کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تحلیلی گذرا بر انقلاب های کشورهای مختلف جهان و سرانجام انها
۱۰:۳۰, ۱۲/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #4
آواتار
بخش اول -انقلاب فرانسه-- از خوشگذرانی اشراف و اخذ مالیات نمک تا قحطی نان قسمت چهارم

اشراف علاوه بر سبک زندگی خود، معمولا ویژه‌ترین امتیازات را داشتند. برای مثال، تنها اشراف می‌توانستند مقامات ارشد کلیسا را به دست آورند، تنها اشراف به فرماندهی ارتش می‌رسیدند و سفیر می‌شدند، و همزمان از دادن هرگونه مالیاتی معاف بودند. در فرانسه آن روزگار مردم عادی انواع و اقسام مالیات را می‌پرداختند، از مالیات بر زمین و جاده تا مالیات بر نمک و حتی مالیات غذای کبوترهایی که اشراف نگه‌داری می‌کردند! مالیات نمک یا «گابل»، یکی از مضحک‌ترین و در عین حال بی‌رحمانه‌ترین مالیات‌ها بود. هر عضو بالای 7 سال طبقه سوم موظف بود سالی سه کیلو نمک بابت مصرف نمک سالانه خود به دولت بپردازد (در آن زمان نمک کالایی مهم و باارزش محسوب می‌شد). دهقانان صاحب زمین باید هر سال مبلغ ثابتی مالیات می‌دادند، فارغ از این که آن سال چه میزان محصول تولید می‌کردند. اما از همه ظالمانه‌تر، مالیات و عوارضی بود که مردم فقیر بابت زندگی تجملی و بی‌خاصیت اشراف می‌پرداختند.


[تصویر: 135488.JPG]

علاوه بر این، مردم عادی باید سالانه یک دهم درآمد خود را به کلیسا بپردازند. تازه این مالیات به طور مساوی بین همه روحانیون توزیع نمی‌شد (مثلا کلیساهای محلی و ناحیه‌ای سهم چندانی از آن نداشتند) و بخش عمده آن نصیب روحانیون ارشد می‌شد که خود اشراف‌زاده بودند. همان طور که گفته شد، اشراف هیچ مالیاتی به شاه نمی‌دادند و کلیسا هم تنها هر چند سال یک کمک مالی به حکومت می‌کرد.



[تصویر: 135489.JPG]

این در حالی بود که خدمت در ارتش به عنوان سرباز، تنها وظیفه اعضای طبقه سوم (بخش فقیر آن) بود. در دوره خدمت دستمزد و غذای ناچیزی به آن‌ها پرداخت می‌شد و هر اندازه ایثار و شجاعت که در جنگ‌ها نشان می‌دادند به درجات نظامی دست پیدا نمی‌کردند، چرا که این درجات هم سهم اشراف بود!
با آن که نظام فئودالی قرن‌ها بر فرانسه حاکم بود، لیکن تفاوت دوره لوئی شانزدهم با دوران قبل‌تر در این بود که اگر تا پیش از آن فئودال‌ها در برابر امتیازات خود، دارای وظایفی بودند و معمولا به وظایف خود عمل می‌کردند، در این دوران در برابر امتیازات فزاینده، وظایف خود را به فراموشی سپرده بودند. در نتیجه مبنای توجیهی این امتیازات در ذهن عامه مردم بیش از پیش سست و بر خشم و نارضایتی توده‌ها افزوده می شد.

اندیشه انقلاب

کم‌کم اندیشمندان و نویسندگانی در فرانسه سر برمی‌آوردند که ادبیات جدیدی را درباره حقوق مردم نشر می‌دادند. مهم‌ترین متفکر این دوران، «ژان ژاک روسو» بود که برای اولین‌بار در فرانسه از مفهوم شهروندان (با حقوق و وظایف مشخص) در برابر ارباب-رعیتی سخن می‌گفت. او معتقد بود که یک نوع «قرارداد اجتماعی» میان مردم و حاکمان برقرار است که طبق آن حاکم و اتباع او از حقوقی مساوی برخوردارند و تنها وظایف آن‌ها فرق می‌کند. حاکمان در ازای وفاداری و پیروی شهروندان موظف به حفظ حرمت حقوق آنان، محافظت از جان و مال آن‌ها و دفاع از آنان در برابر حمله بیگانگان هستند. به نظر روسو، این حقوق متقابل، «حقوق طبیعی» بودند.


[تصویر: 1354810.JPG]
زان ژاک روسو
باید اشاره کرد که اندیشه روسو خود محصول عصر روشنگری بود که در قرن 17 شروع شده بود. در این عصر، ابتدا دانشمندانی چون نیوتون پاره‌ای از قوانین حاکم بر طبیعت را کشف کردند و برای رویدادهای طبیعی علل معینی یافتند. فیلسوفان عصر روشنگری، بر همین مبنا به دنبال کشف قونین طبیعی حاکم بر روابط انسان‌ها بودند. نویسندگان فرانسوی قرن 17 و 18 موسوم به «اصحاب دایره المعارف»، بحث حقوق طبیعی انسان‌ها را به میان آوردند، حقوقی که مختص ذات انسان است و با تولد هر انسان در نهاد او قرار دارد. نویسندگانی چون دیدرو، دالامبر، ولتر و مونتسکیو طلایه‌دار مفهوم حقوق و آزادی انسان غربی شدند. با این حال همچنان که اصحاب دایره المعارف از حکومت مشروطه پادشاهی (یعنی حکومت محدود و مقید به قانون) دفاع می‌کردند، مفهوم مورد نظر مونتسکیو «حق حاکمیت برای همه مردم» بود. بر این مبنا، نظرات مونتسکیو، پرورانده ایده‌ای بود که بعدها جمهوری نام گرفت.


