کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 22 رای - 4.45 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جنگ نرم ، تاکتیک ها و استراتژی ها
۲:۴۹, ۲/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #43
آواتار
خب هركي ميخواد كار فرهنگي كنه حتما اين پستو بخونه! كار فرهنگي فرمول داره فرمولشم خود خدا تو قرانش گفته
*فرمول ساختاري نظري
[b][/font][font=Tahoma]
قرآن براي فرهنگ و كار فرهنگي با تمسك به 33 آيه قران* ويژه ي فعالين فرهنگي* (حتما در قسمت فرمول فرهنگي ببينيد)

یکی از دوستان مومن خلاصه شو جمع كرده

فرمولي ساختاري نظري قرآني براي كار فرهنگي(فرمول كار فرهنگي
با تمسك به 33 آيه نوراني قرآن):

مراقبت از خود و جامعه همان كار فرهنگي است
پس هر كه مي فهمد، بر كار فرهنگي مأمور و مسؤول است.
در كار فرهنگي هم خود هدف است هم اجتماع اما پرداختن به تربيت خود اصيل است.
اما به هرحال بايد نسبت به اهداف الهي قيام كرد. حتي اگر كسي تنها باشد.
هدف از كار فرهنگي احياء است و از مردم خواسته شده نسبت به انوار الهي پذيرش داشته باشند.
احياء يعني زندگي بخشيدن به انسان و احياء يك نفر برابر است با زنده ساختن همه مردم
پذيرش هدايت در نهاد هر آدمي به وديعه گذاشته شده است
اما انسان آنچه را در نهادش قرار گرفته فراموش مي كند و از اينرو از هدايت دور مي شود.
پس #اصلي_ترين_شيوه_كار_فرهنگي *يادآوري آنچيزهايي است كه در وجود آدميزاد از پيش قرار داده شده است*
پس #مهم_ترين_ركن_كار_فرهنگي *ارجاع به خويشتن* است.
پس #مهم_ترين_هدف_در_كار_فرهنگي آن است كه * "خودِ واقعي" انسان ها را به ايشان يادآوري كنيم و بشناسانيم.*


براي بسياري از ما كه دستي بر كار فرهنگي داريم، كم و بيش اين پرسش ها نمايان شده است:


كار فرهنگي يعني چه؟
اصلاً چه كسي گفته ما بايد كار فرهنگي كنيم؟
چه افرادي مجاز به كار فرهنگي كردن هستند؟
هدف از كار فرهنگي چيست؟
اساساً نگاه دين به كار فرهنگي كدام است؟
در كار فرهنگي اول بايد به خودسازي پرداخت يا ديگر سازي؟ فرد مهم تر است يا اجتماع؟
در اين نوشتار سعي شد به صورت گزاره گزاره و فرمولي ساختاري نظري قرآني براي كار فرهنگي پيشنهاد شود:



فرمول فرهنگي

خدا عالم هستي را خلق كرد.

هُوَ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَق‏‏ - انعام – 73

(او كسي است كه آسمانها و زمين را به حق آفريد)

الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما في‏ سِتَّةِ أَيَّام‏ - فرقان – 59

(همان كسي كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دوست در شش روز آفريد)


خدا انسان را آفريد.

خَلَقَ الْإِنْسان‏ - الرحمن – 3

(انسان را خلق كرد)

خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَة – نحل – 4

(انسان را از نطفه اي آفريده است)

خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّار – الرحمن – 14

(انسان را از گل خشكيده اي سفال مانند آفريد)


خدا از روح خود در انسان دميد.

ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصار – سجده – 9

(آنگاه او را درست اندام گرداند و از روح خويش در او دميد و براي شما گوش و ديدگان و دلهاقرارداد)

فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي‏ فَقَعُوا لَهُ ساجِدين‏ - حجر – 29

(پس وقتي آن را درست كردم و از روح خود در آن دميدم پيش او به سجده درافتيد)


خدا انسان را خليفه خود در زمين ساخت.

وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَه – بقره – 30

(و چون پروردگارت به فرشتگان گفت:من در زمين جانشيني خواهم گماشت)


خدا عالم هستي را در خدمت آدم قرار داد.

هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً – بقره – 29

(اوست آن كسي كه آنچه در زمين است همه را براي شما آفريد)


خدا به انسان مأموريت داد.

الَّذي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلا – ملك – 2

(همان كه مرگ و زندگي را پديد آورد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد)


مأموريت انسان را بندگي و عبوديت تعيين كرد.

وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون‏ - ذاريات – 56

(و جن و انس را نيافريدم جز براي آنكه مرا بپرستند)


براي اينكه انسان در بندگي و رستگاري موفق شود، خدا جريان هدايت را ايجاد نمود و هدايت انسان را از آن خود دانست.

يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاء – نور – 35

(خدا هركه را بخواهد با نور خويش هدايت مي كند)

وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبيل‏ - احزاب – 4

(و خدا حقيقت را مي گويد و اوست كه به راه راست هدايت مي كند)

وَ اللَّهُ يَهْدي مَنْ يَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيم‏ - بقره – 213

(و خدا هركه را كه بخواهد به راه راست رهنمون مي شود)


و به خاطر همين نعمتِ هدايت، بر او منت گذاشت.

بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلْإيمان‏ - حجرات – 17

(بلكه اين خداست كه با هدايت كردن شما به ايمان بر شما منت مي گذارد)

لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِم‏ - آل عمران – 164

(به يقين خدا بر مومنان منت نهاد كه پيامبري از خودشان در ميان آنان برانگيخت)


از انسان خواست براي آنكه به رستگاري برسد از خود مراقبت كند.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُم‏ - مائده – 105

(اي كساني كه ايمان آورده ايد به خودتان بپردازيد)


نه تنها از خود كه از خانواده خود نيز مراقبت كند.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ نارا – تحريم – 6

(اي كساني كه ايمان آورده ايد خودتان و كسانتان را از آتش حفظ كنيد)


نه تنها از خانواده كه مراقبت از خويشاوندان را در دستور كار خود بگذارد.

وَ أَنْذِرْ عَشيرَتَكَ الْأَقْرَبين‏ - شعرا – 214

(و خويشان نزديكت را هشدار ده)


نه تنها مراقبت از خويشاوندان كه مراقبت از جامعه خود را پيگيري كند.

إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْر – عصر – 3

(مگر كساني كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده و همديگر رابه حق سفارش و به شكيبايي توصيه كرده اند)

وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ - آل عمران – 104

(وبايد از ميان شما گروهي به نيكي دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتي بازدارند)

لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُفٌ رَحيم‏ - توبه – 128

(قطعا براي شما پيامبري از خودتان آمد كه بر او دشوار است شما دررنج بيافتيد به هدايت شما حريص و نسبت به مومنان دلسوز و مهربان است)


اين مراقبت از خود و جامعه همان كار فرهنگي است.


پس هر كس كه مي فهمد، بر كار فرهنگي مأمور و مسؤول است.

وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُون‏ - توبه – 122

(وشايسته نيست مومنان همگي براي جهاد كوچ كنند پس چرااز هر فرقه اي از آنان دسته اي كوچ نمي كنند تا دسته اي بمانند و در دين آگاهي پيدا كنند و قوم خود را وقتي به سوي آنان بازگشتند بيم دهند باشد كه آنها از كيفر الهي بترسند)


در كار فرهنگي هم خود هدف است هم اجتماع اما پرداختن به تربيت خود اصيل است.

أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُون‏ - بقره – 44

(آيا مردم را به نيكي فرمان مي دهيدو خود را فراموش مي كنيد با اينكه شما كتاب خدا را مي خوانيد؟ آيا نمي انديشيد؟)


اما به هرحال بايد نسبت به اهداف الهي قيام كرد. حتي اگر كسي تنها باشد.

قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى‏ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا – سبأ – 46

(بگو من فقط به شما يك اندرز مي دهم كه دو به دو و تنهايي براي خدا به پاخيزيد سپس بيانديشيد)


هدف از كار فرهنگي احياء است. و از مردم خواسته شده نسبت به انوار الهي پذيرش داشته باشند.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُم‏ - انفال – 24

(اي كساني كه ايمان آورده ايد چون خدا و پيامبر شما را به چيزي فراخواندند كه به شما حيات مي بخشد..)


احياء يعني زندگي بخشيدن به انسان و احياء يك نفر برابر است با زنده ساختن همه مردم

وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعا – مائده – 32

(وهركس كسي را زنده بدارد چنان است كه گويي تمام مردم رازنده داشته است)


پذيرش هدايت در نهاد هر آدمي به وديعه گذاشته شده است.

فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها – شمس – 8

(سپس پليدكاري و پرهيزگاري اش را به آن الهام كرد)


اما انسان آنچه را در نهادش قرار گرفته فراموش مي كند و از اينرو از هدايت دور مي شود.

وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى‏ آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْما – طه – 115

(و به يقين پيش از اين با آدم پيمان بستيم ولي آن را فراموش كرد و براي او عزمي استوار نيافتيم)

حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَ كانُوا قَوْماً بُوراً – فرقان – 18

(تاآنجاكه ياد تو را فراموش كردند و گروهي هلاك شده بودند)


پس اصلي ترين شيوه كار فرهنگي يادآوري آنچيزهايي است كه در وجود آدميزاد از پيش قرار داده شده.

وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى‏ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنين‏ - ذاريات – 55

(وپند ده كه مومنان را پند سود بخشد)

وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ – حشر – 19

(وچون كساني مباشيد كه خدا را فراموش كردند و او نيز آنها را دچار خودفراموشي كرد آنان همان نافرمانانند)


پس مهم ترين ركن كار فرهنگي ارجاع به خويشتن است.

وَعِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ في‏ أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَليغا – نساء – 63

(پندشان ده و با آنها سخني رساكه در دلشان موثر افتد بگوي)


پس مهم ترين هدف در كار فرهنگي آن است كه "خودِ واقعي" انسان ها را به ايشان يادآوري كنيم و بشناسانيم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aaaaa ، fiftynine ، سرباز ولایت ، حضرت عشق ، MESSENGER ، غریب
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پیام در این موضوع
این است جنگ نرم - سرباز منتظر - ۱۹/اسفند/۹۱, ۱۵:۲۹
RE: این است جنگ نرم - amubehnam - ۲۰/اسفند/۹۱, ۱۹:۵۲
RE: این است جنگ نرم - ارش کمانگیر - ۲۰/اسفند/۹۱, ۲۱:۱۸
فرمول ساختاري نظري قرآن ويژه فعالين فرهنگي با تمسك به 33 آيه - مرهم - ۲/شهریور/۹۳ ۲:۴۹

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  استراتژی نفوذ و استحاله‏ مجید املشی 20 7,171 ۱۲/آذر/۹۱ ۱۰:۳۲
آخرین ارسال: مجید املشی

پرش در بین بخشها:


بالا