|
مجموعه تبلیغی تقارن دهه استکبارستیزی با دهه اول محرم
|
|
۴:۱۰, ۱۱/آبان/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
شب تاسوعا
گیرم که آب را بستند، دستان عباس را که نبستند! فایل صوتی متن فایل پی دی اف در زندگی لحظه هایی هست که آدمی شبی به تبی و تابی و بهان های، از دست عزیزترین و نزدیک ترین وابستگان خود نیز خسته و دلگیر میشود. مادر از دست طفل و پدر از دست پسر، کودک از دست والدین، و خواهر از دست برادر. برادر هم گاهی از دست برادر خسته و دلگیر میشود. اما نسبت عباس با حسین تنها نسبت برادری نبود. آنچنانی که مصائب این نسبت، او را دلزده و آزرده کند. رابطه عباس و حسین، رابطه عبد و مولا، امام و مأموم، مجتهد و مقلد بود؛ و هر چه جز این اگر بود، شاید عباس نامه فدایت شوم یزید را روی دیده میگذاشت و امان نامه شمر را میپذیرفت. اما عباس برای آنکه از محفل عاشقان حسینی دور نشود، حاضر شد از هر دو دست خود بگذرد اما از اصول خود عدول نکند. عباس خوب میدانست از حسین اگر دست بردارد، دستانش دیگر به کارش نمیآمدند. اما چه نابخردانه دست دوستی دراز کرده بود شمر، و چه ساده انگارانه امان نامه برای عباس آورده بود. امان نامه که هیچ، چنین سرداری را عمود هم بر فرقش فرو می آوردی، دست از دامان حسین بر نمیداشت. و یزیدیان انگار نمیدانستند امان عباس، دامن امن و امان دل حسین است و نمیدانستند امنیت عباسی، سکینه نگاه حسینی بود، نه آرامش قبل از طوفان جبهه مقابل! آخر امان به چه قیمتی؟ به قیمت رفتن و ندیدن غارت خیمه ها و اسارت اهل حرم؟ به قیمت تنهایی و بی یاری مولا؟ هیهات! غیرت عباس اجازه نمیداد، خیمه ها را سوزان و در حال غارت ببیند و در سایه سار نخلهای کوفی آسوده خاطر بنشیند. اصلا بی حسین زندگی چه ارزشی داشت برای عباس؟ وقتی صدای العطش از حرم حسین برخواسته بود، وعده تعلیق تحریم آب آن هم بصورت مشروط به چه کار عباس میآمد؟ وقتی در آن تحریم ظالمانه، گلها یک به یک در حال پژمردن در خیمه ها بودند، وعده آسایش باغها و کاخهای کوفی التیام بخش کدامین غم دل عباس میشد؟ آرمان عباس نمیگذاشت که به سلام گرگ اعتنا کند، چه رسد به اینکه از آرمان و اعتقاد و اصول خود دست بردارد؟ آن وقت میآمد می نشست بر سر اختلافات با یزید، با نماینده پلید او - شمر بن ذی الجوشن - مذاکره میکرد؟ آن هم در میدانی که برای کشستن حسین، تمام شمشیرها تیز و تمام سرنیزهها آماده و تیر تمام کمانها درکمین خیمه ها بودند؟ حکایت مضحک چماق و هویج مستکبرین، ترفند امروزی نیست. رسم یزیدیان همه اعصار همیشه همین است. آنها اول تحریم و محاصره میکنند، وانگهی دم از مذاکره و توافق و امان نامه میزنند. اما مگر میشود شمشیر آخته را بالای سر طرف مقابل نگه داشت و اماننامه پرمکر و مشروط کوفی را روی میز گذاشت و از مذاکره دم زد؟ کوفیان با این حیله یزیدی چه کسی را میخواستند فریب دهند، خود را یا علمدار حسین را؟ عباس اگر میخواست امان نامه را بپذیرد، چرا از مدینه تا کربلا امام زمانش را همراهی کرد و پاسداری و علمداری از خیمههای سپاه حسین را برگزید؟ براستی دشمن چه خیالی در سر می پروراند؟ امروز ما نسل آخرالزمانی عاشوراییان، اگر قرار باشد امان نامه یزید زمان را بپذیریم و با دست کشیدن از آرمانهای اصیل مان، در امان باشیم، اصلا چرا انقلاب کردیم؟ چرا در جنگ برای دفاع از آن آرمانها مقاومت کردیم؟ و چرا برای ایستادن پای اصول خود، هزینه سنگینی به وزن تحریم و به مساحت محاصره دادیم؟ و ... شب عاشورا قیام ضد ظلم یزیدیان زمان، پابپای ولی زمان! فایل صوتی متن فایل پی دی اف حسینی بودن امروز تنها خلاصه در اشک ریختن و سینه زدن و هیئت رفتن نمی شود. اگر عاشورایی هستیم، باید ببینیم یزید روزگار کجای میدان ایستاده. ما باید آنقدر سرسنگین باشیم که یزیدیان زمان امروز برای سرمان جایزه تعیین کند. و ابن زیادها حاضر باشد، سر به تنمان نباشد. عاشورایی اصیل آن است که هم از تبار یزیدیان دیروز تبری بجوید، هم از یزیدیان امروز! حسین به تنهایی دربرابر استکبار کهن ایستاد، اکنون چه کسی باید بار مقاومت در برابر ظالمان و مستکبرین امروز را بر دوش خود بکشد؟ حسین علیه طاغوت روزگار خود قیام کرد و به مبارزه پرداخت؛ برای حسینی بودن و حسینی ماندن، تنها به عزاداری نمی توان اکتفا کرد. امروز هم حسینی ماندن، بدون قیام علیه ظلم و جور و فسق و فجور مستکبران میسر نخواهد شد. امام حسین آمد که ثابت کند، تا ظالم و مظلوم هست مسیر سرنوشت انسانیت، به دوراهی کوفه و کربلا منهی می شود. اما ندای «یا لیتنا کنا معک » قرار نیست من و تو را به هزار و اندی سال پیش بازگرداند تا در رکاب حسین «علیه السلام » شمشیر برکشیم و به جنگ سپاه کوفه و شام راهی شویم. افسوس! هر بار وقتی که ندا در میدهیم که «کاش بودم و تو را یاری میکردم »، یک شمه از جلوه های عاشورایی را برایت عیان میکنند. دوباره در گوشه ای از این عالم، ظلمی روا می شود. آنوقت من و تو می مانیم و کلاهی که در پی قضاوت است، که این ها همه بازی است و به ما چه مربوط که در آن سوی کره خاکی چه خبر است. همیشه یزیدی بودن، با همراهی ظالمان رقم نمی خورد. گاهی به همان نسبت که مظلوم را از حمایت مادی و معنوی خود محروم کنی، بایزید می شوی! کافیست در هنگامه برخواستن صدای مظلوم، گوش خود را به نشنیدن بزنی و بی تفاوت باشی، آنوقت من و تو هیچ تفاوتی با مسببان و عاملان ظلم نخواهیم داشت، چرا که آنها شاید مأمور به ظلمند و ما مختاریم که یاری کنیم، اما دریغ میکنیم! گاهی حتی انتظار آنها که زیر چکمه های پولادین ظلم جان میدهند، از ما یاری فیزیکی نیست، گاهی تنها کمک ما حمایت و راهپیمایی و حمایتی است که آنها را امیدوار میکند. ما اگر حاضر نباشیم همین قدر علیه ظلم یزید زمانه، برخیزیم، نباید کوفیان را شماتت کنیم. آنوقت یک عمر گریه ما بر آن فاجعه ها، چون گریه بی ثمر و بی اثر کوفیان بعد از قتل حسین (علیه السلام)، اندازه آبغوره هم فایده نخواهد داشت! «یا لیتنا کنا معک » در عصر ما، عدم سکوت در برابر ظلم یزیدیان زمان، و مبارزه با آنان پابپای ولی زمان است. با شمر و یزید نمیشود مصالحه کرد. نمی شود هم یار حسین بود و هم مددکار یزید. میدان حق و باطل میانه ندارد. نمی شود رابطه با یزید را با خوشبینی و امید حل کرد. امید بستن به حسن نیت یزید، ساده انگاری محض است. چشم داشتن به کمک بیشائبه یزید، حماقتی نابخشودنیست. میدان حق و باطل، میانه ندارد. صف های عیان پیکار، تسامح بردار نیست! با دیپلماسی کوفیانه نمی شود به سوی قله های سربلندی حرکت کرد و بسوی آسمان استقلال پر کشید. اصلا حسین آمد که بگوید «کسی چون حسین با فردی مثل یزید بیعت نخواهد کرد! » حال چرا ما باید به بهانه کاهش تحریمها و محاصره ها، از آرمان های اصیل عاشورایی خود دست برداریم؟ گیرم که آب را بستند، قرار نیست آبروی مقاومت و ایستادگی را از بین ببریم!... در مقابله با استکبار ممکن است، شرایط ظاهری سخت باشد، اما آنچه که اهمیت دارد، آن است که علم حق بر زمین نیفتد. بدانیم که نبرد حق و باطل در هر دوره جاری است و هر روز برای مسلمین عالم عاشورایی دیگر است. حسینی ماندن امروز، ضد استکبار و علیه ظلم ظالمان بودن و عدم مصالحه با آنان است. بی شک امروز جلوه حقیقی زیارت عاشورا و لعن بر یزید، شعار مرگ بر آمریکاست! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
| پیام در این موضوع |
|
مجموعه تبلیغی تقارن دهه استکبارستیزی با دهه اول محرم - عبدالرحمن - ۴/آبان/۹۳, ۲۳:۴۴
شب دو و سه - عبدالرحمن - ۵/آبان/۹۳, ۲۲:۰۶
پاسخ به: مجموعه تبلیغی تقارن دهه استکبارستیزی با دهه اول محرم - عبدالرحمن - ۸/آبان/۹۳, ۱:۳۲
پاسخ به: مجموعه تبلیغی تقارن دهه استکبارستیزی با دهه اول محرم - عبدالرحمن - ۹/آبان/۹۳, ۴:۱۷
پاسخ به: مجموعه تبلیغی تقارن دهه استکبارستیزی با دهه اول محرم - عبدالرحمن - ۹/آبان/۹۳, ۲۰:۱۹
پاسخ به: مجموعه تبلیغی تقارن دهه استکبارستیزی با دهه اول محرم - عبدالرحمن - ۱۱/آبان/۹۳ ۴:۱۰
|






