|
حکایات و حکمت هائی از مولای متقّیان امیرالمؤمنین امام علی ع
|
|
۱۰:۵۶, ۲۸/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
رفته بود با کفار بجنگد. علی را گذاشته بود مدینه تا مراقب اوضاع باشد . از جنگ که برگشت،غنایم را بین کسانی که در جنگ حضور داشتند تقسیم کرد و از غنایم به علی هم دو سهم داد. چند تا از این آدم پررو ها رفتند طرف پیغمبر که «آقا جان! علی که شمشیری نزده. ما خودمان هم در مدینه بودیم. همه ی این چند روزی را که رسول خدا در غزوه بوده،علی نماز خوانده و دعا کرده. چیزی از غنایم به او نمی رسد.»
پیامبر فرمود : « به خدا قسم به علی غنیمت ندادم جز سهم جبرائیل و میکائیل را.» پیامبر که می رود جبهه،دو سوارکار می بیند که از چپ و راست بر کفار می تازند و بعد از کشتن آنان پیش او می آیند و به او می گویند سهم غنیمت ما را به علی بده. جبرائیل و میکائیل سربازان علی به حساب می آیند. «امالی شیخ صدوق» حضرت امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام): بار خدایا تو مرا از خودم بهتر می شناسی و من خود را بیشتر از آنان می شناسم.خدایا مرا از آنچه اینان می پندارند،نیکوتر قرار ده و آنچه را نمی دانند بیامرز. حکمت96
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| حکایات و سخنان پندآموز 2 | Ramin_Ghn | 56 | 26,553 |
۲۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۷:۲۱ آخرین ارسال: aboutorab |
|







