست و میکائیل علیه السلام از سمت چپ، و ملک الموت علیه السلام پیش روی او می جنگیدند.» [sup][1][/sup]
------------------------
[1] الأمالی، صدوق:838:603.