|
حقایق هسته ای
|
|
۱۶:۲۶, ۱۵/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
ادامه ی نامه ی سرگشاده ی ناصر نوبری در تاریخ ۷/۶/۱۳۹۳
شکست را به گردن پیکان انداختید فرمودید نوشتههایتان را مطالعه کنیم، بنده تمام آنچه به نام جنابعالی تاکنون منتشر شده را مطالعه کردهام، به نظر بنده عصاره دیدگاه جنابعالی براساس تئوری پیوستگی امنیتی جهانی، خواهناخواه در نهایت معطوف به دیپلماسی سنتی قجری منتها با تعاریف و مختصات امروز جهان میشود. جنابعالی بعد از شکست ۱۰ سال پیشتان، غیرمتعهدها را دوچرخه و اروپا را پیکان و آمریکا را بنز نامیدید و علت شکست را محدودیت در انتخاب مرکب و استفاده از پیکان دانستید. در واقع این همان نگاه دیپلماسی سنتی به جهان و انتخاب کدخداست که میفرمایید چون به کدخدای اصلی نتوانستید بپیوندید (بر مرکبش سوار نشدید) شکست خوردید. یعنی در رویکرد به کدخدا اشتباه کردید و کدخدای اصلی را نادیده گرفتید. چگونه جنابعالی و قویترین دیپلماتها این موضوع ساده را که شاه ایران پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ یعنی ۵۰ سال قبل از آن متوجه شده بود که دیگر فروغ کدخداهای اروپایی و انگلیسی افول کرده و دیگر روی آنها نمیتوان حساب کرد و کدخدای اصلی و تعیینکننده آمریکاست لذا از انگلیس به سوی آمریکا شیفت کرد، در سال ۸۲ متوجه نبودید و خواستید با تکیه بر اروپا و انگلیس، آمریکا را دور بزنید! حتی نوشتهاید که با اروپا مساله را داشتید حل میکردید ولی آمریکا کارشکنی کرد! این واقعاً تساهل نیست که بعد از فروپاشی اردوگاه شوروی و در اوج یکهتازی و ابرقدرتی آمریکا، شما فکر کردید با کمک انگلیس و آلمان و فرانسه میتوانید آمریکا را دور بزنید! و کشور را چند سال معطل این سیاست پرهزینه کردید! سیاست «اعتمادسازی» با اروپا یعنی هرچه کدخدای اروپایی گفت انجام دادیم و غرب را دچار زیادهخواهی کردیم. در واقع شما از مجموعه اردوگاه آمریکا و غرب فریب خوردید و اردوگاه غرب که مهارت در بازی پلیس خوب و پلیس بد دارد، این بار نقش پلیس بد را به آمریکا داد و در نهایت دیپلماسی شما شکست خورد، تنش بالا گرفت و آن سیاست اشتباه باعث شد یک گلوله برف ابتدایی آنقدر بچرخد که امروز به صورت یک بهمن بزرگ بر سر ملت ایران درآمده است. ممکن است بفرمایید ما ناچار از پیکانسواری بودیم و امکان بنزسواری نداشتیم اما این عذری بدتر است، زیرا معنایش این است که با آگاهی از شکست این استراتژی اما در کشور بهعنوان راهحل اتخاذ شد. دوران کدخداگرایی گذشته است امروز دوباره این استراتژی اعتمادسازی (کدخداگرایی) با خود کدخدای اصلی صورت گرفته است و دیگر آمریکا نادیده گرفته نشده که کارشکنی کند اما امروز در روابط بینالملل دیگر مدل دیپلماسی اعتمادسازی قجریـ پهلوی کهنه شده و کارآمد نیست. این را پادشاه مرتجع عربستان نیز فهمیده و مدتهاست از لاک محافظهکاری بیرون آمده و وارد کارزار شده، اهرمسازی میکند و گروههای تکفیری و سلفی طالبانی راه انداخته است. او فهمیده اگر به صرف استراتژی سنتی اعتمادسازی تکیه کند، کلاهش پس معرکه است و وقتی کدخدا لازم بداند مانند حسنی مبارک به قفس میاندازدش! او میبیند هرچه نخستوزیر اوکراین فریاد میکشد که من محصول اعتمادسازی اوکراین با آمریکا و غرب هستم، کسی حق ندارد کریمه را جدا کند چون من دوست کدخدای بزرگ هستم! فایدهای ندارد. وقتی وی توازن و تعادل براساس اهرمها را نادیده میگیرد و فقط تکیهاش بر اعتمادسازی با کدخداست در دنیای امروز فریادش مانند فریاد کسی میشود