تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: حضرت آدم نزدیک 7000 سال قبل هبوط کرد
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17
سلام


در تاریخ ادیان آمده که نسل انسان کنونی مقصود قرآن از آدم تا کنون نزدیک 7000 سال پیش بوده است


کتاب منتهی الامال




هیچ منافاتی بین این دو مطلب وجود ندارد. اگر گفته می شود که خلقت آدم مربوط به حدود شش یا هفت هزار سال پیش است، می تواند منظور نسل جدیدی از انسان باشد که از حضرت آدم (علیه السلام) است و چه بسا قبل از این نسل، هزاران نسل از انسان وجود داشته و منقرض شده باشد . شواهد زیادی وجود دارد که قبل از حضرت آدم (علیه السلام)، انسان هایی که از نسل آن حضرت نبوده اند، زندگی می کرده اند.
و این البته با آموزه های قرآن مجید و روایات اسلامی هم
سازگاری دارد. [1]


مرحوم علامه طباطبائى (رحمة الله علیه) در ذیل آیه 1 سوره نساء مى گوید: از ظاهر آیه برمى آید که مراد از "نفس واحده"، آدم و مراد از "زوجها" حوا است که پدر و مادر نسل انسان اند و ما نیز از آن نسل هستیم، [2] و به طورى که از ظاهر قرآن کریم برمى آید، همه افراد نوع انسان به این دو تن منتهى مى شوند. از آیه شریفه برمى آید که نسل موجود از انسان، تنها به آدم و همسرش منتهى مى شود و جز این دو نفر، هیچ کس دیگرى در انتشار این نسل دخالت نداشته است.


در تاریخ یهود آمده است که عمر نوع بشر از روزى که در زمین خلق شده تا کنون، بیش از حدود هفت هزار سال نیست که اعتبار عقلى هم با این تاریخ مساعد است. پس اعتبار عقلى هم همان را مى گوید که تاریخ گفته است. لیکن دانشمندان طبقات الارض و به اصطلاح "ژئولوژى" معتقدند که عمر نوع بشر بیش از میلیون ها سال است.


این اعتقاد ایشان است، امّا ادلّه اى که آورده اند قانع کننده نیست. دلیلى نیست که بتواند اثبات کند این فسیل ها، بدن سنگ شده اجداد همین انسان هاى امروزى است، و دلیلى نیست که بتواند این احتمال را رد کند که این اسکلت هاى سنگ شده مربوط به یکى از ادوارى است که انسان هایى در زمین زندگى مى کرده اند؛ چون ممکن است چنین بوده باشد، و دوره ما انسان ها متصل به دوره فسیل هاى نامبرده نباشد، بلکه انسان هایى قبل از آفرینش آدم ابوالبشر در زمین زندگى مى کرده اند و سپس منقرض شده باشند، و این پیدایش انسان ها و انقراضشان تکرار شده باشد تا پس از چند دوره، نوبت به نسل حاضر رسیده باشد.


قرآن کریم به طور صریح و آشکار، کیفیت پیدایش انسان در زمین را بیان نکرده که آیا ظهور انسان در زمین، منحصر در همین دوره فعلى است که ما در آن قرار داریم، و یا دوره هاى متعددى داشته، و دوره ما آخرین ادوار آن است؟

ممکن است از بعضى آیات قرآن استشمام کرد که قبل از آفرینش حضرت آدم، ابوالبشر و نسل او، انسان هایى دیگر در زمین زندگى مى کرده اند چنان که می فرماید: "و زمانى که پروردگارت به فرشتگان فرمود: مى خواهم در زمین جانشینى بگذارم، گفتند [باز] در زمین کسانى مى گذارى که در آن فساد کنند و خونها بریزند". [3]


مرحوم علامه طباطبائی می فرماید: از آیه 30 سوره بقره می توان استشمام کرد که قبل از خلقت آدم (علیه السلام)، انسان هایی هم زندگی می کردند که فرشتگان با سابقه ذهنی که از آنها داشتند از خداوند می پرسند: آیا کسی را خلق می کنی که فساد کرده و خونریزی می کند.4


از این آیه برمى آید، قبل از آفرینش بنى نوع آدم، دوره دیگرى بر انسانیت گذشته است و فرشتگان با آنها آشنا بوده و سابقه آنها را داشته اند.

در بعضى از روایات وارده از ائمه (علیه السلام) مطالبى آمده که سابقه ادوار بسیارى از بشر را قبل از دوره حاضر اثبات مى کند.
شیخ صدوق در کتاب توحید• از امام صادق (علیه السلام) روایتى آورده که در ضمن آن امام (علیه السلام) به راوى فرموده: "شاید شما گمان مى کنید که خداى عزوجل غیر از شما هیچ بشر دیگرى را نیافریده است. نه، چنین نیست، بلکه هزار هزار آدم آفریده که شما از نسل آخرین آنها هستید". [5]


مرحوم صدوق همچنین در کتاب خصال، از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: "خداى عزوجل از روزى که زمین را آفریده، هفت عالم را در آن خلق (و سپس منقرض کرده است) که هیچ یک از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبوده اند و خداى تعالى همه آنها را از پوسته روى زمین آفرید و نسلى را بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و براى هر یک، عالمى بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریه اش را از او منشعب ساخت. [6] ، [7]


