|
خواهر و برادر بیشتر یا کمتر؟
|
|
۲۳:۱۱, ۳۱/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/شهریور/۹۳ ۲۳:۱۷ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #81
|
|||
|
|||
|
سلام
خوبه خانم ها در همین تالار نقل می کردند چقدر برادر های صبوری داشتن ،انگشتشو رو قطع کردند چیزی نگفتند و .... بابا مگر قمر بنی هاشم برادر نبود؟ مگر حضرت زینب سلام الله علیها به ابروشون خم می اومد با وجود این برادر؟ مگر عشق بین ایشون و حضرت اباعبدالله علیهم السلام عشق مثال زدنی نبوده؟مگر نمی گن خواهر ها عاشق برادر هاشون هستند؟ نباید تربیت اشتباه یک خانواده رو به پای یک جنسبت نوشت. (۳۱/شهریور/۹۳ ۲۱:۵۱)فدايي ولايت نوشته است: از فرط کمبود های عاطفی و تنهایی به مرز جنون رسیدم.حالا 17 سالمه و هنوز بزرگترین آرزوم اینه که یکی کنارم باشه...که نیست! برا همینم چند وقتی هست که فکرم به سمت ازدواجه...کسی نمی تونه مثل من ایشون رو درک کنه به دنیا نبیومده بودم که خواهر اولم چند سال قبلش رفته بود 7 سالگی خواهر دومم عقد کرد که من از بس گریه کردم تو مجلس عقد مجلس یک جورایی تحث تاثیر قرار گرفت بعد هم داداش اولم و خواهر آخرم رفتند ، آخر سر هم داداش بزرگم که از من 12-13 سال بزرگ تره، باز جای شکر باقیه بچه های خواهر بزرگم با من هم سن بودند ، هر چند باباشون نمی ذاشت زیاد بیان خونه ما ، اما بازم اگراونا نبودن دیوونه می شدم. سنم که بیشتر بود به خلا عاطفی و کمبود توجه و محبت رسیدم و از 15 -16 سالگی توی عذاب بودم از تنهایی و توی مکه بود که حس کردم باید ازدواج کنم. 4 سال خجالت می کشیدم به خانواده بگم ، تا این که خواهر کوچیکم توی پرس و جو از زیر زبودنم کشید توی 20 سالگی که می خوام ازدواج کنم.باور کنید حال بدی بود و شما نمی تونید درکش کنید به راحتی. 3 سال طول کشید ازدواج کنم. یعنی این وسط 7-8 سال حداقل حلا شدید داشتم و چندین سال خلا نسبی. خواهر برادر و فامیل زیاد واقعا لازمه ، و الا خلا عاطفی غوغا می کنه و دیوانه کننده میشه. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| خواهر و برادر-همسران-پدر و دختر | soheyl68 | 2 | 1,379 |
۲۳/اردیبهشت/۹۵ ۲۳:۳۱ آخرین ارسال: soheyl68 |
|