که به قطار رفته میگوید حق ندارد برود چون بلیتش در دست من است! اگر در این سالها نظام به این نوع دیپلماسی بسنده کرده بود و دور از دستگاه مربوط به دیپلماسی نهضتی و اهرمسازی نپرداخته بود که الان کلاهمان پس معرکه بود. امروز آمریکاییها و دیگر طرفهای مقابل، چشم طمع به این امکانات ما دوختهاند و بهدنبال آن هستند که اگر بتوانند راهی از کریدورهای ژنو و وین و نیویورک به آن سمت باز کنند. بازی بیسابقه در تاریخ جهان: داور فقط برای یکطرف! در هر بازی و رقابتی داوری تعیین میشود تا عملکرد ۲ طرف را براساس مقررات تعیین شده بسنجد، فولها و تخلفات را اعلام کند، آیا هیچ بازی، رقابت یا معاملهای را در تاریخ جهان سراغ دارید که فقط برای یکطرف داور تعیین شود، مثلاً بازی فوتبالی را در نظر بگیرید که داور فقط برای کنترل و اعلام خطاهای یکطرف باشد و طرف مقابل آزاد باشد و هر کاری بکند! موافقتنامه ژنو معامله و قراردادی از این نوع استثنایی است. آژانس انرژی اتمی برای نظارت و راستیآزمایی عملکرد ما تعیین شده اما برای نظارت بر طرف مقابل هیچ مرجعی تعیین نشده است. بدتر آنکه در موافقتنامه ژنو، بدین منظور کمیتهای متشکل از گروه ۱+۵ و ایران بهعنوان ناظر تعیین شده یعنی یک کمیته ۷ نفره که ۶ نفر آنها هستند و یک نفر ما! که این کار را بدتر میکند، یعنی داور ناظر بر عملکرد طرف مقابل درواقع خود طرف مقابل است، اگر این کمیته پیشبینی نمیشد، بهتر بود. نتیجه این نوع معامله و موافقتنامه آن شد که مقام معظم رهبری در سخنانشان در جمع سفرا فرمودند در طول این مدت طرف مقابل به تعهدات خود عمل نکرده و تحریمهای جدید علیه ایران اعمال کرده است. تیم مذاکراتی که تاکنون سعی میکرد تحریمهای جدید را توجیه کند و فقط خلاف روح موافقتنامه بداند اما اینبار قبول کرد که هم خلاف روح و هم خلاف متن موافقتنامه است و در عین حال نیز اظهاراتش روشن کرد که بهرغم نقض واضح موافقتنامه از سوی آمریکاییها اما دست ایران به جایی بند نیست و کاری جز اعتراض در کمیسیون ۷نفره نمیتواند بکند. لطفاً به اظهارات آقای عراقچی در هفته گذشته توجه فرمایید: «اضافه شدن شرکتها به تحریمها را خلاف توافق ژنو و متن و روح توافق میدانیم. کمیسیون مشترک (ایران و ۱+۵) در طول ماه گذشته تشکیل جلسه داد و ما اعتراض خود را نسبت به این موضوع اعلام کرده و گفتهایم آنها را تحریمهای جدید میدانیم»! آقای ظریف به سوال روزنامه «خراسان» مبنی بر اینکه آژانس مسؤول نظارت و راستیآزمایی اقدامات ما است، چه نهادی بر اقدامات بقیه طرفهای مقابل بویژه آمریکا نظارت دارد؟ کتبا پاسخ دادند: «هیچ سازوکاری برای نظارت بر بقیه وجود ندارد.» قرار است موافقتنامه نهایی برای سالها انعقاد شود و این یکطرفگی وضعیت وخیمی را در طول اجرا برای ایران بهوجود خواهد آورد. جناب آقای رئیسجمهور! ملاحظه فرمودید که روز جمعه دوباره دولت آمریکا تحریمهای جدید دیگری را علیه ایران وضع کرد و ۸ شخصیت و ۲۰ شرکت و مؤسسه مالی و ۶ نفتکش را به لیست تحریمها اضافه کرد و باز، کاری از دست ما برنیامد. لطفاً برای اینکه این وضع اسفناک در درازمدت گریبانگیر ایران نشود دستور فرمایید تیم مذاکراتی درباره تعیین داور و مرجعی بیطرف جهت حل و فصل اختلافات ناشی از تفاسیر متفاوت برای موافقتنامه درازمدت، اقدام کنند. این وضعیت فعلی در موافقتنامه ژنو خلاف قانون اساسی بوده و حتماً در موافقتنامه درازمدت باید اصلاح شود. لطفاً به ماده ۵ فصل اول که قانون مربوط به اجرای مواد ۷۷ و ۱۲۵ قانون اساسی مصوب ۲/۳/۱۳۷۱ است