براین اساس؛ اگر از آثار به جای مانده در غارها پی برده شود که تاریخ آن به میلیون ها سال پیش برمی گردد، باید گفت که این آثار به جای مانده، مربوط به انسان های نسل کنونی نیست؛ زیرا ظاهرا داستان خلقت حضرت آدم (علیه السلام) به بیش از 7000 سال پیش نمی رسد. [8]




[1] برگرفته از سؤال 637 (سایت: 701).[2] ترجمه المیزان، ج‏4، ص 214، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1417.[3] بقره، 30 ، "وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون".‏[4] ترجمه المیزان، ج 4، ص 223.[5] شیخ صدوق، توحید، ص 277، ج 2، چاپ تهران.[6] شیخ صدوق، خصال، ج 2، ص 652، ح 54.[7] برگفته از پایگاه پرسمان قرآنی.[8] برای آگاهی بیشتر، نک: نمایه: عمر نوع بشر از منظر قرآن، سؤال 637 (سایت: 701).

منبع
(۲۱/آبان/۹۴ ۱۳:۲۸)قلب نوشته است: [ -> ]سلام


در تاریخ ادیان آمده که نسل انسان کنونی مقصود قرآن از آدم تا کنون نزدیک 7000 سال پیش بوده است


کتاب منتهی الامال




هیچ منافاتی بین این دو مطلب وجود ندارد. اگر گفته می شود که خلقت آدم مربوط به حدود شش یا هفت هزار سال پیش است، می تواند منظور نسل جدیدی از انسان باشد که از حضرت آدم (علیه السلام) است و چه بسا قبل از این نسل، هزاران نسل از انسان وجود داشته و منقرض شده باشد . شواهد زیادی وجود دارد که قبل از حضرت آدم (علیه السلام)، انسان هایی که از نسل آن حضرت نبوده اند، زندگی می کرده اند.
و این البته با آموزه های قرآن مجید و روایات اسلامی هم
سازگاری دارد. [1]


مرحوم علامه طباطبائى (رحمة الله علیه) در ذیل آیه 1 سوره نساء مى گوید: از ظاهر آیه برمى آید که مراد از "نفس واحده"، آدم و مراد از "زوجها" حوا است که پدر و مادر نسل انسان اند و ما نیز از آن نسل هستیم، [2] و به طورى که از ظاهر قرآن کریم برمى آید، همه افراد نوع انسان به این دو تن منتهى مى شوند. از آیه شریفه برمى آید که نسل موجود از انسان، تنها به آدم و همسرش منتهى مى شود و جز این دو نفر، هیچ کس دیگرى در انتشار این نسل دخالت نداشته است.


در تاریخ یهود آمده است که عمر نوع بشر از روزى که در زمین خلق شده تا کنون، بیش از حدود هفت هزار سال نیست که اعتبار عقلى هم با این تاریخ مساعد است. پس اعتبار عقلى هم همان را مى گوید که تاریخ گفته است. لیکن دانشمندان طبقات الارض و به اصطلاح "ژئولوژى" معتقدند که عمر نوع بشر بیش از میلیون ها سال است.


این اعتقاد ایشان است، امّا ادلّه اى که آورده اند قانع کننده نیست. دلیلى نیست که بتواند اثبات کند این فسیل ها، بدن سنگ شده اجداد همین انسان هاى امروزى است، و دلیلى نیست که بتواند این احتمال را رد کند که این اسکلت هاى سنگ شده مربوط به یکى از ادوارى است که انسان هایى در زمین زندگى مى کرده اند؛ چون ممکن است چنین بوده باشد، و دوره ما انسان ها متصل به دوره فسیل هاى نامبرده نباشد، بلکه انسان هایى قبل از آفرینش آدم ابوالبشر در زمین زندگى مى کرده اند و سپس منقرض شده باشند، و این پیدایش انسان ها و انقراضشان تکرار شده باشد تا پس از چند دوره، نوبت به نسل حاضر رسیده باشد.


قرآن کریم به طور صریح و آشکار، کیفیت پیدایش انسان در زمین را بیان نکرده که آیا ظهور انسان در زمین، منحصر در همین دوره فعلى است که ما در آن قرار داریم، و یا دوره هاى متعددى داشته، و دوره ما آخرین ادوار آن است؟

ممکن است از بعضى آیات قرآن استشمام کرد که قبل از آفرینش حضرت آدم، ابوالبشر و نسل او، انسان هایى دیگر در زمین زندگى مى کرده اند چنان که می فرماید: "و زمانى که پروردگارت به فرشتگان فرمود: مى خواهم در زمین جانشینى بگذارم، گفتند [باز] در زمین کسانى مى گذارى که در آن فساد کنند و خونها بریزند". [3]


مرحوم علامه طباطبائی می فرماید: از آیه 30 سوره بقره می توان استشمام کرد که قبل از خلقت آدم (علیه السلام)، انسان هایی هم زندگی می کردند که فرشتگان با سابقه ذهنی که از آنها داشتند از خداوند می پرسند: آیا کسی را خلق می کنی که فساد کرده و خونریزی می کند.4


از این آیه برمى آید، قبل از آفرینش بنى نوع آدم، دوره دیگرى بر انسانیت گذشته است و فرشتگان با آنها آشنا بوده و سابقه آنها را داشته اند.

