|
حضرت آدم نزدیک 7000 سال قبل هبوط کرد
|
|
۱۸:۳۸, ۲۹/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آبان/۹۴ ۱۸:۳۹ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #59
|
|||
|
|||
(۲۹/آبان/۹۴ ۱۷:۴۱)عمار94 نوشته است: اینکه به چند نفر محقق برچسب مطرود جامعه علمی زده شود شاید بیانگر این موضوع باشد که چون انقدر در معرض تبلیغ این نظریه قرار داده اند که توانایی نقد و بررسی ان از سلب شده است ، یا شاید بینگر این موضوع باشد که کسی از تکامل نتایخ خاصی گرفته که با ردش آن نتایج هم بی اعتبار میشود .این دانشمندان مطرود نیستن به این دلیل که تکامل رو نقد می کنن. صرفا به این دلیل مطرودن که شیفته شبهاتی هستن که چند دهه پیش در جامعه علمی پاسخهاش یافت شده حل و فصل شدن. مثلا بحثی که مایکل بهی تحت عنوان پیچیدگی کاهشناپذیر مطرح کرده از حدود 50-60 سال پیش چرایی نادرستیش پیش زیستشناسا معلوم بوده. حالا یا این آقا شیفته تفکرات خودش هست یا برای خریدن رای جامعه غیرمتخصص این نظرات رو مطرح می کنه رو من نمی دونم. (۲۹/آبان/۹۴ ۱۷:۴۱)عمار94 نوشته است: نقطه قوت نظریه تکامل به نظرم ظاهر منطقی قضیه است اما نقطه ضعفش در زیر لایه ها هویدا میشوداین درست نیست که گونه های میانی وجود ندارن. در واقع تمام گونه ها گونه های میانی هستن. علت این که گاهی سوال از وجود گونه های میانی می شده این بوده که میخواستیم ببینیم بین یک گونه خاص و نیاش چه گونه های میانیی وجود داشتن؛ وگرنه خود گونه میانی چیز خاص و متمایزی نسبت به سایر جانداران نبوده و نیست. مثلا در قضیه پرندگان ، اگر فرض کنیم عقاب و تمساح از نیای مشترک تکامل یافته اند عقاب 1000 پله و تمساح فقط 10 پله (چون ویژگی اصلی خزیدن و دوزیست بودن را حفظ کرده) تکامل یافته است ، طبیعی است اگر موجود نیای مشترک توانسته به حیات ادامه دهد پس باید طیف تقریبا پیوسته ای از موجودات که از نیای مشترک خزنده شروع میشود و به عقاب ختم میشود هم وجود داشته باشد که نیست ! تکامل دایناسور-پرنده هم کاملا شناخته شده و گونه هاش در دسترس هستن. http://evolution.berkeley.edu/evolibrary...vograms_06 (۲۹/آبان/۹۴ ۱۷:۴۱)عمار94 نوشته است: موضوع جدیدی که تازه به ذهنم خطور کرد بحث غرایز است ؟ بعضی از از غرایز مانند حمایت از فرزند توسط مادر در مقابل قضیه تکامل می ایستد چون (خود را به خطر انداختن برای دیگری) از نگاه صرفا مادی نقض محسوب میشود !یکی از مواردی که تکامل تونسته توضیح بده، قربانی کردن خود برای جمعه. چرا که اون چیزی که بقاش در تکامل حفظ می شه ژنها هستن و نه افراد. در مورد تولید مثل دو نوع استراتژی وجود داره: 1-فرزندان زیادی به دنیا بیار و آزادانه در طبیعت رهاشون کن. 2-فرزندان کمی به دنیا بیار اما ازشون حمایت کن تا زنده بمونن. رفتار همه جانداران (بسته به محیط زندگی و عوامل دیگه) جایی بین دو استراتژی قرار می گیره. یعنی هرچه فرزندان کمتری به دنیا آورده می شه، حفظ بقای اونها بیشتر از طریق حمایت والدین صورت می گیره و هر چه والدین کمتر تحت حفاظت والدین باشن، حفظ بقای اونها با زیاد بودن تعدادشون تضمین می شه. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