توجه فرمایید: «در هر توافق حقوقی باید روش و مرجع حل و فصل اختلافات ناشی از تفسیر یا اجرای آن در متن توافق پیشبینی شود، به صورتیکه در درجه اول، دادگاهها و مراجع جمهوری اسلامی ایران و در صورت عدم رضایت طرف خارجی به ترتیب، یک مرجع حقوقی بینالمللی یا مرجع تخصصی بینالمللی یا مرجع خارجی رسمی عهدهدار این امر شود.» بنده از همه حقوقدانان کشور دعوت میکنم با توجه به اهمیت فوقالعاده این امر، موضوع را مورد توجه ویژه قرار دهند. ضرورت مصوبه مجلس، تخلف از قانون اساسی! فرمودید رئیسجمهور مجری قانون اساسی است، لطفا از وین آغاز کنید! در ماده یک فصل اول همان قانون فوقالذکر تصریح شده که توافق حقوقی، توافقی است که به موجب آن دستگاه دولتی در مقابل دولتی خارجی ملتزم به امری شود. در بند ج ماده ۷ فصل دوم همین قانون تصریح میشود «در مورد توافقهای چندجانبه بینالمللی که تحت نظارت سازمانهای بینالمللی[مانند سازمان انرژی اتمی] منعقد میشود توافق حقوقی تشریفاتی محسوب میشود.» و تبصره ذیل همان ماده تصریح میکند توافق حقوقی تشریفاتی با هر نام و عنوانی باشد باید تشریفات تصویب در مجلس را طی کند. بنابراین براساس قانون اساسی، موافقتنامه ژنو مصوبه مجلس را لازم داشته و تاکنون خلاف قانون اساسی انجام شده است و اکنون موافقتنامهای که بزودی در وین امضا خواهد شد باید قبل از پذیرش توسط دولت و قبل از اجرایی شدن، همه مفاد آن (نه فقط پروتکل الحاقی) در مجلس شورای اسلامی تصویب شود و در غیر این صورت غیرقانونی و خلاف قانون اساسی خواهد بود. اثبات همه انتقادات هستهای
دعوا از آنجا آغاز شد که پرونده ما از شورای حکام به شورای امنیت رفت و شورای امنیت هم تاکنون ۶ قطعنامه صادر و تأکید کرده در صورت عدم تمکین ایران از اجرای قطعنامهها، ایران مورد تحریم قرار میگیرد. تاکنون ایران قطعنامهها را نپذیرفته و آنها را غیرقانونی خوانده و از اجرای آنها امتناع کرده است. در صورتی که ایران قطعنامهها را بپذیرد و حاضر به اجرای آنها شود، تحریمها فوراً لغو میشود. حیلهای که آمریکا و طرفهای مقابل بهکار بردهاند آن است که براساس موافقتنامه ژنو و تنظیم موافقتنامه درازمدت جدید در وین کاری میکنند که عملاً اجرای مفاد قطعنامهها را با توجیهات و طرق گوناگون به خورد ایران بدهند اما اسم آن را «اجرای قطعنامهها» نمیگذارند و تحت عنوان «پرداختن به قطعنامهها» این عملیات را انجام میدهند تا از لغو فوری تحریمها طفره روند. اساس مفاد کلیه قطعنامهها بر تعلیق غنیسازی و کنترل مراکز هستهای ایران معطوف است و در یک مورد هم اعمال محدودیتهایی درباره موشکهای بالستیک ایران مطرح شده است. در حال حاضر با توجه به توقفی که ایران توسط موافقتنامه ژنو در تمام برنامههای هستهای خود ایجاد کرده و بهعلاوه محدودیتهایی که توسط موافقتنامه درازمدت وین میخواهند بر ایران اعمال کنند، عملاً ایران را وادار میکنند محتوای اصلی قطعنامهها را قدم به قدم به اجرا بگذارد، طوری که اکنون به برنامه موشکی ایران که ذیل قطعنامه ۱۹۲۹ است نیز رسیدهاند. همانطور که در این نامه تصریح کردم، تعلیق غنیسازی عملاً با چرخش تعداد محدودی از سانتریفیوژها که نیاز صنعت برق ما را تأمین نکند تفاوت اساسی ندارد، در حالی که آن نوع تعلیق میتوانست حداکثر یکیـدو سال باشد و برای این نوع تعلیق صحبت از ۱۰ الی ۲۰ سال است و آن نوع، لغو فوری تحریمها را همراه داشت و این نوع، آن را زماندار، طولانیمدت و مبهم کرده است. در این میان نکته مهم دیگر آن است که در روش کنونی حتی در بخشهای