در بعضى از روایات وارده از ائمه (علیه السلام) مطالبى آمده که سابقه ادوار بسیارى از بشر را قبل از دوره حاضر اثبات مى کند.
شیخ صدوق در کتاب توحید• از امام صادق (علیه السلام) روایتى آورده که در ضمن آن امام (علیه السلام) به راوى فرموده: "شاید شما گمان مى کنید که خداى عزوجل غیر از شما هیچ بشر دیگرى را نیافریده است. نه، چنین نیست، بلکه هزار هزار آدم آفریده که شما از نسل آخرین آنها هستید". [5]


مرحوم صدوق همچنین در کتاب خصال، از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: "خداى عزوجل از روزى که زمین را آفریده، هفت عالم را در آن خلق (و سپس منقرض کرده است) که هیچ یک از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبوده اند و خداى تعالى همه آنها را از پوسته روى زمین آفرید و نسلى را بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و براى هر یک، عالمى بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریه اش را از او منشعب ساخت. [6] ، [7]


براین اساس؛ اگر از آثار به جای مانده در غارها پی برده شود که تاریخ آن به میلیون ها سال پیش برمی گردد، باید گفت که این آثار به جای مانده، مربوط به انسان های نسل کنونی نیست؛ زیرا ظاهرا داستان خلقت حضرت آدم (علیه السلام) به بیش از 7000 سال پیش نمی رسد. [8]




[1] برگرفته از سؤال 637 (سایت: 701).[2] ترجمه المیزان، ج‏4، ص 214، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1417.[3] بقره، 30 ، "وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون".‏[4] ترجمه المیزان، ج 4، ص 223.[5] شیخ صدوق، توحید، ص 277، ج 2، چاپ تهران.[6] شیخ صدوق، خصال، ج 2، ص 652، ح 54.[7] برگفته از پایگاه پرسمان قرآنی.[8] برای آگاهی بیشتر، نک: نمایه: عمر نوع بشر از منظر قرآن، سؤال 637 (سایت: 701).

خوب اولا نسل بشر به 200 هزار سال می رسه.
ثانیا حاصل یک زوج نر و ماده نیستن؛ بلکه حاصل اختلاط افراد بسیاری گونه های مختلفن.
دلایلی که ما بر اساس اونها می دونیم آدم و حوا وجود نداشتن از مشاهده شواهد فسیلی حاصل نشدن ضمنا.
نقل قول:خوب اولا نسل بشر به 200 هزار سال می رسه.
ثانیا حاصل یک زوج نر و ماده نیستن؛ بلکه حاصل اختلاط افراد بسیاری گونه های مختلفن.
دلایلی که ما بر اساس اونها می دونیم آدم و حوا وجود نداشتن از مشاهده شواهد فسیلی حاصل نشدن ضمنا.
همه این موارد قابل توجیه اند. اولاً باید شواهد بررسی بشه. ثانیاً میشه اینطور گفت که شاید به خاطر حرمت ازدواج خواهر و برادر، فرزندان حضرت آدم با انسانهای موجود در آن زمان ازدواج کرده باشند و به این صورت نسل انسان با نژادهای دیگر انسانها ترکیب شده باشه.

تا جایی که اطلاع دارم، این 7000 سال بر اساس تورات بدست آمده. تورات نسل آدم و شجره نامه اش رو ذکر می کنه که طبق اون میشه به فاصله خودمون از آدم پی ببریم.

اما اگر تورات رو ملاک قرار بدیم، باید بپذیریم که مارها هم بعد از اخراج آدم و حوا از بهشت و به کیفر فریب دادن ایشان شروع به خزیدن روی زمین کرده اند. با این حساب، فسیلهای چند میلیون ساله مارها رو چطور میشه توجیه کرد؟ احتمالاً باید بگیم که اونها یک نسل دیگری از مارها بوده اند که به دلیل فریب دادن اجداد یک نسل دیگر از انسانها جریمه شده اند.
نقل قول: پس خداوند خدا به مار گفت: «چونکه این کار کردی، از جمیع بهایم و از همه حیوانات صحرا ملعونتر هستی! بر شکمت راه خواهی رفت و تمام ایام عمرت خاک خواهی خورد.

۱۵ و عداوت در میان تو و زن، و در میان ذُرّیت تو و ذریت وی میگذارم؛ او سر تو را خواهد کوبید و تو پاشنه وی را خواهی کوبید.»

۱۶ و به زن گفت: «اَلَم و حمل تو را بسیار افزون گردانم؛ با الم فرزندان خواهی زایید و اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود و او بر تو حکمرانی خواهد کرد.»

۱۷ و به آدم گفت: «چونکه سخن زوجه‌ات را شنیدی و از آن درخت خوردی که امر فرموده، گفتم از آن نخوری، پس بسبب تو زمین ملعون شـد، و تمام ایام عمرت از آن با رنج خواهی خورد.