[تصویر: 1354811.JPG]

شارل دو مونتسکیو


اصلاحات پیش از طوفان


لوئی شانزدهم که بر عکس پدر و پدربزرگش انسانی نسبتا خوش قبل و خیرخواه بود و می‌خواست سلطانی وجیه المله نیز باشد، با حس کردن فضای نارضایتی عمومی، تلاش کرد رشته‌ای از اصلاحات را در حکومت به اجرا بگذارد. در وهله اول، او تلاش کرد دست به ترکیب وزیران فاسد به جا مانده از دوران پدرش بزند. از این رو ابتدا فردی به نام «روبر تورگو» را که مردی اندیشمند و آزادی خواه بود، مسوول سر و سامان دادن به امور مالی کشور کرد. در مرحله بعد، پادشاه محکمه‌هایی به نام «پارلمان» را که یک نهاد قضایی ریشه‌دار در فرانسه بود، احیاء نمود. این پارلمان‌ها در دوره لوئی پانزدهم تعطیل و اعضایش تبعید شدند. پارلمان‌ها در گذشته نقش پررنگی در محدود سازی خودکامگی پادشاه و طبقات بالادست داشتند.


[تصویر: 1354812.JPG]
روبر تورگو

با این حال، اقدامات اصلاحی موسیو تورگو، به ویژه تلاش برای محدودسازی امتیازات اشراف و کلیسا، با مخالفت جدی عناصر دربار و اشراف و روحانیون بلندپایه مواجه شد. با فشار آن‌ها شاه مجبور به کنار گذاشتن تورگو شد. یک بانکدار و ثروتمند سوییسی از طبقه بورژوا به نام موسیو «ژاک نکر»، جانشین تورگو شد تا به امور مالیه سامان دهد. نکر که می‌خواست به سرنوشت سلفش دچار نشود، از پادشاه تقاضای اختیارات بیش‌تر می‌کرد. اما در نهایت، باز زور مخالفان درباری او چربید و و استعفاء کرد. در نتیجه، بحران اقتصادی فرانسه روز به روز وخیم‌تر می‌شد.



[تصویر: 1354813.JPG]
ژاک نکر؛ قتصاد دان مشهور فرانسوی دوره لوئی شانزدهم
پادشاه فردی به شارل الکساندر دوکالون را جانشین نکر کرد. کالون خیلی زود به این تتیجه رسید که راه برون رفت از بحران، شروع مالیات‌گیری از طبقه روحانیون و اشراف است. برای تصویب این طرح، شاه مجمعی از اشراف و روحانیون ارشد به نام «مجلس بزرگان» را فراخواند. رهبری این مجلس با 14 اسقف برجسته بود. بعد از این که کالون طرح خود را با اعضای مجلس در میان گذاشت، آن‌ها که منافع خود را در خطر می‌دیدند، با تصویب مالیات کالون مخالفت کردند و شروع به تخریب وجهه او در میان مردم نمودند. مردم به مخالفت با کالون پرداختند و شاه او را برکنار کرد. مجلس بزرگان مدعی شد که برای تصویب هرگونه مالیات جدید، باید «مجلس عمومی طبقات» (اتا ژنرو) تشکیل شود.

«مجلس عمومی طبقات» یک نهاد کهن در فرانسه بود که از اعضای هر سه طبقه تشکیل شده بود و وظیفه دادن مشورت به پادشاه و تصویب مالیات‌های جدید را به عهده داشت. با قدرتمندشدن شاهان فرانسه، مدت 180 سال بود که چنین مجلسی تشکیل نشده بود. لوئی شانزدهم چون می دانست که موافقت با تشکیل مجلس طبقاتی، به معنای چشم‌پوشی از قدرت مطلقه است، زیر بار نرفت و در عوض با توسل به زور، پارلمان‌های فرانسه را تعطیل کرد. این جا بود که یک اتحاد تاکتیکی برای اولین بار میان طبقه سوم و اشراف به وجود آمد که هر دو خواهان تشکیل مجلس طبقاتی بودند. اوج‌گیری مخالفت‌ها با پادشاه، در نهایت او را مجبور به عقب‌نشینی و صدور دستور تشکیل مجلس طبقاتی در 1789 کرد.


[تصویر: 1354814.JPG]

مجلس طبقاتی فرانسه
با وجود این که خواسته اشراف به کرسی نشست و آن‌ها از عقب نشینی شاه خوشحال بودند، اما تضعیف قدرت مطلقه شاه موجب تشجیع و تحریک بیشتر عامه مردم شد. در نهایت این اقدام اشراف، منجر به برپاشدن آتشی شد که دامان خود اشراف را گرفت.
درست مقارن با آغاز به کار مجلس طبقاتی، اوضاع اقتصادی به شدت وخیم شده و «نان» که قوت غالب توده مردم بود، کمیاب شد. شایع شدن این مساله که اشراف با احتکار غله موجب کمبود نان شده‌اند، خشم طبقه 3 را نسبت به اشراف مشتعل کرد. مجلس طبقاتی در چنین جوی شروع به کار کرد.



[تصویر: 1354815.JPG]
پایان بخش اول
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پیام در این موضوع
پاسخ به: تحلیلی گذرا بر انقلاب های کشورهای مختلف جهان و سرانجام انها - vahrakan - ۱۲/خرداد/۹۵ ۱۰:۳۰

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  نگاهی گذرا به سیر تاریخی تغییرات نام بیت المقدس moltamesin 0 1,390 ۱۰/اسفند/۸۹ ۱۷:۲۵
آخرین ارسال: moltamesin

پرش در بین بخشها:


بالا