کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
··▪▪••●●::شهیدان مسیر کربلا::●●••▪▪··
۱۹:۲۹, ۱۲/آبان/۹۳
شماره ارسال: #8
آواتار
[تصویر: 202.png]
التماس دعا از همه دوستان
  • دوستان برای سلامتی مولا دعا کنید و صدقه بزارین امشب حتماConfused

72. شبيب بن عبدالله النهشلى ، مولى حارث بن سريع[/b]
شبيب بن عبدالله النهشلى البصرى ، يكى ديگر از شهداى كربلا و مولى حارث بن سريع همدانى جابرى و از اصحاب امام حسين (علیه السلام) بود كه در روز عاشورا در حمله اولى به شهادت رسيد. اين گزارش را طوسى در رجال خود آورده است. مامقانى نيز همين گزارش را به نقل از شيخ طوسى ذكر كرده است. مرحوم مجلسى نيز در بحارالانوار ، نام شبيب را شبيب بن الحارث بن سريع ثبت كرده ، او را از جمله شهداى كربلا معرفى مى كند
(( رجال الطوسى ، ص 101؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 81؛ بحارالانوار ، ج 44 ، ص 199 و ج 45 ، ص ‍ 73؛ معجم رجال الحديث ، ج 9 ، ص 12؛ رجال طوسى ، ص 271؛ نقد الرجال ، ص 166؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 247؛ ابصار العين ، ص 150).

73. شوذب ، مولى شاكربن عبدالله همدانى شاكرى
شوذب مولى شاكر بن عبدالله ، يكى از شهداى كربلاست كه در روز عاشورا با كسب اجازه از حضرت امام حسين (علیه السلام) و پس از حنظله بن سعد الشبامى به ميدان جنگ رفت و به شهادت رسيد. برخى وى را از شيعيان سابقه دار و قديمى نوشته اند و برخى نيز آورده اند كه او پسر عروه بن طرق و از قبيله غفار بود
(رجال الطوسى ، ص 101؛ الارشاد ، ص 238؛ خوارزمى ، مقتل الحسين ، الجزء الثانى ، ص 22 ، 26 و 33؛ تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 443؛ الكامل فى التاريخ ، ج ، ص 73؛ نهايه الارب ، ج 20 ، ص 454؛ اعلام الورى ، ص 242؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 88؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 28 - 29 ، 71 و 73؛ مستدرك الوسايل ، ج 3 ، ص 811؛ منتهى الامال ، ص 444؛ نقد الرجال ، ص 268؛ نفس المهموم ، ص ‍ 128؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 247؛ ابصار العين ، ص 147).

74. ضرغامه بن مالك تغلبى
ضرغامه يا ضرغام از شهداى حمله اولى در كربلا بود. برخى نقل كرده اند كه بعد از نماز ظهر به مبارزه بيرون شد و شهيد گشت
(( رجال الطوسى ، ص 101؛ المناقب ، ص 113؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 106؛ بحارالانوار ، ج 44 ، ص 199 - 200 و ج 45 ، ص 18 و 71؛ منتهى الامال ، ص 425؛ معجم رجال الحديث ، ج 9 ، ص 146؛ قاموس الرجال ، ج 5 ، ص ‍ 541؛ نقد الرجال ، ص 174؛ نفس المهموم ، ص 135؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 247؛ ابصار العين ، ص 189).

75. طرماح بن عدى
شيخ طوسى نام او را در شمار اصحاب حضرت امام حسين (علیه السلام) آورده. صاحب مستدرك مى نويسد كه وى فرستاده حضرت على (علیه السلام) به سوى معاويه شد كه بعدها در شمار اصحاب امام حسين (علیه السلام) در آمد و به كربلا آمده و در طف به شهادت رسيد
(رجال الطوسى ، ص 102؛ مستدرك الوسايل ، ج 3 ، ص 813؛ البدايه و النهايه ، ج 8 ، ص 174؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 109؛ بحارالانوار ، ج 44 ، ص 378؛ نقد الرجال ، ص 174؛ منتهى الامال ، ص 403؛ نفس المهموم ، ص 84 - 86؛ نهايه الارب ، ج 20 ، ص 420 - 421).