۱۸ خار و خس نیز برایت خواهد رویانید و سبزه‌های صحرا را خواهی خورد،

۱۹ و به عرق پیشانی‌ات نان خواهی خورد تا حینی که به خاک راجع گردی، که از آن گرفته شدی زیرا که تو خاک هستی و به خاک خواهی برگشت.»
متاسفانه برخی از دوستان درگیر این شدین که علم یا دین ، تضادش رو جای دیگه باید ثابت کنین نه اینجا
چه زیبا فرمودند حضرت صادق در مقابل پرسش گری همچون شما. البته این رو تو متن کاربر قلب هم بود ولی من باب تذکر دوباره میگم
أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ- أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ قَالَ يَا جَابِرُ تَأْوِيلُ ذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا أَفْنَى هَذَا الْخَلْقَ وَ هَذَا الْعَالَمَ وَ سَكَنَ أَهْلُ الْجَنَّةِ الْجَنَّةَ وَ أَهْلُ النَّارِ النَّارَ جَدَّدَ اللَّهُ عَالَماً غَيْرَ هَذَا الْعَالَمِ وَ جَدَّدَ خَلْقاً مِنْ غَيْرِ فُحُولَةٍ وَ لَا إِنَاثٍ يَعْبُدُونَهُ وَ يُوَحِّدُونَهُ وَ خَلَقَ لَهُمْ أَرْضاً غَيْرَ هَذِهِ الْأَرْضِ تَحْمِلُهُمْ وَ سَمَاءً غَيْرَ هَذِهِ السَّمَاءِ تُظِلُّهُمْ لَعَلَّكَ تَرَى أَنَّ اللَّهَ إِنَّمَا خَلَقَ هَذَا الْعَالَمَ الْوَاحِدَ وَ تَرَى أَنَّ اللَّهَ لَمْ يَخْلُقْ بَشَراً غَيْرَكُمْ بَلَى وَ اللَّهِ لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ أَلْفَ‏ أَلْفِ‏ عَالَمٍ وَ أَلْفَ‏ أَلْفِ‏ آدَمٍ أَنْتَ فِي آخِرِ تِلْكَ الْعَوَالِمِ وَ أُولَئِكَ الْآدَمِيِّينَ.
توحید صدوق ، ج ۱، ص ۲۷۷.
اینم ترجمه بخش پاسخ شما
شاید شما گمان می‏كنید كه خدای عزّ وجلّ غیر از شما هیچ بشر دیگری را نیافریده است. نه، چنین نیست؛ بلكه هزار هزار آدم آفریده كه شما از نسل آخرین آنها هستید.
(۲۴/آبان/۹۴ ۲:۴۱)‎namekarbary نوشته است: [ -> ]خوب اولا نسل بشر به 200 هزار سال می رسه.
ثانیا حاصل یک زوج نر و ماده نیستن؛ بلکه حاصل اختلاط افراد بسیاری گونه های مختلفن.
دلایلی که ما بر اساس اونها می دونیم آدم و حوا وجود نداشتن از مشاهده شواهد فسیلی حاصل نشدن ضمنا.
(۲۴/آبان/۹۴ ۷:۲۲)chiaueam نوشته است: [ -> ]همه این موارد قابل توجیه اند. اولاً باید شواهد بررسی بشه. ثانیاً میشه اینطور گفت که شاید به خاطر حرمت ازدواج خواهر و برادر، فرزندان حضرت آدم با انسانهای موجود در آن زمان ازدواج کرده باشند و به این صورت نسل انسان با نژادهای دیگر انسانها ترکیب شده باشه.

تا جایی که اطلاع دارم، این 7000 سال بر اساس تورات بدست آمده. تورات نسل آدم و شجره نامه اش رو ذکر می کنه که طبق اون میشه به فاصله خودمون از آدم پی ببریم.

اما اگر تورات رو ملاک قرار بدیم، باید بپذیریم که مارها هم بعد از اخراج آدم و حوا از بهشت و به کیفر فریب دادن ایشان شروع به خزیدن روی زمین کرده اند. با این حساب، فسیلهای چند میلیون ساله مارها رو چطور میشه توجیه کرد؟ احتمالاً باید بگیم که اونها یک نسل دیگری از مارها بوده اند که به دلیل فریب دادن اجداد یک نسل دیگر از انسانها جریمه شده اند.
اولش بگم فقط چند سوال دارم از دوکاربر گرامی وحس بحث نیست برداشتی غیر نکنین.

بحثی که دارید میکنید ابتدا یک مبنایی قرار بدید تا باهم پیش برید.
جناب نام کاربری ،
میشه بفرمایید این اختلاط ، اولیش از کی بوده؟از چندتا بودن؟Huh
ایا ادم ابوالبشر و حوای مادر ، رو به عنوان والدین اولیه بشر میدونین؟Huh

جناب chiaueam ( عجب اسم سختی دارین شما معناش چیه بعد؟)
جناب شما کلا از وادی تورات بیا بیرون .
پاسختون تو اول حدیث این قسمت قرار دادم.
و این رو هم خلط نکنین انسان های امروزی همه از نسل حضرت آدم (علیه السلام) هستند هیچ ربطی به نسل های قبلی انسان ها ندارد. و ظاهر آیات قرآنی به خوبی این مطلب را نشان می دهد. که در موارد مکرر انسان ها را با تعبیر "بنی آدم: خطاب قرار داده است:

«یا بَنِی آدَمَ [اعراف/۲۷] ای فرزندان آدم!»

و اینکه حضرت آدم (علیه السلام) نیز به نسل های قبلی ربطی ندارد و مستقل از اونها خلق شدن ، پس پر واضح هستش جواب شما دو کاربر گرامی.
نقل قول: جناب chiaueam ( عجب اسم سختی دارین شما معناش چیه بعد؟)
اینو همینجوری رندوم نوشت. فکر کنم باید تغییرش بدم ... Smile
نقل قول:جناب شما کلا از وادی تورات بیا بیرون .
پاسختون تو اول حدیث این قسمت قرار دادم.
توی احادیث 7000 سال ذکر نشده. بلکه گفته شده قبل از شما انسانهای دیگری هم بودن. خب شاید منظور مثلاً نئاندرتالها و ... باشند. اما تورات هست که حدود زمان رو به ما میده.


