|
آیا خداناباوری نوعی روشنفکری است؟
|
|
۱۱:۴۵, ۱۲/مرداد/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مرداد/۹۶ ۱۱:۵۵ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
معمولاً خداناباوران (آتئیست ها) سعی می کنند خداناباوری (آتئیسم) رو مترادف با روشن فکری، منطق، علم و ... نشون بدن. اما آیا این دیدگاهها صحیحه؟ روشن فکری یعنی اینکه فرد بتونه مستقل از جامعه فکر کنه و در چارچوبهایی که جامعه برای تفکر ایجاد کرده خودش رو محصور نکنه. یعنی طرز فکری که داره رو از تحقیق و بررسی بدست آورده باشه و مدام در این طرز فکر بازنگری کنه. مثلاً اگر کسی اعتقاداتش رو بر پایه "موافقت یا مخالفت با هر چه مورد تایید فلان گروه است است" بگذاره، در این صورت خودش رو در یک قالب محصور کرده. متعلق دونستن خود به یک دسته بندی خاص می تونه یک مانع در مقابل تفکر مستقل باشه. مثلاً فردی که بعد از مشاهده چند تا بازی از تیم پرسپولیس خودش رو در دسته بندی "پرسپولیسی ها" قرار داره، حتی در صورت تغییر عملکرد این تیم هم به زحمت وضعیت خودش رو تغییر میده. ممکنه حسرت بخوره که چرا "تیمش" داره بد بازی میکنه اما همچنان به این دستهبندی ساختگی وفادار می مونه. انواع مکتبهای فکری می تونند همین نقش رو بازی کنند و فرد رو در قالب قرار بدن. اگر فردی یک مکتب فکری (از جمله اونهایی که نامشون با "ایسم" تمام میشه) رو انتخاب کنه اما مدام در دلایل انتخابش بازنگری نکنه، دچار یک قالب فکری میشه که با روشن فکری در تضاده. آتئیسم هم می تونه این نقش رو بازی کنه. به خصوص که خود این قالب ممکنه به شکل تقلیدی پذیرفته بشه. در مقابل روشن فکری، یه چیز دیگه داریم که میشه اسمشو گذاشت "روشن فکر نمایی" که نباید با روشن فکری اشتباهش گرفت. روشن فکر نمایی یعنی این که فرد بخواد ظاهرش رو شبیه به کسانی در بیاره که به عنوان روشن فکر در جامعه شناخته شده اند. مثلاً ممکنه سیگار بکشه به این دلیل که فلان فیلسوف هم سیگار می کشیده. یا یک عقیده خاص رو انتخاب کنه به این دلیل که فکر می کنه این عقیده نمادی از "روشن فکری" است در حالی که یک عقیده از پیش تعیین شده که فرد بدون تفکر مستقل پذیرفته رو نمیشه روشن فکری دونست. این نکته هم باید ذکر بشه که روشن فکری یک مسئله ایده آله و شاید هیچ کسی نتونه ادعا کنه که کاملاً روشن فکره. |
|||
|
|
۱۳:۰۶, ۱۲/مرداد/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مرداد/۹۶ ۱۳:۰۷ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
(۱۲/مرداد/۹۶ ۱۱:۴۵)سعدی نوشته است: سلام سلام با این قسمتش مخالفم! پرسپولیسی بودن به معنی وفادار بودن فرد به یک تیم هست مثلا یک زن و شوهر با وجود مشکلات مالی که دارند به هم وفادار می مونن ! این به معنی تاریک فکر بودنِ ؟؟ قاعدتا همه ساختارها ساختگی نیستن حتی ساختار و پیوندهای عاطفی__هیجانی مثل پرسپولیسی بود و وفاداری ... حالا شما ادامه بدید بعد من عرض می کنم
|
|||
|
|
۱۵:۰۴, ۱۲/مرداد/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مرداد/۹۶ ۱۵:۰۵ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
روشن فکری یعنی این که برای تفکرات، رسومات و ... دلیل منطقی داشته باشیم.