76. عابس بن ابى شبيب شاكرى همدانى
عابس از مردان شجاع كوفه بود. پس از ورود مسلم بن عقيل به كوفه به همكارى فعال با فرستاده امام حسين (علیه السلام) و به يارى پرداخت. هموست كه متن نامه مسلم بن عقيل به امام حسين (علیه السلام) ، مبنى بر بيعت 20 هزار نفر از كوفيان ، با آن حضرت را از كوفه به مكه برد و به امام تقديم كرد. چنان كه پيش از اين گفته ايم ، در ميان شيعيان كوفه عابس از جمله شيعيانى بود كه پس از ورود مسلم به كوفه مى كوشد تا به فرستاده امام اطلاعاتى واقعى ارائه كند و از هر گونه مبالغه در باب واقعيات كوفه اجتناب ورزد. عابس چنان كه نزد مسلم بن عقيل سوگند خورده بود ، هم به فرستاده امام حسين (علیه السلام) وفادار ماند ، هم پس از شهادت وى ، كوفه را ترك كرد و به كاروان حسينى پيوست. نوشته اند كه چون عابس مردى شجاع بود و كسى توانايى رويارويى با وى را نداشت ، وقتى در روز عاشورا وارد ميدان نبرد شد ، به دستور عمربن سعد ، او را سنگباران كردند تا مجبور به نبرد رويارويى و نزديك با عابس ‍ نگردند. عابس پس از آنكه توانست تعداد زيادى از كوفيان را از پاى در آورد ، از شدت جراحات تيرهابه زمين افتاد. پس از شهادت وى افراد كثيرى مدعى كشتن او شدند ، تا بلكه بتوانند قتل عابس دلير را به افتخارى براى خود تبديل كنند. وقتى ابن سعد با اين ادعاها رو به رو شد ، فرياد زد كه هيچ كس عابس را به تنهايى به قتل نرساند ، بلكه همگى شما در كشتن عابس شريكيد
(تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 375 و 443؛ الفتوح ، ج 3 ، ص 51؛ خوارزمى ، مقتل الحسين ، الجزء الثانى ، ص 26 ، الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 73؛ البدايه و النهايه ، ج 8 ، ص 185؛ رجال الطوسى ، ص 103؛ بحارالانوار ، ج 45؛ ص 28 و 73؛ بلاذرى ، انساب الاشراف ، (ترجمه ريحانتى رسول الله... ) ، ص 202؛ الارشاد ، ص 238؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 112؛ نقد الرجال ، ص 176؛ منتى الامال ، ص 373 و 444 - 446؛ نهايه الارب ، ج 20؛ ص 454؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 247؛ ابصار العين ، ص ‍ 145).

77. عامربن جليده
عامربن جليده در زيارت رجبيه به عنوان شهيد كربلا آمده است. در منابع متقدم و مقاتل نام و نشانى از وى به چشم نمى خورد
(معجم رجال الحديث ، ج 9 ، ص 189؛ ابصار العين ، ص 115).

78. عامر بن ملك
نام عامر نيز در زيارت رجبيه به عنوان شهيد كربلا آمده است ، اما نام و نشان او نيز در منابع و مقاتل خبرى موجود نيست
(معجم رجال الحديث ، ج )) ، ص 201؛ ابصار العين ، ص ‍ 115).


79. عامر بن مسلم بن طريف عبدى
عامر بن مسلم العبدى و مولاى ابو سالم از شيعيان امام حسين (علیه السلام) در بصره بودند كه همراه سيف بن مالك و ادهم بن اميه به همراهى يزيد بن نبيط و پسران او از بصره به كربلا آمدند تا امام حسين (علیه السلام) را يارى كنند. شيخ طوسى از او به نام عامر بن مسلم و مجهول ياد كرده است
( ابن حزم ، جمهره انساب العرب ، ص 293؛ رجال الطوسى ، ص 103؛ اللباب ، ج 2 ، ص 359؛ منتهى الامال ، ص 425 و 428؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 117؛ معجم رجال الحديث ، ج 12 ، ص 251؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 72؛ نفس المهموم ، ص ‍ 135؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 247؛ ابصار العين ، ص 185).