سوال: چرا مارهایی که قبل از 7000 سال قبل وجود داشته اند هم روی زمین می خزیدند؟

جناب مهدی سینا، خود شما در اون بحث تورات رو تحریف شده می دونستید. پس دلیلی نداره که بهش استناد کنیم.
سلام


چه بحث بی موردی!!!!


در پست اول همه چی توضیح داده شده
(۲۴/آبان/۹۴ ۱۱:۴۵)chiaueam نوشته است: [ -> ]اینو همینجوری رندوم نوشت. فکر کنم باید تغییرش بدم ... Smile
توی احادیث 7000 سال ذکر نشده. بلکه گفته شده قبل از شما انسانهای دیگری هم بودن. خب شاید منظور مثلاً نئاندرتالها و ... باشند. اما تورات هست که حدود زمان رو به ما میده.


سوال: چرا مارهایی که قبل از 7000 سال قبل وجود داشته اند هم روی زمین می خزیدند؟

جناب مهدی سینا، خود شما در اون بحث تورات رو تحریف شده می دونستید. پس دلیلی نداره که بهش استناد کنیم.

جناب شما هم مثل بعضی همکاران شدین؟ دلیل نمیشه که چون تو احادیث گفته نشده و یا شده و ما برنخردیم بهش بگین از تورات بپرسیم.
میتونه هم باشه .
پاسخ این سوالتون رو باید متخصصین جانور شناسی بدن.Blush
(۲۴/آبان/۹۴ ۱۱:۵۱)قلب نوشته است: [ -> ]سلام


چه بحث بی موردی!!!!


در پست اول همه چی توضیح داده شده

خوب برای بعضیا یکم مهمه بدونن که دوران پیش از پارینه سنگی و ... چی بوده و کیا بودن.Smile
(۲۴/آبان/۹۴ ۲:۴۱)‎namekarbary نوشته است: [ -> ]خوب اولا نسل بشر به 200 هزار سال می رسه.
ثانیا حاصل یک زوج نر و ماده نیستن؛ بلکه حاصل اختلاط افراد بسیاری گونه های مختلفن.
دلایلی که ما بر اساس اونها می دونیم آدم و حوا وجود نداشتن از مشاهده شواهد فسیلی حاصل نشدن ضمنا.
ما از نسل ادم صحبت کردیم نه بشر
تا تعریف از بشر چی باشه!


ما آدم و حوا را انسان میدانیم اون روش اختلاط بیشتر به حیوانات می خوره تا انسان


یعنی چندتا فسیل همه چيزو توضیح ميدن!!!

این روش اختلاط چطوري از فسیل فهمیده شده!!!

فسیل صرفا ميتونه استخوان بندی رو نشون بده و بعضی از دانشمندان بر اساس حدس بقیه را توضیح میدهند


حضرت آدم دارای روح هستند
پس تا وقتی جنابعالی وجود روح را باور نکنید بحث ما بی نتیجه خواهد بود چون تعریف انسان برای ما با وجود روح کامل است بر عکس شما که تعریف انسان را از استخوان بندی میگیرید

(۲۴/آبان/۹۴ ۱۱:۴۵)chiaueam نوشته است: [ -> ]اینو همینجوری رندوم نوشت. فکر کنم باید تغییرش بدم ... Smile
توی احادیث 7000 سال ذکر نشده. بلکه گفته شده قبل از شما انسانهای دیگری هم بودن. خب شاید منظور مثلاً نئاندرتالها و ... باشند. اما تورات هست که حدود زمان رو به ما میده.
لطفا پست اول را درست نگاه کنید
کتاب منتهی الامال


در ضمن تمام تورات که تحریف نشده

آشنايي با واژه‏هاي «بشر»؛ «آدم» و «انسان»

هرچند در زبان فارسي و محاوره‏اي ميان كاربرد كلمات «بشر، آدم و انسان» تفاوتي قائل نيستيم و هر سه را به يك معني استعمال مي‏كنيم، ولي با توجه به توضيح ذيل و به استناد بعضي از آيات و الفاظ قرآني متوجه خواهيم شد كه ميان اين سه واژه تفاوت بارز و آشكاري وجود دارد.

بدون شك خلقت بشر بر خلقت آدم و انسان سبقت دارد. حضرت امام صادق عليه‏السلام در حديثي مي‏فرمايند:

«شايد شما فكر مي‏كنيد كه خداوند جز شما بشري نيافريده است، چرا! به خدا قسم كه خداوند هزاران هزار بشر آفريده است كه شما در آخر اين سلسله قرار داريد».

در كتاب خصال شيخ صدوق از امام محمد باقر عليه‏السلام نقل شده است كه خداوند عزوجل از آن روز كه زمين را آفريده، هفت عالم در آن پديد آورده است و بشرهاي اين عوالم از فرزندان حضرت آدم عليه‏السلام نبوده‏اند و خداوند آنها را يكي پس از ديگري با جهان مربوط به خودشان در زمين منزل داد، سپس حضرت آدم عليه‏السلام ابوالبشر را آفريد و انسان را از او پديد آورد.

