نقل قول:سخنان مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنهای در سفر اخیر به شیراز، در تمجید از تمدن ایران به خصوص در قرون ۴ و ۵ هجری، تجلیل از حافظ و سعدی و مخصوصا سخنرانی مفصلش در کازرون در مورد مقام والای سلمان فارسی، از سوی پورپیرار کاملا نادیده گرفته شد و برخلاف رویهی همیشگی که دوست دارد به هر سخن رسمی در مورد تاریخ ایران پاسخهای تند و تیزی بدهد، در این مورد کاملا سکوت کرد!
دوست عزیز:
تایید یا رد تحقیق


شمایاهر فرد دیگر نیاز به مطالعه منابع ذکر شده دارد.که زمانبراست اماآنچه که در آخر فرموده اید لااقل برای بنده غیرقابل تایید است.
گوشه ای از بیانات مقام معظم رهبری :
نقل قول:يكى از چيزهائى كه در اين استان مورد توجه است و جا دارد كه بيشتر مورد توجه قرار بگيرد، مسئلهى گردشگرى است. اينجا به خاطر وجود حرم مطهر حضرت احمدبنموسى (عليه و على ابيه و اخيه السّلام) جنبهى مضاعف گردشگرى دارد. اينجا مزار است، زيارتگاه است. جاذبههاى گردشگرى در اينجا خيلى زياد است. من تصورم اين است كه اگر مسئولين كشور و مسئولين استان بتوانند از همين مسئلهى گردشگرى به شكل درست، با تبليغات صحيح و با جهتگيرىِ صحيح استفاده كنند، درآمد آن، استان را از همهى معونههاى ديگر بىنياز ميكند. مسئلهى گردشگرى خيلى مهم است.
من همينجا اشاره بكنم به اين بناهاى باستانىِ مربوط به قبل از اسلام؛ تخت جمشيد و بقيهى چيزهائى كه در اين استان هست. انسان از دو نظر ممكن است به اين مراكز باستانى نگاه كند؛ اينها را بايد از هم تفكيك كرد. يك نگاه اين است كه اينها متعلق به جباران تاريخ بوده. هر كدامى كه نگاه ميكنيم، به يك نحوى به يكى از جباران تاريخ و طاغوتهاى بشرى ارتباط پيدا ميكند. بله، از اين جهت نگاه منفى به اينها هست. غالب متدينين و انسانهائى كه نفرت طبيعى از استبداد و از جباريت دارند، با اين ديد وقتى به اين بناهاى باستانى نگاه ميكنند، طبعاً براى آنها جاذبهاى ندارد. ليكن يك جنبهى ديگر هم وجود دارد و آن اين است كه اين بناها محصول سرپنجهى هنرمند ايرانى است؛ محصول فكر راقى و روشنبين ايرانى است در سالها و قرنها پيش از اين؛ اين جنبهى مثبت قضيه است. همهى بناهائى كه از لحاظ تاريخى - چه در اينجا، چه در اصفهان، چه در بقيهى نقاط كشور - وجود دارد، از اين قبيل است. درست است كه جباران استفاده كردند، اما خالق و آفرينندهى اين مجموعهها كيست؟ ذهن ايرانى است، سرانگشت هنرمند ايرانى است، روحيهى بلندنظر ايرانى است، ابتكار و ذوق ايرانى است؛ اين براى يك ملت افتخار است. با اين ديد وقتى نگاه بكنيم، مىبينيم اينها مثبت است؛ چه تخت جمشيد، چه بقيهى مناطق ديگر. اينها را نشان بدهيد.
در دنيا از چيزهائى كه جنبهى افتخارآميز هم خيلى ندارد، گاهى اوقات به عنوان مفاخر تاريخى استفاده ميكنند. آن كسانى كه مفاخر تاريخى را ندارند، براى خودشان خلق ميكنند! ما اين همه مفاخر تاريخى داريم، اين همه چيزهائى كه مايهى تفاخر تاريخى ملت ايران است، اعتماد به نفس ملت ايران است؛ چرا اينها را نشان ندهيم؟
يك نفرى براى من نقل ميكرد، ميگفت رفته بوديم يونان؛ ما را به مراكز گردشگرى گوناگون ميبردند و آنها را به ما نشان ميدادند؛ از جمله به نقطهاى بردند، گفتند اينجا همانجائى است كه سپاهيان ايرانى آمدند اينجا، از ما شكست خوردند. مردم را به يك بيابان خالى ميبرند و نشان ميدهند كه اينجا آنجائى است كه ايرانىها در آن دوره لشكركشى كردند و در اينجا شكست خوردند. يك فضاى خالى را نشان ميدهند، يك مادههاى تاريخى را با يك فضاى خالى اثبات ميكنند. خوب، اينجا نزديكى كازرون - آنطورى كه شنيدم - مجسمهى والرين است، امپراتور روم، كه زانو زده در مقابل پادشاه ايران. خيلى خوب، اينجا را برويد نشان بدهيد؛ اين به آن در! اين همه نقاط مثبتى كه ميتواند گذشتهى ما را نشان بدهد.
من البته به شما عرض بكنم؛ اعتقاد راسخ و جازم و علمى دارم كه آنچه ايرانى بعد از آمدن اسلام كرده، اصلاً قابل مقايسه نيست با آنچه در طول تاريخ گذشتهى خودش داشته. ايران در دوران اسلامى، در قرن سوم و چهارم و پنجم هجرى، در قلهى دانش و تمدن و سياست و اقتصاد جهانى قرار داشته. هيچ جاى دنيا - از شرق و غرب، از آسيا و اروپا - در اين حد نبودند؛ اين به بركت اسلام بوده. ايران قبل از آن هرگز چنين اوجى را نداشته. در دوران سلسلههاى گوناگون ايرانى - از آل بويه بگيريد تا غزنويان و سلجوقيان و بقيه، تا دورهى صفويه - اين بخش از تاريخ ايران قابل مقايسه نيست؛ اما آن بخش ديگر تاريخ ايران هم، تاريخ ماست؛ آن هم ايران است؛ حالا يك حاكم طاغوتى در رأسش بوده، سنتهاى غلط و آئينهاى باطلى در آنها وجود داشته؛ آن به جاى خود، امر ديگرى است؛ اما هنر ايرانى است. به هر حال روى مسئلهى گردشگرى حتماً بايستى كار شود؛ هم در زمينهى مزارات اسلامى كه بهترينش را شما در اينجا داريد، هم به وسيلهى مفاخر ادبى و هنرى ما كه شما عالىترينش - يعنى حافظ و سعدى - را اينجا داريد، هم در زمينهى آنچه كه در گذشتهى تاريخ وجود داشته است.
منبع
بیانات ایشان در جمع مدیران اجرایی استان فارس میباشد که اشاره ای هم در مورد تاریخ قبل وبعداز اسلام شده ...
انچه واضح است تفخر ایشان به ذوق وهنر ایرانی است ونه تمجید از تمدن ایران ....
که این بیانات برای آنانی که با هنر وفرهنگ والای ایرانی مشکل دارند پاسخگوی خوبی است.
------------------------------------
حالا باید دید چرانویسنده این مطلب برای به کرسی نشاندن حرف خودش از بیانات ایشان تفسیر به رای کرده است؟