بسیاری، موارد جدیدتر و بیشتر از مفاد قطعنامهها بر ایران تحمیل و ایران را ملزم به اجرای آنها کردهاند. سؤال اساسی: چرا مذاکرات اصلی حالا؟! آقای ظریف هفته گذشته درباره سوال روزنامه «خراسان» درباره متن مورد توافق در وین کتباً پاسخ دادند: «متن توافق شده شامل هیچ یک از موارد اختلافی نیست و فقط شامل عباراتی است که باید در هر توافقی درج شود. هنوز هیچ موردی را توافق نکردهایم گرچه در برخی موارد اختلاف کمتر و در برخی بیشتر است». سوال اساسی این است که چرا مذاکرات روی مسائل اصلی مورد اختلاف از جمله برنامه غنیسازی، رآکتور آب سنگین اراک، سایت فردو، برنامه تحقیقات و توسعه، اجرای قطعنامهها و چگونگی لغو تحریمها و… همه و همه حالا صورت میگیرد؟ چرا این مذاکرات قبل از ایست دادن به کل برنامه هستهای ایران و قبل از حذف اورانیوم ۲۰ درصد غنی شده و… صورت نگرفت. اکنون که ما را متوقف کردهاند و دستمان خالی شده تازه مذاکرات اصلی برای غنیسازی و لغو تحریمها را انجام میدهید؟ غزه: «ایست به شرط رفع حصر و بدون خلع سلاح» موافقتنامه ژنو: «ایست بدون رفع حصر همراه با خلع سلاح» مقام معظم رهبری در خطبههای نماز عید فطر امسال فرمودند باید از مقاومت غزه درس عبرت بگیریم، کدام درس؟ به مقاومت و مردم غزه میگفتند آتشبس را بپذیرید تا محیطی آرام برای مذاکرات فراهم شود اما آنها زیر فشار شدیدترین و خونینترین حملات و بمبارانها نپذیرفتند چون دیپلماتهای آنها میدانستند بعد از آتشبس و «ایست» دیگر کسی به حرف آنها گوش نخواهد داد لذا دیپلماتهایشان تأکید کردند «ایست به شرط رفع حصر» و مردم را هم توجیه کردند که کشته شدن کودکان، زنان و مردان را تحمل کنند تا محاصره شکسته شود. حتی در ابتدا اسرائیل با وحشتی که از بمبارانها و موشکبارانهای وحشیانه ایجاد کرد شرط ایست و آتشبس را خلع سلاح مقاومت اعلام کرد اما آنها زیر بار نرفتند و بالاخره بعد از ۵۰ روز مقاومت، «ایست به شرط رفع حصر و بدون خلع سلاح» را به دست آوردند. اما ما طبق موافقتنامه ژنو توسعه برنامه هستهای خود را «ایست» دادیم و خلع سلاح (حذف اورانیوم ۲۰ درصدی) را پذیرفتیم، تازه! حالا با دست خالی مذاکرات برای رفع حصر و مسائل اصلی را انجام میدهیم، یعنی ما «ایست با خلع سلاح و بدون رفع حصر» را پذیرفتیم. وقتی میپرسیم چرا چنین کردند؟ دوستان میگویند برای اینکه بتوانیم در محیطی آرام مذاکرات بر سر مسائل اصلی را انجام دهیم! مگر محیط ما چقدر ناآرام بود؟ یعنی وضعیت اضطراری ما بدتر از وضعیت اضطراری غزه بود؟ حالا دیگر با دست خالی وارد مذاکرات بر سر مسائل اصلی شدهایم و هم برای تداوم برنامه هستهایمان و هم برای رفع حصر، کار بسیار سخت و دشوار شده است! چه باید کرد؟ فقط یک راه وجود دارد که هم ما را در میان مردم پیروز و هم در برابر اجانب برای استیفای حقوق مردم قدرتمند میگرداند و آن اینکه «مردم را محرم بدانیم و به مردم با صداقت رجوع کنیم و همه مسائل را با شفافیت کامل با مردم در میان بگذاریم، همیاری مردم و حل مسائل حاصل خواهد شد.» مقام معظم رهبری همیشه تأکید فرمودهاند آگاهی، نظارت و مطالبهگری مردم حلال همه مشکلات کشور است. در پایان با ذکر دعای حضرت ابراهیم(علیه السلام) نامهام را تمام میکنم: «واجعل لی لسان صدق فی الاخرین؛ خدایا برایم گفتاری عطا فرما که همیشه به صداقت شناخته شوم». با تقدیم احترام ناصر نوبری– ۷/۶/۱۳۹۳ منبع: مرجع کامل محصولات و تولیدات حراست از انرژی هسته ای |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