در كتاب «ناسخ التواريخ» نقل شده كه شخصي به خدمت حضرت علي عليه‏السلام رسيد و سؤال كرد كه سه هزار سال پيش از حضرت آدم چه كسي بود؟ حضرت فرمودند: بشر؛ عرض كرد قبل از آن بشر كي بود؟ فرمود: بشر؛ ن سه بار اين سخن تكرار شد، سائل سر به زير انداخت. آنگاه حضرت علي عليه‏السلام فرمودند: اگر سي هزار بار هم سؤال مي‏كردي، همين جواب را مي‏شنيدي.

  • ادوار آفرينش بشر
  • قرآن كريم حكايت آفرينش بشر را با خلقت حضرت آدم عليه‏السلام شروع كرده و بيان نكرده است كه آيا ظهور نوع بشر منحصر به همين دوره است يا اين كه قبلاً هم دوره‏هايي بر او گذشته است كه آخرين آنها ما هستيم.
مرحوم علامه طباطبائي قدس‏سره به استناد آيه 30 سوره بقره
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ
«و چون پروردگارت بر فرشتگان گفت: من مي‏خواهم در زمين جانشيني قرار دهم، گفتند: آيا مي‏خواهي در روي زمين موجودي قرار دهي كه تباهي كند و خونها بريزد؟ با اين كه ما تو را به پاكي مي‏ستائيم و تقديس مي‏گوئيم؟ گفت: من چيزهايي مي‏دانم كه شما نمي‏دانيد»؛
مي‏فرمايد كه قبل از دوره كنوني، دوره‏هاي ديگري بر نوع بشر گذشته است كه ملائكه از خونريزي آنان اطلاعاتي داشتند.

با توجه به احاديث و آيه فوق و توضيحات بعد مشخص مي‏شود كه زندگي بشر دو دوره دارد: يك دوره قديمي كه براساس تحقيقات دانشمندان ژئولوژي(زمين‏شناسي) عمر نوع بشر در اين دوره از ميليونها سال هم تجاوز مي‏كند و آثار و فُسيلهايي پيدا كرده‏اند كه مربوط به بيش از پانصدهزار سال قبل است. آنها عقيده دارند كه به وجود آمدن موجودات زنده روي زمين، واقعا اعجاب‏انگيز و يكپارچه معجزه است.

آخرين پديده قدرت لايزال الهي كه روي كره زمين طي دورانهاي زمين‏شناسي رخ داده است، «پديده خلقت پستانداران امروزي» است. پستانداران امروز با داشتن بعضي صفات طبيعي و تشريحي از ساير استخوانداران و از جميع جانوران چند سلولي متمايز هستند. اقسام اوليه آنها مربوط به اواسط دوران دوم مي‏باشد. از اوايل دوران سوم زمين‏شناسي پستانداران حقيقي يعني آنهايي كه در حال بلوغ صفات مخصوص پستانداران را داشتند، ظاهر شدند و در تمام خشكيهاي آن زمان پراكنده شدند. در اواخر اين دوران بسياري از انواع آنها منقرض شدند و فقط اقسامي كه نسل آنها تا امروز باقي است، دوام زندگي يافتند. در ميان اين پستانداران، خلقت بشر اوليه از همه ديرتر بوده است كه به حدود 3 ميليون سال پيش مي‏رسد.

اگر تمام عمر كره زمين را يك سال فرض كنيم، هشت ماه اول از عمر زمين، موجود زنده‏اي وجود نداشته است. در ماه‏هاي نهم و دهم، موجودات زنده به وجود آمدند. در دهه دوم ماه آخر سال پستانداران؛ و در روز آخر سال، بشر اوليه پا به عرصه حيات گذاشته است. سپس رو به ازدياد گذارده و زندگي كرده است و بعد منقرض شده و باز پيدا شده و منقرض شده و همين‏طور ادواري بر او گذشته است تا نسل موجود كه آخرين دوره‏هاي اوست. بشر قبل از اين نسل موجود، فاقد قوّه تشخيص بوده و مكلّف هم نبوده، زيرا آفرينش وي بر اساس فطرت بشر كنوني نبوده و آيه «نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي» در نهاد وي تحقق پيدا نكرده و متّصف به فضائل و كمالات نشده است.
  • همان‏طور كه اشاره شد، قرآن مجيد آفرينش بشر را از خلقت حضرت آدم عليه‏السلام شروع كرده و صريحا بيان نموده است.
لفظ «آدم» در قرآن اسم خاص است كه بر اولين بشر موحد اطلاق شده است. حضرت آدم عليه‏السلام اولين بشر نيست، بلكه اولين بشر موحد است كه آفرينش او براساس فطرت الهي است و ماهيت و كيفيت خلقت او را قرآن اين‏گونه بيان كرده است:

إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ = ال عمران 59


چگونگي ازدواج فرزندان حضرت آدم عليه‏السلام
تاريخ يهود مدعي است كه عمر انسان كنوني حدود هفت هزار سال است و نسل آن به حضرت آدم و حوّا برمي‏گردد و خلقت آن دو را از خاك مي‏داند كه اين دو باهم ازدواج نموده و توالد كردند و پسران و دختراني آوردند كه خواهر و برادر بودند.