80. عباد بن مهاجر بن ابى مهاجر جهنى
شيخ طوسى از او به عنوان عياض بن ابى مهاجر ياد كرده است. عباد يا عياض ، يكى ديگر از شهداى كربلا بود كه در عاشورا به شهادت رسيد. او از اهل آبهاى جهينه اطراف كوفه بود كه از آنجا به سوى امام حركت كرد و به سپاه ايشان پيوست
(رجال الطوسى ، ص 103؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 123؛ قاموس الرجال ، ج 5 ، ص 221؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 247؛ ابصار العين ، ص 190).

81. عبدالاعلى بن يزيد بن شجاع كلبى
عبدالاعلى جنگجوى شجاعى از شيعيان كوفه بود كه با مسلم بيعت كرد. او در اين شهر از مردم براى امام حسين (علیه السلام) بيعت مى گرفت. چون مردم از مسلم روى گردان شدند ، دستگير و زندانى شد و به دستور ابن زياد گردنش را زدند. بلاذرى از اين شهيد راه امام حسين (علیه السلام) نام مى برد و مى نويسد كه در كربلا كشته شد. طبرى به نقل از ابن جناب كلبى درباره وى نوشته است : كثير يكى از مردم كلب به نام عبدالاعلى را ديد. وى سلاح پوشيده بود. و با تنى چند جوانان كوفه آهنگ ابن عقيل را داشت. كثير عبدالاعلى را گرفت و نزد ابن زياد برد. وقتى عبدالله بن زياد ، مسلم بن عقيل و هانى بن عروه را كشت ، عبدالاعلى كلبى را نزد خود خواند و به او گفت ، قصه خويش را با من بگو. گفت خدايت قرين صلاح بدارد ، بيرون آمده بودم كه ببينم مردم چه مى كنند كه كثير بن شهاب مرا گرفت. ابن زياد گفت : قسم ياد كن كه جز به خاطر آنچه مى گويى بيرون نيامده بودى. چون عبدالاعلى قسم ياد نكرد ، بنابر اين عبيدالله دستور داد تا او را به ميدان جبانه السبيع بردند و گردن زدند
(تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 369 - 370 و 379؛ قاموس الرجال ، ج 5 ، ص 257؛ بلاذرى ، انساب الاشراف ، (ترجمه ريحانتى رسول الله... ) ، ص 204؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 133؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 247؛ ابصار العين ، ص 180.)

82. عبدالرحمن بن عبدالله الكدن الارحبى الهمدانى
عبدالرحمن بن عبدالله بن كدر (كدن ) ارحبى همدانى نيز يكى ديگر از شهداى حمله اولى در كربلا بود. پيش از اين به نقل از ابومخنف آورديم كه عبدالرحمان بن عبدالله الكوا الارحبى ، از اعضاى دومين دسته از فرستادگان كوفيان بود كه همراه قيس بن مسهر و عماره بن عبدالله السلولى ، وارد مكه شد و يكصد و پنجاه نامه كوفيان را به امام حسين (علیه السلام) تقديم كرد. ابومحنف افزوده است كه امام حسين (علیه السلام) او را همراه مسلم بن عقيل و قيس بن مسهر و عماره بن عبدالله السلولى به كوفه فرستاد و به او و ديگر همراهانش دستور داد تا از متقيان باشند
(تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 325 و 354؛ رجال الطوسى ، ص 103؛ معجم رجال الحديث ، ج 9 ، ص 336؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 73؛ مسترك الوسايل ، ج 3 ، ص ‍ 817؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 145؛ منتهى الامال ، ص 426؛ نقد الرجال ، ص 186؛ نفس المهموم ، ص 135؛ امام حسن و امام حسين (علیه السلام) ، ص 247؛ ابصار العين ، ص ‍ 148).

ادامه دارد ان شاءلله

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی ، مصباح ، مهشاد ، حضرت عشق
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پیام در این موضوع
پاسخ به: ··▪▪••●●::شهیدان مسیر کربلا::●●••▪▪·· - mahdy30na - ۱۲/آبان/۹۳ ۱۹:۲۹

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  کربلا چگونه کربلا شد؟(لهوف نامه) صبح صادق 4 2,179 ۱۲/آذر/۹۲ ۱۹:۱۳
آخرین ارسال: صبح صادق

پرش در بین بخشها:


بالا