|
حکایتها و سخنان پندآموز
|
|
۰:۳۴, ۶/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #100
|
|||
|
|||
|
حضرت نوح هنگامی که کشتی را درست کرد و در آن انواع حیوانات را جای داد. الاغ در خارج از کشتی ماند. هرچه نوح او را به سوار شدن در کشتی وادار می کرد،سوار نمی شد. بالاخره خشمگین شده گفت:ارکب یا شیطان (سوار شو ای شیطان )
شیطان این سخن را شنید. خود را پی الاغ آویزان نموده داخل کشتی شد. حضرت نوح خیال می کرد شیطان سوار نشده،همینکه کشتی به حرکت در آمده ومقداری بر روی آب سیر کرد چشم نوح به شیطان افتاد که در صدر کشتی نشسته ،پرسید: چه کسی یه تو اجازه داد؟ گفت تو مگر نگفتی سوار شو ای شیطان . آنگاه گفت ای نوح !تو بر من حقی داری و نیکی درباره من کرده ای می خواهم آن را جبران نمایم. نوح پرسید آن خدمت چه بود. در پاسخ گفت:تو دعا کردی قومت به یک ساعت هلاک شدند اگر این کار را نمی کردی من حیران بودم به چه وسیله آنها را منحرف و گمراه سازم ،از این زحمت مرا راحت کردی. حضرت نوح دانست شیطان او را سرزنش می کند. شروع به گریه نمود، بعد از طوفان ،500 سال گریه میکرد از اینرو نوح (نوحه کننده)لقب گرفت. (پیش از آن عبد الجبار نام داشت) خداوند به او وحی کرد که سخن شیطان را گوش کن.نوح به شیطان گفت: آنچه می خواستی بگویی بگو. گفت:از چند خصلت تو را نهی می کنم: اول: اینکه از کبر پرهیز کن ؛زیرا اول گناهی که نسبت به خدا انجام شد همین کبر بود چون پروردگار مرا امر کرد برای پدرت آدم سجده کنم اگر تکبر نمی کردم و سجده می نمودم مرا از عالم ملکوت خارج نمی کرد. دوم: از حرص دوری کن. زیرا خداوند تمام بهشت را برای پدرت آدم مباح گردانید و از یک درخت او را نهی کرد. حرص آدم را واداشت تا از آن درخت خورد و دید آنچه باید می دید. سوم:هیچگاه با زن بیگانه و اجنبی خلوت مکن مگر اینکه شخص ثالثی با شما باشد. اگر بدون کسی خلوت کنی من در آنجا حاضر می شوم، آنقدر و سوسه می نمایم تا به زنا وادارت کنم. خداوند به نوح وحی کرد گفتۀ شیطان را قبول کن. منبع مکاتبه و اندیشه 34،ص 63)
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| حکایات و سخنان پندآموز 2 | Ramin_Ghn | 56 | 26,483 |
۲۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۷:۲۱ آخرین ارسال: aboutorab |
|





مکاتبه و اندیشه 34،ص 63)