حال اينجا سؤالي مطرح مي‏شود آيا فرزندان آدم و حوّا با اين كه خواهر و برادر بودند، باهم ازدواج كردند يا آن كه راه ديگري پيش گرفتند؟

در پاسخ اين سؤال از ظاهر آيه اوّل سوره نساء «اي مردم بترسيد از پروردگارتان همان خدايي كه همه شما را از يك نفر آفريد و همسرش را نيز از او پديد آورد و از آن دو (آدم و حوّا) مردان و زنان زيادي را روي زمين پراكنده ساخت» مي‏توان استنباط كرد كه نسل موجود انسان تنها به آدم و زنش بر مي‏گردد و نر و ماده ديگري در اين ماجرا شركت نداشته‏اند و قرآن منشأ نشر افراد انسان را تنها همان ازدواج اوليه مي‏داند و معلوم است كه مبدأ نسل اگر منحصر به آدم و زنش باشد، ناچار بايد پسران آدم و حوا با خواهران خود ازدواج كرده باشند. درصورتي كه مي‏دانيم در اسلام و همچنين نقل شده در اديان گذشته هم اين نوع ازدواج حرام است. براي حلّ مطلب لازم است بگوئيم كه اصولاً اين حكم؛ تشريعي و تابع مصالح و مفاسد است و حكم تكويني نيست كه قابل تغيير نباشد. زمام چنين حكمي به دست خداست. او هرچه بخواهد مي‏كند و هرچه اراده فرمايد، فرمان مي‏دهد. بنابراين ممكن است روزگاري كه ضرورتي در كار است، آن را حلال كند و سپس آن را حرام فرمايد. بنابراين ازدواج فرزندان اوليه آدم عليه‏السلام و حوّا بلامانع بوده است و ضرورت، آن را اقتضا مي‏كرده. سپس خداوند آن را تحريم كرده است

  • تفاوت واژه بشر و انسان
لفظ انسان و بشر در قرآن به معناي عام است. آدم و فرزندان او را تا به امروز هم مي‏توانيم بشر بناميم و هم انسان. ولي ميان دو واژه بشر و انسان تفاوت وجود دارد.
  • وقتي لفظ بشر را به كار مي‏بريم، منظور ظاهر و پيكر انسان است كه با مرگ وي متلاشي مي‏شود.
  • آدمي را از آن جهت بشر ناميده‏اند كه برخلاف ساير پستانداران؛ پشم، مو، كرك؛ بدنشان را مستور كرده است. پوستش از ميان مو آشكار و نمايان است.
  • اما وقتي لفظ انسان را بكار مي‏بريم، منظور فضائل اخلاقي، روح خدايي، و مقام خليفة‏اللّهي اوست نه پيكر او.
  • منظور از انسان؛ باطن، نهاد، انسانيت و عواطف اوست.
  • آدمي را نسبت به فضائل، كمالات و استعدادهايش «انسان» ناميده‏اند و نسبت به جسد و ظاهر بدنش «بشر».
  • بنابراين بشرهاي قبل از حضرت آدم عليه‏السلام را به استناد آيات قرآن نمي‏توانيم انسان بناميم چون متّصف به فضائل اخلاقي، كمالات، مقام خليفة‏اللّهي نبوده‏اند بنابراين كاربرد لفظ «بشر» در مورد آنها صحيح است. اما اولاد حضرت آدم عليه‏السلام را هم مي‏توان بشر ناميد و هم انسان.
  • براي واضح‏تر شدن مطلب، به آيات زير اشاره مي‏كنيم. مثلاً در آيات:

1 - «يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الجَنَّةَ» منظور از آدم، اسم خاصّ، اولين انسان يا بشر موحد است.

2 - «إِنِّي خالِقٌ بَشَرا مِنْ طِينٍ» منظور از بشر، ظاهر و پيكر انسان است.

3 - «خُلِقَ الإِنْسانُ ضَعِيفا» عواطف، فضائل اخلاقي و حالات روحي انسان مورد نظر است.


در ماجراي داستان حضرت يوسف عليه‏السلام چون زنان مصر شيفته و دلباخته جمال ظاهري حضرت يوسف شدند، قرآن واژه بشر را بكار برده است «ما هذا بَشَرا» «اين انسان نيست، بلكه فرشته است» قرآن نگفته است «ما هذا انسانا» همين‏طور پيامبر اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله از جهت ظاهر و قواي بدني مانند ساير انسانها بود نه از لحاظ فضائل اخلاقي و كمالات، بلكه بسيار بالاتر و برتر بود. پس وقتي قرآن مي‏فرمايد: «إِنَّما اَناَ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ» پيامبر در بشريت و جسد و پيكر همانند مردم است، نه در انسانيت و كمالات و فضائل.

به هر حال خلاصه بحث چنين مي‏شود كه واژه «بشر» مخصوص آن افرادي است كه قبل از حضرت آدم عليه‏السلام بودند، واژه «آدم» اسم خاص براي اولين بشر موحد و دو واژه «انسان» و «بشر» مخصوص حضرت آدم عليه‏السلام و اولاد اوست كه مستقل و غير متحوّل از بشر اوليه است.


مرحوم علامه طباطبایی (رحمة الله علیه) در زیر یکی از آیات سوره نساء می فرماید : از ظاهر سیاق بر می آید که مراد از " نفس واحده " آدم (علیه السلام) و مراد از "زوج ها " حوا می باشد که پدر و مادر نسل انسانند و مانیز از نسل آن هستیم از آیه شریفه روشن می شود که نسل موجود از انسان ،تنها به آدم و همسرش منتهی می شود و جز این دو نفر هیچ کس دیگری در انتشار این نسل دخالت نداشته است .

