|
حضرت آدم نزدیک 7000 سال قبل هبوط کرد
|
|
۲۱:۳۸, ۱۷/آذر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آذر/۹۴ ۲۲:۰۱ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #150
|
|||
|
|||
(۱۷/آذر/۹۴ ۱۰:۰۶)دل خسته نوشته است: سلامالبته که هر کسی اثبات رو می تونه بفهمه به شرطی که با جزئیات کافی شرح داده بشه. شرح این جزئیات می تونه به اندازه فاصله بین کلاس اول دبستان که درش جمع و تفریق یاد داده می شه تا اول دبیرستان که سری فوریه یاد داده می شه طول بکشه. البته این حرف نادرسته که علم زیست شناسی به ریاضیات ربط نداره. زیستشناسی مخصوصا ژنتیک تکاملی و جمعیتی یه علم مبتنی بر ریاضیه. مثلا اصل هاردی-وینبرگ که از اصلهای مهم ژنتیک جمعیته و نشون می ده که تمام موجودات زنده در حال تکامل هستن توسط یه ریاضیدان و یه فیزیکدان کشف شده. (۱۷/آذر/۹۴ ۱۰:۰۶)دل خسته نوشته است: خوب معلومه که قابل اندازه گیری و فهم هست.من اگه نکته تخصصیی نوشتم اونو با رنگ آبی می نویسم، بعدا اگه مدیرا خواستن جابه جاش کنن. این درسته که تفاوتها گاهی خیلی آشکار می شن. اما تقسیم بندی با مشاهده چشمی همه جا جواب نمی ده. مثلا، عکس زیر: این عکس یه مارمولکه که خیلی وقتا با مار اشتباه گرفته می شه. با یه نگاه ظاهری ما نتیجه می گیریم که داریم به یه مار نگاه می کنیم. در حالی که وقتی بر اساس خصوصیات دقیق (مثل نحوه اتصال فک به جمجمه، اتصال پلک و ...) بررسی می کنیم می بینیم که این یه مارمولکه و اصلا مار نیست. نمونه دیگه ش مگس سرکه. 9 تا گونه مختلف از این حشره داریم که کاملا شبیه هم هستن. حتی با میکروسکوپ نمی شه اونها رو از هم تشخیص داد. هیچ کدوم از این 9 گونه با هم جفتگیری نمی کنن. اگر ما بر اساس فرومونها اونها رو دسته بندی می کردیم به راحتی می تونستیم اونها رو متمایز کنیم. اما مشکل اینجاست که ما موجودات بصری هستیم و حساسیت به تفاوتهای ظاهری در ما خیلی بیشتر از حساسیت به تفاوتهای بویاییه. خوب مشکل مشخصه. ما روشی نیاز داریم که به صورت واقعی تفاوت بین دو گونه رو اندازه گیری کنیم، نه اون طور که ما حس می کنیم. مدلهای ریاضی زیادی برای حساب کردن تفاوت بین دو موجود زنده وجود داره که می تونن مشخص کنن کدوم موجودات با هم رابطه خویشاوندی دارن. ضمنا این مدلها باید از نظر معیارهای مورد انتظار علم تکامل معتبر باشن. اما نکته اینه که وقتی از خطکشهای ریاضی استفاده می کنیم، می بینیم تفاوت استثنایی ای بین شامپانزه و انسان وجود نداره، در حالی که این طور به نظر میاد. مشکل کجاست؟ تغییرات کوچیک نتایج بزرگی به همراه دارن. به عنوان مثال اگه ما یک درصد کلمه های یه کتاب رو تغییر بدیم و بعد تعداد صفحاتی که متنشون تغییر کرده رو بشمریم میبینیم تعداد صفحه های تغییر کرده بیشتر از یه درصده. در مورد انسان و شامپانزه هم مثال مشابهی وجود داره؛ ما دارای تفاوتهای کوچیک از نظر تکاملی مهم با خروجی های بزرگ از نظر انسانی مهم هستیم. در مورد ذهن هم تفاوت 0 و 1ی وجود نداره. تفاوت جزئی مثل 0، 0.1، 0.2 و ... وجود داره. ما موجودات داروینی، اسکینری، پوپری، گرگورین و علمگرا رو داریم که ژنومشون ویژگی های متفاوت ذهنی در تعامل با محیط بهشون می ده. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