به طور مثال اگر شما حقانیت مذهب رو با دلیل بپذیرید و بعد دستورات مذهب رو پشتوانه ای برای وفاداری به خانواده قرار دهید. اگر اون چارچوب اصلی را بر اساس تحقیق و بدون تقلید پذیرفته باشید پس کار شما مبناش روشنفکری بوده. که البته اون تحقیق باید درست و بدون جهتگیری باشه. یا ممکنه بر اساس چارچوبهای اخلاقی که دارید پیش برید و دلایلی مثل لزوم استحکام خانواده را مورد توجه قرار دهید. اما آیا باید به هواداری یک تیم فوتبال هم وفادار بمونیم؟ آیا دلیل اخلاقی براش داریم؟ آیا اگر ما خودمون رو در قالبی مثل "پرسپولیسی" یا "استقلالی" محدود نکنیم مشکلی برای جامعه ایجاد میشه؟ اگر تیم مورد علاقه ما در آینده بد عمل کنه، آیا باید خودمون رو موظف به هواداریش بدونیم؟ اینها چیزهاییه که باید بهشون فکر کنیم. نمیشه نتیجه گرفت که چون وفاداری به خانواده خوبه، نتیجه بگیریم که حتماً وفاداری به تیم فوتبال هم خوب باشه. وقتی به مکاتب فکری می رسیم، باید ببینیم آیا دلیلی داره که کسی خودش رو به قالبی مثل "آتئیسم" محدود کنه؟ اگر در آینده دلایلی برای رد آتئیسم پیدا کرد، آیا باید خودش رو موظف به ماندن در این چارچوب بدونه؟ آیا بهتر نیست مدام دلایلش رو بازنگری کنه؟ ضمن اینکه باز هم جا داره اشاره بشه که روشن فکری در حالت ایده آل ممکنه قابل دستیابی نباشه. گاهی مجبوریم زیاد مته به خشخاش نگذاریم. همان طور که در فلسفه نمیشه همه جا مته به خشخاش گذاشت. |
|||
|
۱۵:۲۵, ۱۲/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
این موضوع رو توی اتیست ها ... هم میشد گذاشت . چون دیدم اون موضوع دیگه دنبال کننده نداره ادامه ندادم وگرنه مطالب زیاده
![]() (۱۲/مرداد/۹۶ ۱۵:۰۴)سعدی نوشته است: روشن فکری یعنی این که برای تفکرات، رسومات و ... دلیل منطقی داشته باشیم.به این مطلب هم نگاهی بندازین مفهوم-روشنفکری نقل قول:مقام معظم رهبری نیز در مجموع روشنفکر را به همین معنای اخص یعنی کسانی که توان علمی و فکری بالایی دارند و خواهان تحول و پیشرفت جامعه هستند، می دانند؛اما نکته مهمی که در بیان ایشان وجود دارد این است که روشنفکر حقیقی کسی است که این پیشرفت وتحول را از هر طریقی نمی پذیرد؛ بلکه آن نوع از برنامه برای تحول و پیشرفت را می پذیرد که مطابق منافع ملی و ساختار فکری، فرهنگی و ارزشی جامعه باشد. با این معیارها، روشنفکر اختصاص به تحصیل کرده های دانشگاهی یا محصلان فرنگ رفته و یا کسانی که صرفاً کار فکری می کنند و فعالیت بدنی ندارند، نمی شود. همچنین روشنفکر حقیقی شامل کسانی که به اسم ترقی و پیشرفت، دین و آموزه های آن را زیرپا گذاشتند و منابع و منافع ملی را در اختیار بیگانگان قراردادند و جاسوس و دلال قراردادهای استعماری شدند، نمی شود. با توجه به همین معیارها، مقام معظم رهبری معتقدند چون روشنفکران اولیه تاریخ ما ـ یعنی کسانی که برای اولین بار به طور رسمی خود را منادیان روشنفکری در ایران نامیدند ـ از جهات مختلفی از معیارهای فوق فاصله داشته اند و دچار مشکلات متعددی بوده اند، جریان روشنفکری در ایران بیمار متولد شده است و بسیاری از خصوصیات فوق را نداشته است.[ سخنرانی مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان دانشگاه تهران، 22/2/1377 . ]کلا هرچیزی رو ک مخالفت کنی_ مخصوصا با شریعت _ میشی رو شنفکر البته از دید عامه
|
|||
|
|
۲۰:۰۲, ۱۲/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۱۲/مرداد/۹۶ ۱۱:۴۵)سعدی نوشته است: سلامسلام میخوام بدونم تعریف شما از جامعه چیه؟ وقتی از راه تحقیق و بررسی به یک طرز فکر برسیم این تحقیق رو مگه از چه طریقی بدست آوردیم؟ جز این هست که اقوال و دیدگاه های دیگران رو مطالعه میکنیم و به یک نتیجه ی موافق یا مخالف میرسیم؟ با این حساب پس میتونیم بگیم یک روشنفکر با تعریفی که شما کردین مستقل از جامعه تفکر میکنه؟ به نظرم جواب بستگی به تعریف شما از جامعه داره. بستگی داره جامعه رو تا چه اندازه محدود کنید |
|||
|
|
۲۰:۲۹, ۱۲/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
سلام حقیقتجوی گرامی
بله شما نظرات مختلفی رو از جامعه می گیرید، اما اینکه کدوم رو بپذیرید و چطور تصحیحشون کنید باید بر مبنای عقل و تفکر شما باشه. |
|||
|
|
۲۱:۲۶, ۱۲/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
