|
«NOAH»
|
|
۲۲:۱۰, ۱۰/آذر/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
لانس اس اونز ، محقق و پژوهشگر آمریکایی در یکی از اثرهایش درباره اعتقادات کابالا می نویسد:
"... کابالا تاکید می کند که هرچند خداوند در عالی ترین شکل به صورت یک واحد کاملا وصف ناپذیر (که کابالا به آن عین سوف Ein Sof به معنای لایتنهاهی تعبیر می کند) وجود دارد ، اما این یکه بودن درک نشدنی الزاما از تعداد زیادی اشکال الهی سرچشمه می گیرد: یعنی کثرت خدایان . کابالیست ها این حالت را سفیرا Safiroth مترادف ظرف ها یا وجوه خدا می نامند. طریقی که در آن خدا از یک واحد وصف ناپذیر ، به تکثر تنزل داده می شود ، معمایی است که کابالیست ها ، تفکرات و مکاشفات فراوانی صرف آن می کنند. به وضوح، این تصور از خدای چند چهره، اعتراف به چند خدایی بودن است. اما موضوع کثرت خدا یا چند خدایی در عرفان کابالیستی خاتمه نمی یابد، بلکه در آنها، اولین ظهور این خدا با یگانگی غیر قابل درک به دو گانگی مذکر و مونث یا پدر و مادر آسمانی؛ هخما Hokhmah (خرد) و بینا Bina( بصیرت) که اولین اشکال ظهور یافته خداوند بودند، منتهی می گردد. کابالیست ها از استعاره های جنسی صریحی استفاده می کنند تا توضیح دهند چگونه مجامعت خلاقانه هخما و بینا، سایر مخلوقات را به وجود آورد..." سفیرات یا درخت زندگی از اعتقادات اساسی کابالیست هاست که به وضوح در آن ابعاد چند خدایی آشکار است و مذکر و مونث کردن دو سمت این درخت، نمادی برای دو جنسی کردن این خدایان است. نکته قابل تامل اینکه در آثار اغلب فیلمسازان کابالیست ، نشانه های این درخت به چشم می خورد؛ همچون فیلم "آواتار" جیمز کامرون، "درخت زندگی" ترنس مالیک و فیلم "چشمه" ساخته همین دارن آرنوفسکی. در ادامه مطلبش اونز می نویسد: "...این برابری عجیب آدم با خدا با رمزی کابالیستی حمایت می گردد: ارزش اسم های آدم Adam و یهوه Jehovah در زبان عبری ، هر دو 45 می شود. بنابراین در تفسیر کابالیستی، یهوه معادل آدم است: آدم خداست. با این منطق چنین ادعا می شود که تمام انسان ها در بالاترین حد تحقق توانایی های بالقوه شان، شبیه خدا می گردند ..." برای اولین بار این سر کارل رایموند پوپر، فیلسوف معروف غربی بود که دو تفکر مشرکانه چند خدایی یونان باستان و صهیونیسم را مترادف به کار گرفت و در کتاب "حدس ها و ابطالها"، آنها را واجد سرنوشت مشترک دانست. آنجا که هر دو گروه خدایان کوه المپوس و ریش سفیدان کوه صهیون را قربانی "تئوری توطئه" (که خود مبدع آن بود) معرفی نمود. در حقیقت این تفکر شرک آمیز در دوران حضرت موسی (علیه السلام) در هیبت سامری و گوساله اش نمود یافت و اعتقادات مادی گرایانه و نژادپرستانه و سرمایه سالارانه و امپریالیستی را وارد دین یهود کرد. پس از توطئه یهود و روم علیه حضرت عیسی مسیح (علیه السلام) نیز شخصی به نام پولس، این تفکرات شرک آمیز را وارد مسیحیت کرد و آن را تحت عناوینی مانند الوهیت و پسر خدا بودن عیسی مسیح، قربانی شدن عیسی به عنوان کفاره گناهان مردم و تلقی کلیسا به عنوان "ملکوت آسمان ها" برای قرار گرفتن میان مردم و خدا را در این آیین نهادینه کرد. بوجود آمدن فرقه هایی همچون کابالا و فراماسونری ، پس از جنگ های صلیبی ، تداوم گسترش همان تفکرات شرک آمیز باستانی در قوالب جدید و عرصه های تازه بود که به نوعی جهان وطنی طعنه می زد. و بالاخره پس از رنسانس و نهضت به اصطلاح اصلاح دینی و پروتستانتیزم و جنبش به اصطلاح علم گرایی و روشنگری ، تفکرات شرک آمیز یاد شده به طور رسمی تئوریزه و تحت عناوین اومانیسم و سکولاریسم و نظام سیاسی برگرفته از آنها یعنی لیبرالیسم ، فقرات ایدئولوژی غرب جدید را تشکیل داد. براین اساس علم و هنر و سیاست و اجتماعیات جدید و مدرن رقم خورد ، در حالی که اساس و بنیاد تئوریک آن، همان افکار شرک آمیز یونان باستان به اضافه مادی گرایی و سلطه طلبی و نژادپرستی و سرمایه سالاری سامریان و جادوگران مصر باستان (همان صهیونیسم امروز) بود. غرب جدید با همین ایدئولوژی شکل گرفت در حالی که شعار اصلی آن از زبان فیلسوفانش ؛ "انسان گرگ انسان است" (بنا به تصریح هابز) و "حرص و طمع، مطلوب است" ( The Greed Is Good) و "اصالت سود و اصالت لذت" بود. تفکرات شرک آمیز و مادی گرایانه و ایدئولوژی فوق در تمام عملکرد غرب جدید طی 3-4 قرن پس از رنسانس به چشم خورد ؛ از بوچود آمدن پدیده مذموم استعمار تا تجارت خبیثانه برده تا قاچاق الماس و تریاک و تا بوجود آوردن جنگ های متعدد و نسل کشی های دیوانه وار و تا برپایی امپراتوری آمریکا و برپایی جنگ های اول و دوم جهانی و تغییر نقشه خاورمیانه و تشکیل حکومت اسراییل و ... بوجود آمدن ساختارهای نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی غرب جدید بر همین اساس بود، پاگیری تراست ها و کارتل های اقتصادی، بانک های عظیم و پیمان های نظامی و بالاخره سینمای غرب ، به خصوص هالیوود که تبلور هنری همان تفکر شرک آمیز و سرمایه سالارانه و نژادپرستانه و سلطه گرانه بود. از همین روی تقریبا می توان عناصر مختلف تفکر فوق را در جریان اصلی سینمای غرب و هالیوود به وضوح مشاهده و تحلیل کرد. به همین دلیل سینمای غرب، از بدو تاسیس و از همان دوران سینمای صامت در تقابل سیستماتیک با اسلام قرار گرفت و جریانی در تحقیر و تمسخر ارزش ها و نمادها و نشانه های اسلامی یکی از محورهای اصلی این سینما را تشکیل داد. ( یکی از اولین فیلم های ادیسون به نام "رقص هفت زن محجبه" در سال 1897، فیلم "عرب مسخره" ساخته ژرژ ملی یس در سال 1898 و "آواز موذن" ساخته فیلیکس مگیش در سال 1902 از جمله نخستین تلاش های این محور بود. ) ادامه دارد... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
| پیام در این موضوع |
|
پاسخ به: «NOAH» - Admirer - ۶/آذر/۹۳, ۱۵:۱۵
پاسخ به: «NOAH» - Admirer - ۷/آذر/۹۳, ۱۲:۵۸
پاسخ به: «NOAH» - Admirer - ۷/آذر/۹۳, ۱۹:۱۱
پاسخ به: «NOAH» - Admirer - ۸/آذر/۹۳, ۲۱:۲۸
پاسخ به: «NOAH» - Kol - ۸/آذر/۹۳, ۲۱:۴۷
پاسخ به: «NOAH» - Admirer - ۱۰/آذر/۹۳ ۲۲:۱۰
پاسخ به: «NOAH» - Admirer - ۱۱/آذر/۹۳, ۲۳:۵۳
پاسخ به: «NOAH» - Admirer - ۱۲/آذر/۹۳, ۲۱:۲۶
پاسخ به: «NOAH» - Admirer - ۱۴/آذر/۹۳, ۰:۳۰
پاسخ به: «NOAH» - Admirer - ۱۵/آذر/۹۳, ۲۱:۲۱
پاسخ به: «NOAH» - LifeLover - ۱۵/آذر/۹۳, ۲۲:۰۵
پاسخ به: «NOAH» - MohammadSadra - ۱۵/آذر/۹۳, ۲۲:۳۰
پاسخ به: «NOAH» - Admirer - ۱۶/آذر/۹۳, ۲۰:۴۱
پاسخ به: «NOAH» - Bidel.s - ۱۵/آذر/۹۳, ۲۲:۳۲
پاسخ به: «NOAH» - میم.حسین.الف - ۱۶/آذر/۹۳, ۰:۰۸
پاسخ به: «NOAH» - Admirer - ۱۸/آذر/۹۳, ۲۰:۱۶
پاسخ به: «NOAH» - Admirer - ۲۰/آذر/۹۳, ۰:۵۴
پاسخ به: «NOAH» - Admirer - ۲۰/آذر/۹۳, ۱۸:۰۱
پاسخ به: «NOAH» - Admirer - ۲۱/آذر/۹۳, ۱۱:۱۷
پاسخ به: «NOAH» - | جستجوگر | - ۲۱/آذر/۹۳, ۱۳:۰۸
پاسخ به: «NOAH» - فاطمه خانم - ۲۱/آذر/۹۳, ۱۶:۲۹
پاسخ به: «NOAH» - rezakarimi - ۳/دی/۹۳, ۸:۵۷
پاسخ به: «NOAH» - ADAM - ۵/دی/۹۳, ۱۷:۴۰
پاسخ به: «NOAH» - زینب خانوم - ۲۵/دی/۹۳, ۱۳:۵۹
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| تحلیلی بر فیلم Noah / پیامبری که هالیوود مبعوث کرد! | SAViOR | 39 | 24,977 |
۱۱/اردیبهشت/۹۴ ۲۱:۵۷ آخرین ارسال: سرباز منتظر |
|








