|
وهابی های شیعه نما
|
|
۲۰:۰۹, ۲۹/خرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/خرداد/۹۳ ۲۰:۱۹ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۲۴/خرداد/۹۳ ۱۸:۴۳)Tishtar نوشته است: این که محب نداره و همینطوری مقبره رو هواست به کنار،والا هر کس رفته اونجا مقبره معاویه رو دیده ، می گه خراب بوده دستشویی شده بوده. مقبره عثمان هم خراب کردند. سيد محمد صادق طباطبائى - رجل معروف ايران در عصر مشروطه و پهلوى ، و رئيس پيشين مجلس شوراى ملى - در سال 1335 شمسى مسافرتى به سوريه مى كند. در آنجا به فكر مى افتد ببيند گور معاويه كجاست و چه وضعى دارد؟ طباطبائى از هر كس مى پرسد گور معاويه كجاست ؟ همه با يك ديد نفرت آميز به او پاسخ كوتاهى مى دهند و از راهنمايى وى خوددارى مى كنند. ولى وى مصرانه اين جستجو را دنبال مى كند و سرانجام در يكى از محلات پشت شهر تنها يك درشكه چى را مى يابد كه ، با گرفتن دست مزد مضاعف ، حاضر به بردن طباطبائى سر قبر معاويه مى شود. آن هم با اين شرط كه طباطبائى را به خارج شهر و نزديكى آرامگاه معاويه ببرد و آنجا او را پياده كرده و باز گردد و بقيه راه را خود طباطبائى پياده برود. بهتر است از اين به بعد رشته كلام را به دست خود طباطبائى داده و بدون ذره اى كم و كاست گفته او را بشنويم :مسافت زياد نبود، رسيديم . حياط خرابه محقرى مشتمل بر دو اطاق كوچك و فضايى در حدود 20 متر بود. سه پله مى خورد. پايين رفتيم . وسط حياط، حوض كوچك و مخروبه اى با آب گنديده ، كه سه مرغابى در آن زندگى مى كردند، وجود داشت . پيرزنى در گوشه حياط نشسته بود. دوكى در دست (داشت ) و مقدارى پشم در جلويش بود و نخ مى رشت . همين كه ما را ديد گفت : اينجا چه كار داريد؟ گفتم : آمده ام قبر معاويه را ببينم ، كجاستحقير از ويراني و خرابي قبر معاويه عليه الهاوية داستانهائي شنيده بودم كه به صورت مزبلهداني در آمده است، ولي به عيان نديده بودم تا در سنة 1392 هجريّة قمريه كه از راه دمشق براي بار سوم به حج بيت الله الحرام ميرفتم و توقّف در آن شهر يك هفته طول كشيد روزي ميل پيدا شد تا بالعيان اين مزبله را مشاهده كنم. لهذا با دو نفر ميزبان گرامي خود: آقايان حاج أبوعلي عبدالجليل مُحْيي و حاج أبوموسي جعفر مُحْيي - طَوَّل الله عمرهما - براي تماشا و عبرت بر سر قبر او رفتيم، آنها هم چندان مايل نبودند زيرا ميگفتند: ديدن شما از قبر، شايد موجب ترويج باطل باشد ولي من گفتم: در وقتي ميرويم كه حتّي احدي در آن نواحي نباشد لهذا بين الطّلوعين را اختيار و در معيّت ايشان بر سر قبر پرعذاب وي رفتيم. زني در گوشة حياط كثيف و آلودة آن كه نگهبان آنجا بود و مشغول شستن رخت بود، شروع كرد به فحشهاي غليظ و سبّ و لعن أكيد بر معاويه و يزيد، و صلوات و تحيّات بر اهل بيت فرستادن. رفقاي ما گفتند: اين زن هم از همان تابعين اموي شام است ولي براي دريافت وجهي از واردين شروع ميكند به لعنت بر بنياميّه تا از ايشان پولي دريافت كند و ما هم البته او را در ازاي اين لعنتها محروم نگذاشتيم! اما قبر معاويه كه در كنار آن حياط قرار داشت به قدري كثيف و آلوده بود كه حقّاً موجب عبرت بود. خفّاشها در تمام سوراخهاي ديوار لانه ساخته و حتّي روي قبر او از فضلات آنها مقداري بسيار ريخته شده بود. http://www.maktabevahy.org/Services/Document/View.aspx?OId=522
