|
حقوق بشر و روشن فکری دینی
|
|
۱۱:۰۲, ۱۸/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم اله الرحمن الرحیم
حقوق بشر و روشن فکری دینی کلمات کلیدی ماشینی : حقوق، اسلام، حقوق بشر، دین، حقوق بشر و روشنفکری دینی، احکام، فقیه، اسلام سنتی، گفت وگو با محسن کدیور مجله آفتاب، ش 27 و 28 چکیده: مصاحبه حاضر، که در دو شماره مجله ارائه شده است، با این هدف صورت گرفته است که در گام نخست، موارد تعارض و ناهم خوانی احکام دینی و حقوق بشر را «توصیف » کند و در گام بعدی به ارائه «راه حل و تجویز» در زمینه ارتباط میان حقوق بشر و احکام اسلامی، بپردازد . آقای کدیور میان اسلام سنتی و اسلام معاصر تمایز می گذارد و تفاوت های آنها را بر می شمارد . حق به کار رفته در رساله حقوق و برخی دیگر از منابع دینی، به معنای تکلیف الاهی و وظیفه اخلاقی انسان است و با اصطلاح رایج در علوم انسانی و حقوق بشر تفاوت بنیادی دارد . در احکام اسلام سنتی، تبعیض غیرقابل انکاری بین معتقدان ادیان مختلف می یابیم: مسلمانان دیگر مذاهب اسلامی از اکثر حقوق شرعی برخوردارند; اما از برخی حقوق شرعی و بسیاری امتیازات دینی محرومند . اهل کتاب ذمی و کفار معاهد، از اکثر حقوق شرعی بی بهره اند و کفار غیرذمی و غیرمعاهد، تقریبا، فاقد هرگونه حق اند و حرمتی ندارند . همچنین در مناصب دینی، از قبیل ولایت امر، مرجعیت، قضاوت، شهادت، امامت جمعه، علاوه بر اسلام، ایمان شرط است . در اسلام سنتی غیبت مؤمن حرام است; اما غیبت مسلمان مخالف حرام نیست، بهتان به مؤمن حرام است; اما تهمت و افترا به دیگران، معصیت و گناه محسوب نمی شود . به همین ترتیب، اهل ذمه از غیبت، بهتان، نمیمه، هجاء، سب، غش و ... مصون نیستند . در اسلام سنتی، «انسان از آن حیث که انسان است » ، یعنی فارغ از دین و مذهب، از حقوق برخوردار نیست . در اسلام تاریخی تمامی افراد بشر، بالقوه، شان برابر دارند; اما لزوما با حقوق برابر به دنیا نمی آیند . جنسیت، دومین منشا تبعیض حقوقی در اسلام سنتی است . در حقوق مدنی و حقوق جزایی و کیفری، جنسیت موجب تفاوت حقوقی است . در اسلام سنتی شرط احراز مرجعیت، قضاوت، زمامداری سیاسی یا امارت و ولایت، امامت جمعه (البته در صورتی که مامومین مرد باشند) مرد بودن است . در بسیاری از حدود شرعی، شهادت زنان فاقد هرگونه اعتبار است . در اسلام سنتی طلاق به صورت یک ایقاع شرعی از سوی مرد صورت می گیرد و رضایت و حتی اطلاع زن در صحت آن دخیل نیست . سهم الارث دختر نصف سهم الارث پسر است . مرد، شرعا رئیس خانواده است . زن بدون اجازه شوهرش حق ندارد از خانه خارج شود . در حقوق خانواده، حقوق مدنی و حقوق قضایی، زن، شرعا انسان درجه دوم محسوب می شود . سومین محور تعارض اسلام تاریخی با نظام حقوق بشر، تفاوت انسان آزاد با انسان برده و مملوک است . ولایت شرعی فقیه، در امور عمومی، چهارمین تبعیض و تعارض احکام اسلام سنتی با اندیشه حقوق بشر است . زیرا قائلان به ولایت فقیه عقیده دارند که فقیهان تنها به شناخت و استخراج احکام کلی اکتفا نمی کنند، بلکه تعیین موضوع و مصداق، که از لوازم سیاست مداری است، نیز شان فقیه محسوب می شود . مردم عادی (عوام) و فقیهان عادل در اداره امور سیاسی و تدبیر مسائل جامعه بر مبنای احکام شرع، برابر نیستند از این دیدگاه اگرچه مردم در حوزه امور خصوصی رشیدند، اما در حوزه امور عمومی، شرعا محجورند . از این دیدگاه، «قیم ملت با قیم صغار، از لحاظ وظیفه و موقعیت هیچ فرقی ندارد .» حکومت مطلوب، در این دیدگاه، فقیه سالاری یا سلطنت فقیه یا «سلطنت مشروعه » است و می توان آن را در ردیف حکیم حاکمی افلاطونی، فقیه شاهی نامید . بدین ترتیب، قائل شدن به حقوق ویژه برای فقها و روحانیون در حوزه امور عمومی یا حکومت ولایی انتصابی مطلقه فقها یا روحانیون با اندیشه حقوق بشر مخالف است . .... ادامه دارد دوستان لطفا نگران عبارات هم نباشید چرا که در یخش دوم به انتها پاسخ داده شده پس دوستان تا اخر مبحث با ما باشید ![]() پیشنهاد میکنم به جناب دوست حقیقت که به مطالب این نویسنده علاقه دارند این رو بخونن .دوستانشون بهشون بگن این رو ![]() منبعی که مورد استفاد قرار گرفته میگم تا دوستان اگه میل داشتن پاسخ انتهایی رو مطالعه کنند : حوزه
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| آیا خداناباوری نوعی روشنفکری است؟ | سعدی | 17 | 4,782 |
۱۳/مرداد/۹۶ ۲۳:۵۴ آخرین ارسال: سعدی |
|