(۱۲/مرداد/۹۶ ۲۰:۲۹)سعدی نوشته است: سلام حقیقتجوی گرامیسلام بزرگوار اگه حس کردین بحث داره منحرف میشه جواب ندین. شما حالتی رو تصور کنید که دو نفر در مورد یک مطلب دینی یا فلسفی تحقیق میکنن و هر دو یک کتاب رو برای مثال میخونن. اما نظر این دو شخص کاملا بر خلاف همدیگه است و هر دو هم ادعا میکنن بر اساس عقل و تفکر به این نتیجه رسیدن و هر کدوم استدلالهای خودشون رو دارن. هر دو هم در اون زمینه صاحب نظر هستن و اینطور نیست که یکی از نظر علمی بر دیگری برتری داشته باشه. یک منبع رو مطالعه کردن اما نظرشون مخالف هم هست. در اینصورت چطور میشه گفت کدوم داره درست میگه؟ به نظر من: بر اساس عقل و تفکر در مورد موضاعاتی که در محدوده زمانی و مکانی ما هستن میتونیم یک اصل عقلی رو ارائه بدیم بطوریکه برای همه قابل پذیرش باشه. مثلا الان میتونیم با قاطعیت بگیم زمین به دور خورشید میچرخه و اگه کسی بگه اینطور نیست میگیم عقل خودشو از دست داده. اما در هزاران سال پیش موضوع برعکس بوده و اگه اونموقع کسی میگفت زمین به دور خورشید میچرخه یک حرف غیر عقلی زده بود. خب وقتی اینطور هست در مورد مسائلی که هیچکس ندیده و تجربه نکرده عقل و تفکر چطور میتونه نظری رو با قاطعیت و بدون خطا بده؟ چطور میتونه بگه کدوم فیلسوف درست میگه و کدوم اشتباه؟ در مواردی که در محدوده زمانی و مکانی ما نیستن اگه کسی بیاد نظری بده من میگم داره محصول تخیل خودش رو میگه نه تفکر و تعقل. به نظرم روشن فکری دینی این نیست که آدم بطور مستقل از جامعه تفکر و تعقل کنه. یا اصلا بره اقوال بقیه رو مطالعه کنه و به یک نتیجه ی عقلی برسه. اصلا همچنین چیزی غیر ممکنه چون وقتی شما صرفا با تکیه بر تفکر و تعقل یک عقیده دینی رو قبول یا رد میکنی احتمال خطا بسیار بالاست. |
|||
|
|
۲۱:۵۲, ۱۲/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
عقاید دینی رو اگر مستقیم نتونیم از طریق آزمایش یا فلسفه بررسی کنیم، باید به صورت درون دینی بررسیشون کرد.
قبل از بررسی درون دینی، شما باید اصول دین رو اثبات کرده باشید. اگر نبوت خاصه رو اثبات کردید می تونید به قرآن استناد کنید. اگر امامت رو اثبات کنید، می تونید به احادیث هم مراجعه کنید. منتها نکته مهم اینه که اصول دین باید به صورت غیر تقلیدی اثبات شوند. |
|||
|
|
۲۲:۱۹, ۱۲/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۱۲/مرداد/۹۶ ۲۱:۵۲)سعدی نوشته است: عقاید دینی رو اگر مستقیم نتونیم از طریق آزمایش یا فلسفه بررسی کنیم، باید به صورت درون دینی بررسیشون کرد.معمولا فلسفه رو بصورت اشتباه با تعقل یکی میدونن اما وقتی به قضیه دقیقتر میشیم میبینیم داره در مورد مسائلی صحبت میکنه که در محدوده زمانی و مکانی ما نیست و میخواد با یکسری اصول اونها رو تعریف کنه. موضوعاتی که در محدوده زمانی و مکانی نیست با تفکر و تعقل قابل اثبات و تعریف نیستن. اگر هم کسی اثبات کرد احتمال خطا بسیار بالاست. مردم خوششون میاد چون حرف جدیدی زده شده که قبلا به فکر اونها نرسیده اما دلیلی بر درست بودن اون وجود نداره. حتی در علوم تجربی و حسی هم همونطور که میبینید هر روز نظریات جدیدتری داده میشه دیگه فلسفه که جای خودشو داره.. بله در مورد مسائل دینی باید بصورت درون دینی بررسی بشه اما صحبت قبلی من کلی بود و حالتی رو در نظر گرفتم که تعالیم دینی از طرف امام یا پیامبر وجود نداره. به نظر شما از کجا میشه فهمید که یک پیامبر مثلا حضرت موسی (علیه السلام) حرفهایی که داره میزنه دقیقا درسته و حقیقت همونه؟ بر اساس تعقل و تفکر در حرفهاش؟ فرض کنید در زمان حضرت موسی (علیه السلام) بودید. بر چه اساسی حرفهاش رو قبول میکردید؟ تفکر و تعقل در حرفهاش؟ |
|||
|
|
۲۲:۲۲, ۱۲/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
اگر تفکر و تعقل جواب نده توی شک می مونیم. یعنی هم احتمال درستی رو در نظر می گیریم هم احتمال نادرستی رو.
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| حقوق بشر و روشن فکری دینی | mahdy30na | 18 | 5,196 |
۲/اسفند/۹۴ ۱۷:۵۹ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| ده افسانه دربارۀ خداناباوری | namekarbary | 70 | 35,239 |
۲/اردیبهشت/۹۳ ۱۷:۰۶ آخرین ارسال: Bidel.s |
|











البته از دید عامه