کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خواهر و برادر بیشتر یا کمتر؟
۱:۱۱, ۱/مهر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۳ ۱:۱۵ توسط فدايي ولايت.)
شماره ارسال: #84
آواتار
(۳۱/شهریور/۹۳ ۲۳:۱۱)دل خسته نوشته است:  سلام
خوبه خانم ها در همین تالار نقل می کردند چقدر برادر های صبوری داشتن ،انگشتشو رو قطع کردند چیزی نگفتند و ....
بابا مگر قمر بنی هاشم برادر نبود؟ مگر حضرت زینب سلام الله علیها به ابروشون خم می اومد با وجود این برادر؟ مگر عشق بین ایشون و حضرت اباعبدالله علیهم السلام عشق مثال زدنی نبوده؟مگر نمی گن خواهر ها عاشق برادر هاشون هستند؟
نباید تربیت اشتباه یک خانواده رو به پای یک جنسبت نوشت.

کسی نمی تونه مثل من ایشون رو درک کنه
به دنیا نبیومده بودم که خواهر اولم چند سال قبلش رفته بود
7 سالگی خواهر دومم عقد کرد که من از بس گریه کردم تو مجلس عقد مجلس یک جورایی تحث تاثیر قرار گرفت
بعد هم داداش اولم و خواهر آخرم رفتند ، آخر سر هم داداش بزرگم که از من 12-13 سال بزرگ تره، باز جای شکر باقیه بچه های خواهر بزرگم با من هم سن بودند ، هر چند باباشون نمی ذاشت زیاد بیان خونه ما ، اما بازم اگراونا نبودن دیوونه می شدم.
سنم که بیشتر بود به خلا عاطفی و کمبود توجه و محبت رسیدم و از 15 -16 سالگی توی عذاب بودم از تنهایی و توی مکه بود که حس کردم باید ازدواج کنم.
4 سال خجالت می کشیدم به خانواده بگم ، تا این که خواهر کوچیکم توی پرس و جو از زیر زبودنم کشید توی 20 سالگی که می خوام ازدواج کنم.باور کنید حال بدی بود و شما نمی تونید درکش کنید به راحتی.
3 سال طول کشید ازدواج کنم.
یعنی این وسط 7-8 سال حداقل حلا شدید داشتم و چندین سال خلا نسبی.
خواهر برادر و فامیل زیاد واقعا لازمه ، و الا خلا عاطفی غوغا می کنه و دیوانه کننده میشه.
خدایا ، این راسته؟ این حقیقت داره که یکی منو درک کنه؟ ینی خواب نمیبینم؟!
وایسین ببینم ، من دوسه ساعت پیش خیلی خسته بودم ، اما الان ساعت دوازده شب قبل از مدرسست و اصلا هم احساس خواب آلودگی نمیکنم ، پس حتما دارم خواب میبینمCool بنابراین از این قضیه میگذرم...این چیزا تو خواب زیاد پیش میادBig Grin

و اما بعد...
انتقاد دوممو نسبت به این بدگویی ها نسبت به برادر ها میگم.من یه پسرم ، همین الان حاضرم یه خواهر داشته باشمو زندگیمو فداش کنم ، اصن منو بکشه حرفی نزنم ، فقط باشه! پس اینقدر نگید برادر ، قاتل جانه و خواهر راحتی روان! عجب جمله قصاری شد ، دمم گرمBig Grin

پ.ن: جناب دلخسته ، شما از 16 تا بیست سالگی خجالت میکشیدید مسئله ازدواجو بیان کنید ، ولی من دوسال پیش در سن 15 سالگی رک و راست بیان کردم ، ولی بدشانسی آوردم که اون شب هوای پارک خیلی سرد بودBig GrinBig Grin
حالا جدای از شوخی ، من به واسطه برادرم که مذاکراتمون چند ماه طول کشید مسئله رو بیان کردم.راستش بخاطر شرایط جامعه و ازین حرفا گفتن فعلا بیخیال شو . ولی یقشونو چسبیدم قراره وقتی هنوز یه پام تو دانشگاهه یه پام تو خونه همون اول زن بگیریمBig Grinینی حدود 20 سالگی ، 3-4 سال دیگه.به قول ارسطو، به شدت ازدواجی هستمBig Grin دقت کردین پانویسم بیشتر از پست اصلیم شد؟این دل درد داره هااااCoolBlush

ناگفته نماند دوستان قدیمی تالار حتما تاپیک های عریض و طویل بنده در این زمینه های توی سال های اخیرو که به یاد دارن؟!
اتفاقا دوستان رو به اون تاپیک ها دعوت پیکنم تا با مشکلات یک نوجوون توی خانواده ی کم فرزند اختلاف سنی بالا از عمق جان آشنا بشن تا حساب کار دستشون بیاد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: | جستجوگر | ، السا ، یاســین ، دل خسته
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پیام در این موضوع
پاسخ به: خواهر و برادر بیشتر یا کمتر؟ - فدايي ولايت - ۱/مهر/۹۳ ۱:۱۱

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  خواهر و برادر-همسران-پدر و دختر soheyl68 2 1,383 ۲۳/اردیبهشت/۹۵ ۲۳:۳۱
آخرین ارسال: soheyl68

پرش در بین بخشها:


بالا