اما زمین شناسان عمر نوع بشر را بیش از میلیون ها سال دانسته اند و برای این گفتار خود از سنگواره ها و اسکلت های سنگ شده انسانهاییقدیمی دلایلی آورده اندکه عمر هر یک از آنها طبق معیار های علمی بیش از پانصد هزار سال است . این امکان وجود دارد که قبل از ابوالبشر (علیه السلام) در زمین زندگی کرده و سپس منقرض شده باشند و این پیدایش انسانها و انقراضشان تکرار شده ،تا پس از چند دوره ،نوبت به نسل حاضر رسیده باشد.

ممکن است از برخی ایات شریفه قرآن استنباط شود که قبل از آفرینش حضرت ادم ابوالبشر (علیه السلام) و نسل او ،او انسانهایی دیگر در زمین زندگی کرده اند . مانند آیه 30 از سوره بقره که می فرماید :" زمانی که پروردگارت به فرشتگان فرمود می خواهم در زمین جانشینی بگذارم . گفتند ( باز Wink در زمین کسانی می گذاری که در آن فساد کنند و خونها بریزند ."

از این آیه شریفه بر می آید قبل از آفرینش بنی آدم (علیه السلام) دوره دیگری بر بشر گذشته است . در برخی روایات وارده از امامان معصوم (علیه السلام) مطالبی آمده که سابقه ادوار بسیاری از بشر را قبل از دوره حاضر اثبات می کند .در کتاب توحید ( ص 277 . ج 2 .) از امام صادق (علیه السلام) روایتی نقل شده که امام (علیه السلام) به راوی فرموده اند : شاید شما گمان می کنید که خدای عزوجل غیر از شما هیچ بشری دیگری را نیافریده است . نه چنین نیست فبلکه هزار هزار آدم آفرید که شما از نسل آخرین آنها هستید .

مرحوم صدوق (ره ) در کتاب خصال ( ج2_ ص 652 ) در حدیثی از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده است خدای عزوجل از روزی که زمین را آفرید . هفت عالم را در ان خلق و سپس منقرض کرده استکه هیچ یک از ان عوالم از نسل آدم ابوالبشر (علیه السلام) نبوده است و خدای متعالهمه انها را از پوسته روی زمین آفرید و نسلس را بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و برای هر یک عالمی بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر . آدم ابوالبشر (علیه السلام) را بیافرید و ذریه اش را از او منشعب ساخت.


انواع انسان ( از کتاب دائره المعارف .نوشته عبدالحسین سعیدیان . ج2. ص 1401 )

انسان ابتدایی :برخی از دانشمندان مرکز اصلی پیدایش انسان را افریقا می دانند که 20 میلیون سال پیش بوجود آمده اند و چون از لحاظ گلبول های خون شبیه به میمون هستند عده ای انسان را از نسل میمون مدانند.

انسان پکن : در حدود 400 تا 500 هزار سال پیش در ناحیه پکن زندگی می کرده اند . تا حد زیادی به حیوان شباهت داشته است .دارای زانوی خمیده و سری کوچک بوده است .نخستین اثر این این نوع در سال 1899 در چین یک دندان بود و در سال 1920 اندسن استخوان هایی از آنرا پیدا کرد .

انسان نئاندرتال :در حدود 140 هزار سال پیش بوجود آمده و در حدود 70 هزار سال می زیسته است .

انسانهای کرمانیون : این نوع انسان از ابزار های پیشرفته مانند ابزار های سنگی استفاده می کرده است .

انسان در حدود پانصد هزار سال پیش طریقه استفده از آتش را نمی شناخت لذا گوشت خام مصرف می کرد. در حدود 6500 سال قبل از میلاد قدیمی ترین دهکده در تپه های مرزی کردستان به نام جارمو به دست بشر بوجود آمد . قدیمی ترین سنگواره بدست آمده از انسان نئاندرتال است که در نزدیکی دوسلدروف آلمان بدست آمده و متعلق به چهل هزار سال پیش است . حدس زده می شود این نوع انسان در حدود 22 هزار سال پیش با انسان کرمانیون که از آسیا به اروپا مهاجرت کرده است در جنگ شده اند و از میان رفته اند .

عصر حجر : این عصر در اروپا حدود 500 هزار سال پیش بوچود آمد

عصر مس : در 6000 سال قبا از میلاد در بین النهرین آغاز شد.

عصر مفرغ : مفرغ آلیاز مس و قلع است و در حدود 2800 قبل از میلادبه وسیله سومریان کشف شد.

عهد آهن : در 1300 سال پیش از میلاد توسط هیت ها در ترکیه امروزی کشف شد

پاسخ شبهه دوستان داده شده؟Huh
[quote='chiaueam' pid='354702' dateline='1447555965'
اما اگر تورات رو ملاک قرار بدیم، باید بپذیریم که مارها هم بعد از اخراج آدم و حوا از بهشت و به کیفر فریب دادن ایشان شروع به خزیدن روی زمین کرده اند. با این حساب، فسیلهای چند میلیون ساله مارها رو چطور میشه توجیه کرد؟ احتمالاً باید بگیم که اونها یک نسل دیگری از مارها بوده اند که به دلیل فریب دادن اجداد یک نسل دیگر از انسانها جریمه شده اند.

[/quote]
آین قضیه مارها چيه ديگه
بر فرض درست بودن جریان مارها اونم مثل بشر های قبل از حضرت آدم که جسم اونها شبیه انسان بعد از آدم است


یعنی اینها تضادی باهم ندارند
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17
آدرس های مرجع