|
دختران سیگاری در ایران!!!
|
|
۲۳:۵۸, ۱۴/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
وقتی کسی ک زخم معده داره بره پیش ی پزشک حاذق، در وهله اول ب جای اینکه قرص و داروی شیمیایی بنویسه واسه اینکه خود معده رو خوب کنه،
میگرده دلیل اصلی رو پیدا می کنه و اون رو حل می کنه و با برطرف شدن اون خیلی از مشکلات دیگه هم حل میشه مسئله سیگار کشیدن هم از همون مسائلیه ک خودش ریشه نیست، شاخه ای از ی سری مشکلات دیگه ست جوون، وقتی ب سنی میرسه و میخواد اعلام استقلال کنه، میخواد بگه من بزرگ شدم، میره سراغ اینطور چیزا میره سیگار میکشه bf و gf برای خودش پیدا می کنه لاتی صحبت می کنه و کلمات زشت ب کار می بره ظاهرش رو متفاوت می کنه (ورودی های جدید دانشگاه، متولدین 75 هستن، جالبه رنگ موهاشون سبز و صورتی بود، خیلی هاشون هم از چهره نمیشد تشخیص داد ک مجرد هستن یا متاهل! )و ... اینا همه ش بر میگرده ب اینکه توی دوران مدرسه ک دوران بزرگ شدن و شناختن خودشونه، کسی ب اینا کمک نکرده ک برای خودشون یک الگوی درست داشته باشن و شخصیتشون رو برمبنای اون شکل بدن براشون ارزش و ضدارزش تعریف نشده دختر بودن و پسر بودن و انسان بودن براشون تعریف نشده تازه حالا نمیگم ک وقتی میان دانشگاه زیر دست اساتید بی دین و لاقید درس میخونن ( همیشه ی حداقلی هستن ک اینطوری نیستن ها، اما تجربه شخصیم اینو میگه ک اساتید درسهای اختصاصی ک دانشجو بیشترین تاثیر رو از اینها میگیره اکثرشون اینطورین ) چرا خب، شخصیت معرفی میکنن : حضرت زهرا (سلام الله علیها) ![]() اما چطوری ؟؟ ی خانوم روضه خون میارن براشون روضه بخونه و اینطوری میخوان الگو سازی کنن :| اون جوون، کجا میخواد اینها رو بفهمه و یاد بگیره ؟ ذهنش مثل ی نوار خالی میمونه ... حالا ک توی این دوران تربیتش ذهنش رو درست پر نکردن، حالا خودش میره سراغ پر کردنش (البته براش پرمی کنن!)، میره سراغ چیزی ک عرفه، جماعت میرن دنبالش، چیزی ک لذت بیشتری داره و هیجانات جوونیش رو پاسخ میده، میره سراغ چیزی ک ب هر قیمتی توی جمع دوستاش، تایید بشه! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





)