سخنان شهید شیخ احمد کافی (رحمة الله علیه) : امسال كه به شام رفته بودم ، روزى از آن بچه عربها پرسیدم : قبر معاویه كجاست ؟ گفتند : ما دو معاویه داریم : معاویه كبیر و معاویه صغیر شما كدام یك را مى خواهید ؟ گفتم : هر دو را ، قرار شد كه اول به سر قبر معاویه كبیر برویم در كوچه ، پس كوچه هاى آنجا راه افتادیم تا به یك خانه مخروبه رسیدیم رطوبت تا سقف خانه را گرفته بود از هفت ، هشت پله پایین رفتیم و به یك چاله رسیدیم كه چون گنداب زباله هاى شهر از كنارش مى گذشت ، خیلى متعفن بود چند میله آهنى ، مقدارى خاك مرطوب لجنى را محدود كرده بودند كه قبر معاویه هم بوسیله همانها مشخص شده بود آرى ، آنجا قبر معاویه بود ، همان معاویه اى كه صد و ده هزار شیعه را كشت و همان معاویه اى كه دستور مى داد تا امام حسن علیه السلام را پاى منبر بنشانند و خطیب بی دین درباریش بر منبر برود تا در محضر امام حسن علیه السلام ، على علیه السلام را لعن كند اكنون دیگر دوره قُلدرى او سپرى شده و از او چیزى جز آن زباله دان متعفن بجا نمانده است ما مشغول صحبت بودیم كه زنى به نزدمان آمد او خادمه آن محل بود زن كه فهمید من كمى با زبان عربى آشنا هستم ، به من گفت : آقا ! غصه این را نخورید او فكر مى كرد كه من از دوستداران معاویه هستم پرسیدم : چطور ؟ گفت : این نكبت را كه مى بینید ، بخاطر اعمال خود اوست شما به همراهانتان بگویید كه كمى به من كمك كنند اما نه به حساب معاویه بلكه به احترام على (علیه السلام) خادمه قبر معاویه ، كنار قبر او چنین مى گوید .. براستى كه : ان العزه لله و لرسوله و للمومنین به به از آن معنویت ، فضیلت ، تقوى و دیانتى كه چنین عزتى را به یادگار گذاشته است این قبر معاویه كبیر بود اما قبر معاویه صغیر چطور ؟ او پسر یزید و نوه معاویه بود پس از چهل روز حكمرانى ، رجال مملكت را احضار كرد ، خودش بر فراز منبر رفت و گفت : اى مردم ! این خلافت متعلق به آل محمد - علیهم السلام - است جد من غاصب و ظالم بوده است و پدرم ظالمتر از او من این لباس غصبى خلافت را مثل پیراهنى از تنم درمى آورم ، دیگر خودتان مى دانید ، هر كه را مى خواهید ، انتخاب كنید او بدین ترتیب دینش را حفظ كرد و چندى بعد هم با همین عقیده از دنیا رفت معاویه ، جدش كه تا آخرین نفس در همین شام حكمرانى كرده بود ، آن زباله دانى قبرش بود اما این نوه كه از خلافت كناره گرفته بود و فردى عادى بیش نبود ، اكنون مزار مجللى دارد كه بیا و ببین ! قالیهاى نفیس ، زوار فراوانى كه دسته دسته براى طلب مغفرت به زیارتش مى روند ، ضریح آبرومندانه ، همه و همه یادگار معاویه صغیر هستند. http://www.ghadirblog.blogfa.com/post/178
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
| پیام در این موضوع |
|
وهابی های شیعه نما - عبدالرحمن - ۱۵/خرداد/۹۳, ۱۴:۱۱
پاسخ به: وهابی های شیعه نما - Ali#59 - ۱۵/خرداد/۹۳, ۱۷:۳۹
پاسخ به: وهابی های شیعه نما - *ركن الهدي* - ۲۳/خرداد/۹۳, ۲۰:۵۹
پاسخ به: وهابی های شیعه نما - عبدالرحمن - ۱۵/خرداد/۹۳, ۱۷:۵۶
پاسخ به: وهابی های شیعه نما - ISOD - ۱۶/خرداد/۹۳, ۱۶:۳۴
پاسخ به: وهابی های شیعه نما - baharkhanom - ۱۵/خرداد/۹۳, ۱۹:۵۵
پاسخ به: وهابی های شیعه نما - عبدالرحمن - ۱۵/خرداد/۹۳, ۲۲:۰۰
پاسخ به: وهابی های شیعه نما - Bidel.s - ۲۳/خرداد/۹۳, ۲۲:۳۶
پاسخ به: وهابی های شیعه نما - دل خسته - ۲۳/خرداد/۹۳, ۲۳:۱۱
پاسخ به: وهابی های شیعه نما - Ali#59 - ۲۴/خرداد/۹۳, ۹:۱۰
پاسخ به: وهابی های شیعه نما - دل خسته - ۲۴/خرداد/۹۳, ۱۸:۳۸
پاسخ به: وهابی های شیعه نما - Ali#59 - ۲۴/خرداد/۹۳, ۱۸:۴۳
پاسخ به: وهابی های شیعه نما - دل خسته - ۲۹/خرداد/۹۳ ۲۰:۰۹
پاسخ به: وهابی های شیعه نما - kamran2020 - ۲۸/خرداد/۹۳, ۲۳:۳۵
|





![[تصویر: 151772_846.jpg]](http://www.fardanews.com/files/fa/news/1392/3/6/151772_846.jpg)

