کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قسمت های خواندنی کتاب معراج السعاده
۲۲:۵۸, ۲/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/اردیبهشت/۹۳ ۲۳:۰۱ توسط تازه مسلمان.)
شماره ارسال: #35
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


عجب و خودبزرگ بینی و مذمت آن

[b] عجب آنست که صفتی یا نعمتی را که داشته باشد بزرگ بشمرد و از منعم آن فراموش کند و فرق میان این صفت و کبر آنست که متکبر خود را بالاتر از غیر بیند و مرتبه خود را بیشتر شمارد. ولی در این صفت پای غیری در میان نیست بلکه عجب آنست که به خود ببالد و از خود شاد باشد و خود را به جهت صفتی شخصی شمارد و از منعم این صفت فراموش کند.

و نیز در روایتی از آن سرور وارد شده است که فرمود: اگر هیچ گناهی نکنید من از بدتر از گناه از شما می ترسم و آن عجب است عجب.

حضرت باقر (علیه السلام) فرمودند: دو نفر داخل مسجد شدند که یکی عابد و دیگری فاسق، چون از در مسجد بیرون رفتند فاسق از جمله صدیقان بود و عابد از جمله فاسقان. و سبب این، آن بود که عابد داخل مسجد شد و به عبادت خود می بالید و در این فکر بود. و فکر فاسق در پشیمانی از گناه و استغفار بود
علاج عجب به علم و دانش

و علم مانند بارانی است که از آسمان فرو می آید و در نهایت صافی و خوش گواری درختان و گیاهان از آن سیراب می گردند. پس اگر درختی که بار آن تلخ است از آن سیراب گردد تلخی میوه اش افزون می شود، و اگر میوه اش شیرین است از آن آشامید شیرین تر گردد. و همچنین علم چون به زمین دل برو ریزد دل ناپاک خبیث را خبیث تر و تاریک تر می گرداند و صفا و روشنی دل پاک را زیاد می کند. و چون آدمی این را یافت که عجب به علم، از حمق و جهالت است. و از ثمره علم آنست که بداند هرکه صاحب صفت عجب است خدا او را دشمن دارد.

در راه او شکسته دلی می خرند و بس
بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است
پس سزاوار عالم آنست که خود را به نوعی بدارد که مولای او می طلبد. و بداند که امر بر عالم شدیدتر، و حجت بر او محکم تر است.

امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «هفتاد گناه از جاهل می آمرزند پیش از آنکه یک گناه از عالم آمرزیده شود. »
زیرا که چون عالم لغزید قدم جمعی کثیر می لغزد. و کسی که با علم و معرفت معصیت کرد البته خباثت باطن او بیشتر است.

«روزی حذیفه امامت جمعی را در نماز کرد چون سلام داد گفت بروید امامی غیر از من بجوئید یا تنها نماز بگذارید که در دل من گذشت که در میان اینها از من بهتری نیست.» و چون مانند او کسی از چنگ شیطان خلاصی نیافت چگونه ضعفای امت از مکر او نجات می یابند؟

در این زمان چه بسیار کم عالمی باشد که فروتنی و تواضعش از برای غیر اغنیا و اهل دنیا باشد و بر فقرا و مسکینان متکبر نباشد. و مطلب او از تحصیل علم، قرب خدا و رضای او باشد.

پس سزاوار علما آنست که در کردار و گفتار خود تامل کنند و ببینند که از ایشان چه خواسته اند و عاقبت ایشان به کجا خواهد انجامید تا ذلت نفس خود را بشناسند و از عجب و تکبر خالی شوند.

[b]علاج عجب به عبادت و طاعت
و اما علاج عجب به عبادت و طاعت، آنست که بدانی که غرض از عبادات و طاعات، اظهار ذلت و مسکنت است. و عادت و ملکه شدن اینها از برای نفس انسانی تا معنی بندگی و حقیقت آن حاصل شود. و عجب چون منافات با این مطلب دارد لا محاله عبادت را باطل می کند و بعد از بطلان آن، عجب به آن چه معنی دارد. بلکه ترک عبادت بهتر است از عبادت با عجب.

گنه کار اندیشه ناک از خدای
بسی بهتر از عابد خودنمای

و بر فرض اینکه عبادت از هر خللی خالی باشد وقتی ثمری می دهد و اثری می بخشد که عاقبت صاحبش به خیر ختم شود. و کیست که از خاتمه امر خود مطمئن باشد. و با وجود این، عجب به عبادت و طاعت نیست مگر حمق و سفاهت
«و ان الله عند المنکسرۀ القلوبهم» و خدا در نزد دلهای شکسته است.

و علاج دیگر از برای عجب به هریک از این صفات آن است که تامل کند که از کجا این صفت از برای او حاصل شده؟ و که به او داده؟ و توفیق تحصیل آن از جانب کیست؟ اگر چنان دانست که همه اینها نعمتی است از جانب خدا، باید به جود و کرم او عجب نماید، و به فضل و توفیق او شاد و فرحناک گردد، که بدون سابقه استحقاقی توفیق چنین فضیلتی او را کرامت فرمود.
و اگر چنان دانست که به خودی خود به آن صفت رسیده، زهی جهل و نادانی.


[تصویر: 12.jpg]
توضیح کامل در پست های ابتدایی همین تاپیک
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

پیام در این موضوع
پاسخ به: قسمت های خواندنی کتاب معراج السعاده - تازه مسلمان - ۲/اردیبهشت/۹۳ ۲۲:۵۸

پرش در بین بخشها:


بالا